userinfo close

  ,

کوچه پس کوچه های دلتنگی


homesickalley

تاسیس: 8 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: اشتاد فارسی - معاونان
 

عنوان بحث

اشتاد فارسی , mim_ashtad
اشتاد فارسی - 05:15 1384/08/11

آموزش قافیه

در این بخش شروع به آموزش قافیه می کنیم...در این جا هیچ چیزی ننویسید.

پیام در تاریخ 84/8/17  ساعت: 15:11 توسط مهدی ش ویرایش شد.

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
اشتاد فارسی , mim_ashtad
اشتاد فارسی - 23:10 1384/08/18
4
عیوب قافیه:

برابر آنچه که دردروس گذشته طرح شد، رعایت قواعد؛حرکات و حروف قافیه در شعر فارسی الزامی است و عدم رعایت آنها عیب شمرده می شود.پیشینیان برای هر نوع نقص و عیبی در قافیه نامی برگزیده اند که عبارتند از:سِناد،اِقواء،اِکفاء،ایطاء،شایگان.

1)-سناد:

اختلاف ردف اصلی یا ردف زائد در قافیه است.

مثال:

نماییمما آنچه نیکان کنند...........خردمند مردان و پاکان کنند

که در مصراع اول ردف اصلی حرف (ی) در کلمه ی (نیکان) و در مصرع بعد حرف(الف) است.

شهریار اندر پی او اسب تاخت......تا که او را در بیابانی بیافت

که در مصراع اول ردف زائد حرف (خ) در کلمه ی (تاخت) و در مصراع دوم حرف (ف) در کلمه ی (یافت) می باشد.

2)- اقواء:

اختلاف حذو (حرکت ماقبل ردف و قید) و توجیه (حرکت ماقبل روی ساکن) است.

مثال:

هر وزیر و مفتی و شاعر که او توسی بود....چون نظام الملک و غزالی و فردوسی بود

در بیت بالا (توسی) و (فردوسی) قافیه شده اند و می بینیم که تلفظ حرف (واو) در دو مصراع با هم مطابقت ندارد.

از غصه ی هجران تو دل پُر دارم....پیوسته از آن دیده به خون تَر دارم

در بیت بالا حرکت حروف (پ) و (ت) با هم مطابق نیست.

3)-اِکفاء:

اختلاف در حرف روی را اکفاء می گویند.

مثال:
یار جسمانی بود رویش چو مرگ..........صحبتش شوم است باید کرد ترک

حرف روی در مصراع فوق مطابق نیست.حروف (گ) و (ک) در کلمات مرگ و ترک روی هستند.

4)-ایطاء:

تکرار قافیه را ایطاء می گویند.به شرطی که کلمات متکرر دارای یک معنی باشند.ایطاء بر دو نوع است: ایطاء خفیّ و ایطاء جلیّ.

الف)-ایطاء خفیّ:

آنستکه تکرار قافیه به مناسبت کثرت استعمال و شدت آمیختگی چندان آشکار نباشد و این وقتی است که کلمه ی مرکب در حکم کلمه ی بسیط باشد.مانند قافیه کردن آب با گلاب یا رنجور با مزدور یا گویا با دانا.

مثال:

چگونه بلایی که پیوند تو.............بجویی بد است و نجویی بَتَر
شبی صبح کردم چگونه شبی.....شبی از شب داج تاریکتر

ب)-ایطاءجلیّ:

از عیوب فاحش قافیه است و در صورت نیاز و ضرورت نباید در مثلا یک قصیده ی چهل بیتی دوبار بیشتر تکرار شود.در کل نباید قافیه یک شعر بیمار ایطاءجلیّ باشد ولی در قصیده های طولانی هرگاه به ناچار ایطایی چنین بکار رفت، باید میان دو قافیه ی متکرر حداقل 7 بیت فاصله باشد.

تذکرات مهم:

1)-بعضی ایطاء جلیّ را تکرار کلی کلمه ی قافیه می دانند و این تکرار را در غزل تنها یکبار روا می دانند علی الخصوص که اگر در بیت دوم بیاید از محسنات شعری هم محسوب می شود و آن را ((ردالقافیه)) می نامند.

2)-تکرار یک کلمه دارای چند معنی باشد و در هر قافیه یکی از آن معانی اراده شود، ایطاء محسوب نمی شود.

5)-شایگان:

قافیه ساختن (ان) جمع و (ان) صفت فاعلی و (ین) و (ون) جمع مذکر سالم و (ات) جمع مونث سالم در نظم فارسی است.بنابراین قافیه کردن کلماتی چون (یاران و مستان) ؛ (رخشان و تابان) و (مومنین و مسلمین) و (کاتبون و عالمون) و (صفات و مشکلات) شایگان می باشد.

تذکر مهم:

بعضی شایگان را معادل فارسی ایطاء جلیّ دانسته اند. برای بعضی از عیوب قافیه؛ نامی وضع نشده است.برای نمونه چند مورد را ذکر می کنیم.

1)-کلمه را دو جزء کرده، جزیی را در آخر مصراع نخستین و جزیی دیگر را در اول مصراع دوم ، یا جزیی را در آخر مصراع دوم و جزء دیگر را در اول بیت بعد می آورده اند.

مثال:

شادمان باد مجلس مستو..........فیِ مشرق ، حمیدالدین الجو
هری آن صدر ، کز جواهر ال.........فاظ او اهل دین و دانش و دو....(لت)

2)-قافیه ی معمولی یا معموله: آن است که لفظ مرکب را در حکم بسیط قرار دهند.

مثال:

بخدایی که شمع گنبد چرخ ...............در بر نور اوست پروانه
کانچنانم ز رنج دوری تو......................که ندانم که زنده ام یا نه!

در ابیات بالا (پروانه) بسیط و (یا نه) مرکب است.

3)-برکلمه حرفی بیافزایند یا بکاهند.یا کلمه مخفف را مشدد کنند.یا مشدد را مخفف کنند.

مثال:

خاص در بند لذت و شهوات..........عام در بند هزل و تراهات

در این بیت بر کلمه ی (ترهات) الفی افزوده شده است.

گوسفندان کو برونند از حساب.............زان بهیشان کی بترسد آن قصاب

کلمه ی قصاب را که مشدد است؛ مخفف آورده اند.

*******************************نکته:

حاجب:

حاجب کلمه ای است که پیش از قافیه ی اصلی به یک معنی تکرار گردد و از محسنات شعری محسوب می شود.اینگونه قافیه را محجوب می خوانند.

مثال:

هرچند رسد هر نفس از یار غمی..............باید نشود رنجه دل از یار دمی


ذوقافیتین:

هرگاه در دو کلمه ی آخر ابیات یا مصراع های شعر در هر مصراع مقفی دو قافیه رعایت شود آن را ذوقافیتین می خوانند.

مثال:

دل در سر زلف یار بستم................وز نرگس آن نگار مستم.

که در بیت فوق کلمات یار با نگار و بستم با مستم هم قافیه هستند که بیت ذوقافیتین نامیده می شود.

پایان دروس قافیه.........
درس بعدی که طولانی خواهد شد و مباحث اصلی و دشوار ادب پارسی در آن طرح می گردد، درس علم ((عروض)) است.

پیام در تاریخ 84/8/23  ساعت: 11:11 توسط مهدی ش ویرایش شد.
اشتاد فارسی , mim_ashtad
اشتاد فارسی - 20:43 1384/08/16
3
خب درس سوم مربوط به بخش بعدی از دروس مربوط به ((قافیه)) است که حرکات قافیه می باشد.

-حرکات قافیه:

حرکات قافیه عبارتند از: رَسّ؛ اِشباع؛ حَذو؛ توجیه؛ مَجری؛نَفاذ

1)-رَس:

حرکت ((فتحه)) پیش از الف تاسیس را ((رَس)) می نامند.

مثال:

ای برده دلم را تو بدان شکل و شمَایل............پروای کَسَت نیّ و جهانی به تو مَایل

((فتحۀ))حرف((م)) در کلمات شمایل و مایل حرکت ((رَسّ)) می باشد.

2)-اِشباع:

اشباع به دو مورد اطلاق می شود:

الف)- حرکت حرف پیش از ((روی)) متحرک:

یکی نام حاتم نبردی بَرَش..............که سودا نرفتی از آن بر سَرَش

حرکت ((فتحه)) حروف ((ب)) و ((س)) در کلمات ((بَرَش)) و ((سَرَش)) اِشباع است.

ب)- حرکت حرف دخیل:

چشم بَدَت دور ای بدیع شمایِل....ماه من و شمع جمع و میر قبایِل

حرکت ((کسره)) در حرف ((ی)) در کلمات ((شمایِل)) و ((قبایِل)) اشباع است.

3)-حَذو:

حرکت پیش از ((ردف)) و ((قید)) را ((حَذو)) می گویند.

مثال از ((قید)):

صبحدم مرغ چمن با گلِ نوخاسته گُفت....ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکُفت

حرکت ((ضمه)) حروف ((گ)) و ((ک)) در کلمات ((گفت)) و ((شکفت)) حذو می باشد.

مثال از ((ردف)):

چو خیل اجل بر سر هر دو تَاخت.........نمی شاید از یکدگرشان شنَاخت

حرکت ((فتحه)) در حروف ((ت))و ((ن)) در کلمات ((تاخت)) و ((شناخت)) حذو می باشد.

4)- توجیه:

حرکت ماقبل ((رویّ)) ساکن را توجیه می گویند....اعم از فتحه چون ((سَر))؛((دَر))؛((زَر))؛((سحَر))؛((بَر))؛((پدَر))؛((پسَر)) و یا ضمه چون: ((تکبُّر))؛((تفاخُر))؛((دُم))؛((سُم))؛((تحیُّر))؛((پُز)) و یا کسره چون: ((دِل))؛((گِل))؛((مشکِل))؛((نادِر))؛((مسافِر))؛((حاضِر)).

مثال از فتحه:

مگر از پدر یاد دارد پسَر...............بگوید تو را یک به یک از پدَر

مثال از کسره:

چو از دوران این نیلی دوایِر............زمانه داد ترکیب عناصِر

مثال از ضمه:

ای کرده تو بر ملک تکبُّر..............وی کرده فلک به تو تفاخُر

5)- مَجری:

حرکت حرف ((رویّ)) است و تغییر ناپذیر است.

مثال:

در این چمن که ز پیری خمیده شد کَمَرَم.........ز شاخه های بقا بعد از این چه بهره بَرَم؟

در این بیت حرف ((راء)) حرف ((رویّ)) است و حرکت ((فتحه)) آن نیز ((مَجری)) می باشد.

6)- نَفاذ:

حرکت حرف قافیه بعد از حرف ((رویّ)) را نَفاذ می نامند.

مثال:

گلی کز آن چمن خیزد به بوی دوست بوییمش....و گر در خاک افتد، با گلاب دیده شوییمش

در این بیت کلمات قافیه ((بوییمش)) و ((شوییمش)) می باشد. حرف ((واو)) ((ردف اصلی)) است و حرکت ((ضمه)) قبل از آن ((حَذو)) می باشد.حرف ((یاء)) نخستین حرف ((رویّ)) است و حرکت آن ((مَجری)) است.حرف ((یاء)) دوم حرف ((وصل)) است و حرکت آن ((نَفاذ)) است. حرف ((میم)) حرف ((خروج)) است و حرکت آن ((نَفاذ)) است.حرف ((شین)) هم حرف ((مزید)) از حروف قافیه است.

پایان درس سوم.
اشتاد فارسی , mim_ashtad
اشتاد فارسی - 22:18 1384/08/12
2

حروف قافیه:

1)- روی:

اخرین حرف اصلی قافیه را ((روی)) می گویند.

مثال:
زن خوش منش دلستان تر که خوب.....که آمیزگاری بپوشد عیوب
در این بیت حرف ((ب)) روی است.

تذکر:
رعایت حرف ((روی)) در کل ابیات یک شعر الزامی است.

حروف دیگر قافیه را بر مبنای حرف ((روی)) به دو دسته تقسیم می کنیم؛ یکی حروف پیش از ((روی)) و دیگری حروف پس از ((روی)).

حروف پیش از ((روی)):

1)- حرف تاسیس:
الفی که با فاصله ی یک حرف متحرک از حرف ((روی)) بیاید ((حرف تاسیس)) نامیده می شود.مانند ((ا)) در کلمات ((شامل)) و ((کامل)).
هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل............ هرکس شنید گفت لله در قایل

2)- حرف دخیل:
حرف متحرکی را که بین الف ((تاسیس)) و حرف ((روی)) می آید ((دخیل)) می نامند.
چشم بدت دور ای بدیع شمایل
ماه من و شمع جمع و میر قبایل
جلوه کنان می روی باز نیایی
سرو ندیدم بدین صفت متمایل
در این ابیات کلمات ((شمایل))؛((قبایل)) و ((متمایل)) کلمات قافیه هستند.حرف ((ل)) حروف ((روی)) است و حرف ((ا)) حرف((تاسیس)) و حرف ((ی)) حرف ((دخیل)) است.

نکته:
رعایت الف تاسیس و حرف دخیل واجب نیست ولی رعایت حرکت حرف دخیل الزامی است.

تذکر:
قافیه ای که در آن حرف تاسیس رعایت شده باشد قافیه ی ((موسسه)) نامیده می شود.

3)- ((ردف)) بر دو نوع است:

الف)- ردف اصلی:
حروف ((و))؛((آ)) و ((ی)) را که بی فاصله پیش از روی بیایند ((ردف اصلی)) می نامند.

مثال:
خواب نوشین و بامداد رحیل.........باز دارد پیاده را زسبیل

عمر برف است آفتاب تموز...........اندکی مانده و خواجه غره هنوز

یار ناپایدار دوست مدار..............دوستی را نشاید این غدار

ب)- ردف زائد:
حرف ساکنی که بین ((ردف اصلی)) و ((روی)) بیاید ((ردف زائد)) نامیده می شود.
حروفی که می توانند ((ردف زائد)) قرار بگیرند عبارتند از: ش؛ر؛ف؛س؛خ؛ن که برای سهولت کار ترکیب ((شرف سخن)) از این حروف ساخته می شود تا در ذهن به راحتی سپرده شود.

مثال:
هرکه آمد عمارتی نو ساخت....رفت و منزل به دیگری پرداخت

از آن بهره ورتر در آفاق کیست؟.......که در ملک راندن به انصاف زیست
در ابیات مذکور حروف ((خ)) در بیت اول و حروف ((س)) در بیت دوم ردف زائد هستند.

تذکرات:
1)- قافیه ای که ردف داشته باشد اعم از اصلی و یا زائد ((مردف)) خوانده می شود.(به ضم حرف میم و سکون حرف راء و فتح حرف دال بخوانید.)
2)-رعایت ردف اصلی و زائد در بیت الزامی است.

4)-قید:
حرف ساکن غیر مدی که بدون فاصله پیش از روی بیاید قید نامیده می شودو رعایت آن مانند حروف ((روی))؛((ردف اصلی))؛((ردف زائد)) الزامی است.

نکته:
حروفی که می توانند قید واقع بشوند عبارتند از: س؛ه؛ش؛ب؛ف؛ر؛خ؛ن؛غ؛ز که برای سهولت کار ترکیب حروف فوق را با عنوان ((سه شب فرخ نغز)) به خاطر بسپارید.

مثال:
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست...پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست

در این بیت حرف((س)) در کلمات ((مست و دست)) قید می باشد.

تذکر:
قافیه ای که حرف قید دارد ((قافیه مقید)) و حرف ((روی)) آن را ((مقید)) می خوانند.


حروف بعد از روی:

حروف بعد از روی عبارتند از: وصل؛خروج؛مزید و نایره.

1)- وصل:
حرفی است که بی فاصله به روی بپیوندد.

مثال:
هردم از عمر می رود نفسی.....چون نگه می کنم نمانده کسی
در این بیت حرف ((ی)) بعد از روی که حرف ((س)) است حرف ((وصل ))است.

تذکر:
قافیه ای که حرف وصل دارد ((قافیه ی موصول)) می نامند.

2)-خروج:
حرفی است که به حرف ((وصل)) می پیوندد.

مثال:
بنی آدم اعضای یکدیگرند....که در آفرینش زیک گوهرند
حرف دال در بیت مزبور حرف خروج است.

3)-مزید:
حرفی است که به خروج می پیوندد.

مثال:
دلی کز مهر سرتابد به حسرت می گدازیمش....و گر از شوق باز آید به رحمت می نوازیمش
در بیت مذکور حرف ((ش)) مزید است.

4)- نایره(نایر):
یک یا چند حرف است که به مزید می پیوندد.

مثال:
تو گسستی عهد دلها ما به هم بستیمشان.....با هم اندر رشته ی زلف تو پیوستیمشان
در این بیت حروف ((الف و ن)) نایره هستند.

تذکر مهم:
رعایت حروف بعد از روی در هر صورت و شکل در کل شعر الزامی است.

پایان درس دوم.

اشتاد فارسی , mim_ashtad
اشتاد فارسی - 05:32 1384/08/11
1

تعریف:
قافیه در لغت به معنای از پی رونده و از پس درآمدن است و در اصطلاح یک یا چند حرف مشترک است که در کلمات نامکرر اواخر ابیات یا مصراعهای کلام منظوم تکرار می شود.

مثال:
ای نام بهترین سرآغاز.....بی نام تو نامه کی کنم باز
در این بیت ((آغاز)) و ((باز)) کلمات قافیه هستند.

ردیف:
کلمه؛ ترکیب یا جمله ای است که بعد از قافیه می آیدو عینا در پایان مصراع ها تکرار می شود.

مثال:
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد...یک نکته در این معنی گفتیم و همین باشد
در بیت فوق کلمه ی ((باشد)) ردیف مصراع است.

تذکرات:
1)-رعایت ردیف در غزلیات و قصایدی که در مطلع آنها ردیف رعایت شده است؛ الزامی است.
2)-قافیه ای که دارای ردیف باشد ((مردف)) نامیده می شود.

حروف قافیه:
حروف قافیه عبارتند از: روی؛ تاسیس؛ دخیل؛ قید؛ ردف؛ وصل؛ خروج؛ مزید؛ نایره.
قافیه در اصل یک حرف است و هشت آن را تبع
چار پیش و چار پس؛ این مرکز؛ آنها دایره
حرف تاسیس و دخیل و قید و ردف آنگه روی
بعد از آن وصل و خروج است و مزید و نایره....

پایان درس اول
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.