| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
297
|
1346
|
91/3/11 (17:31)
|
|
||
|
|
1364
|
545
|
91/3/11 (08:51)
|
|
||
|
|
121
|
446
|
91/3/11 (17:48)
|
|
||
|
|
2
|
6
|
91/3/11 (17:44)
|
|
||
|
|
22
|
114
|
91/3/11 (17:44)
|
|
||
|
|
11
|
79
|
91/3/11 (17:41)
|
|
||
|
|
165
|
392
|
91/3/8 (11:08)
|
|
||
|
|
7
|
20
|
91/3/7 (17:38)
|
|
||
|
|
179
|
715
|
91/3/3 (22:32)
|
|
||
|
|
29
|
234
|
91/2/30 (11:26)
|
|
||
|
|
250
|
1299
|
91/2/28 (19:09)
|
|
||
|
|
185
|
157
|
91/2/28 (14:03)
|
|
||
|
|
99
|
389
|
91/2/28 (03:30)
|
|
||
|
|
253
|
709
|
91/2/24 (12:56)
|
|
||
|
|
52
|
252
|
91/2/20 (16:52)
|
|
||
|
|
35
|
167
|
91/2/5 (21:46)
|
|
||
|
|
58
|
306
|
91/1/29 (16:52)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
91/1/26 (20:27)
|
|
||
|
|
2
|
55
|
91/1/25 (11:14)
|
|
||
|
|
396
|
1163
|
91/1/16 (13:27)
|
|
در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل گرفته بودند مرد عارفی از کوچه ای
می گذشت غلامی را دید که بسیار شادمان و خوشحال است .
به او گفت چه طور در چنین وضعی می خندی و شادی می کنی ؟
جواب داد که من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد و تا وقتی برای او کار می کنم روزی مرا
می دهد پس چرا غمگین باشم در حالی که به او اعتماد دارم؟
آن مرد عارف گفت: از خودم شرم کردم که غلام به اربابی با چند گوسفند
توکل کرده و غم به دل راه نمی دهد و من خدایی دارم که مالک تمام دنیاست و نگران روزی خود هستم
اهورا جون با کمال احترام باید بگم که
اصلا نمیذاشتم ادما صبح و ظهر و شب هی نماز بخونن و سجده کنن و حرفای تکراری بزنن! کمبود که ندارم هی بخوام طفلکی ها رو اذیت کنم که !............................> مگه خدا کمبود داره؟فکر کنم هنوز نمیدونی برای چی نماز میخونیم!!!!!
هر کسی هم که من رو صدا میزد و میگفت اِی خدا زود بهش میگفتم جانم …عزیز دلم…نه اینکه محل سگ هم نذارم!...................> اگه خدا همه خواسته های ما رو برآورده نمیکنه نشونه ی محل نذاشتن نیست بلکه اگه میخواست هرکی هرچی خواست بگه چشم که دیگه سنگ رو سنگ بند نمیشد!!!!
ریشه جنگ رو هم خشک میکردم بجاش عشق و عطوفت و مهربونی میکاشتم ! ..................>اگه قرار بود که اینطوری باشه دیگه نیازی به بهشت و جهنم نبود و دیگه نیازی به اومدن به دنیا نبود از همون اول همه تو بهشت بودن و خوش خرم بودن و دیگه نه ظالم بود و نه مظلوم!!!!!
سعی میکردم حضورم اینقدر در زندگی مردم ملموس باشه که دیگه هیچ کس نگه خدای چی ! کشک چی ! ….. خدا کیلو چند ؟ ….. کدوم خدا ؟............................................................>

این که هرکسی خدا رو چقدر تو زندگیش حس میکنه بستگی به میزان نزدیکیش به خدا داره اگه قرار بود خدا همه اینکارا رو بکنه که دیگه اسم ماها آدم نبود فرشته بودیم به جای آدم !!!قوه اختیار ر بیخودی که به ما نداده که!!!!
عزیزم خدا رو نوکر خودت فرض کردی که این کارها رو برای آدما بکنه؟تو از بهشت و دوزخ چی میدونی آخه که در موردش نظر میدی؟اصلا کی میدونه که بخواد نظر بده؟حتما برای زنا آزاد میکردی که شبی از یکی کام بگیرن و مردا روزی دو بار زن بگیرن؟آخه تا حالا که هیشکی از مرگ برنگشته از کجا میدونی ازرائیل چه شکلیه؟حج خونه خدا برا اینه که زجرو زحمتای پیامبر و کسای دیگه رو بفهمی و ابهت خونه خدا رو ببینی نه اینکه بری جزایر هاوایی با مایو دو تیکه بگردی.زنا رو میکردی پیامبر؟؟؟؟؟یه زن پیدا کن که در مقابل مشکلات احساسی نباشه بعد برای زنا درخواست پیامبری کن
ولی او قسمت ایرانو روحانیتو خوب اومدی
عزیزم خدا رو نوکر خودت فرض کردی که این کارها رو برای آدما بکنه؟تو از بهشت و دوزخ چی میدونی آخه که در موردش نظر میدی؟اصلا کی میدونه که بخواد نظر بده؟حتما برای زنا آزاد میکردی که شبی از یکی کام بگیرن و مردا روزی دو بار زن بگیرن؟آخه تا حالا که هیشکی از مرگ برنگشته از کجا میدونی ازرائیل چه شکلیه؟حج خونه خدا برا اینه که زجرو زحمتای پیامبر و کسای دیگه رو بفهمی و ابهت خونه خدا رو ببینی نه اینکه بری جزایر هاوایی با مایو دو تیکه بگردی.زنا رو میکردی پیامبر؟؟؟؟؟یه زن پیدا کن که در مقابل مشکلات احساسی نباشه بعد برای زنا درخواست پیامبری کن
ولی او قسمت ایرانو روحانیتو خوب اومدی