userinfo close

  ,

حامد بهداد


hamedbehdadclub

تاسیس: 20 خرداد 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سارا رر - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
157
1799
91/3/9 (02:37)
29
862
91/3/9 (02:35)
120
1136
91/2/23 (06:19)
98
1818
91/2/23 (06:09)
61
1595
91/2/23 (06:04)
14
272
91/2/23 (06:02)
43
632
91/2/23 (06:01)
t r
11
354
91/2/23 (05:55)
t r
155
4200
91/2/16 (22:17)
21
243
91/2/16 (04:11)
949
9167
91/2/3 (17:40)
4
514
91/2/2 (11:02)
32
961
91/1/26 (19:10)
16
147
91/1/25 (16:54)
17
277
91/1/25 (16:51)
29
628
91/1/24 (08:31)
13
166
90/12/24 (19:45)
21
472
90/12/22 (12:56)
2
98
90/12/19 (19:41)
19
899
90/10/25 (14:32)

عنوان بحث

 م ا , mnent
م ا - 14:25 1386/06/20

شعری در وصف حالش ...!

 

شعرهائی رو بذارید که با این بشر بیاد...مرسی.

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
زهرا زهرا , zahra_rh
زهرا زهرا - 19:30 1390/06/17
5

اون روز عاشق میشدم انگار با همه وجود

...

وقتشه برگردم ولی به زندگیه واقعیم

وقتی تو رو میخواستم اوونقدر رفتی سمت باد

تا احتیاج من به تو

مفهومشو از دست داد

تصویری از تو ساختم

ولی جلوم وایمیستی

ثابت کنی که خود تو

به اون قشنگی نیستی

...

 

 

 

 م ا , mnent
م ا - 11:34 1386/06/28
4

 

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد

طلب عشق

ز هر بی سر وپائی نکنیم...

مهسا مهسا , mahsssa_exteranohija
مهسا مهسا - 01:48 1386/06/21
3

az tahe del dige hich kas nemikhandein male coffe setaras be hamedam rabt dare dige mahin joon khoobe?

نیوشا ر , newsha_r
نیوشا ر - 00:57 1386/06/21
2

با موی لخت و تیره

چشم خمار و خیره

تلفیقی از دو چیزی

آبادی و خرابی8->

 م ا , mnent
م ا - 14:38 1386/06/20
1

 

من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود
بنویسید صدا بود ولی نرم نبود

 

خانه در خاک و خدا داشت ، تماشایی بود
بنویسید دو خط مانده به تنهایی بود

 

بنویسید که با ماه ،کبوتر می چید
از لب زاغچه ها بوسهء باور می چید

 

بنویسید که با چلچله ها الفت داشت
اهل دل بود وَ با فاصله ها نسبت داشت

 

دلش از زمزمهء نور عطش می بارید
ریشه در ماه ، ولی روی زمین می جوشید

 

بنویسید زبان داشت ولی لال نشد
بنویسید که پوسید ولی کال نشد

 

پُرِ طوفان غزل بود ولی سیل نداشت
بنویسید که دل داشت ولی میل نداشت

 

پنجه بر پنجرهء روشن فردا می زد
وسعت حوصله اش طعنه به دریا می زد

 

بنویسید به قانونِ عطش ، آب نداد
و کسی کودک احساسش را تاب نداد

 

سرد و سرما زده از سمت کویر آمده بود
کودکی بود که در هیاتِ پیر آمده بود

 

تا صدای دل خود چند تپش فاصله داشت
گاه با فلسفهء عشق کمی مسئله داشت

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.