userinfo close

  ,

هیئت محبان امام حسن مجتبی زاهدان


heyat_emamhassan

تاسیس: 27 مرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: زائر بقیع خادم الحسن - معاونان
ما از بقیع میگوییم و دردش از این همه آلامی كه سال هاست در ذره ذره ی خاكش نهان كرده ما از كریمی میگوی ادامه »
ما از بقیع میگوییم و دردش از این همه آلامی كه سال هاست در ذره ذره ی خاكش نهان كرده ما از كریمی میگوییم كه جودش همه را فراگرفته ما از فرزندی دم میزنیم كه پدرش خدای نیمه شبان كوفه بود و مادرش ...........! آری ! ما از حسن بن علی (ع) میگوییم!!
 

عنوان بحث

محبه الحسن ع , a3a1
محبه الحسن ع - 11:37 1388/03/17

$$$$ | مطلب ,شعر , عكس ,... |$$$$

 

دوستان... مطالب, اشعار و عكس هایی كه اینجا قرار میدهید ترجیحاً با موضوع كلوب هماهنكی داشته باشد .

emam hassan

 

اشعاری از امام حسن علیه السلام
 

از امام حسن علیه السلام اشعاری در تاریخ به ثبت رسیده است كه به برخی از آنها اشاره می‌شود:

ذری كــدر الایام ان صفائـها
 
 تولـی بایام السـرور الذواهب
و كیف یغر الدهر من كان بینه
 
و بین اللیالی محكمات التجارب

به رنج های روزگار اعتنا مكن، زیرا ایام خوش نیز می‌گذرد. (پس ایام سختی هم سپری می‌شود.) كسی كه دارای تجربه‌های محكمی است، در سختگی‌های روزگار، چگونه فریب می‌خورد؟

قل للمقیـم بغیر دار اقامـه
 
حان الـرحیـل فودع الاحبـابـا 
ان الذین لقیتهم و صحبتـهم
 
صاروا جمیعا فی القبور

به آن كس كه در غیر جایگاه خود، رحل خویش را افكنده است بگو زمان كوچیدن فرا رسید. پس دوستان را بدرود گوی، زیرا آنان كه تو با ایشان همنشین بودی نیز همگی در قبرهایشان آرمیده‌اند.

یا اهل لذات دنیا لا بقاء لها
 
 ان المقـام بظـل زائـل حمـق

ای خو كردگان به لذت های زود‌گذر دنیا! اقامت در زیر سایه‌ای گذران نابخردی است.

لكسره من خسیس الخبز تشبعنی
 
و شربه من قراح الماء یكفینی
من رقیق الثوب تسترنی
 
 حیاوان مت یكـفینـی لتكفینی

پاره نانی بی ارزش سیرم می كند و جرعه آبی اندك سیرابم می سازد. لباسی مندرس و كهنه تا وقتی زنده ام بدنم را می پوشاند، و پس از مرگم همان برای كفنم كفایت می‌كند.

نحن انـاس نوالنـا خضل
 
یرتع فیه الرجاء والامـل
تجود قبل السوال انفسنا
 
خوفاعلی ماء وجه من یسل
لوعلم الجر فضل نائلنا
 
 لغاض من بعد فیـضه خجـل 

ما مردمی هستیم كه بخشش‌مان همچون سبزه‌زاری تازه است كه امید و آرزو در آن می‌چرد. پیش از اینكه كسی تقاضا كند، نفوس ما ناخودآگاه می‌بخشند تا مبادا آبروی سائل ریخته شود. اگر دریا فراوانی بخشش ما را می‌دانست، پس از بالا آمدن، بی‌تردید، با خجالت فروكش می‌كرد.

انی السخاء علی العباد فریضه
 
 للـه یقـرء فــی كتـاب محـكم 
وعـد العـباد الاسـخـیاء جنـانه
 
واعـد للبـخـلاء نـار جـهـنـم 
من كـان لاتـندی یـداه نبـائل
 
للـراغـبین فلـیس ذاك بمسـلم

بخشش از طرف خدا بر بندگان واجبی است كه در كتابی محكم (قرآن) خوانده می‌شود. خدای متعال بندگان بخشنده اش را نوید بهشت داده و برای بخیلان، آتش جهنم را آماده ساخته است. هر كس كه دستش به بخشش بر سائلان گشوده نمی‌گردد، به‌راستی مسلمان نیست.

عربی با عصبانیت نزد رسول خدا رفت و خواست از پیامبر سوالاتی كند.

پیامبر فرمود: اگر می خواهی یكی از اعضایم جوابت را می دهد.
گفت: مگر عضو بدن پاسخ می دهد؟
پیامبر فرمود: آری

آن‌گاه به حسن بن علی علیه اسلام كه كودكی خردسال بود فرمود: برخیز و پاسخش را بده
عرب گفت: خودش هیچ نمی‌گوید و از بچه‌ای می‌خواهد با من سخن بگوید.
پیامبر فرمود: به‌زودی می‌بینی كه او دانا به پاسخ‌ سوالات توست.
حسن علیه السلام فرمود: ای مرد عرب، اندكی صبر كن. و سپس چنین سرود:

ماغـبیـا سالت وابـن غبـی
 
بل فقیها اذن وانت الجهول
فـان تك قدجهـلت فان عندی
 
شفاء الجهل ماسـال مسؤول
و بحـر الا تقـسـمه الدوالی
 
ثـراثا كـان ورثـه رسول 

تو نه از شخص كودنی سوال كرده‌ای، و نه از فرزند شخص كودنی. بلكه از شخصی دانا پرسش نموده‌ای. اگر كسی از من چیزی بپرسد، درد نادانی‌اش را شفا می‌بخشم. نزد من اقیانوسی از دانش است كه در ظرف‌ها نمی‌گنجد، و این دریای دانش میراثی است كه از رسول خدا رسیده است.

مردی نزد حضرت امام حسن علیه السلام رفت و اشعاری گفت به این مضمون كه: برای من چیزی كه حتی یك درهم ارزش داشته باشد، باقی نمانده، و شاهدم پریشان‌حالی من است. آری، آنچه برای من باقی مانده، آبرویم است كه آن را نفروختم ولی اینك می‌بینم فروشش به تو می‌ارزد.

امام به خادم خود گفت: چقدر پول داریم؟

گفت: دوازده هزار درهم.

امام فرمود: همه‌ی آن را به این مرد فقیر بده. من از او خجالت می كشم كه بیش از این ندارم.

خادم گفت: چیزی برای خودمان نمی‌ماند.

فرمود: همه را بده، و به كرم خدا خوش‌بین باش.

سپس اشعاری بر وزن اشعار او سرود:

عاجـلتنا فـاتك وابـل بـرنا
 
طلـا و لـو امهـلتنا لـم تـمطر 
فخذ القلیل و كن كانك لم تبع
 
ما صـنته و كـاننـا لـنـشتر 

با عجله از ما تقاضا كردی، و لذا باران شدید بخشش ما به صورت بارانی كم و پراكنده بر تو بارید، و اگر ما را مهلت می دادی چنین بر تو نمی‌بارید. پس این اندك را بپذیر و چنان باش كه گویا چیزی را كه برای خود نگه داشته بودی (آبرویت) نفروخته ای و ما نیز آن را

 


 شاید این جمعه بیاید گل نرگس


 
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
نجوای  عاشق محب امام هادی النقی علیه السلام , kaniz_allah
69
منم که سایه نشین و جود مولایم

کنیز خانه غم ؛ خاک پای زهرایم

منم که خانـــه به دوش غــم علی هستم

منم که همقدم محنت ولی هستم

منم که شاهد  زخم شکسته ابرویم

انیس گریه به یاس شکسته پهلویم

منم که در همه جا در تب حسن بودم

منم که شاهد خون لب حسن بودم

منم که جلوه حق را به عین می دیدم

خدای را به جمال حسین می دیددم

منم که بوده دلم صبح و شام با زینب

منم میان همه ؛ هم کلام با زینب

منم که سوگ گلستان و باغبان دارم

به سینه زخم غم کربلائیان دارم

منم که ظهر عطش را نمی برم از یاد

چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد

منم که مادر عشق و امید و احساسم

فدای یک سر موی حسین عباسم

فدائی   خامنه ای , mehdi_qatar
فدائی خامنه ای - 00:10 1389/04/23
68

بیامك به مناسبت میلاد امام حسین (ع)

امشب زمین و آسمان گردیده پر شور و شعف
امشب تمام عرشیان بهر زیارت بسته صف

امشب که عیدی میدهد بر عاشقان شاه نجف
امشب تو هم مستی کن و دل را بری کن از اسف
زیرا به دنیا آمده مظهر عزت و شرف
*میلاد نور مبارک*

02.jpg


* * * * * * * * * * * * * * * * * *
ز گلزار نبی (ص) و بوستان حیدر و زهرا(ع)

گلی بشگفت با بوی خوش و با چهره ی زیبا
شنیدستی که با یک گل نمی گردد بهار؟ اما@};-
گلستان گشته از این گل، همه دنیا و ما فیها@};-
ولادت با سعادت امام حسین علیه السلام تهنیت باد.@};-
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
بوی گلهای بهشتی ز فضا می آید@};-
عطر فردوس هم آغوش صبا می آید@};-
نوگل مصطفوی، زینت باغ علوی@};-
مظهر پنج تن آل عبا می آید@};-
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
دو ماه از دو افق در دو شب تجلّی کرد / یکی شهنشه دوران، یکی امیر سپاهش@};-
دو گوهر از دو صدف از دو بحر گشت نمایان / یکی چراغ هدایت، یکی معین و گواهش@};-
یکی حسین و یکی ناصر حسین، ابوالفضل / که جان خویش به کربلا بداد به راهش@};-
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
سروشی دوش در گوشم، سرود این نغمه ی شیوا@};-
که بشگفت از گلستان محمد(ص) نوگلی زیبا@};-
بشارت ای گنه کاران حسین آمد حسین آمد@};-
نثار مقدمش سرها، فدای جان او جان ها@};-

03.jpg


* * * * * * * * * * * * * * * * * *
ولادت باسعادت شفیع المذنبین، حامی دین، امام حسین بن علی علیه السلام مبارک.@};-
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
شاهی به دوصد عزت و اجلال آید@};-
با شوکت و فر و جاه و اقبال آید@};-
امروز حسین آید و فردا عباس@};-
خورشید ز پیش و مه ز دنبال آید@};-
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
میلاد خط سرخ عشق، سومین پرچم دار قله امامت و دیانت، آقا اباعبدالله الحسین مبارک باد!@};-
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
حسین جان! ای ابر شعله ورِ هستی، میلادت بارش رحمتی است بر کویر خشکیده دل های ما.@};-
یا اباعبدالله الحسین، میلاد تو، آفرینشِ عزیزترین عنصر خلقت است که از روز ازل بوده و تا روز ابد هست. تکیه گاه اعتماد و دست @};-گره گشای خداوند است و تنها آنان که به درهای بسته رسیده اند، عظمت توسل به او را درمی یابند.@};-

04.jpg


* * * * * * * * * * * * * * * * * *
حسین(ع)، یعنی تشنه ترین دریایی که ارادت دل های زخمی را به ساحل عافیت می رساند.@};-
شکفتن جوانه حسین(ع) در بوستان ایمان مبارک باد!@};-
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
یا حسین! عاشقانت می دانند که تنها با شور حسینی است که می توان شیرینی ایمان را چشید.@};-
یا حسین! می آیی و در دیدار آفتابی تو، خلایق قد می کشند؛ اما بلندی مقام تو فراتر از پندار ماست.@};-
میلاد تو، آغاز صبحی است که در آن، آفتاب به اشتیاق تماشایت پلک می گشاید تا اولین زائر هر روز تو باشد.@};-
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
حسین(ع)؛ روح شعله وری است که مفهومش بر کاغذ نمی آید. تنها باید «آیینه» شوی تا او را به تصویر کشی.@};-
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
میلاد حسین(ع)، آهنگ بلوغ ملکوت است برای آوازهای جشن اهل آسمان.@};-
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
امام حسین(ع) می فرمایند: «شکرگزاری تو بر نعمت پیشین، نعمت تازه را سبب می شود».@};-
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
امام حسین(ع) می فرماید: «کاری مکن که از آن پوزش بخواهی، زیرا مؤمن نه بد می کند و نه عذری می طلبد و منافق هر روز بد می کند و عذر می خواهد».@};-
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
امام حسین(ع) می فرمایند: «کسی که از راه نافرمانی خدا درصدد چیزی برآید، آنچه را امید دارد زودتر از دست می دهد و آنچه را بیم دارد زودتر سر می رسد».@};-
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
خجسته باد آمدن سومین بهار ولایت و مبارک باد این طلوع سبز بی‏پایان!@};-

05.jpg


* * * * * * * * * * * * * * * * * *
میلاد لاله‏ترین سرور جهان بر تمام عزت‏مداران و دوستدارانت مبارک باد!@};-
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای خون خدا! تو را باید خدا وصف کند که تو از اویی و خاک، بهانه‏ای بود برای تجلی انوار ایزدی...@};-

* * * * * * * * * * * * * * * * * *

تا بال و پر عشق به جانم دادند@};-
در وادی عاشقان مکانم دادند@};-
گفتم که کجاست کعبه‏ی اهل ولا@};-
در گاه حسین (ع) را نشانم دادند@};-
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
برخیز که نور ازلی می آیــــــــد@};-
بر عالم ایجــــاد ، ولی می آید@};-
مجموعه حسن و عشق و ایثار و کرم@};-
یعنی که حسین بن علی می‏آید@};-
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
به جز حسین مرا ملجأ و پناهـی نیست@};-
در این عقیده یقیـــــن دارم اشتباهی نیست@};-
ره نجات حسین است و دوستی حسین@};-
به سوی حق بجز از این طریق راهی نیست@};-

* * * * * * * * * * * * * * * * * *

فدائی   خامنه ای , mehdi_qatar
فدائی خامنه ای - 17:22 1389/04/8
67
شاخ شیطان
نرم افزار ( DVD ) 
004.jpg

محتویات نرم افزار شاخ شیطان به دو زبان عربی و فارسی ارائه گردیده تا علاوه بر فارسی زبانان، مرجع مناسبی برای برادران عرب زبان نیز باشد.

 

نرم‌افزار)شاخ شیطان) شامل ده بخش کلی بدین شرح می باشد:

 

نگاه ویژه:

 

این بخش خود دارای چهار قسمت با عناوین " تاریخچه، فتاوای شنیعه، فتاوای تفکیری ، وهابیت ازمنظر عقل و شرع" می باشد

1-    تاریخچه: در  قسمت تاریخچه کاربران می توانند شرح مفصلی از پیشینه، تاریخ و فعالیتهای وهابیّت را از بدو تاسیس تا کنون  در قالب پنجاه عنوان مطالعه و مشاهده بفرمایند

2-    سخنان شنیع: شامل یکصدوبیست عنوان مطلب درباره فتاوا و سخنان شنیعه و خلاف عرف و حق از علما و مفتیان وهابیت در موضوعاتی همچون: فتاوای حرمت شکنانه، فتاوای خلاف عرف، فتاوای ضد دین، فتاوای مضحک، فتاوای ضدمسلمات و ... (برخی از مطالب این قسمت با سند تصویری ارائه گردیده است)

3-    فتاوای تکفیری: این قسمت در بر دارنده هفتاد عنوان مطلب درباره فتاوای تکفیری علمای وهابیت در موضوعاتی همچون: تکفیر اهل سنت، تکفیر علمای شیعه، تکفیر تمامی مسلمانان، فتاوای تخریب قبور،  فتاوای جهاد بر ضد شیعه و ... (بسیاری از فتاوا و محتویات با سند تصویری می باشد)

4-    وهابیت از منظر عقل و شرع: شامل چهارصد عنوان مطلب پیرامون فرقه ضاله وهابیت از دیدگاه عقل و شرع (بسیاری از مطالب این بخش نیز با سند تصویری ارائه گردیده است)

 

پرسمان :

 

 شامل چهارصد عنوان پرسش و پاسخ مفصل و جامع درباره  افکار و عقائد وهابیت و دفاع از اعتقادات شیعه  بصورت موضوع بندی شده (مانند: امامت و ولایت، خلافت، صحابه، عقائد شیعه، عقائد وهابیت، عصمت، عزاداری، تاریخ اسلام، تراجم، غدیر و ....)

 

جنایات:

 

ارائه لیستی از جنایات فرقه ضاله وهابیّت (فیلم، تصویر و متن) و  فعالیتهای تبلیغی، اقتصادی و غیره آنان بصورت موضوع بندی شده (مانند: اعدام، اهانت، بازداشت ،شکنجه و قتل شیعیان و معرفی فعالیتهای تروریستی وهابیت در سراسر دنیا به تفکیک کشورها ) در قالب پانصد عنوان

 

مقالات:

 

ارائه متن سیصدو چهل عنوان مقاله در نقد و بررسی وهابیت در موضوعاتی همچون:  امامت و ولایت، اهل بیت، بناء قبور، شفاعت، توسل، تحریف قرآن، زنان پیامبر، وحدت، مهدویت، متعه، احادیث (غدیر، قرطاس، ثقلین و ...) صحابه، عزاداری و ...

 

کتابخانه: 

 

كتابخانه دیجیتالى با متن بیش از ششصد و چهل عنوان کتاب (با بیش از 410 هزار ریزموضوع) پیرامون وهابیت و دفاع از عقائد حقه شیعه

 

اخبار: 

 

ارائه متن لیستی از اخبار مربوط به فعالیتهای وهابیت در گوشه و کنار جهان با استفاده از منابع سایتهای خبری در بیش ازهزار  عنوان خبر

 

سخنرانی:

 

ارائه یکصدوچهل فایل صوتی شامل سخنرانی های اساتید حجت السلام نجم الدین طبسی، حجت الاسلام دکتر حسینی قزوینی، حجت السلام حسینی میلانی، حجت السلام خوشنویس، دکتر عصام العماد  و... در موضوعات: امام علی (ع)، پیامبر ، امام حسین (ع)، نقد تفکر توحیدی وهابیت، تاریخچه وهابیت، تحریف قرآن، توسل، عصمت، بناء قبور و ...

 

 مناظرات:

 

     ارائه بیش از شصت مناظره صوتی و متنی بین علمای شیعه با علمای اهل سنت و وهابیت

 

 مستبصرین:

 

    معرفی دویست هدایت شده ای که از وهابیت رویگردانده و به مذهب حقه تشیع وارد شده اند(به زبان فارسی و عربی) بهمراه تصو آنان

  ضمیمه:

در این بخش نیز مطالبی بسیار ارزنده گردآوری شده که برای محققین، علماء، اندیشمندان و تمامی کسانی که مایلند نسبت به این فرقه ضاله اطلاعات بیشتری کسب کنند بسیار حائز اهمیّت می باشد.

محتویا این بخش بدین شرح می باشد:

- ارائه فایل فشرده ای شامل هفده هزار شبهات وهابیت و پاسخگویی به این شبهات با استناد به منابع اهل سنت (بصورت آدرس دهی کتاب و لینک سایت)

- لینکستان کاملی از سایت های پاسخگو به شبهات وهابیت و دفاع از عقائد شیعه

- ارائه بیش از شصت کتاب الکترونیکی (pdf)


قیمت: 70,000 ریال 
سفارش خرید  

فدائی   خامنه ای , mehdi_qatar
فدائی خامنه ای - 06:43 1389/04/3
66

                                                   شعر نور ولای علی (ع)

 

     شکفته شد گل و آمد بهار و سبزه دمید    ***    ز سر گرفت جوانی جهان پیر امروز
سپرده قبضه شمشیر اقتدار خود    ***     خدای قادر بیچون به دست‏شیر امروز
دهید مژده رعایای کشور دل را    ***    رسید موکب سلطان دستگیر امروز
به شادباش چنین عید، طایر قدسی    ***    ز بام عرش تو را میزند صفیر امروز
شه سریر ولایت علی ولی خدا    ***    که یافته شرف از نام او سریر امروز
جلوس کرد به تخت ولایه‏اللهی!    ***    نمود راز شب لیله‏الحریر امروز
شده ولایت مطلق ز حق بدو تفویض    ***     از آن مقام ولایت‏بود خطیر امروز
به تیغ مهر ولایت‏سپاه کفر بکشت    ***    سپهر دین و دل از آن بود منیر امروز
بود ولای علی هر که را به دل یک جو     ***     سؤال ازو چه کند منکر و نکیر امروز؟ !
شود ز نور ولای علی دلت روشن    ***    کنی تو پاک گر آئینه ضمیر امروز
بگو به اهل طلب کیمیای خاک درش    ***    کجا به ملک سلیمان دهد فقیر امروز
ز رشک خاک رهش، داغها به دل دارد    ***     ببین به دیده عبرت دل عبیر امروز
که را بود هوس خلد و کوثر و تسنیم    ***     بگو که نیست تو را از ولا گریز امروز
برای آن که رسالت رسد به اوج کمال    ***    علی برای پیمبر شده وزیر امروز
ز فضل او رقمی چون رقم زند تا حشر    ***     شود هزار عطارد اگر دبیر امروز
بزرگ نعمت‏حق جز ولای مولا نیست    ***     بود کم‏کم آن نعمتی کثیر امروز
برای آن که جمال حق آشکار شود    ***    گرفته پرده ز رخ خالق قدیر امروز
تمام عرش نشینان به امر حق آمد    ***    برای تهنیت آن یل دلیر امروز

  • نقل قول
  • ارسال پاسخ
فدائی   خامنه ای , mehdi_qatar
فدائی خامنه ای - 02:25 1389/03/12
65

بیامك  به مناسبت میلاد حضرت زهرا (س)

08.jpg

 

کردگار
شاهکار خلقت پروردگار.
* * * * * * * * *
مادرم هستی من زهستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست . . .

* * * * * * * * *
مادر خوبم :

به تو سلام می کنم، تا خانه عروجم با دعای تو بنا شوم
و دلم در آسمان آبی مهرت رها شود
روزت خجسته، لبانت پر ز خنده و دلت شاداب و سرزنده باد . . .

06.jpg

* * * * * * * * *
مادر ای معنی ایثار تو گل باغ خدایی

توی روزگار غربت با غم دل آشنایی
مینویسم از سرخط مادر ای معنی بودن
مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن
* * * * * * * * *
تو بهترین گل، میان شهر گلهایی

تو رنگ آفتابی،
شب که میرسد٬مثل ستاره٬
کویا مهتابی
مادر خوبم٬روزت مبارک
* * * * * * * * *
ای روی تو جلوه‏گاه سرمد زهرا وی سینه تو بهشت احمد زهرا

عید تو بُود ببخش عیدی ما را زان دست که بوسیده محمد زهرا
* * * * * * * * *
پناه عالمی درگاه زهراست بشر حیران زقدر و جاه زهراست

صراط او صراط مستقیم است که راه رستگاری راه زهراست

* * * * * * * * *
چراغهای بهشت روشن نمی شوند..اگر تو نباشی هیچ کس شاعر نمی شود

خاکها از اینکه پای بوس توهستند به سر افراز ترین قله ها فخر می فروشند و قله ها در برابر مهربانی تو
یک دره ی حقیر و دور افتاده اند.....
* * * * * * * * *
بیستم ماه جمادی

این ندا دادی منادی
آمده هنگام شادی
فاطمه از مام زادی
و مادر تمام شیعیان بر شما و تمام ایرانیان مبارک باد.
* * * * * * * * *
شد جهان پرشور و غوغا

صفحه ی گیتی مصفا
بیت احمد طور سینا
پانهد زهرا-س به دنیا
* * * * * * * * *
چه گویم در مقام تو , تو ای روح اهورایی , تو نور چشم خورشیدی

تو زهرایی , تو زهرایی . . .
* * * * * * * * *
میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل

صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
و هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر
را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . .
* * * * * * * * *
سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر

قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد . . .
* * * * * * * * *
سرای احمد امشب رشک طور است / زمین و آسمان غرق سرور است

نهد پا در جهان دخت محمد-ص / به راهش از جهان گلریز حور است . . .
* * * * * * * * *
میلاد دختر نبوت ، همسر ولایت ، مادر امامت ، برشما مبارک باد . . .

07.gif

* * * * * * * * *
زهرا که از فروغش عالم ضیا گرفته / دین نبی ز فیضش نشو و نما گرفته

مریم زمکتب او درس حیا گرفته / جشنی به عرش اعلی بهرش خدا گرفته . .
* * * * * * * * *
به بهشت نمیروم اگر تو آنجا نباشی مادر
روزت مبارک
* * * * * * * * *
در زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه مادر است. زیباترین خطاب مادر جان است.

مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید. روزت مبارک مادر
* * * * * * * * *
زن هستی ساز و نظم ده و مهر گستر است ســـرچشمهء محبت و الطاف داور است بهر صفا و لطف خـــدا عشق مظهر است بعد از خـدا به سجده بوَد زآنکه مادر است

* * * * * * * * *
به یاد می آورم لحظه های فراز را که صدای او اعتبارم می بخشید و لحظه های نشیب را که اعتمادم به یاد می آورم افرای افراشته ای را به یاد می آورم مادرم را ...

* * * * * * * * *
آسودگی از محن ندارد مادر. آسایش جان و تن ندارد مادر .دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ورنه غم خویشتن ندارد ماد

* * * * * * * * *
مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی

تو شگفتی خلقتی
تو لبریز عظمتی
تو را دوست دارم و می ستایمت!
دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت,رحمت و عزت می طلبم.
* * * * * * * * *
مادر:

کاشکی می شد بهت بگم
چقدر صدات و دوست دارم
لالایی هات و دوست دارم
بغض صدات و دوست دارم@};-
* * * * * * * * *
مادر@};-

ای لطیف ترین گل بوستان هستی@};-
ای باغبان هستی من،@};-
گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند.@};-
گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام ساز@};-
روزت مبارک مادر@};-
* * * * * * * * *
وقتی محبتت را با همه وجودت به من تقدیم کردی و مرا شرمنده الطاف کریمانه ات کردی و
دل قشنگت را مالامال از عشق به من کردی بار دلدادگی را سخت بر دلم نهادی و امانت عشق را در وجودم نهادی و عهد کردم که تکیه گاهت در همه لحظاتت باشم. روز ولادت حضرت زهرا را به شما همسر عزیز و مهربانم پیشاپیش تبریک میگویم . . .@};-
* * * * * * * *
ای مادر عزیز که جانم فدای تو@};-

قربان مهربانی و لطف و صفای تو@};-
تولد مظهر خلقت مبارک باد . ..@};-
* * * * * * * * *
در نگاه پر فروغت در آماقه سوکوتت تنها محبت را میبینم مهر تو در زره زره ی وجودم رخنه@};-

کرده و حال به زیبا ترین و مقدس ترین واژه یعنی مادر قسم می خورم که دوستت دار@};-
مادر عزیزم روزت مبارک . . .@};-


26.gif
فدائی   خامنه ای , mehdi_qatar
فدائی خامنه ای - 08:11 1389/02/5
64

پیامک شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

03.jpg

 

ما گوشه نشینان غم فاطمه هستیم
محتاج عطا و کرم فاطمه هستیم
یک عمر چو شمع گر بسوزیم کم است
دلسوخته عمر کم فاطمه هستیم
--------------------------------------------------
غم مخور یا فاطمه ای بانوی پهلو شکسته
مهدیت با کوثر دارو و درمان خواهد آمد
--------------------------------------------------------
مسلمانان چرا شب دفن شد صدیقه کبری؟
چرا گم شد نشان قبر آن انسیه حوراء؟
هنوز از رحلت ختم رسل نگذشته ایامی!
نگین خاتم پیغمبران بشکست واویلا!

01.jpg
 

----------------------------------------------
من مهدیم در دست تیغ انتقامم
مادر به قبر مخفی ات بادا سلامم
مادر دلم خون است از بندم رها کن!
دستی برآور بر ظهور من دعا کن!
من بهترین یار وفادار تو هستم
روز ظهورم هم عزادار تو هستم
-------------------------------------------
از فاطمه اکتفا به نامش نکنید
نشناخته توصیف مقامش نکنید
هر کس در او محبت زهرا نیست
علامه اگر هست سلامش نکنید
------------------------------------------
در خانه آه دارد علی
عشق پهلو شکسته داردعلی
آن پسر جان داد فدای مادرش
حسن حسین داغ مادر دارند یاعلی
--------------------------------------------
یا علی رفتم بقیع اما چه سود
هرچه گشتم فاطمه(س) آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست؟
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟
هرچه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه (س) بی حاصل است
فاطمه (س) حلال صدها مشکل است
--------------------------------------------------
سبد سبد بیارید گلهای  نیلوفری رو
بیاید عزا بگیریم روزای بی مادری رو
بگید چاووش بخونه غم از دلا امون برده
بگید حجله بیارند آخه مادر جوون مرده

02.jpg
-------------------------------------------------پیغمبری که عمری غمخوار امتش بود روی کبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟----------------------------------------------------فاطمیه قصه گوی رنجهاست      فاطمیه تفسیر سوز مرتضی ستفاطمیه شعر داغ لاله است             قصه ی زهرای ۱۸ ساله ستفاطمیه شرح دیوار و در است    دفتر در مقام سخت زینب پرور است------------------------------------------------------دیدم که ازپس در پهلوی من شکسته است فریاد من درآنجا علی علی علی بودبر روی سینه من با میخ در نوشتند این جرم گفتن علی علی علی بود من هم زخون سینه بر روی در نوشتم تنها گناه زهرا علی علی علی بود -------------------------------------------------زآن روزی که سیلی خورد زهرا سیه شد روزگار اهل معنا شنیدم زعارفی که می فرمود حکم فرج را کند زهرای سیلی خورده امضا--------------------------------------------------------زهرا که شهید گشت بی جرم و گناه هست از غم او، سینه ی عالم پر آهناموس خدا کجا و سیلی خوردن لا   حول   و  لا  قوه   الا   بالله-------------------------------------------کشته شد محسن آنان که تماشا کردنندسند تیر به اصغر زدن امضاء کردنند----------------------------------------------ای کاش فدک این همه اسرار نداشتای کاش مدینه در و دیوار نداشتفریاد دل محسن زهرا این بود ای کاش در سوخته مسمار نداشتکاش قلبم به قبرش راه داشتکاش زهرا هم زیارتگاه داشت------------------------------------------دل از غم فاطمه توان دارد، نه و ز تربتِ او کسی نشان دارد، نهآن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاری جز مهدی صاحب الزمان دارد، نه
04.jpg
--------------------------------------------
بعد از این خورشید می ماند غریب ، می تراود از لبش امن یجیب . . .
از مشرق قلبم رسیده فاطمیه . رخت عزایم کو ، رسیده فاطمیه . . .
---------------------------------------------
حضرت محمد (ص) : فاطمه پاره تن من است . هر که او را بیازارد ، مرا آزرده خاطر کرده است و هر که او را شاد کند ، مرا نیز خوشحال نموده است .
--------------------------------------------------------
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود ،
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ،
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه ،
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود .
شهادت حضرت زهرا (س) بر شما تسلیت باد
 
 
 
 
فدائی   خامنه ای , mehdi_qatar
فدائی خامنه ای - 02:17 1389/02/1
63
کربلا در کربلا می مانداگر زینب نبود
نگاهی گذرا به زندگانی حضرت زینب ( سلام الله علیها )
زن امروز كه مشتاقانه به دنبال الگویی است تا در عین حضور در عرصه‏های مختلف اجتماعی و سیاسی، پاكدامنی او آلوده نشود، می‏تواند و باید از حضرت زینب(سلام الله علیها) پیروی كند.
5136_808.jpgمقدمه:
حضرت زینب(سلام الله علیها) در محیط خانه نمونه والای یك دختر و زن خانه‏دار و همسر است. در اداره خانواده و تربیت فرزندان از مسائل تربیتی غافل نیست. عشق، خلوص و پارسایی از در و دیوار خانه بی‏آرایش و آلایش او می‏بارد. او در جامعه مظهر یك فرد مسئول در مقابل سرنوشت مردم است. طنین فریاد او همواره بر ضد منحرفان بلند است و اوج این پژواك را در كاخ یزید شاهد هستیم.


بررسی ابعاد گوناگون زندگی سرتاسر افتخار و حماسی زینب كبرا(سلام الله علیها) مُهر باطلی است بر ناآگاهانی كه زن مسلمان را بسته در چادر و اسیر در كنج خانه می‏دانند. حضور آن بزرگ‏بانوی اسلام در بزرگ‏ترین حادثه خونین تاریخ، جایی برای تردید و طرح شبهه نگذاشته است.
در آفاقی تیره و تار و در دوره‏ای ظلمانی و در محیط خون و هراس (كه هر نوع عاطفه و دغدغه‏های انسانی در سپاهیان ظلم مرده بود و جز قساوت و شقاوت از وجودشان نمی‏بارید)، تازیانه حق از آستین شجاع زنی بیرون آمد و بر پیكره سفاك‏ترین رژیم اصابت كرد. او پرچم ادامه نهضت اسلامی را به دوش كشید و بدون هیچ ترس و تزلزل و هراسی بر دشمن تاخت و «پیروزی» پنداری را بر كام آنان به زهری كشنده مبدل ساخت. ظاهرا اگر چه اسیری ناتوان در بند بود اما فریادش بر سر ستمگران فرود آمد و بذر اندیشه اسلامی و انقلاب برادرش حسین بن‏ علی(سلام الله علیهما) از دامن او در هر كجا كه گام نهاد پراكنده شد. زینب كبرا(سلام الله علیها) آن چنان در تاریخ قد برافراشت كه حتی كسانی كه عقیده‏ای به دین اسلام ندارند، در برابر آزادگی و ایستادگی بی‏مانند او سر فرود می‏آورند. این همه شگفتی‏ها و تحیرها از آثار زنی آگاه و مسئول است كه در دامن اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و اله و سلم) و با اندیشه و فرهنگ اسلامی پرورش یافته است.
زن امروز كه مشتاقانه به دنبال الگویی است تا در عین حضور در عرصه‏های مختلف اجتماعی و سیاسی، پاكدامنی او آلوده نشود، می‏تواند و باید از حضرت زینب(سلام الله علیها) پیروی كند. آشنایی با زندگی آن بانوی بزرگوار و ملاك‏های ارزشی ایشان، زن امروز را به گستره پهناور معرفت و اندیشه اسلامی می‏كشاند و او را بر چشم‏انداز بلندی می‏نشاند و قله‏های سربلند اخلاق و انسانیت را در او قرار می‏دهد. چنان كه امنیت درونی او را به بركت پارسایی و زهد و نجابت تأمین می‏كند. نیز حریم عفاف و پاكدامنی او را با سلاح غیرت و شجاعت حفظ می‏كند، و سرانجام در سایه تعالیم آن بزرگ‏بانو، خویشتن را در آب زلال عاطفه پیدا می‏كند و در پرتو فروغ عشق به آن بزرگوار، امید و شور زندگی به او بازمی‏گردد. نیازمندی‏ها و تسكین دردها و رنج‏های زن امروز در آموزه‏های زندگی پربار زینب كبرا(سلام الله علیها) نهفته است، زیرا به طور كامل، بیانگر شخصیت زن مسلمان است. او تفسیر حرمت و آیه احترام و بزرگداشت است.
در برهه‏ای كوتاه از تاریخ اسلام درخشید و كارهای سترگ را به یادگار گذاشت كه پس از گذشت قرن‏ها هنوز به دیده اعجاز و شگفتی به آنها نگریسته می‏شود. رهبری نهضت خونین برادر در سرزمین بیگانه، جنگ تبلیغی با تحریف‏گران پیام‏های عاشورا، دلجویی از كودكان و زنان داغدیده، حفظ تعادل و ثبات روحی، فریاد ویرانگر علیه بی‏رحم‏ترین دژخیم زمان، تحمل سختی اسارت عزیزان و خود، گرسنگی و خستگی طاقت‏فرسا و ... همه از افتخارات بی‏مانند دختر فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است. همه این رادمردی‏ها مایه سربلندی و مباهات زنی است كه از سینه عصمت شیر نوشیده و در مهد اسلام و دامن امامت پرورش یافته است.
در این نوشتار سعی شده چهره سیاسی ـ اجتماعی حضرت در حد امكان شناسانده شود تا آزادگان در پی انتخاب اسوه‏ای كامل، به بیراهه نروند و دل و جان به كسی بسپارند كه عظمتش بلندتر از تاریخ و فراتر از عصاره قلم و بیان است.
پرورشی بی‏مانند
زینب كبرا(سلام الله علیها) در دامان عصمت و شجاعت و شهامت به گونه‏ای تربیت شد كه در برابر حوادث سهمگین روزگار نه تنها خم به ابرو نیاورد بلكه چون كوهی استوار و محكم، ناگواری‏ها و سختی‏ها را در آسیاب اراده‏اش به خاك مبدل ساخت. درخشش صلابت بی‏نظیر حضرت زینب(سلام الله علیها)در صفحات تاریخ، عقول همه اندیشوران را شگفت‏زده می‏سازد.
خودسازی در پرتو تجاربی سخت
زینب كبرا(سلام الله علیها) از كودكی در میدان زهد و پارسایی با انواع رنج‏ها و دردها خو گرفت تا جایی كه مصیبت را نعمت و بلا را رحمتی از پروردگار می‏دانست و آن گونه خود را در برابر حوادث دنیا با زهد و پارسایی بیمه كرد كه اگر كوهها متلاشی و زمین‏ها از هم می‏شكافت، در اراده محكم او خللی وارد نمی‏شد.
زینب كبرا(سلام الله علیها) در شش سالگی شاهد شكستن درخت پر ثمر انسانیت و رهبر جامعه اسلامی و آخرین پیامبر خدا بود. در حالی كه خود گریان و پریشان بود، از حال والدین و برادران غافل نبود و در اعماق جانش در آن سن كم، غم سنگینی جای گرفت. او با این مصیبت بزرگ و تحمل آن درد جانكاه، قدم بر اولین پله تسلیم و رضا نهاد كه آخرین منزل سالكان الی اللّه‏ است. آنچنان در این مكتب كوشا و هوشیار بود كه به آخرین درجات
گویی مانایی نام حضرت زینب(سلام الله علیها) در تاریخ، به قیام امام حسین(سلام الله علیه)
و نامیرایی قیام امام به پیام حضرت زینب(سلام الله علیها) است، زیرا یكی از روشن‏ترین ابعاد
و زوایای قابل تحلیل و بررسی قیام حسینی را می‏توان از پیام زینبی برگرفت.
حضرت زینب(سلام الله علیها) تاریخگوی نهضت سیدالشهدا(سلام الله علیه) است.
تسلیم و رضای بر حق رسید تا توانست وظیفه سنگین خود را در انجام رسالت پیام خون و شهادت شهیدان عاشورا به فرجام رسانده، ندای آنان را به جهانیان در همه اعصار و قرون برساند.
هنوز چندی از این اندوه جانكاه نگذشته بود كه شاهد طرح انحرافی سقیفه بنی‏ساعده شد. او انحراف انقلاب جهانی اسلام را از مسیرش به چشم دید و كوشش‏های بی‏امان مادرش را برای جلوگیری از انحراف مشاهده كرد. در مسجد جدش رسول اكرم(صلی الله علیه و اله و سلم) همراه مادرش و جمعی از زنان بنی‏هاشم شركت كرد و شنید كه مادرش چگونه شجاعانه و با فصاحت و بلاغت، لب به سخن گشود و پس از آن همه گفتگو و محاجه شنید كه در پایان سخن، مادرش با سوز دل و اندوه تمام فریاد زد: «هان! این شتر و این بار! ببرید و بخورید!!»
پس از گذشت چند روز از این رخداد، دختر علی بن ‏ابی‏طالب(سلام الله علیه) شاهد ورود به زور به خانه امامت و عصمت و در پی آن وداع مادر با علی بن‏ ابی‏طالب(سلام الله علیه) بود. از آن پس 25 سال با برادران و خواهرانش در مكتب پدر، آن بزرگمرد راستین اسلام، ادب و دانش اندوخت. آن روز كه مولای متقیان علی(سلام الله علیه) به اصرار و خواهش مردم زمام خلافت را به دست گرفت، زینب كبرا همراه برادرانش از تمامی شئون ممالك اسلامی زیر فرمان پدر و مسائل حاكم بر جوّ و محیط سیاسی آن روز به خوبی آگاهی داشت. احزاب فعال و مخرب ضد علوی را به خوبی می‏شناخت و از اهداف و نظریات و تفكرات آنان به خوبی آگاه بود.

آموزش و پرورش اسلامی

آنگاه كه امام نخستین شیعیان پس از درگیری با فتنه ناكثین، مصلحت را در آن دید كه به كوفه مهاجرت كند، حضرت زینب همراه پدر، برادران، شوهر و فرزندان خود راهیِ كوفه شد. شخصیت والای زینب كبرا(سلام الله علیها) در پشت پرده برای كوفیان پنهان نماند، بلكه به مرور زمان متوجه مقام علمی و سیاسی او شدند و از امام درخواست كردند جهت ارشاد بانوان از وجود آن حضرت بهره‏مند شوند. مولای شیعیان با این پیشنهاد موافقت كرد. از آن پس خانه زینب(سلام الله علیها) نه تنها پناهگاه بیچارگان و افراد مستضعف جامعه بود، بلكه مكتب تعلیم و تربیت نیز به حساب می‏آمد. فعالیت‏های اجتماعی و مذهبی ایشان به مقتضای زمان در كوفه بیانگر مسئولیت سنگین زن مسلمان در جامعه اسلامی است.
زینب كبرا در كوفه می‏دید كه سنگ اوّل انحراف در دین بنا گذاشته می‏شود. می‏دید چگونه حاكم شام و «عمروعاص» قرآن را وسیله دستیابی بر آرزوهای خود قرار داده‏اند. نیز شاهد بود فرصت‏طلبان و خودخواهانی چون ابوموسی اشعری، پنهانی برای معاویه كار می‏كنند، و پیگیرانه علیه حضرت علی(سلام الله علیه) اقدام می‏نمایند. عالمه‏ای كه استاد ندیده بود، به خوبی از گمراهان گمراه كننده جامعه آگاه بود و حربه ریا و تظاهر آنان را در زیر پوشش اسلام می‏دید و چون پدر و برادرانش در نشان دادن راه و ارشاد و راهنمایی علاقه‏مندان و دل‏های مؤمن كوشا بود.

مادر مصیبت!

این چنین زندگی زینب كبرا(سلام الله علیها) در كوفه ادامه داشت تا آنكه شمشیر زهرآلود ابن‏ ملجم فرق مولای متقیان علی بن ‏ابی‏طالب(سلام الله علیه) را شكافت. شهادت پدر و جدایی از او برای دخترش بسیار سخت و گران بود، چرا كه پس از وفات جدش و شهادت مادرش، دل به پدر بسته بود و سایه مهر پدر آرامش‏بخش روح و جان داغدار او بود اما حال باید داغ دوری از پدر را بر دیگر دردهای خود بیفزاید و شاهد بی‏وفایی‏های مردم و توطئه‏های حساب شده دشمنانی چون معاویه علیه برادرش حسن بن‏علی(سلام الله علیه) باشد. پس از آنكه شاهد قرارداد مظلومانه صلح امام حسن مجتبی(سلام الله علیه) با معاویه شد، به همراه برادران و خانواده‏اش به مدینه بازگشت. بانوی خردمند بنی‏هاشم به خوبی آگاه بود مردم چگونه امام معصومی چون امام مجتبی(سلام الله علیه) را فدای آمال و آرزوهای شیطانی خود كردند. او در رنج‏های برادر سهیم بود و شاهد خون جگر خوردن برادر و شهادت مظلومانه او، حتی اهانت به جنازه آن عزیز و از این همه درد چه داغ عظیمی بر سینه سوخته‏اش نهاده شد.

پیام‏رسان كربلا

روشن‏ترین و باشكوه‏ترین دوران زندگانی حضرت زینب(سلام الله علیها) را می‏توان دورانی دانست كه در كنار سرور شهیدان، عشق و شهادت را همراهی می‏كرد. اگر چه تاریخ زندگی ایشان را از تولد تا آغاز حركت امام حسین(سلام الله علیه) به سوی كربلا می‏توان به صورت پراكنده در تاریخ یافت، اما نقاط مبهم و ناگفته‏ای باقی است، گرچه سال‏های آخر زندگی آن بزرگ‏بانو، یعنی از زمانی كه حركت خود را با امام حسین(سلام الله علیه) آغاز كرد، روشن و با عظمت در تاریخ ماندگار شده است.
زینب(سلام الله علیها)سمبل زنی شجاع، مدبر و لایق رهبری گروهی مصیبت‏زده
در اوضاع و شرایطی بسیار سخت و بحرانی بود. مدیریت بحران را باید در رفتار او بجوییم.
حضرت زینب(س) تاریخگوی نهضت سیدالشهدا است.
عقیله بنی‏هاشم با تاریخ كربلا در حركت است و تمام حوادث و رخدادها با زینب كبرا ارتباط دارد. بر این اساس می‏توان گفت تاریخ كربلا همان گونه كه بخش عظیمی از تاریخ زندگی امام حسین(سلام الله علیه) را در بر دارد، بخش باشكوهی از تاریخ زندگانی این اسوه صبر را نیز تشكیل می‏دهد. از این‏رو نمی‏توان زندگی حضرت زینب(سلام الله علیها) را بدون واقعه سترگ كربلا و جدای از آن بررسی كرد؛ گرچه فقط به گوشه‏هایی از واقعه سال 61ه••• .ق كه در ارتباط با فعالیت‏های سیاسی و اجتماعی حضرت زینب(سلام الله علیها) است اشاره می‏شود.

الگوی شكیبایی

تاریخ، زنی صبورتر از حضرت زینب ندیده است. در واقعه كربلا پسرانش در برابر دیدگان او سر بریده شدند اما شیون نكرد. پس از آن ناظر بود در چند ساعت پیشوایش امام حسین(سلام الله علیه) و برادران و پسران برادرانش به شهادت رسیدند و باز بردباری پیشه كرد. زینب(س) سمبل زنی شجاع، مدبر و لایق رهبری گروهی مصیبت‏زده در اوضاع و شرایطی بسیار سخت و بحرانی بود. مدیریت بحران را باید در رفتار او بجوییم. گرچه او نیز به ظاهر اسیر و بسته به زنجیر بود و مصیبت‏ها و ناملایمات، بدن او را فرسوده كرده بود اما در همان حالت چنان اسرا را رهبری می‏كرد و چنان صبری سترگ و عظیم داشت كه برای هیچ كدام از افراد بشر رسیدن به این حد صبر ممكن نیست مگر به فضل خداوند بلندمرتبه.
وقتی بانگ رحیل و كوچ در یازدهم محرم سال 61 از وادی كربلا سر داده شد و برای آزردن دل اسرا آنان را بر اجساد كسان‏شان گذر دادند، امام زین‏ العابدین(ع)
نگاهی حزین بر پیكر قطعه قطعه پدر بزرگوارشان انداخت. این نگاه از دید ریزبین حضرت زینب پنهان نماند و خطاب به امام زمان خود فرمود:
«آنچه می‏بینی تو را غمین نكند. به خدا سوگند كه این حادثه از زمان رسول خدا تا جد و پدر و عمویت نیز اتفاق افتاده بود. حال آنكه خداوند عهدی از گروهی از امت ستانده كه فراعنه خاك آنها را نمی‏شناسند، ولی نزد اهل آسمان آشنایند؛ كه این اعضای پاره پاره و تكه تكه و این اجساد به خون تپیده را جمع و دفن كنند. در این بیابان پرچمی برای مزار پدرت (سرور شهیدان) نصب می‏كنند كه هیچ گاه نشان قبرش ناپدید نشده و در اثر گذشت زمان مَنِش او گم نشود. سران كفر و گمراهان بر نابودی مزار او بكوشند اما هیچ اثر نكند جز اینكه اثر او ظاهرتر و كار او نمایان‏تر شود.»

خطبه توفنده

كاروان اسرای اهل بیت پس از تحمل رنج‏های بسیار در حالی وارد كوفه شدند كه شهر برای پیروزی یزید آذین بسته شده بود. كاروانیان و به ویژه حضرت زینب وقتی كوفه را با آن منظره دیدند، دردشان افزون شد، چرا كه كوفه شهری آشنا نزد آنان بود. روزگاری سفیر كربلا به عنوان بانوی مجلله به همراه پدر و خانواده خود در كمال عزت وارد آن شهر شده بود و زنان كوفه ریزه‏خوار سفره علم و معرفت او بودند. با وجود كوهی از غم، حضرت زینب پرده سكوت و اشك را در هم ندرید زیرا سیاستمداری با درایت بود و اوضاع را تحت نظر داشت و می‏خواست با همه ناراحتی و دشواری اوضاع، ادای رسالت كند و پیام خون شهیدان را به گوش مردم برساند، و ماهیت رژیم خیانتكار یزید را آشكار سازد.
علاوه بر آن با بیان فجایع دلخراشی كه كارگزاران یزید بر خاندان نبی اكرم(ص) روا داشتند، مردم را به شورش و قیام علیه آنان فرا خواند.
حضرت زینب به مردم اشاره كرد ساكت باشند. نفس‏ها در سینه حبس شد و زنگ‏ها از صدا افتاد. سپس زینب(سلام الله علیها) به نیكویی به حمد و ثنای پروردگار پرداخت. چون به نام مبارك پیامبر اكرم(ص) رسید، بر او به نیكویی درود فرستاد و این شروع شكوهمند خطبه ایشان بود كه با صدای گیرا و سخن راستین خود توجه همگان را به خویش جلب كرد، سپس با شجاعت و شهامت تازیانه شماتت و ملامت را به دست گرفت و به یاد مردم كوفه آورد كه عهد خود را شكستند چرا كه آنان مردمانی با صفات زشتِ خدعه و تزویر، بی‏ایمانی و چاپلوسی هستند.
حضرت در ادامه پس از رسوا كردن كوفیان اشاره به زیان‏هایی كردند كه آنها از
عبیداللّه‏:
حمد خدای را كه شما را رسوا كرد و مردان‏تان را كشت و دروغ‏تان را آشكار ساخت.
زینب(سلام الله علیها):
حمد خدای را كه ما را به پیامبرش كرامت بخشید و از آلودگی‏ها پاك گردانید،
پسر زیاد رسوا نمی‏شود مگر فاسق و دروغ نمی‏گوید مگر فاجر و آن چیزی است كه
ما از آن به دوریم.
ابن‏زیاد:
كار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟
زینب(سلام الله علیها):
از خداوند در باره برادرم جز نیكویی و احسان ندیدم.
او و یارانش افرادی بودند كه خداوند برای آنها شهادت را مقرر فرمود و آنها با اختیار خود
به سوی جایگاه تعیین‏شده خود رفتند ای زاده مرجانه، مادرت به عزایت بنشیند.
كشتن سبط پیامبر(ص) نصیب‏شان شده است و آنان را از عذاب خدا بیم دادند و فرمودند:
«آوخ! كه بد توشه‏ای برای خویش گرد آوردید و چه بد باری را برای روز رستاخیزتان بر دوش خویش نهادید. حسرت و سرنگونی بر شما باد! تلاش‏تان به نومیدی گرایید و دست‏هاتان بریده شد. سوداگری‏تان به زیان انجامید و به خشم خدا گرفتار آمدید و مُهر خواری و بیچارگی بر پیشانی‏تان زده شد.»
در ادامه سفیر كربلا تمام مسئولیت حوادثی را كه رخ داده بود، بر دوش آنها افكند تا بر گردن سران و فرماندهان و امثال آنان نیفكنند و از سهل‏انگاری‏شان در دنیا و آخرت ترساندشان؛ زیرا در دنیا ننگی بود كه هیچ گاه از دامان‏شان زدوده نمی‏شد و در آخرت، غضب الهی بود.
حضرت زینب(س) چنین صریح با مردم كوفه در بازار سخن گفتند كه اشك از دیدگان آنان جاری شد چرا كه بانوی فرزانه بنی‏هاشم سخنی جز حق نگفتند، كوفیان با حق ناآشنا نبودند، ولی از یاری كردنش دست باز داشته بودند، همانند انصار و مهاجرانی كه فاطمه صدیقه(س) با صدای پرطنین و صاعقه‏وار خویش خطاب‏شان كرد؛ همین گونه بود آهنگ صدای امام علی بن‏ابی‏طالب(ع) در آخرین سخنرانی‏هایش برای مردم كوفه.
این یكی از مهم‏ترین درس‏هایی است كه مبلّغان قیام حسینی باید از حضرت زینب(س) بیاموزند كه به طمع دنیا یا ترس از حاكمان، با باطل سازش نكنند. خطابه ایشان در بر دارنده عوامل روانی و برخوردار از عاطفه‏ای جوشنده و توفنده بود تا آگاهی‏بخشی معنوی و ابراز دوستی صادقانه با رهبران راستین و دعوت صریح آنها و دادن مسئولیت مستقیم به شنونده و مخاطب باشند.
زن امروز باید به پیروی از سفیر كربلا آنگاه كه می‏خواهد مقاصد سیاسی اجتماعی خود را میان گروهها و احزاب مختلف مطرح سازد، صداقت را پیشه خود سازد و چون زینب كبرا شجاعانه به همه جنبه‏های مختلف مقاصد خود بپردازد و تنها به یك یا چند جنبه از خط مشی خود بسنده نكند و از سایر جنبه‏ها غافل نشود. در تمام این خطبه غرّا روی سخن آن بزرگ‏بانو با مردم است و خود را مستقیم با ابن‏زیاد و یزید طاغی روبه‏رو نساخت. تمام گفتار آن حضرت پیرامون مسئولیت مردم در برابر اعمال‏شان است. این گونه سخن گفتن، بیانگر جامعه‏شناسی و مردم‏شناسی بزرگ‏بانوی كربلاست. زن امروز باید جامعه‏شناسی را از بانوی سیاستمدار صحرای كربلا بیاموزد و بداند چگونه با هر گروه و حزبی سخن بگوید و آنها را مخاطب قرار دهد.
یاری جستن از پروردگار
بدین گونه زینب كبرا دختر رشید علی(سلام الله علیهما) بدون اینكه هراسی به دل راه دهد با سخنان كوبنده و شكننده‏اش ابن‏زیاد را در برابر دیدگان مردمی كه به قصد قدرت‏نمایی خود در آن مجلس جمع كرده بود، مفتضح و رسوا ساخت.
ابن‏زیاد تصور می‏كرد دختر علی بن‏ابی‏طالب(سلام الله علیهما) با ترس وارد مجلس می‏شود
و عذر تقصیر می‏خواهد، به جرم خطبه‏ای كه در بازار كوفه ایراد كرده بود،
اما مجلس شاهد ورود بانویی شد كه كمترین اعتنایی به شكوه ظاهری آن نكرد.
حضرت در برخورد خود با ابن‏زیاد نشان داد مؤمن ـ هر چند در اسارت باشد ـ هیچ گاه در برابر دشمن ـ هر چند قوی و قدرتمند ـ سر ذلت فرو نخواهد آورد.
چه چیز سبب شد زینب كبرا در عین روبه‏رو شدن با آن همه مصایب در پاسخ ابن‏زیاد كه سؤال كرد «كار خدا را با اهل بیت خود چگونه یافتی؟» فرمود: «مشكلات، مصیبت‏ها و سختی‏هایی كه در راه خدا دیدم، همه برایم زیبا بود.»؟ آیا به راستی كشته شدن عزیزانی چون برادر، فرزند، برادرزاده و ... برای یك زن زیباست؟! آیا آتش‏سوزی خیمه‏ها، غارت آنها، سرگردانی كودكان و پریشانی زنان و اسیری آنان و گردانیدن اهل بیت در كوی و برزن زیباست؟ چگونه ممكن است این همه سختی و مصیبت زیبا باشد؟ فقط یكی از این مصایب و سختی‏ها می‏تواند انسان پر مدعای مدرن قرن بیست و یكم را از پا در آورد تا به زمین و زمان ناسزا گوید و همه عرشیان و فرشیان را مقصر بداند و همه عالم را بازخواست كند كه چرا دچار چنین مصیبتی شده است! چه چیز سبب شد زینب كبرا(سلام الله علیها)همه مصایب و سختی‏ها را زیبا ببیند؟! زیبا دیدن چگونه قابل توجیه است؟
خداشناس حقیقی بنی‏هاشم خود را بنده حق می‏دید و سربلندی خود را در گرو انجام وظیفه الهی خود می‏دانست. در مسیر عمل به وظیفه، شهادت انسان كاملی چون حسین بن‏ علی(سلام الله علیهما) و یاران فداكارش و اسارت اهل بیتش و همه ناگواری‏ها، گوارا و شیرین و زیباست. این جهان‏بینی مؤمن است كه هر آنچه از سوی خدا به او می‏رسد، همه را خیر و زیبا می‏بیند زیرا كه خداوند برای بندگانش جز خیر نمی‏خواهد و این نگرشی توحیدی و زیبا به تمام پدیده‏های جهان هستی است و به قول خواجه حافظ شیرازی:
منم كه شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم كه دیده نیالوده‏ام به بد دیدن
وفا كنیم و ملالت كشیم و خوش باشیم
كه در طریقت ما كافری است رنجیدن
همه شكوه و عظمت و سربلندی بزرگ‏بانوی خردمند بنی‏هاشم در برابر قدرت ابن‏زیاد، از توان ایمان به خدا و آرامش سرچشمه گرفت. این همه اطمینان و بی‏هراسی را حضرت زینب از زنده نگاه داشتن یاد خدا در قلبش به دست آورد. آدمی باید بداند با یاد و ذكر خدا هیچ گاه به بن‏بست نمی‏رسد و شكست نمی‏پذیرد. چنان كه امام حسین(سلام الله علیه) به بن‏بست نرسید و ذلت بیعت با یزید را نپذیرفت و با تسخیر دل‏های مؤمنان پیروز شد و عاشورا بزرگ‏ترین جاذبه دل‏های باایمان شد. حضرت زینب(سلام الله علیها)ادامه‏دهنده راه حسین بن‏ علی(سلام الله علیهما) و شاگرد مكتب ایشان بود و با سخنان خود به شوكت و عظمت نهضت خونین كربلا افزود.
عبیداللّه‏ گمان می‏كرد دختر علی بن‏ ابی ‏طالب(سلام الله علیهما) در جواب او خواهد ماند و به خدا شِكْوه می‏برد اما دید هر بار نهیب او كوبنده‏تر و حملاتش شدیدتر شد و چنان بنای خروشیدن را گرفت كه هول و هراس بر دل او و تمامی كارگزارانش افكند و در همه حال سعی داشت بُعد سیاسی و حماسی اسارتش را بر هر چیز چیره گرداند تا روح حماسی حركتش هر چیزی را تحت تأثیر قرار دهد و به عنوان چشمه جوشانی در بستر تاریخ بخروشد و زلال شجاعت و مبارزه و شور و حماسه را به كام خشكیده مردگان تاریخ بریزد و آرایش و زینت هر قیام و جنبشی باشد.

جنبشی بر ضد یزیدیان

عبیداللّه‏ در زیر ضربات و حملات كوبنده كلام آتشین عقیله بنی‏هاشم چنان درمانده شد كه اقامت آنان را حتی برای یك روز در كوفه، خطری بزرگ برای حكومت خود دانست، بنابراین نامه‏ای به یزید نوشت و چگونگی ماجرای شهادت امام حسین(سلام الله علیه) و یارانش و نیز اسارت زنان را گزارش داد و از او خواست كه در مورد اسرا تصمیم بگیرد. یزید در پاسخ فرمان داد كاروان اسرا با سرهای شهدا به شام روانه شوند.
روز اوّل ماه صفر سال 61 دمشق غرق در شادمانی، خود را پذیرای ورود خارجیان و كافران (بنا به تبلیغ رسانه‏های حكومتی بنی‏امیه) كرد! كاروان اسرای اهل بیت عصمت و طهارت پس از گرداندن در شهرِ آذین بسته شده دمشق ـ به مناسبت پیروزی یزید ـ به زندانی برده شد. پس از چندی یزید به شكرانه پیروزی بر حسین بن‏ علی(سلام الله علیه) مجلسی باشكوه آراست و از بزرگان شام و دیگر مناطق دعوت كرد و زینت‏بخش محفل خود را سرهای بریده شهدای كربلا قرار داد! در چنین حالی پذیرای اسرای خاندان نبی گرامی اسلام شد. به محض ورود حضرت زینب(سلام الله علیها) به مجلس و دیدن سر برادر بزرگوارشان(سلام الله علیه) با صدای حزین دادِ سخن داد:
«ای حسین! ای حبیب خدا، ای فرزند مكه و منا، ای پسر فاطمه زهرا، ای دخترزاده مصطفی ...» ناله سفیر كربلا چنان دل‏ها را دگرگون كرد كه مجلس طرب و شادی را مبدل به مجلس غم و سوگواری نمود!
یزید شروع به سخن كرد و با سخنان كفرآلود و خوف‏انگیز خود مقدسات اسلام را بی‏شرمانه انكار كرد و كشتن حسین(سلام الله علیه) و این همه اطمینان و بی‏هراسی را حضرت زینب(سلام الله علیها) از زنده نگاه داشتن یاد خدا در قلبش به دست آورد.
آدمی باید بداند با یاد و ذكر خدا هیچ گاه به بن‏بست نمی‏رسد و شكست نمی‏پذیرد.
یارانش را به انتقام كشته‏های كفار قریش در جنگ بدر قلمداد كرد. در آن جوّ رعب‏آور، یزید به یاوه‏سرایی‏های خود ادامه داد و قصد آن را داشت كه به كلی پرونده خاندان پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) و اسلام ناب و خالص را پایان یافته اعلام كند و ارزش‏های دوران جاهلی را گستاخانه زنده نماید!
در آن فضای مرگبار و بهت‏انگیز حاكم بر مجلس، شیرزنی اسیر در بند از گوشه مجلس دادِ سخن داد و اجازه نداد یزید مقصود خود را عملی سازد و ارزش‏های دوران جاهلی را بار دیگر زنده سازد. او بیان كرد:
«ستایش پروردگار جهانیان و درود بر جدم سرور پیامبران، قول خدا راست در آمد كه فرمود: ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساؤوا السُّوءَ أَن كَذَّبوُا بِآیاتِ اللّه‏ِ وَ كانوُا بِها یَسْتَهْزِئونَ ...».
سپس با تمسخر سلطنت و قدرت دروغین طاغوت، سرش را به سنگ كوفت و با بیان قدرت پایان‏ناپذیر الهی، قدرت مادی یزید را كوچك شمرد و فرمود:
«یزید! راستی تو بر این باوری اكنون كه عرصه آسمان و زمین را بر ما تنگ كرده‏ای و ما را به عنوان اسیر این سو و آن سو می‏گردانی و بر ما چیره شده‏ای، ما نزد خدا هم این گونه خوار و بی‏مقدار هستیم؟ خیال می‏كنی چون پیروز شدی، نظر كرده خدایی و ما كه مغلوب، خوار درگاه او؟ به همین خاطر باد در دماغ انداخته‏ای و با غرور به اطراف خود می‏نگری و شادمان مشت بر سینه می‏كوبی و خرسندی كه چرخ دنیا بر مراد تو می‏گردد و كارها مطابق خواست تو نظام می‏گیرد و حكومتی كه سزاوار ما بوده، بر تو هموار گشته است؟ اما لختی آهسته‏تر! چنین از روی نادانی سرود پیروزی مخوان. آیا فراموش كرده‏ای كه خداوند می‏فرماید: «و لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ كَفَروا أنَّما نُمْلی لَهُمْ خَیْرٌ لاِءَنفُسِهِمْ، إِنَّما نُمْلی لَهُمْ لِیَزْدادوا إِثْما ...»
آغاز خطبه، هجوم‏هایی پی در پی است و هیچ ملاحظه‏ ای در آن با طاغوت دیده نمی‏شود. هر چه هست زبونی سلطنت و ریشخند كردن شكوه ظاهری آن و یادآوری عظمت خدای بلندمرتبه است و اینكه ملاك نزدیكی به خدا، رسیدن به حطام دنیا و چیزی از متاع فرسوده آن نیست.
آنگاه بزرگ‏بانوی اسلام، یكی از گناهان بزرگ یزید را به خاطرش آورد و آن گناه عظیم، گرداندن دختركان نبی گرامی اسلام(صلی الله علیه واله و سلم) در كوچه و خیابان‏ها بود و به او سركوفت زد: تو فرزند «طلقاء» ـ آزادشدگان ـ هستی و پیامبر پدران تو را پس از فتح مكه، زمانی كه بر آنان چیرگی آورده بود، مورد بخشش قرار داد، آیا این عدالت است كه دختران پیامبر از دهها كوی و برزن عبور داده شوند، در حالی كه هیچ حامی و پشتیبان نداشتند؟!

مفسر آگاه قرآن

به این ترتیب حضرت زینب(سلام الله علیها) پس از آنكه پرده قدرتِ گذرایی را كه جلو چشم یزید را گرفته بود و بدان می‏نازید از مقابل چشمش كنار زد، او را سخت كوفت و در برابر دیدگان فرماندهان و عُمّالش رسوا كرد؛ همچنین نشان داد یزید با اسلامی كه به نامش بر تخت حكومت تكیه زده، هیچ همگونی ندارد، چرا كه هنوز كینه پیروزی اسلام بر كفر در روز بدر را در دل دارد.
در ادامه با آنچه در كلام آتشین دختر حیدر كرار در دربار یزدی شاهد هستیم آن است كه: سفیر كربلا برای اینكه به یزید پاسخ عقلانی كوبنده دهد، با تمسك به آیات شریف قرآن جوابی مناسب داد. انتخاب آیات، نشانگر حضور ذهن و آرامش خاطر و تسلط كامل ایشان بر قرآن كریم است.

رویكردها و آموزه‏های مبارزه زینبی

قیام امام حسین(سلام الله علیه) آغاز مبارزه و شكل‏گیری آن است اما ادامه مبارزه و هدایت آن در مسیر واقعی‏اش حاصل اسارت حضرت زینب(س) است. بدیهی است ادامه مبارزه با حفظ ماهیت آن، كاری بس دشوار بود از این‏رو سفیر كربلا سعی داشت مبارزه‏اش را بر اصولی تغییرناپذیر (كه از مبانی قرآن و سنت نبوی مایه می‏گرفت) پایه‏ریزی كند. مهم‏ترین اصولی كه از كلام آتشین زاده حیدر كرار در كاخ یزید برداشت می‏شود، عبارت است از:
1ـ شكست دشمن: زینب كبرا(سلام الله علیها) بر اساس منطق قرآن ددمنشی‏های یزید را در باب به شهادت رساندن امام حسین(سلام الله علیه) و اسارت اهل بیتش را پیروزی یزید ندانست بلكه آن را مهلتی دانست تا یزید بر گناهانش بیفزاید.
2ـ افشای ماهیت دشمن: عقیله بنی‏هاشم پیشینه خانوادگی یزید را در جمع سران و بزرگان محفلش آشكار ساخت و یادآور شد خاندان یزید یا آل‏سفیان هیچ گاه با اسلام و پیامبر رابطه خوبی نداشته‏اند، در ادامه ثابت كرد جنگ یزید با برادرش، جنگ قومی و یا ملی و یا حتی رقابت برای رسیدن به قدرت نبود بلكه جنگ كفر و ایمان و جنگ غرور جاهلیت با تمامی ارزش‏های اسلامی است.
3ـ مرگ در راه مبارزه، نابودی نیست: بزرگ‏بانوی خردمند بنی‏هاشم ضمن زبون كردن یزید، با بیان شجره ناپاك خانوادگی‏اش، به ارزیابی قیام خونین كربلا پرداخت و روح شهادت‏طلبی را خاستگاه حركت و قیام اسلامی قرار داد و آن را به عنوان رمز پیروزی و بقا و ثبات حكومت اسلامی در طول تاریخ قلمداد كرد.
4ـ قدرت دشمن را پوشالی دانستن: زینب(سلام الله علیها) در ادامه نطق آتشین خود، یكی
یزید! راستی تو بر این باوری اكنون كه عرصه آسمان و زمین را بر ما تنگ كرده‏ای
و ما را به عنوان اسیر این سو و آن سو می‏گردانی و بر ما چیره شده‏ای،
ما نزد خدا هم این گونه خوار و بی‏مقدار هستیم؟ خیال می‏كنی چون پیروز شدی،
نظر كرده خدایی و ما كه مغلوب، خوار درگاه او؟ به همین خاطر باد در دماغ انداخته‏ای
و با غرور به اطراف خود می‏نگری و شادمان مشت بر سینه می‏كوبی
و خرسندی كه چرخ دنیا بر مراد تو می‏گردد و كارها مطابق خواست تو نظام می‏گیرد
و حكومتی كه سزاوار ما بوده، بر تو هموار گشته است؟ اما لختی آهسته‏تر!
چنین از روی نادانی سرود پیروزی مخوان.
دیگر از اصول مبارزه را ترسیم كرد و آن توخالی و پوچ دانستن قدرت بود. زور و قدرت، آب حیات هر ستمگری است و هر ستمكاری، زمانی كه احساس قدرتمندی می‏كند، شادمان است و دوست دارد همه او را ستایش كنند. یزید نیز خود را در اوج پیروزی می‏دید و مست باده قدرت بود اما زینب كبرا(سلام الله علیها) با مطرح كردن پوشالی بودن قدرت او تمامی شیرینی پیروزی را در كامش مبدل به تلخی زهر كرد.
5ـ ترس و اضطراب به خود راه ندادن: دختر حیدر كرار(سلام الله علیهما) در حالی كه ریسمان بر گردن داشت و در كاخ مجلل و باشكوه یزید، حكمران شام قرار گرفته بود، بدون هیچ ترس و اضطرابی دادِ سخن داد، چون با ایمان قلبی كه داشت، دشمن به همان اندازه در نظرش كوچك و بی‏ارزش بود كه خداوند در دیده و جانش بزرگ و عظیم. بنابراین بدون هیچ ترس و واهمه‏ای نطق آتشین خود را در برابر تمامی انسان‏های به ظاهر بزرگ و قدرتمند شام بر زبان جاری كرد.
6ـ جاودانگی آثار مبارزه: با اطمینان كامل به آینده درخشان قیام برادرش و آگاهی به آثار جاویدان و فراگیر آن در تاریخ، خطاب به یزید فرمود:
«ای یزید! هر چه می‏توانی در راه دشمنی ما مكر و حیله و نقشه طرح كن و كوشش به خرج بده! به خدا سوگند! نمی‏توانی نام ما را از خاطره‏ها و صفحه تاریخ محو نمایی!...»
زینب كبرا(سلام الله علیها) براساس اعتقاد عمیق خود به قرآن به خوبی می‏دانست تمامی نقشه‏ها و توطئه‏های یزید بر باد است و آنچه در آینده تاریخ می‏درخشد، آثار قیام خونین برادرش است.
7ـ هدفداری: در پایان خطبه آتشین، زینب كبرا فرمود:
«اكنون حمد می‏كنم خدای را كه آغاز كار ما را به سعادت و مغفرت قرار داد و پایان آن را به شهادت و رحمت ختم نمود. از خداوند متعال می‏خواهیم كه ثواب و رحمت خویش را بر شهیدان ما تكمیل فرماید و اجر و مزد آنان را افزون سازد و جانشینی ما را از آنها نیكو مقرر فرماید، زیرا او خداوند بخشنده و مهربان است و او پناهگاه ما است و ما را كافی است و او نیكو وكیلی است.»
حضرت هدف از آفرینش بشر را به معرفت حق رسیدن و در جوار رحمت او آرمیدن می‏داند و معتقد است وقتی بنده‏ای به خدا پیوست و در هیچ وضعی خود را از او جدا ندید، آنگاه تلخی و شیرینی، مرگ و حیات همه و همه در نظرش یكسان است.
رسوایی طاغوت
خطبه كوبنده سفیر كربلا چنان اوضاع مجلس آراسته یزید و او را آشفته كرد كه یزید دچار سردرگمی شد و ترسید با افشاگری‏های دختر علی بن‏ابی‏طالب(سلام الله علیه) پایه ‏های حكومتش دچار تزلزل شود. ترس زمانی بیشتر شد كه حضرت زینب(سلام الله علیها) در مسجد شام هنگامی كه امام سجاد(سلام الله علیه) مشغول ایراد خطبه افشاگرانه خود بود، با فریادهای رسا آن امام را یاری كرد. یزید كه بیم داشت مبادا قشر عمومی جامعه كه از حقایق كارهای او و خاندانش بی‏اطلاع بودند، متوجه شوند و سر به شورش و قیام بردارند، برای اینكه خود را از چنین خطر بزرگی وا رهاند، راهی جز دلجویی و عذرخواهی از اسیران ندید تا بدین وسیله جوّ شام را آرام كند و پرده بر اعمال نادرست خود بكشد.
از روی تملق و چاپلوسی به عذرخواهی و پوزش متوسل شد تا شاید بدین وسیله راه نجاتی یابد و خود را از وضع خطرناكی كه در آن قرار گرفته بود رها سازد. بنابراین پس از آنكه گناه قتل امام حسین(سلام الله علیه) را به گردن پسر مرجانه انداخت، اهل بیت را مورد نوازش قرار داد و از آنها خواست اگر تمایل دارند در شام نزد او بمانند و اگر نمی‏خواهند به مدینه بازگردند.
از آنجا كه بانوی شجاع اسلام قصد داشت بیشتر با مردم سخن بگوید و آنها را در جریان فاجعه دردناك صحرای كربلا قرار دهد و از این ره نهضت خونین برادر را به بهترین شیوه معرفی كند، فرمود: «پیش از هر چیز باید برای كشتگان خود سوگواری كنیم»
یزید به خوبی از منظور سفیر كربلا آگاه بود، ولی در وضعی قرار داشت كه نمی‏توانست پاسخ منفی دهد. از این‏رو دستور داد سه روز برای كشتگان كربلا عزاداری كنند. زینب كبرا(سلام الله علیها) به رغم خستگی زیاد مصمم بود در هر فرصتی جنایت‏های یزید را بدون ملاحظه شماره كند و بر رسوایی او بیفزاید.

روانه كردن كاروان به مدینه

پس از برپایی مراسم سوگواری شهدای كربلا در شام، چنان از اعتبار و نفوذ یزید میان مردم كاسته شد كه مصلحت ندید كاروان اسرای كربلا در شام بماند، بنابراین اسباب سفرشان را فراهم كرد و آنان را راهی مدینه كرد.
مردم مدینه بر خلاف مردم شام و كوفه، در كسوت عزا به استقبال كاروان اهل بیت(سلام الله علیهم)آمدند. با دیدن آنها صدای گریه و شیون فضای شهر را پر كرد. سفیر كربلا در آغاز ورود به مدینه و با دیدن مرقد جدش رسول اكرم(صلی الله علیه و اله و سلم) بار دیگر دادِ سخن داد و فرمود:
«ای مدینه پیامبر! چه شد آن روزی كه ما به صورت دسته‏جمعی با شادی و خوشحالی خارج می‏شدیم اما امروز در اثر حوادث روزگار، مردان و فرزندان و جوانان خود را از دست داده‏ایم و با غم و اندوه وارد می‏شویم ...»

هدف از عزاداری

پس از ورود به مدینه، حضرت زینب آرام ننشست و برای مردم (كه به قصد دیدارشان می‏آمدند) در لوای عزاداری، تبلیغات
زن معاصر برای رهایی از اسارت فرهنگ غرب، راهی ندارد
جز آنكه زینب(سلام الله علیها) را به عنوان الگو و سرمشق زندگی خود برگزیند.
گسترده‏ای علیه دستگاه ستمگری یزید را آغاز كرد. حضرت دو هدف عمده را از برگزاری مراسم سوگواری برای امام حسین دنبال می‏كرد:
1ـ ماهیت اهریمنی یزید را افشا می‏كرد؛
2ـ مردم را به خاطر عدم یاری امام‏شان سرزنش می‏نمود!
سرانجام اهداف سفیر كربلا به بار نشست و نفرت و انزجار عمومی چنان بالا گرفت كه عموما به طور علنی و آشكار یزید و كارگزارانش را لعنت می‏كردند. جوانان كه آتش انتقام، درون‏شان شعله‏ور شده بود، همگان و خود را به دلیل عدم یاری امام سرزنش می‏كردند و تنها راه جبران را انتقام‏جویی می‏دانستند.

تبعید

فرماندار مدینه (عمرو بن ‏سعید) شهر را در آستانه شورش دید و عامل اصلی جنبش را دختر علی بن‏ابی‏طالب(سلام الله علیه)دانست، از این‏رو هیئتی نزد او فرستاد تا از تحریك مردم دست بكشد. اما حضرت زینب(سلام الله علیها) كجا و سكوت و بی‏اعتنایی كجا؟! با خاموشی و سكوت وداع كرده بود و یك دنیا فریاد شده بود؛ فریادی به بلندی تاریخ در همه اعصار؛ نه فریادی كه از گلوی یك زن زندانی در خانه بیرون آید. عمرو بن‏سعید زمانی كه دید هشدارهایش در مورد سكوت كارگر نیست، به یزید نامه‏ای نوشت و از او كسب تكلیف كرد. یزید فرمان داد كه زینب از مدینه خارج شود.
حضرت زینب(سلام الله علیها) عزم خود را بر خروج از مدینه جزم كرده و با آن دیار وداع گفت. برای ادای رسالت و معرفی نهضت خونین برادر از شهری به شهری می‏رفت. هر جا كه پا می‏گذاشت، آتش انقلاب و شورش را علیه دستگاه بنی‏امیه شعله ‏ور می‏كرد، بدین سبب هیچ كجا برای او جای ماندن نبود، چرا كه به دستور خلیفه باید شهرها را یكی پس از دیگری ترك می‏كرد. تا اینكه سرانجام در دیار غربت جان به جان آفرین تسلیم كرد.

راز اسارت اهل بیت(سلام الله علیهم)

اینجاست كه رازی نهفته آشكار می‏شود كه چرا سیدالشهدا بانوی بانوان و زنان و كودكان را همراه خویش به صحرای كربلا برد، با آنكه خود به سرانجام سفر آگاه بود و اهل كوفه را خوب می‏شناخت.
اسارت بانوان، فاجعه كربلا و جنایات بنی‏امیه و فداكاری امام حسین(سلام الله علیه) را از پس پرده بیرون آورد. اگر اسارت آنها نبود، دشمنان آل محمد(صلی الله علیه و اله و سلم) پرده‏ای بر جنایات كربلا می‏كشیدند و نمی‏گذاشتند كسی از آن آگاه شود، یا كسانی را كه اطلاع داشتند، زبان‏شان را به وسیله پول یا زور می‏بستند و جنایات هولناك خود و فداكاری و شجاعت عظیم اهل بیت را از صفحات تاریخ پاك می‏كردند اما حضرت زینب(سلام الله علیها) باید در كربلا باشد، فداكاری برادر و جنایتكاری بنی ‏امیه را ببیند، سپس اسیر شود تا این حقیقت بزرگ محو نشود
فدائی   خامنه ای , mehdi_qatar
فدائی خامنه ای - 07:40 1389/01/28
62

خاطره خواندنی از رهبر شیعیان عربستان

شیخ الامری رهبر شیعیان عربستان است که بخاطر مواضع شیعی خود در دفاع از ائمه اطهار (ع) سالها در زندان وهابیون به سر برده است و یکبار نیز از طناب دار نجات یافته است.

به گزارش خبرنگار «جهان» از عربستان، سال‌ها پیش اعلامیه هایی در دفاع از شیعیان و حقوق آنها در عربستان و بویژه شهر مدینه بین اقشار مختلف مردم پخش می شد و حکومت پادشاهی عربستان طی چند روز بسیاری از شیعیان را دستگیر و سال ها آنها را به زندان انداخت.

شیخ الامری رهبر شیعیان عربستان به اصرار وهابی ها از حکومت عربستان، به زندان افتاد و با شکایت وهابی ها، دادگاه سعودی وی را به اعدام محکوم کرد.

شیخ الامری پس از چندماه زندانی شدن، سرانجام خود را برای اعدام آماده کرده بود.

البته دادگاه عربستان جرم وی را پخش اعلامیه علیه حکومت و شوراندن شیعیان علیه پادشاهی این کشور عنوان کرد که در واقع اقدام وی در جهت دفاع از حقوق شیعیان و پایان داده به بی حرمتی های وهابیون علیه شیعیان بود.

شیخ الامری در یک مراسم حج در سال 79 در گفتگویی با یکی از ائمه ‌های جمعه ایران که در مدینه بسر می برد، این خاطره را تعریف کرد که همه چیز دست به دست هم داد تا من را اعدام کنند و پس از چندماه زندانی شدن سرانجام روز اعدام فرا رسید.

من را در ملأ عام و مقابل دیدگاه هزاران شیعه و برخی عاملان حکومت به پای چوبه دار بردند و طناب را به گردنم انداختند.

به حضرت زهرا توسل کرده و زیر لب با خودم گفتم "یا حضرت زهرا من فقط برای دفاع از شما و آبروی شما به پای چوبه دار آمده ام. یاری ام کن".

وقتی طناب دار را کشیدند پس از حدود 30 ثانیه طناب پاره شد و من بی هوش شدم و دیگر چیزی از آن لحظه هم بیاد نمی آورم. وقتی به هوش آمدم 35 روز گذشته بود و در یکی از بیمارستان‌های مدینه بستری بودم و فهمیدم نجات یافته بودم.

طبق قانون کشور عربستان اگر کسی به هر طریقی از طناب اعدام نجات یابد دیگر هیچ اتهامی متوجه او نیست و کاملا آزاد است.

فدائی   خامنه ای , mehdi_qatar
فدائی خامنه ای - 07:07 1389/01/28
61

قلب امام زمان را شاد کنید؛ توصیه هایی به جوانان

 

توصیه های اخلاقی آیت ‌الله العظمی میرزا جواد تبریزی(ره) به جوانان

 

سعی كنید با افراد متدیّن معاشرت كنید و با افرادی كه فكر و حركت آنها شما را به گناه می‌كشاند هم‌صحبت نشوید، و افكار شیطانی را از فكر خود محو نمایید. به معنویات روی آورید و در مجالس وعظ و خطابه شركت كنید. اذكار خود را بیشتر كنید و در هر كاری از خدا كمك بخواهید.

 

شیطان همواره در كمین است، امّا انسان باید آنقدر تهذیب نفس داشته باشد كه اجازه ندهد شیطان در او رسوخ كند و او را فریب دهد، لذا قبل از اینكه پشیمان شوید، شیطان را از خود برانید؛ زیرا خدای ناكرده اگر سریع به فكر خود نباشید، ممكن است نتوانید در آینده از القائات شیطان رها شوید. تا جوان هستید فرصت دارید خود را خلاص كنید.

 

اوّلین گام برای شما این است كه یك شخص متدین را راهنمای خود قرار دهید؛ از فردی كه خود صاحب كمال است، كمك بخواهید و قدری از روز را با او بگذرانید. سعی كنید با افراد متدیّن معاشرت كنید و با افرادی كه فكر و حركت آنها شما را به گناه می‌كشاند هم‌صحبت نشوید، و افكار شیطانی را از فكر خود محو نمایید. به معنویات روی آورید و در مجالس وعظ و خطابه شركت كنید. اذكار خود را بیشتر كنید و در هر كاری از خدا كمك بخواهید.

 

با خود زیاد خلوت نكنید، اگر فكر گناه به ذهنتان خطور كرد از محل خارج شده، شروع به قدم زدن نمایید و خود را به كاری مشغول كنید تا فكر باطل از ذهن شما خارج شود. باید ببینید سبب اصلی تحریك شهوت شما چیست، بعد آن را علاج یا از آن دوری كنید، به مرور زمان، مسئله گناه را ـ ان شاءالله ـ فراموش خواهید كرد. اگر بتوانید هنگامی كه شیطان به سراغ شما آمد وضو ساخته و شروع به نماز خواندن نمایید، بسیار مؤثر است، در آن بركاتی است كه شما را در جهت خلاصی از این مشكل، كمك خواهد كرد.

 

 

 

توسّل به اهل بیت(ع)

اصولاً توسّل به پیامبر اكرم(ص)، صدیقه طاهره و ائمه معصومین(ع) و واسطه قرار دادن آنها در پیشگاه خداوند متعال برای برآورده شدن حاجات، در اذهان عموم مؤمنین، علما و اصحاب ائمّه، از مسلّمات و مرتكزات (ثابت ها) بوده و جای هیچ شك و شبهه‌ای در آن نیست. اگر در موردی مانند این موارد كه از مسلّمات بین مؤمنین است روایات زیادی در دسترس نباشد، نه به جهت ضعف مطلب؛ بلكه به جهت وضوح مطلب و رسوخ آن در اذهان است و این خود كافی بوده و نیازی به نقل و ضبط ندارد.

 

اصحاب ائمّه، عمده اهتمامشان بر این بود كه در فروع [احكام دین]، جهات مختلف را مورد سؤال قرار داده و روایات آن را ضبط و نقل نمایند و در اصول و مسائل اعتقادی و آنچه كه به مقام و منزلت معصومین(ع) مربوط می‌شود، به جهت وضوح و مسلّم بودن به سؤال و نقل معدود اكتفا می‌كردند. مسئله توسل به پیامبر اكرم(ص) و اهل بیت(ع) امری نیست كه كسی بتواند در آن تشكیك كند، هر چند بعضی‌ها كه نمی‌دانند یا نمی‌خواهند بدانند، از جهاتی در صدد ایجاد شبهه در اذهان مردم، به خصوص ضعفای مؤمنین هستند، امّا تلاش اینان بی‌ثمر بوده و به نتیجه‌ای نخواهد رسید.

 

مگر نه اینكه خداوند متعال در قرآن مجید فرموده است: َوَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَة؛ یعنی برای رسیدن به خداوند و تقرّب به درگاه او وسیله بجویید (مائده/35). چه وسیله و واسطه‌ای مهم‌تر و اساسی‌تر از پیامبر اكرم(ص) و ائمّه معصومین(ع) می‌باشد؟ توسّل به آن ذوات مقدسه نه تنها در میان مؤمنین این امّت و علما و اصحاب ائمّه، امری رایج بوده، بلكه نزد انبیای سابق هم مورد توجّه بوده است؛ چنان‌كه از روایاتی كه در توبة حضرت آدم در ذیل آیه شریف:‌ «فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ»(بقره/37) وارد شده و غیر از این مورد، از روایات متعدد در مورد انبیا به دست می‌آید. بنابراین، توسل و التجا به آن بزرگواران و شفیع قرار دادن آنها در پیشگاه خداوند متعال، جهت عظمت مقام آن حضرات در نتیجه عبودیت و نهایت تذلّل و بندگی‌شان در درگاه خداوند، ثابت است.

 

خواندن دعای توسل یا حدیث كسا و امثال آن از مصادیق: «وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَة» و موجب نجات و خلاصی از ناگواری‌ها و دشواری‌ها و ایجاد [كننده] زمینه برخورداری از بركات و مواهب می‌باشد. همان‌طور كه شفاعت آنها در آخرت موجب نجات و رهایی از عذاب آخرت است و مؤمنین به شفاعت آن بزرگواران امید دارند و خداوند متعال هم شفاعت آنها را می‌پذیرد، بر اساس آی شریف: «وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ»(سبا/23) اگر بنا باشد كه خداوند متعال به شفاعت كسی در روز قیامت اذن بدهد، در مرتبة اوّل پیامبر اكرم(ص) و اهل بیت(ع) طاهرینش می‌باشند و رسول گرامی اسلام(ص) و ائمّه، قدر متیقّن از اذن در شفاعت برخوردار می‌باشند، همان‌طور كه قبول ولایت آن بزرگواران، اقتدا و تأسی به آنها در مقام عمل، تنها راه رسیدن به سعادت و رستگاری می‌باشد و هدایت تنها در این راه است.

 

یكی از مصادیق « وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَة» دعا است كه «حدیث كسا» را شامل می‌شود. این حدیث شریف، مصداق بارز توسل به مقام شامخ اهل بیت(ع) است، آن را بخوانید كه مضامین آن بسیار عالی است و بسیاری از افراد جهت حلّ مشكل، آن را تجربه كرده و نتیجه گرفته‌اند. و ان شاءالله به عنایت امام زمان(ع) مشكل حل می‌شود، نگران نباشید. از خدا بخواهید كه لذت عبادت را به شما عنایت نماید و بعد از چشیدن حلاوت عبادت، در قلب شما جای خواهد گرفت و معنویتی در خود احساس می‌كنید كه لذّت آن از هر چیزی بالاتر خواهد بود.

 

به تكالیف الهی توجّه داشته و بسیار به یاد قیامت و روز حساب باشید. سعی كنید كاری كنید كه حضرت ولیّ‌عصر(ع) از شما راضی باشد. اگر با جدیت درس بخوانید و تكالیف الهی را همراه با تهذیب نفس مدّ نظر بگیرید، ان شاءالله قلب مقدس امام زمان(ع) را شاد خواهید كرد. و در راه تحصیل با توكّل به خداوند متعال و توسل به ائمّه اطهار(ع) بكوشید تا خوب درس بخوانید و در تحصیل عجله نكنید، تا كتابی را تمام نكرده و نفهمیده‌اید كتاب دیگری را شروع نكنید. سعی كنید بعد از تمام كردن یك كتاب، آن را درس دهید.

 

در استفاده از جوانی و سرمایه عمر، كمال مراقبت را بنمایید كه جوانی زودگذر است و فرصت‌ها به سرعت از دست می‌روند؛ فرصت را مغتنم بشمارید و توفیق را از خداوند متعال بخواهید و از دوستی با اشخاصی كه عمر را تباه می‌كنند بپرهیزید. از شب‌نشینی و گذراندن بی‌نتیجه وقت بپرهیزید و سعی كنید با افراد متدین، مؤمن و درس‌خوان نشست و برخاست داشته باشید. سرمایه جوانی را مغتنم شمرده، این نعمت الهی را ارزان از دست ندهید.

 

شوخی و خنده، حكم نمك در غذا را دارد، انسان باید از شوخی و خنده زیاد بپرهیزد، به خصوص طلبه[دانشجو] جوان كه دوران سازندگی خود را می‌گذراند و خدای ناكرده شوخی و خنده زیاد موجب دلمردگی می‌شود و اگر خدای ناكرده این اتّفاق بیفتد، خارج شدن از آن حالت بسیار سخت است. هر كاری می‌كنید، معقول باشد، تا نگویند این چه طلبه‌ای است. خنده زیاد شخصیّت شما را نزد متدیّنان كمرنگ می‌كند. با دوستان متدین و مؤمن خود می‌توانید جملات معقول و موزون رد و بدل كنید، امّا باید مواظب باشید كه دروغ، تهمت، بهتان، افترا، و ایذاء كسی در آن نباشد؛ در سخن گفتن و شوخی معقول،‌ تمام جوانب شرعی و اخلاقی را در نظر بگیرید. كاری كنید كه رضایت امام زمان(ع) در آن باشد، شكل ظاهری و حركت شما نیز به گونه‌ای باشد كه اگر كسی شما را دید، از خُلق و التزام شما لذت ببرد و مصداق «كونوا لنا زیناً» باشید، خداوند به شما توفیق بدهد.

فدائی   خامنه ای , mehdi_qatar
فدائی خامنه ای - 22:16 1389/01/25
60

88082711194163-1-I.jpg

 

مولا جان

چه جمعه ها که یک به یک غریب شد نیامدی

چه بغضهاکه در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل اتشین سخن تبربه دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ چوب شد نیامدی

برای ماخسته ایم و دل شکسته ایم نه

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته رابه انتظار جمعه ام

دوباره صبح ظهر نه غروب شد نیامدی

محبه الحسن ع , a3a1
محبه الحسن ع - 01:51 1388/10/2
59
  سلام بر بانوی صبر سلام بر زهرای كربلا ، حسین در آینه ی تأنیثبر عقیله ی بنی هاشم ، عقیله ی عرب ، عقیله ی عالم...درود بر تكسوار میدان ایستادگی و پاكبازی و رشادت و علم و تقوا بنازم صبرت را ای زینب علوی ، زینب حسنی ، زینب حسینیآنقدر صبوری كه فرشتگان از صبر تو،از استقامت توو از نستوهی نگاه تو شگفت زده شده اند...و عرشیان و فرشیان در عزایت سر گشته و حیرانند...



8780_348.jpg


محبه الحسن ع , a3a1
محبه الحسن ع - 01:49 1388/10/2
58
كربلاخاكت دهد بوى بهشت
كربلا هستى تو جون كوى بهشت
كربلا خاكت معطر از جه شد
بین كلها امتیازت از جه شد
كربلا كو بوى عطرت از كجاست
عنبرو بوى عبیرت از كجاست
كربلا بوى خدائى مى دهى
كى ز او بوى جدائى مى دهى
كربلاجانم فداى بوى تو
كى شود رو آورم بر سوى تو
كربلا كشتى معلى بعد از آن
برتر از عرش خدائى بعد از ان
كربلا من زنده از بوى توأم
كربلا من عاشق روى توأم
كربلا هر كس كه یادت مى كند
زائر حق را زیارت مكند


محبه الحسن ع , a3a1
محبه الحسن ع - 01:47 1388/10/2
57
هوالله

عباس (ع) نبضی است كه جز با ضربان قلب مقدس حسین (ع) نتپید.



عباس(ع) تشنه ای در كنار فرات است كه با یاد لبان عطشان حسین واهلبیتش وفاداری و غیرت را در كنار فرات به یادگار گذاشت.



عباس(ع) علمدار جانباز كربلاست.



عباس(ع) قمری است كه باب های حوائج بنور او بر روی دلشكستگان امید وار به دارالشفایش گشوده می شود

.

دلم را دریاب!

ای عطرگل یاس! دلم را دریاب!

ای منبع احساس دلم را دریاب



من تشنه ی یک قطره محبت هستم

یا حضرت عباس! دلم را دریاب

(جلیل صفربیکی)

از وبلاگ رایحه وصال http://www.rayeheyevesal.persianblog.com/


اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
محبه الحسن ع , a3a1
محبه الحسن ع - 01:46 1388/10/2
56
گر جهان را خیمه ای انگاشتی
زیر آن خیمه عمودی داشتی
روح خیمه دین حی داور است
پرچم زیبای آن پیغمبر است
باب آن خیمه علی مولا بود
اصل خیمه چادر زهرا بود
از حسین ار تار و پود خیمه است
بازوی عباس , عمود خیمه است
فدائی   خامنه ای , mehdi_qatar
فدائی خامنه ای - 14:54 1388/09/27
55
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ ..
 
 
 
 
 
متن زیارت عاشورا :
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ
 
سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر تو اى فرزند امیر مؤ منان و فرزند آقاى اوصیاء

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ
 
سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانیان سلام بر تو اى که خدا خونخواهیش کند و فرزند چنین کسى و اى کشته اى که انتقام کشته گانت نگرفتى

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَیْكُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ
 
سلام بر تو و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب من سلام خدا باد همیشه تا من برجایم و برجا است شب و روز
 
یا اَباعَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِكَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْل ِالاِْسْلامِ
 
اى ابا عبداللّه براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظیم گشت مصیبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام

و َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْكُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ
 
و گران و عظیم گشت مصیبت تو در آسمانها بر همه اهل آسمانها پس خدا لعنت کند مردمى را که ریختند شالوده ستم و بیدادگرى را بر شما خاندان

وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ و َاَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فیها
 
و خدا لعنت کند مردمى را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از آن مرتبه هائى که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود

و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْكینِ مِنْ قِتالِكُمْ
 
و خدا لعنت کند مردمى که شما را کشتند و خدا لعنت کند آنانكه تهیه اسباب کردند براى کشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند

بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِم
 
بیزارى جویم بسوى خدا و بسوى شما از ایشان و از پیروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان

یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ
 
اى اباعبداللّه من تسلیمم و در صلحم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با هر کس که با شما در جنگ است تا روز قیامت

وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ
 
و خدا لعنت کند خاندان زیاد و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنى امیه را همگى و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زیاد) را

وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ
 
خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمى را که اسبها را زین کردند و دهنه زدند و به راه افتادند براى پیكار با تو

بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِكَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَكَ
 
پدر و مادرم بفدایت که براستى بزرگ شد مصیبت تو بر من پس مى خواهم از آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را

وَ اَکْرَمَنى بِكَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ
 
و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزیم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن امام یارى شده از خاندان محمد صلى اللّه علیه و آله

اَللّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ
 
خدایا قرار ده مرا نزد خودت آبرومند بوسیله حسین علیه السلام در دنیا و آخرت

یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى امیرِالْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ
 
اى اباعبداللّه من تقرب جویم به درگاه خدا و پیشگاه رسولش و امیرالمؤ منین و فاطمه و حسن

وَ اِلَیْكَ بِمُوالاتِكَ وَ بِالْبَراَّئَةِ [مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِعَلَیْكُمْ
وَ اَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ] مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِكَ وَ بَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْكُمْ وَ على اَشْیاعِكُمْو
 
شما بوسیله دوستى تو و بوسیله بیزارى از کسى که با تو مقاتله کرد و جنگ با تو را برپا آرد و به بیزارى جستن از آسى آه شالوده ستم و ظلم بر شما را ریخت
 

و بیزارى جویم بسوى خدا و بسوى رسولش از کسى که پى ریزى کرد شالوده این کار را و پایه گذارى کرد بر آن بنیانش را و دنبال کرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پیروان شما

بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّكُمْ
 
بیزارى جویم بدرگاه خدا و به پیشگاه شما از ایشان و تقرب جویم بسوى خدا سپس بشما بوسیله دوستیتان و دوستى دوستان شما

وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ وَ النّاصِبینَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ
 
و به بیزارى از دشمنانتان و برپا کنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بیزارى از یاران و پیروانشان

اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىُّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْ
 
من در صلح و سازشم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با کسى که با شما در جنگ است و دوستم با کسى که شما را دوست دارد و دشمنم با کسى که شما را دشمن دارد

فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِیاَّئِكُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ
 
و درخواست کنم از خدائى که مرا گرامى داشت بوسیله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزیم کند بیزارى جستن از دشمنانتان را

اَنْ یَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ یُثَبِّتَ لى عِنْدَآُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ
 
به اینكه قرار دهد مرا با شما در دنیا و آخرت و پابرجا دارد براى من در پیش شما گام راست و درستى (و ثبات قدمى ) در دنیا و آخرت

وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ [بِالْحَقِّ] مِنْكُمْ
 
و از او خواهم که برساند مرا به مقام پسندیده شما در پیش خدا و روزیم کند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشكار گویاى [به حق] که از شما (خاندان ) است

وَ اَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنى بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطى مُصاباً بِمُصیبَتِهِ مُصیبَةً ما اَعْظَمَه
 
و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى که شما نزد او دارید ، که عطا کند به من بوسیله مصیبتى که از ناحیه شما به من رسیده بهترین پاداشى را که مى دهد به یك مصیبت زده از مصیبتى که دیده

وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَ فى جَمیعِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ
 
براستى چه مصیبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمین خدایا چنانم کن در اینجا که ایستاده ام از کسانى باشم که برسد بدو از ناحیه تو درود و رحمت و آمرزشى

اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
 
خدایا قرار ده زندگیم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد

اَللّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الَْآکبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِكَ وَ لِسانِ نَبِیِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ
 
خدایا این روز روزى است که مبارك و میمون دانستند آنرا بنى امیه و پسر آن زن جگرخوار (معاویه ) آن ملعون پسر ملعون (آه لعن شده ) بر زبان تو و زبان پیامبرت که درود خدا بر او و آلش باد

فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ
 
در هر جا و هر مكانى که توقف کرد در آن مكان پیامبرت صلى اللّه علیه و آله

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَ مُعوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدینَ
 
خدایا لعنت کن ابوسفیان و معاویه و یزید بن معاویه را که لعنت بر ایشان باد از جانب تو براى همیشه

وَ هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ
 
و این روز روزى است که شادمان شدند به این روز دودمان زیاد و دودمان مروان بخاطر کشتنشان حضرت حسین صلوات اللّه علیه را

اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذابَ [الاَْلیمَ] اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْكَ فى هذَا الْیَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا
 
خدایا پس چندین برابر کن بر آنها لعنت خود و عذاب دردناك را خدایا من تقرب جویم بسوى تو در این روز و در این جائى که هستم

وَ اَیّامِ حَیاتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّكَ وَ آلِ نَبِیِّكَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ اَلسَّلامُ
 
و در تمام دوران زندگیم به بیزارى جستن از اینها و لعنت فرستادن بر ایشان و بوسیله دوست داشتن پیامبرت و خاندان پیامبرت که بر او و بر ایشان سلام باد

پس مى گوئى صد مرتبه :

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ
 
خدایا لعنت کن نخستین ستمگرى را که بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرین کسى که او را در این زور و ستم پیروى کرد

اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً
 
خدایا لعنت کن بر گروهى که پیكار کردند با حسین علیه السلام و همراهى کردند و پیمان بستند و از هم پیروى کردند براى کشتن آن حضرت خدایا لعنت کن همه آنها را

پس مى گوئى صد مرتبه :

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ
 
سلام بر تو اى ابا عبداللّه و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد همیشه تا من زنده ام و برپا است شب و روز و قرار ندهد این زیارت را خداوند آخرین بار زیارت من از شما

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
 
سلام بر حسین و بر على بن الحسین و بر فرزندان حسین و بر اصحاب و یاران حسین

پس مى گوئى :

اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَ الرّابِعَ
 
خدایا مخصوص گردان نخستین ستمگر را به لعنت من و آغاز کن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را

اَللّهُمَّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ
 
خدایا لعنت کن یزید را در مرتبه پنجم و لعنت کن عبیداللّه پسر زیاد و پسر مرجانه را و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفیان و دودمان زیاد و دودمان مروان را تا روز قیامت

پس به سجده مى روى ومى گوئى :

اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرینَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى
 
خدایا مخصوص تو است ستایش سپاسگزاران تو بر مصیبت زدگى آنها، ستایش خداى را بر بزرگى مصیبتم

اَللّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ
 
خدایا روزیم گردان شفاعت حسین علیه السلام را در روز ورود (به صحراى قیامت ) و ثابت بدار گام راستیم را در نزد خودت با حسین علیه السلام و یاران حسین آنانكه بى دریغ دادند جان خود را در راه حسین علیه السلام
  • نقل قول
  • ارسال پاسخ
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.