userinfo close

  ,

هیپنوتیزم


hipnotizme1

تاسیس: 27 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر غمگین - معاونان
سئولات خود را با معاون كلوب مطرح كنید .
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
16
179
91/2/10 (10:18)
2
27
91/1/17 (22:35)
0
0
90/11/26 (06:35)
0
1
90/9/4 (11:00)
0
11
90/8/24 (12:17)
0
19
90/7/7 (11:59)
1
21
90/6/22 (00:37)
0
27
90/6/2 (14:36)
0
15
90/5/10 (14:57)
3
59
90/5/1 (14:56)
0
53
90/4/26 (03:32)
0
7
90/4/26 (03:30)
0
32
90/4/24 (05:36)
0
16
90/4/24 (05:36)
0
10
90/4/24 (05:36)
0
12
90/4/24 (05:30)
0
51
90/3/20 (05:39)
0
38
90/3/20 (05:29)
3
74
90/3/14 (19:33)
2
62
90/3/14 (19:30)

عنوان بحث

سعید  , saeed_khassaf
سعید - 07:18 1385/02/18

حیات بعد از مرگ چگونه خواهد بود ( صد در صد واقعی)

حیات بعد از مرگ چگونه خواهد بود ( صد در صد واقعی) با من در تماس باشید 09131622135

اگر خواستید به یقین برسید حتما كتاب (استادان بسیار زندگی های بسیار)

را كه نویسنده آن آقای دكتر برایان ال.وایس است را مطالعه نمائید

سوالی بود در خدمتم به من دعا خواهید نمود كه راز زندگی انسان را

برایتان فاش نموده ام . حتما به من زنگ بزنید
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
محمد خلجی , mohammadkhalaji
محمد خلجی - 10:18 1391/02/10
16
دوست عزیز مطلبی که ارسال کرده اید بسیار در خور تفکر است.

همانطور که در پیام خصوصی برایتان نوشتم ، زندگی ، جاودانگی و حیات پس از مرگ از مهمترین معقولاتی بوده است که همواره ذهن  انسان اندیشمند را به خود مشغول کرده است .

 کما اینکه با مطالعه ادیان مختلف ، پدیدارمان می شود که ادیان ابراهیمی ( صاحب کتاب، مثل : اسلام ، یهود ؛ مسیحیت ) همواره کوشیده اند از جهان بعد از مرگ بعدی متا فیزیکی و رویایی بسازند و علارغم تمام تلاش هایی که برای توصیف این جهان و چگونگی انتقال انسان به جهان دیگر ( مرگ) داشته اند ، طرفداران این ادیان از این حیث دلمشغولیهای فراوانتری نسبت به سایرین دارند و این خود به صورت ترس افراطی از مرگ ، کابوس های مرتبط با ان ، رفتار های افراطی و بعظا بر خلاف روال طبیعت و واقعیت به منظور تسکین این ترس و  در  این عده بسیار بیشتر از سایر مذاهب دیده می شود.

گویی این ادیان به مانند ماده ای قابل اشتعال و به منظور فرو نشاندن اتش جاودانگی انسان به کار رفته اند.

ولی در مورد ایین های شرقی ، قضیه به کلی متفاوت است ، همانطور که ماهیت به وجود امدن این مکاتب هم کاملا با ادیان ابراهیمی متفاوت است.

در این ادیان ( ادیان شرقی مانند : بودا ، کریشنا ، میترا) بنا بر هم خوانی و تعادل است و همگی بر یک اصل قرار دارد " هر چیزی طبیعی و منطبق بر طبیعت باشد ، حقیقت دارد و لا غیر " .

و همانطور که برای زیست طبیعت دوره هایی هست و از پس هر خزانی بهاری خواهد امد ، این ادیان اینگونه بیان می دارند که انسان نیز جزعی از طبیعت است و این به واقع گفته ی بسیار درستی است.

واگر در این معقوله نیک بیندیشیم خواهیم دید که راهگشایی برای ارامش است و این همان ابی است که بر اتش جاودانگی انسان ریخته شده است.

به کریشنا و بودا بیندیشید ، هر دو انسان هایی معمولی بودند ، هیچ گاه خود را پیامبر نخواندند ، هیچ گاه اصرار نکردند کسی وارد مکتبشان شود ، کل تاریخ را که به خوانید هیچ جا جنگی برای گسترش این ایین اتفاق نیفتاده .

و اکنون در غرب ، همین ایین است که بسیار در حال نفوذ است ، و حتی همین ایین است که مورد تایید روانشناسان و روانکاوان است به این خاطر که اساسی انسانی و خرد مندانه دارد.

دوستی در پاسخی که ارسال کرده بود گفته بود اگر تناسخ را بپذیریم دیگر پشتوانه ای برای خوب زیستن و بدی نکردن وجود ندارد .
به واقع این دوستمان به این نکته خوب نیاندیشیده که که اساسا وقتی می توانی باعث رشد و تعالی کسی بشوی که بتوانی امنیتش را تضمین کنی .
یعنی مثلا اگر به کسی بگویی که تو روزی خواهی مرد و در مورد بلایی که بعد از مرگ به سرش می اید ، انواع و اقسام تخیلات و توهمات را برای ترساندن و یا بشارت دادنش بکار ببری .

و بعد یک چک لیست از اعمال خوب و یک چک لیست از اعمال بد به دستش بدهی و بگویی ، خوب دیگر با خودت است یا کارهای خوب را انجام می دهی و به بهشت می روی و یا کار های بد را انجام می دهی و در اتش سوزان خواهی افتاد.
 
در اینجا علارقم خواستت باعث رشد او نشدی و به او امنیت ندادی ، بلکه او را نا امن کردی ، و کسی که احساس نا امنی کند نمی تواند با کائنات و طبیعت رابطه صحیحی بر قرار کند.

ولی در ایین بودا قضیه فرق دارد ، اصلا تو قرار نیست بمیری ، همانطور که همیشه می خواستی همواره زنده خواهی بود ، اگر دوست داری پیشرفت کنی ، اگر می خواهی به حقیقت پی ببری ، اگر می خواهی کامل شوی ، تا ابد وقت خواهی داشت .

و این اطمینانیست که سبب می شود فرد رشد کند و این نگاهی است که به انسان صبر کردن و مهربان بودن را می اموزد ، و البته تفکر را.
سعید باقرزاده , tanhasaedtanha
سعید باقرزاده - 19:42 1390/04/31
15

من احساس میکنم شما به خاطره این شماهتونو نوشتین و سعی دارین بازار گرمی کنید که شاید از توش یکی هم دختر باشه البته قصد توهین ندارم

قران که الان دست من و شماست معنی فارسی داره و بسته به ذهن کسی هست که اونو ترجمه کرده تو همه جای قران نوشته تو همه جای احادیث میشه شنید که میگه شما یک بار به دنیا اومدین و یک بار از دنیا خواهید رفت پس دیگه لزومی نداره از یک ایه برداشت بد بکنیم

امام جعفر صادق به صراحت گفته : کسی که به زندگی دوباره یا به قولی به این مباحث اعتقاد داشته باشه از اسلام خارج شده

قصد توهین به کسی رو ندارم ولی لطفا منطقی باشین اگه من و شما بمیریم و دوباره زنده بشیم اگه تو دنیای قبل ادم بدی باشیم و الان خوب حساب بدی هامون چی میشه حساب خوبی هامون چی؟

اگه هر کس یک بار بمیره دوباره زنده بشه پس دیگه چرا میمیره

حدیث یا ایه ی مربوطش یادم نیست ولی معنیش این میشه که هر چه التماس هم کنین فرصت دوباره برای زندگی مجدد و جبران به شما داده نمیشه

محقق پژوهشگر که فکر نکنم از خدا و پیغمبر بیشتر بدونه

این نظریه ای که الان بحثش شده 50 سال پیش رد شد

 

 

 

 

 

 

بهزاد فروزش , behzad002
بهزاد فروزش - 12:54 1389/10/20
14
ba salam pishnad mishavad ketab ensan roh ast na jasd vaketabhay ekenkar az paltuichel manande danadan babr ,kelid jahanhay asrar va .....ra agar motale nakardid motale farmaiid .man az yek mored tansokh dar hypnotism be vasile khodam film gereftam az roh ehzar shode emza gereftam.
حمید رضا , hamidm83
حمید رضا - 11:38 1389/06/19
13

اعتقاد به تناسخ(زندگی مجدد در جسم دیگر بعد از مرگ) کاملا شیطانی هستش-حتی اگر با هیپنوتیزم نمونه ای باشه - یا مثل جلسات احظار ارواح که دقیفا شیطان به جای روح خودش را به شما ظاهر میکنه!!! که نمونه اثباتش تو کتابهایی مثل (عالم عجیب اواح-نویسنده:سید حسن ابطحی) هست:

پرجنجال‏ترین بحثهائى كه مربوط به روح است مسأله‏ى زندگى روح در عالم قبل از این عالم است و به نظر من روح در عالمى قبل از این عالم بوده و زندگى مى‏كرده است.
زیرا جمعى از فلاسفه و دانشمندان علم‏الرّوح كه متوجّه زندگى روح در عالم قبل از این عالم شده‏اند، معتقد به «تناسخ» گردیده و مى‏گویند: روح انسان در عوالم قبل با جسدهاى مختلف به دنیا آمده و از دنیا رفته و مكرّر این برنامه را ادامه داده تا به كمال رسیده و سپس آزاد گردیده است.
آنها براى این ادّعاء خود هیچ دلیلى جز آنچه به وسیله‏ى خوابهاى مغناطیسى (مانیه‏تیزم) به دست آورده‏اند (كه آن هم قابل خدشه است) چیز دیگرى ندارند و حال آنكه این ادّعاء بزرگ باید بیشتر از اینها مستدلّ و مستحكم باشد.
در اسلام از «عالم ارواح» كه مدّتش دو هزار سال بوده بسیار نام برده شده و نیز عالم دیگرى را ذكر كرده كه نامش را «عالم ذر» گذاشته و خداى تعالى عهدها و میثاقهائى از ارواح در آن عالم براى اعتقادات صحیح و انجام كارهاى خوب گرفته استو ترتیب این عوالم طبق آنچه از روایات و گفته‏هاى فِرَق مختلف مسلمین (سنّى و شیعه) استنباط شده چنین است:
خداى تعالى روح انسانها را به تعداد فرزندان حضرت «آدم» تا روز قیامت بدون هیچ تعلّقى به چیزى و شكلى خلق كرده و پس از دو هزار سال براى آن ارواح بدنهاى كوچكى به مانند ذرّات بسیار ریز و دقیق ولى به شكل همین بدنهاى دنیائى خلق فرموده و آن ارواح را در آن بدنها قرار داده كه نام عالم اوّل را «عالم ارواح» گذارده و نام عالم دوّم را «عالم ذر» و «عالم میثاق» معرّفى فرموده است.
«فخر رازى» در تفسیر «كبیر» ذیل آیه‏ى 173 سوره‏ى اعراف روایات متعدّدى با سند صحیح (از نظر خودش) از «رسول اكرم» (صلى اللّه علیه و آله) نقل كرده كه خداى تعالى وقتى حضرت «آدم» را خلق فرمود پشت او را مسح كرد، آنگاه تمام ذرّیه‏اش تا روز قیامت به صورت ذرّاتى از پشت او بیرون آمدند.
مرحوم «مجلسى» در كتاب «توحید» باب یازده و كتاب «ایمان و كفر» باب سوّم از كتاب بحارالانوار و صاحب كتاب تفسیر «نورالثّقلین» و تفسیر «برهان» در ذیل آیه‏ى 173 سوره‏ى اعراف دهها روایت كه معناى بالا را تحقّق مى‏بخشد نقل كرده‏اند.
طبق آنچه از آن روایات به دست مى‏آید و اعتقاد جمع زیادى از علماء شیعه و سنّى مى‏باشد این است كه خداى تعالى ارواح انسانها را دو هزار سال قبل از خلقت ابدان ذرّه‏اى كه بعدها در «عالم ذر» بوده‏اند خلق فرموده و وقتى خداى تعالى حضرت «آدم» را خلق كرد (و یا قبل از آن) بدن ذرّه‏اى انسان را با همین قیافه كه امروز در دنیا دارد ولى بسیار كوچك خلق فرموده و از آن وقت به بعد آن روح با این بدن ذرّه‏اى در «عالم ذر» زندگى مى‏كرده آنچنان كه ما امروز با این بدن عالم دنیائى زندگى مى‏كنیم، آنها در آن عالم با هم معاشرت داشته‏اند آن چنانكه ما امروز با هم معاشرت داریم.
آنها آن روز اختیار داشته‏اند آن چنانكه امروز ما اختیار انتخاب راه مورد علاقه‏مان را داریم و بالأخره آنها با همین كیفیّتى كه امروز ما زندگى مى‏كنیم زندگى مى‏كرده و با یكدیگر معاشرت مى‏نموده‏اند.
و ضمنا از آیات و روایات فوق‏الذّكر استفاده مى‏شود كه روح انسانها در عالم قبل از این عالم با افراد و كسانى كه برخورد كرده‏اند در این عالم با آنها انس دارند اگر چه خودشان فراموش كرده باشند كه آنها را كجا و چه نحو دیده‏اند.
مرحوم شیخ «صدوق» رحمه‏اللّه علیه در كتاب اعتقاداتش مى‏گوید: «امام صادق» (علیه السّلام) فرمود: خداى تعالى بین ارواح قبل از آنكه بدنهایشان را خلق كند برادرى ایجاد كرده است.

و
«پیغمبر اسلام» (صلى اللّه علیه و آله) فرموده: روحها در عالم قبل از این عالم دسته دسته با هم آشنا بودند لذا در این دنیا افراد از هر دسته‏اى وقتى یكدیگر را مى‏بینند با هم انس مى‏گیرند و اگر در آن عالم یكدیگر را ندیده باشند همدیگر را نمى‏شناسند.



برگرفته از كتاب عالم عجیب ارواح ، تالیف دكتر سید حسن ابطحی
سایت دانلود این کتاب و کتابهای دیگر ایشان:
http://abtahibook.blogfa.com

صابر صابری , azad251
صابر صابری - 07:41 1389/06/2
12
كجائی محقق 3ساله بی خبررفتی ازكتاب دلیل بیاری:-
تجارت زمان , yaghoob_karampour
تجارت زمان - 02:10 1388/07/2
11
سلام . من قصد توهین ندارم ولی یه کم بیشتر فکر کنید.برای انسان از قبل زندگی وجو د نداره اگه داره شما بفرمایید دلیل و حکمت ان چیست که بعد از تولد انسان هیچچی نمیدونه و هیچ تجربه ای که باعث کمال در زندگیش بشه.ایه بیست و هشت بقره تناسخ رو رد میکنه.بخون.سیر قهقرایی در حیطه نا خوداگاهه و هم سوژه ها در وحدت قوه خیالیه به ذکر زندگی گذشته توهمیشان میپردازند.یعنی انرا میسازند.اگه قبل از تولد زندگی هست پس تو ناخوداگاه ضبط شده واگر ناخوداگاه تجربه ای از قبل داشته باشه واکنش باید بده استرس  ارامشی همچنانکه شما اگه تصادفی در گذشته داشته باشید از دیدن صحنه های تصادف باید ناراحت بشید و تداعی باید بشه در حالی که هیچ نوزاد یا بچه  ای اگه تو زندگی حالش تجربه نداشته باشه خالی از تداعیه. اگه در حیطه ناخوداگاه نیست پش ذهن باید از جسم  دربیاد تا به فرکانس گذشته برسه ودر این حال باید سوژه ترک جسم کنه که این با هیپنوز ممکن نیست وهیچ کس نمیتونه با هیپنوز جسمش رو  کنه چون مجبوره برای ادامه هیپنوز کلام هیپنوتیزور رو بشنوه و به مرگ مصنوعی نمیرسه تا ترک کنه.خضعبلاتی که فرمودید به درد توهم خودتان و تابعان متوهم خودتان خواهد خورد.امیدوارم حرفهام مشکاتی باشد در شب تاریکی که قدم میزنیداگر به تناسخ معتقد باشیم معاد امری پوچ خواهد بود و عقاب و عتاب.واین خارج از عدله و کفر.کارما مفهومش رو از دست میده.پیامبران دلیل وجودی ندارند .والبته اگر هنجار یا حالتی در انسان شکل صفت پیدا کنه بعد از مرگ از بین نمیره حتی اگه تناسخ رو درست فرض کنیم  وانسانها بعد از تولد دوباره باز به تکرار همان  اوصاف میپردازند پس چگونه زندگی دوباره انسان دلیل تعالی می یابد  اگه راست میگی یکی از عادتها تو ترک کن.الان.
پروانه ا , kimia56
پروانه ا - 10:45 1388/06/1
10

وبلاگی در مورد دوستی با خدا:

خدایا همیشه با ما بمان:rahro56.blogfa.com

   

بهرام رایی , modernboy2009
بهرام رایی - 01:42 1388/05/25
9

salam

saeed jan age khodet maniye shere bani adam azaye yekdigarand ro dark kardi pas razeto haminja begu ma ham befahmim dige

albate sue tafahom nashe vali bad mashkook mizani

mikhay mokh bezani? age kesi harfato bavar kone hagheshe be on saadati ke to migi berese

راحله رستگار , rahiiilll
راحله رستگار - 07:36 1385/03/31
8
jenabe khassaf mishe maro ham sharike kashfeton koninooo begin chetor hastesh hayate bad az marg
shida moradi , dariush24_2000
shida moradi - 06:51 1385/03/27
7
سلام
من با ایشون صحبت كردم بهتره كه به حرفش گوش كنید و بهش زنگ بزنید تا متوجه بشید.
واقعا سكه زندگی دو رو داره
باور كنید كه راست میگم
شك نكنید.
این زندگی اینقدر ارزش داره كه حداقل یه زنگ خرجش كنید......

پیام در تاریخ 85/3/27  ساعت: 0:06 توسط shida moradi ویرایش شد.
سعید  , saeed_khassaf
سعید - 20:23 1385/02/27
6
از دو راه میتونید به یقین برسید البته هر دو راه را امتحان كرده ام
1- با هیپنوتیزم كردن یك مدیوم و بردن او در فركانس 10 و پرسیدن سوال از او به این صورت كه:
از آخرین سالهای بزرگسالی او شروع به سوال پرسیدن كرده و به مرور سالهای زندگی او را كم كرده تا به سنین 3 تا 4 سالگی برسد در این مرحله باید شخص هیپنوتیزم كننده خیلی دقت به خرج دهد
سپس از سالهای قبل از 3 تا 4 سالگی وكمتر بپرسد اگر به همین روال ادامه پیدا كند به نتیجه جالبی میرسند وآن این است كه آن شخص مدیوم ابراز خواهد كرد كه مردن خود را به یاد می آورد .
ولی لازم به ذكر است كه مرگ زندگی قبلیش است كه به یاد آورده و از آن صحبت كرده دوباره در آن موقعیت سالهای عمرش را كم می كنیم و یا از او می پرسیم نامت در این زندگیت چیست و الان كه
زندگیت را به یاد می آوری چه سالی است شاید او 200 سال قبل را به ما بگوید ولی درست می گوید
او در این زندگیش نامش را به یاد می آورد و حتی از او راجع به نوع لباس پوشیدنش و یا فرهنگ زندگی آن مردم می توان سوال نمود "در كتابی كه معرفی كرد ه ام خانم كاترین 86 مورد زندگیش را با كمك
علم هیپنوتیزم پیشرفته به یاد می آورد جالب این است كه این خانم در بعضی زندگیهایش مرد بوده
مثلا در یكی از زندگیهایش یك مرد خلبان آلمانی بوده است.
این گونه هیپنوتیزم كار افراد آماتور نیست و هر كسی آمادگی مغزی این كار را ندارد. به قول معروف
كه می گویند( اگر در خانه كس است یك حرف بس است ) اگر كسی با كمك عقل و یا با تجربه این موضوع را درك نماید آنقدر زندگی برایش شیرین خواهد شد كه حد ندارد.
البته با خود هیپنوتیزم هم امكان پذیر است ولی بسیار كار مشكل و خطر ناكی است باید بگویم
خود من با خود هینوتیزم توانسته ام یكی از زندگی های قبلی خودم را وحتی مرگ آن زندگیم را
ببینم ولی كار بسیار دشواری بود من به شما توصیه می كنم در تنهائی این عمل را انجام ندهید. چون
بسیار خطرناك است .یكی از مواردی كه شما را به یقین میرساند این است كه در گاهی مواقع از
زندگیتان ابراز می كنید جائی كه بار اول است رفته اید قبلا اینجا را دیده بودید . درست میگوئید
در زندگی قبلیتان در این مكان بوده اید ودر حافظه روحتان ثبت شده و با حالت لطیف روحی كه در
زمانی خاص پیدا كرده بودید ای خاطره در ذهن جسم جدیدتان مجسم شده
سوال: چه لزومی دارد زندگی های متعدد داشته باشیم؟
جواب: با ذكر یك مثال از زندگی خودمان
عدالت اجتماعی در مورد كسی كه در امتحانات خرداد رد شده میگوید دوباره در شهریور حق
امتحان مجدد را دارد ویا اگر دوباره رد شود در مهر ماه از او امتحان گرفته می شود
یا در امتحانات رانندگی با تكرار امتحان میتوان بالاخره قبول شد
آیا خداوند عادل نباید با توجه به صبری كه دارد اینگونه راجع به انسانها عمل كند؟
باید بگویم بهشت و جهنم و برزخ در این مواردی گفتم مستتر است:
بهشت: قبول شدن در زندگی است و رسیدن به انرژی بزرگ هستی (خداوند)
جهنم: در جهت حركت نكردن به بهشت است و مدام رد شدن در این امتحان زندگی.
برزخ :حد واصل دو زندگی می باشد.
ادیان الهی ما را اصطلاحا به مرگ گرفته اند كه به تب راضی شویم .
ولی تاكید كرده اند دوباره زنده خواهید شد اگر به صراحت به انسان های سالیان قبل كه از لحاظ
عقلی كمتر رشد كرده بودند گفته می شد اگر بدی كنی دوباره میتوانی بعد از مرگت آنرا جبران كنی ولی در بدن دیگرت .در آن وقت با آن رشد كم عقلش باعث فساد بیشتری در جامعه می شد ولی با گذشت زمان و كاملتر شدن عقل انسان علومی را انسان كشف كرد. یكی از آنها علم هیپنوتیزم است كه بسیار به بشر كمك می كند هم از لحاظ بیماری ها و هم در مرحله بالاتر حیات بعد از مرگ
با توجه به این مطالب شاید خیلی از افرادی كه مغزشان رشد كافی نكرده واكنش منفی نشان دهند
ولی در علوم دیگر مثلا فیزیك هم همین مشكل بوده (اشاره به گالیله و كلیسا دارم) ولی زمان
ثابت میكند حق با چه كسی است و دكان داران دینی باید به نفع انسانیت عقب نشینی كنند.
در این مورد اگر همه انسانها با من مخالفت كنند چون خودم وخیلی از افراد واقع بین آنرا تجربه كرده ایم و به یقین رسیده اند همان كاری را می كنم كه گالیله كرد .
بهتر است هر چه زودتر راجع به حیات بعد از مرگتان تصمیم جدی بگیرید یا كاری كنید كه این تجربه آخرتان در روی كره خاكی باشد و بعد از مرگتان به خداوند بپیوندید ویا اینكه با بی خیالیتانكاری خواهید كرد كه دوباره در این دنیای دنی و پست استخدام شوید اختیار هر كس با خودش است خود دانید.
ولی همین شما برای خریدن یك خانه یا مغازه
كه شاید 30 تا 40 سال در آن بخواهید زندگی كنید چه وسواسی به خرج می دهید با این اوصاف برای زندگی ابدیتان چقدر تحقیق لازم است؟و یا شما انجام داده اید؟؟؟ از خواندن یك كتاب هم تفره میروید ولی ساعتها با یك فردی كه اصلا نمیشناسید چت میكنید وفكر می كنید چه لذتی برده اید ولی این جمله را از من به یادگار داشته باشید ::لذت واقعی در فهمیدن است:: می توانید امتحان كنید.
::::::
تنها راهی كه شما در پیش رو دارید این نكته است كه به كسی مدیون نباشید اصطلاحا حق الناس
را رعایت كنید حتی فلسفه نماز این نیست كه به خدا یاد آوری كنید كه نظر شما راجع به او چیست
یا اینكه خدا پدر و مادر دارد یا بچه دارد یا خیر بلكه با این پلی تیك می خواسته اند اتوماتیك وار شما مال هیچ كس را به زور از او نگیرید و فرضا گفته اند با مال تصاحب شده نماز باطل است و......
ولی فرمول پیشرفت فقط در حق الناس است نه چیز دیگر چون خداوند آنقدر بخشنده است كه
در تصور ما نمی گنجد و ما باید مدیون هیچ كسی نباشیم تا در این امتحان سخت با كمترین تعداد
زندگی قبول شویم و هر چه زود تر به مكان اصلیمان برگردیم و لباسهای مسابقه را كه همان جسم
مادیمان است را به دور بیاندازیم تا راحتتر به سوی معشوقمان با نمره عالی پرواز نمائیم.

در پایان بگویم مواظب اهریمن اطرافتان باشید چون او نمی خواهد شما در این امتحان قبول شوید
باید از خواب غفلت به زور هم كه شده بیدار شوید تا از خلقتتان لذت ببرید آنوقت می بینید از هیچ كس
كینه ا ی به دل ندارید و از عمق وجودتان این شعر را درك می كنید

بنی آدم اعضای یكدیگرند كه در آفرینش ز یك گوهرند
""""""فقط اگر خواستید مزدی به من دهید برایم دعا كنید آنقدر نیرو بگیرم كه به افرادی كه مدیونم
راهی در پیش بگیرم كه آنها مرا ببخشند """


( خواندن كتاب ذكر شده ر را به همه توصیه می كنم )
من آن شرط بلاغ باتومی گویم تو خواه پند گیر و خواه ملال
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روش بعدی را در زمانی دیگر خواهم گفت.


پیام در تاریخ 85/2/28  ساعت: 11:05 توسط سعید خصاف ویرایش شد.
سعید  , saeed_khassaf
سعید - 05:04 1385/02/21
5
جواب پیغام میثاق

سلام میثاق جان

سو ء تفاهم نشود من با خواندن یک کتاب به یقین نرسیده ام

به مدت ۹ سال است که تحقیق در مورد واقعیت هستی می کنم

ولی یک نکته را همیشه مد نظر داشته ام که طوطی وار چیزی را

نپذیرم وبه قول شاعر که می فرماید (هر کسی از ظن خود شد یار من)

در پی این بوده ام که به وجود خود تفکر عمیق کنم.

۹ سال پیش جرقه تحقیقاتم زده شد که فکر میکنم شنیدنش برایت جالب باشد

در آن زمان دنبال کردن مسائل زندگی بعد از مرگ برایم مهم نبود تا اینکه حس

جدیدی در خودم یافت کردم بدینگونه که قبل از اینکه کسی قرار بود به منزل ما

بیاید مثلا یک یا دو ساعت قبل از آمدن او را در یک آن میدیدم و به همه میگفتم فلان

کس را حس میکنم که می خواهد به خانه ما بیاید و وقتی یکی دو ساعت

می گذشت دقیقا همان افراد به خانه ما می آمدند .

این حس استارت حقیقت یابی من برای زندگیم شد با کمک این حس شروع به

تحقیق کردم در آن زمان هم دانشجوی رشته کامپیوتر بودم وهم دانشجوی حقیقت

زندگی .

سرت را درد نیاورم تحقیقاتم را کامل کردم ولی دیگران که معشوقم آنها را ساخته

بود و چنین حس مفیدی را نداشتند را چگونه می توانستم کمک کنم؟؟؟؟

وقتی کتاب (استادان بسیار زندگی های بسیار) را مطالعه کردم با حیرت در یافتم

برای افراد عادی استارت خوبی پیدا کرده ام نه اینکه با خواندن یک کتاب به یقین

برسم یا برسند اگر با خواندن یک کتاب به همه چیز برسیم کنکور عالم مسخره ای بیش

نیست ولی خیلی چیزها برای شروع خوب است که همان کتاب مورد نظر

است امید وارم با این مطالب بتوانم معشوقم را بیشتر خوشحال کنم چون

از صمیم قلب مخلوقاتش را دوست دارم
سعید  , saeed_khassaf
سعید - 05:04 1385/02/21
4
جواب پیغام میثاق

سلام میثاق جان

سو ء تفاهم نشود من با خواندن یک کتاب به یقین نرسیده ام

به مدت ۹ سال است که تحقیق در مورد واقعیت هستی می کنم

ولی یک نکته را همیشه مد نظر داشته ام که طوطی وار چیزی را

نپذیرم وبه قول شاعر که می فرماید (هر کسی از ظن خود شد یار من)

در پی این بوده ام که به وجود خود تفکر عمیق کنم.

۹ سال پیش جرقه تحقیقاتم زده شد که فکر میکنم شنیدنش برایت جالب باشد

در آن زمان دنبال کردن مسائل زندگی بعد از مرگ برایم مهم نبود تا اینکه حس

جدیدی در خودم یافت کردم بدینگونه که قبل از اینکه کسی قرار بود به منزل ما

بیاید مثلا یک یا دو ساعت قبل از آمدن او را در یک آن میدیدم و به همه میگفتم فلان

کس را حس میکنم که می خواهد به خانه ما بیاید و وقتی یکی دو ساعت

می گذشت دقیقا همان افراد به خانه ما می آمدند .

این حس استارت حقیقت یابی من برای زندگیم شد با کمک این حس شروع به

تحقیق کردم در آن زمان هم دانشجوی رشته کامپیوتر بودم وهم دانشجوی حقیقت

زندگی .

سرت را درد نیاورم تحقیقاتم را کامل کردم ولی دیگران که معشوقم آنها را ساخته

بود و چنین حس مفیدی را نداشتند را چگونه می توانستم کمک کنم؟؟؟؟

وقتی کتاب (استادان بسیار زندگی های بسیار) را مطالعه کردم با حیرت در یافتم

برای افراد عادی استارت خوبی پیدا کرده ام نه اینکه با خواندن یک کتاب به یقین

برسم یا برسند اگر با خواندن یک کتاب به همه چیز برسیم کنکور عالم مسخره ای بیش

نیست ولی خیلی چیزها برای شروع خوب است که همان کتاب مورد نظر

است امید وارم با این مطالب بتوانم معشوقم را بیشتر خوشحال کنم چون

از صمیم قلب مخلوقاتش را دوست دارم
 لیاس , fatyshah
لیاس - 05:13 1385/02/20
3
هیچ کس نمیدونه اگه واقعا قصدتون راهنمایی هست راز زندگی رو فاش کنین دیگه!!!!!
Ace A , shaan
Ace A - 15:21 1385/02/18
2
جناب سعید خصاف من تعجب میكنم چرا اینقدر اصرار دارید كه به شما زنگ بزنند

برادر عزیز اكه واقعا چیزی در چنته دارید درهمین كلوب میتوانید بیان كنید دبگه دلیلی نداره كه تماس بكیریم

موفق باشید
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.