| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
18
|
175
|
87/7/13 (00:54)
|
|
||
|
|
2
|
6
|
87/6/10 (16:52)
|
|
||
|
|
10
|
73
|
87/6/9 (20:01)
|
|
||
|
|
14
|
112
|
87/6/9 (19:55)
|
|
||
|
|
43
|
437
|
87/3/20 (12:06)
|
|
||
|
|
10
|
142
|
87/1/25 (20:20)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
86/6/27 (09:41)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
86/5/18 (11:18)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
86/4/14 (17:29)
|
|
||
|
|
3
|
40
|
86/3/10 (15:26)
|
|
عنوان بحثFAGHAT DEMIAN 27 اردیبهشت 86 - 05:42 | |
FAGHAT DEMIAN | |
پاسخ ها3 10 خرداد 1386 ساعت 15:26 | |
"من چهره دمیان را دیدم و متوجه شدم که چهره یک پسربچه نیست بلکه چهره یک مرد است، و هم در آن هنگام دریافتم یا در حقیقت به خوبی دیدم که حتی چهره یک مرد هم نیست؛ حالت ویژه ای داشت، حالتی تقریبا زن گونه. و در آن هنگام چهره اش نه مردانه بود و نه کودکانه، نه پیر بود و نه جوان، بلکه یکصد ساله، تقریبا خارج شده از زمان که نشان از دوران ها و اعصار دیگر تاریخ داشت تا دوران ما." دمیان هرمان هسه تاریخ نمادین بشریت است. گویی هسه با قصه گفتن قصد دو کار را دارد. هم قصه بگوید و هم اسطوره بسازد. شخصیت های داستان دو نقش را همزمان بازی می کنند. نقشی واقعی و نقشی اسطوره ای و نمادین. و بزرگترین هنر هسه در هم نیامیختن این دونقش و پنهان کردن یکی در دل دیگریست. دمیان از آن دست کتابهاییست که بارها می توان خواند و هر بار نکته جدیدی از آن یافت. نویسنده اثر یک فیلسوف است و داستان لباسیست که بر تن اندیشه هایش می پوشاند. اگر جسارت نباشد می توانم به جرات بگویم اندیشه غالب بر اثر یونگی است. جهان اسطوره ای کتاب، برخورد نمادین با شخصیت های داستان، نقش و جایگاهی که نویسنده به رویا میدهد، و از همه بارزتر استفاده از مفهوم آنیما همگی برگرفته از اندیشه روانشناس سویسی، کارل گوستاو یونگ است. اگر هر کتاب را به تابلوی نقاشی مانند کنیم و اندیشه های حاکم بر کتاب را مانند رنگ های استفاده شده توسط نقاش بگیریم. دمیان هرمان هسه مانند نقش آبی دریا در سرخی شفق است. و هرمان هسه سرخی شفقش را همچون همه آنهایی که به دنبال رنگ سرخند، مدیون اندیشه های نیچه است. البته منظورم از اندیشه نیچه آن نوع تفکریست که نیچه به عنوان نماد آن شناخته شده است. اوج کتاب ،به زعم من، که حاصل تلفیق اندیشه های آبی و سرخ آن است در پنداره قابیل نهفته است. اسطوره ای که آدمیان تحریفش کرده اند. چون قادر نبودند تفوق قابیل را درآن بپذیرند. و قابیلیان را داغیست که می توانند به واسطه آن یکدیگر را بازشناسند. و جالب اینجاست که هرمان هسه، سه قابیل در کتابش نام می ببرد که یکی از آنها نیچه است. بزرگترین خطری که خوانندگان دمیان را تهدید می کند در نیافتن فضای نمادین نهفته در دل اثر است. در آنصورت آنها با تصاویری پاره پاره و بی ربط به یکدیگر مواجه می شود که تا آخر اثر رهایشان نمی کند. تم ظاهری اثر هم چندان جذاب نیست که یکتنه بتواند بار خواندن کتاب را تحمل کند. ولی نکته ای که از آن مطمئنم آن است که هرکسی حداقل با بخشی از دمیان همذات پنداری می کند و دمیان را در خود می یابد. دمیانی که داغ قابیل بر پیشانیش سریع نمایان می شود و دمیانی که تاریخ نمادین بشریت است. تاریخی که به گمانم قابیلی ها آن را نوشته اند.
" برگرفته از وبلاگ داستانکده "
|
2 28 اردیبهشت 1386 ساعت 10:55 | |
تاثیر گذار ترین کتاب در زندگی من بی شک دمیان بوده که تا حد زیادی شخصیتم رو ساخته و دو سه باز خوندمش ... بسیار زیباست... |
1 27 اردیبهشت 1386 ساعت 22:30 | |
thats great!!!! |











