userinfo close

  ,

کتب مقدس


holybooks

تاسیس: 26 اسفند 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: ادوارد میکاییلیان - معاونان
آغاز سال 1386 خورشیدی را به تمامی اعضای محترم تبریک می گوییم . انگیزه واقعی از بوجود آمدن این کلوب ادامه »
آغاز سال 1386 خورشیدی را به تمامی اعضای محترم تبریک می گوییم .
انگیزه واقعی از بوجود آمدن این کلوب ، جدال و بحث روی حقانیت و مزیت و رجحان ادیان بر یکدیگر نیست . بلکه این کلوب مکانی ست برای ملاقات جریانهای معنوی با یکدیگر و گفتگو و شناخت همراه با پذ
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
17
84
90/11/29 (17:32)
60
230
89/7/3 (12:32)
6
124
89/2/31 (23:27)
2
26
85/7/24 (21:37)
5
8
90/10/22 (20:33)
2
29
90/1/25 (14:36)
24
103
89/8/5 (19:27)
0
20
88/1/1 (19:12)
3
11
87/4/20 (05:35)
0
38
86/1/17 (10:29)
0
41
86/1/13 (10:06)
3
101
85/11/11 (03:22)
10
96
85/9/11 (08:59)
8
176
85/9/10 (21:50)
10
53
85/7/23 (05:37)
13
46
85/6/25 (22:49)
29
60
85/6/24 (20:01)
2
14
85/5/27 (10:27)
7
20
85/5/9 (20:06)
0
15
85/4/15 (04:02)

عنوان بحث

امید آخر , narsis51
امید آخر - 19:21 1390/10/22

کتاب مرگ تبّتی ها ( باردو تدول )

سیری در کتاب مرگ تبتی ها
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
امید آخر , narsis51
امید آخر - 20:33 1390/10/22
5
ایمان در دومین مرحله پس از مرگ 
در این دومین مرحله پس از مرگ، عاملى جدید به نام ایمان مطرح مى شود. اقتضاى لحظه مرگ، اعترافى خالص و از سر آگاهى به بودا سرشتى بود، اما در دومین مرحله خاصه اى به نام ایمان، فرصت هایى را براى رهایى عرضه مى دارد. شعور مى تواند با سرسپردگى عاشقانه به صور الوهى بودا که جلوه نموده اند، باز هم با استمداد از لطف آنان به روشن شدگى دست یابد. این بوداهاى عطوف و مهربان در این دومین باردو، یکى پس از دیگرى پیش مى آیند و رهایى را عرضه مى کنند. شعور مى تواند با نگاه کردن به «رشحات نور رحمت» و از راه ایمان با این بوداها درهم آمیزد. این صور الوهى بودا، گرچه در شعور احساس آزادى بخش سرسپردگى و عشق را بیدار مى کردند، با وجود این، توضیحى که در مورد خود آنها ارائه مى شد این بود که اینها صورت هایى روحانى اند که نمودى مجدد از شعور خود شخص است. بوداهاى مهربانى که جلوه مى کردند، همه نمودهاى مجددى از قلب شخص بودند، تجلیاتى از لطف عاشقانه که مى شد مورد تصدیق و پذیرش قرار گیرد. اما این صور بوداگون، على رغم تمام بزرگى و شکوهشان، توهماتند و نمودهاى دوباره شعور؛ باردو تدول، مکرر در مکرر اندرز مى دهد که «آنها را خود بدان». به مانند سرشت بوداکه در لحظه مرگ دیده مى شد، صور روحانى بودا نیز با جوهره خالص شعور یکى بودند. شعور با تصدیق به خود در صور بودا، از تولد دوباره رهایى مى یافت. باردوى دوم از راه ایمان، دل بستگى و یا عشقى که متوجه صور بودا مى شد، فرصت هایى بسیار براى تحصیل رهایى فراهم مى آورد. افسوس که بیش تر افراد از یکى دانستن خود با صور بودا در مى مانند. در هر یک از جلوه هاى یک بوداى مهربان، شعور از شکوهى که از خود اوست عقب مى نشیند. شعور که هنوز به یک هویت شخصى خودمدارانه پیوسته است، نمى تواند دریابد که او خود یک جلوه رئوف بودایى است که نجات از چرخه تولد دوباره را به خود عرضه مى دارد. 
امید آخر , narsis51
امید آخر - 20:31 1390/10/22
4
کونید باردو 
در چهارمین روز پس از جدایى از بدن، وقتى شعور از بهت و حیرت خود که «چه رخ داده؟» بدر آید، به دومین مرحله خود در آخرت وارد مى شود. 
کونیدباردو در اطراف بدن اندیشمند، که اینک شعور درون آن جاى گرفته، مى چرخد و مى پیچد. قبل از آن که شخص بتواند احساسى از جهت داشته باشد، صورت هاى الوهى بودا از تمام جهات بر او ظاهر مى شوند. بوداهاى شکوهمند و مهربان از غرب و شرق، و شمال و جنوب و مرکز ظهور مى یابند. در هر یک از این ظهورها، شخص فرصتى مى یابد تا کسب رهایى کند. شخص مى تواند با صورى که بر اوظاهر مى شود درهم آمیزد و بدین سان از تولد دوباره رهایى یابد. اما در همان حال که صور بودا جلوه مى کنند، نورهاى رنگین و تیره که سمبل جهان هاى شش گانه خواهش ها هستند ـ که شخص ممکن است در آن تولدى دوباره یابد، ـ نیز جلوه گرى مى کنند و شعور را وسوسه و اغوا مى نمایند که به تولدى دیگر بازگردد. نور سفید بهشت ها، نور خاکسترى و دودى رنگ جهنم ها، نور قرمز اشباح، نور سبز شیاطین، نور آبى رنگ عالم حیوانات و نور زرد رنگ جهان انسان، این شش نور رنگین از «لوکه هاى» تولد دوباره آمده اند و باز به همان جا برمى گردند. شعور اگر به این نورها جذب شود، چرخش آن به گرد چرخه دردهاى انسانى ادامه خواهد یافت، از این رو کتاب باردو تدول شخص را ترغیب مى کند که به نورهاى جذاب و رنگارنگ «لوکه ها» بى اعتنا باشد. شعور مى باید بر درخشش رنگین کمانى صورت هاى بودا که در دومین باردو جلوه نموده اند، تمرکز نموده و بدین سان در مقابل کشش به سمت این نورها مقاومت نماید. 
امید آخر , narsis51
امید آخر - 20:30 1390/10/22
3
مرحله اول چیکی باردو

اولین فرصت برای رهایی در مرحله نخست به نام چیکی باردو فراهم می آمد.
 شعور به هنگام روبه رو شدن با نور و صدای خالص و بی تمایز سرشت الهی می تواند با روشن شدگی خود درهم آمیزد و کسب رهایی نماید. 
از نظر بوداییان تبّت سرشت بودا که روبه رو شدن با آن در اولین باردو صورت می گیرد، بدن روحانی و نامقید بوداست.

در اندیشه ی فرقی بودایی «مهیانه» جسم روحانی بودا، یکی از سه جسم بوداست. در عبورِ شعور از جهان مرگ، هر مرحله با یکی از ین سه جسم بودا یکی می شود: 
جسمِ روحانی خالی از شکل ، جسم روحانی داری شکل، جسم جسمانی داری شکل
بدن روحانی و بی شکل بودا  بدون حدّ است و خالی از همه ی حالاتی که بر اشیاء زمانی و مکانی عارض می شوند. نور و صدای خالص اولین باردو، رمزی است از این بدن ازلی، خالی از شکل و روحانی . 
فرد بایستی این بدن روحانی و بی شکل بودا را که ماهیت بودا یا ذات بودا هم نامیده می شود، با خود یکی بداند،
 از آن جا که شعور نیز در اولین مرحله ی مرگ، فاقد شکل است، این فرصت را دارد تا با بدن بی شکل و روحانی بودا درهم آمیزد.

این مسأله که این تجربه به شکل یک تجربه غیرحسی شگرف از نور و صدا به رمز درمیاید، امری معنادار است. 
در ادراک حسی مرسوم، نور را دیده و صدا را می شنویم. دیدنی ها و شنیدنی ها از هم جدایند، 
ولی تصور آنها این بود که شعور در رویارویی با سرشت بودا، نوری شگرف را تجربه می کند که صدا یی به مانند هزار تندر دارد و صدیی را تجربه می کند که درخشان است.
 در روان شناسی ادراک، تجربه ی دیدن صداها و شنیدن نورها را سینس سیا  می نامند.  هر چند این تجربه ها نامتعارفند، اما تجربه مرگ هم ممکن است همین گونه باشد و کتاب «باردو تدول» وقتی می خواهد این تجربه
امید آخر , narsis51
امید آخر - 19:41 1390/10/22
2
 بوداییان تبت نیز بری عبور آگاهی از مرحله مرگ به تولد دوباره یک دوره ی میانی را تصور می نمودند. گمان می شد که در طی این مدت، آگاهی از یک منطقه ای شگفتِ پر از نورها، صداها و منظره های خیره کننده و ترس های وحشت آور سفر کند. آگاهی که بر امواجی  که در زمان حیات در حرکت بوده اند سوار است، توسط مناظر جذاب و در عین حال نفرت آور و ترسناکِ آن جهان روبرو میشود . 
 طوفان هی کارمه، آگاهی را به این طرف و آن طرف می کوبند تا آن که در نهایت در رحم یک جسم جدید منحل به ناآگاهی می شود.
باردو تدول در درجه اول یک کتاب شعائر و مناسک بود که روحانیان بودایی تبت آن را در مراسمی به کار می بردند که متوفی را کمک می کرد در زمان عبور از مرحله مرگ به رهایی با نیروانه دست یابد.
 
باردو تدول تصویرسازی را جهان پس از مرگ است برای انس گرفتن آگاهی با آنچه پیش رو دارد. 
همه ی اموری را که انتظار می رود برای شعور پس از جدا شدن از بدن اتفاق افتد حکایت می کند. تصوّر بر آن بود که ین سفر را سه مرحله است:
1ـ لحظه مرگ
 2ـ مرحله میانی توهم و پندار
3ـ فریند تولد دوباره. 
این مراحلِ پس از مرگ، هر یک واقعیت ویژه ی هستند به نام «باردو» 
 که شعور از راه آن عبور می کند.
بوداییان تبت، واژه ی باردو را بری حالاتی از ادراک به کار می بردند که غیر از آن واقعیتی باشد که برای آگاهی بیدار معمولی دست می دهد. 
در جریان یک زندگی جسمانی سه باردو تجربه می شود: یکی در رحم، دیگری در رؤیا و دیگری در تأمل. شعوری هم که از جسم یا متوفی جدا شده است از سه بخش واقعیت (باردو) سفر می کند : یکی در لحظه مرگ، 
دیگری در مرحله میانی توهمات و یکی هم در فرایند مردن بری تولد مجدد.

شعور پس از مرگ از هر سه مرحله عبور می کند، ولی در هر مرحله از آن می خواهند که هر چه را می بیند و یا می شنود، بازتاب خود بداند. وقتی شعور با نور و صدای ذات الهی در  لحظه ی مرگ رو در رو می شود، 
به او می گویند «آن را خود بدان». 
هنگامی که شعور در مرحلی میانی توهمات، به بوداهای مهربان یا غضبناک برمی خورد می گویند: «آنان را خودت بدان». 
حتی آن هنگام که مورد داوری و مکافات قرار می گیرد و در نهیت مجبورش می کنند که به جسمی دیگر بازگردد به او سفارش می کنند که تصدیق کند که تمام این فرآیند بازتابی از خود او است. به شعور می گویند: «آن را خود بدان»، اما شعور که از آزمون های اعتراف و تصدیق ناکام بیرون میاید، در چرخه ی تولد دوباره گرفتار می شود. 

امید آخر , narsis51
امید آخر - 19:29 1390/10/22
1
بوداییان تبّت را گمان بر آن است که جدا شدن آگاهی از بدن، به هنگام مرگ، چهار روز به دراز می کشد. ولی یک روحانی بودیی که جدا کننده آگاهی شناخته می شود، می تواند به ین فرآیند کمک کند. 
روحانی مذکور روی حصیری بر بالین شخصی که رو به مرگ است می نشیند و شعور را به خارج شدن از بدن راهنمایی می کند. و در واقع مراسم و آئینی که اجرا میشود برای این است که آن روحانی در سفرِ شعور به جهانی دیگر همراه او باشد،  روحانی یاد شده در میان بوی بخورها، روشنایی شمع ها، طنین نافذ سرودهای راهبان، به تلقین تعالیمی می پردازد که شعور را در رو به رو شدن با جهانِ مرگ کمک می کند.

تعلیماتی که در گوش محتضر تلقین می شود و تعلیماتی که به وی ارائه می شود، گرفته شده از کتابی به نام «کتاب مردگان تبّتی» است. بوداییانِ تبّت، این متن را در باردو تدول  می نامیدند که می توان چنین ترجمه اش کرد: 
رهایی در جهان دیگر از راه گوش کردن
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.