userinfo close

حافظ


hafeza

تاسیس: 5 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: باران - معاونان
لطفا در بخش مشاهده پروفایل به كلوب حافظ امتیاز بدهید. چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس ادامه »
لطفا در بخش مشاهده پروفایل به كلوب حافظ امتیاز بدهید.

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نه​ای جان من خطا این جاست

بنده ی پیر مغانم كه ز جهلم برهاند
پیر ما هرچه كند عین عنایت باشد

مزن ز چون و چرا دم كه بنده ی مقبل
قبول كرد به جان هر سخن كه سلطان گفت

در نظرسنجی شركت كنید - اولویت بندی نظرها بر مبنای نظرسنجی است كه درباره ی اولویت بحثها گذاشتیم.

لطفا حتما بحث خوش آمد کلوب رو بخونید.

به لینکهای داغ کلوب سر بزنید.
خواهش میکنیم پیش از ایجاد بحث یا چگونگی ایجاد آن بحث را با ما درمیان بگذارید
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
352
1976
91/3/6 (03:42)
311
1613
91/2/26 (09:58)
1974
5463
91/3/11 (21:45)
1427
1032
91/3/11 (20:50)
57
284
91/3/11 (18:49)
804
4828
91/3/11 (05:23)
1114
1773
91/3/11 (00:02)
529
2811
91/3/10 (20:23)
751
3749
91/3/10 (14:24)
247
2153
91/3/10 (08:57)
815
3690
91/3/9 (01:28)
341
1357
91/3/6 (18:44)
698
8700
91/3/6 (18:40)
504
2240
91/2/30 (01:35)
81
483
91/2/28 (16:18)
39
244
91/2/23 (19:02)
131
979
91/2/18 (22:59)
93
552
91/2/17 (10:52)
64
335
91/2/13 (19:08)
273
2584
91/1/13 (00:58)

عنوان بحث :: این بحث را 3 نفر دنبال می کنند.

مهراهورا فانی , ahora7
مهراهورا فانی - 15:32 1388/01/27

شاعران كهن

اشعار و سخنان بزرگان عرفان، شعر و ادبیات پارسی...

 میتوانید از سایت زیر بهره ببرید

http://ganjoor.net


پیشنهادهای خود را برای هرچه بهتر کردن این بحث ارائه دهید.

سپاس

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
مهراهورا فانی , ahora7
مهراهورا فانی - 15:44 1388/01/27
1

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی

چه کنم؟ که هست اینها گل خیر آشنایی

 

همه شب نهاده‌ام سر، چو سگان، بر آستانت

که رقیب در نیاید به بهانه‌ی گدایی

 

مژه‌ها و چشم یارم به نظر چنان نماید

که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی

 

در گلستان چشمم ز چه رو همیشه باز است؟

به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی

 

سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟

که شنیده‌ام ز گلها همه بوی بی‌وفایی

 

به کدام مذهب این این به کدام ملت است این؟

که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟

 

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟

 

به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم

چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی

 

در دیر می‌زدم من، که یکی ز در در آمد

که : درآ، درآ، عراقی، که تو خاص از آن مایی

 

فخر الدین عراقی

مرجان ایرانی , marjan_nava
مرجان ایرانی - 15:46 1388/01/27
2

 

ای كه گفتی دل بشوی از مهر یار مهربان

من دل از مهرش نمی شویم تو دست از من بشوی

 

"سعدی"

مهراهورا فانی , ahora7
مهراهورا فانی - 16:18 1388/01/27
3
اوحدی  

 

 

گر گناهی کردم و دارم، خداوندا، ببخش

چون گنه را عذر می‌آرم، خداوندا، ببخش

پای خجلت را روایی نیست بر درگاه تو

دست حاجت پیش می‌دارم، خداوندا، ببخش

گر گناهم سخت بسیارست رحمت نیز هست

بر گناه سخت بسیارم، خداوندا، ببخش

چون پذیرفتار بدرفتار نادانان تویی

بر من نادان و رفتارم، خداوندا، ببخش

مایه‌داران نقد روز رفته بازآرند و من

بی زر این شهر و بازارم، خداوندا، ببخش

پیشت از روز الست آوردم اقرار بلی

هم بر آن پیشینه اقرارم، خداوندا: ببخش

بخششت عامست و می‌بخشی سزای هر کسی

گر به بخشایش سزاوارم، خداوندا، ببخش

ناامیدی بردم از یاران، که می‌اندوختم

روز نومیدی تویی یارم، خداوندا، ببخش

آبرویم نیست اندر جمع خاصان را، ولی

آب چشمم هست و می‌بارم، خداوندا، ببخش

عالمی بر عیب و تقصیرم تو، یارب دست گیر

واقفی بر غیب و اسرارم، خداوندا، ببخش

گفته‌ای: بر زاری افتادگان بخشش کنم

اینک آن افتاده‌ی زارم، خداوندا، ببخش

با خروش سینه‌ی زیرم، الهی، درپذیر

یا بر آب چشم بیدارم، خداوندا، ببخش

گر به دلداری دل مجروح من میلی نمود

بر دل مجروح و دلدارم، خداوندا، ببخش

ور چشیدم شربتی بیخود ز روی آرزو

ز آرزوی خود به آزارم، خداوندا، ببخش

اوحدی‌وار از گناه خود فغانی می‌کنم

بر فغان اوحدی‌وارم، خداوندا، ببخش

اوحدی

پیام  ماندگار , payam_spitman
پیام ماندگار - 07:28 1388/01/28
4

از خواجوی کرمانی....شاعر عصر مغول و اثرگذاران بر شعر و اندیشه ی حافظ:

 

این مشهور ترین غزل ایشان است:

 

گفتا تو از کجائی کاشفته می‌نمائی
گفتم منم غریبی از شهر آشنائی


گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری
گفتم بر آستانت دارم سر گدائی


گفتا کدام مرغی کز این مقام خوانی
گفتم که خوش نوائی از باغ بینوائی


گفتا ز قید هستی رو مست شو که رستی
گفتم بمی پرستی جستم ز خود رهائی


گفتا جوی نیرزی گر زهد و توبه ورزی
گفتم که توبه کردم از زهد و پارسائی


گفتا بدلربائی ما را چگونه دیدی
گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربائی


گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم
گفتم به از ترنجی لیکن بدست نائی


گفتا چرا چو ذره با مهر عشق بازی
گفتم از آنکه هستم سرگشته‌ئی هوائی


گفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیند
گفتم حدیث مستان سری بود خدائی

 

پیام  ماندگار , payam_spitman
پیام ماندگار - 07:33 1388/01/28
5

شعر عرفانی مورد نیاز بود. چه کسی بهتر از مولانا...بنده خودم اسن شعر مولانا را می پسندم. توان شعری و ذوق و قریحه ی شاعری وی در این غزل مثال زدنی ست:

 

 

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم

ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم

 

آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان

تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم

 

آمده‌ام که ره زنم بر سر گنج شه زنم

آمده‌ام که زر برم زر نبرم خبر برم

 

گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن

گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم

 

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم

اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

 

آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می کند

پیش گشادتیر او وای اگر سپر برم

 

گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود

تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم

 

آنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد

و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم

 

در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام

وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم

 

این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من

گفت بخور نمی‌خوری پیش کسی دگر برم

 

 

پیام  ماندگار , payam_spitman
پیام ماندگار - 08:01 1388/01/28
6

 

رباعیات از  رباعی سرایان مشهور

 

----------------------------------------- از ابو سعید

 

ای در سر هر کس از خیالت هوسی      بی یاد تو برنیاید از من نفسی

 

مفروش مرا بهیچ و آزاد مکن               من خواجه یکی دارم و تو بنده بسی

 

     ***                      

 

ای ذات تو در صفات اعیان ساری           اوصاف تو در صفاتشان متواری

 

وصف تو چو ذات مطلقست اما نیست       در ضمن مظاهر از تقید عاری

 

***

 

ای غم که حجاب صبر بشکافته‌ای       بی تابی من دیده و برتافته‌ای

 

شب تیره و یار دور و کس مونس نه      ای هجر بکش که بی‌کسم یافته‌ای

 

***

 

ای کعبه پرست چیست کین من و تو      صاحب نظرند خرده بین من و تو

 

گر بر سنجند کفر و دین من و تو                  دانند نهایت یقین من و تو

 
 
 
 
(( ابوسعید ابوالخیر ))
 
------------------------------------------------------
 
 
از
"سیف فرغانی شاعر عصر مغول"
 
 
 

ای نور تو آمده نقاب رخ تو

خورشید زکاتی ز نصاب رخ تو

هر دل که هوای تو برو سایه فگند

در ذره ببیند آفتاب رخ تو

 
**
 
 

در خانه‌ی دل عشق تو مجمع دارد

و از دادن جان کار تو مقطع دارد

در شعر تخلص به تو کردم که وجود

نظمی است که از روی تو مطلع دارد

 
 
**
 
 
 

آنی که منور است آفاق از تو

محروم بماندم من مشتاق از تو

این محنت نو نگر که در خلوت وصل

تو با دگری جفتی و من طاق از تو

 
 
(سیف)
 
 
 
 
 
 

 

الهام آ , elmajon
الهام آ - 16:22 1388/01/28
7

بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ

گر کافر و گبر و بت‌پرستی بازآ

این درگه ما درگه نومیدی نیست

صد بار اگر توبه شکستی بازآ

ابوسعید ابوالخیر

مهراهورا فانی , ahora7
مهراهورا فانی - 22:38 1388/02/1
8

ز خاك سعدی بچاره بوی عشق آید

هزار سال پس از مرگش ار بینبویی *

 

* انبویدن: بوییدن

پیام  ماندگار , payam_spitman
پیام ماندگار - 16:35 1388/02/2
9

از خیام نیشابوری:

 

 

گر من ز می مغانه مستم هستم

گر کافر و رند و بن پرستم هستم

هر طایفه ای بمن گمانی دارد

من زان خودم همانچه هستم هستم

 

 

 

آورد  به  اضطرارم  اول  به وجود

جز وحشتم از حیات چیزی نفزود

وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود

کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود

 

 

 

اسرار ازل  را  نه  تو  دانی و  نه من

وین خط مقرمط* نه توخوانی و نه من

هست  از پس پرده گفتگوی من و تو

تا  پرده برافتد  نه  تو  مانی  و  نه  من

 

*خطی ناخوانا و ابداعی که  تنها رافضیان قرمطی در دوران اسلامی برای جلوگیری از افشای رموزشان  نوشته های خود بکار می بردند.  که برای افراد عادی قابل فهم نبود...این جا مقصود  طبیعت گیهان است.

 

 

آنان که محیط فضل و آداب شدند

در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره  زین  شب  تاریک  نبردند  برون

گفتند فسانه ای و درخواب شدند

 

 

" حکیم عمر خیام"

نسیم ش , nassim_sh
نسیم ش - 23:08 1388/02/2
10
من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
احسان تو را شمار نتوانم کرد
گر بر سر من زبان شود هر موئی
یک شکر تو از هزار نتوانم کرد.

                                   ابوسعید
مینا ا , miez
مینا ا - 23:32 1388/02/2
11

دردایره ای کامدن ورفتن ماست
آن رانه بدایت ونه نهایت پیداست
کس می نزنددمی دراین معنی راست
کاین آمدن ازکجاورفتن به کجاست
جامی است که عقل آفرین می زندش
صدبوسه زمهربرجبین می زندش
این کوزه گردهرچنین جام لطیف
می سازدوبازبرزمین می زندش...

حكیم عمرخیام

 امین  , hoveyat
امین - 10:20 1388/02/5
12

ای دلبر ما مباش بی دل بر ما    یک دلبر ما به که‌ دو صد دل بر ما
نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما          یا دل بر ما فرست یا دلبر ما

                                  

ابوسعید ابالخیر

پیام  ماندگار , payam_spitman
پیام ماندگار - 12:41 1388/02/5
13

 

عـمـر گـرانـمـایـه در ایـن صـرف شـد

تا چـه خـورم صـیـف و چـه پوشـم شـتا

 

ای شـکم خـیره به نـانی بـسـاز

تا نکـنی پشت به خـدمت دو تا

 

"""سعـدی"""

 

 

 

دوش مهمان خواجه ای بودم

اینت نامردمی و اینت سگی

هردو شب تا به روز نغنودیم

او ز سیری و من ز گرسنگی

 

        "" انوری ابیوردی خاورانی""""

 

 

چار است خوشامد دل خاقانی را ****   گر کریمی و معاشر مده این چار ز دست

مال پاشیدن و پوشیدن اسرار کسان **** باده نوشیدن و بوسیدن معشوقه ی مست  

 

----------

 

آمـد بر  ِ من , که؟ یار , کی؟ وقت سـحر

ترسنده , ز که؟ ز خصم , خصمش که؟ پدر

دادَمش دو بوسه , بر کجا؟ بر لب تر

لب بُـد؟ نه , چه بـُد؟ عقیق , چون بد؟ چو شکـر

 

     """رودکی سمرقندی""""

 

 

مهراهورا فانی , ahora7
مهراهورا فانی - 22:31 1388/02/8
14
به‌جهان خرم از آنم، که جهان خرم از اوست عاشقم بر‌همه عالم، که همه عالم از اوست
به غنیمت شمر ای دوست، دم عیسی صبح تا دل مرده مگر زنده کنی، کاین دم از اوست
نه فلک راست مسلم، نه ملک را حاصل آنچه در سر سویدای بنی‌آدم از اوست
به حلاوت بخورم زهر، که شاهد ساقیست به ارادت ببرم زخم، که درمان هم از اوست
زخم خونینم اگر به نشود، به باشد خنک آن زخم، که هر لحظه مرا مرهم از اوست
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟ ساقیا، باده بده شادی آن، کاین غم از اوست
پادشاهی و گدایی، بر ما یکسان است چو بر این در، همه را پشت عبادت خم از اوست
سعدیا، گر بکند سیل فنا خانهٔ عمر دل قوی دار، که بنیاد بقا محکم از اوست
مرجان ایرانی , marjan_nava
مرجان ایرانی - 01:38 1388/02/9
15

 

تو را چه غم كه یكی در غمت به جان آید

كه دوستان تو چندان كه می كشی بیشند..

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.