userinfo close

  ,

خانه نواندیشان


homeandishe

تاسیس: 8 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: غزال با وفا - معاونان
به کـلوب بـزرگ نواندیشان با مدیریت جدید خوش امدید ๑۩۞۩๑ ๑۩۞۩๑مقاله های توپ .... اعضای باحال .... ب ادامه »
به کـلوب بـزرگ نواندیشان با مدیریت جدید خوش امدید ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑مقاله های توپ .... اعضای باحال .... بحث‌های جالب......مدیر بسیار خوب

๑۩۞۩๑ مقالات رو داغ كنیـــــــــد

๑۩۞۩๑ عضو گیری به پایان رسید انشاالله سال اینده

๑۩۞۩๑عضویت درگروه سخنوران برای شركت در اتاق گفتگو اگر باز شد الزامی می باشد

๑۩۞۩๑ ممنونیم که به کلوب خودتون امتیاز 5 ستاره میدید

๑۩۞۩๑فعالیتها شامل:

๑۩۞۩๑ معرفی کردن عضو جـدید

๑۩۞۩๑گذاشتن مقاله و تصویر جالب

๑۩۞۩๑ گذاشتن عکس جدید (دختر , مینی love)

 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1005
1805
91/3/6 (12:39)
1587
2473
91/3/6 (12:17)
747
1812
91/2/9 (00:06)
385
697
91/1/25 (12:57)
1547
3853
91/1/9 (12:47)
639
1370
90/9/10 (19:14)
459
942
91/2/16 (15:52)
923
2092
90/9/4 (19:07)
782
1423
90/5/11 (18:10)
378
465
91/3/6 (12:23)
79
145
91/3/4 (13:27)
93
106
91/2/9 (15:46)
332
521
91/2/3 (14:11)
18
59
91/1/11 (08:45)
116
389
91/1/8 (08:45)
137
171
90/6/14 (16:11)
130
228
90/5/3 (00:59)
» انواع فال (فال هفته -فال هفته Taknaz.ir At site فروردین ماه : بعد از مدتهای طولانی متوجه خواهید شد که کسی که مورد اعتماد شما بوده است نسبت به شما احساسی عاشقانه دارد . عجولانه قضاوت نکنید و برای قبول این احساس بزرگ سعی کنید تلاش مثبتی بکنید . موقعیت مالی ممکن است تغییر بخصوصی نداشته باشد ولی نگرانی نیز ایجاد نخواهد نمود . موقعیت سفری چند روزه و تفریحی را از دست ندهید . از طرف بچه ها فوق العاده خوشحال خواهید شد و متاهلین نیز با تمام تلاششان نخواهند توانست بر سوءتفاهمات غلبه نمایند . اردیبهشت م
8
22
90/4/5 (14:34)

عنوان بحث :: این بحث را 6 نفر دنبال می کنند.

غزال  با وفا  , rojan_rojin2020
غزال با وفا - 14:59 1389/06/13

سخنان بزرگان و اشعار جالب و هرچی دل تنگت میخواد بگو

http://sl.glitter-graphics.net/pub/2978/2978873vrdhfcdhp3.gif
مدیر بحث: شیرین گلممممممممممممممممممممممممممم
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2005/2005560seul7uer4u.gifشیرین شیرینا , shirinforoozanfarhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/2005/2005560seul7uer4u.gif
 بدوید مسابقه شعر
 شاعری بین اعضا هر که فعال باشه
2000 کروب بعد از چهارماه بهش می دم
000203FC.gif

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك             www.bahar22.com

 

 

 

2729380780105848947S425x425Q85.jpg

 

 

 

بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com 

بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comتا جای که ممکنه از تکرار بپرهیزین بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 

 

 

اگه شعر نداشتین  جمله زیبا بنویسید  

 

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیبه بهترین شعر ها جایزه داده میشه عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

 

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیبه افراد فعال هم جایزه می دیم عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

 

 

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك             www.bahar22.com

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
غزال  با وفا  , rojan_rojin2020
غزال با وفا - 12:39 1391/03/6
1005

دب آموزی

[113]

دو معنی در اصطلاح برای ادب بیان داشته اند و در اذهان عامه نیز از این واژه دو برداشت به ذهن خطور می کند، یکی داشتن خوی خوش و پسندیده؛ دوم، مجازات و تنبیه.

منظور ما در اینجا معنی اول است، یعنی آموختن روش و اخلاق و خصلت های نیک و پسندیده به فرزندان و

[114]

انتقال فرهنگ و آداب و رسوم ملل و مذهبی به آنها.

در میان ملل یک سلسله آداب و رسوم و فرهنگ رفتاری که در خور سنت های خودشان است وجود دارد که به آنها به دیده ی احترام می نگرند و هر فردی که آن آداب و رسوم را نادیده بگیرد و از آنها تخطی کند، به او به دیده ی نفرت می نگرند و او را فاقد آداب و تربیت تلقی می کنند. در یک کلام هر کس از محدوده ی انسانی و قانونی خویش تجاوز کند و به حریم دیگران و اجتماع وقعی ننهد، او را سرزنش می کنند. در اسلام، مصادیق داشتن ادب و تربیت فراوان است. به عنوان مثال بی احترامی به پدر و مادر و بی احترامی به دیگران و نادیده گرفتن حقوق آنها بی ادبی است.

امروز که شبکه ی ارتباطات گسترش یافته و از طریق اینترنت راه ارتباط با ملت های دیگر به سهولت امکان پذیر شده است و بیشتر احساس درآمیختن با آنها مشاهده می شود و انسان ناگزیر است که با آنها برخورد کند و ارتباط داشته باشد، لازم است با فرهنگ آنها آشنا گردد و با دیده ی

[115]

احترام به آنها بنگرد و این را آیین اسلام به ما سفارش کرده است که با آنها با رفتار خوب و پسندیده برخورد کنیم. مسلمانان نیز باید در چهارچوب مذهب و محدوده ی شریعت خود قدم بردارند و رفتار و کردار خود را با آن وفق دهد و آنچه که در مذهب ادب پنداشته شده است فراگیرد و همان را به فرزندان خویش انتقال دهد و از وظایف بارز و مهم والدین توجه به این امر مهم و یاد دادن آن به فرزندان است.

امام علی(ع) فرمود:

خَیرُ ما وَرِّثَ الاَباءُ الاَبْناءَ الاَدبُ؛(62)بهترین چیزی که پدران برای فرزندان به ارث می گذراند، ادب است.

امام باقر(ع) فرمود:

نَظَرَ أَبی إِلی رَجُلٍ وَ  مَعَهُ إبْنُهُ یمْشی وَ الاِبْنُ مَتِّکئٌ عَلی ذِراعِ الابِ، قالَ: فَما کلَّمَهُ أَبی مَقْتاً لَهُ حَتّی فارَقَ الدُّنْیا؛(63)پدرم مردی را

[116]

دید که به همراه پسرش راه می رفتند و پسر به بازوی پدر تکیه داده بود، گوید: تا پدرم زنده بود با آن مرد سخن نگفت.

امام علی(ع) فرمود:

مَنْ قَلَّ أَدَبُهُ کثُرَتْ مَساوِیةُ؛(64)هرکس ادبش اندک باشد، زشت کاری هایش بیشتر می شود.

امام صادق(ع) فرمود:

رَحِمَ اللهُ والِداً أَعانَ وَلَدَهُ عَلی بِرِّهِ؛(65)خداوند رحمت کند کسی را که در کار نیک فرزندش اقدام کند.

مسائل و موارد ادب در منابع اسلامی و در کتب اخلاقی و تربیتی فراوان بیان شده است باید برای به دست آوردن آنها به مجالس وعظ و کتب مربوط مراجعه کرد. انسان مسلمان باید مؤدب باشد که غفلت موجب پشیمانی و ندامت می گردد.

(62). غررالحکم، ص 393.

(63). مجموعه ی ورام، ج 2، ص 208.

(64). غررالحکم، ج 7، ص 89.

(65). مجموعه ی ورام، ج 2، ص 369.

غزال  با وفا  , rojan_rojin2020
غزال با وفا - 12:38 1391/03/6
1004
تشویق کودکان به تحصیل و مطالعه

پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 44

عباس رجبی

نگران وضعیت تحصیلی فرزندان بودن، برای والدین امری طبیعی است. هر پدر و مادری دوست دارد کودکش در امر تحصیل موفق باشد ؛ زیرا آن را نشانه ای از رشد و پیشرفت کودک خود می داند. با یک نگاه ساده، می توان پذیرفت که پیشرفت در تحصیل، پیامدهای مثبتی برای کودکان دارد. برخی از این پیامدها به شرح زیر است:

ـ «عزت نفس» و «حرمت خود» او را بالا می برد؛ زیرا کودک احساس می کند فردی ارزشمند و موفق است.

ـ اعتماد به نفس او را افزایش می دهد؛ زیرا با مشاهده توانایی تحصیلی خود، این احساس در او ایجاد می شود که برای انجام هر کاری از این قبیل، آمادگی دارد و هیچ چیز نمی تواند مانع پیشرفت او شود.

ـ نیازهای روانی کودک، مثل نیاز به محبت و توجه و نیز نیاز به احترام، به سالمترین و بهترین شیوه، ارضا می شود. وقتی این دونیاز اساسی در کودک ارضا شود، دیگر دچار کمبود محبت نمی شود و ناچار نیست برای به دست آوردن توجه و محبت دیگران، دست به کارهای منفی و ناهنجار بزند. در واقع، علت بسیاری از انحراف های اجتماعی کودکان و نوجوانان، کمبودهای عاطفی است و پیشرفت تحصیلی بزرگترین عامل در جلوگیری از این انحرافات است.

ـ مسؤولیت پذیری را در کودکان افزایش می دهد. وقتی کودکی به تحصیل و مطالعه و آماده کردن تکالیف درسی توجه داشته باشد، به این خاطر است که در خود نسبت به مدرسه و درس، احساس مسؤولیت می کند. وجود چنین احساس مثبتی، نشانه رشد فکری و شناختی کودک است. اگر کودک به درس و مطالعه عادت کند، به ناچار باید از افراط در بازیگوشی و وقت کشی چشم بپوشد و مانند بزرگسالان خود را نسبت به انجام مسؤولیت هایش ملزم بداند. همین احساس به او بزرگی می بخشد و ارزش وجودی او را نزد خودش بالا می برد. این همان چیزی است که به آن احساس مسؤولیت پذیری می گویند.

بنابراین، پیشرفت تحصیلی نه تنها خود یک موفقیت است، بلکه نشان دهنده تلاش، انگیزه و پشتکار کودک است؛ عزت نفس و اعتماد به نفس او را افزایش می دهد، نیاز روانی او به محبت را برطرف می کند، احساس مسؤولیت پذیری را در او ایجاد می کند و تضمین کننده آینده روشن اوست. از این جهت، والدین همیشه دوست دارند، فرزندانشان عالی ترین نمره درسی را به دست آورند.

اما والدینی که بدون در نظر گرفتن شرایط لازم، فقط به فکر نمره بالای درسی کودک هستند، باید منتظر نتایج بد آن مثل ترس، اضطراب و نگرانی، پنهان کاری و توسل کودک به دروغ و در نتیجه، عادت کردن به صفت مخرب دروغ گویی باشند که والدین ناخواسته آن را در اختیار کودک خود قرار می دهند.

راهکارهای موفقیت کودکان در تحصیل

1ـ محیطی مناسب برای درس و انجام تکلیف او ایجاد کنید. محیط مناسب، محیطی آرام است که سروصدای تلویزیون، رادیو، تلفن، گفتگوی افراد، مزاحمت خواهر و برادر و غیره در آن نباشد و بطور کلی، چیزی باعث حواس پرتی کودک نشود. کودک باید عادت کند که مطالعه و تکالیف درسی اش را در محلی خلوت که دارای نور کافی است، انجام دهد. این امر به او کمک می کند هنگام مطالعه و نوشتن تکالیف درسی، از تمرکز کافی برخوردار باشد.

2ـ تکالیف درسی و مطالعه باید به موقع انجام شود. والدین باید یک زمان ویژه را در نظر بگیرند که کودک فعالیت های درسی خود را در آن زمان خاص انجام دهد. کودک باید یاد بگیرد تمام فعالیت های دیگر خود از قبیل بازی، تماشای تلویزیون و غیره را در آن زمان تعطیل کند. لازم است یک برنامه مکتوب برای این کار تهیه شود و زمان آن نیز مشخص گردد، تا وقتی زمان آن فرا می رسد، هم والدین و هم کودکان موقعیت را درک کنند، به طوری که کودک به انجام وظیفه اش تشویق شود. اگر در تعیین زمان تکلیف، از خود کودک نظرخواهی شود، بهتر است. توجه داشته باشید که زمان انجام تکلیف کاملاً باید به درس و مطالعه اختصاص داده شود، یعنی اگر مثلاً نوشتن با سرعت انجام شد، باید از باقی وقت برای مطالعه استفاده شود.

پس باید دقت کنید، هنگامی که زمان تکلیف فرا می رسد، کودک را متوجه کارش کنید و همه برنامه های جنبی او را تعطیل کنید. حتی اگر در آن زمان در منزل نیستید، توسط تلفن یا کمک گرفتن از همسایگان و آشنایان، بر این کار نظارت کنید. این قاطعیت و دقت، تأثیر روانی زیادی بر کودک و تشویق او به درس می کند.

بنابراین در راهکار دوم باید این کارها انجام شود:

ـ زمان بندی ساعت مطالعه به وسیله تهیه برنامه مکتوب؛

ـ تعطیل کردن برنامه های مزاحم؛

ـ اختصاص تمام وقت تعیین شده به مطالعه و عدم مبادرت به فعالیت های دیگر؛

ـ نظارت والدین بر کار کودک در ساعت مطالعه.

3ـ بچه ها باید تکالیف درسی را خودشان انجام دهند. گاهی بچه ها از سختی تکالیف شکایت دارند و توقع دارند والدین به جای آن ها قسمتی از تکالیف را انجام دهند. در این گونه موارد، باید بررسی کنید که آیا واقعاً این طور است یا به خاطر نداشتن اعتماد به نفس کافی از آن سر باز می زنند؟ در صورت اول، باید مهارت کافی را به او آموزش دهید، ولی در صورت دوم، احتیاج به تشویق و دلگرمی دارد تا آمادگی لازم را برای انجام تکالیفش به دست آورد. توجه داشته باشید، هرگز نباید تکالیف درسی او را به عهده بگیرید؛ زیرا اعتماد به نفس را در او تضعیف کرده و او را به این وضعیت عادت می دهید. حتی در صورتی که احساس کردید احتیاج به کمک دارد، ابتدا از او بخواهید راه حل پیشنهادی اش را ارائه کند، بعد درصدد تصحیح آن برآیید.

4ـ گاهی لازم است از کودکتان بخواهید هنگام انجام تکالیف درسی (اعم از مطالعه، نوشتن، نقاشی، کاردستی و غیره) ابتدا از تکلیفی که بیشتر مورد علاقه اش است، شروع کند، تا آمادگی بیشتری برای اتمام آن داشته باشد؛ زیرا برای شروع در انجام تکلیف درسی و دست کشیدن از بازی و سایر کارهای مورد علاقه کودک، نیاز به انگیزه قوی است که به وسیله آغاز کردن از تکالیف مورد علاقه، می توان انگیزه لازم را در او ایجاد کرد و لذت موجود در فعالیت های قبل از درس او را تا حدودی جبران نمود.

5ـ از انگیزه های خارجی برای تشویق کردن کودک به درس و مطالعه غفلت نکنید. معمولاً کودکان در سنی نیستند که اهمیت ذاتی درس و مطالعه را درک کنند، به همین جهت استفاده از تشویق برای ایجاد انگیزه در آن ها، بسیاری از مواقع لازم می شود. در اینجا، لازم است به طور مختصر، شرایط تشویق کردن کودک به درس را یادآور شویم؛ زیرا بدون در نظر گرفتن این شرایط، نتیجه تشویق معکوس خواهد شد:

ـ تشویق کودک نباید مستلزم صرف وقت و هزینه زیاد باشد، وگرنه به جای اینکه وسیله باشد، هدف می شود.

ـ تشویق باید برای کودک جذاب باشد تا بتواند انگیزه کودک را بالا ببرد. به طور مثال، تماشای تلویزیون و فیلم، شرکت در فعالیت های خانوادگی، گذراندن وقت با دوستان، رفتن به رستوران همراه با خانواده، شرکت در جشن تولد دوستان و مانند آن، می تواند از بهترین تشویق ها برای کودک باشد.

ـ تشویق باید به طور مستمر باشد، زیرا معمولاً با یکی دو بار ارائه مشوق، نتیجه ای حاصل نمی شود.

باید والدین این آمادگی را داشته باشند که با توجه به رفتارهای فرزندشان، آن ها را به طور مستمر و برای چندین روز تشویق کنند. البته برای مستمر شدن تشویق، می توان از تحسین هم استفاده کرد. به هر حال، برای این که بتوان انگیزه کودک را در درس و مطالعه افزایش داد، لازم است در تشویق او استمرار نشان دهیم و منتظر نتیجه فوری نباشیم.

ـ پس از این که تشویق ها تأثیر گذاشت، لازم است آن ها را مرحله به مرحله کاهش دهیم و اجازه ندهیم بچه ها نسبت به تشویق شرطی شوند، یعنی طوری شود که اگر تشویق قطع شد، فعالیت آن ها هم قطع شود. شما می توانید با کاهش دادن تدریجی تشویق، روحیه مسؤولیت پذیری را در آن ها به وجود آورید.

ـ تشویق ها باید در اختیار والدین و مربی باشد. گاهی بچه ها نسبت به یک محرک تشویقی، شرطی می شوند و می خواهند به وسیله آن، اعمال قدرت کنند. مثلاً می گویند: من درس هایم را مطالعه نمی کنم و تکالیفم را انجام نمی دهم، مگر آن که مرا به رستوران ببرید. در این مواقع، باید فوراًبه آن ها بفهمانید که آن ها اجازه تهدید شما را ندارند. حتی اگر لازم باشد، محدودیت های جدی برای آن ها در نظر بگیرید تا وضعیت به وجود آمده، تغییر کند.

راهکارهای اصلاحی

کودکان گاهی به دلایلی، در انجام تکالیف درسی شان اهمال می کنند و از انجام آن سرباز می زنند.

مرحله اول: باید مواظب باشید هیچگاه به بچه ها برچسب منفی نزنید. گفتن سخنان زیر و امثال آن به کودک به معنای برچسب زدن است:

ـ تو هیچوقت نمی توانی تکالیفت را درست انجام دهی!

ـ چرا نمی توانی مثل خواهرات یا برادرت یا دوستت یا... باشی!

ـ مشقی که نوشته ای، چرا اینقدر زشت است!

اگر دقت کنید، می بینید در هر یک از جملات فوق، نوعی بر چسب زدن و نسبت دادن صفتی منفی است که با نسبت دادن آن به کودک، باور می کند که واقعاً دارای عیب و نقصی است و نمی تواند آن را برطرف کند. در نتیجه اعتماد به نفس و انگیزه وی برای جبران ضعف درسی اش از بین می رود.

بهترین کار در این مواقع، همانطور که در بخش اول هم گفتیم، پشتیبانی مستمر و تشویق دائمی کودک به درس است. باید کوچکترین پیشرفت کودک ضعیف را تشویق کنید، نه این که تحسین و تشویق خود را فقط برای نمره بیست ذخیره کنید. سعی کنید هر شب تکالیف او را ببینید و موارد مثبت را دقیقاً شناسایی و سپس تشویق کنید و موارد منفی را با تذکری کوتاه یادآور شوید. مثلاً در موارد مثبت، بگویید: «من از این که تکالیفت را بدون جر و بحث یا بدون خط خوردگی، و... انجام داده ای، جداً از تو ممنونم». این دقت و ریزبینی شما به کودک می فهماند که چقدر مورد توجه شماست. بهتر است برای این که تحسین بر کودک اثر قوی تر داشته باشد، مادر موفقیت کودک در انجام تکلیف و درس را به پدر بگوید و او هم جدا گانه فرزندش را تشویق و تحسین کند.

مرحله دوم: اگر تشویق و تحسین شما تأثیری نگذاشت و باز هم فرزندتان کم کاری کرد، باید رفتارهای قاطعانه داشته باشید. یعنی بدون این که کمترین ضعفی از خود نشان دهید، از خواسته خود ذره ای چشم پوشی نکنید و بلکه درصدد وادار کردن کودک به درس شوید.

رفتارهایی از قبیل: التماس کردن به کودک، سؤال های بی هدف پرسیدن، مبهم سخن گفتن، تحقیر کردن، خصمانه صحبت کردن و مانند آن، از جمله رفتارهای نادرستی است که روی بچه ها تأثیر منفی می گذارد و از قاطعیت شما در برابر کودک می کاهد. اغلب والدین هنگام برخورد با مشکلات تحصیلی کودکان، با آن ها مشاجره و بگومگوی زیادی می کنند، در حالی که این کار اوضاع را بدتر می کند. گاهی بچه ها در پاسخ به اعتراض والدین، بهانه تراشی می کنند و مسائل دیگری را مطرح می نمایند تا بحث را منحرف کنند و همانطور که گفتیم، آن را به مشاجره بی فایده و اعصاب خورد کن تبدیل کنند. به طور مثال، اعتراض والدین را ناعادلانه می دانند، بهانه تماشای تلویزیون می آورند و موارد دیگری از این قبیل.

در این موارد والدین باید آرام و قاطع، فقط یک جمله را تکرار کنند: «من از تو می خواهم تکلیف درسی ات را انجام دهی». اگر والدین این جمله را قاطعانه و با آرامش بیان کنند و به بحث های دیگری که او پیش کشیده، اصلاً توجهی نکنند، نه تنها وارد مشاجره های بی فایده و عصبی کننده نشده اند، بلکه خواسته شان را روشن و قاطع به او منتقل کرده اند. باید این گونه واکنش آن قدر ادامه داده شود تا کودک تسلیم شده، دست از بهانه تراشی بردارد.

مرحله سوم: اگر راهکار فوق (مرحله دوم) نیز در بچه تأثیر نگذاشت، باید روش دیگری را انتخاب کنید. در این مرحله باید بر شدت قاطعیت خود بیفزایید. برای این کار، باید بسیار آرام و قاطع به کودک بگویید: «تو مخیّری یکی از دو راه را انتخاب کنی، یا تکالیف درسی ات را در زمان آن تمام می کنی، یا باید از تمام امتیازاتت مثل بازی، تماشای تلویزیون، بیرون رفتن از منزل، تلفن به دوستان، پاسخ دادن به تلفن دوستان و... چشم پوشی کنی». این گونه تهدید کردن، تأثیر زیادی در تغییر رویه کودک دارد.

توجه داشته باشید، تهدیدهای بی معنا و مبهم مثل این که: «اگر تکلیفت را انجام ندهی، می دانم با تو چکار کنم»، یا «تو را سرجایت می نشانم»، تأثیری ندارد. همچنین این نکته را در نظر بگیرید که اگر کودک با داد و فریاد یا گریه کردن یا بی تفاوتی، قصد تهدید شما را داشت، به هیچ وجه تسلیم نشوید، بلکه آرام و محکم، خواسته تان را پیگیری کنید. مطمئناً او پس از مدتی تسلیم می شود و روش خود را تغییر می دهد.

شما با استفاده از این روش، هم او را مستقیماً مجبور به انجام تکلیف نکرده اید و هم با مخیر کردن او بین این دو کار، در نهایت، تصمیم به انجام تکلیف را بر عهده خود او گذاشته اید و به این طریق هم حس مسؤولیت پذیری او را تقویت کرده اید و هم اعتماد به نفس او را افزایش داده اید و هم با کمترین دردسر، مشکل به وجود آمده را برطرف نموده اید.




غزال  با وفا  , rojan_rojin2020
غزال با وفا - 12:37 1391/03/6
1003

علم آموزی

[131]

سعادت و نیکبختی انسان در آینده و در هر موقعیتی که باشد، بستگی به دانش و علم و سواد او دارد. عنایت و توجه اسلام در عصر خود به علم و علم آموزی از اهمیت و عظمت این دین آسمانی خبر می دهد. در هیچ کتابی به اندازه ی کتاب آسمانی اسلام و کتب روایتی و حدیثی به علم بها و ارزش نداده اند. کدام سخنی بالاتر از سخن

[132]

خداوند که می فرماید: انسان را آفرید و آن گاه به او بیان و علم آموخت و به وسیله ی قلم به او دانش بخشید. یا در جایی فرمود: آیا دانش ورزان و عالمان با جاهلان یکسان اند؟! امروز با پیشرفت دنیا و به وجود آمدن تمدن نوین جای هیچ درنگ و شبهه ای باقی نمی ماند و ضرورت علم آموزی را به وضوح نشان می دهد.

لذا بهترین زمان فراگیری علم و دانش اندوزی از زمان هفت سالگی کودک در اسلام معرفی شده است. پدران باید این فرصت را غنیمت بدانند و این مجال را از فرزندان دریغ نکنند و آنها را به سوی مدرسه، راهنمایی و تشویق کنند و نگذارند آینده ی آنها به خاطر بیسوادی تباه شود و آنها را از این نعمت بزرگ محروم نسازند.

امام صادق(ع) فرمود:

ألْغُلامُ یلْعَبُ سَبْعَ سِنینَ، وَ یتَعَلَّم الکتابَ سَبْعَ سِنینَ، وَ یتَعَلَّم الحَلالَ وَالحَرامَ سَبْعَ سِنینِ؛(77)فرزند در هفت سالگی خواندن و

[133]

نوشتن فرا گیرد، و هفت سال نیز به فراگیری حلال و حرام بپردازد.

امام علی(ع) فرمود:

مَنْ لَمْ یتَعَلَّمْ فی الصِّغَرِ لَمْ یتَقَدَّمُ  فی الْکبَرِ؛(78)کسی که در کودکی درس نخواند، در بزرگی رهبر و پیشوای مردم نمی شود.

بیشتر در اسلام تأکید شده است به فراگیری علومی که موجب نجات خود انسان در دنیا و آخرت باشد، و عمر خود را در تحصیل علومی که نفع ندارد ضایع نکند. امام صادق(ع) در تفسیر آیه ی «فلینظر الانسان الی طعامه» تعبیر فرموده اند از طعام به علم. آری، علم مبرم ترین غذای انسان است. پیشرفت علوم دنیوی امروز این امکان را به انسان می دهد که در تحصیل علوم جدید عقب نماند، چون اقدام به آموختن علوم بیشتر وقت انسان را می گیرد و مانع از آن می شود که انسان به چند علم در کنار هم بپردازد، لذا تا امکان دارد انسان نباید در کسب معارف دینی

[134]

کوتاهی کند. پس از فراگیری علوم دنیوی باید به علوم الهی نیز توجه کند و بُعد معنوی خویش را نیز تقویت کند.

(77). الکافی، ج 6، ص 47.

(78). نهج البلاغه، 450.

غزال  با وفا  , rojan_rojin2020
غزال با وفا - 12:37 1391/03/6
1002

تحصیل علم

از دیگر حقوق فرزند بر والدین، بهره مند ساختن او از نعمت علم است. دین مبین اسلام، مسلمانان را به فراگیری علوم، مخصوصاً علوم الهی دعوت می کند و تعلیم و تعلّم را برای همه لازم می داند. برای تحصیل علم، نه محدودیت زمانی است و نه محدودیت مکانی. از دوران کودکی تا زمان پیری باید دنبال تحصیل علم رفت و در این رهگذر، ائمه معصومین علیهم السلام یکی از وظایف و حقوق فرزند بر پدر را طلب دانش معرّفی نموده اند.

[146]

علی علیه السلام می فرماید:

مروا أولادکم بطلب العلم.(223)

فرزندانتان را به طلب دانش برانگیزید.

روزی امام حسن علیه السلام فرزندان خود را به همراه فرزندان برادرش به نزد خویش فرا خواند و به آنان فرمود:

انّکم صغار قوم و یوشک أن تکونوا کبار قوم آخرین فتعلّموا العلم فمن لم یستطع منکم أن یحفظه فلیکتبه و لیضعه فی بیته.(224)

شما کودکانِ جامعه امروزید و به زودی بزرگانِ جامعه فردا خواهید شد. پس دانش بیاموزید و هر یک از شما که حافظه قوی ندارد، مطالب را بنویسد و آنها را در خانه نگه دارد.

223 - کنزالعمّال، ج 16، ص 584.

224 - بحارالأنوار، ج 1، ص 110.

غزال  با وفا  , rojan_rojin2020
غزال با وفا - 12:36 1391/03/6
1001

موختن سخنان حکیمانه

[119]

در میان مسلمانان و در جوامع گوناگون و مختلف، انسان ها و بزرگانی درخشیده اند و از تجربه های خویش و اندوخته های علمی و اخلاقی و تربیتی خود برای انسان ها سخن ها گفته اند. مانند زنبور عسل پرکشیده از روی گلستان ها و گلخن ها عبور کرده، طرق هموار و ناهموار را

[120]

پیموده اند و حاصل کنکاش و کوشش های علمی خود را در اختیار آیندگان قرار داده اند، از پیشوایان آسمانی گرفته تا علما و دانشمندان، همه و همه مطالب ارزنده ای از خود به یادگار گذاشته اند.

بهره برداری و استفاده از آنها و انتقال آنها به فرزندان در سالم نگه داشتن و تربیت خوب آنها مفید و ارزشمند است. چه بسیار سخنان که در لابه لای کتب ثبت و ضبط شده است از قرآن گرفته و سایر کتاب های آسمانی تا کتاب های اندیشمندان، پر است از سخنان حکیمانه که هیچ انسانی نمی تواند بی نیاز از آنها باشد.

امام علی(ع) در جمعی حضور داشتند و فرزندانش حسن و حسین نیز در آن جمع بودند و حضرت با آنها بحث علمی می فرمود و همچنین سؤالاتی از آن دو می پرسید و هر یک از آنان با عباراتی کوتاه جواب های حکیمانه می دادند. سپس حضرت متوجه یکی از اصحاب خود شد و فرمود:

[121]

عَلِّموا هذِهِ الْحِکمَ أَوْلادَکمْ فَإِنَّها زِیادَةٌ فِی الْعَقْلِ وَ الْحَزْمِ وَ الرَّأی؛(66)این سخنان حکیمانه را به فرزندان خودتان بیاموزید، زیرا موجب تقویت عقل و مآل اندیشی و رأی صائب آنان می گردد.

از زبان مبارک امام علی(ع) پیرامون حکمت مطالب فراوان نقل شده است که به چند نمونه اشاره می شود:

عَلَیک بِالْحِکمَةِ فَانَّها الْحُلْیةُ الفاخِرَةُ؛(67)بر تو باد به فراگیری حکمت، زیرا که آن لباس گرانقیمتی است.

کلُّ شَیءٍ یمُلُّ ما خَلا طَرائِفَ الْحِکمْ؛(68)همه چیز ملال آور است، جز ظرایف حکمت ها.

[122]

أَلْحِکمَةُ شَجَرةٌ تُنْبِتُ فِی الْقَلْبِ وَ تَثْمِرُ عَلَی اللِّسانِ؛(69)حکمت درختی است که در دل می روید و در زبان بار می دهد.

(66). بحارالانوار، ج 72، ص 194.

(67). غررالحکم، ص 227.

(68). غررالحکم، چاپ دانشگاه، ج 7، ص 79.

(69). غررالحکم، چاپ دانشگاه، ج 7، ص 78.

غزال  با وفا  , rojan_rojin2020
غزال با وفا - 12:36 1391/03/6
1000
امام رضا(ع) و تربیت فرزند

پدید آورنده : علی همت بناری ، صفحه 40

تربیت عبارت است از شکوفا سازی استعدادها و جهت دهی آن به سوی کمال مطلوب. تربیت ضروری ترین نیاز انسان در زندگی است. انسان بدون تربیت صحیح ره به جایی نمی برد، نه از باغ زندگی خویش میوه شیرین می چیند و نه کام انسانهای دیگر را از ثمرات درخت وجود خود شیرین می کند;و بالاتر آنکه نه به درک معنای انسانیت نایل می آید و نه به فتح قله های رفیع انسانیت دست می یازد. بدین جهت تربیت عالیترین هدف پیامبران و اساسی ترین پیام کتب و اولین و ضروری ترین وظیفه والدین است. ضرورت و اهمیت تربیت،والدین را بر آن می دارد که به این مسوولیت بزرگ ارجی دو چندان نهند; برای ایفای درست آن خود را به صلاح و آگاهی از روش و فنون تربیت مجهز بسازند و باالگو گرفتن از مربیان موفق در انجام دادن این وظیفه مهم بکوشند. بی شک معصومان علیهم السلام موفق ترین مربیان و سیره قولی و عملی آنهامطمئن ترین الگو برای والدین در امر ظریف و پرپیچ و خم تربیت است. این مقاله بر آن است تا نکاتی از سیره تربیتی امام رضا(ع) در تربیت فرزند رایادآوری کند و گامی، هر چند ناچیز، در ترویج معارف اهل بیت بردارد.

سیره تربیتی امام رضا(ع)، با توجه به سفر آن حضرت به خراسان و دوری از کانون خانواده و نیز تک فرزندی چنانکه برخی از بزرگان قایلند بسیار قابل توجه است; چرا که تربیت فرزند یگانه آن هم از راه دور شیوه ای خاص می طلبد.

1- تدریجی بودن تربیت

تربیت جریانی مستمر و فعالیتی تدریجی است که نه مرزمی شناسد و نه زمان و مکان; بلکه به درازای عمر است و به پهنای ابعادوجودی عالم اکبر، یعنی انسان. درخت تربیت زود ثمر نمی دهد و نباید انتظارداشت یک شبه یا چند ماهه در امر ظریف و پیچیده تربیت معجزه انجام گیرد; بلکه باید از سالها قبل از تولد زمینه تربیت صحیح را فراهم کرد و بعد از تولد،بتدریج با صبر و حوصله، به انجام آن پرداخت. در سیره ائمه اطهار علیهم السلام و دیدگاههای آنان مسایلی چون انتخاب همسر شایسته، لزوم رعایت آداب ازدواج،توجه به مواقع و شرایط انعقاد نطفه، مراقبتهای ایام بارداری و ... حکایت ازاین نکته مهم دارد.

الف) انتخاب همسر صالح و شایسته

صفوان بن یحیی از امام رضا(ع) نقل کرده است که فرمود: هیچ سودی برای مرد بهتر از همسر صالح، که هنگام دیدن وی شوهر خوشحال شود و در غیاب شوهر نگهدار خود و اموالش باشد،نیست.

همچنانکه زن باید صالح و شایسته باشد، مرد نیز باید شایسته باشد. بروالدین است که به کمک دخترانشان، شوهران شایسته و صالحی برای آنان انتخاب کنند. حسین بن بشار واسطی می گوید: خدمت امام رضا(ع) نامه نوشتم که یکی از بستگانم از دخترم خواستگاری کرده است، ولی مرد بد اخلاقی است. [آیا صلاح هست که دخترم را به ازدواج او در آورم؟] حضرت فرمود: اگر بداخلاق است، دخترت را به ازدواج او در نیاور.

ب) رعایت آداب ازدواج

بعد از انتخاب همسر شایسته، در طلیعه ازدواج بایدمهمترین هدف ازدواج، که همان تربیت فرزندان صالح است، مورد توجه باشد ویاد خداوند متعال میهمان قلبهای پاک زن و مرد بوده و آنها باید، ضمن رعایت سایر آداب نکاح، از خداوند فرزند سالم و صالح طلب کنند. در کتاب شریف فقه الرضا، که به حضرت رضا(ع) منسوب است، در مورد اولین برخورد زن و مرد، خطاب به شوهر، چنین آمده است: هنگامی که زن به خانه تو وارد شد، پیشانی اش را بگیر; او را به طرف قبله بنشان و بگو: «خداوندا، او را به امانت گرفته ام و با میثاق تو بر خود حلال کرده ام; پروردگارا، از او فرزند با برکت و سالم روزی ام کن و شیطان را درنطفه ام شریک مساز و سهمی برای او قرار مده.»

ج) مراقبتهای ایام بارداری

بعد از انعقاد نطفه، مراقبتهای ایام بارداری بسیار مهم و ضروری است. توجه به وضعیت روانی همسر، گستراندن بستر آرامش در منزل و خارج آن و نیز تغذیه مناسب و سالم از ضرورتهای این دوره است. علاوه بر غذای سالم و مقوی، استفاده ازبرخی میوه ها و خوراکیها می تواند در آینده کودک و شخصیت و صفاتش مؤثر باشد،بدین جهت، معصومان علیهم السلام بهره گیری از برخی خوردنیها در ایام بارداری توصیه کرده اند. محمد بن سنان از امام رضا(ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «همسران باردارتان را کندر دهید; اگر حمل آنها پسر باشد، پاکیزه قلب ودانشمند و شجاع خواهد شد و اگر دختر باشد، خوش اخلاق و زیبا می شود و نزدشوهرش منزلت می یابد.»

ناگفته پیداست که این نوع خوراکیها علت تامه پدیدآمدن این صفات نیست و عوامل دیگر هم مؤثر است.

2- اولین گام

بعد از تولد، کودک قدم به جهانی نو می گذارد. در اولین گام باید آوای توحید را در گوش نوزاد زمزمه کرد، فضای هستی اش را از نسیم خوش توحید و بندگی عطرآگین ساخت و با افشاندن بذر توحید سرزمین وجودش را ازلاله های زیبای ذکر الهی سرشار کرد. امام رضا(ع) فرمود هنگام تولد فرزند درگوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویید.

3- نامگذاری

هر واژه ای حکایت از معنایی می کند. زیبایی و رکیک بودن واژه ها بستگی مستقیم به معنای آنها دارد. گرچه معناامری اعتباری است و در نامگذاری چندان مورد توجه نیست; ولی هنگام به کاربردن آنها معانی ناخودآگاه تداعی می شود. نام نیکو مایه سربلندی و افتخار ونام زشت باعث سرشکستگی و احیانا احساس حقارت است. زیرا نام تا پایان عمر باانسان همراه است و فرد همواره با آثار خوب و بدش مواجه است. ائمه طاهرین علیهم السلام هم خود نامهای نیکو برای فرزندانشان بر می گزیدند و هم دیگران رابدین امر سفارش می کردند. امام هشتم شیعیان نام نیکوی محمد را بر فرزنددلبندش نهاد و از تاثیر این نام نیکو چنین پرده برداشت: «خانه ای که در آن نام محمد باشد، روز و شبشان را با خیر و نیکی به پایان می رسانند.»

4- مراقبت از کودک

نوزاد انسان گلی نو رسیده است که بتدریج به رشد و شکوفایی می رسد. به ثمر نشستن گل به مراقبت دائمی باغبان نیاز دارد. والدین، بویژه مادر، باغبانان دلسوز زندگی اند و گلهای معطر زندگیشان به مراقبت همه جانبه آنان نیاز دارد. مراقبت از سلامت جسمانی، تغذیه مناسب، تامین آرامش و سلامت روانی و تامین نیازهای عاطفی نوزاد در رشد جسمانی، عاطفی و تکامل معنوی اش تاثیر بسزا دارد. به ویژه در نخستین روزهای زندگی که نوزاد، به خاطربیگانگی با محیط جدید و ضعف و ناتوانی، به مراقبت و توجه افزونتر نیازمنداست.

حکیمه خواهر امام رضا(ع) گفته است: وقتی زمان وضع حمل خیزران، مادر حضرت جواد(ع)، رسید، حضرت رضا(ع) مرا صدا زد و فرمود: هنگام وضع حمل، پیش او حاضر باش و همراه او و قابله درون اتاق برو. آنگاه حضرت چراغی در اتاق گذاشت و در آن را بست. هنگام وضع حمل خیزران چراغ خاموش شد و او ناراحت گردید. در این وضیعت بودیم که حضرت جواد(ع) به دنیا آمد در حالی که بر روی او چیز نازکی مانند پارچه بود، نورش تمام اتاق را روشن کرد و ما به آن نگاه می کردیم. آنگاه او را در آغوش گرفتم و آن پرده را از او جدا کردم. در این هنگام امام رضا(ع) آمد، در اتاق را باز کرد، جواد(ع) را گرفت، در گهواره گذاشت و به من فرمود: «یا حکیمه الزمی مهده »; حکیمه مراقب گهواره اش باش ...

5- کودک و سلامتی

از ویژگیهای دین اسلام تاکید بر پرورش همه ابعاد زندگی انسان است. هر چند در تربیت اسلامی پرورش ابعاد معنوی هدف اصلی و نهایی است; اما دستیابی به آن هدف بزرگ در پرتو داشتن جسمی سالم و روانی با نشاط امکان پذیر است. در سیره تربیتی امام رضا(ع)، علاوه بر تاکید بر سایر ابعاد،به رعایت بهداشت، تغذیه سالم و نیز عوامل غیر مادی مؤثر در سلامتی مانند صدقه و عقیقه توجه خاص شده است. آن حضرت، در بخشی از مطالبی که برای مامون نوشت،چنین نگاشت: عقیقه کردن برای پسر و دختر، نامگذاری، تراشیدن موهای سر نوزاددر روز هفتم و معادل وزن موها طلا یا نقره صدقه دادن لازم است.

در سخن دیگری به نقل از پیامبر اکرم(ص) فرمود: فرزندانتان را در روز هفتم ختنه کنید; زیرا ختنه باعث پاکی بیشتر و رشد سریعتر آنان می شود.

علاوه بر اینها، تغذیه سالم و مقوی فرزند مورد توجه حضرت بود. یحیی صنعانی می گوید: در منی بر حضرت رضا(ع) وارد شدم، در حالی که جواد(ع) در دامان حضرت نشسته بود و حضرت به او موز می داد.

6- صحبت با کودک

قدرت درک کودک اندک است و توان فهم معانی کلمات را ندارد. در عین حال سخن گفتن با او نشانه توجه والدین به اوست. کودک این توجه رانوعی اظهار محبت و ابراز عاطفه می داند و با تمام ضعف و نقصان، گاه با لبخندو زمانی با حرکات دست و پا به آن پاسخ می دهد. علاوه بر این، مشاهده چگونه سخن گفتن والدین، به ویژه حرکات لب، زمینه مساعدی برای آموزش سخن گفتن کودک پدیدمی آورد.

کلیم بن عمران می گوید: به امام رضا(ع) گفتم: از خدا بخواه به توفرزندی دهد. حضرت فرمود: من صاحب یک فرزند می شوم و او وارثم خواهد شد.

هنگامی که امام جواد(ع) به دنیا آمد، حضرت رضا(ع) به اصحابش فرمود: فرزندی به دنیا آمد که شبیه موسی بن عمران شکافنده دریاست و مانند عیسی بن مریم مادرش پاک و مطهر است. راوی در ادامه می گوید: و کان طول لیلته یناغیه فی مهده; حضرت در تمام طول شب با او صحبت می کرد.

7- محبت

محبت داروی شفابخش دردها، تسکین دهنده قلبهاست و بهترین راه حل مشکلات و ناسازگاریهای تربیتی است. حبت بجا، در هر مکان و زمان و در هر مقطع و سن، وسیله ای کارآمد و مؤثر است. همگان، در هر سن و موقعیت، به عاطفه و محبت نیازمندند; اما کودکان،نوجوانان و جوانان بیش از دیگران تشنه جام زلال محبتند. رفتار نابجا وناقصشان را محبت اصلاح می کند و ناسازگاری و پرخاشگری نابجایشان را داروی محبت از میان می برد. آری، با محبت می توان بسیاری از گره ها را گشود و راههای ناهموار را هموار کرد. امام رضا(ع) از این شیوه مؤثر تربیتی به شکلهای گوناگون بهره می گرفت. گاهی اوج محبت خود را در قالب جمله زیبای «بابی انت و امی » (پدر و مادرم به فدایت) نشان می داد و زمانی او را در آغوش می گرفت، به سینه خود می فشرد و می بوسید. اباصلت می گوید: هنگامی که جواد(ع) بربستر شهادت پدر وارد شد، حضرت رضا(ع) از بستر برخاست، به سوی او رفت، دست برگردنش انداخت، او را به سینه فشرد، میان دو چشمش را بوسید و با او سخن گفت... محبت کلید حل بسیاری از مشکلات تربیتی است. گاهی والدین در مقابل اصرارزیاد کودکان بر خواستهای غیر معقول یا غیر ممکن، رفتاری تند و نامناسب ابراز می کنند; ولی حتی در چنین موقعیتی رفتار محبت آمیز مناسبتر و مؤثرتراست. امیه بن علی نقل می کند: در سالی که امام رضا(ع) حج به جای آورد و سپس به خراسان رفت، من در مکه همراه امام(ع) بودم و امام جواد(ع) نیز همراهش بود. امام(ع) با خانه کعبه وداع کرد. وقتی طوافش تمام شد، به طرف مقام[ابراهیم] رفت و در آنجا نماز گزارد. جواد(ع) که خردسال بود، بر دوش موفق(غلام حضرت) طواف داده می شد. جواد(ع) به طرف حجر [اسماعیل] رفت، در آنجا نشست و این امر مدتی طول کشید. موفق به او گفت: جانم به فدایت باد، برخیز. او فرمود: برنمی خیزم تا وقتی که خدابخواهد و در چهره اش غم نمایان شد. موفق خدمت امام رضا(ع) آمد و گفت: جانم به فدایت باد، جواد(ع) در حجر نشسته، برنمی خیزد. امام رضا(ع) به طرف جواد(ع) آمد و فرمود: برخیز، ای حبیب من. جواد(ع) فرمود: چگونه برخیزم، درحالی که شما با کعبه چنان وداع می کنید که گویا هرگز به سویش بازنمی گردید! [برای بار سوم] امام رضا(ع) فرمود: برخیز، ای حبیب من. جواد(ع)برخاست.

از این حدیث شریف در می یابیم که امام رضا(ع) در مقابل اصرار جواد(ع)هرگز به او تندی نکرد; بلکه با جملات محبت آمیزی چون «قم یا حبیبی » و صبرو حوصله فرزند خردسالش را قانع کرد.

8- احترام

بی شک هر انسانی در هر مقطع سنی، با توجه به برداشتی که از ارزش ومنزلت خویش دارد، برای خود احترام و شخصیت قایل است. هر انسانی خود رادوست دارد و دوست دارد که مورد احترام دیگران واقع شود. کودک و نوجوان نیزهر چند به رشد اجتماعی و عقلانی کافی نرسیده است; اما برای خود احترام قایل است. بدین جهت رفتار احترام آمیز والدین و مربیان نقش مؤثری در تربیت و رشداو دارد. امام رضا(ع) برای جواد(ع) احترام بسیار قایل بودند و از این شیوه مؤثر در تربیت فرزند بسیار بهره می برد. محمد بن ابی عباد، که به تصویب فضل بن سهل امور نگارش حضرت رضا(ع) را به عهده گرفته بود، می گوید: حضرت رضا(ع)همواره از فرزند بزرگوارش محمد با کنیه [که نزد عرب علامت بزرگداشت و احترام است] نام می برد و می فرمود: ابوجعفر به من چنین نوشت و من به ابوجعفر چنین نوشتم. با آنکه امام جواد(ع) در مدینه به سر می برد و کودکی بیش نبود، حضرت رضا(ع) وی را بسیار احترام می کرد و نامه هایی که از حضرت جواد به وی می رسید،با کمال بلاغت و نیکویی پاسخ می داد ...

9- تشویق

تشویق در تربیت کودک و نوجوان بسیار مؤثر است. تشویق بجا و مناسب در فرزندان ایجاد انگیزه و شوق می کند و آنان را برای انجام کارهای بزرگترآماده می سازد. در واقع تشویق نردبان پیشرفت و موفقیت آنهاست. بدین جهت این شیوه نیز مورد توجه حضرت رضا(ع) بود. زکریا بن آدم می گوید: خدمت امام رضا(ع)بودم که حضرت جواد(ع) را نزد ما آوردند. او، که حدود چهار ساله بود، دستهارا بر زمین نهاد و سرش را به طرف آسمان بلند کرد و به فکر فرو رفت. امام رضا(ع) به او فرمود: جانم به فدایت باد، در چه موضوعی چنین اندیشه می کنی؟ فرمود: در آنچه نسبت به مادرم فاطمه(س) انجام داده اند. به خدا قسم، آنها را از قبر بیرون می آورم،می سوزانم و خاکسترشان را به دریا می ریزم. امام رضا(ع) [در مقابل کار نیکویش]او را به خود نزدیک ساخت، بین دو چشمش را بوسید و فرمود: پدر و مادرم به فدایت باد، تو برای مامت شایستگی داری.»

10- نظارت والدین

زندگی صحنه درس و تجربه است. آنانکه بیشتر عمر خود در کسب تجارب صرف کرده اند، در رویارویی با دشواریها ازتوان فزونتر برخوردارند. کودکان و نوجوانان بهره کمتری از تجربه دارند وبدین سبب به نظارت و کمک والدین نیازمندترند. نظارت مستمر و حساب شده بروضعیت اخلاقی، تحصیلی و رفتاری فرزند یک ضرورت انکارناپذیر در امر تربیت است;البته این نظارت باید منطقی و حتی الامکان غیر مستقیم و بجا باشد. نکته مهم این است که نظارت به مواقع حضور والدین، به ویژه پدر، در کانون خانواده اختصاص ندارد; بلکه حتی وقتی پدر برای مدتی از کانون خانواده فاصله می گیرد وحضور فیزیکی ندارد، باید همچنان از وضعیت فرزندانش آگاه باشد و بر کار آنهانظارت کند. سفارشهای پیش از مسافرت و مکاتبه با فرزند در طول سفر، امری ضروری و کارساز است. حضرت رضا(ع) که به سبب ستم فرمانروایان ناگزیر مدتی دوراز وطن و خاواده به سر برد، به شکلهای گوناگون همچون نامه و پیامهای شفاهی از دور بر وضعیت فرزندش جواد(ع) نظارت می کرد و راهنماییهای لازم را به وی ارائه می دادند. چنانکه پیش از رفتن به خراسان درباره فرزندانش آنچه شایسته می نمود، سفارش کرد. اشاره به دو نمونه از رفتار آن حضرت در این زمینه بسیار سودمند می نماید:

الف) قبل از سفر

ابی محمد وشاء از امام رضا(ع)نقل کرد که حضرت فرمود: هنگامی که خواستم از مدینه به سوی خراسان حرکت کنم، اهل و عیال خود را جمع کردم و از آنها خواستم که با صدای بلند بر من بگریند. سپس دوازده هزار دینار بین آنها تقسیم کردم و گفتم: من هرگز به سوی شما بر نمی گردم. سپس دست جواد(ع) را گرفتم، وارد مسجد پیامبر(ص) شدم، دست اورا بر قبر گذاشتم و از رسول خدا(ص) نگهداری اش را طلب کردم. جواد(ع) [رازکارم را] دریافت و گفت: پدر و مادرم به فدایت، به سوی دشمن می روی؟ حضرت همه وکلاء و خدام خود را سفارش کرد که به سخنان جواد(ع) گوش فرادهند، از اواطاعت کنند، با او مخالفت نورزند و بعد از وفات من به وی بگروند. و آنها راآگاه کردم که او امام بعد از من و جانشین من است ...

ب) بعد از سفر

ابن ابی نصر می گوید امام رضا(ع) در نامه ای به حضرت جواد(ع)چنین نوشته بود: ای اباجعفر، به من اطلاع دادند که خدام، هنگام خروج شما ازخانه، شما را از در کوچک بیرون می برند و این به خاطر بخل آنهاست تا از شمابه کسی خیری نرسد; [فرزندم] به حقی که بر گردن تو دارم، از تو می خواهم که ورود و خروجت فقط از در بزرگ باشد. هنگامی که خواستی از خانه خارج شوی،همراه خود طلا و نقره داشته باش و هر که از تو چیزی خواسته، عطا کن. اگرعموهایت از تو طلب کمک کردند، کمتر از پنجاه دینار عطا نکن و بیشتر از آن به اختیار توست. اگر از عمه هایت کسی از تو کمک خواست، کمتر از بیست و پنج دینارمده و بیشتر از آن به اختیار توست. [فرزندم،] این سفارش من به خاطر رشد ورفعت مقام توست، پس به دیگران انفاق کن و از خدای صاحب عرش، ترس فقر وتنگدستی نداشته باش.

11- خود اتکایی

توجه به استقلال و خوداتکایی از نکات مهم تربیتی است. همگام با رشد جسمانی و افزایش سن، توقعات و انتظارات مردم از کودک افزایش می یابد و او باید خود را برای ایفای نقش در جامعه آماده سازد. از طرفی وابستگی فرزند به والدین، به ویژه پدر، نه مطلوب است و نه همواره ممکن. زیرا امکان پیش آمدن موقعیت ویژه و محروم شدن فرزند از کمک والدین انکارناپذیر است. بنابراین، والدین باید ضمن نظارت صحیح و حساب شده به تدریج زمینه استقلال و خوداتکایی را در فرزندانشان به وجود آورند و باواگذاری مسوولیت بدانان قدرت اداره زندگی را در آنها تقویت کنند. از نکات بسیار زیبای سیره تربیتی امام رضا(ع) توجه به این امر مهم است. آن حضرت به خوبی برای فرزندش جواد(ع) آینده نگری فرمود و چون می دانست فرزندش در نوجوانی مسوولیت بزرگ رهبری جامعه اسلامی را به عهده می گیرد با واگذاردن مسوولیتها به وی قدرت مدیریت و رهبری را در او تقویت کرد. امام هشتم(ع)، هنگامی که درمدینه بود، اداره امور خویش را عملا به فرزندش وا نهاد و حضرت جواد(ع)، بااینکه کودک و نوجوان بود، به خوبی از عهده این امر برآمد. حنان بن سدیرمی گوید: ... پیوسته حضرت جواد(ع) با اینکه کودک و نوجوان بود، اداره امورحضرت رضا(ع) را در مدینه به عهده داشت و به خادمان حضرت امر و نهی می کرد وهیچ یک از خدمتگزاران با وی مخالفت نمی کرد. این سخن بدان معناست که حضرت جواد(ع) به خوبی مدیریت می کرد و آنها با او مخالفت نمی کردند.

12- پرورش بعد عقلانی

تربیت باید همه جانبه باشد. پرورش بعد عقلانی و شکوفاساختن استعداد منطق و استدلال در فرزند یکی از مهمترین ابعاد تربیت است.

منطقی بار آوردن فرزند سبب می شود درست بیندیشد، منطقی تصمیم بگیرد، منطقی رفتار کند و در صورت لزوم، بی هیچ هراسی از دیدگاهها و رفتارهای خود دفاع کند. سیره تربیتی حضرت رضا(ع) از این منظر نیز الگویی کامل برای همه رهروان آن حضرت است. بنان بن نافع نقل می کند که روزی مامون از جایی که حضرت جواد(ع) با کودکان بازی می کرد، می گذشت. کودکان از ترس میدان بازی را ترک کردند و تنها جواد(ع) آنجا ایستاد. مامون از او پرسید: چرا همراه بچه هافرار نکردی؟ فرمود: گناهی مرتکب نشدم تا از ترس بگریزم و جاده هم تنگ نیست تا آن را برایت باز کنم، از هر جا می خواهی عبور کن. مامون [از این پاسخ تعجب کرد و] پرسید: تو کیستی؟ حضرت در جواب فرمود: من محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام هستم ...

غزال  با وفا  , rojan_rojin2020
غزال با وفا - 12:35 1391/03/6
999
شیوه حضرت امام رضا(ع) در بخشش

پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 10

یسع بن حمزه می گوید: در مجلس حضرت رضا علیه السلام بودم و جمعیت بسیاری در مجلس حضور داشتند و از آن حضرت سؤال می کردند و از احکام حلال و حرام می پرسیدند و امام رضا علیه السلام پاسخ آنها را می داد. در این میان، ناگهان مردی بلند قامت و گندم گون وارد مجلس شد و سلام کرد و به امام هشتم علیه السلام عرض نمود: من از دوستان شما و پدر و اجداد شما هستم. در سفر حج، پولم تمام شده و خرجی راه ندارم تا به وطنم برسم. اگر امکان دارد، خرجی راه را به من بده تا به وطنم برسم. خداوند مرا از نعمت هایش برخوردار نموده است، وقتی به وطن رسیدم، معادل آنچه به من داده ای ، از جانب شما صدقه می دهم، چون خودم مستحق صدقه نیستم.

امام رضا علیه السلام به او فرمود: بنشین، خدا به تو لطف کند. سپس امام رو به مردم کرد و به پاسخ سؤال های آنها پرداخت. مدتی بعد، همه مردم رفتند و تنها آن مرد مسافر، من، سلیمان جعفری و خثیمه در خدمت امام ماندیم. امام علیه السلام به ما فرمود: اجازه می دهید به اندرون خانه بروم؟ سلیمان عرض کرد: خداوند امر و اذن شما را بر ما مقدم داشته است. حضرت برخاست و وارد حجره ای شد و پس از چند دقیقه بازگشت، و از پشت در فرمود: آن مرد مسافر خراسانی کجاست؟ خراسانی برخاست و گفت: اینجا هستم. امام از بالای در، دستش را به سوی مسافر دراز کرد و فرمود: این دینارها را بگیر و خرجی راه خود را با آن تأمین کن، و این مبلغ مال خودت باشد، دیگر لازم نیست از ناحیه من، معادل آن را صدقه بدهی، برو که نه تو مرا ببینی و نه من تو را ببینم. مسافر خراسانی، پول را گرفت و رفت.

سلیمان به امام رضا علیه السلام عرض کرد: فدایت گردم که عطا کردی و مهربانی فرمودی، ولی چرا هنگام پول دادن به مسافر، خود را نشان ندادی؟! فرمود: مخافة ان اری ذُلَّ السؤال فی وجهه لقضائی حاجته؛ از آن ترسیدم که شرمندگی سؤال را در چهره او بنگرم از این رو که حاجتش را برمی آورم. و آیا سخن رسول خدا صلی اللّه علیه وآله را نشنیده ای که فرمود: المستتر بالحسنة تعدل سبعین حجّة، و المذیع بالسَّیّئة مخذول، و المستتر بها مغفور له؛ پاداش آن کس که کار نیکش را می پوشاند، معادل پاداش هفتاد حج است، و آن کس که آشکارا گناه می کند، مورد طرد خداست، و آن کس که گناهش را می پوشاند، در صورت توبه مورد آمرزش خدا قرار می گیرد.

سفینةالبحار 1 / 418

غزال  با وفا  , rojan_rojin2020
غزال با وفا - 12:35 1391/03/6
998
فرهنگ نماز در سیره امام رضا(ع)

پدید آورنده : حجة الاسلام عبدالکریم پاک نیا ، صفحه 20

نشده است.

آری:

مرا غرض ز نماز آن بود که یک ساعت حدیث درد فراق تو با تو بگزارم
وگرنه این چه نمازی بود که من بی تو نشسته روی به محراب و دل به بازارم

بنابراین نماز حقیقی دست آوردهای ارزشمندی برای نمازگزار راستین به همراه دارد. نوشته ای را که در پیش رو دارید، می کوشد بازتاب زیبای این ارمغان ملکوتی را در سیره و سخن امام رضا(ع) به نظاره بنشیند و با کلمات و رهنمودهای آن رهبر الهی جلوه های زیبای نماز را درهم آمیزد.

این سخن را نیز ناگفته نگذاریم که بر هر مسلمان وظیفه شناس و عاشق الهی شایسته است که این گفتار نبوی(ص) را نصب العین خود قرار دهد که: آن حضرت حضور قلب در نماز و احساس لذت از آنرا اینگونه توصیف کرده است: «یا اباذر! جعل

اللّه جلّ ثناؤه قرّة عینی فی الصّلاة و حبّب الیّ الصلاة کما حبّب الی الجائع الطّعام و الی الظمآن الماء و انّ الجائع اذا اکل شبع و انّ الظمآن اذا شرب روی و انا لااشبع من الصّلاة؛(1) ای اباذر! خداوند ـ جل ثناؤه ـ نور دیده مرا در نماز قرار داد و نماز را محبوب من گردانید، همچنان که غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب انسان تشنه قرار داده است (امّا با این تفاوت) که گرسنه هرگاه غذا بخورد سیر می شود و تشنه هرگاه آب بنوشد سیراب می شود امّا من از نماز سیر نمی شوم.»

برترین عمل

از منظر امام رضا(ع) هیچ عملی برتر و ارزشمندتر از نماز نیست، چرا که بهترین و میانبرترین راه برای رسیدن به قرب الهی است. امام رضا(ع) همواره می فرمود: «الصّلاة قربان کل تقیٍّ؛(2) نماز هر انسان پارسائی را به خداوند نزدیک می کند.» به همین جهت آن حضرت به ابراهیم بن موسی فرمود: «لاتؤخرنّ الصّلوة عن اوّل وقتها الی آخر وقتها من غیر علّةٍ علیک، ابدأ باوّل الوقت؛(3) انجام نماز را بدون علت از اول وقت آن تأخیر نینداز، همیشه در اول وقت آن شروع کن!»

امام هشتم(ع) خود نیز چنین بود و به

هیچ قیمتی فضیلت نماز اول وقت را از دست نمی داد حتی در مهمترین جلسات سیاسی و علمی امام به نماز اول وقت اهمیت می داد. روایت زیر نشانگر این واقعیت است:

به دستور مأمون، علمای برجسته از فرقه های گوناگون در مجالس مناظره حاضر می شدند و امام رضا(ع) با آن ها مناظره و بحث می کرد. در یکی از مجالس «عمران صابی» که از دانشمندان بزرگ بود، در مجلس حاضر شد و درباره توحید با امام رضا(ع) وارد گفتگو گردید در آن جلسه امام سؤالهای او را با حوصله، متانت، استدلالهای قطعی و روشن پاسخ داده و او را به سوی توحید متمایل کرده بود هنگامی که بحث و مناظره به اوج خود رسید و چیزی به تحول درونی آن دانشمند زبردست صابئین(4) نمانده بود حضرت رضا(ع) احساس کرد وقت اذان ظهر و هنگام نماز است. امام(ع) به مأمون فرمود: «الصّلاة قد حضرت؛ وقت نماز فرا رسید.»

عمران صابی که به حقایقی دست یافته و از دریای دانش سرشار امام هشتم(ع) بهره هائی برده بود با التماس گفت: «یا سیّدی! لاتقطع علیّ مسألتی فقد رقّ قلبی؛ آقای من! گفتگو و پاسخهای خویش را قطع نکن دل من آماده پذیرش سخنان شما

است. امّا حضرت رضا(ع) تحت تأثیر سخنان عاطفی و احساس برانگیز او قرار نگرفت و فرمود: عیبی ندارد نماز را می خوانیم و دوباره به گفتگو ادامه خواهیم داد.

در این حال امام و همراهان به اقامه نماز مشغول شدند حضرت بعد از اقامه نماز دوباره به گفتگو ادامه داده و پاسخ های روشنگرانه خویش را ارائه نمود.(5)

با توجه به این روایت که در کتابهای معتبر روائی و تاریخی آمده است برای اقامه نماز در اول وقت هیچگونه عذری را برای افراد عادی و مسئولین حکومت اسلامی باقی نمی گذارد و پیروان آن حضرت نباید از این حقیقت چشم پوشی کرده و به بهانه های مختلف آنرا سهل بشمارند.

رهرو راستین امام هشتم(ع)

حضرت امام خمینی(ره) در این زمینه گوی سبقت را از تمام پیروان و شیعیان حضرت رضا(ع) ربوده بود. داستان زیر شاهد خمینی می گوید: روزی که شاه فرار کرد ما در پاریس در نوفل لوشاتو بودیم، پلیس فرانسه خیابان اصلی نوفل لوشاتو را بست، تمام خبرنگاران کشورهای مختلف آنجا بودند.این حقیقت راستین است. آقا سید احمد خبرنگاران خارجی از آفریقا، آسیا، اروپا و آمریکا و شاید 150 دوربین فقط صحبت

امام را مستقیم پخش می کردند.

برای اینکه خبر بزرگترین حادثه سال را مخابره می کنند، شاه رفته بود و می خواستند ببینند که امام چه تصمیمی دارد، امام بر روی صندلی ایستاده و در کنار خیابان، تمام دوربین ها بر روی امام متمرکز شده بود. امام چند دقیقه صحبت کردند و سخنان خودشان را گفتند. من در کنار امام ایستاده بودم. یک مرتبه برگشتند و گفتند: احمد! ظهر شده؟ گفتم بله، الآن ظهر است. بی درنگ امام گفتند: و السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته. شما ببینید در چه لحظه ای امام صحبتهایشان را رها کردند. برای اینکه نمازشان را اول وقت بخوانند، یعنی جائی که تلویزیونهای سراسری که هر کدام میلونها بیننده داردC.N.N بود، B.B.C بود، تمام تلویزیونها چه در آمریکا و چه در اروپا بودند. خبرگزاریها همه بودند.اسوشیتیدپرس، یونایتد پرس، رویتر و تمام خبرنگاران روزنامه ها، مجلات، رادیو، تلویزیون، در چنین موقعیت حساسی، امام حرفشان را قطع کردند و رفتند سراغ نماز.(6)

ماجرای نماز عید

از مهمترین حوادث سیره امام رضا(ع) حرکت آن حضرت به مصلای نماز عید می باشد که آن بزرگوار اهمیت نماز و تأثیر آن در جامعه و آثار پربار نمازهای دسته جمعی و قدرت تحول آفرینی آنرا به مسلمانان و زمامداران ثابت نمود. ماجرا از این قرار بود که روز عیدی مأمون از امام (ع) تقاضا کرد که نماز عید را با مردم بخواند، تا برای مردم اطمینان بیشتری در امر ولایتعهدی پیدا شود. امام پیغام داد که: «قرار ما بر این بوده که در هیچ کار رسمی دخالت نکنم. بنابراین مرا از اقامه نماز عید معذوربدار! مأمون اصرار کرد که: مصلحت در این است که شما این نماز با اهمیت را اقامه کنید تا هم موضع ولایتعهدی تثبیت شود و هم فضل و عظمت شما آشکارتر گردد، امّا امام نپذیرفت. مأمون که دست بردار نبود پیک ها و پیغام های متعددی برای متقاعد کردن امام برای حضرتش فرستاد، هنگامی که امام رضا(ع) پافشاری خلیفه را احساس کرد به او فرمود: اگر قرار است که من حتماً به نماز بروم من این فریضه الهی را طبق سیره پیامبر و روش امیرمؤمنان علی(ع) اقامه خواهم کرد!

مأمون گفت: هر طور که دوست داری آن طور عمل کن اختیار با شماست!

آنگاه دستور داد: سرداران و تمام مردم صبح روز عید در مقابل منزل مسکونی حضرت رضا(ع) اجتماع نمایند. با انتشار این خبر مردم مرو مشتاقانه برای شرکت در مراسم و بهره گیری از وجود حضرت رضا(ع) خود را آماده کردند. هنگامی که خورشید طلوع نمود حضرت غسل کرد و عمامه سفیدی را که از پنبه تهیه شده بود بر سر مبارک گذاشت و یک سر آن را روی سینه و سر دیگر را میان دو شانه انداخت. و مقداری هم بوی خوش بکار برد. دامن را به کمر زد و به همه پیروان و دوستدارانش دستور داد چنان کنند. آن گاه عصای پیکان داری به دست گرفت و از منزل بیرون آمد. آن حضرت در حالی که پابرهنه بود و پیراهن و سایر لباسهایش را به کمر زده بود، به همراه غلامان و یاران نزدیکش ـ که آنان نیز چنین کرده بودند ـ به همین شکل از منزل به سوی مصلا حرکت کردند. موقع خروج از منزل، امام رضا(ع) سربه سوی آسمان بلند کرد و چهار تکبیر گرفت، این تکبیرها آن چنان با صلابت و روحانیت خاصی ادا می شد که گویی آسمان و در و دیوار با نوای امام(ع) هم نواهستند. سرداران، نظامیان و سایر مردم که با آمادگی و آراستگی تمام در بیرون منزل صف کشیده بودند، هنگامی که امام رضا(ع) و یارانش را به آن صورت مشاهده کردند به پیروی از امام رضا(ع) و هماهنگ با او فریاد تکبیر سردادند.

شهر مرو یکپارچه فریاد تکبیر سرداد و به دنبال آن از گریه و ناله هزاران زن و مرد مشتاق اهل بیت(ع) به لرزه درآمد. سرداران نظامی هنگامی که حضرت را با آن حال دیدند از مرکب های خود پیاده شدند و کفش هایشان را درآورده و کنار گذاشتند و به دنبال امام ناله زنان و تکبیر گویان به راه افتادند. حضرت رضا(ع) پیاده راه می پیمود و هر ده قدم یک بار ایستاده و با نوای ملکوتی اش تکبیر می گفت.

یاسر خادم می گوید: در این حال ما خیال می کردیم که آسمان و زمین و کوه با او هم آوا گشته است، شهر مرو یکصدا گریه و شیون بود، هیجان احساسات و شور و نوا همه جا را فرا گرفته و شکوه ایمان و تکبیر و نماز در پایتخت کشور اسلامی طنین انداز شده بود جلوه های مادّی و ظاهری از ذهن ها و خاطره ها فراموش شده و آحاد جمعیت به آفریدگار هستی و پیروی از حجت الهی می اندیشیدند و در صفهای به هم پیوسته به دنبال امام رضا(ع) به سوی مصلا می شتافتند.

هنگامی که این خبر به مأمون رسید، فضل بن سهل به مأمون گفت: اگر لحظاتی دیگر وضع همین طور ادامه یابد همه مردم مفتون و شیفته او خواهند شد و ممکن است با یک اشاره طومار حکومت را در هم بپیچند، مأمون احساس خطر کرده و از امام رضا(ع) عاجزانه درخواست نمود که از میانه راه به منزل برگردد و امام نیز کفشهای خود را طلبیده و به منزل برگشت و فرمود: من که گفتم مرا از این کار معذور بدارید.(7) بلی نماز شکوهمند اولیاء الهی آن چنان قدرتی دارد که می تواند کاخهای ستم را به لرزه در آورده و بنیان طاغوتیان را از ریشه قطع کند و نماز عید حضرت(ع) اینگونه بود.

اقامه نماز باران

در ایامی که امام رضا(ع) در خراسان به سر می برد مدتی قحط سالی شده و باران نیامد و خشک سالی پدیدار گشت. عده ای از منافقان و حاشیه نشینان مجلس مأمون از این حادثه سوء استفاده کرده و شایع نمودند که چونکه مأمون علی بن موسی(ع) را ولیعهد خود گردانیده است و این امر را خداوند دوست ندارد به همین جهت باران قطع شده و برکات الهی نازل نمی شود.

مأمون در روز جمعه ای از امام تقاضا کرد که برای نزول باران و رحمت الهی دعا کند امّا امام رضا(ع) فرمود: روز دوشنبه برای اقامه نماز استسقاء بیرون خواهم آمد زیرا جدم رسول اللّه(ص) را به همراه امیرمؤمنان علی(ع) در عالم رؤیا زیارت کردم و پیامبر به من فرمود: پسرم! تا روز دوشنبه صبرکن و سپس در آن روز به صحرا برو و از درگاه خداوند متعال طلب باران نما! خداوند باران رحمت خود را می فرستد و مردم به عظمت و عزت تو در پیشگاه خداوند پی می برند و به بزرگی مقامت واقف می گردند.

روز دوشنبه فرا رسید مردم از خانه ها بیرون آمدند، امام رضا(ع) به صحرا رفت و مردم نیز گرد آمدند و چشم به حرکات و سکنات آن حضرت دوختند امام دو رکعت نماز استسقاء را اقامه کرده و آنگاه بالای منبر رفت و در خطبه بعد از حمد و ثنای الهی فرمود: الهم یا رب انت عظّمت حقّنا اهل البیت فتوسلوا بنا کما امرت و اهلوا فضلک و رحمتک و توقعوا احسانک و نعمتک فاسقهم سقیاً نافعاً عاما غیر رایث و لاضائر ولیکن ابتداء مطرهم بعد انصرافهم من مشهد هم هذا الی منازلهم و مقارهم؛ خدایا! ای پروردگار من! تو حق ما اهل بیت را بزرگ شمرده ای این مردم به ما متوسل شده اند همچنان که خودت فرموده ای و به فضل و رحمت تو امیدوارند و چشم انتظار احسان و لطف تواند اینها را از باران سودمند و فراوان و بی ضرر و زیان خود سیراب گردان و این باران را پس از بازگشت آنان به خانه هایشان نازل فرما!

یکی از حاضرین در آن اجتماع می گوید: به خدا سوگند همان لحظه حرکت ابرها در هوا شروع شد و رعد و برق پدید آمد، مردم به جنب و جوش افتادند که تا باران نیامده به خانه های خود برگردند.

حضرت علی بن موسی الرضا(ع) به آنان فرمود: آرام باشید! این ابر برای این منطقه نخواهد بارید برای فلان ناحیه می رود، آن ابر رفت و ابر دیگری به همراه رعد و برق آمد، مردم دوباره خواستند حرکت کنند، امام فرمود: این ابر نیز به فلان قسمت خواهد رفت، در حدود ده ابر به همین ترتیب آمد و از فضای منطقه عبور کرد و هر بار امام (ع) فرمود: این ابر برای شما نیست. یازدهمین ابر از راه رسید. امام رضا(ع) فرمود: این ابر را خداوند متعال برای شما فرستاده است، در برابر فضل و کرم خداوند، شکر کرده و به سوی منازل خویش بازگردید تا شما به خانه نرسیده اید باران نخواهد بارید. آنگاه امام رضا(ع) از فراز منبر پائین آمده و مردم نیز به خانه هایشان رفتند، در همین هنگام بود که باران شدیدی نازل شده و تمام حوض ها، گودالها و نهرها را پر کرد و مردم با خوشحالی تمام می گفتند: کرامتها و الطاف الهی بر فرزند رسول گرامی اسلام(ص) مبارک باد.

بعد از نزول باران و سیراب شدن زمین از برکات الهی و خوشحالی مردم، حضرت رضا(ع) به میان جمعیت آمده و آنان را موعظه کرده و به شکرگزاری از نعمتهای الهی به درگاه پروردگار منان دعوت نمود.(8)

اینجاست که از ته دل و عمق جان خطاب به اهل بیت (ع) عرضه می داریم: ارادة الرّب فی مقادیر اموره تهبط الیکم و تصدر من بیوتکم؛(9) اراده و مشیت پروردگار عالم در تدبیر امور جهان به سوی شما می آید و از خانه های شما به دیگر جاها می رسد.

فوائد و برکات نماز

نماز فوائد بسیاری به همراه دارد از جمله: روح انضباط را در انسان تقویت می کند زیرا باید در اوقات معینی انجام پذیرد و تأخیر و تقدیم آن موجب بطلان نماز می گردد. همچنین آداب و احکام دیگر باید با نظم و ترتیب رعایت شود و اگر با بی نظمی و ناهماهنگی صورت گیرد در حقیقت نماز خلل و اشکال به وجود می آید؟ این چنین است که انسان نمازگزار باید با عادت به نظم و انضباط در نماز آنرا در سایر مراحل زندگی نیز به مرحله عمل درآورد. در زمینه اسرار و ره آوردهای بی شمار نماز حضرت علی بن موسی الرضا(ع) سخن جامعی فرموده است که به بخشهائی از آن اشاره می کنیم: آن حضرت در پاسخ نامه ای که از فلسفه و علل تشریع نماز پرسیده بود چنین فرمود: علت تشریع نماز این است که بنده به ربوبیت پروردگار توجه و اقرار داشته باشد و مبارزه با شرک و بت پرستی و قیام در پیشگاه پروردگار، در نهایت خضوع و تواضع و اعتراف به گناهان و تقاضای بخشش از معاصی گذشته و نهادن پیشانی بر زمین همه روزه انجام پذیرد. و نیز هدف این است که انسان همواره هشیار و متذکر گردد، گرد غبار فراموشکاری بر دل او ننشیند، مست و مغرور نشود، خاشع و خاضع باشد طالب و علاقه مند افزونی در مواهب دین و دنیا گردد. همین توجه او به خداوند متعال و قیام در برابر او، انسان را از معاصی باز می دارد و از انواع فساد جلوگیری می کند.

امام رضا(ع) در مورد سایر دست آوردهای نماز فرمود: نماز و مداومت یاد خدا در شب و روز سبب می شود که انسان مولا، و مدبّر و خالق خود را فراموش نکند و روح سرکش و طغیانگری در برابر خدا بر او غالب نیاید.(10)

نماز نوجوانان

حسن بن قارن می گوید: از امام رضا(ع) در مورد شخصی پرسیدند که پسر نوجوانش را به انجام نماز وادار می کند و این فرزند گاهی نماز را ترک می کند. امام فرمود: این پسر چند سال دارد؟ گفتند: آقا، 8 ساله است. حضرت رضا(ع) با تعجب فرمود: سبحان اللّه! 8 ساله است و نمازش را ترک می کند؟! گفته شد! بچه است گاهی خسته و ناراحت می شود. امام فرمود: هر طوری که راحت است نمازش را بخواند.(11)

پیراهن متبرک

از منظر حضرت رضا(ع) نه تنها نماز و نمازگزاران ارزشمند هستند بلکه لباسهائی هم که با آن نماز خوانده می شود امتیاز ویژه ای دارد. اسماعیل بن علی برادر دعبل خزاعی می گوید: آن حضرت به برادر دعبل پیراهنی را هدیه داده و فرمود: دعبل! این پیراهن را قدر بدان و خوب محافظت کن! که من در آن هزار شب و هر شبی هزار رکعت نماز خوانده ام و در آن هزار ختم قرآن به جای آورده ام. احتفظ بهذا القمیص فقد صلیت فیه الف لیلة کل لیلة الف رکعة و ختمت فیه القرآن الف ختمة.(12)

فلسفه نماز جماعت

امام رضا(ع) در مورد علل نماز جماعت فرمود: خداوند متعال نماز جماعت را قرار داده است که شعائر اسلامی و معارف الهی همانند اخلاص، توحید، ارزشهای اسلامی، عبادت و نیایش برای خدا آشکار و ظاهر و مشهور شود زیرا در اظهار این اعمال و علنی بودن آن حجت خداوند بر مردم شرق و غرب عالم تمام می شود.

همچنین مسلمانان دوچهره و منافق و کسانی که نماز را سبک می شمارند مشخص شوند و وادار به انجام دستورات الهی باشند. همچنین گواهی افراد نسبت به عدالت و صلاح همدیگر جائز باشد. افزون بر این نماز جماعت نیکوکاری و ترویج فضیلت ها را به همراه دارد و خیلی ها را از گناه و فساد باز می دارد.(13)

آداب نماز

امام رضا(ع) در مورد آداب نماز فرمود: اگر برای نماز ایستادی تلاش کن با حالت کسالت و خواب آلودگی و سستی و تنبلی نباشد. بلکه با آرامش و وقار نماز را بجای آور و بر تو باد که در نماز خاشع و خاضع باشی و برای خدا تواضع کنی و خشوع و خوف را برخود هموار سازی در آن حال که بین بیم و امید ایستاده ای و پیوسته با طمأنینه و نگران باشی. همانند بنده گریخته و گنهکار که در محضر مولایش ایستاده و در پیشگاه خدای عالمیان بایست. پاهای خود را کنار هم بگذار و قامتت را راست نگهدار و به راست و چپ توجه نکن! و چنان باش که گوئی خدا را می بینی، که اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند.(14)

خاطره ای از شیخ رجبعلی خیاط

این مقال را با نقل خاطره ای پندآموز از مرحوم شیخ رجبعلی خیاط در مورد اهمیت نماز به پایان می بریم: آقای سید قاسم شجاعی از مبلغین توانا و موفق مجالس مذهبی در خاطرات خود آوده است:

من از نوجوانی به سخنرانی و روضه خوانی در محافل دینی و مذهبی اشتغال داشتم و لحن و سخن گرم من موجب شده بود که به مجالس زیادی دعوت شوم. از جمله روزهای هفتم ماه به منزل جناب مرحوم آقاشیخ رجبعلی خیاط نرسیده به بازارچه، بعد از کوچه سیاهها می رفتم. از پله ها بالا می رفتیم و در منزل ایشان برای خانم ها روضه می خواندیم. اتاق جناب شیخ هم طبقه پائین آن قرار داشت. روزی بعد از اتمام منبر به طبقه پائین آمدم و برای اولین بار با جناب شیخ برخورد کردم، کلاههائی دستش بود و گویا عازم بازار بود، سلام کردم، یک نگاه به صورت من کرد و فرمود: پسر پیغمبر و نوکر امام حسین(ع) نمازش تا الآن نمی ماند!!

(در آن هنگام من سیزده ساله بودم) گفتم: چشم، در حالتی که دوساعت به غروب مانده بود و آن روز مهمان بودم و تا آن ساعت نمازم را نخوانده بودم. امّا آن مرد الهی به محض اینکه به صورتم نگاه کرد این حالت را در من دیده و گوشزد فرمود.(15) و این یادآور سخن امام صادق(ع) است که فرمود: فضل الوقت الاوّل علی الآخر کفضل الآخرة علی الدّنیا؛(16) برتری نماز اول وقت بر آخر وقت، همانند برتری آخرت بر دنیاست.

پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ

1. مکارم الاخلاق، ص 461.

2. من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 210.

3. بحارالانوار، ج 49، ص 49.

4. صابئین گروهی هستند که خود را پیرو حضرت یحیی می دانند و به دو دسته موحد و مشرک تقسیم شده اند گروهی از آنان ستاره پرست هستند. مرکز آنان قبلا شهر حرّان عراق بود ولی امروزه در اهواز و بعضی مناطق دیگر به سر می برند. آنها طبق باورهای خود در کنار نهرهای بزرگ زندگی می کنند.

5. توحید صدوق، ص 434؛ حیاة الامام رضا(ع)، ج 1، ص110.

6. نماز خوبان، ص 56، روزنامه کیهان، شماره 3659.

7. ارشاد مفید، ج 2، ص 264 و اصول کافی، مولد ابی الحسن الرضا(ع)، حدیث 7.

8. عیون اخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 165.

9. الکافی، ج 4، ص 577.

10. تفسیر نمونه، ج 16، ص 294.

11. وسائل الشیعه، ج 4، ص 20.

12. بحارالانوار، ج 79، ص 309.

13. وسائل الشیعه (20 جلدی)، ج 5، ص 372.

14. فقه الرضا(ع)، ص 101.

15. کیمیای محبت، ص 225.

16. ثواب الاعمال، ص 36.

غزال  با وفا  , rojan_rojin2020
غزال با وفا - 12:33 1391/03/6
997

روش های تربیت در نهج البلاغه

پدید آورنده : حجة الاسلام سید جواد حسینی ، صفحه 14

قسمت پنجم

روش تربیت فرزند

تربیت فرزند از بنیادی ترین مسائل تربیتی شمرده می شود، و سنگ زیرین تربیت های بعدی است، به همین جهت در دین مقدّس اسلام، سخنان معصومین، مخصوصاً امیرمؤمنان سخت بر این امر تکیه و تأکید شده است.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم؛(1) فرزندان خود را گرامی دارید، و آنها را نیکو تربیت کنید.»

و علی(ع) فرمود: «حقّ الولد علی الوالدان یحسّن اسمه و یحسّن ادبه و یعلّمه القرآن؛(2) حق فرزند بر پدر این است که اسم نیکو برای او انتخاب کند، و نیکو تربیتیش نماید، و قرآن را به او بیاموزد.» و حضرت امام سجّاد (ع) نیز در مقام تربیت فرزند و مسئولیّت سنگین الهی آن از پیشگاه خدا استعانت می جوید و عرضه می دارد: «و اعنی علی تربیتهم و تأدیبهم و برّهم؛(3)(بارالها!) مرا در تربیت و تأدیب و نیکی فرزندانم یاری نما.» معلوم می شود مسئله به حدّی سنگین است که حضرت سجاد(ع) که امام معصوم است با آن عظمتش طلب استمداد از خداوند می نماید. منتهی نکته در خور دقت این است که در اسلام برنامه تربیت فرزند از دوران قبل از ازدواج شروع می شود، یعنی از زمان انتخاب همسر هم مرد و هم زن باید برنامه ریزی داشته باشند که پدر و مادر خوب و تربیت صحیح یافته انتخاب نمایند.

انتخاب همسر

صلاحیّت متقابل مرد و زن و یا همان پدر و مادر آینده سخت بر فرزند اثر دارد، زیرا اخلاق و اوصاف والدین طبق قانون «وراثت» به فرزندان منتقل می گردد. گرچه علم ژنتیک در غرب علم نو ظهوری است امّا قانون وراثت به صورت کلّی چهارده قرن است که در اسلام مطرح شده است.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «در خانواده صالح ازدواج کنید زیرا اخلاق (و خصوصیات) روحی به ارث می رسد.)(4) در جای دیگر فرمود: «تخیّروا لنطفکم، فانّ النّساء یلدن اشباه اخوانهن و اخواتهنّ؛(5) (همسر مناسبی) برای نطفه هایتان انتخاب کنید، زیرا زنان همانند برادران و خواهران خود فرزند به دنیا می آورند.» و در روایت دیگری می خوانیم: «انظر فی ایّ شی ءٍ تضع ولدک فان الزق اساسٌ؛(6) ببین نطفه خود را در چه محلی مستقر می کنی، زیرا اخلاق اجداد و پدران، به فرزندان به ارث می رسد.»

به همین جهت است که علی(ع) بعد از وفات فاطمه(س) می خواست همسر اختیار کند به عقیل برادرش ـ که اطلاعات وسیعی از نسب قبائل عرب و تاریخ گذشته آن روز داشت ـ سفارش فرمود که از اقوام اصیل و شجاع عرب همسری برای من انتخاب کن که زاده شجاعان و وارث دلاوری و شهامت باشد؛ زیرا می خواهم از این ازدواج فرزند شجاع و دلیری به دنیا بیاید، عقیل پس از بررسی و جستجو «ام البنین کلابیّه» را پیشنهاد کرد، چرا که که در جامعه (آن روز) شجاع و دلیرتر از اجداد و پدران او نبود(7) این نشان می دهد که پدری چون امیرمؤمنان که معصوم است و شخصیت دوم عالم هستی است، برای تربیت فرزندان سالم نیاز به همسری دارد که از خانواده پاک و عفیف و اصیل و شجاع باشد.

و در طرف مردان هم سفارش شده است، که به غیر متدین، شرابخوار، بی نماز دختر ندهید، چرا که بر نسل و فرزندان خویش اثر می گذارد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «هرگاه کسی نزد شما به خواستگاری آمد که دین و امانت داری او را می پسندید، پس (دخترتان را به او) تزویج دهید، وگرنه فتنه و فساد بزرگی ایجاد می شود.»(8)

و امام حسن مجتبی(ع) به مردی که درباره ازدواج دخترش با او مشورت نمود، فرمود: «زوّجها من رجلٍ تقیٍّ، فانه ان احبّها اکرمها و ان ابغضها لم یظلمها؛(9) به مرد باتقوای او را تزویج کن پس اگر او را دوست بدارد گرامی می دارد و اگر از او نفرت پیدا کرد در حق او ستم روا نمی دارد( زیرا تقوای او چنین اجازه نمی دهد) لذا هم مرد باید دارای تقوا و دامن پاک باشد و هم زن عفیفه و پاکدامن. به این جهت اسلام از کار خلاف عفّت سخت نهی نموده، چرا که آینده نسل ها را فاسد و جامعه را به فساد می کشاند. به این تحقیق توجّه کنید:

«در سال 1720 م در سواحل آمریکا مردی در خانواده فاسد و بی بندو بار (و از پدر و مادر بی عفّت و فاسد) متولد (شد) و تمام عمر خود را به رذالت و می خوارگی سپری کرد و از راه دزدی زندگی خود را تأمین می نمود، از این مرد پنج دختر باقی ماندند که همه همانند پدر به دور از تربیتی سالم (و بی عفت) و خانواده ای عاری از محبّت بودند، در نسل پنجم افراد این خانواده به 1200 نفر رسیدند که طبق آمار گرفته شده، افراد أناث( و زن) این خاندان همگی اهل فحشاء بوده 240 تن از آنان به سفلیس مبتلا شدند، و 130 نفر از مردها دزدهایی جنایت پیشه و ماهر گردیدند، از این خانواده هفت نفر آدمکش حرفه ای و سیصد نفر دیگر همگی دارای مشاغل ممنوعه بودند، به جامعه تحویل داده شد و در طی مدّت هفتاد سال 000/700/1 دلار زیان مالی توسط این خانواده به دولت آمریکا وارد شده بود.»(10) اینجاست که عمق دستورات اسلام درک می شود که این همه درباره پاکی و تدیّن و حفظ نسل سفارش نموده است. و در قرآن کریم از زبان نوح می خوانیم: «ای خدا! کافران را از بین ببر و اگر آن ها بمانند، همانند خود را به دنیا می آورند و بندگانت را گمراه می کنند زیرا آنان جز فرزند فاجر و کافر به دنیا نمی آورند.»(11)

عاقبت گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدمی بزرگ شود

و پزشکان امراض روحی و روانی نیز ثابت کرده اند که 66% کودکان مبتلا به امراض روحی، بیماری را از مادران خود به ارث برده اند.(12)

ایّام بارداری

گام دوم تربیت فرزند مربوط به ایام عمل زناشویی و ایام بارداری می شود، در آغاز ازدواج، اسلام دستوراتی از دعا و ذکر و نماز و طهارت و امثال آن دارد که سخت برآینده فرزند اثر می گذارد.

پزشکان می گویند: اگر هنگام تولید نطفه پدر مسموم باشد، تمام سلول های بدن او مسموم بوده و در نتیجه علیل خواهد بود، و از این نطفه مسموم و علیل، جنین ناقص و علیل به وجود می آید، این مسمومیت ممکن است در اثر غذای فاسدی، چون خوردن مشروب، کشیدن تریاک، کشیدن چرس و بنگ و غیره باشد، پس در هنگام مسمومیت، مخصوصاً مستی، بایستی از تولید مثل خودداری کرد.(13) در اسلام هم سفارش شده که از لقمه حرام پرهیز شود، و همین طور از مجامعت بعد از احتلام بدون غسل، مجامعت در ایام حیض و عادت ماهانه، حرف زدن در حال مجامعت، تصور و فکر شیطانی داشتن و...نهی شده است.(14)

و همین طور بر کنترل اوصاف و اخلاق و رفتار مادر در ایام بارداری سخت سفارش و توصیه شده است، چرا که آینده تربیت صحیح یا ناصحیح فزرند از همین دوران ورق می خورد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «الشقی شقیٌ فی بطن امّه و السعید من سعد فی بطن امّه؛(15) انسان بد و شقی در شکم مادر، بد و شقی می گردد و انسان صالح و سعید در شکم مادر رستگار و صالح می گردند.» یعنی با توجه به رفتار آینده جنین و با توجه به اخلاق و رفتار پدر و مادر که به او منتقل می شود از همان دوران جنین بودن و قرار داشتن در «رحم مادر» آینده او مشخص می گردد. و حتی تغذیه مادر بر تربیت روحی و اخلاقی او مؤثر است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «به زنان باردار، بِه بخورانید زیرا این میوه مایه زیبایی کودک و حسن خوی او خواهد بود.»(16) و در روایت دیگر می خوانیم: «اطعموا نساءکم الحوایل اللبان فانّه یزید فی عقل الصّبی؛(17) به همسران باردار خود کندر بدهید، زیرا کندر در افزایش خرد بچّه مؤثر است» از زبان مادر سید محمد حسین طباطبائی حافظ کلّ قرآن، دکتر هفت ساله (که اکنون بیش از سیزده سال دارد) نقل شده است که راز آن همه استعداد و نورانیّت او این بوده که من در دورانی که به او باردار بودم از گفتن و شنیدن غیبت پرهیز می کردم و مرتب قرآن می خواندم.

این که در حدیث آمده: «الجنّة تحت اقدام الامّهات؛(18)بهشت زیر پای مادران است.» معانی برای این حدیث بیان شده از جمله می توان گفت: شاید مراد این باشد که بهشت رفتن فرزند بستگی به اوصاف و خصوصیات و پاکی و تربیت مادر دارد، یعنی این مادر است که فرزند را بهشتی می کند، همان تعبیری که در عرف می گویند این عمل زیر سر فلانی است، یعنی بهشت رفتن هم زیر سر تربیت مادر است.

دوران کودکی

دوران کودکی آغاز دوران تربیت مستقیم والدین است نسبت به فرزند، چرا که در دوره های قبلی اوصاف و اخلاق اصالت و پاکی و یا اوصاف مقابل آنها عهده دار تربیت بودند، و مستقیماً والدین دخالت نداشتند امّا در دوران کودکی تربیت مستقیم و مسئولیت اصلی و جدید آن ها شروع می شود، در این دوره، مخصوصاً تا دوران سه سالگی مربّی اصلی مادر است، هر چند برخی دستورات مستحبی مثل نام گذاری نیکو، عقیقه، خواندن اذان و اقامه در گوش راست و چپ متوجه پدر است،(19) اما سرسلسله جنبان تربیت فزرند مادر است چرا که او با شیر دادن مخصوصاً اگر با طهارت باشد، و عطوفت و مهربانی، و تلقین برخی کلمات، از همه مهمتر با رفتارهای عبادی و اخلاقی خویش شاکله درونی و اخلاقی او را مهندسی می کند، به این جهت مادر توجّه کند که خیلی از مطالب را می تواند به فرزندش در این دوران تلقین نماید، شاهد این ادّعا اشعاری است که فاطمه زهرا(س) به هنگام بازی دادن حسنش می خواند، و به این طریق به تربیت روحی و پرورش جسمی او می پرداخت.

«اشبه اباک یا حسن و اخلع عن الحقّ الرّسن»

«حسن جان! مانند پدرت علی(ع) باش و ریسمان را از گردن حق بردار»

«واعبد الهاً ذا المنن ولاتوال ذاالاحن»

«خدای احسان کننده را پرستش کن و با افراد دشمن و کینه توز دوستی مکن.»

و آن گاه که حسین(ع) را بر روی دست نوازش می کرد می فرمود:

«انت شبیهٌ بابی لست شبیهاً بعلیٍ»

«تو (حسین جان) به پدرم رسول خدا(ص) شباهت داری و به پدرت علی(ع) شبیه نیستی»(20) و همین طور در روایات سخت سفارش شده که عمل زناشوئی در اطاقی که حتی بچه شیرخوار بیدار است انجام نگیرد، و اگرنه اثرات زیانباری بر روحیه او خواهد گذاشت این نشان می دهد که کودکان شیرخوار از حسّ و درکهایی برخوردارند و گفتار و رفتار اطرافیان کاملاً بر آن ها تأثیر می گذارد.

نکته دیگر این است که اگر مادر به هر علّتی نمی تواند بچه را شیر دهد، و یا نیست، باید در انتخاب دایه و کسی که به او شیر می دهد سخت دقت شود، امیرمؤمنان در این زمینه چنین سفارش می کند: «انظروا من ترضع اولادکم فانّ الولد یشبّ علیه؛(21) دقت کنید چه کسی فرزندان شما را شیر می دهد، چرا که فرزند بر اساس همان شیر و اوصاف صاحب او رشد می کند.» و در حدیث دیگر فرمود: «ما من لبنٍ یرضع به الصبّی اعظم برکة علیه من لبن امّه؛(22) هیچ شیری با برکتر از شیر مادر برای کودک وجود ندارد.» و در این دوران پدر و مادر به شدّت از تنبیه بدنی طفل پرهیز نمایند، چنان که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اطفال را بخاطر گریه نمودن نزنید، زیرا گریه آنها تا چهارماه شهادت بر یگانگی خداوند است، و در چهار ماه دوّم صلوات بر نبی و آل نبی است، و در چهار ماه سوم دعا برای والدین است.»

مسئولیت مشترکی که در این دوره متوجه والدین است جهت سلامت روحی و روانی فرزند اوّلاً، اظهار محبت به فرزندان و بوسیدن آنان است پیامبر اکرم(ص) فرمود: «احبّوا الصبیان و ارحموهم؛(23) کودکان را دوست بدارید و نسبت به آنها مهربان باشید.» و امام صادق(ع) فرمود: «خداوند بنده را مورد لطف قرار می دهد، بخاطر شدّت محبتی که به فرزندش دارد.»(24) و درباره بوسیدن و خوشحال نمودن فرزند فرمود: «کسی که فرزندش را به بوسد خداوند به او حسنه می دهد، و کسی که او را خوشحال کند، خداوند در روز قیامت خوشحالش می کند.»(25)

و ثانیاً تبعیض قائل نشدن بین آنان است، مثلاً پسران را بهتر از دختران ندانند، امام صادق(ع) فرمود: «پسرها نعمتند و دختران حسنه، خداوند از نعمت می پرسد، ولی در مقابل حسنات پاداش می دهد.»(26) و همین طور بین پسران و یا خود دختران تبعیض قائل نشوند، و اگر هم برخی دارای لیاقت هایی است که نیاز به تشویق و احترام بیشتری دارد، به گونه ای باشد که ایجاد حساسیت و حسادت نکند.

رسول اکرم(ص) درباره مسابقه خطّاطی به حسن و حسین(ع) سفارش فرمود: هر کس خط او زیباتر است قدرت او نیز بیشتر است، حسنین(ع) هر کدام خط زیبایی نوشتند، ولی رسول خدا بین آن دو بزرگوار قضاوت نکرد، و آن دو را به مادرشان راهنمائی فرمود، تا نگرانی قضاوت با عاطفه مادری جبران شود.

حضرت زهرا(س) دید که هر دو خط زیباست و هر دو در این مسابقه هنری شرکت نموده اند، چه باید کرد؟ و من چگونه میان دو کودکم داوری کنم؟ با ژرف نگری و رعایت مسائل دقیق تربیتی، قضاوت نهایی را به تلاش خودشان ارتباط داد و فرمود: «ای نور دیدگانم! من دانه های این گردنبند را با پاره کردن رشته آن بر سر شما می ریزم و میان شما دانه های گردنبند را پخش می نمایم هر کدام از شما دانه های بیشتری بگیرد خط او بهتر و قدرت او بیشتر است.»(27)

دوران هفت سالگی یا آغاز تعلیم

همراه تربیت:

تا دوران هفت سالگی نقش اصلی را مادر ایفا می کند هر چند برخی مسئولیت ها در تربیت ها متوجّه پدر است، ولی از هفت سالگی به بعد مسئولیت اصلی تربیتی پدر شروع می شود، در این باره تعبیرات مختلفی درباره آغاز مسئولیت پدر آمده است:

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «فرزند هفت سال آقا و سلطان است (هر چه می گوید باید انجام دهید) هفت سال خادم است(هرچه پدر بگوید بپذیرد) و هفت سال وزیر و مشاور»(28) و امام صادق(ع) فرمود: «فرزندت را رها کن هفت سال بازی کند، و هفت سال ادبش کن، و هفت سال هم همراه و ملازمت باشد، اگر رستگار شد (که خوب) و اگرنه خیری در او نیست»(29) و در روایت دیگری آن حضرت فرمود: «الغلام یلعب سبع سنین و یتعلّم الکتاب سبع سنین و یتعلّم الحلال و الحرام سبع سنین؛(30) فرزند هفت سال بازی می کند(و دوران بازی اوست) و هفت سال قرآن (و امثال آن را)فرا می گیرد، و هفت سال (سوم) باید حلال و حرام را فرا گیرد.» سه روایت بر این نکته اتفاق نظر دارد که هفت سال دوم آغاز دوران مسئولیت اصلی پدر نسبت به تربیت فرزند است که باید چند مسئله را جهت تربیت فرزند سرلوحه خود قرار دهد.

1ـ تعلیم قرآن و دانش

امام علی(ع) می فرماید: «مرّوا اولادکم بطلب العلم؛(31) فرزندان را به فراگیری دانش (و قرآن) فرمان دهید.» و در حدیث پیش گفته خواندیم که «و یتعلّم الکتاب سبع سنین؛ در هفت سال دوم، به فرزند خود قرآن تعلیم دهید.»

2ـ تقویت عاطفی، با تلقین محبت

محمد(ص) و آل او

در کنار فراگیری دانش و تعلیم قرآن، برای تقویت عاطفه انسانی و هدایتی محبت پیامبراکرم(ص) و آل او، به کودکان تلقین و تعلیم شود، این نکته بسیار اهمیت دارد که متأسفانه در کتابهای ابتدائی سالهای اخیر مقداری کم رنگ شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «ادّبوا اولادکم علی ثلاث خصالٍ: حبّ نبیّکم و حبّ اهل بیته و قراءة القرآن؛(32) فرزندان خودتان را بر سه خصلت تربیت کنید، دوست داشتن پیغمبرتان، و دوست داشتن اهل بیت او(ع) و خواندن قرآن».

3ـ تعلیم امور فنی نظامی و دانش روز

علاوه بر تعلیم قرآن و دانش های مرسوم، پدر مسئولیت دارد فرزند را با دانش های روز، مثلاً امروزه تعلیم رایانه، رانندگی، و...، امور فنی و همین طور تعلیمات نظامی آشنا نماید، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «علّموا اولادکم السّباحة و الرّمایه؛(33) به فرزندانتان شنا و تیراندازی یاد دهید.»

4ـ جدا سازی

در دوران هفت سال دوم به فرزندان تعلیم داده شود که بدون اجازه وارد اتاق والدین نشوند، لذا قرآن کریم می فرماید: فرزندان خانواده ها در اوقات استراحت و خواب و خلوت والدین، بدون اجازه، وارد اتاق آنان نشوند، و بدون لباس مناسب آنان را نبینند.»(34) و محل استراحت و رختخواب فرزندان تفکیک شود، رسول اکرم(ص) فرمود: «رختخواب فرزندان خویش را پس از هفت سالگی آنان، از همدیگر جدا کنید!! و آنان را در یک بستر نخوابانید.»(35)

5 ـ وفا به وعده ها

نکته دیگری که والدین مخصوصاً پدر در تربیت فرزندان توجه داشته باشند این است که از دروغ گفتن، تخلف وعده و هرآن چه گناه شمرده می شود و بدآموزی دارد باید پرهیز شود، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «فرزندان خود را دوست بدارید و هرگاه به آنان وعده دادید، به قول خود عمل کنید (تا دروغ و تخلف را از شما فرا نگیرند.»(36)

6ـ تعلیم عبادات

در دوران هفت سالگی دوم، مسائل عبادی از جمله نماز و مسائل وضو و طهارت و نجاست را به آنها یاد دهد، علی(ع) در این زمینه می فرماید: «علّموا صبیانکم الصّلاة؛(37) به کودکان خود نماز را تعلیم دهید.»

نوجوانی یا حساسترین دوران تربیت

آغاز هفت سال سوم و یا شروع نوجوانی از حساسترین و مهمترین و پیچده ترین دوران تربیت فرزند شمرده می شود، چرا که از طرفی آغاز رشد عقلانی انسان است، در کنار شروع بلوغ جسمانی که تحوّلات زیادی را در اندام و همین طور اخلاق و رفتار نوجوان در پی دارد، از طرف دوم با فراگیری علوم ابتدائی و مقداری از راهنمائی وارد فضای جدیدی از دانش و علم شده است و در مدرسه و جامعه بیشتر مطرح شده است و دوستان مناسب و یا نایاب بیشتری را به خود جذب نموده و دیگر از حالت خادم بودن و تابع محض بودن پدر خارج شده است، همه این ها اگر در کنار آغاز غرور نوجوانی و جوانی قرار داده شود ظرافت و حساسیت مسئله چند برابر می شود. اینجاست که باید گفت علاوه بر استفاده از تجربه های تربیتی، بشر سخت نیازمند است که از رهنمودهای معصومی چون امیرمؤمنان علی(ع) باید بهره گیرد چرا که او علاوه بر دانش الهی و مدنی و شناخت دقیق انسان، از مهربانی و دلسوزی خاصی نسبت به آینده امّت اسلامی و فرزندان آنها برخوردار است، بهمین دلیل علی(ع) تنها پدر حسنین (ع) و زینبین(س) و...نیست بلکه پدر امّت اسلامی بحساب می آید، چنان که فاطمه زهرا(س) فرمود: «ابوا هذه الامّة محمدٌ و علیٌ یقیمان اددهم و ینقذانهم من العذاب الدّائم ان اطاعوهما و یبیحانهم النّعیم الدّائم ان وافقو هما؛(38) محمد(ص) و علی(ع) دو پدر امّت اسلام می باشند. کجی ها را راست و انحرافات را اصلاح می نمایند، اگر مردم ایشان را اطاعت کنند آنها را از عذاب جاویدان نجات می دهند و اگر مردم با ایشان موافق و همراه باشند این دو، نعمتهای پایدار خداوند را ارزانیشان دارند.» لذا در تربیت فرزندان نیز از او باید اطاعت کرد و ره توشه هایی گرفت (هرچند هرگز به او در تربیت فرزندان نخواهیم رسید.)

نامه به امام حسن

علی(ع) نامه ای دارد به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) که در واقع باید گفت تعلیمی است برای جامعه اسلامی که چگونه با جوانان خویش رفتار نمایند و در تربیت آن ها از چه اهرمهایی استفاده نکنند. نامه حضرت چنین آغاز می شود:

«از پدر فانی، اعتراف دارنده به گذشت زمان، مسکن گزیده در جایگاه گذشتگان، و کوچ کننده فردا به فرزندی آرزومند چیزی که بدست نمی آید... و تو را دیدم که پاره تن من، بلکه همه جان منی، آن گونه که اگر آسیبی به تو رسید به من رسیده است، و اگر مرگ به سراغ تو آید زندگی مرا گرفته است، پس کار تو را کار خود شمردم، و نامه ای بر تو نوشتم، تا تو را در سختی های زندگی رهنمون باشد، حال من زنده باشم یا نباشم...(39)» آن گاه نکاتی را تذکر می دهد به این شرح:

1ـ پدر قبل از دیگران دل جوانش را فتح

کند

در این دوران جوان سخت حساس است ممکن است هواهای نفسانی و دزدان دل و عاطفه زودتر از پدر دل او را به دست آورد و او را برای خویش تربیت کند، لذا پدر و یا معلمان و هادیان قبل از همه باید این سنگر مهم را فتح نماید، علی(ع) به همین مطلب بعد از مقدمه و نکاتی اشاره دارد می فرماید: «ای بنی انّی لمّا رایتنی قد بلغت سنّاً و رأیتنی ازداد وهناً، بادرت بوصیتی الیک و اوردت خصالاً منها قبل ان یعجل بی اجلی...؛ پسرم! هنگامی که دیدم سالیانی از من گذشت، و توانایی رو به کاهش رفت به نوشتن سفارشم برای تو شتاب کردم، و ارزش های اخلاقی را برای تو برشمردم پیش از آن که اجل فرا رسد... و پیش از آن که خواهشها و دگرگونی های دنیا به تو هجوم آورند و پذیرش و اطاعت مشکل گردد: «و انّما قلب الحدث کالارض الخالیة ما القی فیها من شی ءٍ قبلته فبادرتک قبل ان یقسو قلبک و یشتغل لبّک...؛ زیرا قلب (نوجوان) و جوان چونان زمین نکاشته است هرچه در آن پاشیده شود می پذیرد، پس در تربیت تو شتاب کردم، پیش از آن که دل تو سخت شود، و عقل تو به چیز دیگری مشغول گردد...؛

و رأیت حیث عنانی من امرک ما یعنی الوالد الشّفیق، و اجمعت علیه من ادبک ان یکون ذلک و انت مقبل العمر و مفتبل الدّهر ذونیةٍ سلیمةٍ، و نفسٍ صافیةٍ؛(40) و آن گونه که پدری مهربان نیکی ها را برای فرزندش می پسندد، من نیز بر آن شدم تو را با خوبی ها تربیت کنم، زیرا در آغاز زندگی قرار داری، تازه به روزگار روی آورده ای، نیّتی سالم و روحی با صفا داری.

2ـ بیان احکام حلال و حرام

قبلاً اشاره شد از مهمترین وظائف پدر در دوران هفت سالگی دوم تعلیم قرآن بود، و امّا در دوره هفت سال سوم و دوران نوجوان و جوانی فراگیری قرآن با تفسیر آن و احکام حلال و حرام آن است. امام صادق(ع) فرمود: «به فرزندان خود آموزش مذهبی بدهید، و پیش از آن که منحرفین آنان را به انحراف عقیدتی بکشانند، به داد آن ها برسید.»(41)

و علی(ع) خطاب به حسنش (ع) فرمود: «و ان ابتدئک بتعلیم کتاب اللّه عزّو جلّ و تأویله، و شرائع الاسلام و احکامه وحلاله و حرامه...؛پس در آغاز تربیت تصمیم گرفتم تا کتاب خدای توانا و بزرگ را همراه با تفسیر آیات، به تو بیاموزم، و شریعت اسلام و احکام آن از حلال و حرام، به تو تعلیم دهم به چیز دیگر نپردازم» در بخش دیگر فرمود: پسرم! بدان آنچه بیشتر از به کارگیری وصیتم دوست دارم «تقوی اللّه، و الاقتصار علی ما فرضه اللّه ؛ ترس از خدا، و انجام واجبات...است.(42)»

3ـ الگو دهی

از امور مهم در تربیت جوانان الگودهی سالم است، در تربیت حرف نفی الگوی ناسالم کافی نیست بلکه الگوهای سالم نیز باید معرفی شوند، علی(ع) در این باره می فرماید: «والاخذبما مضی علیه الاوّلون من آبائک، و الصّالحون من اهل بیتک، فانّهم لم یدعوا ان نظروا...؛ و پیمودن راهی است که پدرانت و صالحان خاندانت پیموده اند، زیرا آنان آنگونه که تو در امور

خویشتن نظر می کنی در امور خویشتن نظر داشتند و همانگونه که تو درباره خویشتن می اندیشی، نسبت به خودشان می اندیشند و تلاش آنان در این بود که آن چه را شناختند انتخاب کنند، و بر آنچه تکلیف ندارند روی گردانند، و اگر نفس تو از پذیرفتن سرباز زند و خواهد چنانکه آنان دانستند بداند، پس تلاش کن تا در خواستهایت از روی درک و آگاهی باشد... و قبل از پیمودن راه پاکان از خداوند استعانت بجوی...»(43)

4 ـ تحکیم اعتقادات

از مسائل مهم دیگری که باید پدر و مربیان در تربیت فرزند به آن توجّه کنند تعلیم و تحکیم اعتقادات است، تقویت اعتقادات هم انسان را رشد و نمو می دهد، و هم سدّی است محکم در مقابل شبهات بیگانگان و نگهدارنده انحرافات و انجام گناه، در این بین اعتقاد به توحید و معاد نقش مهم و تعیین کننده دارد، لذا علی(ع) می فرماید: «فتفهّم یا بنیّ وصیتی، و اعلم انّ مالک الموت هو مالک الحیاة و انّ الخالق هو الممیت و ان المفنی هوالمعید...فاعتصم بالّذی خلقک و رزقک و سوّاک ولیکن له تعبّدک و الیه رغبتک و منه شفقتک؛ پسرم! در وصیت من درست بیندیش، بدان که در اختیار دارنده مرگ همان است که زندگی در دست او، و پدید آورنده موجودات است، همو می میراند و نابود کننده همان است که دوباره زنده می کند، سپس به قدرتی پناه بر که تو را آفریده، روزی داده، و اعتدال در اندام تو آورده است، بندگی تو برای او باشد، و تنها اشتیاق او را داشته باش و تنها از او بترس.»

و درباره توحید و یگانگی خداوند فرمود: «یا بنیّ انّه لوکان لربّک شریکٌ لاتتک رسله ولرأیت آثار ملکه و سلطانه و معرفت افعاله وصافته، ولکنّه الهٌ واحدٌ کما وصف نفسه، لایضادّه فی ملکه احدٌ ولایزول ابداً و لم یزل؛(44) پسرم! اگر خدا شریکی داشت، پیامبران او نیز به سوی تو می آمدند، و آثار قدرتش را می دیدی و کردار و صفاتش را می شناختی، امّا خدا، خدایی است یگانه، همانگونه که خود توصیف کرد، هیچ کس در مملکت داری او نزاعی ندارد، نابود شدنی نیست و همواره بوده است.»

دلیل فوق ساده ترین و روشن ترین دلیل برای اثبات وحدانیّت خداوند است که نوجوان و جوان به سادگی آن را می فهمد.

5 ـ تشویق به عمل و بندگی

لازمه خداشناسی و قیامت باوری این است که انسان مطیع خدا و مشتاق بندگی او باشد و این امر باید از نوجوانی و جوانی آغاز شود و انسان بر آن تربیت یابد. علی(ع) در این باره می فرماید: «فاذا عرفت ذلک فافعل کما ینبغی لمثلک ان یفعله فی صغر خطره و قلّة مقدرته...؛حال که این حقیقت را دریافتی (و خدا و قیامت را شناختی) در عمل بکوش، آن چنان که همانند تو سزاوار است بکوشد که منزلت آن اندک و توانایی اش ضعیف، و ناتوانی اش بسیار، و اطاعت خدا را مشتاق، و از عذابش ترسان، و از خشم او گریزان است زیرا خدا را جز به نیکوکاری فرمان نداده و جز از زشتی ها نهی نفرموده است».

6ـ ساده بیان کردن مسائل

در تربیت جوان تلاش شود مسائل پیچیده و دور از حس با بیان مثالهای ساده و روشن به آنها منتقل شود و کاملاً به آنها تفهیم شود، علی(ع) به همین مسأله اشاره دارد در ادامه نامه، که می فرماید: «یا بنیّ انّی قد أنبأتک عن الدّنیا و حالها، و زوالها و انتقالها، و أنبأتک عن الآخرة و ما اعدّ لاهلها فیها و ضربت لک فیهما الامثال...؛ ای پسرم! من تو را از دنیا و تحوّلات گوناگونش و نابودی و دست به دست گردیدنش آگاه کردم، و از آخرت و آنچه برای انسانها در آنجا فراهم است اطلاع دادم، و برای هر دو مثال ها زدم، تا پند پذیری، و راه و رسم زندگی بیاموزی، همانا داستان آن کس که دنیا را آموزد، چونان مسافرانی است که در سرمنزلی بی آب و علف و دشوار اقامت دارند و قصد کوچ کردن به سرزمینی را دارند که در آنجا آسایش و رفاه فراهم است پس مشکلات راه را تحمّل می کنند، و جدایی دوستان را می پذیرند، و سختی سفر، و ناگواری غذا رابا جان و دل قبول می کنند، تا به جایگاه وسیع، و منزلگاه آمن و با آرامش قدم بگذارند، و از تمام سختی های طول سفر احساس ناراحتی ندارند و هزینه های مصرف شده را غرامت نمی شمارند، و هیچ چیز برای آنان دوست داشتنی نیست جز آن که به منزل امن، و محل آرامش برسند. و امّا داستان دنیا پرستان همانند گروهی است که از جایگاهی پر از نعمت می خواهند به سرزمین خشک و بی آب و علف کوچ کنند، پس در نظر آنان چیزی ناراحت کننده تر از این نیست که از جایگاه خود جدا می شوند، و ناراحتی را باید تحمل کنند.»(45)

7 ـ تعلیم مکارم اخلاق

پدر فقط مسئول تأمین نفقه فرزند که مربوط به خلق و جسم او می شود نیست بلکه در قبال خلق و اخلاق و تربیت صحیح باطن نیز مسئولیت دارد.

از دیدگاه امیرمؤمنان این مسئولیت در قبال کل خانواده مطرح است نه فقط فرزندان لذا به کمیل بن زیاد نخعی چنین توصیه فرمود: «یا کمیل مر اهلک ان یروحوا فی کسب المکارم و یدلجوا فی حاجة من هو نائمٌ فوالذی وسع سمعه الاصوات، ما من احدٍ اودع قلباً سروراً الّا و خلق اللّه له من ذلک السرور لطفاً...؛(46)ای کمیل! خانواده ات را فرمان ده که روزها در به دست آوردن بزرگواری و مکارم اخلاق، و شب ها در رفع نیاز خفتگان بکوشند، سوگند به خدایی که تمام صداها را می شنود، هر کس دلی را شاد کند، خداوند از آن شادی

لطفی برای او قرار دهد که به هنگام مصیبت چون آب زلالی بر او باریدن گرفته و تلخی مصیبت را بزداید چنان که شتر غریبه را از چراگه دور سازند،(47) اما فرزند خویش را به این اوصاف کریمه دعوت و سفارش نموده تا بخوبی آن اوصاف را دارا شده و بر آن تربیت یابد:

الف: انصاف و دیگران را چون خود پنداشتن

«یا بنیّ اجعل نفسک میزاناً فیما بینک و بین غیرک فاحبب لغیرک ما تحبّ لنفسک، و اکره له ماتکره لها، و لا تظلم کما لا تحبّ ان تظلم و احسن کما تحبّ ان یحسن الیک...؛ای پسرم! نفس خود را میزان خود و دیگران قرار ده، پس آنچه را که برای خود دوست می داری برای دیگران نیز دوست بدار و آنچه را که برای خود نمی پسندی، برای دیگران مپسند. ستم روا مدار آنگونه که دوست نداری به تو ستم شود، نیکو کار باش آنگونه که دوست داری به تو نیکی کنند و آنچه را برای دیگران زشت می داری برای خود نیز زشت بشمار، و چیزی را برای مردم رضایت بده که برای خود می پسندی.»

میزان قرار دادن خود و این که انسان آنچه برای خود ناروا می داند برای دیگران نیز ناروا بداند، و آنچه برای خویش می پسندد برای دیگران بپسندد، از صفات مهم اخلاقی است که جلو خیلی از گناهان را گرفته و عامل زنده شدن برخی اوصاف دیگر نیز می شود، اگر این صفت در فردی باشد از دیگران غیبت نمی کند، به دیگران تهمت نمی زند، آبروی دیگران را نمی برد، دیگران را تحقیر نمی کند، مردم آزاری نمی کند و... چرا که هیچ یک از آن ها را برای خود دوست نمی دارد، و اوصافی چون عدالت ورزی، احسان، خدمتگذاری، انفاق، و...نسبت به دیگران در او زنده می شود چون دوست می دارد این اوصاف در رابطه با او اعمال شود.

ب: هر حرفی نگفتن:

این پدر است که به فرزندان چگونه حرف زدن و درست حرف زدن و با اندیشه سخن گفتن را باید بیاموزد به همین جهت امیر بیان فرمود: «و لا تقل مالاتعلم و ان قل ما تعلم و لاتقل مالاتحبّ ان یقال لک؛ (پسرم) آنچه را نمی دانی نگو(و در امری که تخصص نداری اظهار نظر نکن) گرچه آنچه را می دانی اندک است، آنچه را دوست نداری به تو نسبت دهند، درباره دیگران مگو.»

ج: دوری از خود بزرگ بینی و حرص

از آفت بزرگی که دامن انسان را می گیرد، عجب و غرور و تکبّر و خود بزرگ بینی است، که این ها از نوجوانی و جوانی باید جلوگیری شده و آنچه به وجود آمده از بین برود بهمین جهت علی(ع) فرمود: «و اعلم انّ الاعجاب ضدّ الصّواب و آفة الالباب فاسع فی کدحک ولاتکن خازناً لغیرک، و اذا انت هدیت لقصدک فکن اخشع ماتکون لربّک؛(48) (پسرم) بدان که خود بزرگ بینی و غرور، مخالف راستی، و آفت عقل است، نهایت کوشش را در زندگی داشته باش، و در فکر ذخیره سازی برای دیگران مباش، آنگاه که به راه راست هدایت شدی، در برابر پروردگارت از هر فروتنی خاضع تر باش.»

د: حفظ کرامت انسانی

از مسائلی که سخت تربیت ها را تخریب می کند و خطر ساز است برای جوان از دست دادن شخصیت و کرامت انسانی است، اگر در انسانی این حالت پیدا شود که احساس شخصیت نکند و کرامت خود را از دست رفته بداند به هر کار خطرناکی دست خواهد زد، علی(ع) به خوبی به این مسئله توجّه دارد لذا در تربیت فرزندش سخت به آن سفارش نموده است و فرموده است: «و اکرم نفسک عن کلّ دنیّةٍ و ان ساقتک الی الرّغائب، فانّک لن تعتاض بما تبذل من نفسک عوضاً؛(49) نفس خود را از هرگونه پستی بازدار، هرچند تو را به اهدافت رساند، زیرا نمی توانی به اندازه آبرویی که از دست (و سرمایه عمری که مصرف نموده ای) می دهی بهایی به دست آوری.»

5 ـ حفظ حرّیت انسانی

حفظ کرامت انسانی بدون حرّیت و آزاد بودن از بندگی غیر خدا میسر نیست یک پدر دلسوز، و یک مربی همه جانبه نگر در جهت حفظ کرامت انسانی حرّیت و آزاد منشی و آزادگی را در روحیه تربیت شده خویش تقویت می کند، به این جهت علی(ع) می فرماید: «و لاتکن عبد غیرک و قد جعلک اللّه حرّاً؛برده دیگری مباش که خدا تو را آزاد آفرید.»

پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ

1. محمدی ری شهری، منتخب میزان الحکمه، سید حمید حسینی، قم، دارالحدیث، دوم، 1382 ص 553 ح 6772و درک متقدی هندی، کنزالعمّال، حدیث 45409.

2. منتخب میزان الحکمه، همان ص 553 و نهج البلاغه، ترجمه دشتی ص 724 حکمت 399.

3. صحیفه سجّادیه، فیض الاسلام، ص 170.

4. بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، دارالکتب الاسلامیه، ج16، ص 223 روایت 103 .

5. همان، 22 و منتخب میزان الحکمه، همان ص 234 روایت 2793 و 2794.

6. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه آیت اللّه مرعشی، 1404 ق، ج 12، ص 116.

7. شیخ عباس قمی منتهی الآمال، کتابفروشی اسلامیّه، ص136، و تنقیح المقال، ج 2، ص 128.

8. فساد سلاح تهاجم فرهنگی،سید محمود مدنی بجستانی،قم، جامعه مدرسین، ص 126.

9. سوره نوح، آیه 26 ـ 27.

10. بحارالانوار، همان، ج 103، ص 372 و منتخب میزان الحکمه، ص 234 روایت 2788.

11. همان، ص 234 روایت 2789 و مکارم الاخلاق، ج 1، ص 446، روایت 1534.

12. روزنامه اطلاعات، شماره 10355 و محمد دشتی، مسئولیت تربیت، قم نشر امام علی(ع)، 1368 هـ.ش، ص89.

13. دکتر غیاث الدین جزایری، اعجاز خوراکی ها، تهران، انتشارات کتابهای پرستو، 1345 ش، ص 214.

14. د ـ ک محمد باقر مجلسی، حلیة المتقین، تهران، کتابفروشی، چاپ افست، ص 69 فصل 3ـ 5.

15. صدوق، التوحید، قم مؤسسة النشر الاسلامی، باب 58، ص 356.

16. بحارالانوار، مؤسسه الوفاء، ح 63، ص 176.

17. شیخ عباس قمی، سفینة البحار، دارالاسوة، دوم، 1416 ق، ج 7، ص 570.

18. منتخب میزان الحکمه، همان، ص 552، و کنزالعمال، حدیث 45439.

19. میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، تهران مکتبه اسلامیه، ج 2، ص 620.

20. فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س)، محمد دشتی، قم، انتشارات مشهور، اوّل 1380، ص 135 ـ 136.

21. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، تهران دارالکتب الاسلامیه، ج 6، ص 44.

22. همان.

23. صدوق، علل الشرایع، قم، دارالعلم، ج 1، ص 76، التوحید، ص 331 و حر عاملی، اثبات الوصیّه، ج 1، ص 49.

24. کافی، همان، ج 6، ص 49.

25. همان، ص 50.

26. همان، ص 49 و وسائل الشیعه، همان، ج 15، ص 194.

27. کافی، همان، ص 70.

28. بحارالانوار، ج 45، ص 190 حدیث 36 و ج 43، ص 309، و احقاق الحق، ج 1، ص 654، فرهنگ سخنان فاطمه، ص 53.

29. منتخب میزان الحکمه، ص 553 و کنزالعمال، روایت 45338.

30. وسائل الشیعه، همان، ج15، ص 194.

31. همان، ج 15، ص 194، و کافی، ج 6، ص 46.

32. منتخب میزان الحکمه، ص 553 و کنزالعمال، 45953.

33. همان، حدیث 45410 و منتخب میزان الحکمه، ص 553 روایت 6773.

34. همان، ص 553 و وسائل الشیعه، ج 12، ص 247 روایت 13.

35. سوره نور، آیه 58.

36. سفینة البحار، ج 2، ص 686.

37. فروع کافی، همان، ج 6، ص 49، حدیث 3.

38. منتخب میزان الحکمه، ص 553، و غررالحکم، ح 6305.

39. بحار، ج 23، ص 259، تفسیر امام حسن عسکری، ص330، و فرهنگ سخنان فاطمه، همان، ص 22.

40. نهج البلاغه، محمد دشتی، نامه 31، ص 518.

41. همان، ص 522.

42. روضة المتقین، ج 6، 651.

43. نهج البلاغه، ص 522.

44. همان، ص 523 ـ 524.

45. همان، ص 521.

46. همان، ص 526.

47. همان، ص 682، حکمت 257.

48. همان، ص 526.

49. همان، ص 532.

غزال  با وفا  , rojan_rojin2020
غزال با وفا - 13:43 1391/03/4
996

داماد ما قهر است با مامانم اینها

مدت: دوسال ، علت : دخالت های بی جا

مامان ما اهل دخا لت نیست اصلا ً

ور می زند دامادمان این اصغر آقا

ویروس مادر زن ستیزی دارد ایشان

بیماریی مسری، شبیه آنفولانزا

مامان ما خیلی ردیف و با کلاس است

با نطق هایی واقعاً بسیار شیوا


قند تمام اهل خانه رفته بالا

زیرا که شیرین است حرفش چون مربا

نیش و کنایاتش همه از روی عشق است

دارد صفایی در بیان طعنه حتی

می گوید او از روی دلسوزی، نه چیزی

هر نطق و هر فرمایش و هرایده ای را

ایشان به عنوان مثا ل ، آن هم مود ب

می گوید:«ای داماد بی سود و مزایا

کاشانه ات مانند سمساری است ، ای وای

این چیزهای کهنه آخر چیست اینجا

پاشو برو یک توک پا تا مبل سازی

قسطی بخر یک دست مبل شیک و زیبا

ماشین تو چیزی به غیر از یک لگن نیست

باید که باشی در نخ یک ماکسیما

آپارتمانت هم که مثل لانه مرغ است

پس زودتر تبدیل کن آن را به ویلا

هرچند داری کار و باری در اداره

در فکر شغل دومی هم باش اما

چون مرد بی پول از نگاه خانواده

فرقی ندارد با مترسک های صحرا

خیر و صلاحت را فقط می خواهم ای مرد

من نیستم اهل دخالت های بی جا»

حالا قضاوت با شما اینها فضولی است

داماد تا این حد نمک نشناس آیا

مصطفی مشایخی


غزال  با وفا  , rojan_rojin2020
غزال با وفا - 16:22 1391/02/18
995
قایقی خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاك غریب
كه در آن هیچ‌كسی نیست كه در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار كند.

قایق از تور تهی
و دل از آرزوی مروارید،
هم‌چنان خواهم راند.
نه به آبی‌ها دل خواهم بست
نه به دریا-پریانی كه سر از خاك به در می‌آرند
و در آن تابش تنهایی ماهی‌گیران
می‌فشانند فسون از سر گیسوهاشان.

هم‌چنان خواهم راند.
هم‌چنان خواهم خواند:
"دور باید شد، دور."
مرد آن شهر اساطیر نداشت.
زن آن شهر به سرشاری یك خوشه انگور نبود.

هیچ آیینه تالاری، سرخوشی‌ها را تكرار نكرد.
چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود.
دور باید شد، دور.
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره‌هاست."

هم‌چنان خواهم خواند.
هم‌چنان خواهم راند.

پشت دریاها شهری است
كه در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است.
بام‌ها جای كبوترهایی است كه به فواره هوش بشری می‌نگرند.
دست هر كودك ده ساله شهر، خانه معرفتی است.
مردم شهر به یك چینه چنان می‌نگرند
كه به یك شعله، به یك خواب لطیف.
خاك، موسیقی احساس تو را می‌شنود
و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد.

پشت دریاها شهری است
كه در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است.
شاعران وارث آب و خرد و روشنی‌اند.

پشت دریاها شهری است!
قایقی باید ساخت.
غزال  با وفا  , rojan_rojin2020
غزال با وفا - 16:17 1391/02/18
994

pic (54).jpg

تو را حس میکنم هر دم ...

 

                     که با چشمان زیبایت مرا دیوانه ام کردی ...

 

                                                                 من از شوق تماشایت ...

 

 نگاه از تو نمیگیرم ....

 

                                       تو زیباتر نگاهم میکنی اینبار ....

 

 ولی ...

 

                        افسوس ...

 

                                                       این رویاست ....

 

 تمام آنچه حس کردم ، تمام آنچه میدیدم ....

 

                                              تو با من مهربان بودی ...

 

 و این رویا چه زیبا بود ....

 

 ولی ....

 

                             افسوس ....

 

                                                                 که رویا بود ....

i-love-you13.jpg

غزال  با وفا  , rojan_rojin2020
غزال با وفا - 15:00 1391/02/14
993

 

بچه یه اصفهانی شکم درد می گیره میبرنش بیمارستان دکتره بعد از عمل از اتاق عمل میاد بیرون، میگه: عمل با موفقیت انجام شد و ما این سکه 5 ریالی رو از شکم بچه در آوردیم. اصفهانیه میره جلو میگه آقای دکتر اول 5 ریال ما رو بدین حسابمون با هم قاطی نشه

غزال  با وفا  , rojan_rojin2020
غزال با وفا - 14:58 1391/02/14
992
میگن توی اصفهان همه کاندیدها برای اینکه صرفه جویی کنن پوستر تبلیغاتی چاپ نکرده بودن بجاش هر روز از یه درختی آویزون می شدن !!
غزال  با وفا  , rojan_rojin2020
غزال با وفا - 14:56 1391/02/14
991

آدمك آخر دنیاست بخند ... آدمك مرگ همین جاست بخند
دست خطی كه تورا عاشق كرد ... شوخی كاغذی ماست بخند
آدمك خر نشوی گریه كنی ... دنیا سراسر سراب است بخند
آن خدایی كه بزرگش خواندی ... به خدا مثل تو تنهاست بخند
*
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.