userinfo close
  ,

هیفاء وهبی


heifavahbi

تاسیس: 13 مرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علیرضا سبحانی - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
3
78
88/9/14 (19:25)
13
674
88/9/14 (17:42)
3
152
88/6/19 (12:34)
0
71
87/3/12 (16:03)
5
473
86/9/26 (16:51)
1
568
86/2/2 (22:36)
2
213
85/12/24 (05:06)
0
130
85/12/2 (16:40)
2
52
85/9/30 (06:24)
1
53
85/9/23 (18:39)
3
66
85/9/18 (13:46)
3
359
85/9/7 (22:30)
0
71
85/8/9 (23:50)
0
9
85/6/23 (18:54)
0
75
85/6/18 (02:47)

عنوان بحث

evil sara , antisatan2008
evil sara - 16:03 1387/03/12

شیعه سلام بر تو

·        شیعه سلام . دوباره سلام . آیا مرا می شناسی ؟ از فرسنگها دور قلبم را با یادت شکافتم و خونش را نوشته ای کردم  که کلمات درد را. گلواژه ای کند هدیه به توو آزادی برباد رفته ات .

·        سلامی به وسعت  آرزوهای کودکانت .سلامی به ترنم اشکهای دخترانت . سلامی به تمامی فرشتگان که تو را و مقامت را در گلاب خون جشن  می گرفتند. سلامی به گنجشکان خسته که رفت و آمد رزمندگانت را نظاره می کردند . سلامی به گلها که همراه با نسیم ، آهنگ خداحافظی را برای رفتگان می سرودند . .بلندای اوازهای دخترک در تنهایی بی مادری .  سلام بر آنکه اورا تروریست خواندند تا بهتر و بیشتر بتوانند در زیر آوارها بدنش را پرپر کنند . سلام بر تو که هنوزدیوارهای زندان ابوغریب برایت نوحه ی غربت سر می دهند وناله ی جدایی.

·        سلام بر زنانت که در دست فریبکاران عالم بدنهاشان لطمه ی  کینه خورد وآماج تجاوزات تاریخ گشت ، آنها که غم خود را نه به شوهران که به دختررسول خدا گفتند و خواهشهای درد را بر زمین تنهایی به یادگار گذاشتندو غمنامه ی  تاریخ را با این همه ستم ، برای لحظاتی در دست دژخیمان  به سرود خداحافظی مبدل  کردند . همانها که گل وجودشان را دستهای  گلچین لمس کرد و تا رها شدن نغمه ی  یا الهی  سر دادند.

·        آری سلام بر آن کودکی که گریه را در بیمارستان صحرایی شروع کرد و سلام بر مادرش که  او را ندید وبا نگاه به پرستار ، فرزندش را به او می سپرد .سلام برخاکهای سرد که شاهد ریختن خونهای گرم جوانانش بود . و باز سلام بر گریه های شبانه ی بچه های کوجکت در گوشه ی خرابه های خانه  ی ویرانش . سلام بر تو که هنوز درد را می شناسی و با آن  دست و پنجه نرم می کنی.

·        ای کاش می توانستم هر روز برایت اشک بریزم . ای کاش می توانستم صدای ناله های فرزندان تو را به گوش مردم دنیا همانها که هنوز در ویلاهای خود با آرامش  در حال استراحتند برسانم  . ای وای بر من که هنوز تو راو دردت را حس نکرده ام  و گلویم  برای ضجه  کشیدنت گنجایش ندارند . ای وای بر من که تو را نشناختم و درد تو را .

 

 

 

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.