| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
3
|
13
|
87/5/6 (01:41)
|
|
||
|
|
32
|
99
|
87/4/11 (16:57)
|
|
||
|
|
4
|
98
|
87/4/11 (16:51)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
87/3/5 (14:32)
|
|
||
|
|
122
|
440
|
86/12/9 (11:25)
|
|
||
|
|
28
|
712
|
86/9/15 (18:54)
|
|
||
|
|
3
|
47
|
86/5/30 (00:41)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
86/5/29 (04:46)
|
|
||
|
|
10
|
198
|
86/5/29 (04:28)
|
|
||
|
|
1
|
25
|
86/5/29 (04:11)
|
|
عنوان بحثملاک قضاوت رفتارهای انسانی چیست ؟ 22 فروردین 84 - 22:42 | |
برنده جایزه نوبل ادبیات سال 1998 نویسنده ای پرتغالی به نام ساراماگو است . ساراماگو معتقد است که اعمال انسانی در (موقعیت) معنا میشود و ملاک مطلقی برای قضاوت وجود ندارد زیرا موقعیت انسان ثابت نیست و در تحول دائمی است به نا به عقیده این نویسنده هیچ عملی را نمیشود مطلقا خوب یا مطلقا بد خواند و موقعیتی که انسان در آن شرایط قرار گرفته است معیار تعین خوب بودن یا بد بودن عملش میباشد. "کوری "نام رمان اجتماعی و فلسفی ساراماگو است و زیباترین اثری است که تا کنون خوانده ام درست است که ساراماگو یک کومونیست است ولی او ایدوئلوزی خود را به هیچ وجه وارد ادبیات نکرده است خواندن این رمان را به دوستداران رمانهای فلسفی توصیه می کنم کوری مورد نظر ساراماگو کوری معنوی است . سازماندهی و قانونمندی و رفتار عاقلانه خود به نوعی آغاز بینایی است ساراماگو کلام پیچیده و چند پهلویش را در دهان تک تک شخصیتهای کتاب و مخصوصا در پایان در دهان زن دکتر گذاشته است : چرا ما کور شدیم ؟! نمی دانم شاید روزی بفهمیم - می خواهی عقیده مرا بدانی بله بگو : فکر نمی کنم ما کور شدیم فکر میکنم ما کور هستیم کور اما بینا . کورهایی که می توانند ببینند اما نمیبینند . ساراماگو در (کوری ) تعهد و باور عمیق خود را به عدالت اجتماعی - احترام به خرد و عقل سلیم همراه با تزکیه روح و جسم که تنها راه ضمانت پایدار ماندن هر جامعه ای است در غالب یک رمان هنر مندانه و شگفت انگیز به ما ارمغان می دهد این کوری واقعی نیست- تمثیلی است . کور شدن عقل و فهم انسان است ما انسانها عقل داریم ولی عاقلانه رفتار نمی کنیم . پیام در تاریخ 84/2/3 ساعت: 16:04 توسط زهرا - ویرایش شد. | |
ترتیب پاسخ ها :
از اولین پاسخ
150 3 اردیبهشت 1385 ساعت 03:37 | |
من هم میگویم كه تجربه های مثبت را آزمایش كنیم: آزادی بیان، دمكراسی، حقوق بشر ( از جمله حقوق اجتماعی زنان )، تساهل و تسامح كه بایسته ئ آزادی بیان است ، دین شخصی و غیر حكومتی و یا حتی غیر سیاسی، ... البته سرمایه داری و فئودالیسم و .. كه نام بردید، سیستم های اقتصادی هستند و نه سیاسی. همین اكنون هم در ایران سرمایه داری حاكم است، با رگه های فرهنگی فئودالیستی. تركیه هم كه بهرروی یكی از پیشرفته ترین كشور های منطقه است و بزودی در اتحادیه اروپا وارد خواهد شد ( پس از رفع ایراد هایی مانند سركوب كرد ها و شكنجه در زندان ها و ...) یكی از اصول دمكراسی هم رعایت حقوق حد اقل اقلیت هست، یعنی اگر 99،99٪ مردم مسلمان باشند و یا تنها یك تن هم غیر مسلمان باشد، نباید به سبب غیر مسلمان بودن، هیچ گونه تبعیض حقوقی و جز آن، در باره ی وی روا شود و اكثریت نمیتوانند تصمیم بگیرند كه این یك نفر، مثلاً نباید در رمضان، در خیابان غذا نخورد و یا در كنكور، آزمون دینی اسلامی پس بدهد و یا نتواند كاندیدای ریاست جمهوری بشود و ... گارانتی و تضمین رعایت دمكراسی و حقوق بشر و .. هم خود مردم و آگاهی ها و شجاعت اجتماعی آنها در احقاق حقوق خود است كه طبیعتاً از دست مردمی كه توسری خور و یا مقلد بار آمده باشند، ساخته نیست. پیام در تاریخ 85/2/4 ساعت: 10:04 توسط هرمز مرگان ویرایش شد. |
149 2 اردیبهشت 1385 ساعت 23:40 | |
البته الگو های همه ی ایدئولوژی ها و مكاتب مختلف را دیده ایم . حكومتهای سوسیالیستی - سرمایه داری - - فئودالی - دموكراسی و.... نمونه های همه ی اینها را دیدیم .مثلا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی خودش یك گواه . اعتراضات ملت آمریكا را به اعمال ضد حقوق بشری حكامشان میبینیم . كشورهایی مثل ایتالیا و فرانسه دارای بدترین نظام حكومتی ممكن در جهان هستند . سویس و انگلیس نسبتا بهتر هستند و در انها نخست وزیر اختیارات زیادی دارد . سیاست ایران هم ظاهرا مردم سالاری دینی است . دین هم یك قانون و شریعت است و مثل همه ی مكاتب و قوانین محدودیت هایی برای انسان دارد و اینطور نیست كه آزادیهای فردی بی حد و حصر به كسی داده شود كه هر كاری دلش خواست انجام دهد . در مورد این جمله ی معروفتان كه اینها می خواهند همه را به زور وارد بهشت كنند حرفتان را قبول ندارم . بالاخره هر مملكتی قانونی دارد و باید مراعات شود . .همانطور كه مستحضرید 99 درصد ایرانی ها مسلمانند و قانون اساسی این كشور هم اسلامی است و طبیعی است كه بعضی چیزها قدغن خواهد بود . همه ی ملت خودشان طالب این قانون اساسی بودند كه رای مثبت دادند . حالا اگر به زعم شما همه پشیمانند پس حالا كدام تجربه ی غلط ازموده شده توسط دول دیگر را بیازماییم ؟؟؟؟!!! جناب هرمز , شعار دادن و ایده الها را به تصویر كشیدن خیلی راحت است ولی عملا میبینیم كه هیچ ایده الی در هیچ كشوری به وقوع نپیوسته . مگر نمونه ی ایده آل دموكراسی وجود دارد ؟؟؟؟ به خاطر همین است كه من دلم نمی خواهد در مورد سیاست حرف بزنم . چون وقتی شعار ها را می شنویم همه جذاب و فریبنده است ولی وقتی در دست طبقه ی حاكم قرار می گیرد از آن ایده الها فاصله می گیرد و همه جا آسمان همین رنگ است . , وكسی پیدا نمی شود كه مثل علی معصوم باشد و آن حكومت عدل علی را تحقق بخشد . حالا ببینیم آقای احمدی نژاد كه ادعاهایی دارد موفق خواهد شد یا نه ؟ به عنوان مثال مصدق خیلی سعی كرد كه شاه را در ایران تبدیل به یك سمبل تشریفاتی بكنه و اداره ی مملكت را به نخست وزیر محول كند ولی طمع قدرت مانع از قبول این امر توسط شاه شد.و این دیكتاتوری هم به سقوطش منجر شد . حالا شما میگین ما دوباره به عقب برگردیم و جامه ی قبلی رو دوباره تنمون بكنیم و شاهنشاهی بشیم ؟! یا اینكه خیالبافی كنیم و یه شاه سمبولیك پیدا كنیم و براش قصر شاه پریان بسازیم و یك نخست وزیر مقتدر و مردمی گیر بیاریم و مردم سالاری كنیم ؟؟ و الگوی كشور سویس و انگلستان را پیاده كنیم و از صفر شروع كنیم ؟؟؟ تازه چه تضمینی هست كه دوباره در گرداب دیكتاتوری نیفتیم ؟؟!! اون وقت مردم سالاری در كدام چهار چوب ؟؟؟ دینی یا غیر دینی ؟؟؟ یا سكولار؟؟ گمان نمی كنم ایدئولوژی های غیر دینی چندان جایگاهی در كشور ما داشته باشند . جدایی دین از سیاست را هم در تركیه میبینیم .و گمان نمی كنم یك ایرانی مسلمان بتواند چنان محیطی را برای زندگی تحمل كند. البته من از طرف خودم نظر میدم و چه بسا كه نوشته های شما طرفداران زیادی داشته باشه و من در اشتباه بوده باشم . به هر حال این یك بحث دوستانه است و من هم مایل به دیدن دنباله ی توضیحات شما هستم. ولی تجربیات كشورهای دیگر را هم باید در نظر گرفت . كشور تركیه از نظر فرهنگی واقعا به عقیده ی من در انحطاط افتاده و كاملا به فرهنگ برهنگی غربی سوق پیدا كرده پیام در تاریخ 85/2/2 ساعت: 16:04 توسط زهرا - ویرایش شد. پیام در تاریخ 85/2/2 ساعت: 16:04 توسط زهرا - ویرایش شد. |
148 2 اردیبهشت 1385 ساعت 09:53 | |
بدید من، تنها چیزهایی كه از فیلتر ها میگذرند از اروپا و غرب و كشور های پیشرفته در پیش چشم شما هستند و آنهم با تبلیغات یكسویه و خلاف واقع. این برای داوری عینی كافی نیست. ایدئولوژی هم مانند لباس آدم است و جزو " فردیت" او نیست، هرگاه لباس شما ناجور باشد و یا دیگر بدرد نخورد و یا حتی مزاحم شكوفائی شما باشد، باید در اندیشه اصلاح و یا تعویض آن بود، چون این اصل وجود شما ست كه مهم است و نه جامه : اول وجود، بعداً سجود. یعنی لباس و دین و فرهنگ، برای زندگی و سروری شما ساخته و اندیشیده شده است، اگر زمانی برسد كه بجای زندگی، از این چیز ها مرگ نصیب شما گردد، باید بهنگام در فكر چاره و تعویض نكات مرگبار با نكات زندگی بخش بود و تاریخ هم پر است از ملت هایی كه فرهنگ و دین و ایدئولوژی خود را عوض كرده اند، مثلاً خود ما ، از پرستش نیاكان به میترائیسم و سپس به زرتشتی و سپس اسلام ( سنی ) و سپس شیعه شدیم و آینده هم اینجوری نخواهد بود كه همیشه به این جامه و دین و ایدئولوژی بمانیم، امّا باید تا فرصت باقی است از دستاورد های بشریت متمدن و كشور های آزاد و پیشرفته ی غربی و .. برای خود استفاده كنیم وگرنه از میان خواهیم رفت و با " فردیت " خود دفن شده و به تاریخ خواهیم پیوست. داستان آن كاریكاتور هم دراز است و شوربختانه، دوستان درك درستی از ازادی بیان ندارند و برای خود در باره ئ دیگران حق بیشتری قائل هستند تا به دیگران در باره ئ خود، كه چون نمیخواهم به سیاست و دردسر پرونده سازی بیفتم، این موضوع را درز میگیرم. |
147 2 اردیبهشت 1385 ساعت 09:28 | |
هرمز :"ما باید از این كشور ها، آزادی بیان و دمكراسی حقیقی و حقوق بشر و انسانیت را یاد بگیریم، تحمل و تولرانس را یاد بگیریم، اداره علمی و دمكتراتیك جامعه را یاد بگیریم ، آزادی مطبوعات و كتاب و رسانه ها را یاد بگیریم، شخصی بودن دین و كاری بكاری دیگران نداشتن را یاد بگیریم، " ................ پاسخ : گفتید مسافرتی به اورپا بكنیم و تفاوتها را ببینیم . نیازی به مسافرت به اورپا نیست . خدا را شكر كه در عصر ارتباطات هستیم و همه چیز جلوی چشم و گوش ماست و میبینیم و میشنویم كه چگونه دموكراسی اعمال می كنند و چگونه حقوق بشری مراعات می كنند !! دوست عزیز دیدگاه شما به عنوان یك فرد محترم است . ولی من دلم نمی خواهد وارد بحث سیاسی شوم . من فقط از فردیت خودم دفاع می كنم . ایدئولوژی و فرهنگ من , فردیت من محسوب میشه و من همیشه در دفاع از خودم هستم . سیاست دموكراسی كه در غرب اعمال می شود تا چه حد به سعادت فردی غربیها منجر شده كه من نوعی آنها را الگوی خودم قرار دهم ؟ آزادی بیان تا جاییكه به ایدئولوژی میلیونها مسلمان اهانت شود چه ارزشی برای ملت غرب دارد؟ من با این فرهنگ دموكراسی بیگانه هستم .مطمئنم كه ملت غرب هم این دموكراسی ها را نمی پسندند پیام در تاریخ 85/2/2 ساعت: 2:04 توسط زهرا - ویرایش شد. پیام در تاریخ 85/2/2 ساعت: 2:04 توسط زهرا - ویرایش شد. |
146 2 اردیبهشت 1385 ساعت 09:09 | |
موضوع تنها پیشرفت تكنیكی نیست، گرچه پیشرفت تكنیكی هم از پیشرفت اجتماعی وانسانی و تساهل و تسامح و كنار رفتن مدعیان حقیقت مطلق سر چشمه میگیرد و حتی در ایران هم در زمان تساهل و تسامح، مثلاً در زمان سامانیان و یا پهلوی، آدم حسابی هایی پیدا شدند از پور سینا تا پروفسور حسابی . كهن بودن " تمدن " و یا " فرهنگ " هم دلیل كافی برای درست و خوب بودن آن نیست و معیار در هر صورت " خرد" است و بس. از زمانی هم اسلامی شده ایم، همواره شوربختانه پسرفت كرده ایم و هی باخته ایم و از اسلام هیچ سعادتی نصیب ما نشده است، البته لایبد میگویید كه اسلام حقیقی هنوز پیاده نشده است ولی 1400 سال هم وقت كمی نبوده است. اكنون هم كه بدبختانه بجای عزت و سعادت، بمب اتمی بالای سرمان آویزان است و روشن نیست كه از بقایای این نژاد و ملت زمانی سربلند آریا، چیزی بجا بماند كه در خور ذكر باشد. بدید من هر كسی باید بكوشد زمانی یك مسافرتی به اروپا و كشور های پیشرفته بكند تا ببیند كه از چی و از چه تفاوتی داریم سخن میگویم. ما باید از این كشور ها، آزادی بیان و دمكراسی حقیقی و حقوق بشر و انسانیت را یاد بگیریم، تحمل و تولرانس را یاد بگیریم، اداره علمی و دمكتراتیك جامعه را یاد بگیریم ، آزادی مطبوعات و كتاب و رسانه ها را یاد بگیریم، شخصی بودن دین و كاری بكاری دیگران نداشتن را یاد بگیریم، نه اینكه با چماق نهی از منكر و امر به معروف ؟ كنیم و مردم را بزور بخواهیم روانه ئ بهشت نمائیم، در دانشگاه، دانش شرط باشد و نه سهمیه و شهریه و ... خلاصه این داستان سر دراز دارد و عیب و كاستی و واپس ماندگی یكی دو تا نیست. پیام در تاریخ 85/2/2 ساعت: 1:04 توسط هرمز مرگان ویرایش شد. |
145 2 اردیبهشت 1385 ساعت 07:33 | |
بله، من میگویم كه جامعه های غربی، بویژه اروپایی و كانادا و .. از جامعه ئ ما بهتر هستند، نه اینكه ایده آل كامل باشند، ولی نسبت به ما پیشرفته اند و این گفته هیچ ربطی به وطن فروشی و انگ های شما ندارد. ماشین بنز هم بهتر از پیكان و یا گاری است و الخ... بدید من آدم باید حقیقت را بگوید، نه اینكه چون كشور من است، هر چیزش را بهتر از دیگران بدانیم. البته این امر در دوست داشتن میهن هم خللی وارد نمیكند، چون مثلاً من مادرم را دوست دارم، در عین حال كه میدانم كه زیباترین زن جهان هم نیست و دارای ایراد هایی هم، مانند هر كس دیگر است. اتفاقاً اگر ما بدانیم كه كجا واپس مانده ایم، بیشتر در پی راه چاره میگردیم، نه اینكه به 1400 سال پیش برگردیم و كار را بازهم خراب تر بكنیم كه كردیم. اگر ماتریالست و كافر هم باشم، بدید خودم، بهتر از شمای مسلمان كه در 1400 سال پیش گیر كرده اید و با یك جهان دشمنی میكنید، برای میهن خود كار میكنم. |
144 2 اردیبهشت 1385 ساعت 07:53 | |
هرمز:{بله، من میگویم كه جامعه های غربی، بویژه اروپایی و كانادا و .. از جامعه ئ ما بهتر هستند، نه اینكه ایده آل كامل باشند، ولی نسبت به ما پیشرفته اند و این گفته هیچ ربطی به وطن فروشی و انگ های شما ندارد. ماشین بنز هم بهتر از پیكان و یا گاری است و الخ... } بدید ...................... پاسخ : گفتید نسبت به ما پیشرفته تر هستند . بعد هم مثالی از مقایسه ی بنز و پیكان زدید !! اگر پیشرفت تكنیكی بیشتری دارند كه موضوع بحث ما نیست . اگر تمدن و فرهنگ پیشرفته تری از ما دارند كه در این صورت به هیچ عنوان حرف شما پذیرفتنی نیست و فقط عقیده ی شخصی شما می باشد . ما ایرانی هستیم و فرهنگ و اصالت خاص خودمان را داریم . و این اصالت دیگر ربطی به بنز و پیكان ندارد . كه ایرانی نماد پیكان باشد و غربی , نماد بنز !!! اگر ایرانی هستیم كه تمدن 2500 ساله و بیشتر داریم كه به قدمت و اصالت فرهنگمان نیز مفتخریم . این از بعد ناسیونالیستی قضیه است كه قدیمی تر از اسلامی بودنمان است. اسلامی شدنمان هم نه تنها چیزی از فرهنگ كهن و باستانی ما كم نكرده بلكه آن را كاملتر و بی عیب تر نیز كرده است ایرانی همواره اصیل و متمدن است و اگر بنای مقایسه باشد تمدن ما بنز است و آنها گاری ! 1-اگر از دید شما واپس مانده و متحجر هستم لطف كنید الگویی از رفتار متمدن و متجدد نشان دهید تا به اتفاق برسی كنیم . 2-آزادی و چهارچوب آن را از دیدگاهتان نشان دهید تا ببینیم در این بحثها تا چه حد به عقایدتان در مورد آزادی پایببند بودید؟! 3-پیشرفتهای تمدن و فرهنگ غرب را هم به اجمال شرح دهید تا ببینیم فرهنگ "بنز" به چه میگویید!؟ پیام در تاریخ 85/2/2 ساعت: 1:04 توسط زهرا - ویرایش شد. |
143 1 اردیبهشت 1385 ساعت 23:32 | |
هرمز , این شما هستید كه علنا تبلیغ تمدن غربی را می كنید و جامعه ی انها را الگو ی نمونه و ایده ال معرفی می كنید . اگر دوستان نگاهی به مطالب شما بیندازند متوجه این نكته می شوند . تمام سخن من در این است كه نسخه ی تمدن و فرهنگ و اجتماع دیگران را برای اجتماع خودمان نپیچیم . چرا كه متضاد با هنجارها و سازمان فكری و ایدئولوژیكی ماست . اصراری هم بر حرفم ندارم . شما متاسفانه در هر بحثی این حرفها را به میان می كشید تا خودتان را بر حق جلوه دهید و طرف بحث را شكست خورده قلمداد كنید و نتیجه بگیرید كه ما استدلال كافی برای بحث نداریم ! و عامل جمهوری اسلامی هستیم و از این قبیل حرفها . جناب هرمز , در مقابل آدم دیكتاتوری مثل شما كه در همه ی بحثها كارتان توهین به طرف بحث و برحق جلوه دادن خودتان و عقایدتان و پیروز جلوه دادن خودتان می باشد چه كسی شما را به جمهوری اسلامی ترجیح می دهد .؟؟؟!! الان همه ی دنیا از آدمهایی مثل شما (دیكتاتور) فرار می كنند . گمان نمی كنم كسی برای حرفهای شما جانش را به خطر بیندازد و از چاله به چاه بیفتد و انقلاب كند . اگر جمهوری اسلامی عقیده اش را به ماتریالیستی مثل شما تحمیل می كند . شما هم كه كم نیاورده اید . با حرفهایتان نشان می دهید كه اگر شما هم جای انها بودید (حاكم ) بلایی سر انها میاوردید كه مرغان اسمان به حالشان گریه كنند ! شما در كلوب ماده گرایان علنا حاضر بودید سر به تن اسلامی ها نباشد ولی اینجا خدا را شكر كمی سیاست پیشه كرده اید و ملایم تر شده اید ! پس شما كه رطب می خورید منع رطب نكنید! و حرفی هم از دموكراسی نزنید .چون دموكراتها مثل شما , عقاید دیگران را نمی كوبند و كسی را به خاطر عقیده اش از میدان به در نمی كنند . ولی شما علنا نشان میدهید كه خطرناك هستید و اگر پایتان به قدرت برسد .... من در همه ی بحثهای موجود جواب ادعاهای شما را با دلیل و منطق دادم . درست یا غلط بودنش را هم شما نمی توانید قضاوت كنید .چون متاسفانه شما انعطافی در پذیرش منطق طرف بحثتان ندارید و خودتان را محق مطلق میدانید . پیام در تاریخ 85/2/1 ساعت: 16:04 توسط زهرا - ویرایش شد. |
142 1 اردیبهشت 1385 ساعت 22:52 | |
سید عادل مهیمنی شماره : 141 لطفا جواب دهید و سفسطه نکنید... 85/1/27 ساعت: 13:55 خانم زهرا به طور اتفاقی در متون تان دیدم نوشته اید( من را متهم به تبلیغ جمهوری اسلامی میکنند...من عنصر بی طرف هستم...) بی طرفیتان را نقض نکنید ...همانطور که در متون علیرضا سیامک و هرمز نیز تبلیغ سیاسی مشاهده نمیشود واینکه اگر به تفکر طالبانی معتقدید بگویید و از ان دفاع کنید نه اینکه به نعل و میخ بزنید از مزمت کسی نیز نترسیدچون تفکر و مباحثه تئوریک غیر از کار عملی است...هر تفکر و اندیشه ای جای طرح دارد... به نظر من روش متمدن و خردمندانه چه برای اعمال در حقوق زنان و چه در مورد معیار سنجش تمدنها (پیشنهاد میکنم به جای تمدن ها بگوییم ادیان و مکاتب چرا که سنجش یک تمدن بمراتب پیچیده تر مشکل تر از ادیان است و ادیان جزیی از یک تمدن است تمدن میتواند مکاتب مختلفی را در بر گیرد....) عقل است (فکر کنم عقل یکی از منابع سنجش در فقه اسلام است میتوانیم از اقای سیامک سوال کنیم اینچنین نیست؟؟) و بدنبال ان دیالوگ برای رسیدن به جواب مسئله...اما جنگ کشتن و زدن و ...یعنی پایان دیالوگ. در ضمن اقای سیامک نگفتند دیگر معیار های یک بحث علمی چیست و این از دیدگاه چه کسانی است همه یا گروه خاصی؟؟ همچنین اقای هرمز این جریان پرونده سازی چیست؟ مشکلی برای کسی بوجود امده یا.... ---------------------------- پاسخ: شوربختانه، همیگونه كه میبینید، هر زمان كه كار بحث بسود این دوستان پیش نمیرود، یك اتهام سیاسی و وطن فروشی و نوكری آمریكا و غیره زده میشود ( سفسته ئ پرداختن به خود شخص سخنگو بجای پاسخ به سخن) و چون این فاروم نسبت به مسائل سیاسی حساس است و مخالفان سیاسی و یا مبلغان مخالف سیاسی جمهوری اسلامی را بیرون میكند ( و در شرایط ورودی آنهم همین را نوشته )، اینستكه با اینگونه انگ ها، ( بجای پاسخ مستدل و عقلانی ) ، طرف شانتاژ شده و مجبور است برای رفع اتهام، تن به شانتاژ داده و سخنان این دوستان را بپذیرد ( كه مبادا نوكر آمریكا و .. خوانده شود) و یا اینكه از تاپیك و بحث بیرون برود ( كه این حذف مخالف را این دوستان انگ زننده و سفسته گر، نوعی پیروزی به حساب میاورند ) و یا اینكه با ادامه دادن بحث، خطر تشنج آفرینی از سوی این دوستان و بالا گرفتن كار پرونده سازی را تحمل كند كه به اخراج وی از سوی مدیران این كلوب می انجامد. شوربختانه، این گونه " تاكتیك " ها، برای دك كردن مخالفان، در اینجا بسیار بكار برده میشود و نه تنها از سوی این كاربر " زهرا"، بلكه حالت عمومیت دارد و واپسین جنگ افزار این دوستان برای خاموش كردن آوای مخالفان نظری خود است كه هر گاه همه استدلال ها و برهان ها ته كشید و به سنگ خورد، این تیرو كمان و تیر خلاص را به طرف بحث میزنند. پیام در تاریخ 85/2/1 ساعت: 15:04 توسط هرمز مرگان ویرایش شد. |
141 29 فروردین 1385 ساعت 21:38 | |
خطاب به شماره ی 141 : لطفا الفاظی را كه از جانب من و به نقل از من نوشته اید با ذكر شماره ی بحث و سطر مورد نظر بنویسید تا دیگران ببینند كه موضوع بحث چه بوده و الفاظی را كه قید كردید در مورد چه موضوعاتی به كار رفته . به طور قطع , به كار بردن این كلمات برای رساندن مفهوم جمله ضروریت داشته . و كلماتی مثل وحشی یا كثافت در مفهوم فحش و ناسزا به افراد حاضر در بحث یا شخص خاصی به كار برده نشده . در حالیكه نوشته ی شما در مورد من در بحث 141 این ابهام را در خواننده ایجاد می كند كه من اینجا به افراد و دوستان حاضر در بحث فحش و دشنام می دهم . و انها را كثافت و وحشی و اشغال می خوانم!!!! . امیدوارم حقیقت برای خوانندگان عزیز آشكار گردد . در مورد آقای سیامك یا همه ی كسانی كه داعیه ی تمدن دارند : متاسفانه این افراد همیشه از تمدن غرب مثال میزنند . كسی نیست از اینها بپرسد كه معیار تمدن در غرب كجایش با فرهنگ و ملیت ایرانی سازگاری دارد ؟؟ نسخه ی اجتماع دیگران را چرای برای كشور و تمدن دیرینه و كهن و اصیل خودمان می پیچید ؟؟ برای چه باید هر چیز درست یا غلطی را در اجتماعی ببینیم و برای خودمان اقتباس كنیم ؟؟ چرا غرب ؟؟؟؟؟!!!!! شماره ی 141 , در این مورد كه گفتید من در دفاع از اسلام طالبانی خودم را به نعل و میخ می كوبم . باید خدمتتان عرض كنم كه بنده اطلاع دقیقی از حكومت طالبان ندارم ولی رفرماسیون و تغییر و باز بینی در اسلام را قبول ندارم . چون اسلام مثل مسیحیت تحریف نشده كه نیاز به اصلاح و بازبینی بشری داشته باشد . اینهم یك عقیده است و من از اظهار آن هیچ باكی ندارم و به میخ و نعل هم نمی كوبم ! حالا اگر متهم و منسوب به حكومت طالبان می شوم با دل و جان این اتهام را میپذیرم . از قضاوت شما هم نهایت تشكر را دارم . بسیار برداشت های منصفانه ای در حق من كردید !!!!! پیام در تاریخ 85/1/29 ساعت: 21:04 توسط زهرا - ویرایش شد. |
140 27 فروردین 1385 ساعت 21:25 | |
خانم زهرا به طور اتفاقی در متون تان دیدم نوشته اید( من را متهم به تبلیغ جمهوری اسلامی میکنند...من عنصر بی طرف هستم...) بی طرفیتان را نقض نکنید ...همانطور که در متون علیرضا سیامک و هرمز نیز تبلیغ سیاسی مشاهده نمیشود واینکه اگر به تفکر طالبانی معتقدید بگویید و از ان دفاع کنید نه اینکه به نعل و میخ بزنید از مزمت کسی نیز نترسیدچون تفکر و مباحثه تئوریک غیر از کار عملی است...هر تفکر و اندیشه ای جای طرح دارد... به نظر من روش متمدن و خردمندانه چه برای اعمال در حقوق زنان و چه در مورد معیار سنجش تمدنها (پیشنهاد میکنم به جای تمدن ها بگوییم ادیان و مکاتب چرا که سنجش یک تمدن بمراتب پیچیده تر مشکل تر از ادیان است و ادیان جزیی از یک تمدن است تمدن میتواند مکاتب مختلفی را در بر گیرد....) عقل است (فکر کنم عقل یکی از منابع سنجش در فقه اسلام است میتوانیم از اقای سیامک سوال کنیم اینچنین نیست؟؟) و بدنبال ان دیالوگ برای رسیدن به جواب مسئله...اما جنگ کشتن و زدن و ...یعنی پایان دیالوگ. در ضمن اقای سیامک نگفتند دیگر معیار های یک بحث علمی چیست و این از دیدگاه چه کسانی است همه یا گروه خاصی؟؟ همچنین اقای هرمز این جریان پرونده سازی چیست؟ مشکلی برای کسی بوجود امده یا.... و سیامک نیز تا کنون مشخص نکرده به این اسلام ایبند است ؟ قبول دارد ؟ ندارد و.... در پایان لطفا این بحث را ببه بدو بیراه گفتن و ...نکشانید خصوصا خانم زهرا الفاظی که به کار میبرید مانند وحشی) و (اشغال)و(کثافت) و (شیاد) و....این چیزها نه در خور شان ادم است و نه در خور شان بحث... |
139 25 فروردین 1385 ساعت 21:11 | |
متاسفم كه شما هم به اهداف پلید سیاسی و وطن فرو شیتان دارید نزدیك می شوید . امیدوارم جرج بوش یار و همراهتان باشد ! مطمئن باشید كه همین جمهوری اسلامی را با همه ی فقر و بی كاری و اعتیاد و.... به همه ی شما وطن فروشان مقلد تمدن بیگانگان ترجیح می دهیم . درد شما از همان ابتدای بحث معلوم است كه همه اش از فقیه و آیت الله ها دم می زنید . اینجا یك سایت برای یادگیری است نه برای بر اندازی رژیم . اینجا برای پیشبرد اهداف سیاسی و نظر دهی در باره ی رژیم جمهوری اسلامی و نقد و برسی فقها عضو نشده ایم . اینجا بحث اسلام بود نه مجریان قانون اساسی ایران اسلامی . هر عیبی را در شخص مسلمانی دیدن و به دین اسلام ربط دادن كار و تخصص شماهاست . اگر در باره ی جمهوری اسلامی و قانون اساسی مملكت می خواهید بحث كنید یك تاپیك مجزا با عنوان مشخصش باز كنید و طرف بحثهایتان را گنگ نكنید . از همان اول حرفهای آیت الله هار ا نقد كنید كه بفهمیم منظور حقیقتان چیست . یا تاپیكی با عنوان آموزش دموكراسی باز كنید و دموكراسی امریكایی را یادمان بدهید !! خدا نكند كه مملكت ایران به دست نسخه پیچان تمدن غرب بیفتد . مسلمان كه نیستید لا قل ایرانی باشید پیام در تاریخ 85/1/25 ساعت: 14:04 توسط زهرا - ویرایش شد. پیام در تاریخ 85/1/25 ساعت: 14:04 توسط زهرا - ویرایش شد. |
138 25 فروردین 1385 ساعت 09:21 | |
سلام خوشحالم که بالاخره حرف دلتان را زدید و چهره واقعی خود را نمایان کردید یادم به حرف ایت الله ..... در اول انقلاب افتاد که فرمودند : این کسانی که میکشیم یا گناه کارند یا بی گناه ؟؟؟؟ اگر کناهکارند که ما کار صواب را انجام می دهیم و اگر بی گناهند که باز هم عیبی ندارد وقتی مردند به بهشت می روند؟؟؟ ادامه دهید و موفق باشید پیام در تاریخ 85/1/25 ساعت: 1:04 توسط سیامك a_b_z ویرایش شد. |
137 25 فروردین 1385 ساعت 06:18 | |
سیامك می گوید : اگر این طرز فکر شماست پس بساط ترور و کتک زدن و برده داری کشتن غیر همفکرو دگر اندیشو مرتد و تحمیل عقیده به زور و بردن خلق الله به بهشت به زور و... بپا دارید (همانطور که همفکرانتان تا کنون بپا داشته اند)...انشالله موفق باشید. ............................................. اگر اسلام را اینطور شناخته اید چه میتوانم بگویم جز اظهار تاسف . پاسخ حمله و دشمنی همان حمله و دشمنی است. خواه مسلمان باشد یا مرتد یا هم اندیش یا دگر اندیش فرقی نمی كند . و در اسلام از عطوفت و مهر بی مورد و زیاده از حد در برابر دشمن خبری نیست . كمااینكه اگر مسلمین دشمنانشان را نمی كشتند مسلما دشمنان انها را می كشتند و در جنگ و دشمنی و دعوا هم حلوا پخش نمی كنند . حالا می خواهید این را بپذیرید نمی خواهید بروید دنبال فلسفه ی خودتان . در مورد كتك و برده داری هم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان همه چیز را با رساترین منطق نوشته اند . شما نگفتید روش متمدن و خردمندانه در مقابل زن بی توجه به زندگی و همسر و فرزندان چیست ؟؟؟؟ در قران به ترتیب اینطور قید شده : 1- تذكر 2- قهر3 - تنبیه 4- طلاق . حالا ببینیم شما چه تو صیه ای دارید و چه نسخه ی متمدنی دارید ؟!! معیار تمدن را هم ندانستیم با چه می سنجید ؟!! آقای سیامك اگر اسلام همان است كه بن لادن و القاعده بدان عمل میكنند یهنی دین ترور و ارعاب , نگران نباشید اگر دستور خدا چنین است كه صواب می برند . اگر هم كه اسلام و دستور خدا چنین نیست پس مجازات می شوند چون دین خدا را تحریف كرده اند . شق سوم اینست كه اصلا اسلامی از جانب خدا در كار نیست و حرف ماتریالیستها درست است . آن وقت هم تازه می شوند مثل همین هرمز و علیرضا و در واقع عملشان فرقی به حال خودشان و جهان ندارد و القاعده هم مثل بقیه ی مواد تبدیل به خاك می شود و دیگر هیچ ! مثل سنگ و گیاه و موش و گربه و شیر و آهو و هرمز و من و شما و بقیه !! دراین صورت و مطابق جهان بینی مادی , محمد و علی و بن لادن و جرج بوش و عیسی مسیح و من و شما چه فرقی با هم داریم . همه مطابق غرایزمان چند صباحی هر چه خواستیم می كنیم و بعد می میریم و دیگر هیچ . حالا چه فرقی میكند به دموكراسی عمل كنیم یا به میل خودمان !!!؟ تازه مگر انها كه دموكراسی نوشته اند و تصویب كرده اند خودشان بدان عمل می كنند ؟! اسلام اگر دین خداست كه فبهالمراد و اگر نیست و خدایی وجود ندارد و یا اگر هم هست دینی ندارد آنوقت دیگر بحث چه چیز را می كنیم ؟ در این صورت ملاكی برای خوب و بد نداریم . هر چه غرایزمان ایجاب كند انجام میدهیم البته ناچارا در چهارچوب دموكراسی !. و الا اگر دموكراسی را نادیده بگیریم خدا یی كه نیست ولی جرج بوشی در آن بالا هست كه نقش خدا ی جهان را ایفا كند و جهنم را نشانمان دهد . اینطور نیست ؟؟!! . پیام در تاریخ 85/1/25 ساعت: 14:04 توسط زهرا - ویرایش شد. پیام در تاریخ 85/1/30 ساعت: 15:04 توسط زهرا - ویرایش شد. |
136 25 فروردین 1385 ساعت 01:15 | |
سلام با عرض خسته نباشید البته از قبل میدانستم که اخر این بحث به جایی نخواهد رسید به شما هم گفتم که برای سخنانتان دلیل همراه با مدرک بیاورید اما اینجا با وجود اینکه چندین بار سوالاتم را تکرار کردم هیچ پاسخی حتی به یکی از انها دریافت نکردم زهرا خانم من نمیدانم اصول اصلی شما که بر ان تکیه دارید چیست(منضورم اصول فکری شما نیست)علت یا دلیل یا اقوال ملا منبری ها یا علم یا عقل یا احساس یا روایات یا..؟ اینجا ان چه مطرح کرده اند درست یا غلط بودن کلامی از قران است که شما با دید فقهی به ان نگاه کرده و انرا دربست پذیرفته اید حال میگویید دلیل ان خود قران است؟؟؟؟؟ اگر اقای علیرضا یا هرمز یا ... قران را قبول داشت که دیگر بحثی نبود... اینجا بحث بر سر ناصوابی شریعت اسلامی است ...شما میگویید دلیلش شریعت اسلامی ...فلان یا اصل شریعت میگوید...پس حرفم درسته...؟ (پس خروج بی اجازه و بدون اطلاع زن از خانه یك تمدن و مدرنیته محسوب میشود ؟؟!!!!!!! منسوخ شدن اعدام قاتلان و جانیان , تمدن محسوب میشود ) اگر این طرز فکر شماست پس بساط ترور و کتک زدن و برده داری کشتن غیر همفکرو دگر اندیشو مرتد و تحمیل عقیده به زور و بردن خلق الله به بهشت به زور و... بپا دارید (همانطور که همفکرانتان تا کنون بپا داشته اند)...انشالله موفق باشید اما این را بدانید که حق و عدالت و ازادی را با معیار اسلام و احادیث و روایات... نمیسنجندفلان موضوع به این خاطر که با اسلام مخالف نیست یا موافق هست حق یا... نیست حق خود معیار سنجش است اسلام و هر طرز فکر دیگر را باید با این معیارها سنجید تا به ارزش واقعی انها پی بردخداوند مرا ازاد افریده و به من عقل ارزانی داده تا با ان سره و ناسره را از یکدیکر تشخیص دهم احادیث یا هر ...چیز دیگری نمیتواند ازادی و عدالت وحق را به من بدهدچرا که ازاد افریده شده ام (لا اکراه فی الدین قد تبین رشد من الغی...)فکر میکنم تا زمانی که شما معیاری قابل قبول برای سنجش(خودتان معیار نیستید یا انچه بحث بر سر انست) انچه عنوان میدازید به دست ندهید بحث بی فایده خواهد بود و از همه مهم تر غیر علمی و بحث غیر علمی هرگز به جایی نخواهد رسید الا اینکه خودتان و انچه روایت میکنید را مبنای علم بگیرید........؟؟ خانم زهرا مبحثی داریم به نام فلسفه علم که یکی از شاخه های ان به این مورد میپردازد که چه بحثی علمی هست و چه بحثی علمی نیست مثلا لاکاتوس این نکته را اشاره میکند که بودن منابع مورد قبول 2طرف همراه با داشتن رویکرد یکسان به ان منابع (نوع نگاه و خوانش از متن) یا قابل سنجش واندازهگیری بودن معیارهای سنجش و..... یکی از شرایط اصلی و مهم این یک بحث علمی ابطال پذیری مورد مباحثه می باشد به این معنا که انچه بحث بر سر اثبات ان می باشد باید ابتدا به ساکن امکان رد ان ممکن باشدیعنی اگر شما از همان ابتدای بحث بدانید(از دیدگاه خودتان)که من 23 ساله هستم و به این امر اعتقاد داشته باشید(دقت کنید گفتم اعتقاد نه ایمان)انگاه بحث برسر این مورد اصولا بی فایده است چرا که مورد قبلا در نزد شما اثبات گشته است اکنون کاملا بی فایده است ما بر سر موضوعی که شما به ان اعتقاد دارید و قبلا... به بحث بپردازیم موفق و پیروز باشید |









وحشی) و (اشغال)و