| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
297
|
1346
|
91/3/11 (17:31)
|
|
||
|
|
1364
|
545
|
91/3/11 (08:51)
|
|
||
|
|
121
|
446
|
91/3/11 (17:48)
|
|
||
|
|
2
|
6
|
91/3/11 (17:44)
|
|
||
|
|
22
|
114
|
91/3/11 (17:44)
|
|
||
|
|
11
|
79
|
91/3/11 (17:41)
|
|
||
|
|
165
|
392
|
91/3/8 (11:08)
|
|
||
|
|
7
|
20
|
91/3/7 (17:38)
|
|
||
|
|
179
|
715
|
91/3/3 (22:32)
|
|
||
|
|
29
|
234
|
91/2/30 (11:26)
|
|
||
|
|
250
|
1299
|
91/2/28 (19:09)
|
|
||
|
|
185
|
157
|
91/2/28 (14:03)
|
|
||
|
|
99
|
389
|
91/2/28 (03:30)
|
|
||
|
|
253
|
709
|
91/2/24 (12:56)
|
|
||
|
|
52
|
252
|
91/2/20 (16:52)
|
|
||
|
|
35
|
167
|
91/2/5 (21:46)
|
|
||
|
|
58
|
306
|
91/1/29 (16:52)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
91/1/26 (20:27)
|
|
||
|
|
2
|
55
|
91/1/25 (11:14)
|
|
||
|
|
396
|
1163
|
91/1/16 (13:27)
|
|
| اتحاد خشایارشا با كارتاژ (شمال افریقا) | ||
اتحاد امپراتوری ایران و كارتاژ تا 70 سال بعد (سال 410 پیش از میلاد) ادامه داشت و كارتاژ از كمك مالی ایران برخوردار بود. كارتاژی ها مهاجران فنیقی (لبنانی ـ سوری) بوده اند كه نام شهر خود را (واقع در تونس امروز و ساحل دریاچه تونیشیا) «كارت هاداشت» به معنای شهر تازه گذارده بودند كه رومی ها آن را كارتاژ تلفظ كردند كه چون كتب تاریخ قرون قدیم عمدتا توسط رومی ها نوشته شده است به همین صورت باقی مانده است. معروفترین سردار كارتاژی، هانیبال بود كه به اسپانیا و ایتالیا لشكر كشید و در این لشكركشی از فیل استفاده كرده بود. | ||
| دیدار شاهزاده اشكانی از «رم» | ||
|
| اوج مدنیت: روزی كه دولت ایران به دشمن شماره یك خود پناهندگی داد | ||
تمیستوكلس كه بقای استقلال یونانیان آن عصر نتیجه اندیشه های اوست، پس از ناموفق ساختن ایران در تصرف شبه جزیره یونان، خود گرفتار رقابت های داخلی بر سر قدرت شد و برخی از رقیبانش او را متهم كردند كه بیش از جمع كل درآمد مشروع، ثروت اندوزی شخصی كرده كه اتهامی برابر با سوء استفاده مالی از قدرت بود ـ اتهامی كه شنیدن آن برای مردم معمولی و طبقه بی ثروت جامعه جالب است. این اتهام باعث طرد تمیستوكلس از قدرت و ضبط اموال اضافی او در سال 471 پیش از میلاد شد كه میزانش چشمگیر هم نبود. این اقدام باعث رنجش تمیستوكلس و مهاجرت او از آتن به اسپارت شد و چون پس از مدتی اقامت در اسپارت، این منطقه را به حد آتن دمكراتیك و دارای دادگاههای منصف و مطمئن ندید با ارسال این پیام برای آتنی ها كه زندگی در منطقه ای كه دادگاهش اطمینان بخش و تضمینی برای حفظ حقوق انسان نباشد از دوزخ بدتر است عزم آرگوسArgos و سپس كوركورا Cocyraو آنگاه ایونی (در آسیای صغیر) كرد و وارد شهر مگنسیا Magnesia در ایونی (قلمرو ایران) شد و با فرستادن پیامی توسط پیك ویژه ساتراپ محل به شوش و از آنجا به پاسارگاد از دولت ایران تقاضای پناهندگی كرد. اردشیر یكم (درازدست) شاه وقت از دودمان هخامنشیان در بیست و چهارم سپتامیر سال 464 پیش از میلاد نه تنها به تمیستوكلس پناه داد، بلكه فرمانداری شهر مگنسیا را هم به وی سپرد و برایش یك مستمری سالانه برابر 50 تالنتTalent (تالان) نقره در نظر گرفت و از او خواست كه در عوض، نظرات و پیشنهادهایش را برای شخص او (شاه) ارسال دارد. تمیستوكلس به مدت چهار سال و چند ماه با احترام تمام در مگنسیا زندگی كرد و در سال 460 پیش از میلاد در 65 سالگی درگذشت. بعدا كه از او رفع اتهام و اعاده حیثیت شد، یونانیان بقایای استخوانهایش را به آتن منتقل و در وطن دفن كردند. این اندرزهای همیشه مهم از تمیستوكلس باقی مانده كه بسیاری از اندیشمندان و سران كشورها از آن استفاده كرده اند: ـ یك مدیر (از مسئول شهر تا كشور و هر واحد دیگر) باید فردی باشد كه قدرت تحلیل رویدادها، قضایا و گزارش ها را داشته باشد تا قضاوت ها، نتیجه گیری ها و تصمیماتش درست، منصفانه، و در درازمدت موثر و مفید باشد. یك فرد كم حوصله و كینه توز نباید به مدیریت انتخاب شود. ـ هر گونه اتهام و به ویژه اتهامات ناشی از بدبینی، غرض آلودگی و بخل، پیش از اثباتشان در یك دادگاه منصف نباید ملاك كار قرار گیرد و اثربخش باشد (موثر واقع شود) و یك فرد و افراد را خنثی كند كه زیان سنگینی برای جامعه خواهد بود. ـ در یك جامعه، رقابت باید تشویق، و بخل و حسد عمیقا نفی و نهی شود. هیچ عاملی بهتر از رقابت سالم باعث پیشرفت نمی شود و بخل ریشه همه بدبختی های بشر است. ـ كشور دارای دریا، اگر نیروی دریایی موثر نداشته باشد محكوم به قرارگرفتن تحت سلطه و قیادت است. ـ با نیروی دریایی است كه یك ملت كوچك می تواند باقی بماند و حتی جهانگیر شود (الیزابت اول ملكه قرن شانزدهم انگلستان این اندرز تمیستوكلس را در قابی روی میز دفتر كارش قرار داده بود و تحت تاثیر همین اندرز برای انگلستان یك نیروی دریایی موثر به وجود آورد كه آرمادای اسپانیا را شكست داد و با این قدرت برتری انگلستان قرن ها در جهان حفظ شد). ـ ملل همزبان و دارای گذشته مشترك (اشاره به كشور ـ شهرهای یونانی) باید به صورت متحد بسر برند و گرنه موفق نخواهند شدند (با این اندرز، یونانی ها اتحادیه دلیان Delian Leage را میان خود تشكیل دادند). ـ برای یك جامعه هیچ نعمتی بالاتر از داشتن دمكراسی و مدیریت خوب نیست و این نعمت تا زمانی باقی ماندنی است كه افراد جامعه قدردانش باشند و از اصالت آن پاسداری كنند. تمیستوكلس با اشاره به اختلاف نظر خود با آریستیدس Aristides (دولتمرد دیگر آتنی)، بارها تاكید كرده بود كه رجال یك ملت پس از رو به رو شدن با یك مخالف خارجی (مشترك)، بایداختلاف های خود موقتا كنار بگذارند و یكپارچه و یكزبان باشند تا موفق شوند و باقی بمانند. |
| تاسیس پستخانه در آمریكا با شعار داریوش بزرگ ـ نگاهی به وظایف پستخانه آمریكا |
| 24 سپتامبر 1789 دستگاه قانونگذاری آمریكا قانون تاسیس پستخانه دولتی را در این كشور كه بر سر در ساختمان مركزی آن شعار پستخانه ایران زمان داریوش بزرگ به نقل از تاریخ هرودوت نقش بسته است كه «برف و باران و توفان مانع حركت چاپارها نخواهد بود» تصویب كرد. در آمریكا از همان زمان پستخانه یك موسسه فدرال و وابسته به دولت مركزی است (نه حكومت های ایالتی). در آمریكا، پستخانه ها گذرنامه هم صادر می كنند و با تلفن، پیك می فرستند و بسته های ارسالی (بدون مزد اضافی) از منازل و دفاتر را می گیرند و می فرستند. هنگام تحویل نامه ها به منازل و دفاتر، نامه های ارسالی را هم دریافت می دارند تا ارسال شود. افراد در صورت مسافرت، از پستخانه محل می خواهند كه تا آمدنشان نامه ها و بسته هایشان را نگهداری كند و در روز معین تحویل آنها بدهد و یا در صورت تغییر آدرس، نامه ها را به آدرس تازه بفرستد و این كارها بدون پرداخت پول اضافی صورت می گیرد. همه صورتحسابها و مبادله چكها از طریق پست انجام می شود. نشریاتی كه تا ساعت شش بامداد هر روز به پست داده شود، همان روز و حداكثر تا ظهر توزیع می شود و نرخ رساندن كتاب و نشریه بسیار ارزان است و زیان مالی حاصله را دولت می پردازد. |

انتقال پایتخت ایران به شهر نیشابور
21 آگوست سال 441 میلادی، یزدگرد دوم شاه وقت ایران از سلسله ساسانی تصمیم گرفت كه برای نزدیك بودن به شمال خاوری كشور و جلوگیری از ورود باقیمانده هونها به فرارود (بخش شمال شرقی خراسان بزرگتر) موقتا پایتخت را از تیسفون (نزدیك بغداد) به نیشابور (از شهرهای خراسان) منتقل کند. شهرهای بزرگ و معروف دیگر خراسان وقت عبارت بودند از سمرقند، بخارا، مرو، خجند، بلخ و هرات.
یزدگرد دوم كه 18 سال حكومت كرد در سال 438 میلادی پس از مرگ پدرش، بهرام گور، شاه شده بود. همین هونهای رانده شده به اروپا، كشور هونگری (هنگری – مجارستان) را به وجود آوردند كه "آتیلا" یكی از رهبرانشان بود.
رنگ پوست و قیافه هون ها بر حسب دوری و نزدیكی شان از سرزمین مغولها با هم تفاوت داشت و آن دسته كه به دریای مازندران نزدیكتر بودند پوستی سفیدتر داشتند و ایرانیان ایشان را هون سفید خطاب می كردند. ایرانیان همه هونها را "بدقیافه ها" می خواندند و این، برای هون ها عقده شده بود. به گونه ای كه پس از رسیدن به اروپا و فتوحات متعدد، بر هر نقطه اروپا، از روسیه امروز و سواحل دانوب تا آلمان و فرانسه كه استیلا می یافتند زنان زیبا را به ازدواج خود در می آوردند تا فرزندانشان تغییر قیافه بدهند و زیبا شوند و زیبایی نسبی مردم مجارستان به همین سبب است. هون ها پس از همسایه شدن با ایرانیان شیفته رعایت حق و قانون و نظام قضایی ایران شدند و به همین دلیل در مناطق متصرفی خود، كمتر به كشتار مغلوبین و تسلیم شدگان و تجاوز به عنف به زنان دست می زدند.
پریسكوس Priscus مورخ نوشته است هون ها به هر تدبیر و نقشه جنگی كه دست زدند تا وارد قلمرو ایران شوند موفق نشدند. یك بار به مدت 15 روز از كوهها عبور كردند تا از حاشیه دریای کاسپیان (دریای مازندران) وارد ایران شوند كه به محض سرازیر شدن از كوه با سوار نظام ساسانی كه در دنیای آن زمان نظیر نداشت رو به رو شدند و همین وضعیت باعث شد كه روانه اروپا شوند و آنجا را مورد تاخت و تاز قرار دهند. از زمانی كه هونها در ساحل دانوب استقرار یافتند، امپراتوری روم، دیگر روی آرامش ندید.
امپراتوران رومی پس از شكست هایی كه در دوران اردشیر و پسرش شاپور یکم و نیز شاپور دوم از ایران خوردند به سیاست تعرضی شان پایان دادند. اوگوستوس دكترین تازه ای ارایه داده بود و آن پایان یافتن سیاست جهانگیری رومیان و قناعت كردن به آن چه كه تا آن زمان داشتند بود و این دكترین از زمان تیبریوس به صورت یك قانون نانوشته درآمد و از این تاریخ، این ایران بود كه روحیه تعرضی به خود گرفته بود به گونه ای كه رومی ها از ترس مجبور شدند، نخست یك پایتخت شرقی (قسطنطنیه) برای خود به وجود آورند و سپس به تجزیه امپراتوری تن دردهند و آن گاه در غرب تسلیم مهاجران مهاجم شوند و از میان بروند.
برتری ایرانیان در عهد ساسانیان عمدتا این بود كه از دست یافتن به سلاحهای تازه و تاكتیك جنگی جدید باز نمی ایستادند. نظام اداری و قضایی پیشرفته و خوبی داشتند. تلاش برای بهسازی تسلیحات و تقویت روحیه سربازان امری روزانه بود كه متوقف نمی شد. ساسانیان به سواره نظام توجه كامل داشتند. دست سرباز در مصرف تیر باز بود و مانند رومی ها و هون ها به 30 "تیر" محدود نبود. هر سوار دو اسب ذخیره و یك یدك داشت و ارتش ایران دارای یك نیروی ضربتی همیشه آماده بود و رومیان پس از استقرار در قسطنطنیه ابتكار نظامی ایران را تقلید كردند.
رومیان پس از این كه خود را زیر فشار آتیلا دیدند او را هنگامی كه در ساحل دریای سیاه سرگرم تاخت و تاز بود فریب دادند كه به قلمرو ایران وارد شد، ولی ایرانیان در مرز شمالی ارمنستان چنان گوشمالی به او دادند كه برای همیشه نام ایران را هم نبرد. تاخت و تاز هون ها در قلمرو روم با مرگ آتیلا در 453 میلادی به تدریج پایان گرفت و سلطه ایشان تا مدتی محدود به قسمتی از مجارستان شد
| سالروز پیروزی ایرانیان و تصرف تنگه ترموپیل در سال 480 پیش از میلاد | ||||||
| نهم آگوست سال 480 پیش ازمیلاد (مطابق 18 امرداد) واحدهای كوهستانی ارتش ایران - تنها ابر قدرت وقت بر روی کره زمین - در جریان لشكركشی خشایارشا به یونان و اروپای جنوبی، پس از یک رشته جنگ شدید در ارتفاعات مشرف بر تنگه ترموپیل (Thermopylae Pass) واقع در شمال یونان، نظامیان اسپارت، «تسپی ان Thespian» ها و تبان ها Thebans از جمله «لئونیداس» پادشاه اسپارت را نابود و راه را برای عبور واحدهای پیاده و سوار امپراتوری باز و بی خطر كردند تا به سوی آتن به پیشروی خود ادامه دهند. خشایارشا كه در صحنه نبرد ترموپیل بود پس از این كه واحدهای كوهستانی ارتش ایران از جمله هزار مرد از منطقه پكتیا (این ایالت خاوری ایرانزمین، هنوز به همین نام است و در مشرق افغانستان قراردارد) اسپارتی ها را درمحاصره گرفتند؛ به لئونیداس پیشنهاد كرد كه راه را برای فرار او و باقیمانده افرادش باز می گذارد تا بگریزند، ولی قانون اسپارت عقب نشینی و تسلیم نظامی را منع كرده بود. بنابراین، اسپارتی ها به جنگ ادامه دادند و همه آنان جان سپردند تا به قانون میهن خود وفادار مانده باشند. نوشته اند كه خشایارشا [پسر و جانشین داریوش بزرگ، نوه دختری كوروش بنیادگذار كشور ایران و شوهر «استر» كه این بانو در همدان مدفون است] از نظامیانش خواسته بود كه یكی از اسپارتی ها را زنده دستگیر كنند تا برود و خبر این شكست را به آتنی ها بدهد. یونانیان در سده گذشته در نبردگاه ترموپیل یک مکان یادبود برای لئونیداس ایجاد کرده اند که مجسمه او و آخرین اظهاراتش در آنجا قرار داده شده است و محلی است برای بازدید گردشگران. ارتش ایرانیان پس از عبور از تنگه ترموپیل شهر آتن را تصرف كرد. مقاومت لئونیداس در ترموپیل و تاخیر پیشروی ارتش ایران، به فرماندهی کل یونانیان این فرصت را داده بود که آتن را از سکنه اش تخلیه کند و آنان را به جزایر امن منتقل سازد. خشاریارشا در جریان همین لشكر كشی، در سرزمین یونان یك آبراه نسبتا طولانی ساخت تا كشتی ها مجبور نشوند شبه جزیره را كه دریایی توفانی آن را در برگرفته است دور بزنند. بقایای این آبراه اخیرا كشف، و نشان می دهد كه ایرانیان بیست و پنج قرن پیش در علم مهندسی تا چه حد پیشرفت داشتند. پاره ای از مورخان قرن 20 با محاسبات تازه تقویمی، پایان جنگ ترمومیل را دهم آگوست سال 480 پیش از میلاد و شمار کمی از آنان اواخر این ماه ذکر کرده و نوشته اند که این نبرد سه روز طول کشیده بود که قبلا نوشته شده بود: دو روز. «هرودوت» در تالیف 9 جلدی خود زیر عنوان «جنگ پارسیان» جزئیات جنگهای ایرانیان از آغاز كار تا پایان لشكركشی خشایارشا به یونان را شرح داده است. دانش تاریخنگاری (هیستریوگرافی) در جهان با همین نوشته های هرودوت (جنگ پارسیان) آغاز شده است. با وجود این، ارقامی كه هرودوت از نیروهای ایران و كشتی های جنگی خشایارشا در حمله به یونان به دست داده به نظر اغراق می آید. اسناد دیگر، این ارقام را به مراتب كمتر از آنچه را كه هرودوت نوشته، نشان می دهد.
| ||||||
| افتادن اصفهان به دست طغرل سلجوقی و ... | ||||||
| نهم آگوست 1052 میلادی (18 مرداد 431 هجری خورشیدی) شهر اصفهان به دست طغرل سلجوقی افتاد. دوازده سال پیش از این، سلجوقیان كه از ترکان غز (اغوز) بودند و از آن سوی رود «سیردریا» آمده بودند بر غزنویان (دسته دیگری از ترکان مهاجر) غلبه کرده، به قدرت رسیده و از آن پس سرگرم تصرف شهرهای ایرانزمین یكی پس از دیگری بودند. محمود غزنوی در 1030 میلادی درگذشته بود و راه برای ادامه مهاجرت سلجوقیان در منطقه «فرارود» و عبور از آمودریا باز شده بود، زیرا كه مسعود غزنوی پسر محمود اجازه مهاجرت را به سمت جنوب به آنان داده بود. طغرل سه سال پیش از تصرف اصفهان، درصدد تصرف این شهر برآمده بود كه بمانند یزد، كرمان و فارس در دست یك خانواده دیلمی بود كه در آن وقت حكمران دیلمی از در دوستی درآمده بود. با وجود این، طغرل چشم به اصفهان داشت و می خواست آن را مركز حكومت خود قراردهد. وی در سال 1051 به محاصره اصفهان دست زد. اصفهان یك سال مقاومت كرد و سرانجام نیز حاكم اصفهان داوطلبانه تسلیم شد. گفته شده است که طغرل به حکمران اصفهان که بر چند شهر دیگر حکومت داشت وعده داده بود که اگر تسلیم شود، یزد را از او نخواهد گرفت که چنین شد. طغرل در سال 1055 (سه سال پس از تصرف اصفهان) بغداد را هم تصرف كرد و به قدرت دیلمیان ایرانی پایان داد و خلیفه (اسما) و بی اختیار عباسی را با شعار نجات سنی ها از برتری شیعیان زیر حمایت قرار داد و به این ترتیب امپراتوری وسیعی برای خود به وجود آورد. | ||||||
| درگیری اقلیت مجلس با رضاخان رئیس الوزراء | ||||||
روز هشتم امرداد بیشتر روزنامه های تهران كه تحت نفوذ دولت (قوه مجریه) بودند اتهامات اقلیت را نادرست خواندند و «استیضاح» را «افتضاح» نامیدند. این وضعیت تا هفدهم امرداد ادامه یافت و در این مدّت بسیاری از مدیران نشریات مخالف سردار سپه و دیگر مخالفان مورد تهدید قرار گرفته و یا بازداشت شده بودند. در این روز كه قرار بود به استیضاح رسیدگی شود پیش از تشكیل مجلس، عده ای به منازل اعضای اقلیت مجلس از جمله حائری زاده و مدرّس رفته و آنان را كتك زده بودند و بنابراین از میان امضاء كنندگان استیضاح، تنها ملك الشعراء بهار در جلسه مجلس حضور یافته بود و استیضاح مطرح نشد و بایگانی گردید. رئیس الوزراء (رضاخان پهلوی) تقاضای رای اعتماد كرد و به اتفاق آراء تایید شد. سردار سپه (بعدا رضاشاه پهلوی) پس از این پیروزی تصمیم به تشكیل كابینه تازه گرفت. |
روزی که ازمیر یک بندر ایران در دریای اژه بود
کوروش بزرگ در لشکرکشی سال 545 پیش از میلاد به عمر دولت لیدی (آناتولیای غربی) پایان داد و و به این ترتیب تمامی آناتولیا (ترکیه امروز) به تصرف ایران درآمد. شهر بندری ازمیر که ساکنانش یونانی زبان بودند در ماه می این سال وارد قلمرو ایران شد. همه این سرزمین تا سال 333 پیش از میلاد بخشی از قلمرو ایران را تشکیل می داد و توسط ساتراپ های ایرانی اداره می شد. اسکندر مقدونی پس از دو پیروزی نظامی بر ایران در گرانیکوس و ایسوس، این مناطق را متصرف شد. این مناطق پس از انهدام سلوکی ها (جانشینان اسکندر) دوباره به دست ایرانیان افتاد. رومیان بعدا با تصرف یونان با ایران همسایه شدند و ازمیر و مناطق ساحلی آناتولیا تا پایان عصر ساسانیان به مدت بیش از هشت قرن میان روم و ایران دست به دست می شدند و صحنه نبردهای نظامی و مبارزات سیاسی دو ابرقدرت وقت بودند.
یونانیان ازمیر را که اینک 2 میلیون و ششصدهزار جمعیت دارد (با حومه اش چهار میلیون) «سمورینا»، رومیان «سمیرینا» و سایر اروپاییان به اقتباس از رومیان «اسمیرنا» می نامیدند که عثمانی ها «ازمیر» تلفظ کردند ولی جهان غرب آن را تا 28 مارس 1930 همچنان «اسمیرنا» می نوشت که در این روز پستخانه جمهوری ترکیه از اروپاییان و آمریکاییان خواست که باید «ازمیر» نوشته شود تا پاکتها و بسته های واصله توزیع شوند.
| مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 11 آوریل | ||
| ایران | ||
| توطئه دولت روم برضد شاه ایران و انجام كودتا در سال 35 میلادی - اشاره به ترس تیبریوس از جنگ با ایران | ||
از صورتجلسه مذاكرات 11 آوریل سال 35 میلادی (دو سال پیش از مرگ تیبریوس) كه بعدا به دست آمده و تاکنون محفوظ مانده است چنین برمی آید كه در آن نشست فوق العاده، رومیان تصمیم گرفتند كه با تیرداد پسر عموی اردوان سوم كه پیش از انتخاب شدن اردوان به عنوان شاه، نامزد این مقام بود و بعدا هم از مخالفت با شاه منتخب دست بر نمی داشت تماس برقرار و وی را با دادن وعده هرگونه كمك تحریك به مبارزه مسلحانه و یا كودتا كنند. این تصمیم بزرگان روم با صرف هزینه بسیار به اجرا درآمد. تیبریوس از آغاز حکومت، این نظر خود را به مقامات رومی تلقین کرده بود که به جای جنگ با ایران، باید برضد این کشور وارد توطئه و انواع فریب و دسیسه شد زیرا که پیروزی، درجنگ با ایران قابل پیش بینی نیست و امکان دارد که به ازدست رفتن متصرفات روم در شرق بیانجامد. دولت روم در اجرای تصمیمات محرمانه نشست 11 آوریل، حاكم ایبریا (گرجستان كنونی) را كه دست نشانده ایران بود ترغیب به حمایت از كودتای تیرداد كرد. این توطئه موقتا پیروز شد، پایتخت به دست تیرداد افتاد كه خود را «تیرداد سوم» و بدون كسب رای مجلس بزرگان كشور (مهستان) شاه تازه خواند و با هدف راضی كردن دولت روم، با بركناری ارشك از پادشاهی ارمنستان موافقت كرد كه حاكم گرجستان با حفظ سمت برجای ارشك نشست. اردوان سوم پس از ترك پایتخت، به منظور جلب كمك و جمع آوری نیرو جهت سركوب كردن تیرداد كودتاگر به منطقه هیركانیا (گرگان) رفت. (هیركانیا =گرگان به معنای سرزمینی است که گرگ در آن زیاد است- هیرکان = گرگ، و این استان ایران اخیرا به گلستان تغییر نام داده شده است). اردوان سوم سپس با یک نیروی تازه، از گرگان به پایتخت بازگشت و تیرداد را كه مورد تنفر بسیاری از بزرگان (به علت كوتاه آمدن در برابر رومیان) بود فراری داد و مقام خود را باز گرفت. وی درصدد انتقامگیری از رومیان برنیامد و با آنان صلح و سازش كرد. اما، این سازش از سوی بزرگان ایران (مهستان) ردّ و اردوان سوم بركنار شد كه با دادن قول عدم احترام به مفاد سازشنامه با روم، باردیگر به سلطنت بازگشت و تا سال 41 میلادی كه زنده بود شاهی كرد. با وجود این، تفكر كودتا و درگیری شاهزادگان باهم تا مدتی در ایران باقی ماند و پس از مرگ اردوان سوم، دو پسر او گودرز و «واردان» بر سر كسب قدرت به جان هم افتادند و تاج پادشاهی میان آندو، چند بار دست به دست گشت و از این رهگذر، ملت آسیب دید. (بعضی محاسبات تقویمی، تاریخ برگزاری جلسه مشترك سنا و شورای دولتی روم را 10 آوریل سال 35 میلادی تعیین كرده است) | ||
| شكست های نظامی روم از ایران در عهد امپراتور آناستاسیوس | ||
یک اقدام آناستاسیوس یكم که باقی مانده و جهانی شده است تدوین ضابطه «قطعیت اقدام های ماموران دولت پس از صدور حكم دادگاه» است كه جهانگیر شده است. طبق این ضابطه (كه به تصمیم آناستاسیوس تدوین شده است)؛ هر تصمیم و اقدام ماموران دولت در صورتی كه مورد اعتراض قرار گیرد، هنگامی قطعیت می یابد كه دادگاه صالحه به آن رسیدگی كند و حكم بدهد. آناستاسیوس یكم تا سال 518 میلادی حكومت كرد. |
نوزدهم فروردین برابر با هشتم آوریل سال 217 میلادی «كاراكالا» امپراتور 29 ساله روم در اربلا (اربیل ــ شمال عراق امروز) به دست یك سنتوریو (افسر رومی) كه از نیرنگهای او خسته شده بود كشته شد. كاراكالا كه در سر هوای اسكندر شدن و تصرف ایران را داشت چون با جنگ نمی توانست به این هدف برسد به نیرنگ متوسل شده بود و از میترا دختر اردوان پنجم شاه وقت ایران خواستگاری كرده بود. اردوان نخست حاضر به قبول درخواست او نبود ولی بعدا با اكراه پذیرفت.
كاراكالا كه مادرش از سوریه بود، ارتش خود مركب از 32 لژیون (لشكر) را در سوریه گذارد و با دسته ای كوچك از افسران و سربازان نیروی ویژه رهسپار شهر تیسفون (36 كیلومتری جنوب بغداد امروز) پایتخت آن زمان ایران شد تا با میترا ازدواج كند.
اردوان و سران كشور، بدون حمل سلاح در خارج از شهر به استقبال داماد آینده ایران شتافتند كه به دام «كاراكالا»ا افتادند و جز اردوان و تنی چند از بزرگان، بقیه به دست همراهان كاراكالا كشته شدند و كاراكالا سریعا به اربلا رفت و در آنجا منتظر ارتش خود شد تا حمله به تیسفون را آغاز كند كه چند روز بعد در همان شهر به قتل رسید. علت قتل، ظاهرا این بود كه كاراكالا دو روز پیش از آن دستور اعدام یك افسر را داده بود كه به دست برادر او به قتل رسید. كاراكالا شهرت به سفّاكی و نیرنگ داشت. وی برادر خود را هم كشته بود تا مدعی نداشته باشد.
ماكرینوس جانشین موقّت كاراكالا به ایران پیشنهاد صلح داد كه پیشنهاد او ردّ شد و ارتش ایران نیروی رومی را شكست داد به گونه ای كه همه سربازان شمال افریقایی این ارتش، معروف به موریتانیایی ها كه بهترین جنگندگان ارتش روم بودند كشته و یا اسیر شدند و ماكرینوس كه چنین دید مجبور به پذیرفتن شرایط سخت اردوان برای اعلام ترك مخاصمه ازجمله پرداخت غرامت شد.
این آخرین جنگ ایران و روم در دوران حكومت 475 ساله اشكانیان بود. این سلسله 9 سال بعد به دست اردشیر ساسانی حاكم پارس و کرمان برانداخته شد.
| مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 7 آوریل | ||||
| ایران | ||||
| تیمورتاش در ماموریت محرمانه و حساس - چگونگی ایجاد نیروی دریایی نوین ایران | ||||
| رضاشاه پهلوی در آوریل 1928 (فروردین 1307) و در جریان نوسازی ارتش و تقویت بنیه نظامی ایران، تصمیم به ایجاد یك نیروی دریایی برای وطن گرفت، ولی از انگلیسی ها بیم داشت كه كار شكنی كنند. به نوشته مورخان تحولات جنگ جهانی دوم، وی در اجرای این تصمیم خود، در آن ماه در جستجوی فردی مطمئن برای اعزام به اروپا و تماس با موسولینی رهبر ایتالیا بود. در آن زمان، رضاشاه جز به عبدالحسین تیمورتاش وزیر دربار خود به رجل دیگری اعتماد نكرد. تیمورتاش ظاهرا به نام دیدار دوستانه و حسن نیّت از اروپا، به این قاره رفت و [برای آنکه جلب توجه نکند] پس از پرسه زدن در چند كشور وارد رم، شهر مورد نظر خود شد و نیات رضاشاه را برای موسولینی تشریح كرد و رهبر ایتالیا كه آماده شنیدن تصمیمی نظیر ایستادگی در برابر سلطه دیرپای انگلستان بر منطقه خلیج فارس بود قبول كرد كه شماری از افسران نیروی زمینی ایران را در ظاهر به عنوان آموزش فنون تازه «رزم پیاده» بپذیرد، و در ایتالیا به طور محرمانه به آنان آموزش دریایی دهد. بعلاوه، چند کشتی جنگی به ایران بفروشد. پس از بازگشت تیمورتاش به وطن در سپتامبر 1928، طرح محرمانه به تدریج به اجرا درآمد. افسران نیروی زمینی اعزامی به ایتالیا آموزش دریایی دیدند. پس از تکمیل دوره آموزشی، موسولینی چند ناو جنگی به ایران فروخت و این ناوها را به دست آن افسران سپرد كه از طریق دماغه امید نیک (جنوب آفریقا) به ایران آمدند و به یكه تازی انگلیسی ها در آبهای ایران در خلیج فارس پایان دادند. در آن زمان، آبراه سوئز در کنترل انگلیسی ها بود و به همین سبب، کشتی های خریداری شده راه دور و دراز جنوب آفریقارا انتخاب کرده بودند. همین كشتی ها بودند كه انگلیسی ها را از چند جزیره ایرانی در خلیج فارس بیرون كردند و چند پایگاهشان از جمله «باسعیدو» را بستند. ولی در جریان توطئه اشغال نظامی ایران، در آگوست و سپتامبر 1941 (شهریور 1320) به دست انگلیسی ها افتادند و با افسرانشان منهدم و یا مصادره شدند. گفته شده است (شایعه و نه، اثباتا) كه این ماموریت محرمانه تیمورتاش پس از رنجش او از رضاشاه، درز پیدا كرده بود و انگلیسی ها به جزئیات آن پی برده بودند و .... عكس زیر، موسولینی و تیمورتاش را در ملاقات سال 1928 نشان می دهد كه دیداری عادی و تشریفاتی وانمود شده بود.
| ||||
| مقدمه اشغال نظامی ایران که هدف نهایی چرچیل بود | ||||
چرچیل از دو جهت هراس داشت؛ یكی سقوط شمال آفریقا و رخنه نیروهای آلمان به شرق سوئز و دیگری عبور نیروهای آلمانی از قفقاز و سرازیر شدن به مناطق نفتی خاورمیانه و تصرف همه منطقه با كمك ارتش ایران. چرچیل می دانست كه تصرف خاورمیانه توسط آلمان، بدون كمك ایران امكان پذیر نخواهد بود، و به این دلیل ایران را هدف قرار داده بود. چرچیل که در شرایط وقت، جنگ تمام عیار با ایران کاری آسان نمی دانست همزمان با اعزام نیرو به بصره به تطمیع و خرید برخی مقامات نظامی و سیاسی ایران و اطرافیان رضاشاه دست زده بود تا در اقدام نظامی انگلستان، ارتش ایران كه برای تجهیز آن 20 سال سرمایه گذاری شده بود وارد عمل نشود. چرچیل در همان زمان در پارلمان انگلستان گفته بود كه بدون موافقت و همراهی ایران، هیچ قدرتی نمی تواند برخاور میانه و حتی آسیای جنوبی مسلط باشد. «تاریخ» نشان داد كه چهار ماه و دو هفته بعد (شهریور 1320)، لشكر اعزامی چرچیل از هندوستان، پس از مرخص شدن خائننامه سربازان پادگانهای ایران، بدون برخورد با مانع چشمگیر وارد ایران شد و در اشغال «ایران بی دفاع!» مشاركت جست. | ||||
| ایران در آوریل 1951 - در میان ناآرامی، تحریکات و اخطارهای لندن، علاء رفت و مصدق آمد | ||||
در آوریل 1951 انگلیسی ها پرداختی كارگران نفت را قطع کرده بودند و این کارگران به خاطر قطع درآمد و مبهم بودن آینده و وضعیت استخدامی شان بود که در آبادان دست به تظاهرات زده بودند و این تظاهرات به صورت کاری روزانه درآمده بود. در موارد متعدد میان این كارگران و روشنفكران و جوانان (حامیان ملی شدن صنعت نفت) برخورد روی داده بود و ماموران انتظامی مداخله و شماری از دو طرف و عده ای انگلیسی را كشته بودند. این وضعیت دولت حسین علاء را مجبور به اعزام یك هیات عالی نظامی به آبادان کرده بود. اعزام این هیات و ترمیم كابینه هم نتوانست به ناآرامی پایان و دولت علاء را نجات دهد و وی 26 آوریل (ششم اردیبهشت) پس از دریافت یک اخطار سراسر تهدید از دولت لندن جای خود را به دكتر مصدق داد و از آن پس، وزیر دربار شاه شد. دولت لندن در اخطار خود که ششم اردیبهشت توسط سفیر این دولت در تهران به علاء تسلیم شده بود برای ایران [اگر از ملی کردن نفت خود منصرف نشود] خط و نشان بسیار کشیده بود. | ||||
| ترور سرلشکر «فرسیو» رئیس دستگاه قضایی ارتش ـ تشدید عملیات چریکی در تهران | ||||
در پی ترور فرسیو، گفته شده بود كه وی به دست چریكهای فدایی كشته شده است. فرسیو درجریان تعقیب قضایی چپگرایان و متهمان رویداد سیاهكل خشونت بسیار به خرج داده و آنان را خشمگین و ناراضی تر كرده بود. دولت برای یافتن سر نخ جهت شناخت قاتل و یا قاتلان فرسیو 900 هزار تومان (در آن زمان؛ به ارزش 130 هزار دلار) جایزه نقدی تعیین کرده بود. همان روز (18 فروردین 1350) پرویز ثابتی که رسانه های وقت وی را «مقام امنیتی» می نوشتند در یک برنامه طولانی تلویزیونی، فعالیت های چریکی و بویژه رویداد سیاهکل را (ازدیدگاه دولت) شرح داد. توضیحات پرویز ثابتی و انتشار گزارش ترور فرسیو در روزنامه ها سرآغاز گسترش عملیات چریکی شهری در تهران بود که تا پیروزی انقلاب ادامه یافت. دولت وقت بعدا متوجه شد که اظهارات پرویز ثابتی نتیجه معکوس داشته و باعث گسترش فعالیت های ضد دولتی مسلحانه شده است. دور تازه عملیات چریکی شهری با ترور آمریکاییان بویژه مستشاران نظامی آمریکایی آغاز شده بود. درجریان یکی از این عملیات، اتومبیل حامل مک آرتور سفیر وقت آمریکا در ایران هدف گلوله قرارگرفته و باعث کناره گیری وی از این سمت شده بود. | ||||
| اعدام امیرعباس هویدا که از جداشدن بحرین حمایت و به روزنامه ها کمک مالی می کرد - ماجرای عبرت آموز جسد هویدا | ||||
نخستین دور محاكمه هویدا 24 اسفند 1357 برگزار شده بود. هویدا باور نمی كرد كه اعدام شود. چند دولت عضو بلوک غرب مهدی بازرگان نخست وزیر وقت را تحت فشار قرار داده بودند كه مانع اعدام هویدا شود و به همین سبب شیخ صادق خلخالی در طول دومین دور محاكمه هویدا، تلفن های زندان قصر را از كار انداخته بود كه به او تلفن و سفارش نشود.
| ||||
| كارتر و قطع مناسبات آمریكا با ایران | ||||
كارتر كه در ژانویه 1977با شعار گسترش دمكراسی و رعایت حقوق بشر درجهان زمام امور ایالات متحده را به دست گرفته بود، از زمان روی كار آمدن (به دلایلی) خواهان تعدیل اساسی در روش حكومتی شاه بود و بنابراین از منتقدین شاه و معترضین به خودكامگی های او حمایت كرد و تا توانست مانع از برخورد شدید شاه نسبت به ملّیون لیبرال شد، ولی برخلاف انتظار كارتر و دستیارانش، اینان در جریان انقلاب و پس از آن [با اینکه دولت موقت را در دست داشتند] نتوانستند ستون قدرت شوند و به تدریج همان قسمت از قدرت را هم كه به چنگ آورده بودند از دست دادند و .... | ||||
| مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 31 مارس | ||
| ایران | ||
| سرتیپ ریاحی و بازی زمانه | ||
سرتیپ تقی ریاحی 31 مارس 1979 همزمان با رفراندم تغییر نظام حكومتی ایران وزیر دفاع وطن ما شد. پیش از سرتیپ ریاحی، دریابان دكتر احمد مدنی كرمانی وزیر دفاع بود كه موفق شد ارتش و نیروی دریایی را احیاء كند و مانع تجزیه كشور شود. وی استاندار خوزستان شده بود تا توطئه اعراب و عوامل دیگر را سركوب و مانع از دست رفتن آن استان ایران شود كه در این كار هم موفق شد و یكپارچگی وطن محفوظ ماند. انتصاب سرتیپ ریاحی از فصول جالب تاریخ طولانی وطن ماست. این انتصاب مورد تحسین آن عده از مردم كه شرح محاكمه و زندان رفتن سرتیپ ریاحی را 25 سال پیش از آن شنیده بودند قرار گرفت. سرتیپ ریاحی رئیس ستاد ارتش و منصوب دكتر مصدق بود كه كودتای 25 مرداد 1332 را خنثی و پس از براندازی 28 مرداد دستگیر و زندانی شده بود و هیچكس پیش بینی و باور نمی كرد كه روزگاری بار دیگر به مقام برسد ـ مقامی بالاتر از آن چه كه 25 سال و اندی پیش از آن داشت. |
| مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 27 مارس | ||
| ایران | ||
| روزی كه حلاج، یک انقلابی بزرگ ایران اعدام شد - نگاهی کوتاه به اندیشه های حلّاج | ||
| 27 مارس سال 922 میلادی حسین ابن منصور معروف به «حلاّج» صوفی، انقلابی، نویسنده، شاعر و آموزگار ایرانی به تصمیم وزیر المقتدر عباسی خلیفه وقت با شقاوت تمام اعدام شد. حلاج كه در سال 858 میلادی در ولایت طور بیضاء از ایالت فارس به دنیا آمده بود و 64 سال از عمرش گذشته بود در بغداد كشته شد. وی برضد مالکان بزرگ و هرگونه استثمار، و به نوعی خواهان برابری اقتصادی - اجتماعی مردم، و ایجاد جامعه بدون طبقه و تبعیض بود. حلاج دست به سفر های متعدد و طولانی زده و از دریای سرخ تا خلیج بنگال را دیدن كرده و همه جا به آموزش افكار خود پرداخته بود. او درباره افکار بودا، مانی و فلاسفه یونان باستان و نیز اندیشه های سوسیالیستی مزدک تحقیق و مطالعه کرده بود. حلاج بر خلاف سایر اندیشمندان معاصر خود و قرون وسطا، تفكراتش را به میان توده ها برده بود و به همین سبب دشمنی مقامات وقت را نسبت به خود كه از روشن شدن توده ها و وقوف آنان بر اهمیت و حقوق خود هراس داشتند برانگیخته بود. حلاج که بسیاری از سالهای عمر را در شهرهای خوزستان اقامت کرده بود از جنبش هایی که ایرانیان بانی آنها بودند از جمله قرامطه حمایت، و با این عمل با سیاست خلفای وقت که بر پایه سیادت عربها در سرزمین های اسلامی قرار داشت مخالفت و عملا مبارزه می کرد. به این دلایل، دستگاه خلافت عباسیان در پی فرصت بود تا حلاج را از میان بردارد و این فرصت با کودتایی که یاران او برضد خلیفه کردند فراهم آمد، ولی برای مجازات حلاج که هواداران فراوان داشت اتهامات مذهبی لازم بود. نخست او را متهم کردند که حمله به خانه کعبه را که توسط قرامطه صورت گرفته بود تایید کرده است. حلاج در حال خلسه گفته بود كه هرچه می گوید حقیقت است، و برای بیان این مطلب عبارت «انا الحق» را بكار برده بود،. دستگاه خلافت كه او را یك خطر برای خود می پنداشت؛ این عبارت را شرك و كفر و ادعای خدا بودن عنوان داد، و حلاج را که در زندان بغداد بود، پس از شكنجه فراوان اعدام كرد. گفته اند كه پیش از اعدام، به حلاج یك هزار تازیانه زده بودند و دست و پایش را قطع كرده بودند و او این شكنجه ها را تحمل كرد و خم به ابرو نیاورد. در برخی از تواریخ، روز اعدام حلاج «26 مارس» نوشته شده است. | ||
| ایران زیر بار سازشی كه نقض حاكمیت ملّی باشد نمی رود | ||
دكتر امینی این مطلب را به مناسبت پایان جنگ رسانه ای دو كشور در سالروز آغاز آن بیان داشت. جنگ رادیویی شدید ایران و شوروی هفتم فروردین 1338 از جانب مسكو و دهم فروردین همین سال از سوی تهران آغاز شده بود . مقامات شوروی برای این منظور، حتی در مرزهای شمالی ایران بلندگو نصب كرده بودند تا مرزنشینان به انتقادهایی كه از دولت وقت می شد گوش كنند. جنگ سرد دو دولت عملا پیش از این تاریخ و در پی اتحاد ایران با آمریكا و پیوستن ایران به اتحادیه زنجیره ای غرب آغاز شده بود. |
| مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 26 مارس | ||||
| ایران | ||||
| زادروز زرتشت؛ تنها پیامبری که از میان آرین ها برخاست ـ اشاره به تاریخچه جمع آوری اوستا | ||||
تا وفات زرتشت، تقریبا همه ایرانیان که غالبا میترائیست بودند به مکتب او گرویدند و آیین زرتشت در زمان ساسانیان دین رسمی ایران اعلام شد و روحانیون زرتشتی در دستگاه حکومتی دارای منزلت ویژه شدند. آرین ها و ازجمله ایرانیان تنها مردم جهان باستان بودند که بت پرست نبودند. اوستا - کتاب زرتشت - در عین حال از قدیمی ترین نوشته های جهان و سند تمدن پیشرفته ایرانیان عهد باستان است. قطعات اوستا که در دوران هخامنشیان در کتابخانه های کاخهای سلطنتی نگهداری می شد به دست نظامیان اسکندر مقدونی نابود شدند. از آن پس این مطالب ـ از شعر و نثر در ذهن موبدان، از نسلی به نسل دیگر منتقل می شد. بلاش یکم شاه اشکانی ایران در نوروز 76 میلادی ازموبدان که به دیدار او رفته بودند با تاکید خواست که تا سال بعد (سال 77 میلادی)، ششم فروردین ـ زادروز زرتشت ـ اوستا باید جمع آوری، تکمیل و به او داده شود زیرا که پیر شده و عمری ازو باقی نمانده و می خواهد که این کار در دوران او انجام شده باشد. بلاش یکم ازسال 51 تا سال 78 میلادی سلطنت کرد. وی قبلا دستور جمع آوری آموزشهای زرتشت را در یک مجموعه داده بود. موبدان تا ششم فروردین سال 77 میلادی آنچه را که جمع آوری کرده بودند به صورت مکتوب به بلاش دادند و گفتند که کار تکمیل مجموعه ادامه خواهد داشت. اوستا نزدیک به دو قرن بعد در دوران اردشیر پاپکان و به همت «تنسر Tansar -Tonsar» روحانی ارشد وقت (موبد موبدان) تکمیل شد شامل348 فصل (بیش از میلیون کلمه) در 21 کتاب. در دوران شاپور دوم (ذولاکتاف) چند قطعه گمشده قبلی بر آن اضافه شد و چون به پارسی باستان (زبان اوستایی) بود بعدا بر آن تفسیر و راهنمایی نوشته شد که زند (زند اوستا) نامیده می شود. با هدف تسهیل رجوع به مطالب، خلاصه اوستا تحت عنوان «خرده اوستا» تدوین شده است. شرح این تحولات (تاریخچه اوستا) در کتاب «دین کرد» آورده شده است. زرتشت در عین حال یک شاعر و فیلسوف بزرگ بود. زادروز زرتشت از دوران ساسانیان یک روز ملّی اعلام شد و بر ایام رسمی نوروز اضافه گردید. 9 دهه پیش (سال 1922) شورای عالی معارف (شورای عالی فرهنگ) به ریاست دهخدا، زادروز زرتشت را بر تعطیلات مدارس ایران افزود كه بعدا دولت هم تعطیلات نوروزی ادارات را از سه روز به هفت روز افزایش داد زیرا كه روز هفتم فروردین ماه، از عهد باستان روزی خوش یمن و ویژه امضای قراردادها، رسیدن به توافق ها و سازش و تحكیم همبستگی ها بوده است. بسیاری از اندیشمندان و شرقشناسان معاصر، آموزشهای اخلاقی زرتشت را راه حل مسائل بشر امروز به دست داده اند زیرا که همه این مسائل به علت زوال و انحطاط اخلاقیات بوجود آمده است. آموزش های زرتشت از قرن هفدهم میلادی مورد توجه خاص و تفسیر مورخان، فلاسفه و جامعه شناسان بویژه اندیشمندان آلمانی بوده است که با افتخار از او یادکرده اند. طبق آمارهای منتشره، توجه به آموزش های زرتشت از نیمه دوم قرن 20 در گوشه و کنار جهان رو به افزایش بوده است.
| ||||
| منش، خصال، هوش و استعداد ایرانیان برپایه فرضیه های «فرانسیس گالتون» | ||||
دكتر گالتون انگلیسی (متولد منطقه بیرمنگام در 16 فوریه 1822 و متوفی در 17 ژانویه 1911) نخستین پژوهشگری بوده است كه فرضیه «رگرشن تورد ظ مینRegression Toward the mean» را به دست آورده است. دكتر گالتون كه در پزشكی و شناخت روان و خصلت ها (منش) تحصیل و سپس به اكناف جهان مسافرت و درباره جغرافیای انسانی، جوامع بشری و نیز وضعیت اقلیمی (آب و هوا) وسیعا مطالعه كرده بود، نخست تفاوت اثر انگشت انسان ها را به دست داد كه به پدر «انگشت نگاری» معروف شده است. وی سپس روش مطالعه در توارث خصلت ها از جمله به ارث بردن هوش، تعقل و انضباط را تنظیم كرد و قواعد آن را نوشت و تاكید كرد كه روانشناسی افراد تا حدی زیاد به ذات و تبارشان ارتباط دارد و این قسمت از یافت های خود را در سال 1869 در كتاب «توارث نبوغHereditary Genius» منتشر ساخت كه از همان زمان، گفته می شود كه فرزندان نوابغ از نبوغ والدین و نیاكان خود برخوردار می شوند. انتشار این كتاب و تفسیر فرضیه های گالتون درباره توارث نبوغ، سبب شد كه تا دهها سال، در جریان همسرگزینی توجه به وضعیت دماغی و هوش و منش های تباری و نژادی دو طرف مورد توجه خاص قرارگیرد كه در دو سه دهه اخیر و به ویژه در تلقیح مصنوعی باردیگر به آن توجه می شود و نطفه نوابغ و افراد باهوش و با استعداد خریدار بیشتری دارد و گرانتر است (حتی از افراد دارای اندام و قیافه زیبا). گالتون كه با چارلز داروین نسبت خانوادگی دارد پس از یك بررسی دقیق، همه جانبه و طولانی پیرامون دانشمندان و اندیشمندان انگلستان، در سال 1874 كتاب «نیچر و نورچرTheir nature & Nurture (طبیعت = ذات، و پرورش)» را منتشر ساخت و در آن ثابت كرد: هنگامی توارث نبوغ و منش می تواند ثمر دهد كه فرد از پرورش متناسب و كامل برخورد شود. به عبارت دیگر؛ نبوغ ذاتی نیاز به شكوفا شدن دارد و این شكوفایی جز از طریق پرورش و آموزش (پرورش مقدم بر آموزش است) تقریبا میسر نخواهد بود و اگر پرورش، نادرست باشد، فردی كه از تبار خوبان است، نبوغ خود را در راههای ناصواب بكار خود برد و «نابغه انجام كار بد» خواهد شد. فرانسیس گالتون به تحقیقات خود ادامه داد و در سال 1883 كتاب «Inquiries into Human Faculty & its Developmentتفحص در زمینه دانش انسان و چگونگی تكامل آن» را منتشر ساخت و رسانه های گروهی (كتاب، نشریات، تریبونها، تصویر و ...) را لازمه و ابزار این تكامل بیان داشت و تاكید بر سلامت آنها كرد، و سپس در سال 1888 كتاب «اندازه گیری دانش و توان اندیشیدن و هوش افراد» را به دست داد. تالیفات دكتر گالتون منحصر به همین چهار كتاب نبوده است؛ وی جمعا 340 رساله، مقاله و كتاب نوشته است. وی فرضیه هایش را در میان آرین های آسیا (هند و ایرانی ها) و اروپا (آلمانی ها و ...) تجربه كرده است. او در مورد دسته ای از آرین های هندی، معروف به «مارات هیMarat - hi» كه عمدتا ساكن «مهاراشترا» هستند گفته است كه این قوم خصال نیاكان خود در طول هزاران سال را ازدست نداده و همچنان دلاور، وفادار به یكدیگر، خودكفا، منضبط، دارای تفكر نظامی، سپاهیگر، مقاوم و نترس، بی ریا و در قبال دوستان و بستگان «خوش نیت و مددكار» هستند. وی مثال های دیگری از ایندو ـ سی تی ان (هند و سیستانی = تاجیكها و پارسیان خاوری شامل كشمیری ها، افغانها، ایرانی تبارهای آسیای میانه و بلوچها)، پارسیان جنوبی و غربی (ساكنان ایران امروز، ایران كوچك شده) و ژرمن ها دارد. پس از گالتون، دانشمندان دیگر و از جمله كارل پیرسون Carl Pearsonمطالعات و تحقیقات وی را دنبال كرده اند. فرضیه های گالتون وسیعا تفسیر و تعبیر شده اند و گفته شده است كه هیتلر از آنها استفاده فراوان برده بود، مخصوصا در امر اصلاح نسل. طبق تفاسیر فرضیه های گالتون در زمینه توارث نبوغ و منش، پارسیان (آرین های ایرانی از جمله تاجیك ها و بلوچ ها) ذاتا مردمانی باهوش، مستعد، مهربان، وفادار، خویشتندار، میهندوست، دارای وجدان بیدار، علاقه مند به یكدیگر و بستگان (فامیلدوست)، خوش نیت و اقتباسگر و پیشرو (ترقیخواه) هستند. سلطه مغولها در قرون وسطی در منش پارسیان، موثر واقع شد و آنان را بردبار، فرمانبر، مطیع سرنوشت، خوشامدگو و آرامش خواه كرد كه به تدریج كه «علت» ناپدید شد دارند به خصلت نیاكان بازگشت می كنند (فرضیه گالتون)، و این بازگشت هنگامی شتاب بیشتری به خود خواهد گرفت كه پرورش متناسب داشته باشند (فرضیه دیگر گالتون). ××× شنیده شده است كه قول و قرارهای دهه 1970 كه به ایرانیان داده شد (رسیدن به تمدن بزرگ) برای تامین همین هدف بود كه پس از تبلیغ هدف، برخی از قدرت های وقت نگران شده، و وجود یك ایران نیرومند را با مردمی كه از منش و استعداد عالی برخوردار باشند مغایر سیاست ها و منافع خود در منطقه پنداشته بودند. طبق همین شنیده ها، «تصور» این قدرت ها براین پایه قرار داشت كه چنین ایرانی می تواند منطقا قطعات جدا شده ایرانزمین را به هم پیوند دهد، قدرت شود و حامی ملل منطقه كه بسیاری از آنها كوچك و ناتوان هستند قرارگیرد و ....
| ||||
| انجمن جهانی روزنامه نگاران پارسی نگار | ||||
گردهمایی دو روزه روزنامه نگاران پارسی نویس سراسر جهان در شهر دوشنبه، 13 مارس 2007 با اتخاذ یك تصمیم مهم پایان یافت. این گردهمایی تصمیم گرفت كه یك انجمن جهانی روزنامه نگاران پارسی زبان ایجاد شود تا سخنگاهی برای آنان باشد. عكس بالا تنی چند از شركت كنندگان در این گردهمایی را نشان می دهد. در عكس زیر صفحه اول یك روزنامه فارسی كه یكصد سال پیش برغم مخالفت امپراتوری روسیه در بخارا انتشار می یافت نشان داده می شود. دولت تاجیكستان با وجود قلت بودجه، در سالهای اخیر با هدف معرفی و تقویت زبان پارسی و تمدن پارسیان و تحكیم دوستی ملل ایرانی تبار دست به تلاش فراوان زده است.
|
| مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 19 مارس | ||
| سرهنگ رسول قربانی رئیس بخش رسیدگی به جرایم جنایی آگاهی پلیس استان فارس نیمه شب در یک درگیری کشته شد. طبق اظهار یک مقام ارشد پلیس، وی در شیراز با اعضای باندی که کودکی را ربوده بودند درگیر شده بود. | ||
| ایران | ||
| ایران در دوران ضعف و درماندگی ـ ماجرای «وسموس» و بحران دولت - زمانی که هیچکس حاضر نبود در ایران رئیس دولت شود! | ||
«وسموس» كنسول آلمان در شیراز كه شهرت داشت ایرانیان و سران بعضی قبایل را بر ضد انگلستان تحریك می كند نیمه اسفند در مسیر شیراز به بهبهان توسط نیروهای انگلیسی كه طبق موافقتنامه سن پترزبورگ جنوب و شرق ایران منطقه نفوذ آنها بود دستگیر و بازداشت شده بود. دولت آلمان از طریق نماینده سیاسی خود در تهران در این زمینه به مستوفی رئیس الوزراء ایران اعتراض كرده بود. مستوفی در پی این اعتراض از والی (استاندار) فارس خواست كه وسموس را از انگلیسی ها بگیرد كه انگلیسی ها خبردادند وسموس از قرارگاه آنها گریخته و احتمالا به برازجان رفته است. والی فارس عازم برازجان شد كه وسموس را تا شیراز بدرقه كند تا نیروهای انگلیسی دوباره او را بین راه دستگیر نكنند. مستوفی كه از این وضعیت و مداخلات انگلیسی ها خسته شده بود از كار كنار گیری كرد و مشیر الدوله رئیس الوزراء شد. كابینه مشیر الدوله تنها 18 روز عمر كرد و بر اثر فشار روسیه و انگلستان كه نگران افزایش محبوبیت آلمان میان ایرانیان بودند بركنارشد. پس از انحلال كابینه مشیرالدوله، به فاصله 24 ساعت احمدشاه دو رئیس الوزراء تعیین كرد. اولی را به اصرار سفیران انگلستان و روسیه و دومی را تحت فشار سفیران آلمان و عثمانی! و بالاخره مجلس به رئیس الوزراء سوم كه عین الدوله بود رای تایید داد كه او هم سه ماه بعد كناره گیری كرد. احمدشاه که چنین دید دست به دامن مستوفی شد كه رئیس الوزراء شود كه نپذیرفت، عین الدوله و مشیر الدوله هم زیر بار تشكیل كابینه نرفتند كه مجلس دوباره سراغ مستوفی رفت و اورا به رئیس الوزراء شدن راضی كرد. دلیل این وضعیت بحرانی، مداخلات خودسرانه نیروهای انگلستان و روسیه در ایران بود كه انگلیسی ها در بوشهر ژاندارمهای ایران را خلع سلاح كرده بودند و روسها بیش از ده هزار قزاق در قزوین مستقر ساخته و هردم دولت تهران را كه دیگر كاری از دستش بر نمی آمد تهدید می كردند و در شهرهای مركزی و جنوبی از جمله اصفهان، كرمان و فارس مردم به جان نمایندگان انگلستان افتاده بودند و به قتل و جرح آنان مبادرت می كردند. | ||
| حمایت ژنرال رضاخان از برقراری نظام جمهوری در ایران و ... | ||
تظاهرات كه از تهران و میدان توپخانه آغاز شده بود به سراسر ایران گسترش یافته بود و سیل تلگرام به پشتیبانی از فكر برقراری جمهوریت از شهرستانها به تهران سرازیر بود، حتی در آخرین جلسه عمومی مجلس شورای ملی در سال 1302 كه 28 اسفند برگزار شده بود گروهی از افسران ارتش وارد جلسه شده و خواستار حذف قاجاریه و سلطنت، و برقراری جمهوری شدند و گفتند كه از حكومت «دوله ها» و «سلطنه ها كه ازدستشان كاری جز بی عرضگی ساخته نیست خسته شده اند. به اشاره سردار سپه، در این روز و روز بعد ادارات دولتی نیز تعطیل كردند و كارمندان به تظاهر كنندگان پیوستند. در برابر، گروهی هم در مسجد شاه (واقع در بازار تهران) اجتماع كرده و با جمهوریت دست به مخالفت زده بودند. در همین روز رضاخان از محمد حسن میرزا ولیعهد خواست كه كناره گیری كند. احمد شاه در اروپا بود. این وضعیت سبب شده بود كه مجلس شورای ملی جلسه خصوصی تشكیل دهد و به موضوع رسیدگی كند كه در این جلسه چند نماینده به حمایت و مدرّس و چند نماینده دیگر به مخالفت با برقراری نظام جمهوری سخن گفتند و قرار شد كه سی ام اسفند، مجلس یك جلسه فوق العاده تشكیل دهد كه در این جلسه طرح تبدیل نظام مشروطه سلطنتی به جمهوری مطرح شد. چون موضوع مهم بود تعطیلات نوروزی مجلس جز روز نوروز لغو شد. مجلس دوم فروردین ماه به بحث در این باره ادامه داد. در این میان بیشتر روحانیون و كسبه در تهران و شهرهای دیگر به ضدیت با جمهوری بپاخاستند و تظاهرات آنان در میدان بهارستان مانع اتخاذ تصمیم فوری در مجلس شد. چند روز بعد ژنرال رضاخان برای مذاكره در این باره با روحانیون قم به این شهر رفت و چون مخالفت آنان را با نظام جمهوری مشاهده كرد در بازگشت به تهران ضمن صدور اعلامیه ای انصراف خود را از حمایت از برقراری نظام جمهوری در ایران اعلام داشت. | ||
| حسین مرعشی به زندان و محرومیت از فعالیت حزبی محکوم شد | ||
خبرگزاری فارس ضمن مخابره این گزارش، حکم دادگاه تجدید نظر را نیز منتشر کرده بود. این دادگاه رای صادره را به استناد ماده 248 قانون مجازات اسلامی قطعی اعلام کرده است. شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی تهران 12 دی ماه 1388 حسین مرعشی را به تحمّل یک سال زندان و محرومیت از شرکت در هرگونه حزب و موسسه که به کارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بپردازد محکوم کرده بود و این حکم که مرعشی و دو وکیل قضایی اش نسبت به آن درخواست تجدید نظر داده بودند، در دادگاه بدوی به شماره 126 ثبت شده بود. دادگاه بدوی (شعبه 26) مرعشی را به استناد ماده 500 قانون مجازات اسلامی و تجویز ماده 19 این قانون محکوم کرده بود. در گزارش فارس، توضیح بیشتری درباره اتهام داده نشده است. مرعشی متولد رفسنجان سالها استاندار کرمان و نماینده این منطقه در مجلس بود و سپس معاون رئیس جمهور در امور میراث فرهنگی و گردشگری شده بود. وی در طول استانداری کرمان یک موسسه خیریه تاسیس کرد که هواپیمایی ماهان و خودروسازی بم وابسته به آن موسسه اند. اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی تاسیس موسساتی ازجمله شرکت هواپیمایی، کشتیرانی، مخابرات و ... را در دست دولت قرارداده است. |
| درباره مراسم نوروز سال 401 پیش از میلاد | ||
دربار هخامنشی ایران در مارس 401 پیش از میلاد، یك هفته مانده به نوروز تصمیم گرفت كه به دلیل قرارداشتن كشور در لبه پرتگاه جنگ داخلی ناشی از مخالفت كوروش كوچك با شاه شدن برادرش اردشیر دوم، مراسم نوروز آن سال به طور خصوصی برگزار شود و مراتب به بزرگان کشور اطلاع داده شود كه مراسم عمومی در دربار برگزار نخواهد شد. ساختمان تخت جمشید هنوز تكمیل نشده بود و دربار در گوشه ای از آن جای داشت. كوروش كوچك (جونیور _ عنوانی است در برابر كوروش بزرگ) فرمانروای آناتولی و ایونی كه خود را شایسته تر از برادر می دانست كه به پادشاهی انتخاب شده بود در همین سال با سپاهی از جمله ده هزار مرسنر (نظامی اجیر) یونانی عازم جنگ با برادر شد كه در كاناكسا (عراق جنوب غربی) شكست خورد و جان باخت. گزنفون ژنرال یونانی كه سربازان خود را از این جنگ از راه كردستان (عراق امروز) به وطن باز گردانید كتابی در این زمینه نوشته كه عنوان آن را «عقب نشینی ده هزارنفری» گذارده اند. عكس بالا، تالار پذیرایی عمومی تخت جمشید را در وضعیت موجود نشان می دهد. این تالار قبل از سال 401 پیش از میلاد ساخته شده بود. اعضای خاندان هخامنشی هر كجای كشور كه بودند نوروز و بهار را در تخت جمشید بسر می بردند. | ||
| نافرمانی فرمانداران سیستان و کابل | ||
| شانزدهم مارس 279 میلادی بهرام دوم شاه ساسانی ایران كه برای گوشمالی فرماندار سیستان به این ایالت رفته بود به مناسبت نزدیك بودن نوروز، پوزش فرماندار را كه سر به نافرمانی برداشته بود پذیرفت، او را بخشید و عنوان «سكان شاه» داد و سپس برای تنبیه فرماندار كابل رهسپار این منطقه شد. فرماندار سیستان در سال 276 میلادی پس از شنیدن خبر قتل بهرام یکم (پدر بهرام دوم) و آشفتگی اوضاع پایتخت (تیسفون) دست به نافرمانی زده بود و فرماندار منطقه كابل را هم تشویق به این كار كرده بود. پس از رسیدن بهرام دوم به کابل، نیروهای فرماندار حاضر به جنگ با سربازان شاه و برادر كشی نشدند و برای فرماندار راهی جز تسلیم شدن و عذرخواهی نمانده بود. بهرام دوم در كابل بود كه شنید رومیان از دوری او از پایتخت سوء استفاده و در صدد عبور از رود فرات برآمده اند كه باشتاب به غرب كشور بازگشت و رومیان پس از شنیدن این خبر دست به عقب نشینی زدند. | ||
| رسمیت یافتن تاریخ هجری خورشیدی | ||
| از 16 مارس سال 1079 میلادی به دستور شاه وقت ــ ملكشاه سلجوقی ــ مقرر شد كه در ایران، تاریخ اسناد به هر دو تقویم هجری قمری و هجری شمسی نوشته شود. این روال از چهار قرن بعد به تدریج فراموش شد كه در دوران معاصر ازسرگرفته شده است. تقویم هجری شمسی را عمر خیام نیشابوری تنظیم كرده بود. | ||
| اظهارات زیبای دومین نایب السلطنه | ||
ناصر الملك كه درست شش ماه پس از فوت عضدالملك نخستین نایب السلطنه سلطان احمد شاه قاجار كار خود را به عنوان نایب السلطنه تازه آغاز كرده بود در این روز از اسفندماه 1289 خورشیدی ضمن نطقی تاكید كرد كه از تاسیس حزب و انتشار روزنامه و استفاده مجلس از همه اختیارات قانونی خود حمایت خواهد كرد. وی كه مدتها در انگلستان بسر برده بود گفت كه به سود ایران است كه به معنای واقعی كلمه حكومت پارلمانی داشته باشد. چون سلطان احمد شاه هنگام خلع پدرش خردسال بود، عضدالملك رئیس اسمی ایل قاجار را (كه ریشه مغولی داشته اند) به نیابت سلطنت انتخاب كرده بودند. وی كه مردی ناآگاه از امور سیاست و اوضاع جهان بود در نیمه شهریور 1289 درگذشت و مجلس، یکم مهرماه رای به انتخاب ناصرالملك به عنوان نایب السلطنه داد كه در لندن بود و پنج ماه طول كشید تا به ایران باز گردید و در نیمه اسفند در مجلس حضور یافت و سوگند یاد كرد و به كار پرداخت. ناصرالملک كه در اروپا با اصول حكومت پارلمانی آشنا شده بود پس از ادای سوگند در مجلس گفته بود كه وظیفه او تنها امضای فرمان رئیس الوزراء است بقیه كارها را باید مجلس و دولت انجام دهند و نشریات و احزاب ناظر بركارهایشان باشند. مجلس دستمزد ماهانه ناصر الملك را ده هزار تومان تعیین كرده بود كه تا آن زمان در ایران رقمی بی سابقه بود. با همه حمایتی كه ناصر الملك از نشریه مستقل و حزب واقعی در ایران بعمل آورد هنوز ما به این مرحله نرسیده ایم كه یك معما است. ناصرالملك محمد ولی خان تنكابنی (سپهسالار) را مامور تشكیل كابینه كرد و از او خواست چون دیگر خطری مشروطیت را تهدید نمی كند باید مجاهدین پی كار خود بروند كه مشهور به ارتكاب تعدی و سوء استفاده شده اند. | ||
| کیفرخواست اعدام برای امیر عباس هویدا | ||
| نیمه شب 24 اسفند 1357 محاكمه امیر عباس هویدا كه 13 سال نخست وزیر ایران بود در دادگاه اسلامی انقلاب كه در زندان قصر به ریاست صادق خلخالی تشكیل جلسه می داد آغاز شد و پس از چهار ساعت، ادامه آن به بعد موكول گردید. این جلسه دو روز پس از اعدام 12 نفر از جمله سپهبد نادر جهانبانی، سرلشكر ولی زند، محمود جعفریان (دبیركل سابق حزب رستاخیز، معاون پیشین سازمان رادیو ـ تلویزیون در امور اخبار، و مدیر عامل خبرگزاری پارس) و پرویز نیكخواه مشاور سیاسی سابق مدیر عامل سازمان رادیو ـ تلویزیون انجام شد. در جلسه محاكمه، كیفر خواست دادستان انقلاب قرائت شد كه در آن با ذكر 16 مورد اتهام از جمله مفسد فی الارض و محارب با خدا، برای هویدا تقاضای مجازات اعدام شده بود. در بند 4 كیفر خواست، هویدا متهم به اقدام بر ضد حاكمیت ملی با حفظ سلطان دست نشانده آمریكا شده بود. در بند 5 هویدا به واگذاری هرچه بیشتر منابع زیرزمینی كشور به بیگانگان متهم گردیده بود. در بند 6 نوشته شده بود كه هویدا باعث بسط نفوذ آمریكا در ایران شده بود و در این بند آمریكا به عنوان «امپریالیسم آمریكا» ذكر شده بود. در بند 7 چنین آمده بود: هویدا كشور را زیر شرایط اسارت بار آمریكا قرار داده بود. در بند 10، هویدا عضو و حامی فراماسیون خوانده شده بود و بالاخره در بند 16 هویدا متهم شده بود كه به منظور دادن گزارش خلاف واقع، اشاعه اكاذیب و جعلیات و سانسور جهت به استثمار كشیدن ملت، در روزنامه های دست نشانده سردبیران جیره خوار گمارده بود. هویدا همچنین متهم شده بود که با تجزیه کشور و جدا شدن بحرین (قانونا استان چهاردهم) و استقلال آن (که خواست آمریکا بود) موافقت کرده و پیشنهاد آن را شخصا در مجلس مطرح ساخته بود. پس از این كه نوبت به هویدا رسید که از خود دفاع کند، وی همه این اتهامات را رد كرد |