userinfo close

  ,

حافظ


hafeza

تاسیس: 5 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: باران - معاونان
لطفا در بخش مشاهده پروفایل به كلوب حافظ امتیاز بدهید. چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس ادامه »
لطفا در بخش مشاهده پروفایل به كلوب حافظ امتیاز بدهید.

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نه​ای جان من خطا این جاست

بنده ی پیر مغانم كه ز جهلم برهاند
پیر ما هرچه كند عین عنایت باشد

مزن ز چون و چرا دم كه بنده ی مقبل
قبول كرد به جان هر سخن كه سلطان گفت

در نظرسنجی شركت كنید - اولویت بندی نظرها بر مبنای نظرسنجی است كه درباره ی اولویت بحثها گذاشتیم.

لطفا حتما بحث خوش آمد کلوب رو بخونید.

به لینکهای داغ کلوب سر بزنید.
خواهش میکنیم پیش از ایجاد بحث یا چگونگی ایجاد آن بحث را با ما درمیان بگذارید
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
352
1976
91/3/6 (03:42)
311
1613
91/2/26 (09:58)
1974
5463
91/3/11 (21:45)
1427
1032
91/3/11 (20:50)
57
284
91/3/11 (18:49)
804
4828
91/3/11 (05:23)
1114
1773
91/3/11 (00:02)
529
2811
91/3/10 (20:23)
751
3749
91/3/10 (14:24)
247
2153
91/3/10 (08:57)
815
3690
91/3/9 (01:28)
341
1357
91/3/6 (18:44)
698
8700
91/3/6 (18:40)
504
2240
91/2/30 (01:35)
81
483
91/2/28 (16:18)
39
244
91/2/23 (19:02)
131
979
91/2/18 (22:59)
93
552
91/2/17 (10:52)
64
335
91/2/13 (19:08)
273
2584
91/1/13 (00:58)

عنوان بحث :: این بحث را 7 نفر دنبال می کنند.

مهراهورا فانی , ahora7
مهراهورا فانی - 22:22 1387/05/18

حافظ قدسی (اشعاری از حافظ كه معمولا ندیده اید)

دوستان گرامی من غزلها و اشعاری رو در اینجا مینویسم كه در كتاب حافظ نسخه ی قدسی هست و چون دیدم اكثر دوستان این دیوان رو ندارند و یا بعضی از دوستان در خارج از كشور دسترسی به این دیوان ندارند به یاری خدا در هر فرصت یك غزل یا ابیاتی از آن را مینویسم. سپاس از خداوند مهربان به خاطر این فرصت.

 

لطفا اگر ابیات و اشعاری رو که مینویسم در نسخه ی دیگری در حافظ (غیر از قدسی) مشاهده کردید. نام اون نسخه رو بنویسید.

 

سپاس

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مهراهورا فانی , ahora7
مهراهورا فانی - 13:06 1390/11/23
140

غزل شماره 194 نسخه قدسی

 

دلم بی جمالت صفایی ندارد                 چو بیگانه یی کآشنایی ندارد

متاع دل پاک عشاق مسکین                 ببازار حسنش بهایی ندارد

دلا جام و ساقی گلرخ طلب کن             که چون گل زمانه بقایی ندارد

اگرچه دلم رفت لیکن غمش نیست         بجز آن خم زلف جایی ندارد

از این سینه­ ی تنگ ترسم که تیرش         روز جای وآنگه دوایی ندارد

همه چیز دارد دلارام لیکن                   دریغا که با ما وفایی ندارد

چو ماه است روشن که بی مهر رویت     دل و جان حافظ صفایی ندارد


مهراهورا فانی , ahora7
مهراهورا فانی - 13:04 1390/11/23
139
درود دوستان گرامی
پیش از این در همین بحث گفتم که کتابخانه ی مرحوم قدسی کاملترین و بزرگترین کتابخانه ی حافظ شیرازی است که بیشترین کتابهای خطی را از زمان حافظ و بعد او دارد.  و البته دکتر مجاهد و بقیه ی عزیزان که در کتاب حافظ همت ورزیدند نسخه ی قدسی را بعنوان یکی از مرجعها داشتند. سپاس از توضیحات شما اقا رضای عزیز. این خیلی خوبه که غزلهای مشکوک به حافظ نسبت داده شده نیز آورده شود. چون تا بحال بنده در این غزلها که در نسخه های قاسم غنی و قزوینی نیست نظر انداختم با سخنهای الهی حافظ و عرفان ناب مغایرتی ندارد.
حافظ مثل سعدی خودش اشعارش را نمینوشته و کاتبان و دوستان و بخصوص محمد گل اندام (مرید و هم مکتبی کودکی) حافظ اشعار او را مینوشتند. چیزی که در حال حاضر در نسخه ی قدسی در دست ماست فقط جزئی از اشعار حافظ است که 600 غزل را شامل میشود. اما حافظ در واقع هزاران غزل سروده و به علت بی تفاوتی خود حافظ و همچنین عدم نگهداری نسخه ها بسیاری از آنها از بین رفته.
در جایی محمد گل اندام در خاطراتش مینویسد که به حافظ گفتم: چرا غزلها و اشعارت را نمینویسی؟ چرا این گوهرهای گرانبها و حکمتهای عرفانی را از آیندگان و مردم دریغ میکنی؟ این کار ستم بر ماست. لااقل وقتی شعری الهام میشود و میجوشد بگو تا ما بنویسیم.
حافظ میفرماید: محمد؛ اگر من بخواهم اشعارم را بنویسم باید شبانه روز مشغول باشم و اگر تو بخواهی بنویسی باید در کوچه بازار و هر کجا میروم پشت سر من راه بروی و بنویسی.

حافظ گاهی یک غزل را در دو مکان با جابجایی ابیات و کلمه ها بکار میبرده و عمده ی اختلاف واژه ها نیز از این روست.
رضا رحیمی  , rezarahimy
رضا رحیمی - 19:19 1390/11/21
138
با درود به شما دوست گرامی آقای اهورا و دیگر دوستان تمام اشعاری كه در حافظ قدسی 

هست در دیوانی كه دانشگاه تهران چاپ كرده به اهتمام دكتر احمد مجاهد هم هست .
رضا رحیمی  , rezarahimy
رضا رحیمی - 18:30 1390/11/21
137
با درود به همه دوستان دیوان های حافظ همه با هم اختلاف دارند دیوان قدسی و یك دیوان 

هم دانشگاه چاپ كرده كه كار دكتر احمد مجاهد است این دو دیوان تمام اشعار ی  كه  

حتی مشكوك اند كه از حاقظ است یا نه آوردند اما دیوانی كه صحت آن بیشتر مور تایید 

است یكی دیوان دكتر قاسم غنی و قزوینی است و یكی هم دیوان سایه است و اما 

این دیوان هایی كه من از دكتر غنی و سایه دارم چون كشف الأبیات ندارند متأسفانه 

نتوانستم آن اشعار را پیدا كنم اما اگر شما غزل كامل را نوشته اید كه در این دو دیوان 

نیستند . موفق باشید
محیا ن , mahya1522
محیا ن - 17:17 1390/10/24
136
نقل قول از : مهراهورا فانی


درود. لطف داری لیلا. کمتر وقتش رو میکنم شعرا رو تایپ کنم و بزارم. اما سعی میکنم هر از گاهی بروزش کنم
از حمایتت سپاس

خوب زودتر بزارید دیگه! من هی سر میزنم به اینجا...
مهرداد ادهم , adham1
مهرداد ادهم - 20:16 1390/10/19
135

 

 

یك رباعی زیبا از حافظ:

                    

                        ماهی که نظیر خود ندارد به جمال              چون جامه ز تن برکشد آن مشکین خال

                    

                         در سینه دلش ز نازکی بتوان دید                      مانندهٔ سنگ خاره در آب زلال

 

 

                                         

حمید حمیدی , capthamid2011
حمید حمیدی - 02:20 1390/10/9
134

با سلام و ادب و پوزش

بعضی از اشعار اصلاً  عروضشون به حضرت حافظ نمیخوره.

احتمالاً  اینارو خواستند به حضرت حافظ ربط بدن

محیا ن , mahya1522
محیا ن - 15:19 1390/09/25
133
ممنون. میشه لطفاً اون غزل های 1 تا 7 رو هم کاملش رو بزارید؟
مهراهورا فانی , ahora7
مهراهورا فانی - 09:37 1390/09/15
132
نقل قول از : لیلا

من هنوزم یکی از طرف دارای پر و پا قرص این بحثم اهورا
خیلی دوسش دارم ...
ممنون که مدت هاست به تنهایی زحمت این بحث رو می کشی ...

درود. لطف داری لیلا. کمتر وقتش رو میکنم شعرا رو تایپ کنم و بزارم. اما سعی میکنم هر از گاهی بروزش کنم
از حمایتت سپاس
مهراهورا فانی , ahora7
مهراهورا فانی - 09:36 1390/09/15
131
نقل قول از : محیا ن

با تشکر!
این چه طور؟

8.
به چشم مهر اگر با من، مَهم را یک نظر بودی
ازآن سیمین بدن کارم، به خوبی همچو زر بودی

میشه لطفاً غزل کاملش رو بگذارید؟

بله این غزل در قدسی هست و شامل شش بیت هست

غزل 598

به چشم مهر اگر با من، مَهَم را یک نظر بودی؛ *** از آن سیمین بدن کارم، به خوبی خوبتر بودی.

 

ز شوق افشاندمی هر دم سری در پای جانانم، *** دریغا گر متاع من نه از این مختصر بودی.

 

اگر بُرقــُع برافکندی از آن روی چو مه روزی، *** مدام از نرگس مستش جهان پرشور و شر بودی.

 

همش مهر آمدی بر من، ز مهر آن شاه خوبان را *** گر از درد دل زارم، یکی روزش خبر بودی.

 

بوصلش گر مرا روزی ز هجران فرصتی بودی، *** مبارک ساعتی بودی، چو خوش بودی اگر بودی.

 

نگفتی کس به شیرینی، چو حافظ شعر در عالم *** اگر طوطی طبعش را ز لعل او شکر بودی.


لیلا  , paeez_sabz
لیلا - 12:41 1390/07/22
130
من هنوزم یکی از طرف دارای پر و پا قرص این بحثم اهورا
خیلی دوسش دارم ...
ممنون که مدت هاست به تنهایی زحمت این بحث رو می کشی ...
محیا ن , mahya1522
محیا ن - 10:46 1390/07/22
129
با تشکر!
این چه طور؟

8.
به چشم مهر اگر با من، مَهم را یک نظر بودی
ازآن سیمین بدن کارم، به خوبی همچو زر بودی

میشه لطفاً غزل کاملش رو بگذارید؟
مهراهورا فانی , ahora7
مهراهورا فانی - 08:04 1390/07/22
128
نقل قول از : محیا ن

خیلی ممنون.
اگه زحمتی نیست میشه ببینید آیا این غزل ها در دیوان شما هست یا نه؟
اگه هست میشه بگذارید؟ اگه اسکن شده هم باشه اشکال نداره من تایپ میکنم.

1.   دلم بی جمالت صفائی ندارد          چو بیگانه ای کاشنائی ندارد
 ازین سینه تنگ ترسم خیالت        گریزد که اب و هوائی ندارد

2.   هر که او یک سر مو پند مرا گوش کند     همچو من حلقه ی گیسوی تو در گوش کند

3.   ای برده نرد حسن ز خوبان روزگار            قدت به راستی چو سهی سرو جویبار

4.   به هیچكس نبرم دیگر از در تو نیاز  ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

5.   ما سر خوشیم باده ما در پیاله کن          بد مست را به غمزه ی ساقی حواله کن


6.    مطرب خوشنوا بگو تازه به تازه نو به نو        باده ی دلگشا بجو تازه به تازه نو به نو
با صنمی چو لعبتی، خوش بنشین به خلوتی     بوسه ستان ز لعل او، تازه به تازه نو به نو

7.   دلم را شد سر زلف تو مسکن         بدینسانش فرو مگذار و مشکن




1) بله هست.

2) بله هست

3) بله این هم هست

4) نه این نیست

5) بله این هست

6) این هست

7) این هم هست
محیا ن , mahya1522
محیا ن - 23:30 1390/07/17
127
8.
به چشم مهر اگر با من، مَهم را یک نظر بودی
ازآن سیمین بدن کارم، به خوبی همچو زر بودی

ز شوق افشاندمی هردم، سری در پای جانانم
دریغا گر متاع من، نه از این مختصر بودی

اگر برقع برافکندی ازآن روی چو مه روزی
مدام از نرگس مستش، جهان پر شور و شر بودی
محیا ن , mahya1522
محیا ن - 17:06 1390/07/16
126
خیلی ممنون.
اگه زحمتی نیست میشه ببینید آیا این غزل ها در دیوان شما هست یا نه؟
اگه هست میشه بگذارید؟ اگه اسکن شده هم باشه اشکال نداره من تایپ میکنم.

1.   دلم بی جمالت صفائی ندارد          چو بیگانه ای کاشنائی ندارد
 ازین سینه تنگ ترسم خیالت        گریزد که اب و هوائی ندارد

2.   هر که او یک سر مو پند مرا گوش کند     همچو من حلقه ی گیسوی تو در گوش کند

3.   ای برده نرد حسن ز خوبان روزگار            قدت به راستی چو سهی سرو جویبار

4.   به هیچكس نبرم دیگر از در تو نیاز  ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

5.   ما سر خوشیم باده ما در پیاله کن          بد مست را به غمزه ی ساقی حواله کن


6.    مطرب خوشنوا بگو تازه به تازه نو به نو        باده ی دلگشا بجو تازه به تازه نو به نو
با صنمی چو لعبتی، خوش بنشین به خلوتی     بوسه ستان ز لعل او، تازه به تازه نو به نو

7.   دلم را شد سر زلف تو مسکن         بدینسانش فرو مگذار و مشکن



کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.