| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
297
|
1346
|
91/3/11 (17:31)
|
|
||
|
|
1364
|
545
|
91/3/11 (08:51)
|
|
||
|
|
121
|
446
|
91/3/11 (17:48)
|
|
||
|
|
2
|
6
|
91/3/11 (17:44)
|
|
||
|
|
22
|
114
|
91/3/11 (17:44)
|
|
||
|
|
11
|
79
|
91/3/11 (17:41)
|
|
||
|
|
165
|
392
|
91/3/8 (11:08)
|
|
||
|
|
7
|
20
|
91/3/7 (17:38)
|
|
||
|
|
179
|
715
|
91/3/3 (22:32)
|
|
||
|
|
29
|
234
|
91/2/30 (11:26)
|
|
||
|
|
250
|
1299
|
91/2/28 (19:09)
|
|
||
|
|
185
|
157
|
91/2/28 (14:03)
|
|
||
|
|
99
|
389
|
91/2/28 (03:30)
|
|
||
|
|
253
|
709
|
91/2/24 (12:56)
|
|
||
|
|
52
|
252
|
91/2/20 (16:52)
|
|
||
|
|
35
|
167
|
91/2/5 (21:46)
|
|
||
|
|
58
|
306
|
91/1/29 (16:52)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
91/1/26 (20:27)
|
|
||
|
|
2
|
55
|
91/1/25 (11:14)
|
|
||
|
|
396
|
1163
|
91/1/16 (13:27)
|
|

زیر ذره بینن ، بحثی است که شما بایستی به پرسشی که فرد پیشینتان از شما پرسیده پاسخ دهید و پرسشی را برای فرد پسین ( بعدی ) مطرح نمایید ...
پرسش ها در هر زمینه ای میتواند باشد ولی در مطرح نمودن آن چند نکته را در نظر بگیرید :
1) پرسش ها را بگونه ای مطرح نکنید که برای پاسخ دهنده مشکلی و احیانا مسدود شدنش را در پی داشته باشد !!!
2) پرسش ها بگونه ای مطرح نشود که دخالت در حریم خصوصی پاسخ دهنده یا کوچکترین توهینی به شخص حقیقی و حقوقی شود ...
3) موقعیت کلوب را درک و قوانین کلوب را رعایت نمایید ...
با سپاس ...
سوشینت یا سوشیانت یا سوشیانس یا استوت ارت (سودرسان، دانا) به عنوان رهایی بخش است که در دین زرتشت یا مزدیسینا منجی نهائی زمین بشمار میرود. کلمه «سوشیانس» که از ریشه «سو» به معنی سودمند است، در اوستا سئوشیانت (Saoshyant) آمده و در پهلوی به اشکال گوناگونی چون: سوشیانت، سوشیانس، سوشانس، سوشیوس یا سیوشوس آمده است.
(به معنی «سودبخش» یا «سودرسان» و در معنای گسترده, «رهاننده» یا «رهایی بخش» است.) در گاهان این صفت چند بار برای زرتشت آمده؛ اما در دیگر بخشهای اوستا صفت یا عنوان هر یک از سه موعود زرتشتیان (اخوشیت ارت، اخوشیت نم, استوت آرت) و بویژه سومین آنهاست که نام او «استوت ارت» (Astavt Eretah) است. (استوت ارت, و هوشیدر ماه)
در کتب قدیم زرتشتی آمده که با ظهور این صاحبزمان زرتشتی جهان پر از عدل و داد کند و نظم نوینی برپا شود و ظلم و ستم از بین میرود. بعد از ظهور وی همه مردم متدین خواهند بود و دوستی و مهربانی را پیشه خود خواهند ساخت. و از آن جا که مردم، گوسفندکشی و گوشتخواری را به کنار میگذارند نیروی آز کم میگردد. برکت زیاد میشود و گرسنگی از بین خواهد رفت. در زمان او سال ها 365 روزه خواهند بود و کبیسه ندارند. به وسیله دعای سوشیانت، "دیو آشموغ" که نمادی از شرک و گمراهی و دروغ است خواهد مُرد و سوشیانت با کمک یاران خود به نبرد با اهریمن خواهد شتافت او پنج بار، یَشت میکند که در هر یَشت او، یکپنجم اهریمنان، نابود خواهند شد. سوشیانت راه زرتشت را پیش میگیرد. در زمان او خوراک مردم، هفدهسال از گیاهان است و سیسال از آب تغذیه میکنند و ده سال نیز خوراک مردم، مینوی است. بعد از آن که سوشیانت، جهان را از نو کرد، فرشگرد (رستاخیز) انجام خواهد شد
افسانه پیدایش تسبیح و سابقه تاریخی آن
قطع نظر از اینکه تسبیح را بشر اولیه بصورت طوق و به منظور زینت از مهره های مختلف بکار می برده، بطور کلی تسبیح از دوران مسیحیت پیدا شده و مسیحیان تسبیح های طویلی را که از انتهای آن صلیب می آویختند به گردن می آویختند. استفاده تسبیح در ابتدا حکم زینت را داشته و برای جنس دانه های این تسبیح از همه چیز استفاده می کرده اند که اغلب آنها شیشه ای بوده بعدها کشیش های نستورین که در شرق می زیستند از آن برای ذکر اوراد استفاده کردند و بعضی از کاتولیک ها نیز بهمین منظور آنرا بکار میبردند. اما پرتستان ها هیچوقت بدین شکل از تسبیح استفاده نکردند و حتی استعمال آنرا بدان منظور منفور می دانند زیرا می گویند در کتاب خدا راجع بآن اشاره ای نرفته و بطور کلی کسانی را که از تسبیح به منظور دینی استفاده می کردند تقبیح کرده و به اوهام پرستی و خرافات متهم کرده اند. زیرا بر این عقیده اند که عیسی تقلید و اوهام پرستی را منع می کند و استعمال تسبیح و امثالهم را از احکام مردم حساب می کند نه از احکام خدا. «آنگاه که کاتبان و فریسیان اورشلیم نزد عیسی آمده گفتند، چرا شاگردان تو از تقلید مشایخ تجاوز می نمایند، او در جواب گفت، شما نیز به تقلید خویش از حکم خدا چرا تجاوز می کنید سپس عبادت را عبث می کنند زیرا که احکام مردم را به منزله ی فرائض تعلیم میدهند.» (انجیل متی باب ۱۵ ) .
شکی نیست که تسبیح از مسیحیت به اسلامیت رسوخ کرده و چون اسلام اصولاً در شرق پیشرفته و نستورین های شرقی از تسبیح به منظورهای دینی استفاده می کردند، لذا این فکر پیدا میشود که مسلمانان از کشیش های نستورین در استعمال تسبیح به منظورهای دینی اقتباس و تقلید نموده اند، و پیدایش آن در اسلام داستانی دارد که نزدیک به افسانه است. معروفست که حضرت پیغمبر (ص) بدخترش حضرت زهرا فرمود که در اتمام هر نماز سی و چهار بار سبحان الله گفتن صوابی بزرگ خواهد داشت، و حضرت زهرا برای این منظور نخی سبز رنگ (گویا به همین علت است که انتخاب نخ سبز رنگ را برای تسبیح نماز مستحب می دانند) را سی و چهار بار گره زد و از آن برای حساب و شمارش سبحان الله گفتن در اتمام هر نماز استفاده می نموده اند. بعدها نیز از خاک قبر حضرت حمزه دانه های درست کردند تا تسبیح به صورت تبرک و به شکل امروزی در آمد. گرچه گفته فوق تقریباً بعید به نظر می رسد ولی امکان حقیقی بودن داستان فوق را می توان به دلیل زیر بیان داشت.
تسبیح در اسلام از زمان پیغمبر (ص) پیدا شده و از بدو پیدایش اسلام تسبیح به منظور دینی به کار رفت تا اینکه کم کم به صورت تفننی فعلی در آمد. در مورد سابقه تاریخی پیدایش تسبیح، یک نوع دانه های تسبیح شیشه ای است که در حفاریهای مثل باستان پیدا شده و مربوط به ۴۰۰۰سال پیش می باشد.
تقسیم بندی کلی تسبیح
برای دانستن انواع و اقسام تسبیح باید تقسیم بندیهای درباره آن به ترتیب زیر انجام داد:
الف ـ تقسیم بندی از لحاظ ساختمان.
ب ـ تقسیم بندی از لحاظ تعداد دانه.
ج ـ تقسیم بندی از لحاظ طرز ساخت و نوع کار.
د ـ تقسیم بندی از لحاظ نوع جنس دانه.
هـ ـ تقسیم بندی از لحاظ کشورهای سازنده.
و ـ تقسیم بندی از لحاظ شکل دانه.
اینک به شرح هر یک از تقسیمات فوق می پردازیم:
الف – تقسیم بندی از لحاظ ساختمان
۱ـ سر تسبیح که منگوله ایست و اغلب برای زینت در تسبیح های گران قیمت با منجوق هایی از جنس خود تسبیح و یا گاهگاهی از سنگ های قیمتی بافته می شود و خود منگوله نیزاکثراً زربفت می باشد بر مرغوبیت تسبیح می افزاید. سر تسبیح ها اصولاً یک منگولیست ولی گاهی سر تسبیح های گران قیمت می باشد می توان یافت و در این نوع سر تسبیح های دو منگوله از یکرشته منشعب می شود.
۲ـ شیخک ها عموماً از جنس خود دانه های تسبیح میباشند و در هر تسبیحی شیخک به کار میبرند و تسبیح های دو شیخکی بندرت یافت می شود. ساختمان شیخک ها از دانه های خود تسبیح به مراتب بزرگترند ، و اخیراً نیز ابتکاراتی در ساختن شیخک های تسبیح های جدید به کار می برند و عدسی های بسیار کوچک محدب و ذره بینی با فیلمهای مثبت میکرونی که از اماکن مقدس برداشته شده در داخل شیخک کار می گذارند.
۳ـ دانه ها ـ دانه های تسبیح که قسمت اصلی را تشکیل می دهند و تعداد و اقسام آن به تقسیم بندی احتیاج دارد که در قسمتهای بعدی به شرح آن می پردازیم.
۴ـ عدسک ـ تعداد عدسکها دو تا می باشد و تسبیح را به سه قسمت اصلی تقسیم می کند و جنس آنها نیز از جنس خود دانه های تسبیح می باشد. عدسک ها که از اسمشان نیز بر می آید اکثراً به شکل دانه های عدس می باشند ولی در بعضی تسبیحها به شکل خود دانه های تسبیح ولی بسیار ریز درست می کنند.
ب ـ تقسیم بندی از لحاظ تعداد دانه ها
۱ـ تسیبح ۲۵دانه ای که به چهار یکه معروف است و اخیراً بسیار جنبه تفننی پیدا کرده و اغلب جنس دانه های آن از کائوچو و یا چوبهای سخت بوده و از لحاظ ساختمان نسبت به سایر تسبیحها دانه های این نوع تسبیح درست تر میباشد.
۲ـ تسبیح سی و چهار دانه ای که تسبیح اصلی (تسبیح اولیه که برای شمارش ۳۴سبحان الله بکار میرفته) می باشد و اغلب جنس دانه های آن از گل قبرهای اماکن متبر که می باشد که با قالب گیری ساخته می شود.
۳ـ تسبیح صد دانه ای که تسبیح فعلی است و بوسیله دو عدسک به سه قسمت تقسیم می شود. دو قسمت ۳۳دانه ایست که طرفین قسمت ۳۴دانه ای قرار دارد و معمولاً یک قسمت برای تحمید (حمد گفتن) و دیگری برای تهلیل (لا الله الا الله گفتن) یا تکبیر (الله اکبر گفتن) و قسمت وسط برای تسبیح (سبحان الله گفتن) بکار می رود.
۴ـ تسبیح هزار دانه ای که به تسبیح ذکر معروف است و اهل ذکر و مخصوصاً دراویش از آن برای ذکر استفاده می کنند و استعمال آن دلیل کثرت زهد وتقوی میباشد چنانکه شیخ اجل فرماید:
ای طبل بلند بانگ و در باطن هیچ
بی توشه چه تدبیر کنی وقت بسیچ
روی طمع از خلق بپیچ ار مردی
تسبیح هزار دانه بر دست مپیچ(نپیچ)
چنس دانه های این تسبیح نیز از جنس تسبیح های ۱۰۰دانه ای و ۳۴دانه ای می باشد.
ج ـ تقسیم بندی از لحاظ طرز ساخت
۱ـ تراش و برش ـ در این نوع تسبیح سازی، دانه های تسبیح را به طرز تراش درست می کنند و عموماً از سنگ های قیمتی و گاهی از صدف و استخوان و چوب نیز برای این امر استفاده می کنند.
۲ـ قالب گیری ، در این نوع تسبیح چنانکه گفته شد از خاک اماکن متبرکه و به طرز ریخته گری و قالب گیری دانه های تسبیح را درست می کنند.
د ـ تقسیم بندی از لحاظ نوع جنس
این قسمت نیز به دو قسمت دریایی و زمینی تقسیم می شود:
۱ـ دریایی ـ مواد اولیه تسبیح های دریایی منشأ دریایی دارد و طرز ساختشان اکثراً به سبک تراشکاری است. تسبیح های دریایی نیز به سه قسمت عمده تقسیم می شود:
الف ـ سنگها – از سنگهای دریایی با تراشکاری دانه های تسبیح درست می کنند.
ب ـ گیاهان ـ از گیاهان دریایی مانند مرجانها و ستاره دریایی بوسیله تراش تسبیح های نسبتاً گران قیمت تهیه می کنند و دیگر اینکه از مغز کشکولهای دراویش که منشأ دریایی دارد نیز تسبیحهایی می تراشند.
۲ـ زمینی ـ تسبیحهای زمینی همه منشأ زمینی دارند یعنی مواد اولیه دانه های آنها از مواد سطح زمین تشکیل می یابد. تسبیحهای زمینی به چهار قسمت تقسیم می شوند:
الف ـ گیاهان ـ در قسمت گیاهان معمولاً از صمغ ها و رنگهای تسبیح های می سازند که به تسبیح های بلورین معروفند و دیگر از چوب درختانی سخت و خوشبو که رنگهای خوبی نیز دارند تسبیح های به سبک تراش ساخته اند و از یُسر که دانه های خوشبو دارد نیز می سازند.
ب – خاک وفلزات – چنانکه گفته شد بسبک ریخته گری از خاک تسبیح درست میکنند که معمولاً برای قرص بودن، به گل این تسبیحات براده های ریز فلزات را اضافه می کنند از خود فلزات نیز به سبک تراش و قالب گیری تسبیح هایی می ساخته اند.
ج – حیوانات زمینی – از استخوان حیوانات زمینی مانند عاج فیل و استخوان شتر تسبیح ها یی بسبک تراش درست می کرداند. و همچنین از شاخ بعضی از حیوانات مخصوصاً شاخ گوزن که گرانقیمت تر می باشد.
د – سنگها – از سنگهای قیمتی چون عقیق که یک قسمت کوارتز بی شکل و به رنگهای مختلف سرخ و آلبالوئی می باشد و از یشم که یک نوع کوارتز می باشد و به رنگهای سفید و کبود و سبز تیره یافت می شوند و از شبق نیز درست می کنند و از یاقوت و زمرد نیز درست کرده اند و از یک نوع سنگ نیز هندیها تسبیح هایی درست کرده اند که به عین الهره (چشم گربه) معروفست.
هـ – تقسیم بندی از لحاظ کشورهای سازنده و شهرهایی که در آنجا تسبیح ساخته می شود با ذکر جنس و سبک هر یک
۱ – ایران – شهرهای ایران که در آن تسبیح می سازند عبارتند از:
الف – کرمانشاه – در کرمانشاه تسبیح های گِلی خوب درست می کردند، این شهر از لحاظ به عمل آوردن گِل تسبیح سر آمد سایر شهرهای ایران بوده است.
ب – مشهد – در مشهد به علت اینکه شهر مقدسی است و زائرین بسیار دارد تسبیح سازی نسبت به سایر شهرها رواج بیشتری دارد ولی تسبیح های خوبی در آنجا درست نمی کنند زیرا دانه های آن بعلت خوب بعمل نیاوردن گِل آن همه شکننده می باشند.
ج – جوین – در جوین تسبیح های بسیار عالی درست می کردند که به تسبیح های علیمرادی معروفند. در عباس آباد و سبزوار و بطور کلی در تمام شهر های استان مشهد تسبیح درست می کنند.
۲ – کشورهای خارجی:
۱ – آلمان – در آلمان تسبیح هایی از چوب سندل که درختی است سخت و در هند بسیار میروید و از صمغ یسرها درست می کردند.
تسبیح های صمغی را کهربایی می گفتند، چون اینگونه تسبیح ها در اثر مالش و گرداندن در دست، الکتریسیته مالشی در خود ذخیره می کردند و خاصیت جذب و دفع چیزهای بسیار سبک چون قطعه کاغذ و مخصوصاً کاه در آنها پیدا می شد از اینجهت به تسبیح های کهربایی معروف شده و این نوع تسبیح ها نیز بر دو قسمند یک قسم که آتشگیرند و بآنها بارقه می گویند و نوع دیگر که آتشگیر نیست و بآب حیات موسومند.
۲ – چین – در چین از حدید و نقره و طلا تسبیح هایی می ساختند و تسبیح های چینی اکثراً فلزی بوده و نوعی از آنها را حدید سینی (چینی) می گفتند و ضمناً در چین تسبیح های گلی (از رس چین) درست کرده و روی آنها مینا کاری می کردند که از لحاظ هنری ارزش بسیاری دارد و از ابتکارات هنری چینیها به شمار می رود.
۳- ترکیه – در استانبول تسبیح هایی درست می کردند که جنس آنها استخوانی بوده و تمام تسبیح های ساخت ترکیه به تسبیحهای استخوانی معروفست و بسیار خوشتراش و گرانقیمت میباشد و اغلب از عاج و شاخ و شیر ماهی میتراشیدند.
۴ – افغانستان – در افغانستان تسبیح های معروف شاه مقصودی درست میکردند که به تسبیحهای پادزهری نیز معروف می باشد که برنگ سبز روشن است.
(و بدینجهت است که رنگهای سبز روشن را پادزهری گویند)، و چون جنس سنگهای این تسبیح طوری بوده که زهرکش بوده بدانجهت به تسبیح های پادزهری (ضدزهری) معروف گردیده اند.
۵ – هندوستان – در هندوستان اغلب تسبیح های چوبی درست می کردند و ساختن تسبیح از چوب از کارهای هندیان است و چون سندل و آبنوس در هندوستان پرورش میافت این امر باعث گردید که هندیان از چوبهای سندل و آبنوس تسبیح بسازند، گذشته از اینها در هندوستان تسبیح هایی از عقیق نیز می ساختند که بسیار خوشتراش بودند و تسبیحهای دیگری نیز درست می کرده اند که هفت مهره و دل ربا و دهنه فرنگ از آنجمله اند.
۶ – یمن در تسبیح های عقیق بسیار عالی و خوشتراش می ساختند که به تسبیح های یمانی معروفند.
و – تقسیم بندی از لحاظ شکل دانه:
۱- دوکی – دوکی ها عموماً بوسیله تراش درست میشوند.
۲- خرمایی یا سنجدی – این نوع تسبیح ها دانه هایی بشکل دانه های سنجد یا خرما دارند و اغلب جنس آنها از چوب است و دانه های بسیار درشتی دارند.
۳- کروی – کروی ها همیشه بسبک ریخته گری درست می شوند زیرا بشکل کره و مدور بسیار مشکل می باشند.
مرغوبیت – مرغوبیت تسبیح ها را می توان در جور بودن و یکدست بودن دانه ها خلاصه کرد. تسبیح های مرغوب شاه مقصود رنگ های یکنواخت دارند و نا مرغوب آنها دارای رگه و لکه می باشد. در تسبیح های استخوانی که بسبک تراش درست می شوند مرغوبیتشان در تراش خوب و دانه های یک اندازه می باشد. تسبیح های گلی و ریخته گری گرانقیمت نیز به دو دسته معروف کار عبدالله و کار سید تقسیم می شوند که کار عبدالله را بعضی بهتر می دانند و مرغوبیت این تسبیح ها بستگی به دوام و قرص بودن دارد که بوسیله مخلوط کردن گل تسبیح با براده های بعضی فلزات (مخصوصاً در تسبیح های گلی گرانقیمت از براده های طلا استفاده می کنند) و خوب بعمل آوردن گل تأمین می گردد. تسبیح هایی هم هست که به تسبیح های نقره کوب معروفند و جنس دائه های مرغوب آنها از یسراست و بر روی این دانه ها از میخهای کوچک نقره برای زینت استفاده کرده اند که مرغوبیت آنها بستگی به جنس نقره نیز دارد.
رومی های باستان گل رز را با موفقیت و جشن و شادمانی پیوسته می دانند، جنگجویان پیروز در بازگشت از جنگ با گل رز استقبال می شدند، باید گفت كه تصور عمومی از باغهای بهشت ایران سرچشمه گرفته شده است. باغ گل سرخ مكان مناسبی برای تمركز و دعا كردن است.
سراسر جهان از تسبیح استفاده می شود، حتی امروز مذاهب نزدیك به دوسوم جمعیت دنیا به نوعی تسبیح به دست می گیرند، تسبیح دانه های به رشته كشیده كه در هنگام دعا و ذكر به دست می گیرند. ریشه كلمه مهره bead از زبان انگلوساكسن به معنی دعا كردن گرفته شده است. در قرون وسطی زمانی كه كلیسا جواهر را تقبیح كرد، تسبیح به عنوان وسیله قابل قبول برای دست گرفتن و شماره ذكر و دعا پذیرفته شد. یكی از قدیمی ترین شكل تسبیح در اروپا تسمه ای از چرم به صورت حلقه تزیینی از حلقه های استخوانی به هم پیوسته است كه از گورهای قرن هشتم به دست آمده است. به نظر می رسد سرمنشأ استفاده از مهره برای شمارش دعاها، هندوها در هندوستان باشند.
مجسمه های ماسه سنگی سالهای ۱۸۵قبل از میلاد ـ ۳۲۰بعد ازمیلاد مسیح حكمای هندو را مجسم می كند كه تسبیح را در دست دارند، به هر حال احتمال دارد پیش از اینها هم براساس افسانه ها توسط بنیانگذار بودائیسم ۴۸۳ـ ۵۶۳قبل از میلاد به كار گرفته شده باشد.
در قرن ششم قبل از میلاد ساكیا Sakia بنیانگذار بودائیسم به پادشاه كه تازه به كیش بودا پیوسته بود كمك كرد و به او راهنمایی كرد كه ۱۰۸دانه را به نخ بكشد و همینطور كه دانه ها را از بین انگشتان خود رد می كرد حداقل روزی دو هزار بار ذكری كه به او آموخته بود، تكرار كند. بعدها بودایی ها در تبت، چین و ژاپن و مسلمانان ایرانی و اعراب تسبیح به دست گرفتند.
مسیحی ها (قبل از همه ایرلندی ها) به احتمال، نخستین بار مفهوم تسبیح را ازاعراب و درجنگهای صلیبی درسرزمین مقدس یا از طریق فاتحان مسلمان در قرن هشتم كه به اسپانیا وارد شدند آموختند. بسیاری از اعضای كلیسا مردمی بیسواد بودند و از تسبیح به عنوان وسیله شمارشگر استفاده می كردند و دعاها را به تعداد دفعات لازم می خواندند.
در حالی كه تعداد مهره های تسبیح در هر مذهب متفاوت است، ولی مضربی از ۳بر شمایل تسبیح ها غلبه دارد. مانند مجموعه ۳جز بودایی (بودا، شریعت و جماعت) و یا تثلیث كاتولیكهای روم (پدر، پسر و روح القدس). تسبیح بودایی ها ۱۰۸مهره دارد مسلمانها ۹۹و كاتولیكهای رومی ۱۵۰عدد.
نیرویی شفادهنده به تسبیح نسبت داده می شود، همچنین نیروی دفع ارواح پلید، گفته می شود خاصیت مهره های مرجان پیشگیری از درد و رنج از خون است، در بسیاری از تابلوهای نقاشیهای قرون وسطی كودكی حضرت مسیح را با تسبیح مرجان به تصویر كشیده، در سراسر جهان بیشتر تسبیح ها را از جنس چوب، شیشه و پلاستیك می سازند. اما در موزه ها تسبیح هایی به نمایش گذارده اند كه از سنگهای قیمتی است. مثل طلا، نقره، زمرد، یاقوت، الماس، مرجان، كهربای سیاه، كریستال، مرمر سفید،مروارید، لاجورد، همچنین تسبیح هایی از جنس كهربا، آبنوس، مرمر، عاج، صدف، مینا و چینی دیده می شود.
پروتستانها تسبیح به دست نمی گیرند، یهودی ها تسبیح را تحریم كرده اند، ژاپنی ها بدون توجه به موقعیت اجتماعی خود از تسبیح چوبی استفاده می كنند، در حالی كه تبتی های ثروتمند تسبیح های كهربا و مرجان استخوانهای انسان را ترجیح می دهند، در تبت كهن به تقریب همه افراد تسبیح داشتند، تسبیح هایی از چوب، صدف، كهربا و سنگهای گرانبها، تسبیح در زندگی اجتماعی و زندگی مذهبی ژاپنی ها اهمیت دارد، تمام چاپخانه ها، قلابی به دیوار نصب كرده اند تا تسبیح را آوایزان كنند، بعضی از مغازه ها هم تسبیح های چوبی فوق العاده بزرگ را از دیوار بیرونی مغازه آویزان می كنند.
تسبیح اسلامی: سبحه ـ تسبیح خواندن، تسبیح انداختن، دانه های تسبیح را از زیر انگشتان شصت و سبابه گذاردن و «سبحان الله» گفتن است. تسبیح مسلمانها ۹۹دانه به نشانه ذكر ۹۹اسماء الهی است و مهره صدمی برای ذكر نام خداوند «الله» می باشد.
تسبیح مسلمانها بیشتراز چوب شامل آكاسیا، زیتون، آبنوس، چنار فرنگی، صندل ساخته می شود، همچنین از موادی مثل استخوان، عاج، مرجان، كهربا، عقیق، لاجورد و شیشه نیز استفاده می شود.
تاریخچه نام تسبیح مسیحیان نیز بسیار جالب است كه بدانید از ریشه Rosasiumباغ گل رز گرفته شده است، در زمانهای قدیم گل رز محبوب بوده، شكل، رنگ و عطر آن نماد زیبایی، رمز و راز، عشق و تكامل است، الهه زیبایی، آفرودیت، تاجی از گل سرخ به سر و بوی خوش گل رز دارد، در حالی كه حضرت موسی نیز حلقه گل رز و آویشن دارد.
تسبیح بمعنی سبحان الله گفتن است چون تکبیر که الله اکبر و تحمید الحمدالله گفتن است. و آنچه حالا به تسبیح مشهور شده سبحه بضم سین است که منظور از آن مهره هاییست که عدد تسبیح بآن شمارند و استعمال کلمه تسبیح که به معنی مهره های به رشته کشیده می باشد و برای شمارش عدد تسبیحات و تحمیدات و تکبیرات به کار می رئد از غلطهای مصطلح فارسی به حساب می آید که در اثر کثرت استعمال عموم و مخصوصاً فصحاء عرب و ایرانی، استعمال آن به معنی سبحه مجاز گشته است. چنانکه در ابیات زیر از شعرای ایرانی و عرب از تسبیح معنای امروزی استنباط می شود.
قائم مقام ثانی گوید:
زاهد چه بلائی تو که این دانه تسبیح از دست تو سوراخ به سوراخ گریزد
صائب گوید:
منه زنهار دل بر مهلت صد ساله دنیا که آخر می شود چندان که یک تسبیح گردانی
حافظ گوید:
رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود
ابو نواس شاعر معروف عرب گوید:
«التسابیح فی ذراعی و المصحف….» و در این بیت کلمه تسابیح جمع تسبیح به همین معنی استعمال شده است.

سپاسگزارم 
بیشتر بحث سر این بود واژه ای كه جایگزین آدم به چم انسان می آید چیست. برای نمونه یك انسان ، انسان های زمینی یا هر چه كه هست .
) است و در زبان پارسی روبروی آنها واژه مردم (مرتم) است از چم مردن به چم مردنی.

سپاسگزارم 
بیشتر بحث سر این بود واژه ای كه جایگزین آدم به چم انسان می آید چیست. برای نمونه یك انسان ، انسان های زمینی یا هر چه كه هست .
درود ...
جایگزینی که من برای انسان در فهرست های جایگزین دیدم آدمی است ولی نمیدانم خود " آدم " ریشه بیگانه یا پارسی دارد همان آدم و حوا ؟؟؟
) هیچ واژه یی با آ شروع نمی شود و هر واژه یی دیدید که با این بندواژه آغاز می شود ریشه عربی ندارد.درود
دوست گرامی
مشی و مشیانه جایگزینی است برای آدم و حوا در فرهنگ پارسی
در مورد زبان عربی هم همزه و ا به هم برسند از مد یا آ استفاده میشود برای نمونه آصف آمین
ولی فکر کنم آمین هم ریشه عبری داشته باشد.
قِبطی نام مردمی از تیره آفریقایی-آسیایی است که بومی مصراند و زبان و فرهنگی پرباری داشتهاند. با تازش عربها بیشتر در میان عربها حل شدند. بازماندگانشان امروزه گروه کوچکی از قبطیها هستند که دیگر به زبان قبطی تکلم نمیکنند. جمعیت انها در مصر حدود ۱۵ میلیون میباشد. قبطیها مسیحی هستند. دین بیشتر آنها اُرتدکس قِبطی است. در قرن ۱۹ میلادی برخی از آنان مسیحی کاتولیک شدند.
ببخشید پرسش خوبی بود و من آگاهی بیشتری از آن ندارم.درود ...
جایگزینی که من برای انسان در فهرست های جایگزین دیدم آدمی است ولی نمیدانم خود " آدم " ریشه بیگانه یا پارسی دارد همان آدم و حوا ؟؟؟
) هیچ واژه یی با آ شروع نمی شود و هر واژه یی دیدید که با این بندواژه آغاز می شود ریشه عربی ندارد.در مورد روزه در آیین زرتشت نیز باید گفته شود که روزه گرفتن و نخوردن آب و غذا بخاطر اینکه باعث سستی بدن و عدم فعالیت مفید و کار روزانه می شود ناپسند می باشد.
چون این موارد در آیین زرتشت نکوهیده شده و بی کاری و تن پروری بشدت نهی شده است و در وندیداد، فرگرد سوم فقره 33 نوشته شده:
‹‹ … آن كس كه سیر غذا می خورد، توانایی می یابد كه نیایش بكند، كشاورزی كند و فرزندان به وجود آورد. جاندار از خوردن زنده می ماند و از نخوردن می میرد.››
امابرای افراط نکردن در خوردن گوشت حیوانات روزهای دوم و دوازدهم و چهاردهم و بیست و یکم هر ماه زرتشتیان از خوردن گوشت پرهیز می کنند این چهار روز متعلق به چهار امشاسپندان وهمن ؛ماه و گوش و رام که از میان چهارپایان هستند می باشد.
رییس انجمن موبدان تهران(دکتر خورشیدیان)، از این رو، گفت: در اوستا مفهوم روزه به روزه باطنی نسبت داده می شود و روزه ظاهری وجود ندارد اگرچه امساک و تحت فشار قرار دادن جسم برای تمرکز بیشتر بر اعمال و مناسک دینی عملی ستودنی است.
وی اظهار داشت: در عین حال در آیین زرتشت در 4 روز مخصوص در هر ماه هر نوع کشتار و قربانی کردن حیوانات و استفاده کردن از گوشت ممنوع است. دکتر خورشیدیان در تشریح معنای روزه باطن گفت: ما زرتشتیان باید در سه بخش معنوی “شنوایی”، “اندیشه” و “حساس” همیشه روزه داشته باشیم یه آن معنا که از طریق این سه حس از نیکی دور نشویم و بخ “اندیشه و حساس و شنوایی” مان همیشه سرشاز از نیکی باشد.
رییس انجمن موبدان تهران افزود: همچنین در اوستا بر روزه بزرگتری تاکید شده است و آن حفظ هفت عضو بدن، مشتمل بر دو چشم، دو دست، دو پا و زبان در تمام طول زندگی از هرگونه آلودگی است و این هفت عضو همیشه باید پاک نگه داشته شوند که از این عمل نیز تحت عنوان روزه یاد می شود.
مراسم هیرومبا ؟
