| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1005
|
1805
|
91/3/6 (12:39)
|
|
||
|
|
1587
|
2473
|
91/3/6 (12:17)
|
|
||
|
|
747
|
1812
|
91/2/9 (00:06)
|
|
||
|
|
385
|
697
|
91/1/25 (12:57)
|
|
||
|
|
1547
|
3853
|
91/1/9 (12:47)
|
|
||
|
|
639
|
1370
|
90/9/10 (19:14)
|
|
||
|
|
459
|
942
|
91/2/16 (15:52)
|
|
||
|
|
923
|
2092
|
90/9/4 (19:07)
|
|
||
|
|
782
|
1423
|
90/5/11 (18:10)
|
|
||
|
|
378
|
465
|
91/3/6 (12:23)
|
|
||
|
|
79
|
145
|
91/3/4 (13:27)
|
|
||
|
|
93
|
106
|
91/2/9 (15:46)
|
|
||
|
|
332
|
521
|
91/2/3 (14:11)
|
|
||
|
|
18
|
59
|
91/1/11 (08:45)
|
|
||
|
|
116
|
389
|
91/1/8 (08:45)
|
|
||
|
|
137
|
171
|
90/6/14 (16:11)
|
|
||
|
|
130
|
228
|
90/5/3 (00:59)
|
|
||
|
|
8
|
22
|
90/4/5 (14:34)
|
|
زانمنابع کارشناسی ارشدکارگاه های آموزشیپایان نامه های تحت مشاوره
| چگونه مردم را به خود جذب کنیم(2) | |
|
|
تنظیم زبان برای این كه به جای جیحه دار كردن احساسات كسی ، او را درك كنید ، یا به جای شكست خوردن در حرفه ای ، موفق شوید ، باید به تفاوت هایی كه میان روش های صحبت كردن زنانه و مزدانه وجود دارد توجه كنید . این تفاوت ها باعث سردرگمی مردان و آشفتگی زنان می شود . برای كاهش این آشفتگی در این جا به چند قانون كوتاه اشاره می كنیم .راهكار 13 ( برای مردان )همیشه ،وقتی با زنان صحبت می كنید ..هر كار یا درخواستی را ، با جملاتی ملایم مطرح كنید ،مثل : « می شود ، خواهش كنم كه ... ؟ » آیا ممكن است كه .. »صحبت های عقلانی و منطقی را به حداقل برسانید و سعی كیند احساسی بر خورد كنید ، مثل : « خوشحالم كه / واقعاً متأثر شدم كه / ناراحت شدم / مشتاقم كه ... »برای این كه دربارة موضوع مورد بحث نظر او را جویا شوید ، در پایان جملات خود از عباراتی مثل : « تو چه طور ؟ » و « تو چه فكر می كنی ؟ » ، استفاده كنید .حتی گاهی كلمة « متأسفم » را به حرف های خود اضافه كنید . راهكار 14 ( برای زنان )طرف صحبت خود رادر نظر بگیرید همیشه در هنگام حرف زدن با مردان :صدای خود را پایین بیاورید ، حاشیه نروید ، كمتر درنگ كنید و آنه را كه قبلاً درباره اش فكر كرده اید ، بر زبان آورید .ازهمان ابتدا بهاصل مطلب بروید ، برای خوشامد ، آنها مقدمه چینی نكنید ، عباراتی مثل : « ببخشید كه مزاحم شدن ولی ... » یا « می دانم سؤال احمقانه ای است ، ولی ... » ، را حذف كنید .استفاده از عبارات احساسی را به حداقل برسانید و سعی كنید با استدلال و منطق صحبت كنید .همة عبارات پایانی و اضافی را حذف كنید .هرگز عذرخواهی نكنید، مگر این كه واقعاً لازم باشد .دست دادن به شیوة پنج ستاره وقتی شما دست خود را برای این كه با كسی دست بدهید ، دوستانه پیش می برید ، در واقع هزاران پیام ناخودآگاه ارسال و دریافت می كنید .با توجه به این پنج نكته مطمئن باشید ، كه تأثیر مثبتی را بر طرف مقابل خود می گذارید . راهكار15 دست دادن به شیوة پنج ستاره درهنگام دست دادن حتماً :1. ابتدا با چشمان خود تماس برقرار كنید .2. با پردة میان انگشتان تماس برقرار كنید ( فرض كنید دست شما ، مانند پای اردك است . پرده قسمتی است كه میان انگشتان اردك قرار دگرفته است . در مورد شما ، پرده ، میان شست و انگشت اشارة شما قرار دارد . دست خود را آن قدر در دست طرف مقابل پیش ببرید كه پردة میان انگشتی شما به نشانة دوستی ، بر پردة میان انگشتی طرف مقابل تان فشار آورد .)3. فشار خفیفی بر استخوان های پشت دست طرف مقاب وارد كنید . 4. كف دست های شما باید به اندازه ای به هم نزدیك باشد , كه یك تیله در میان دست شما و مخاطب تان قرار بگیرد . 5. كف دست های شما نسبت به زمین باید در حالت عمود قرار بگیرد.( اگر در هنگام دست دادن , دستان خود را طوری پیش ببرید كه بند انگجشتان شما از هم شوده و كف دست تان رو به پایین قرار گرفته باشد , بدین معنی است «شما برتر هستید » و اگر كف دست تان رو به بالا باشد , حالت خواهش و نیاز را تداعی می كند . ) فصل 3چه طور می توانیم در اولین برخورد تأثیر بگذاریم وادر جایی شده اید . در مهمانی یا جلسة كرای , به كسی معرفی می شوید . با او دست می دهید, نگاه تان با هم تلاقی می كند … و ناگهان هر چیزی را كه از قبل می دانستید فراموش می كندی و قدرت تفكرتان را از دست می دهید . برای شكستن ایت سكوت آزاد دهنده به دنبال موضوعی برای صحبت می گردید , ولی موفق نمی شوید , در این هنگام نگاه فرد جدیدی كه با او آشنا شده اید به سمت دیگری معطوف می شود . همان طور كه اولین نگاه باید چشم نواز باشد ، اولین گلمات هم باید گوش نواز باشند . زبان شما مانند فرشی است كه برای استقبال از مخاطب تان كلمات « خوش آمدید » یا « برو گم شو ! » روی آن به طور برجسته سافته شده است . برای این كه از طرف صحبت تان اسقبال خوشایندی به عمل آورید ، باید یاد بگیرید كه چه طور با عبارابتی كوتاه باب سخن را با اوبگشایید .مطابق حالت روحی طرف مقابقل حرف بزنید اولین كاری كه انجام دهید ایت است كه لحن حرف زدن خود را با حالت روحی طرف مقابل هماهنگ كنید ، حتب تنها برای یك یا دو جملة آغازین . گپ زدن برای گشایش باب سخن ، بازی با كلمات یا حرف زدن دربارة واقعیات نیست . مثل موسیقی وملودی است . حرف های اولیه برای این است كه طرف مقابل با شما احساس راحتی كند . درست مثل صداهایی كه در گروه های كر یا آوازهای كودكانه در كنار هم قرار می گیرند .كسانی كه در برقرار كردن ارتباط مهارت كافی دارند ،لحن صحبت خود رابا حالت روحی در شنودنده هماهنگ میك نند ، و اگر برای چند دقیقه به آن ادامه دهند ، درست مثل نت های هماهنگی كه درنواختن یا تكرار می شوند . راهكار 16 مطابق حالت روحی طرف مقابل حرف بزنید قبل ازاین كه كلامی بر زبان آورید ازشنوندة خود « تست صدا » بگیرید تا به حالت روحی او پی ببرید .یك « عكس روحی » از او بگیرید تا ببینید ، شنوندة شما سرحال ، بی حوصله ، عصبانی یا ناراحت است .اگر می خواهید مردم به حرف های شما توجه كنند ، باید حتی برای چند دقیقه ، مطابق حالات روحی آنها حرف بزنید .ملال آور ولی با احساس مردم اغلب از من سؤال می كنند : « چه حرف هایی برای شروع صحبت مناسب است ؟ » اگر چه كمی مأیوس كننده است ولی به آنها می گویم « هر موضوعی می تواند مناسب باشد ! » چون جرف زدن از هرموضوعی ، تا زمانی كه توأم با احساس باشد و بتواند به مخاطب شما آرامش دهد ، می تواند مناسب باشد .چه طور ، كاری كنیم كه طرف مقابل احساس راحتی و آرامش كند ؟ او را متقاعد كنید ، كه مورد قبول شماست و این كه هیچ تفاوتی با هم ندارید . با این كار ، دیوارهای ترس ، بدگمانی و بی اعتمادی را فرو می ریزید . راهكار 17ملال آور ولی با احساس آیا از بیان كلمات خود احساس نگرانی می كنید ؟ناراحت نباشید ، چون 80 درصد از اولین تأثیری كه بر شنوندة خود می گذارید ، به كلمات شما ربطی ندارد . تقریباً هر حرفی كه در ابتدای آشنایی می گویید می تواند مناسب باشد . هر اندازه هم ،كه موضوع انتخابی شما ملال آور باشد ، اگر آن را با اقتدار ،مثبت و در عین حال با احساس بیان كیند ، فرد مقابل به همكلام شدن با شما علاقه مند می شود . برای بیان حرف های پیش پا افتادة خود شهامت به خرج دهید . به یاد داشته باشید كه لحن شما ، بیش تر از موضوعی كه برای صحبت انتخاب می كنید ، مؤثر خواهد بود .همیشه یك « این چیه » به همراه داشته باشید .آیا هنوز برای نزدیك شدن به فردی غریبه احساس ضعف م كنید ؟ استفاده ازاین روش های آسان به شما كمك خواهد كرد كه با دیگران به راحتی بر خورد كیند .این چیست ؟ « این چیه یا چیست ؟» وسیله ای غیرمعمولی است كه می پوشید یا با خود حمل می كنید ، مثل ی سنجاق سینة منحصر به فرد ، یك كیف جالب ، یك كراوات عجیب یا یك كلاه منحصر به فرد . « این چیه ؟» چیزی است كه توجه مردم را به خود جلب می كند و باعث می شود به شما نزدیك شوند و بپرسند ، « اوه ، این چیست ؟» « این چیه ؟» ، و بنا به موفقیت و شخصیت شما می تواند بسیار ظریف و ناپیدا یا آشكار و پیدا باشد . راهكار 18همیشه یك « این چیه ؟» به همراه داشته باشید هر وقت وارد جمعی می شوید ، لباس منحصر به فرد بپوشید یا چیزی غیر عادی به همراه داشته باشید ، تا اگر نظر كسی به شما جلب شد ، بهانه ای ، برای نزدیك شدن به شما داشته باشد .« ببخشید نمی توانم از این چشم بردارم ... این چیست ؟ »اون كیه ؟فرض كنید در سرتا پای فردی كه قصد نزدیكی به او دارید ، چز قابل توجه و غیر معمولی پیدا نكردید تا به وسیلة آن باب سخن را بگشایید .اگر چیزی برای اظهار نظر پیدا نگردید ، از روش « اون كیه ؟» استفاده كنید . كافی است نزد كسی كه مهمانی یا جلسه را برگزار كرده بروید و از او بپرسید : « آن زن یا مردی كه آن جا ایستاده ، توجة مرا جلب كرده ، او كیست ؟» بعد ازاو بخواهید شما را به او معرفی كند . همچنین ، می توانید اطلاعات لازم را برای این كه به او نزدیك شوید و یا با او حرف بزنید ازصاحب مهمانی بگیرید . اطلاعاتی دربارة كارها ، موضوعات مورد علاقه و عادت های او كسب كنید و بعد خود را معرفی كیند . راهكار 19 اون كیه ؟اون كیه ؟ مؤثرترین روشی است كه برای برقراری ارتباط با افراد جدید پیشنهاد شده است . به سادگی از میزبان بخواهید شما را به او معرفی كند یا اطلاعاتی دربارة او در اختیارتان قرار دهد كه فوراً از آن طریق بتوانید با او صحبت كنید .كارآگاه كلمات باشید افراد موفق همیشه می دانند برای جذب مخاطب چه موضوعاتی را برای حرف زدن انتخاب كنند . چه طور ؟ زیرا آنها كارآگاه كلمات اند .وقتی با كسی حرف می زیند ، گوش های خود را خوب باز كنید و مثل یك كارآگاه چیره دست به دنبال سرنخ باشید . گوش به زنگ اشاره های غیر عادی باشید ، مثل : مسئله ای غیرمعمول ، انحراف از موضوع اصلی ، جملات معترضه با اشاره های غیر مستقیم به مكان ، زمان یا فردی دیگر . آن گاه بی درنگ دربارة آن سؤال كنید ، چون ممكن است همان موضوعی باشد ، كه طرف مقابل تان به مطرح كردن آن علاقه مند باشد .فرض كیند به كسی می گویید : « هفتة پیش عجب باران سیل آسایی داشتیم ، این طور نیست ؟» و او پاسخ می دهد : « خب ، حداقل برای گیاهان مفید بود . » واضح است كه گیاهان بخشی از زندگی طرف مقابل تان را تشكیل می دهد و گرنه آن را مطرح نمی كرد . او ناخودآگاه یا نیمه آگاهانه موضوعی را كه ترجیح می دهد دربارة آن صحبت كند به شما داده است .وقتی به این اشارات غیر مستقیم ، علاقه نشان دهید ، در واقع صحبت را دربارة موضوع مورد علاقة فرد مقابل آغاز كرده اید . راهكار 20كارآگاه كلمات باشید به حرف های طرف مقابل تان با دقت گوش كیند تا سرنخ هایی دربارة موضوعات مورد علاقة او هب دست آورید . این سرنخ ها به طور یقین خود را نشان می دهند . بعد مثل كارآگاهی كه مجرم خود را درحین صحبت غافلگیر می كند ، از سرنخی كه یافته اید ، استفاده كنید . به این ترتیب شما هم مثل یك كارآگاه ماهر می توانید به سرنخ موضوع مورد علاقة طرف مقابل خود پی ببرید .نورافكن چرخانافراد موفق می دانند كه اگر بیشتر گوش كنند و كمتر حرف بزنند ، اطلاعات مورد نظرشان را هب دست خواهند آورد . آنها همچنین می دانند بهترین راه برای جذب طرف مقابل این است كه با دقت و تمركز به حرف های او گوش كنند ، درست مثل این كه نورافكنی بالای سر او روشن باشد .در اولین ملاقات ، اغلب حرف زدن دربارة كوچك ترین جزئیات زندگی فرد مقابل ، یا صحبت دربارة مهم ترین جنبه های زندگی شنا برای او جالب خواهد بود . این حالت با ایجاد روابط دوستی عمیق تر ، تغییر كند ، ولی اگر شما در ابتدا نسبت به حرف های طرف مقابل تمركز و دقت كنید ، او بیشتر جذب شنا خواهد شد . راهكار21 نورافكن چرخاندر ملاقات با دیگران ، تصور كنید یك نورافكن بزرگ چرخان بین شما و او قرار دارد . وقتی شما حرف می زنید ، نورافكن بر شما می تابد . وقتی طرف مقابل تان صحبت می كند نورافكن چهرة او را روشن می كند . اگر نوری كه از سوی نورافكن بر روی او می تابد به اندازة كافی قوی باشد ، حرف های شما دربارة خودتان دیگررنگی برای طرف مقابل نخواهد دشات . هر قدر نور بیشتری بر او بتابانید ، به نظر او جذاب تر ، جلوه خواهید كرد .تكرار طوطی وار هر گاه متوجه شدید . كه تلاشی بیهوده برای روشن نگاه داشتن خاكستر نیم سوز سخنانی هستید ، كه رو به خاموشی است ( واگر احساس می كنید ، بنا به دلایل سیاسی یا انسان دوستانه ، این صحبت باید به نحوی ادامه یابد ) ، با این روش می توانید دوباره آتش را شعله ور كنید . من به این روش تكرار طوطی وار می گویم ، مثل پرندة استوایی زیبایی كه تنها با تكرار حرف های مردم ، آنها با تكرار حرف های مردم ، آنها را به سادگی به خود جذب می كند . راهكار22تكرار طوطی واركاری كنید كه همیشه حرفی برای گفتن داشته باشید . مانند یك طوطی ، به سادگی آخرین كلماتی را كه طرف مقابل تان به زبان می آورد ، با لحنی پرسشی و همدلانه تكراركنید . این كار باعث می شود توپ صحبت از سوی شما به زمین او پرتاب شود ، و به این ترتیب تنها كاری كه باید انجام دهید این است كه گوش بسپارید .آخرین اخبار ... هرگز بدون آن از خانه بیرون بروید وقتی وارد جمعی می شوید كه از اطلاعات گستردة قابل توجهی برخوردارند ، باید دربارة هر موضوعی حرف بزنید .بهترین راه برای رسیدن به هدف تان این است كه قبل از بیرون آمدن از خانه به اخبار گوش كنید . همة اتفاقاتی كه در دنیا رخ میدهد ، مثل : بروز آتش سوزی ، سیل ، حوادث هوایی ، دولت های سرنگون شده ویا سقوط بازار سهام ، می توانند موضوعی مناسب برای صحبت در حضور دیگران باشد . راهكار 23آخرین اخبار ... هرگز بدون آن از خانه خارج نشوید آخرین كاری كه باید قبل از رفتن به مهمانی انجام دهید « حتی پس از آخرین نگاهی كه در آینه به خود می اندازید » این است كه به اخبار رادیو گوش كنید یا بیشتر خبرهای مهم روزنامه را بخوانید . اتفاقات روز موضوعات خوبی برای گشایش باب سخن است . همچنین آگاهی ازاخبار مهم روزاقدامی ، تدافعی ، محسوب می شود ، چون شما را از خطر پرسیدن سؤالات بی مورد دربارة موضوعات مورد بحث دیگران نجات می دهد .فصل 4مثل دخترها و پسرهای بزرگ حرف بزنیم وقتی دو ببر كه در جنگل پرسه می زنند ، بر حسب اتفاق در جایی روبه روی هم قرار گیرند ، به هم خیره می شوند . میخكوب می شوند . به طور غریزی با خود فكر می كنند كه :« اگرنگاه های خیرة ما به غرش های زیرلب تبدیل شود ، یا منجر به درگیری و حمله به یكدیگر شود ، كدام یك برنده خواهیم شد ؟ ویا كدام یك از ما خواهد توانست زندگی خود را نجات دهد ؟»ببرهای جنگ با جانداران دوپایی كه در جنگل های گروهی ( انفرادی یا اجتماعی ) زندگی می كنند ، متفاوت اند . انسان ها این روند را با نگریستن و صحبت كردن با یكدیگر شروع می كنند . در دنیای كاری ، در حالی كه به هم لبخند می زنند و می گویند : « چه طوری و چه كار می كنی ؟» . مثل ببرها ، از روی غریزه و در آن واحد ، حالات یكدیگر را زیر نظر گرفته و طرز رفتارشان را ارزیابی می كنند .افراد موفق می دانند ، بكارگیری مهارت های ارتباطی ، می تواند هر كسی را به اوج موفقیت برساند . به این ترتیب در حین مكالمات عادی ، یكدیگر را زیر نظر می گیرند و فوراً تشخیص می دهند كدام یك از آنها در جنگ اجتماع ، انسانی قوی تر است .مهارت های ارتباطی صفحات بعد ، به شما این امكان را خواهد داد كه در صعود از نردبان ترقی یك پله جلوتر از دیگران قدم بردارید .چه كار می كنی 1اولین سؤالی كه افراد ناآگاه ونامشخص در هنگام ملاقات ازیكدیگر می پرسند این است كه : « چه كار می كنی ؟» بعد هم با نگاهی كه می گوید :« بعد از این كه جوابم را دادی ، قضاوتم را دربارة تو با سكوت اعلام می كنم » ، دركمین می نشیند .افراد توانا ومتشخص هرگز به صراحت نمی پرسند ، « چه كار می كنی ؟» زیرا آنها با رندی و زیركی بالاخره می فهمند طرف شان چه كار می كند . زنان و مردان زیركی كه سؤال نمی كنند ، به اصول اخلاقی و حتی معنوی پای بندترند . سكوت آنها به این معناست كه ،« به هر حال ، ارزش یك یا یك مرد تنها در كار و حرفة او خلاصه نمی شود .» راهكار 24چه كار می كنی !یكی از نشانه های مشخصی كه نشان میدهد شما فرد با شخصیت و ممتازی هستید ، این است كه هرگز سؤال نكنید ، « چه كار می كنی ؟ » شما سرانجام این را خوهید فهمید ، ولی این دانستن نباید به قیمت بر چست هایی مثل 1. جاسوس بی رحم 2. كسی كه از همه به عنوان نردبان ترقی استفاده می كند 3. یا كسی كه به دنبال فساد اخلاقی زن یا شوهر دیگران است ، تمام شود .روش صحیح پس چه طور باید فهمید طرف مقابلمان چه كار می كند ؟ كافی است ازاین هشت كلمه استفاده كنید : « شما بیش تر اوقات تان را به چه كاری مشغول اید ؟»این مناسب ترین جمله ای است كه می توانید به وسیلة آن كاری كنید كه حتی یك كالبد شكاف ، مأمور مالیات یا حتی یك كارمند اخراجی هم از این سؤال احساس ناراحتی نكند . روشی كه مادران دلسوز همیشه از ان استفاده می كنند . روشی كه به فرد مقابل این اطمینان را می دهد كه زیبایی های درونی او برای شما مهم تر است . واژه نامة شخصی معمولاً افرادی كه با استفاده ازواژه نامة غنی و سخصی خود زیركانه تر و آگاهانه تر عمل می كنند بیشتر از سایرین مورد توجه قرار میگیدند . این افراد زودتر استخدام می شوند ، سریع تر پیشرفت می كنند و بیشتر به حرف های شان توجه می شود . بنابراین افراد موفق از كلماتب غنی و صحیح استفاده می كنند و هرگز حرفی نمی زنند كه تا به جا و بی مورد به نظر برسد . جملاتی مؤدبانه و حرف هایی گهربار با كلمات متناسب از زبان شان جاری می شود . افراد موفق همان طوركه پیراهن یا كراوات خود را با دقت انتخاب می كنند ، در انتخاب كلمات متناسب با شخصیت وهرف شان نیز با دقت عمل می كنند . راهكار 25واژه نامة شخصی كلمات متداولی را كه هر روز از آنها استفاده میكنید ، در فرهنگ لغات پیدا كنید . سپس سعی كنید واژه های جدیدتری و مناسب تری را جایگزین آنها كنید .مسئلة جالب عوجه این است كه تفاوت میان یك فرهنگ لغات جدید و متداول با یك فرهنگ لغات قدیمی و نامتداول فقط در حدود 50 كلمه است ! كافی است هر روز تنها یك لغت جدید جایگزین كنید تا سخنرانی ، برجسته و طرازاول محسوب شوید .بالافاصله از عبارت « من هم همین طوراً » استفاده نكنید ببرها در چشم هم خیره می شوند ، شیرها برای هم كمین می كنند و گربه هایخیابانی در اطراف هم پرسه می زنند . شباهت باعث جلب توجه می شود .ولی در جنگل انسان ها ، افراد موفق از رازی آگاه اند : وقتی شباهت خود را دیرتر فاش كنی ، یا اجازه بدهی طرف مقابل آن را كشف كند ، می توانی نفوذ بیشاری بر روی او داشته باشی . راهكار 26 بلافاصلة از عبارت « من هم همین طور ! » استفاده نكنید .هر وقت احساس ومی كنید با كسی وجه مشتركی دارید ، اگر آن را دیرتر ابراز كنید ، بیشتر او را تحت تأثیر قرار خواهید داد به این ترتیب فردی با اعتماد به نفس و توان به نظر می رسید نه فردی ضعیف وخواستار بر قراری ارتباط با دیگران .توجه كنید : در ابراز نكات مشترك ، زیاد تأخیر نكنید ، چون دراین صورت ممكن است ، فریب كار جلوه كنید .از جملات كلیشه ای استفاده نكنید یكی از سریع ترین راه هایی كه باعث می شود در برابر مخاطب موفق و زیر تان بی هویت جلوه نمایید ، استفاده از حرف های كلیشه ای وتكراری است . وقتی از عباراتی مثل : « بله ، مثل یك سگ خسته بودم » یا « از خوشگلی مثل ماه بود » استفاده می كنید ، در واقع ناخودآگاه یك بمب زبانی كار گذاشته اید . افراد موفق با شنیدن چنین عبارات پیش پا افتاده ای در سكوت آن می كشند . چرا ؟ چون وقتی از یك جملة كلیشه ای استفاده میكنید ، در واقع می گویید « قوة تخیل من ضیعف است ، نمی توانم از عبارت و واژه های مناسب و جدیدی استفاده كنیم ، بنابراین مجبورم ازاین عبارات قدیمی و بی هویت استفاده كنم .» |
![]()
بادام
خوراك قبل از خواب
خوردن كربو هیدرات ها قبل از خواب باعث
افزایش ترشح سروتونین و در نتیجه خواب راحت تر می شود.غذاهای سنگین قبل از
خواب ممكن است باعث دل درد شوند.پس بهتر است از خوراك سبك تری مثل لقمه ی
مربا استفاده كنید.
حتی
بیشتر از این هم می توانید استرس خود را کم کنید و به خصوص اگر این روش را
مناسب با نوع شخصیتتان به کار ببرید می توانید مدت این کاهش را نیز طولانی
تر کنید .
استیو ادواردز پزشک و پروفسور روانشناسی ورزش در دانشگاه ایالت اکلاهما می گوید : منافع روانی انجام دادن فعالیت مورد علاقه بسیار بیشتر از منافعی است كه از یك جلسه فعالیت به دست می آورید.
عاشق
شوید و عاشق بمانید؛ این نصیحت پزشکان برای شماست، شاید فکر کنید عاشق شدن
برای شما اضطراب، ترس و هیجان به ارمغان میآورد اما فکر نکنید که این
حالتها به ضرر شماست. مطالعات پزشکان و روانشناسان نشان داده، وجود عشق
در زندگی شما به سلامت روح و جسمتان کمک میکند.
عاشقها معتاد نمیشوند
مطالعات
نشان میدهد، افرادی که عاشقانه کسی را دوست دارند، کمتر به مصرف مواد
مخدر و سیگار گرایش دارند. در مطالعهای در فنلاند مشخص شد، میزان استفاده
دائمی از مواد مخدر در افرادی که یک ارتباط عاشقانه مستحکم دارند بسیار
کمتر از افرادی است که چنین ارتباطی ندارند. تنها 4درصد از افرادیکه یک
ازدواج مناسب داشتهاند و بین یک تا 3 سال از زندگی مشترک آنها گذشته و
تنها 3درصد از کسانی که یک ازدواج مناسب داشتهاند که بین 3 تا 5 سال از
زندگی مشترک آنها گذشته، استفاده تفننی و گاهبهگاه مواد مخدر دارند،
این در حالی است که این میزان در بین افراد همان گروههای سنی که ازدواج
یا رابطه عاشقانه مستحکمی نداشتهاند این میزان 9 درصد بوده است.
روانشناسان میگویند تنهایی، انزوا و احساس کمبود محبت یکی از دلایل اصلی
گرایش به مواد مخدر است.
عاشقها جوان میمانند
«عاشقها
جوانتر هستند»؛ این یک ضربالمثل قدیمی است که در کشورهای حوزه بالکان
رواج داشته اما حالا علم هم ثابت کرده، عاشق بودن میتواند انسانها را
جوان نگه دارد، نه فقط روح آنها را بلکه جسم آنها را. تحقیقات دانشمندان
و پژوهشگران مرکز تحقیقاتی ادینبوری اسکاتلند نشان داده است زنان بین 40
تا 45 سالهای که برای یک مدت 5 تا 10 ساله ازدواجی همراه با خوشبختی
داشتهاند به طور متوسط 3 تا 5 سال کمتر از سن واقعی خود به نظر
میرسیدند. در واقع در این تحقیق سن متوسط زنان مجردی که زندگی خود را
«خالی از عشق» توصیف کرده بودند از سوی افرادی که آنها را نمیشناختند
بین یک تا 3 سال بیشتر از سن واقعی آنها تخمین زده شد دکتر دیوید ویکس،
متخصص پزشکی خانوادگی در وستبینستر میگوید، علت این مسئله مشخص است:
«افرادی که کسی را دوست دارند بیشتر به فکر سلامت جسمی خود هستند و به
ظاهر خود هم بیشتر اهمیت میدهند... در ضمن ترشح هورمونها و عملکرد
دستگاههای مختلف بدن در این افراد که آرامش بیشتری دارند، منظمتر است.»
زنان عاشق، خوشبختتر هستند
بهتر
است این موضوع را به آقایان نگویید اما تحقیقات پژوهشگران دانشگاه ولشکایر
نشان داده، زنانی که زندگی مشترک خوبی دارند از همسران خود خوشحالتر و
سالمتر هستند. در واقع کیفیت زندگی این زنان از کیفیت زندگی همسران آنها
بالاتر ارزیابی میشود. برخی روانشناسان معتقدند، در یک رابطه عاشقانه
نیازهای روحی زنان بیشتر از مردان پاسخ میگیرد و این دلیل کیفیت بالاتر
زندگی آنها در چنین شرایطی است ولی دکتر نورااسپارن، متخصص روانشناسی
میگوید: «زنان بیشتر از مردان از احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن لذت
میبرند و احساس شادی آنها از این موضوع تاثیر بیشتری در وضعیت خلقوخو و
کیفیت زندگی آنها دارد.»
اگر میخواهید به خودکشی فکر نکنید
عاشقبودن
فواید سلامت زیادی برای بدن شما دارد و عاشق بودن برای ذهن شما هم
فایدههای زیادی دارد. پژوهشگران دانشگاه اوتاگو در نیوزلند هزار زن و
مرد بالغ را مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند، مردان و زنانی
که بیش از 5 سال در یک ارتباط عاشقانه موفق بودهاند کمتر به افسردگی
مبتلا میشوند و احتمال خودکشی و فکر کردن به خودکشی در آنها پایینتر
است. مطالعه دیگری که در بزاسکا انجام گرفته هم نشان داده، در یک دوره 10
ساله میزان مراجعه به روانشناسی و روانپزشکی در زنان و مردانی که ازدواج
موفق داشتهاند و زندگی خود را عاشقانه توصیف کردهاند، بسیار کمتر از
دیگران است و میزان اضطراب و استرس در این گروه به میزان مشخص کمتر از
افراد با وضعیت متفاوت است. مطالعات جهانی هم نشان داده میزان خودکشی در
مردان متاهل 50درصد کمتر از مردان مجرد و 70درصد کمتر از مردانی است که از
زنان خود جدا شدهاند.
چرا سمبل عشق، قلب است؟
سمبل
عشق در جهان چیست؟ در سراسر جهان برای نشان دادن عشق از شکل قلب استفاده
میکنند، اما چرا؟ خب، شاید دلیلی پشت این موضوع باشد. در واقع شاید مسئله
این است که عشق، سلامت قلب شما را تضمین میکند. نتایج تحقیقی در دانشگاه
روچستر در نیویورک نشان داده، افراد متاهل و دارای ارتباط عاطفی مستحکم
دیرتر از همسنهای خود که چنین ارتباطی ندارند دچار مشکلات قلبی میشوند
و در صورت نیاز به عمل جراحی قلب هم احتمال زنده ماندن آنها بیشتر است.
یک گروه مطالعاتی در کانادا مدعی شدهاند، داشتن یک ارتباط عاطفی مناسب
میتواند مثل کنار گذاشتن سیگار به سلامت قلب کمک کند. افرادی که دارای
ارتباطات عاطفی مستحکم هستند بیشتر متوجه وزن خود هستند، رژیم غذایی
سالمتری را انتخاب میکنند و فشار خون آنها در حد طبیعی است و برای همین
قلب سالمتری دارند. دکتر وسلی کانر از دانشگاه کارولینای شمالی میگوید:
«همه مطالعات نشان داده، عاشقبودن و بیانکردن احساسات عاشقانه تاثیر
مثبتی روی قلب شما دارد و سلامت قلب و عروقتان را تا حدودی تضمین میکند.»
تعداد بیشتری شمع فوت میکنید
عاشق
بودن به جشن تولدهای شما میافزاید، البته این به آن معنا نیست که شما
بیشتر از یکبار در سال میتوانید جشن تولد بگیرید اما به این معناست که
اگر عاشق باشید به طول عمرتان اضافه میشود. برای مثال، در انگلستان
مطالعات طولانیمدت نشان داده، میزان مرگومیر در مردان و زنان مجرد بین
30 تا 60 ساله 2برابر میزان مرگومیر در مردان و زنان متاهل در همین گروه
سنی است. مطالعهای در آلمان هم نشان داده، میزان مرگومیر در زنان مجرد
30 تا 50 ساله 25درصد بیشتر از زنان متاهل همین گروه سنی است. دکتر روانا
اسکالامدیر مرکز تحقیقات سلامت دانشگاه هانور میگوید: «مردان و زنان مجرد
کمتر به فکر سلامت خود هستند، کمتر به پزشک مراجعه میکنند، کمترچکآپ
سالانه میروند و از لحاظ شغلی و اجتماعی کمتر موفق هستند، همه این عوامل
باعث میشود که وضعیت سلامت آنها بدتر باشد.»
برآنیم تا در این مقاله، پیشنهادهای مهم این صاحب نظران را درباره روشها و فنون پرورش خلاقیت مورد بررسی قرار دهیم :
برای پرورش خلاقیت بهتر است کارهای بدیع و تخیلات نوجوان را مورد تشویق قرار دهید . سؤالهایی از آنها بپرسید که مشوق تفکر خلاق باشند ، و از تکرار روشهای معمول و متداول بپرهیزید . نوع سؤالهایی که معلم از دانش آموزان یا والدین از فرزند خود می پرسد ، بر نحوه تفکر آنها بسیار مؤثر است . به عنوان مثال ، معلم می تواند در درس علوم از دانش آموزان بپرسد « اگر نیروی جاذبه وجود نداشت انسان با چه مشکلاتی روبه رو می شد ؟» .
سؤالهایی بپرسید که با چرا و چگونه آغاز می شوند ، نه با کجا ، چه کسی ، و چه وقت . سؤالهایی طرح کنید که دارای جوابهای متعدد باشند . سؤالهایی که تنها یک جواب دارند ، منجر به تفکر غیرخلاق می شوند ، سؤالهایی که جوابهای متعددی را در یادگیرنده برمی انگیزانند مشوق تفکر خلاق و آفرینندگی هستند .
فرزندان خود را تشویق کنید تا سؤالهای گوناگون از شما بپرسند ، فراتر از اطلاعات و دانش معمول فکر کنند ، و راههای مختلف برای مسائل پیشنهاد دهند . از سؤالهای غیر معمولی که از سوی دانش آموزان مطرح می شوند و شما از عهده جواب دادن به آنها برنمی آیید نهراسید . به آنها کمک کنید و با همکاری یکدیگر به جستجو برای یافتن جواب سؤالها اقدام نمایید . دانش آموزان را در اظهار اندیشه های اصیل و بدیع تشویق کنید و با اظهار نظرهای غیر متداول ، و تازه آنان با خوشرویی و احترام برخورد کنید ، حتی اگر فراتر از تصورات خود شما باشند .
یکی از ویژگیهای افراد خلاق ، استقلال شخصی و توانایی پیدا کردن راه حل برای مسایل به طریق اکتشافی است . بنابراین بهتر است معلمان در این زمینه ، بخشی از امتیازهای تحصیلی را به این گونه فعالیتها اختصاص دهید . اگر تنها حفظ کردن مطالب و راه حلهای قالبی مورد تأیید معلمان باشند ، دانش آموزان به حفظ کردن مطالب تشویق خواهند شد ؛ اما اگر اندیشه های اصیل مورد تأیید قرار گیرند ، دانش آموزان به فعالیتهای خلاق مبادرت خواهند کرد .
از رقابت و چشم وهمچشمی بپرهیزید . هر یک از افراد دارای استعداد و قریحه خاص خودش است که شاید از این جنبه با فرد دیگر متفاوت باشند . در پرورش این استعدادهای ویژه بکوشید . یافته های پژوهشی نشان داده اند که برخوردهای درست معلمان با کودکان ، در سالهای پایین عمر، بر رشد استعدادهای خلاق آنان تأثیر فراوان دارد .
5. رفتارهای آفریینده را برای کودکان و نوجوانان سرمشق قرار دهید .
روان شنان پس از انجام تحقیقات خود در این باره گفته اند "دانش آموزان پس از مشاهده رفتارهای خلاق نشان داده شده در یک فیلم یا از سوی معلم ، رفتارهای خلاق از خود نشان می دهند " . پژوهشهای انجام شده دیگر همچنین نشان داده اند که روش آموزش از طریق سر مشق دهی یا الگودهی بیشتر از روشهای مرسوم آموزشی منجر به ایجاد رفتارهای خلاق در دانشجویان دانشگاه می شود.
تعدادی روش و فن آموزشی وجود دارند که استفاده از آنها در پرورش استعدادهای خلاق بسیار مؤثرند . معروفترین آنها روش بارش مغزی است . در این روش معلم مسئله ای را به دانش آموزان می دهد و از آنها می خواهد تا هر چه راه حل برای مسئله به ذهنشان می رسد بگویند . معلم دانش آموزان را برای دادن راه حلها و اظهار نظرهای مختلف تقویت می کند ولی پیش از ارائه تمامی راه حلها از سوی دانش آموزان ، درباره آنها هیچ گونه اظهار نظری نمی نماید .
روش آموزشی دیگری که منجر به بالا بردن سطح فعالیتهای خلاق یادگیرندگان می شود آموزش مهارتهای پژوهشی است . آموزش مهارتهای پژوهشی به طرح و آزمون فرضیه از سوی یادگیرندگان کمک می کند . روشهای درست طرح فرضیه و آزمون فرضیه به وسیله کودکان منجر به ایجاد طرز فکر خلاق در آنها می شود .
برای کودکان ، علاوه بر مهارتهای پژوهشی ، روش مطالعه خلاق نیز روش مؤثری در آموزش خلاقیت است . روان شناسان نشان داده اند که می توان به نوجوانان آموزش داد تا مطالب را به طور آفریننده بخوانند.
آنها در این باره راهنماییهای زیر را در اختیار دانش آموزان قرار داده اند :
وقتی که به خواندن مطالب یک کتاب می پردازید ، به موارد استفاده های مختلف اطلاعاتی که در آن کتاب به آنها برمی خورید بیندیشید . خیلی اهمیت دارد به راههایی فکر کنید که می توانید اطلاعات خوانده شده را در زندگی شخصی و حرفه ای خود به کار بندید . تنها به این سئوال اکتفا نکنید که " نویسنده چه می گوید ؟" از خود بپرسید که " چگونه می توانم آنچه را که نویسنده نوشته است مورد استفاده قرار دهم ؟" تنها به یک مورد استفاده اکتفا نکنید . تا آنجا که می توانید موارد استفاده های بیشتری را بیابید ، و بعضی از آنها را برای استفاده در آینده یادداشت کنید . ممکن است مدتی وقت لازم باشد تا این نوع مطالعه کردن را بیاموزید . با این حال ، مایوس نشوید، بعد از دو سه روز خواهید دید که می توانید این روش مطالعه را به راحتی به کار بندید .
آموزش مجموعه کامل مدیتیشن و تای چی
Meditition یا مراقبه به طور کلی فنون تسلط بر ذهن است.به گفته معتقدان این روش، هدف تربیت و کنترل ذهن توسط تکنیکهای دروننگرانه برای رسیدن به شادی آگاهی و آرامشی عمیق و طولانی و غیر وابسته به غیر است. در اصل روشی است که سراسر زندگی فرد را تحتالشعاع قرار می دهد و موجب می شود تا زندگانی فرد از موهبت بیهمتای آن سرشار و مملو گردد.

استفاده مداوم از مراقبه، پویایی خاصی در فرد ایجاد می کند و به وی این امکان را می دهد تا از تمامی نیروهای درونی و بیرونی خود استفاده نماید و به یک فرد خلاق و سازنده، با ظرفیت های پایان ناپذیر و دارای انرژی جسمی و روانی خاص تبدیل گردد که باعث می شود تا سلامتی و تندرستی در وجودش لبریز شود. از انفاس خوش آن، دیگران هم بهره می گیرند.
آشنایی با مراقبه و به کارگیری روش های آن برای هر شخصی می تواند نقطه عطف و سکوی پرتابی باشد، به سوی کمال و وصل به ذات احدیت و سرچشمه نامحدود هستی. چرا که به فرد کمک می کند تا به فردی سرشار از امید و پابندگی تبدیل شود و در اوج سلامت جسمی و روحی قرار گرفته و پیروزی و کامیابی را در آغوش گیرد.
تحقیقات گستردهای در رابطه با اثرات زیستی و فیزیولوژیک مراقبه در بدن انجام گرفته است و مدارک روشنی وجود دارد که نشان می دهد، رابطه مشخصی بین مراقبه و پاسخ های فیزیولوژیک بدنی وجود دارد. مهم ترین تأثیر مراقبه، آرام شدن نسبی متابولیسم بدن، کم شدن نسبی مصرف اکسیژن و کم شدن تولید دی اکسید کربن است. این کاهش ها به دلیل آرام شدن نسبی متابولیسم است، نه تنفس آرام تر یا کمعمقتر شدن آن. در حالت مراقبه ضربان قلب هم کاهش می یابد و به طور متوسطه به سه ضربه در دقیقه می رسد.

همچنین با توجه به کاهش نسبت و میزان تنفس در مدت مراقبه، غلظت اسید لاکتیک خون نیز سریعا کاهش نشان می دهد. سطح اسید لاکتیک خون بستگی به نگرانی و تنفس دارد و سطح پایین آندر موردهای تحت آزمایش در طول مدت مراقبه، به احتمال قوی به حالت آرامش فرد مراقبه کننده بستگی دارد. نتایج تحقیقات نشان داده که مقاومت پوست در طول مدت مراقبه افزایش می یابد. در حالی که در حالت تنش و نگرانی، مقاومت پوست بسیار پایین می آید.
الگوی امواج مغزی در طول مدت مراقبه تغییراتی را نشان می دهد، به طوری که طول موج آلفا (Alpha) معمولا افزایش می یابد. امواج آلفا، امواج بسیار مهمی هستند که با نوعی هوشیاری و خودآگاهی، به درون معطوف می شوند و تغییرات فیزیولوژیکی مهمی در بدن ایجاد می کنند مانند: آرامش ملایم، آموزش برتر، تفکرات مثبت، هیپنوتیزم، مدیتیشن تمرکز و یادگیری و... . علت و چگونگی بروز این تغییرات هنوز در دست مطالعه و تحقیق است.
بی شک شما با یکی از کاملترین اموزش های مدیتیشن یا مراقبه روبه رو هستید که ویژگی های ان در مطالب فوق گویای زندگی ارام و بدور از استرس برای شما میباشد. این مجموعه توسط استادانی که در این هنر و فن خبره میباشند اموزش داده میشود.

کسانی مانند Rodney Yee و... که به اموزش مدیتیشن , یوگای مراقبه , ورزش تای چی و تمامی تمرین هایی که باعث پایین امدن سطح استرس شما میشوند میپردازند. تنش های روزمره زندگی های مدرن مملو از استرس های بیجا و سردرگمی های ذهنی میباشد . مطمئنا با این اموزش میتوانید بر استرس خود غلبه و زندگی ارامی را برای خود محیا کنید.
- یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل ، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار ، عشق می ورزد .
-
زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می کند و یا یادداشت های عاشقانه
اش را نثارش می دارد ، به آن زن اجازه می دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر
به فرد است .
-وقتی زنی عاشق می شود ، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می رسد .
- نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می بخشاید .
- یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود .
- پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد ، به احساس عشق ، نوازش و ملاطفت نیاز دارد .
- زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می کنند و بعد به کیمیای جسم پی می برند .
- لحظاتی که مرد ، دستهای زنی را در دست می گیرد و او را لمس می کند ، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می ورزد .
- هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است .
- هنگامی که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد ، در عرش سیر خواهد کرد .
- یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی کند ، در صورتی که زمانی که غمگین و ناراحت باشد ، تمامی مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می آورند .
- یک زن هنگامی سکوت می کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید .
- وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می سپارد و از ارائه راه حل می پرهیزد ، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می کند .
- مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند . دراینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می باشد ، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد .
- هنگامی که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می گردد ، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می کند .
-به جرات می توان گفت به جز در موارد انگشت شماری ، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی رساند .
- زن درست مثل یک موج است ، به هنگامی که عشق در قلبش به ظهور می نشیند ، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می رسد .
- هنگامی که موج احساسات یک زن به اوج می رسد ، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمی بیند .
- مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید ، احساس آسایش و آرامش بیشتری می کند .
- این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران خشم و غم قرار گرفته باشد ، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی گیرد .
- وقتی زنی از موضوعی می رنجد ، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است ، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند .
- دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان ، عدم پذیرش ، قضاوت نادرست و ترک شدن است ، چراکه امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که لیاقتشان بیش از این نیست .
- ماهیت یک زن ، درخواست تایید امور است .
-در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد ، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک می کند ، اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی دهد . ولی در این زمان احساس می کند که مرد به او احترام نمی گذارد .
- بسیاری از زنان به این علت که نمی خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند ، نیازهایشان را انکار می کنند .
- حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده نخواهند شد ، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام کارها به تنهایی ، اشتباه بزرگی است .
- یک زن باید بیاموزد که چطور نیازها و تمایلات خود را بدون نکوهش و یا تزلزل ابراز دارد و این نکته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است .
- امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می ورزند ، اما در عوض چیزی دریافت نمی کنند ، رنج می کشند ، آنان به دنبال وقفه ای می گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند .
- یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند .
- یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است .اما وقتی آن زن لبخند میزند ، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد .
-همیشه زنان به همان اندازه ای که در توان دارند . بخشش می کنند و در این زمان به خاطر می آورند هنگامی که آنان به بخشش نیاز داشتند ، تا حدودی کمتر از این اندازه ، به ایشان بخشیده شده است.
-اغلب زنان با آنچه همسرشان می خواهد به راحتی موافقت می کنند ، اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان دقیقا همان باشد که آنان می خواهند .
- یک زن ، هرگز به کارهای خودش و همسرش امتیاز نمی دهد ، بلکه شوهرش را آزاد می گذارد و تصور میکند او نیز به همین ترتبیب آزادش گذاشته است .
- وقتی زنی به ثبت امتیازات می پردازد ، ممکن است موضوع بسیار کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید . پس امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات فراوانی به همراه داشته باشد.
- یک احساس پنهان در درون زن به او می گوید نمی خواهم خواسته هایم را برایش بگویم ، اگر عشق او به من واقعی باشد ، خودش از نیازهایم مطلع می گردد .
-مردان و زنان باید به خاطر داشته باشند که همسرشان به هیچ عنوان خود بخود از نیازهایشان ، مطلع نیست .
- زنان نمی پسندند که شوهرانشان ، برآورده ساختن نیازهایشان را به دست فراموشی بسپارند . به همین علت ، دست از نق زدن بر می دارند و به حمایت شوهرانشان می پردازند .
- یک زن باید احساس کند که مورد احترام قرار گرفته و به بهترین وجه در خاطرها می ماند . در این صورت نادیده گرفته شدن برایش همچون امری است که دربخش انتهایی فهرست شخصیتش قرار می گیرد .
قبلا اشاره شد که پایه رشد و بلوغ در سنین نوجوانی است و فرد در این سنین نوجوانی تأثیرات فراوانی از خانواده میگیرد.
برای مثال اینکه کودک در خانواده ای رشد یابد که به مسایل اقتصادی اهمیت داده میشود، این خود کمک میکند که این کودک زودتر از کودکانی که در خانوادههایشان به مسایل اقتصادی توجه خاصی نمیگردد به بلوغ اقتصادی برسد
1- خانواده
یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین نهادها در رسیدن به بلوغ معنوی خانواده است، تجربه ثابت کرده است که محیط خانه، که اولین محیطی است که کودکان در آن با زندگی و مبانی آن آشنا میشوند، نقش بسیار مهمی در رسیدن به رشد و بلوغ افراد را دارد.
قبلا اشاره شد که پایه رشد و بلوغ در سنین نوجوانی است و فرد در این سنین نوجوانی تأثیرات فراوانی از خانواده میگیرد.
برای مثال اینکه کودک در خانواده ای رشد یابد که به مسایل اقتصادی اهمیت داده میشود، این خود کمک میکند که این کودک زودتر از کودکانی که در خانوادههایشان به مسایل اقتصادی توجه خاصی نمیگردد به بلوغ اقتصادی برسد.
همچنین کودکی که در خانه ای رشد می یابد که مسایل معنوی در آن خانه حاکم باشد و هیچ فشار و اجبار نامناسبی هم بر این کودک نباشد، یقینا در رسیدن به بلوغ معنوی کمک رسان خواهد بود.
یکی از روشهایی که در رشد کودکان مؤثر است، تقلید نام دارد و اولین افرادی که کودکان از آنها تقلید میکنند، اعضای خانواده هستند، مثلا کودک وقتی میبیند پدر و یا مادرش نماز می خوانند بدون توجه به معنای این کار او نیز اعمالی شبیه به آنها انجام میدهد.
در واقع مهمترین عامل در رسیدن به رشد و بلوغ هر فردی خانواده وپدر و مادر اویند.
2- مدرسهدر یک نهاد آموزشی که کودکان در آن به مدت 12 سال به آموزش و پرورش می پردازند و بخش قابل توجهی از شکل گیری شخصیت آنها متأثر از این نهاد است، مسلما میتواند نقش مهمی در رشد و به بلوغ رسیدن افراد داشته باشد.
پرداختن به مسایل معنوی و داشتن پاسخ مناسب برای سوالات معنوی دانش آموزان، میتواند نقش مهمی در بلوغ معنوی ایفا نماید.
البته این نکته قابل توجه است که گاها این نهاد تأثیری در روند رشد مثبت دانش آموزان نداشته و این به خاطر سخت گیری و یا سهل گیری زیاد، که حتی تأثیر منفی نیز دارا می باشد.
در زمان جنگ ما به علت گسترش بحث شهادت و فرهنگ ایثار در جامعه، شاهد حاکم شدن یک جوِ معنوی در جامعه خودمان بودیم، که این خود شاهدی بر تأثیر گذاری رفتار موجود در جامعه بر معنویت است
سبک زندگی رایج در جامعه و الگوهای موجود در آن، یعنی رفتارهای حاکم در جامعه و اینکه ارزشهای روز جامعه را چه چیزهایی تشکیل میدهند، میتواند نقش بسزایی در رشد و بالغ شدن افراد جامعه داشته باشد.
این مهم است که در جامعه چه چیزی مورد توجه و ارزش تلقی میشود. آیا احترام به بزرگترها در جامعه ارزش تلقی میگردد و یا اینکه به قول امروزیها بچه نه نه نبودن و تحت شرایط پدر و مادر در نیامدن.
و اینکه امروزه یک جوان نمازش را اول وقت میخواند ارزش تلقی میشود و یا میکسری بلد بودن؟
ابزار مورد استفاده در جامعه برای زندگی، پوشاک، لوازم زینتی، خوراک، مسکن و ... دقیقا تأثیر مستقیمی بر رسیدن به بلوغ و رشد افراد دارد.
امروزه برای انتقال یک تفکر و یا یک فرهنگ در یک جامعه، ابتدا رفتاری متناسب با آن عقیده را توسط ابزارهای گوناگون در آن جامعه ایجاد میکنند، تا پذیرش عقیده مناسب با آن رفتار، برای مردم آن جامعه آسان گردد.
در زمان جنگ ما به علت گسترش بحث شهادت و فرهنگ ایثار در جامعه، شاهد حاکم شدن یک جوِ معنوی در جامعه خودمان بودیم، که این خود شاهدی بر تأثیر گذاری رفتار موجود در جامعه بر معنویت است.
4- رسانه هاامروزه که استفاده از رسانه های ارتباط جمعی زیاد شده است و به طور نا صحیحی این وسیله کانون توجه در خانواده ها قرار گرفته است، نمیتوان نقش این وسیله پر بیننده را بر افراد جامعه نادیده گرفت، زیرا این رسانه در حال حاضر به علت گسترش نفوذ و گستره مخاطبین، بیشترین انتقال مفاهیم را به عهده دارد و حتی این رسانه وسیله ای است برای کسانی که قصد دارند با ایجاد رفتاری خاص، عقیده مورد نظر خود را ترویج بدهند.

متأسفانه استفاده از ماهواره و شبکه های فارسی زبان آن که دقیقا برای انتقال و تغییر رفتار جامعه ما طرح ریزی شده است، در جامعه ما رو به فزونی گذاشته و حتی از حالت فردی به خانوادگی تغییر مدل نیز داده است، این شبکه ها و سریالها که به صورت سانسور شده از صحنه های ناپسند پخش میشود، این تصور را در خانواده ها و مردم ایجاد کرده که دیدن آن برای تمام اعضای خانه بلا اشکال میباشد، در صورتی که غافل از این نکته اند که، این سریالها در حال یک رفتار سازی غیر دینی در بین مردم ما هستند و هدف از این کار این است که بعد از تماشای انواع گوناگون این سریالها و عادی شدن رفتارهای مورد توجه در این سریالها، این رفتارها را کم کم در زندگی مردم وارد کرده که نتیجه آن این میشود که، مردمی که رفتار خاصی را پذیرفته و انجام میدهند فکر و عقیده مربوط به آن را نیز به سادگی پذیرا خواهند بود.
5- اینترنتدر جهان امروزی که تقریبا اغلب مردم با اختیار یا اجبارا، از اینترنت استفاده میکنند، میتوان نقش آن را در بلوغ افراد مشاهده کرد، این رسانه انسان را با دریایی از اطلاعات و معلومات رو به رو میکند، که در هر دو جنبه تسریع بلوغ و مانع شدن از رسیدن به آن مؤثر میباشد، این رسانه در رسیدن انسان به بلوغ در بعضی از انواع آن مؤثر بوده و در برخی دیگر مانع رسیدن به رشد و بلوغ میشود.
یعنی در واقع اینترنت برای کسی که فرهنگ استفاده از آن را دارا باشد میتواند بسیار مفید بوده و بالعکس برای کسانی که جنبه کافی ندارند مفید که نبوده، بلکه آنها را از رسیدن به رشد مناسب باز می دارد.
6- مطالعهداشتن اطلاعت مربوط به هر کدام از انواع بلوغ و کاربردهای آنها و همچنین فرا گرفتن عوامل مؤثر بر بلوغ، میتواند کمک بسزایی را در رسیدن به بلوغ داشته باشد، داشتن حداقل اطلاعات لازم در مورد هر بلوغی مخصوصا بلوغ معنوی، که در واقع شخص بداند با رسیدن به این بلوغ چه تغیراتی در زندگی او بوجود می آید و این بلوغ چه کمکی در مباحث معنوی میتواند داشته باشد.
هوش معنوی در رسیدن به پاسخ سوالاتی مانند اینکه از کجا آمدم؟ برای چه آمدم؟و ... نقش مهمی را ایفا میکند، به همین جهت راههای رشد هوش به طور کلی و رشد هوش معنوی اختصاصا، کمک بسزایی در رسیدن به بلوغ مخصوصا بلوغ معنوی میکند
درصد هوش در انسانهای مختلف متفاوت است و هر فردی بهره ای از هوشهای مختلف را دارا میباشد، که هوش در هر چهار نوع آن میتواند نقش بسزایی در رسیدن به انواع بلوغ را ایفا نماید.
هوش معنوی SQ، خصوصا در رسیدن به بلوغ معنوی نقش مهمی را بازی میکند، به این بیان که شخصی که از هوش معنوی بالا برخوردار باشد، ساده تر و سریع تر از دیگرانی که فاقد این نوع هوش هستند به بلوغ معنوی میرسد.
هوش معنوی در رسیدن به پاسخ سوالاتی مانند اینکه از کجا آمدم؟ برای چه آمدم؟و ... نقش مهمی را ایفا میکند، به همین جهت راههای رشد هوش به طور کلی و رشد هوش معنوی اختصاصا، کمک بسزایی در رسیدن به بلوغ مخصوصا بلوغ معنوی میکند.
8- تغذیهخوراک سالم و طبیعی که در واقع منبع تغذیه فکر و ذهن انسان واقع میشود نقش مهمی در بلوغ ایفا میکند، به دلیل اینکه انسان برای رسیدن به رشد و بلوغ نیاز به موادی دارد که انرژی لازم را برای رسیدن به رشد و بلوغ فراهم کند.
برای رسیدن به بلوغ معنوی نمی توان نقش تغذیه را نادیده گرفت، به دلیل اینکه برای رسیدن به بلوغ معنوی باید از مواد غذایی استفاده کرد که جدای از سالم بودن آن راه فراهم شدن آن هم مهم می باشد، به این بیان که در رشد معنوی داشتن غذای حلال و شرعی خیلی مهم میباشد، زیرا همانگونه که هواپیما برای پرواز کردن نیاز به بنزین مخصوص دارد و با هر بنزینی به پرواز در نمی آید، با هر غذایی هم نمی توان به رشد بایسته و مناسب رسید چون هر نوع رشد، بلوغ و فکر، احتیاج به تغذیه دارد و اگر تغدیه آن از راه درستی تهیه نشده باشد، نمیتواند نقش خود را در این راه درست ایفا کرده و شاید تأثیر منفی گذارده و یا شخص را به جایی که نباید برساند راهنمایی کند.
چون غذای حرام مستعد فراهم شدن انرژی برای فکر حرام و ناسالم است و بالعکس. چون انرژی لازم برای فکر کردن، از موادی است که ما از آنها تغذیه میکنیم و وقتی آن مواد از نظر شرعی و عرفی مال ما نبوده و ما به ناحق و نادرست از آنها تغذیه کنیم، انرژی حاصل از آن نمیتواند ما را به رشد صحیحی برساند.
9- بدن سالمفکر سالم در بدن سالم است، در واقع داشتن بدنی سالم و متناسب میتواند در رشد و رسیدن به بلوغ کمک بسزایی کند.
پس میتوان با سالم نگه داشتن بدن از هر جهت راه رسیدن به انواع بلوغ را در خود هموار کنیم. حتی بلوغ معنوی نیز میتواند از بدن سالم متأثر باشد.
استفاده از موادی که بدن انسان را در معرض خطر بیماری قرار می دهد، انسان را از رسیدن به بلوغ باز خواهد داشت. به عبارت دیگر آنچه برای سلامتی بدن مفید باشد برای رسیدن به بلوغ نیز مفید میباشد و بالعکس.
10- تربیتنقش تربیت و آموزش صحیح افراد را نباید در رسیدن به انواع بلوغ مخصوصا بلوغ معنوی نادیده گرفت. اسلام از ما خواسته که تربیت و آموختن آداب اسلامى را قبل از بلوغ كودكان شروع كنیم. «الَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ»
افرادی که تربیت نشده اند و یله ورها بزرگ شده اند، افرادی هستند که معمولا به رشد صحیحی نرسیدن و یا در برخی موارد اصلا رشدی نداشته اند.

خوش خلقی در دین ما، بسیار سفارش شده تا جایی که گاهی تمام دین دانسته شده است. در حدیثی آمده است که: شخصى خدمت رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله رسید و روبروى حضرت قرار گرفت. سؤال كرد دین چیست؟ فرمود حسن خلق.
قَالَ رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله) لَوْ كَانَ حُسْنُ الْخُلُقِ خَلْقاً یُرَى مَا كَانَ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ شَیْءٌ أَحْسَنَ مِنْهُ وَ لَوْ كَانَ الْخُرْقُ خَلْقاً یُرَى مَا كَانَ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ شَیْءٌ أَقْبَحَ مِنْهُ وَ إِنَّ اللَّهَ لَیُبْلِغُ الْعَبْدَ بِحُسْنِ الْخُلُقِ دَرَجَةَ الصَّائِمِ الْقَائِم.(بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج68، ص 392،باب 9) رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود. اگر خوش خلقى موجود خارجى دیده شدنى بود زیباترین مخلوقات می بود و اگر زشتخوئى هم موجود خارجى دیده شدنى بود در زشتترین قیافهها دیده میشد و خداوند بنده را در اثر داشتن حسن خلق به مقام و درجه روزهدار شب زنده دار می رساند.
خوش اخلاقی در اسلام
خوش خلقی در دین ما، بسیار سفارش شده تا جایی که گاهی تمام دین دانسته شده است. در حدیثی آمده است که: شخصى خدمت رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله رسید و روبروى حضرت قرار گرفت. سؤال كرد دین چیست؟ فرمود حسن خلق. سپس از طرف راست حضرت آمد عرض كرد دین چیست؟ فرمود حسن خلق. از طرف چپ آمد عرض كرد دین چیست؟ فرمود حسن خلق. از پشت سر حضرت آمد عرضه داشت دین چیست؟ حضرت برگشت بطرف او و فرمود آیا دین را نمىفهمى؟ دین این است كه خشم و غضب نكنى.
گاهی موجب کمال دانسته شده است: كاملترین مؤمنان خوشخلقتر آنان است.
إِنَّ أَكْمَلَ الْمُؤْمِنِینَ إِیمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً(بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج68، ص 389، باب 92)
در روایاتی نیز آن را عبادتی بزرگ دانسته اند که ثواب نماز و روزه دائمی دارد. منْ كَفَّ غَضَبَهُ كَفَّ اللَّهُ عَنْهُ عَذَابَهُ وَ مَنْ حَسُنَ خُلُقُهُ بَلَّغَهُ اللَّهُ دَرَجَةَ الصَّائِمِ الْقَائِمِ(عیون الاخبار،ج 2، ص 71)؛ هر كس خشم خود را نگهدارد خداوند عذاب خود را از او نگه مىدارد، و هر كس خلقش نیكو باشد خداوند پاداش روزهگیر و نمازگزار را به او مىدهد.
از همه نوید بخش تر آنکه می توان با خوش خلقی، از بار گناهان کاست. خوش خلقی کفاره بسیاری از گناهان ما خواهد بود. امام صادق علیه السّلام فرمود: حسن خلق گناه را از بین می برد همان طور كه آفتاب یخ را آب می كند. و بدخلقى عمل را فاسد مینماید همان طور كه سركه عسل را .
خوش اخلاقی را تمرین کنیم
خوش اخلاقی گاهی در طبیعت و سرشت کسی وجود دارد که نعمتی بزرگ است و شکرش واجب. بسیاری از کودکان از همان اوان کودکی صفاتی همچون صبور بودن، قانع بودن، و آرام بودن را از خود بروز می دهند اینها کسانی هستند که خوش خلقی را بدون زحمت از راه طبیعت و ژنتیک به دست آورده اند. اما بسیاری نیز هستند که طبیعت تند و آشفته ای دارند این افراد برای بدست آوردن خوش اخلاقی باید زحمت بکشند. صبر و استقامت، مدارا و فرو بردن خشمشان را تمرین کنند. بدیهی است که خوش اخلاقی از سوی این افراد ارزشمندتر و با فضیلت تر است. این تفاوتها نزد خداوند پوشیده نیست و خدای بزرگ به کسانی که برای بدست آوردن اخلاق نیک تلاش می کنند، اجر می دهد. اسحاق بن عمار از امام ششم علیه السّلام نقل می کند كه میفرمود: اخلاق بخششى است از جانب خدا كه او را به كسى كه میخواهد میدهد بعضى از خوىها طبیعى و جزء سرشت و بعضى از آن مربوط به تصمیم و تمرین است. عرض كردم كدام یك از این دو نوع با ارزشتر است؟ فرمود آن كس كه با تصمیم و اراده خود اخلاقى را كسب میكند برتر است چون كسى كه خوى و اخلاقى در سرشت و طبیعت او است غیر آن روش را نمیتواند داشته باشد ولى آن كس كه با اراده خود روش نیكى را اتخاذ مینماید بر خلاف طبع خود مشكلات اطاعت را تحمل میكند و صبر مینماید پس او برتر است. (بحارالانوار، ترجمه ج 67 و 68، ج2، ص 381)
خوش اخلاقی چیست؟

از امام صادق علیه السلام سوال شد حد حسن خلق چیست؟ آن حضرت فرمود: تُلِینُ جَانِبَكَ وَ تُطِیبُ كَلَامَكَ وَ تَلْقَى أَخَاكَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ (معانی الاخبار، 253)؛ فرمود نرم بودن، پاکیزه سخن گفتن و با چهره خوب با برادر خود(دیگران) برخورد كردن.
نرم بودن به معنای سختگیری نکردن و آسان گرفتن است که نیاز به طرز فکر درست دارد. علت بسیاری از سختگیری های ما اندیشه های غلط و باورهای نادرست ما از زندگی و توقعات بالای ما از دیگران است. تواضع، فروتنی و آسان گرفتن امور دنیا می تواند تاثیر زیادی در خوش اخلاقی ما داشته باشد .
آرامش، نیز عامل مهمی در نرمش ما در برابر اطرافیان ما دارد کسی که آرامش ندارد نمی تواند خوش اخلاق بماند بسیاری از اوقات، جدال و مشاجرات بیهوده ما، محصول اضطرابی است که به دلایل مختلف تحمل می کنیم. معمولا وقتی قرار است یک مجلس مهمانی برپا کنیم با همسر و فرزندانمان دعوا می کنیم. اگر بنا باشد به مسافرت برویم یکی دو روز قبل از سفر اخلاق خوبی نداریم و ...

به هر حال اضطراب وجود دارد؛ باید یاد بگیریم که در حین اضطراب، خودمان را کنترل کنیم و همواره توجه داشته باشیم که نا آرامی از درون ما سرچشمه گرفته، پس اگر تحمل کنیم و آن را به دیگران منتقل نکنیم، به آرامش یافتن خودمان هم کمک کرده ایم. ما می توانیم اضطراب و احساسات منفی را در درون خود پنهان کنیم و در اعمالمان بروز ندهیم و خوش اخلاقی را با تمرین بدست آوریم. احساسات بد تا زمانی که در اعمال ما بروز نکنند و در محدوده اختیارات ما نباشند، مسئولیتی را متوجه ما نمی سازند.
تطیب کلامک: کلام پاکیزه نیز سبب خوش خلقی است بخش بزرگی از اخلاق هر کسی مربوط به طرز سخن گفتن اوست. انسان حسود، پست، فتنه گر و ... هیچگاه نمی تواند خوش اخلاق بماند زیرا نمی تواند با بزرگواری و با محبت سخن بگوید.
وَ هُدُوا إِلَى الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلى صِراطِ الْحَمیدِ (حج، 24)؛ آنان به گفتار نیك هدایت شدهاند و به راه ستوده رهنمایى گشتهاند.
چهره خوب و بشاش داشتن هم در روایت از علامات خوش خلقی معرفی شده است. حقیقتا نوع ارتباط عاطفی ما با دیگران به حالت چهره ما در هنگام برخورد بستگی دارد. چهره ای که مزین به تبسم باشد، علاقه، حوصله و نشاط را نشان می دهد. چهره و حالت پیامبر خدا در هنگام برخورد با مردم به گونه ای بود که هر کسی با آن حضرت دیدار می نمود گمان می کرد عزیزترین فرد نزد رسولخدا است بدون این که آن حضرت با زبان، ابراز محبت کند.

اسلام به عنوان کاملترین آیین الهی برای هدایت همه مردم آغوش خود را باز کرده و هیچ محدودیتی را برای پذیرش قرار نداده است. هر انسانی با هر رنگ و نژادی, با هر شکل و قیافه ای, با هر موقعیت اجتماعی و مالی و هر زبان و گویشی می تواند به قلعه نور پای نهد و خود را در مسیر تعالی قرار دهد. بنابراین این دانشگاه, برخلاف دیگر محیط ها امتحان ورودی ندارد و با آنکه پیشرفته ترین دانشگاه هدایت است, برای جذب محصلانش شرط و شروطی قرار نداده است. بنابراین قانون اول این محیط، «گشایش همه درهای بسته به سوی همه علاقه مندان» است.
اما وسعت دید این دانشگاه انسان سازی به اینجا ختم نمی شود. با مراجعه به آموزه های اسلام و عملکرد بسیاری از پیامبران, در می یابیم که مساله بسیار فراتر از این حرف ها است.
درست است که خداوند درهای هدایت را به سوی همگان گشوده و آغوش خود را برای رشد انسانها باز کرده است, اما از آهن ربایی که فلز وجود انسانها را به دروازه خوبیها می کشاند, نباید غافل شد. گویا که قانون دوم این دانشگاه «ربایش پس از گشایش» است. یعنی همه نیروها موظفند تا از حداکثر توان خود برای جذب و ربایش رهپویان این مسیر استفاده کنند و از هیچ تلاشی دریغ نورزند.
این دانشگاه نه تنها شرط پذیرش ندارد, بلکه اساتید و کارکنانش را به میان اقشار مختلف مردم می فرستد تا بر آمار رهپویان خود بیافزاید. در این دانشگاه، هیچ محدودیتی حتی در تشکیل کلاسها وجود ندارد. از جمله افتخارات بهترین استاد این دانشگاه این است که کلاسهایش را در هر جا که نیاز باشد برپا می کند و خودش هم برای جذب و تعلیم دیگران به هر کوی و سرایی سر می کشد. آری, چه زیبا گفته است امیر مومنان در مورد پیامبر عزیزمان که او «طبیبی بود در گردش.»(طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ. نهج البلاغه, خطبه 108)
البته باید توجه داشت که این یک داستان و افسانه نیست که بشنویم و پیامبرمان را تحسین کنیم. یا آنکه بر خود ببالیم که پیرو عجب دانشگاه و مکتبی هستیم. بلکه این الگو و روش تربیتی اسلام است که همه ما ملزم به آنجام آنیم.
همه ما موظفیم بر اساس همین دو قانون پر اهمیت عمل کنیم و «گشایش و ربایش» در جامعه اسلامی را نهادینه نماییم. اما به نظر شما جوامع دینی ما چقدر به این دو قانون اهمیت می دهند و به آن ملتزمند؟ آیا درهای مساجد و حسینیه های ما همیشه به روی همگان گشوده است؟ روحانیت معظم و مذهبی های بزرگوار ما با روی گشاده و آغوش باز با مخالفان برخورد می کنند؟ محیطهای فرهنگی و عقیدتی ما در کوچه و بازار می گردند تا شبهات را بیابند و پاسخ گو باشند؟ درد دل ها را می شنوند و راه حل آن را به سرعت باد به جامعه ارائه می دهند؟
به گمانم همینگونه است که اگر نباشد چه قیامتی خواهد بود قیامت.
چند سال پیش دیوارها و میله های آهنین پارک ها را به کلی برداشتند تا پارک ها دیگر زندانی و محصور در چهار دیوار نباشند. چرا که پارک ها ویترین گل و گیاه شده بود و مردم فقط از پس میله های زندان از آن بهره می بردند.
کاش کسی می آمد و جرات می کرد، حصار برخی از محیطهای مذهبی را می شکست و جامعه ما را از معنویت ویترینی خارج می نمود. نگاهی به فیلمها و داستانهای این مرز و بوم نشان می دهد که محیطهایی همچون امام زاده ها و مساجد، ویترینی برای معنویت است. هر کس که گرهی به کارش می افتد و حالی به حالی می شود، آماده می شود و چند دقیقه ای را در نمایشگاه معنویت سپری می نماید.
مسلما ایراد اصلی به فیلم ساز و داستان نویس های عزیزمان وارد نیست، بلکه ایراد به یکایک ما مسلمانان وارد است که این دو قانون مهم اسلامی را از برنکرده ایم و کمتر به آن جامه عمل پوشانده ایم.
گشایش و ربایش دلها

قانون سوم و چهارم «گشایش و ربایش در پهنه دل مخاطبان» است. تنها گشایش و ربایش دانشگاه انسان سازی کافی نیست. بلکه باید دروازه های دلها را گشود و درّ گرانبهای درون را بر سر کلاس نورانیت نشاند.
هر انسانی عقیده ای دارد و به گمان خودش، همان عقیده بهترین و صحیح ترین اندیشه است. به همین خاطر، درهای فکر و دل خود را به سوی تفکرات دیگر می بندد و اجازه ورود به اندیشه مخالف نمی دهد. اما با این وجود به وسیله اخلاق نیکو می توان این درهای بسته را گشود و تفکر آنان را بر سر میز مذاکره نشاند و اندیشه ناب اسلامی را برایشان تبیین نمود.
بنابراین لازمه جذب و ربایش دیگران, گشایش دروازه های دل و اندیشه آنان است.
امیر مومنان علی علیه السلام به سمت کوفه حرکت می کرد که در راه با یک كافر ذمى (كه در پناه اسلام است) همراه شد. مقداری از مسیر را با هم پیمودند تا اینکه بر سر دو راهی رسیدند. مرد ذمی به حضرت گفت: اى بنده خدا! تو به کجا می روی؟ امام فرمود: می خواهم به كوفه بروم. اما مرد مسافر گفت که مقصد دیگری دارد و باید از سوی دیگر برود.
همین که راه خود را به سوی دیگر برگرداند، امیر مومنان نیز همراه او حرکت کرد. او که شگفت زده شده بود به حضرت گفت: مگر نمی خواستى به كوفه بروى؟ فرمود: چرا. او گفت: پس چرا راه كوفه را رها كردى و به این سمت می آیی؟ امام فرمود: «برای این که خوش رفاقتى را به پایان برسانم. انسان باید رفیق راهش را در هنگام جدائى چند گامى بدرقه كند. این فرمان پیامبر ما است.»
مرد کافر با تعجب گفت: پیامبرتان اینگونه دستور داده؟ پس قطعا هر كه پیرویش كرده به خاطر همین كردارهاى بزرگوارانه او بوده است. عجب دینی و عجب پیامبری!
امیر مومنان با یک حرکت به ظاهر ساده قفل دل او را باز کرد و اندیشه و خاطر او را ربود. تاریخ چنین می گوید که او از مسیرش بازگشت و آنقدر شیفته اخلاق امام شده بود که با او به کوفه رفت و همین كه او را شناخت مسلمان شد. (الکافی، ج 2، ص 670)
این تنها نمونه ای از تاثیر شگرف این قانون دینی است که غوغا می کند و معجزه گر است. پس بیایید دست در دست هم نهیم و با عملیاتی کردن این قوانین، دنیا را پر از نور ایمان سازیم.
Roland
Etcheverry دو سال پیش به شرکت شیمیایی Champron Technologies ملحق شد، با کمی دقت
پی برد که باید محیط ذخیره سازی شرکت را از نو بسازد. البته این کار را دو بار در
شرکتهای دیگر تجربه کرده بود، بنابراین میدانست که برای اتصال چند نقطه مختلف به
مرکز داده شرکت، باید از شبکه مختص حافظه (SAN) استفاده نماید، درست مثل مشکل
بازیابی سایت که هر یک حدود ۷ ترابایت ظرفیت دارند. همچنین میدانست که باید به
مجازیسازی حافظه پرداخته و از آن حافظهمجازی استفاده نماید. به گفته Etchervery
مجازیسازی حافظه در اصل به جداسازی و تفکیک هارد درایو هایی میپردازد که به صورت
یک مجموعه حافظه بزرگ بودهاند.
اعضای IT وقت کمی را صرف کنترل دستگاههای ذخیرهسازی مینمایند چون باید بعضی از برنامهها و وظایف متمرکز شوند. مجازیسازی همچنین عملکرد و تاثیر حافظه را افزایش داده و امکان ذخیره فایلها در هر اتاقی را به جای برخورداری از چند درایو غیرقابل استفاده میسر میسازد. IT میتواند درایوها را بدون وقفه جهت پیکربندی مجدد شبکه و سرورهای تحت تاثیر آن افزایش داده یا عوض نماید. این کار با استفاده از نرمافزار مجازیسازی صورت میگیرد. بنابراین، کار پشتیبانی و قرینهسازی نیز سریعتر صورت میگیرد، چون فقط اطلاعات تغییر یافته باید کپی شوند و با انجام این کار دیگر ضرورتی برای کنترل مداوم و زمانبدی شده حافظه وجود ندارد.
همچنین بهتر از همه اینکه او میتواند پول خود را جهت نیاز به ذخیرهسازی آتی پسانداز نماید چون نرمافزار کنترل حافظه Falcon Stor وی، درایوهای چند سازنده را طوری با هم ترکیب میکند که گویی تنها یک درایو مجازی بودهاند و Etchererry را از رجوع به درایوهای گران قیمتی که سیستمهای ذخیرهسازی مبتنی بر آرایه به آن نیاز دارند، باز میدارد.
گرچه تکنولوژی مجازیسازی حافظه اکنون رایج و جدید میباشد، ولی اصطکاک آن در شرکت زیاد است. در سال ۲۰۰۶ حدود ۲۰ درصد از ۱۰۱۷ شرکتی که از طرف Forrester Rescarch مورد بررسی و تحقیق قرار گرفتند، از مجازیسازی حافظه استفاده کرده بودند. تا سال ۲۰۰۹ این مقدار به ۵۰ درصد در شرکتها خواهد رسید و همینطور درصد آن برای شرکتهای دارای ۲۰۰۰۰ کارمند یا بیشتر افزایش خواهد یافت. ارزیابیها نشان میدهد که ۳۴ درصد از شرکتها در سال ۲۰۰۶ به مجازیسازی حافظه پرداخته بودند که مقدار آن تا سال ۲۰۰۹ به ۶۷ درصد خواهد رسید.
Etchererry میگوید، مجازیسازی حافظه به یک استراتژی شفاف
نیاز دارد. او میگوید، بسیاری از افراد به حافظه ذخیرهسازی اهمیت چندانی
نمیدهند، بنابراین بدنبال صرفهجویی در هزینهها نمیباشند. Nik Simpson، تحلیلگر
حافظه در Burton Group معتقد است که چون مجازیسازی حافظه یک روش متفاوت برای کنترل
داده است، لذا کسانی که به آن اهمیت نمیدهند، مزایای صرفهجویی در هزینه و قابلیت
تاثیر این تکنولوژی را از دست میدهند.
● تهیه پشتیبانهای بهتر
از نظر استراتژی، مجازیسازی حافظه در کار کنترل حافظه و ذخیره منابع به طور
فشرده ارزش و اهمیت فوقالعادهای دارد که در واقع همان پشتیبانی از داده و در
دسترس قرار دادن آن برای محیطهای مورد نیاز به آن است. این وظایف و عملیات شامل:
تهیه کپی برای هماهنگ سازی و انطباق پایگاه داده توزیع شده، قرینه سازی برای حفظ یک
کپی اضافه از اطلاعات به منظور استفاده در صورتی که کپی اول غیرقابل استفاده بوده
یا در دسترس نباشد، تهیه پشتیبان جهت در دسترس نگه داشتن اطلاعات قدیمی و جدیدی که
به طور اتفاقی حذف میشوند و بعدا مورد نیاز هستند، گرفتن عکسهای فوری و رونوشت
لحظهای برای کپی قسمتهای اصلی اطلاعات تغییر یافته و برگرداندن آسانتر آن به نسخه
اصلی و اولیه. تمام این فعالیتها با استفاده از تکنیکهای کنترل حافظه به روش سنتی
بسیار دشوارتر خواهد بود، مخصوصا اگر حجم داده افزایش یافته و زمان برای تهیه
پشتیبان کاهش یابد.
چون تکنولوژی مجازیسازی حافظه فقط به منظور تهیه کپی از قسمتهای مخصوص به اطلاعات تغییر یافته انجام میشود نه همه فایل یا حتی تمام حجم درایوی که در معماریهای حافظه مبتنی بر میزابن حافظه اصلی به روش قدیمی صورت میگرفت، لذا این فعالیتهایی که به منظور محافظت از داده صورت میگیرد هم سریعتر انجام میشود و هم مالیات بر شبکه آن کمتر خواهد بود.
Ashish Nadkarni، مشاور اصلی دفتر مشاوره ذخیرهسازی GlassHouse Technologies میگوید، شما بسته به نوع اطلاعات خود ۴۰ تا ۵۰ درصد از کار انتقال را کاهش میدهد. این توانایی و قابلیت به یک مدیر ارشد اطلاعات امکانمیدهد تا چند کپی و پشتیبان را به طور مداوم رؤیت نموده و در صورت بروز هر گونه اشکال سختافزاری به سرعت از تجهیزات جدید استفاده نماید. Ryan Engh، مدیر ساختار و زیربنای IT در شرکت سرمایهگذاری Wasatdn Advisors که از نرمافزار مجازی سازی محصول Data Core استفاده مینماید میگوید، ما میتوانیم در صورت لزوم چندین حافظه جدید را اضافه کرده و اطلاعات مورد نیاز را به پشت زمینه منتقل نماییم بدون اینکه حتی کاربران به آن پیببرند.
▪ مزیت دیگر:
انجام این کار از مشکل بازیابی و ایجاد دوباره سایت جلوگیری میکند. او
میگوید، یک مشکل اصلی در یک محیط قدیمی در جائیست که دو نوع داده بخاطر زمان
طولانی مورد نیاز برای کپی با یکدیگر هماهنگی و سازگاری ندارند.
علاوه بر این، ماهیت ذخیرهسازی اطلاعات توزیع شده امکان ذخیره راحت و آسان اطلاعات را برای IT فراهم میسازد. Chris Walls، رئیس سرویسهای IT در شرکت PHNS که کار کنترل و مراقبت از اطلاعات را برعهده دارد و از کنترل کنندههای مجازیسازی آیبیام استفاده میکند، میگوید، این لایه کنترل قابلیت قراردادن اطلاعات در یک محل دور یا حتی چند مکان مختلف را برایتان میسر میسازد، که همه آنها برای کاربران غیرقابل رؤیت هستند.
یک مدیر ارشد اطلاعات با توجه به این قابلیتها و کارآئیها میتواند حدود ۷/۲۴ حالت از بازاریابی ناموفق و یا موفق از اطلاعاتی که میتوانند در دسترس باشند را معرفی نماید که به عنوان قسمتی از استراتژی گسترده جهانی در نظر گرفته میشود. این دقیقا همان کاری است که Etchererry در Charpion انجام میدهد. او میگوید، ما اکنون از یک پشتیبان zero-window (پنجره صفر) برخوردار بوده و میتوانم به سرعت تصویر درایو را از نو بسازم.
بعضی از شرکتها با روش مجازیسازی حافظه و استفاده از یک
تکنولوژی قدیمیتر به نام thin provisioning از مزایای فوقالعادهای برخوردار
میشوند، این تکنولوژی درایو را به تصور اینکه ظرفیت آن بیش از حد انتظار و واقعی
آن است به اشتباه میاندازد، این کار برای ایجاد یک استاندارد جهت پیکربندی درست از
حجم همه درایوها برای کاربر است به طوریکه وقتی شما درایوهای بزرگتری را جایگزین
مینمایید، اعضای IT دیگر مجبور به تغییر ساختار حافظه مقابل کاربر، نیستند. با
افزودن یک حافظه مجازی، این مقادیر استاندارد شده و کوچک میتوانند جلوی محدودیت یک
درایو را از این بابت بگیرند و این مقدار مازاد روی درایو دیگری ذخیره میشود، بدون
این که خود کاربر بداند. Engh که در Wasatch کار میکند، میگوید، این روش کار،
پیکربندی را واقعا آسان میسازد. همچنین ضرورت نمایش کاربر اختصاصی درایو را برای
IT کاهش میدهد، نرمافزار یا دستگاه مجازیسازی نیز در موقع لزوم از ظرفیت بیشتری
برخوردار میشود.
برای مثال، Epilepsy project، که یک گروه تحقیقاتی در دانشگاه کالیفرنیا در سان
فرانسیسکو میباشد، از روش thin provisioning به همراه دستگاه مجازیسازی حافظه
محصول شرکت network Appliance استفاده میکند. برنامههای تحلیل پروژه صدها
گیگابایت اطلاعات موقتی را ایجاد و ارقام را خرد مینمایند.
مایکل ویلیامز ، مدیر ارشد اطلاعات، به جای این که حداکثر دو ترابایت از ظرفیت
حافظه ویندوز را در اختیار هر محقق بگذارد، به هر یک حدود یک چهارم از این فضا را
اختصاص میدهد، سپس از روش thin Provisioning استفاده مینماید. دستگاه یک فضای
اضافه را نیز به اطلاعات موقتی برنامههای تحلیل در زمان مورد نیاز اختصاص میدهد
که در واقع، این کار با یک ترفند و دستکاری در فضای حافظه در بین محققان انجام
میشود.
● ابزارهای مخصوص حافظه مجازی
مجازی سازی حافظه به چند صورت انجام میگیرد، اولین و رایجترین آن مجازیسازی
مبتنی بر آرایه است. بطوری که سازنده، یک آرایه قابل توسعهای را ایجاد میکند که
بوسیله آن درایوهای آن سازنده اضافه میشوند، نرمافزار کنترل نیز درایوها را طوری
ایجاد میکند، که به صورت یک مجموعه داده ظاهر میشوند. به گفته Andrew ecichman که
تحلیلگر Forrester Research میباشد، شما مجبورید به یک سختافزار سازنده اکتفا
نکنید که باید مواظب اشاره انگشت سازندگان باشد که اشتباهی صورت نگیرد.
سازندگان این آرایهها شرکتهای Compellent، EMC،
هیولیتپاکارد، Hitachi Data، Network Appliance (Net APP)، سان مایکروسیستمز و
Xiotech میباشند. Reichman میگوید محصولات مجازیسازی مبتنی بر آرایه مثل محصولات
هیتاچی (که قبلا بوسیله هیولیت پاکارد و سان به فروش رسیدهاند) و حتی محصولات
NetAPP میتوانند از آرایههای دیگر حافظه نیز پشتیبانی نمایند. آرایه هیتاچی تنها
گزینه مخصوص و درجهیک میباشد. او میگوید، در حالیکه بقیه آرایهها برای
سیستمهای با حافظه کوچک و کمتر از ۷۵ ترابایت طراحی شدهاند.
Ashish Nadkrni، مشاور اصلی Glass House technologies که شرکت خدماتی و مشاوره
زیربنای IT میباشد میگوید، یک گزینه جدیدتر که مجازیسازی حافظه مبتنی بر شبکه
نامیده میشود، از یک نرمافزار یا یک دستگاه شبکه برای کنترل انواع دیسک گردانها
و رسانههای دیگر ذخیرهسازی استفاده میکند. این رسانه میتواند از میان محصولات
سازندگان مختلف، محصول تنها یک فروشنده، فراهم سازد و به شما امکان میدهد تا از
درایوهای ارزانتر برای مواقعی که ذخیرهسازی اجباری نمیباشد، استفاده کنید و
همینطور بتوانید از حافظهای که طی چندین سال اطلاعات آن را پس از اکتساب و ادغام
جمعآوری کردهاید، مجددا استفاده نمایید.
سازندگان حافظهمجازی مبتنی بر شبکه (که اغلب جزو شبکه ناحیه حافظه (SAN) میباشد)،
BlueArc، DataCore Software، EqualLogic، FalconStor Software، IBM، Incipient،
iQstor و LSI هستند. Richman میگوید، این حافظههایمجازی عرضه شونده مخصوص
محیطهای متوسط و معمولی یا کمتر از ۱۵۰ ترابایت میباشند.
● قسمت مشکل و مهم
کنترل و قابلیت انعطاف جدیدی که از مجازیسازی حافظه بدست آمده است، چندین ریسک
را به همراه دارد: Engh که در Wasatch کار میکند، میگوید: قابلیت انعطاف، بدترین
کابوس برای شما خواهد بود درست مثل دادن تیغ به دست بچه.
پیچیدگی در همان مسئله و موضوعی است که مجازیسازی حافظه بوجود آورده و معرفی
میکند. Nadkarni در Glass House میگوید، گر چه ابزارها محلی را که بیتهای مختلف
فایلها در آن وجود دارند، ردیابی میکنند، با این حال اعضای IT اطلاعات را روی
رسانههای مختلفی که میتوانند دیسکها را به روش قدیمی کنترل نمایند، پخش نمیکنند
و به جای کپی خود فایلها برای تهیه پشتیبان، دیسک را به همراه قسمتی از فایلهای
کپی میکنند. یا وقتی شبکههای حافظه مجازی را نصب میکنند، درایوهای با عملکرد و
کارآیی پایینتر را با سرورهای مجازی با عملکرد بالا ادغام و یکپارچه میسازند. لذا
عملکرد برنامههای کاربردی حیاتی و مهم در حال اجرا را به تاخیر میاندازند و مانع
کارشان میشوند.
به گفته Walls در PHNS ابزارهای مجازیسازی براحتی قابل استفاده
هستند ولی مهندستانی که کار ذخیره سازی را انجام میدهند نمیتوانند از تفکر درباره
اطلاعات از دیدگاه عینی و واقعی دست بکشند. او میافزاید، لزومی ندارد آنچه درباره
کنترل حافظه و ذخیرهسازی میدانید به طرف مقابل و گروه منتقل نمایید.
موضوع دیگر، انتخاب شکل و نحوه صحیح مجازیسازی حافظه مبتنی بر شبکه یا مبتنی بر
آرایه است. تکنولوژی مجازیسازی مبتنی بر شبکه از طریق نرمافزار مبتنی بر سرور، یک
دستگاه شبکه، یا یک کلید Fiber Channel هوشمند انجام میشود و به دو صورت و ویژگی
ظاهر میشود: block-level (سطح بلوک) و file-level ( سطح فایل). مجازیسازی مبتنی
بر آرایه بعنوان قسمتی از نرمافزار کنترل حافظه عمل میکند که با یک آرایه همراه
است. Simpson عضو Barton Group میگوید، مجازیسازی مبتنی بر ارائه معقول و مناسب
است. ولی نمیتواند حافظه را به طور مستقیم یا از طریق یک SAN ضمیمه و مختص آرایه
نماید. IT معمولا باید حافظه آرایه را از فروشنده و سازنده آن آرایه خریداری نموده
و یک قفل سازنده گرانقیمت را برای آن ایجاد نماید.
مجازیسازی حافظه مبتنی بر شبکه نیز چند سالی است که رایج
گردیده و از ابتدای راهاندازی بسیار مورد تبلیغ و پیشنهاد قرار گرفته. Andrew
Reichman عضو Forrester میگوید، این بهترین نوع مجازیسازی حافظه از نظر قابلیت
انعطاف است و به شما امکان میدهد تا همه منابع حافظه خود حتی دور از محل را
مادامیکه از طریق SAN در دسترس هستند، کنترل نمایید. او میگوید، با وجود اینکه این
ابزارها بعنوان یک نقطه کدر روی SAN شما عمل میکنند ولی کار و روش سازندگان در
پیشگیری از بروز مشکلات عملا خوب است.
Nadkarni میگوید، اکثر محصولات مجازیسازی حافظه مبتنی بر شبکه در سطح بلوک کار
میکنند یعنی با گروه بیتها بیشتر سروکار دارند تا همه فایلها. در حالیکه
مجازیسازی حافظه مبتنی بر شبکه در سطح بلوک، گزینه بهتری میباشد، ولی در این
تکنولوژی شرکت باید کلیدها و دستگاههای دیگر شبکه حافظه خود را به نوع کلیدها و
دستگاههای مناسب و سازگار تغییر دهد. او میگوید، ولی هیچ کس نمیخواهد SAN خود را
برای انجام اینکار قطع نماید. با وجود این شما میتوانید این تکنولوژی را به طور
مرتب و مداوم اضافه نمایید که تنها مقدار پیچیدگی را افزایش میدهد ولی چون اکنون
از حافظه مجاز و غیرمجازی برخوردار هستید لذا همه آنها به طور یکسان و مشابه کنترل
میگردند.
به توصیه او بیشتر سازمانها باید به مجازی سازی حافظه مبتنی بر شبکه جهت تلاشی
بیشتر برای طراحی مجدد حافظه رو آورند.
این دقیقا همان کاری است که Wallsدر PHNS و Etchererry در
champion انجام دادند. Etchererry مجازیسازی را یک طراحی مجدد حافظه گسترده شرکتی
در نظر گرفته در حالیکه Walls آنرا بعنوان روشی برای افزودن یک مرکز داده جدید و
حل مشکل بازیابی سایت قبول دارد.
در هر دو مورد، همه کار نصب و راهاندازی در یک محیط غیرکاری اتفاق افتاد که بدون
تحت تاثیر قراردادن کاربران قابل آزمایش بود.
در حالیکه دور هر IT از سیستمهای جدید خود راضی بودند آنها اطلاعات را به طور آنلاین ارسال نمودند و تنها یک اختلال و بینظمی در محیط حافظه بوجود آمد که کاربران به آن پی بردند.Walls میگوید، تنها این حادثه فقط یک بار اتفاق افتاد.
اهمیت و توجه به روابط انسانی و نقش غیرقابل انکار آن در جهت اهداف سازمانها و جوامع بشری بر کسی پوشیده نیست ، این جایگاه بحدی است که بسیاری از صاحبنظران علم مدیریت ، مدیریت را علم، هنر و یا فن برقراری روابط با انسانها معرفی کردهاند. در مکتب انسانساز و حیاتبخش اسلام نیز تاکید ویژهای بر روابط انسانی و ارتباط صحیح و اصولی و توام با اخلاق حسنه با حفظ کرامت انسان در تمامی سطوح گردیده و در این رابطه مدیران بهتر است نخست دیدگاه اسلام در زمینه مدیریت و روابط انسانی و ارزشهای حاکم بر آن را شناخته و پس از شناخت و بررسی خصوصیات و ویژگیهای آن جهت تحقق و عینیت بخشیدن به آن اقدام نمایند.
روابط انسانی
روابط انسانی از نظر مفهوم شناسی به معنای ایجاد مناسبات انسانی سالم، به منظور
ارتقای رضایت خاطر و نیرومند کردن روحیه افراد و ایجاد اشتراک مساعی بیشتر انسانها
می باشد، روابط انسانی در مدیریت شریان حیات مدیریت و قلب تپنده سازمان است، دانش
روابط انسانی با ایجاد محیط سالم، نشاط انگیز، و آرامش بخش، موجب بیشترین بازدهی
باکمترین هزینه میگردد. در پرتو روابط انسانی سالم و سازنده، آثار مثبت فراوانی
نصیب افراد و سازمان می گردد که برخی از آنها عبارت است از: محیط کاری و سازمانی
آرام بخش و نشاط انگیز، ارتقای احساس امنیت روحی و روانی، توانمندسازی روحی
کارکنان، افزایش رضایتمندی از کار و زندگی، شکل گیری فضای همکاری و همیاری، ایجاد
صمیمیت، ایجاد زمینه رشد و بالندگی مادی و معنوی، ارتقای سطح سلامت عمومی و بهداشت
روانی، پیشگیری از هدر رفت انرژیهای مادی و معنوی، جلوگیری از کم کاری و بی کاری
پنهان، ارتقای بهره وری و سطح تولید.
آكیو موریتا، بنیانگذار شركت سونی، میگوید كه :
" در موفقیت شركتهای ژاپنی و به ویژه در شركت سونی هیچ سحر یا معجزهای وجود ندارد. رمز موفقیت آنها در شیوهای است كه با كاركنان رفتار میكنند. چراكه مهمترین ماموریت مدیران ژاپنی این است كه با كاركنان رابطهای سالم برقرار نمایند. در درون شركت نوعی احساس خانوادگی بوجود آورند به گونهای كه كاركنان و مدیران احساس كنند سرنوشت یكسان دارند."
فلسفه واقعی مدیریت در ژاپن چنین است:
باید با كاركنان همانند دستیار، همكار یا همتا رفتار كرد و نباید او را وسیلهای برای كسب سود به حساب آورد. گرچه سرمایهگذاران مهم هستند ولی آنها تنها یك رابطه موقت یا زودگذر را با شركت تشكیل میدهند. كاركنان اهمیت بیشتری دارند زیرا درست همانند مدیریت ارشد شركت از اجزای دائمی شركت هستند."
مدیر یكی از كارخانههای معروف ایرانی كه به اهمیت بذل توجه به روابط انسانی در
مدیریت پی برده بود، سعی میكرد كه به این طریق از نیازها، کمبودها و گرفتاریهای
افراد مجموعه مدیریتی خویش، آگاه و مطلع گردد و بدین وسیله با آنها همدلی و دلجویی
کرده، در حد توان در رفع مشکل ایشان اقدام نماید، تا انگیزه افراد را برای تلاش و
همکاری تقویت کند. حتی وی مثل كارگران كارخانهاش در صف غذای سلف سرویس میایستاد
تا از طریق آشنایی با مشکلات کارکنان، بتواند از مشکلات سازمان نیز آگاه گردد، و با
تدابیر و اقدامات مقتضی از بروز مشکلات پیچیده و انحراف از اهداف و ماموریت كارخانه
جلوگیری كند.
در كشورهای دیگر نیز از اهمیت مبحث روابط انسانی غافل نشدهاند. به طور مثال یكی از
شركتهای معتبر تركیه به نام CEMTAS اعلام كرده كه یك خانواده بزرگ است. به
طوری كه پرسنل را تشویق به ارتباط بیشتر در مناسبات و جشنهای ملی و میهنی می كند.
همچنین علاقهمند ایجاد رابطه فامیلی بین پرسنل است. در روز ملی درختكاری هر ساله
كلیه پرسنل به همراه مدیریت ارشد و عالی شركت در این جشن شركت كرده واقدام به نهال
كاری میكنند. در ضمن در برخی از روزهای سال كلیه افراد به همراه خانوادههایشان در
ضیافتهای شام و مسافرتهای دستهجمعی شركت میكنند.
حضرت علی (ع) نیز در زمینه روابط انسانی و رفتار با كاركنان فرموده است :
" آن گونه از آنان تفقد نما که پدر و مادر از فرزندانشان تفقد و دلجویی مینمایند".
به عنوان مثال در صورت بروز واقعهای نظیر جشن یا مصیبت،
برای هریک از کارکنان، تفقد مدیر و حضور وی در مراسم، نمونهای از بذل توجه و تفقد
پدرانه به شمار میرود.
با اینكه در مدیریت از منظر اسلامی روابط انسانی برخی از پیش نیازها و لوازم تحکیم
نظیر عدالت، اعتماد، نرمی و مدارا، محبت، سعهصدر و خیرخواهی را میطلبد،
بیاعتنایی به آن پیامدهایی منفی از این قبیل را در پی خواهد داشت: تقاضای
مرخصیهای نابهنگام، ابراز کسالت، بی حالی و خستگی، افزایش ضریب اشتباهات و حوادث
کاری، بروز تعارض منافع بین افراد، ایجاد کدورت و دشمنی بین کارکنان، افزایش
جابجاییهای بی مورد، بی نظمی و سرپیچی از مقررات، افزایش غیبت های غیر مجاز و
اقدام به توجیه آن، آمادگی برای بروز اختلالات روانی، احساس کهتری و درماندگی.
بهداشت روانی
از آنجا كه كاركنان بانكها بیشتر وقت مفید خود را درمحیط كار می گذرانند، ارتقا
بهداشت روانی محیط كار به عنوان یكی از مهمترین ابعاد توسعه و بهسازی روابط انسانی
توجه خاص مدیران دلسوز را به خود جلب نموده است. لذا در ادامه به بررسی مختصر برخی
از عوامل مؤثر در بهداشت روانی محیط كار میپردازیم.
شرایط كاری: كار خسته كننده و تكراری و محیط نامطلوب
فیزیكی و روانی موجب اختلال در سلامت روانی میشود.
ابهام نقش: چنانچه اهداف كاری شخص واضح و صریح نباشد و نتواند با این اهداف
وانتظارات و مسئولیتهای محوله ارتباط درستی برقرار سازد، این حالت موجب بروز
افسردگی ، كاهش اعتماد به نفس ، عدم احساس رضایت از وضع زندگی ،عدم رضایت شغلی و
كاهش انگیزه شغلی میشود.
تعارض شغلی: اگر شخص در محیط كار خود با وظایف یا نیازهایی مواجه شود كه
واقعا علاقهای نسبت به انجام آنها نداشته و یا اینكه قبلا تصوری از انجام آن كارها
در ذهن نداشته باشد، بین خواستهها و انتظاراتی كه از وی میرود تعارض بوجود
میآید.
مسئولیت: هرچه میزان مسئولیت فرد در مقابل دیگران بیشتر شود، باید دقت وزمان
بیشتری را در واكنش و برخورد با سایرین صرف كند و درنتیجه استرس وی نیز
بیشترخواهدشد.
روابط با مافوق: كاركنانی كه احساس كنند مدیر مراعات آنها را نمیكند و نسبت
به منافع آنها بیتفاوت است تحت استرس بوده و بیشتر درمعرض فشارهای روانی هستند.
روابط با همكاران: فقدان روابط خوب بین همكاران عامل اساسی و محور
بیاعتمادی بوده و عدم صمیمیت و رقابت ناسالم یكی از تهدیدات مهم بهداشت روانی محیط
كار میباشد.
ارتباط خانه و محل كار: شرایط اقتصادی جامعه كنونی، رابطه مستقیم بین خانه و كار را
بیشتر كرده است. بررسیها نشان داده اگر كارمندی در خانه با مشكلی روبرو باشد بدون
شك آن را با خود به محیط كار خواهدآورد و برعكس اگر در محیط كار با مشكلی روبرو شد
بی شك آن را با خود به محیط خانه خواهدبرد. در اینجا باید
پرسید: اگر ارتباط بین كار و خانه بیشتر باشد آیا مشكل كاركنان كاهش خواهدیافت ؟
شاید بتوان گفت كه اگر مشكل اقتصادی خانواده برطرف شود، كارمند بدون استرس و با
روحیه عالی و پرنشاط در سر كار حاضر می شود ودیگر هنگام كار به فكر اجاره خانه،
خرید خانه، خرید وسایل ضروری خانه و هزار مساله دیگر نخواهد افتاد.
نتیجهگیری و پیشنهادات
با توجه به آثار و پیامدهای موضوع روابط انسانی در مدیریت، ضرورت دارد با رعایت
نکاتی در جهت غنی سازی روابط انسانی، فضای کاری مناسب و مطلوب برای ایجاد همکاری و
مهرورزی بین افراد فراهم گردد. برخی از نکات کاربردی در این باره عبارت است از:
توجه علمی به تناسب نظام پاداش و تکلیف، توجه علمی و عادلانه به نظام تشویق و تنبیه، ایجاد فضای رقابت مثبت و سازنده، توجه به نظام آموزش بویژه آموزش و نهادینهسازی مهارتهای روابط انسانی به مدیران، توجه عملی به ایدهها و اندیشه های سازنده افراد.

تجویز
تماشای فیلمهای جنسی برای زوجینی كه یكی از همسران یا هر دو به سرد مزاجی
و بیمیلی جنسی مبتلا هستند ممکن است که در کوتاه مدت موجب بهبودی روابط
شود ولی در دراز مدت میتواند منجر به بروز مشکلات عدیده ای شود.
به گزارش سلامت نیوز دیدگاههای متفاوتی وجود دارد اما
از نظر اینجانب، تماشای فیلمهایی كه با تصاویر جنسی همراهند، ممكن است در
برخی موارد خاص در كوتاهمدت موجب تحریك جنسی شود اما در درازمدت به عللی
كه ه آن اشاره میكنم به از هم گسیختگی روابط زناشویی میانجامد:
• كاهش اعتماد به نفس:
تماشای فیلمهای جنسی با توجه به رفتارهای اغراقآمیز بازیگران کمکم باعث
میشود زوجین درباره طبیعیبودن عملكرد جنسی خود دچار تردید شوند و خود را
بسیار ضعیفتر از آنچه هستند، بپندارند و از روابط زناشویی بیش از گذشته
فاصله بگیرند.
• مقایسه منفی:
جذابیتهای اغراقآمیز و تصنعی چنین فیلمهایی گاهی باعث میشود جذابیتهای
همسر، كمرنگ شده و با تشدید بیمیلی جنسی همسر، میزان فعالیت جنسی زوجین
از مقدار فعلی نیز كمتر شود.
• تقلید: برخی رفتارهای بازیگران این فیلمها با وجود جذابیتهای
بصری، گاه بسیار دردناك و آسیبزننده است و زوجین ناآگاه که سعی در تقلید
از آن دارند، موجب بیرغبتی همسر به روابط زناشویی میشود.
• وابستگی:
هرچند در ابتدای امر زوجین با قصد بهبود روابط فیمابین به تماشای چنین
فیلمهایی مینشینند اما در ادامه، یكی از زوجین یا هر دو متوجه میشوند كه
اگر در گذشته وقتی را برای با هم بودن صرف میكردند اكنون همه یا بخشی از
آن وقت را برای دیدن انواع و اقسام فیلمهای مستهجن پر میكنند و به این
ترتیب، فیلمهایی كه قرار بود باعث نزدیكی بیشتر زوجین به یكدیگر شود اكنون
عاملی برای فاصله بیشتر آنها از یكدیگر شده است.
منبع :سلامت ایران
گردآوری :پایگاه اینترنتی بخون دات کام
نقل مطالب سایت با ذکر منبع (www.bekhon.com) و نام نویسنده مجاز است.
من بیشتر دوست دارم به جای ماهی به شما ماهیگیری را یاد بدهم. یعنی نحوه سئوال ساختن را می گویم، سئوال را خودتان طرح کنید .
نکاتی وجود دارد که در طرح سئوالات جلسات خواستگاری ، شناسایی دختران و پسران در رابطه هایشان یا ....، کمک می کند که فرد شناخت عقلانی ( نه احساسی) نسبت به طرفش کسب کند باید دارای شرایطی باشد که بعضی از آنها به قرار ذیل است:
1 - فکر نکنیم که سئوالات باید استاندارد شده و از پیش تعیین شده و با جوابهای مشخص باشد، باید هنگام گفتگو مانند آدم آهنی خشک نباشیم و سعی کنیم سئوالات را در همان جلسه نسبت به هرچیزی که مبهم هست، طرح کنیم.
2 - سئوالات کلی برای شروع خوبست ولی فایده های آن اندک هستند. مثلا این سئوالات:
نظر شما در مورد حجاب چیست؟
- شما چه توقعی از همسر آیند ه ات داری؟
- شما نظرت در مورد اخلاق و ایمان چیه؟
- میعارهای شما برای ازدواج چیست؟
- شما چه نقشی برای زن در خانواده ، یا چه نقشی برای مرد در خانواده قائل هستید؟
چون سئوالات این چنین کلی، حتما جواب کلی دارد و جوابهای کلی چون مبهم و ناشفاف هستند ، طرفین همانطور که دوست دارند بر اساس ذهنیات خود تفسیر می کنند و این مفهوم شناخت از یکدیگر را با تحریف روبرو می سازد
3 - به جای سئوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید. موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساس، فکری یا رفتاری نشان می دهند.
شما بهتر است به عنوان مثال به جای اینکه این سئوال کلی را بپرسید که نظرتان در مورد حجاب چیست؟ می توانید سئوالات جزئی زیر را بپرسید؟
آیا آقایان هم باید حجاب داشته باشند؟ اگر بلی چند تا مثال بزنید؟
آیا شما خانواده ای را دیده اید که به خاطر رعایت نکردن حجاب از طرف مرد گسسته شده است؟
آیا به نظر شما برای حجاب خانم حتما چادر ضروریست؟
آیا مانتو و مقنعه را حجاب می دانید؟
آیا روسری و لباس پوشیده مثل بلوز و شلوار حجاب هست؟
آیا خانم می تواند بین افراد نزدیک مثل پسر عمو، دوست ، پسر خاله، یا اقوام بدون روسری باشه؟
آیا تفاوتی بین پوششی که خانم با شوهرش داره و پوششی که با پسر خاله اش داره وجود داره، تفاوتش چیه؟
آیا به فرض پذیرش حجاب مورد نظر شما، کار خانم در محیط هایی که کاملا مردانه هست ، مثل یک کارخانه یا معدن یا ...، اشکالی داره؟
آیا یک آقا یا یک خانم پس از ازدواج می تواند یک ارتباط عاطفی با جنس مخالف داشته باشه ؟ سطح این ارتباط را مثال بزنید؟ حدودش چقدر است؟
آیا برای یک خانم دست دادن به یک اقوام نزدیک مثل پسر عمه را می پذیرید؟
آیا خنده ، شوخی، و سر به سر گذاشتن یک آقایی را که ازدواج کرده با خانمهای دوست و فامیل را قبول دارید، یا همین مورد را در مورد خانمها می پذیرید؟
و صدها سئوال از این دست که تمرکزشان بر جزئیات هست؟ یعنی مثالهایی که در زندگی های مختلف کم و بیش ممکن است پیش بیاید.
(این به شما بستگی دارد که سئوالهای را جزئی و با مثال و متناسب با حال و احوال خود طرح کنید)
4- حال که در بند یک متوجه شدیم سئوال کلی نباشه و قابل انعطاف باشه و از پاسخ سئوالات قبلی در بیاید و در سئوال دوم هم جزئی سازی و شفاف سازی را گفتیم نوبت به این می رسد که این سئوالات جزئی و دقیق و عملیات را حول چه محورهایی تهیه کنیم.
بعضی از مهمترین محورها اینها هستند:
الف) سئوالات در خصوص مسئولیت پذیری و انجام وظایف فرد
مثلا شغلش، تحصیلاتش، وظایف دوستی و خانوادگی که به گردن داشته و .....
یعنی ما نمی پرسیم آیا شما مسئولیت پذیرید یا نه ، ما سئوالات دقیقی را نسبت به زندگی قبلی فرد طرح می کنیم که در صددیم که آیا فرد مسئولیت پذیر بوده است یا نه ؟
مثلا:
شما در چه تاریخی سرباز شدید، کی به سربازی رفتید؟ آیا غیبت هم داشتید؟
آیا در انجام کارها در خانواده با پدر و مادرتان مشاجراتی داشتید، آیا آنها کارهایی را به زور از شما می خواستند؟ رفتار همکارنتان با شما چگونه است؟ ( معمولا افرادی که با خانواده و همکار و ...، دیگران مشاجره دارند و ناسازگارند کسانی هستند که نسبت به انجام وظایف و مسئولیت های خود کوتاهی می کنند)
ب ) سئوالتی در مورد ثبات فکری و احساسی فرد
مثلا:
با سئوالتی متوجه شوید که آیا او شغل عوض کرده است؟ رشته تحصیلی خود را جابجا کرده؟ آیا با دوستان هر چند وقت یکبار قطع رابطه می کند؟ آیا به تناسب سنش چه چیزی اندوخته ؟ مثلا یک آقای 27 ساله چه میزان تحصیلات داره ، چه میزان سرمایه داره ، چه میزان تخصص داره و ....؟ چون این فرد حداقل 7 سال از بهترین زمان جوانی را در اختیار داشته در ازای آن چه اندوخته است؟ ( این سئوال با سئوالات سنتی والدینی که فقط به داشته های فرد توجه دارند متفاوت هست، مثلا ممکن است این فرد 7 سال کار کرده و سرمایه خود را خرج درمان پدر بیمارش کرده و اکنون هیچ ندارد ، ولی این فرد با ثبات هست. چون داشته هایش برای ما مهم نیست ، بلکه گذران عمرش و ثباتش در کار و زندگیش برای ما مهم هست)
- کسی که معلوم نیست جوانی خود را چه کرده ، نه تحصیلاتش مشخصه، نه سرمایه اش و نه هنر و تخصصش ، این نقطه منفی در ثبات اوست.
- همچنین سئوال از رابطه های عاطفی او به طور مشخص مهم هست. آیا او دوست پسر یا دختری داشته؟ چند تا؟ تا چه اندازه در این رابطه ها پیش رفته است؟ و....،
ج ) انعطاف پذیری
این بند هم بسیار مهم هست، ما باید با طرح سئوالاتی متوجه بشویم این فرد تا چه میزان خاصیت لاستیکی و کششی دارد و حاضر به انعطاف و تغییر در نظراتش هست.
به این سئوال توجه کنید:
اگر ما آماده شده ایم به یک مسافرت راس ساعت 18 برویم، ناگهان تلفن زنگ می زند و یکی از اقوام که از شهرستان آمده اند، خواهان آدرس دقیق منزل ما هستند که به میهمانی ما بیایند، در این هنگام شما چه کار می کنید؟
نحوه پاسخگویی به این سئوال مهم هست نه خود جواب.
اگر فرد بگوید به آنها می گوییم برنامه مسافرت داریم و نمی توانیم در خدمت شما باشیم.( این نشانه عدم انعطاف هست)
اگر فرد بگوید به آنها می گوییم قدمتان روی چشم بفرمائید( این هم نشانه عدم انعطاف هست)
در حالیکه فرد منعطف به راههای دیگری به غیر از بلی یا خیر نیز توجه دارد. مثلا می گوید:
باید ببینم سفر ما چقدر اهمیت داره؟ آن فامیل کیست؟ ضرورت میهمانی او چیست؟ تاثیر رفتن به این سفر روی ما چقدر هست؟ و ....، یعنی بررسی همه جوانب و جوابی شبیه این:
به او می گوییم قصد سفر داریم، اما خیلی دوست داریم در خدمت شما باشیم ، لذا تا ساعت
18 که وقت حرکت ماست می توانیم در خدمتتون باشیم. یا اینکه ما می توانیم هفته آینده این سفر را برویم لذا خوشحال می شویم در خدمتتون باشیم.
( فراموش نکنید اینها مثال هستند، شما می توانید مسائل دیگری را طرح کنید ، حتی گذشته فرد هم نشان می دهد که او در برابر مشکلاتی که در حوزه شغلی ، تحصیلی و خانوادگی داشته هست تا چه اندازه انعطاف پذیر و سازگار بوده است)
نکته مهم اینست که از نشانه های عدم انعطاف پذیری، عدم رابطه صحیح فرد با خانواده ، دوستان، همکاران و ...هست. یعنی کسی که نتوانسته است نسبت به خواسته های خود در قبال والدینش انعطاف نشان دهد، حتما در برابر همسر هم دارای انعطاف نخواهد بود.
د) تقسیم وظایف و نقش زن و مرد
شما می توانید با مثالهایی کارهایی را که در خانواده هست را مطرح کنید و از طرفتون بخواهید بگوید چه کسی این کارها را باید انجام دهد. خرید، تصمیم گیری، کارهای منزل ، نگهداری بچه ، ادامه تحصیل، تفریحات و ....
هـ) مسائل اقتصادی خانواده
این بند هم باید با سئوالات ریز و جزئی همراه باشد. مثلا میزان خرجی که برای جشن عروسی در نظر دارید و نوع تالار آن را مشخص کنید؟ محل مسکونی چگونه است ، کجاست؟ مشترک هست ؟ شخصی هست؟ اجاره ای هست؟ موقعیت جغرافیایی آن ؟
درآمدهای زن و مرد چگونه در خانواده هزینه می شود؟ تصمیم گیرنده کیست؟
و) میزان استقلال یا وابستگی فرد
مثالهایی فرضی بزنید که مثلا شما دوست دارید در شهر دیگری زندگی کنید، نظر او را جویا شوید؟
سئوالهای فرضی مطرح کنید که مادر و پدر شما یا مادر و پدر وی توصیه ای به شما دارند، شما باید چگونه با آنها برخورد کنید.
یا سئوالهایی از این قبیل: فکر می کنید هر چند روز یکبار باید به خانواده هایمان یا اقوام خود سر بزنیم؟
یا سئوالهایی از این دست که آیا پس از ازدواج مسافرت یا تفریح یکی از همسران بدون طرف دیگر به همراه دوست را می پذیرید؟ چند بار در سال یا ماه؟
ز) صفات شخصی و روانی:
افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، وسواس، سوء ظن، زودرنجی، کج خلقی، تنهایی، ترس ها، سابقه های بستری و درمان و .... جزء مهمترین مسائلی هست که باید بررسی شود،( شاید بررسی این بند یکی از ضرورتهایی هست که دختر و پسر باید به روانشناس مراجعه کنند). اما اگر خودشان قصد بررسی داشتند باید نشانه های این اختلالات را بشناسند، و با سئوال و دقت در نشانه ها و علائم این اختلالات پی به مشکل ببرند.
همچنین صفاتی مثل خسیس بودن( حسابگر)، ولخرج بودن( دست و دلباز)، بی خیال (اجتماعی بودن )، منزوی و بی علاقه به تفریح، (اهل تفکر و مطالعه بودن)، پیگیر بودن( سمج)، سهل انگار نبودن( سخت گیر نبودن)و ....، جزء مسائلی هست که می تواند با مثالهای عملیاتی پرسیده شود. فراموش نکنید در سئوالات باید معادل مثبت صفات را که در پرانتز قرار دادم بپرسید، چون ممکن است فرد موضع بگیرد. مثلا شما به فرد بگوئید شما بیشتر حسابگر هستید یا دست و دلباز ؟ تا فرد هر کدام را انتخاب کرد احساس بدی نداشته باشد.
ح) مسائل اعتقادی و اخلاقی:
این سئوالات را بر اساس آنچه خود هستید، باید طراحی کنید، اگر به مواردی اعتقاد ندارید، باید با طرح سئوالهای متناسب و ریز بررسی کنید که فرد مقابل در این زمینه در تعارض با شما نباشد مثل مسئله حجاب که توضیح دادم.
این سئوال را دقت کنید:
آیا وقتی ما در دورن و در دلمون خدا را قبول داریم و رفتار خوبی داریم ، حتما باید دقیقا نمازمان را هم سروقت بخوانیم، حالا اگر نخواندیم مشکلی پیش می آید؟
آیا آرایش خانم بیرون از منزل مشکلی ایجاد می کند؟
آیا شما هم با این موافقید که خانمها برای بیرون رفتن از منزل باید از شوهرانشان اجازه بگیرند؟
چه وقت می شود دروغ گفت؟ دروغ مصلحتی چیه؟ چند تا مثال از دروغهای مصلحتی؟
ط) دوستان
اگر بتوانید از طریق سئوال یا تحقیق بر دوستان فرد احاطه پیدا کنید و مورد شناسایی قرار دهید ، مسائل زیادی در مورد همسر آینده خود متوجه خواهید شد.
سئوالاتی از این قبیل چند تا دوست صمیمی دارید؟ ( تعداد زیاد آن نشانه برونگرا بودن و تعداد کم آن نشاندهنده حساسیت ، زودرنج بودن و درونگرا بودن هست)
با کدام دوستت صمیمی هستید و او چه خصوصیت جالی داره؟( پیش بینی اینکه اگر بخواهی در آینده خیلی خوب در کنار آن طاقت بیاوری باید چنین باشی)
با کدام دوستت ارتباط کمتری داری ، یا خوشت نمی آید، چه صفاتی داره؟ ( مهم از این نظر که اگر چنین هستی، در زندگی با این فرد مشکل دار خواهی شد)
ی) خانواده فرد
سئوالات دقیق از خصیصه های مختلف خانواده و تعلقات آنها ، تحصیلات، فرهنگ، شغل ، و فرزندان دیگر خانواده که ازدواج کرده اند و نحوه ارتباط عروسها و دامادههای آنها با خانواده و ...، هم به شناسایی شما نسبت به این خانواده بیشتر کمک می کند.
ک) بیماریهای جسمی، معلولیت ها و .... در فرد و خانواده اشان
این مورد باید مستقیم سئوال شود. خیلی ها در جلسات شناسایی دروغ نمی گویند، اما ملزم به این نیست که همه چیز را بگویند. مثلا اگر بپرسی شمابیماری مزمن یا حادی داشته ای؟ جواب صحیح می دهند، اما اگر نپرسی ضرورتی برای توضیح این موارد در خود نمی بینند.
( البته اگر سلامتی جسمی همسر آینده اتان در تصمیم گیری اتان موثر هست)
ل) برنامه تفریحات، سرگرمی و برنامه ها برای ارتباطات درون خانواده
شما باید متوجه بشوید همسر آینده شما، خانواده را فدای کار می کند، یا کار را فدای تفریحات و خوشگذارنی می کند یا ....
سئوال در مورد تفریحات قبلی او نیز به شما نموداری از روش او را ارائه می دهد.
م ) و سئوالات زیادی در مورد هر یک از معیارهای ازدواج که به صورت عینی و دقیق و انعطاف پذیر و شفاف طرح شود را می توان مطرح کرد. هماطور که قبلا گفته بودم، باید مفاهیم تئوری و زیر بنایی معیارهای ازدواج را خوب بشناسید تا خوب بتوانید بر اساس آن نسبت به فرد مقابل خود شناسایی پیدا کنید.