| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
17
|
90/10/29 (01:25)
|
|
||
|
|
19
|
390
|
90/10/28 (17:29)
|
|
||
|
|
17
|
94
|
90/10/28 (17:28)
|
|
||
|
|
1
|
14
|
90/4/26 (14:31)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
88/9/29 (10:38)
|
|
||
|
|
2
|
29
|
88/7/17 (01:18)
|
|
||
|
|
11
|
98
|
88/2/23 (15:29)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
87/8/4 (02:23)
|
|
||
|
|
3
|
30
|
87/6/28 (16:07)
|
|
||
|
|
1
|
22
|
87/6/19 (11:22)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
87/6/12 (01:33)
|
|
||
|
|
2
|
9
|
87/6/12 (01:18)
|
|
||
|
|
3
|
9
|
87/5/22 (09:21)
|
|
||
|
|
1
|
9
|
86/11/9 (13:47)
|
|
||
|
|
1
|
22
|
86/2/5 (14:27)
|
|
||
|
|
1
|
92
|
86/1/3 (19:18)
|
|
||
|
|
5
|
80
|
85/11/15 (01:08)
|
|
||
|
|
3
|
29
|
85/11/11 (07:29)
|
|
||
|
|
1
|
17
|
85/10/20 (04:55)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
85/10/20 (04:52)
|
|
با سلام و عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام شهادت سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین ( ع) نظر شما را به یك بیت شعر از حضرت حافظ كه ارادت ایشان را به حضرت ابوالفضل و واقعه كربلا نشان می دهد جلب می كنم.
ما در پیاله عكس رخ یار دیده ایم ای بی خبر ز شرب شربت مدام ما
این بیت حكایت از ابوالفضل دارد كه در صحرای كربلا وقتی برای آب آوردن به كنار رود رفت ابتدا خواست خود بنوشد ولی با دیدن عكس مولای خود حسین (ع) در آن آب آن را نخورد بر زمین ریخت با مشك پر از آب به سمت مولای خود شتافت و در بین راه پس از قطع شدن دو دست و ... شربت شهادت را نوشید
جناب آقای قلمی
با سلام و احترام
بنده این مورد را كه عرض نمودم از یكی از اساتید خودم در دانشگاه شنیده بودم و در یك مورد هم از پیرم شنیده بودم منبعی قابل ذكر در این رابطه ندارم .
از شما هم بابت این اطلاعاتی كه در اختیار بنده و سایر دوستان قرار داده اید خیلی متشكر هستم.
جناب روزبه عزیز با سپاس فراوان از اینکه عضویت بنده را فعال نمودید.
حسبالامر، توضیحات خود را در مورد نظرم ارائه می کنم:
ساقی به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما
اول آنکه «ساقی» که غزل با نام او، و خطاب به او آغاز شده، پیالهی حافظ را از باده پر می کند و حافظ، عکس رخ او را در آن پیاله میبیند. پس آن کس که عکسش در پیاله جلوه می نماید، ساقی است.
حال این ساقی چه کسی است؟ بر اساس تحقیق و نظر استاد بهاالدین خرمشاهی، «ساقی» در اشعار حافظ، گاه «بادهفروش خرابات» است و گاه «معشوق» که علاوه بر آنکه معشوق و یار است، ساقیگری نیز میکند. و گاهی نیز «معشوق حقیقی و ازلی» است.
دوم آنکه در انتهای بیت اول، حافظ می گوید که «کار جهان شد به کام ما» و این کامروایی را در بیت بعدی( بیت مورد نظر شما) توضیح میدهد. شاید، بنا به نظر برخی شارحین که ساقی را در این غزل، معشوق حقیقی می دانند، «عکس رخ یار» تجلّی «حق» است در پیاله یا « دل صافی و روشن» حافظِ رندِ عاشق.
حال منصفانه بفرمایید که حضرت ابولفضل در کجای این غزل جای دارد!!!؟ و چرا تصور فرمودین که مراد حافظ در این غزل، ابولفضل (غ) بوده است!!؟ اگر منبعی دارید که چنین ادعایی کرده معرفی بفرمایید تا ما هم با نظرات نو ایشان آشنا شویم.
ضمناً منابع مورد رجوع بنده، کتابهای زیر بوده اند:
حافظنامه استاد خرمشاهی – درس حافظ دکتر استعلامی – شرح حافظ دکتر خطیب رهبر و شرح حسینعلی هروی.
جناب قلمی
با سلام و احترام
خیلی از اساتید امر و خیلی از عرفا بر این باورند كه منظور حافظ از این بیت شعر همین بوده است ولی اگر شما دیدگاهی به غیر از این دارید امید وارم كه تفسیر خود را از این بیت بیان نمایید تا ما را نیز آگاه بفرمایید شاید نظر شما صحیح باشد
با تشکر از جناب روزبه عزیز
این بیت هیچ ارتباطی به موضوع ذکرشده ندارد و تصور می کنم لازمست تا قبل از بیان چنین ادعایی حتماًصحت و سقم آن با توجه به نظر شارحین و حافظ پژوهان بنام، بررسی شود.
امیدوارم که مدیریت محترم کلوب، مجدداً نظر بنده را حذف نفرمایند!
با عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام سوگواری سرور و سالارشهیدان
جناب اقای زارع زاده با عرض تشکر از حسن نظر شما نسبت به کلوپ به بیاد حافظ