| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
89
|
453
|
90/11/19 (03:34)
|
|
||
|
|
337
|
1908
|
90/9/7 (10:38)
|
|
||
|
|
298
|
1496
|
90/11/18 (15:09)
|
|
||
|
|
46
|
305
|
90/11/13 (22:59)
|
|
||
|
|
12
|
12
|
90/11/23 (22:53)
|
|
||
|
|
1538
|
4774
|
90/11/23 (22:46)
|
|
||
|
|
1882
|
9081
|
90/11/23 (20:46)
|
|
||
|
|
499
|
2172
|
90/11/23 (19:52)
|
|
||
|
|
140
|
1184
|
90/11/23 (13:06)
|
|
||
|
|
769
|
3562
|
90/11/22 (23:34)
|
|
||
|
|
898
|
1361
|
90/11/22 (23:01)
|
|
||
|
|
667
|
8154
|
90/11/21 (17:47)
|
|
||
|
|
15
|
55
|
90/11/19 (08:49)
|
|
||
|
|
725
|
3615
|
90/11/18 (15:29)
|
|
||
|
|
502
|
2623
|
90/11/18 (11:51)
|
|
||
|
|
307
|
1031
|
90/11/17 (19:59)
|
|
||
|
|
211
|
2023
|
90/11/14 (11:59)
|
|
||
|
|
40
|
197
|
90/10/28 (17:16)
|
|
||
|
|
145
|
826
|
90/10/25 (22:12)
|
|
||
|
|
59
|
313
|
90/10/24 (08:50)
|
|
دوستان گرامی در كلوب ایرادها و یا پیشنهادات ادبی را در مورد شعر شما بیان میكنند.
محدودیتی در نوع شعر نیست.
توجه توجه
لطفا مستقیما شعری رو برای نقد نگذارید. شعرهای سروده شده ی خودتان را كه تمایل به نقد و بررسی آنها دارید، به صندوق پیام بنده ارسال كنید یا در همین بحث بگذارید تا در این قسمت و به نوبه ی خود آنها را به نقد بگذاریم.
با سپاس
اشعار خودتون رو ارسال كنید تا به نقد گذاشته بشه.
شب گریه و بهانه برایم بیاورید
آغوشی عاشقانه برایم بیاورید
وقتی تبسم رخش افتاد روی ماه
دنیای کودکانه برایم بیاورید
عشقی محال ریشه دوانده است در دلم
بغضی شکسته. شانه برایم بیاورید
امشب تمام آینه ها گریه می کنند
امشب از او نشانه برایم بیاورید
تا بغض خسته ام شود غرق اشک و آه،
دریای بی کرانه برایم بیاورید
من مست مست گریه. غزل؟ نه. ترانه؟ نه
لطفا فقط بهانه برایم بیاورید
مریم وزیری
كلوب حافظ
______________________________

جمع بندی نقد های من و مهشید گرامی
نقد خانم مهشید گرامی بعنوان ضعیف بودن شعر
خانم مهشید گرامی نظر میدهند که ابیات خانم وزیری هر مصرع به مصرع مقابل خود ارتباط لازم را ندارد و میتواند بجور دیگری کنار هم بیاید و این ضعف همۀ ابیات بغیر از بیت دوم است
نقد من بعنوان موافق و مناسب بودن شعر
نظر من در کل این است که مصرعها بجوری با هم ارتباط داشته و گاهی نا کامل بودن ارتباط بین دو مصرع با هم، بعهده خوانده است که آن ارتباط را تکمیل کند. مثل توالی پلانهای سینمائی که نتیجه گیری آن بنوعی بعهدۀ بیننده میباشد.
اکنون دیگر با نظر موافق و مخالف شعر خانم وزیر آشنا شده اید.
فکر میکنم اگر خانم مهشید گرامی موافق باشد نقد را تمام شده بدانیم و برداشت نهائی بعهده خواننده باشد.
مصرع نهم هم اگر تند خوانده شود لازم است بشود باشد و در صورت آهسته خواندن شعر کلمۀ شود باید بین دو گیومه باشد
تا بغض خسته ام، شود، غرق اشک و آه
خانم مهشید گرامی
خواهش میکنم توجه کنید عبارت
متاسفانه ارتباط افقی در تقریبا تمام ابیات ضعیف است...
کافی بود
ما یعنی هم من و هم شما حق نداریم نوشته های کسی را دستکاری کنیم. اگر من جای شما بودم مثال آورده شده را اصلاً ویرایش کرده و حدف میکردم .
و به این عبارت بسنده میکردم که معانی مصرعها بهم نزدیک است. کلمات تکراری زیاد دارد و لذا میتواند مصرعها در ترکیبهای دیگری هم کنار هم آورده شود.
آقای جامشید عزیز
گفتنی که کم نیست! اما نمیدانم ادامه دادن درست است یا خیر...
هر زمان دوستان دیگر اجازه بفرمایند ادامه خواهم داد. ترجیح میدهم به آخرین حرفهایم بسنده کنم، به گمانم همان ها کافی ست برای توجیح:
" اگر جایی خانم وزیری حضور نداشتند و کسی شعر ایشان را هرچند به نام خانم وزیری ، ولی بصورتی که بنده مثال زدم بخواند! آیا مخاطبی که تا بحال این شعر را نشنیده و نخوانده است، متوجه میشود که مصرعها و حتی ابیات جابجا شده اند؟؟؟
(امتحان کنید)
اگر متوجه نشود، این ایراد به شعر وارد است! و قطعا وارد است. "
.................................................................
شعر زیبایی بود خانم وزیری
دوست دارم بیشتر از شما بخوانم
دوست عزیز، سرکار خانم مهشید گرامی
حرفهای شما درست ولی دو نکته را باید اینجا ذکر کنم. خواهش میکنم که خیلی دقت کنید.
اول اینکه شما خانم هستند و صحبت مرا خوب درک میکنید. اصولاً خانم ها بخاطر محجوبیتی که دارند اشعارشان به رک گوئی آقایان نیست. و لذا در فحوای کلامشان نکته دیگری را منظور نظردارد. در اشعار شاعره ها باید مو را به بینید که هیچ دنبال پیچش مو هم باشیم. در سینما کسی که سم بخورد و بمیرد را نشان نمیدهند ، پلان اول نشان میدهد شخصی مانند جسد بر زمین افتاده و پلان دوم تصور روی شیشه سم میرود. و تماشاچی خودش باید ارتباط بین این دو پلان را بیابد. بیت اول خانم وزیری دو مصرع متفاوت دارد. همانطور که اشاره کرده اید چندان بهم ارتباط ندارد. ( شب گریه و بهانه برایم بیاورید ـ آغوش عاشقانه برایم بیاورید) . ولی اینجا خواننده باید خودش استنباط کند که منظور من گریه و بهانه دارم و آغوش عاشقانه میخواهم است. و بهمین دلیل که شعر زنانه، نکتۀ دیگری هم در متن شعر او نهفته است ، شعر آنان را از اشعار رک آقایان زیباتر میکند.
دوم اینکه در دیوان شاعران مشهور کاتبان حین نسخه برداری اشعاری را از خودشان اضافه میکرده اند. با همین روشها دقیق که شما دقت کرده اید، میتوانیم ابیات سست را از میان دیگر ابیات متین شاعر شناسائی کرد. بیت حافظ مورد اشارۀ شما آوردید را شاید بتوانیم با استدلالات بیشترتشخیص بدهیم که از آن حافظ نیست . من روی این بیت و غزل حافظ قبلاً توجه نکرده ام. ولی یک بیت از حافظ می آورم تشخیص بدهید به چه دلائلی این بیت از حافظ نیست و بنوعی در غزل بعداً اضافه شده است.
گفتم که تو ای عمر چرا زود برفتی گفتا که فلانی چه کنم عمر همین بود
=-=-=-=-=
شادتان بادا !
جمشید زارعی
دوست عزیز و بزرگوار
فرمایشتان صحیح است
مفاهیمی که فرمودید را قبول دارم.
عرضم این است که:
اگر جایی خانم وزیری حضور نداشتند و کسی شعر ایشان را هرچند به نام خانم وزیری ، ولی بصورتی که بنده مثال زدم بخواند! آیا مخاطبی که تا بحال این شعر را نشنیده و نخوانده است، متوجه میشود که مصرعها و حتی ابیات جابجا شده اند؟؟؟(امتحان کنید)
اگر متوجه نشود، این ایراد به شعر وارد است! و قطعا وارد است.
ابیات غیر از اینکه باید دارای ارتباط عمودی باشند و از ابتدا تا انتهای شعر سیر تکاملی خود را طی کنند (و البته قبلا درمورد این اثر بحثی نکردم از این نوع ارتباط) باید در جهت افقی نیز دو مصرع از یک بیت طوری در هم تنیده شوند که نشود آنها را جدا کرد... البته همانطور که شما بزرگوار و دیگر دوستان میدانید و میدانند ، ارتباط عمودی امروزه بیشتر مورد توجه است و در سالهای شاید خیلی پیش تر زیاد موجب ایراد نبود. اما ارتباط افقی از ابتدا تا حال مد نظر بوده و باید باشد، مثالی عرض میکنم از حافظ:
از ابتدای غزل...
تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او
زآن سفر دراز خود عزم وطن نمیکند
تا انتهای غزل...
جسارت است توضیحاتم، و شما و دوستان میدانید و میدانند که تار و پودی که عرض میکنم اینجا تا چه حد قدرتمندند!!! و گاه حتی کلمه ها را هم نمیتوان جایگزین داد! چه برسد به این که مصرعها را از ابیات مختلف جابجا و به دیگری متصل کرد!!!
اما درباره ی ارتباط عمودی: حتی در اشعار حافظ نیز این ارتباط و جهت شعری چنان ضعیف است که هرکدام از ما قطعا اگر چند دیوان مختلف از حافظ خوانده باشیم خواهیم دید که بدون ورود خللی ابیات در دیوان های مختلف جابجا شده اند!!! اما امروز اگر در شعری این اتفاق وارد باشد ایراد نیز بر آن وارد است...
در اشعار حافظ (البته نه همه ی اشعار) بیتها دارای تصویر ، فضا و گاه پیام مستقل اند، به همین دلیل ارتباط عمودی ضعیف است! نه اینکه یک معنی را دنبال نکنند! بلکه بیتی به دیگری تقدم ندارد (در خوانش و نوشتار و مفهوم)
و در شعر خانم وزیری هم این اتفاق افتاده است که گمان نمیکنم برای مخاطب امروز (و شاید داور امروز) خوشایند باشد...
باز هم زیاده گویی شد! عذر میخواهم
در انتها:
نقاد نیستم!
نظرم را عرض کردم و خانم وزیری میتوانند نپذیرند، شما و دوستان دیگر هم میتوانید رد ام کنید.
می آموزم از محضرتان
خانم مهشید گرامی
خواهش میکنم بقیۀ ابیات را مثل بیت دوم با دقت بخوانید
تا معنی افقی هرکدام درک شود
بیت اول : گریه و بهانه او آغوش عاشقانه است
ـ بیت دوم که کامل است ـ
بیت سوم : بخاطر عشق محال بغض دارد و شانه برای سرنهادن میخواد
بیت چهارم : هر مصرع بتنهائی کامل است
بیت پنجم : اشک و آه او زیاد است یک دریا لازم دارد تا آنرا پر کند
بیت آخر : مصرع اول چیزهائی را نمیخواهد و آنچه میخواهد در مصرع بعد عنوان میکند
=-=
فقط واژه های تکراری ضعف ای غزل است
هرچند در قدیم صناعت شعری بحساب می آمده است
سلام
با آقای حامد دراگون و آقای جامشیدز درمورد وزن مصرع 9 موافقم.
با جابجایی مصراعهای بیت اول اتفاقی در شعر رخ نخواهد داد. و این یک ضعف است.
با قافیه هایی مانند : کودکانه و عاشقانه مخالفم هرچند دو عدد بیشتر نیستند. وقتی میتوانیم بکار نبریم، نبریم بهتر است
ارتباط مابین (بهانه و کودکانه) زیبا و زیرکانه بوده است
و تصویر بیت دوم قابل تقدیر است
متاسفانه ارتباط افقی در تقریبا تمام ابیات ضعیف است...
برای مثال اینطور بخوانید:
شب گریه و بهانه برایم بیاورید
بغضی شکسته، شانه برایم بیاورید
.......................................
وقتی تبسم رخش افتاد روی ماه
دریای بی کرانه برایم بیاورید
....................................
عشقی محال ریشه دوانده ست در دلم
آغوشی عاشقانه برایم بیاورید
.....................................
تا بغض خسته ام (ب)شود غرق اشک و آه
لطفا فقط بهانه برایم بیاورید
..................................
قافیه ، قافیه ی تازه ای نیست، اما آنقدرها چشم آزار نبود که به چشم نقد بیاید. البته از نظر من.
ردیف، خانم وزیری رو آزرده ست. استفاده از ردیف طولانی معمولا ریسک بزرگی ست، چون قسمت اعظم یک مصرع را اشغال میکند و فضا را برای حرف زدن شاعر تنگ.
از طرفی ردیف با عنوان (برایم بیاورید) باعث شده است که شعر دچار به جدایی ابیات از یکدیگر شود (از نظر تصاویر)
مخاطب بمحض برقراری ارتباط با تصویر در یک بیت ناچار به جدایی از آن و تلاش برای برقراری ارتباط با تصویر بیت بعدی میشود.
تکرار کلماتی با معانی نزدیک به هم به دفعات ، مانند: (شب گریه، بغض، گریه، بغض، اشک، آه، گریه) (تکرار کلمات من، همان تکرار در شعر است) باعث ضعیف شدن اثر میشود.
.............................................
بیت دوم واقعا با ارزش است. دوباره خوانی اش کردم
شروع و پایان بندی کار جای بحث دارد در : ضعف و قوت
درباره ی زبان این اثر: با توجه به اینکه کلاسیک است،،، اما آزار دهنده نیست! (چرا عرض میکنم آزار دهنده؟؟؟ چون معمولن شُعرایی که به زبان کلاسیک مینویسند در مفهوم و زاویه ی دید و تفکر و غیره ی کلاسیک نیز درجا میزنند اما خوشبختانه خانم وزیری دچار به این مشکل نشدند) هرچند موافقم با اینکه زبانشان را به زبان معیار نزدیکتر کنند.
این اثر ارزش خروج از نقد ساختاری و ورود به دیگر بابهای نقد را دارد
زیاده گویی کردم
طلب بخشش
شاعر بمانید خانم وزیری
سلام مریم خانم
ممنون از شعر قشنگتون .من هم با نظر مهر اهورا موافقم
از دیگر زیباییهای شعر شما اینه كه تركیب __ بهانه برایم بیاورید __ رو هم تو مصرع اول و هم توی مصرع آخر اوردید.
تو قسمتی كه گفتید: عشقی محال ریشه دوانده است در دلم
عشقی محال برام نا مفهومه. یه توضیحی بدید ممنون میشم.
از ....بغضی شکسته. شانه برایم بیاوری ....هم خیلی خوشم اومد
با سپاس 








