| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
104
|
930
|
89/9/11 (16:06)
|
|
||
|
|
70
|
924
|
89/2/25 (07:06)
|
|
||
|
|
35
|
298
|
89/2/17 (07:20)
|
|
||
|
|
6
|
83
|
88/9/16 (10:43)
|
|
||
|
|
8
|
39
|
88/1/12 (18:56)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
87/7/6 (01:25)
|
|
||
|
|
7
|
140
|
87/5/14 (09:14)
|
|
||
|
|
65
|
662
|
86/12/15 (16:25)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
86/11/30 (21:47)
|
|
||
|
|
52
|
552
|
86/11/27 (22:46)
|
|
||
|
|
2
|
22
|
86/8/22 (10:39)
|
|
||
|
|
25
|
315
|
86/8/18 (16:03)
|
|
||
|
|
29
|
230
|
86/8/8 (07:33)
|
|
||
|
|
28
|
312
|
86/7/26 (21:44)
|
|
||
|
|
23
|
174
|
86/7/16 (23:52)
|
|
||
|
|
1
|
20
|
86/7/12 (20:47)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
86/7/11 (13:36)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
86/7/4 (00:42)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
86/6/4 (08:27)
|
|
||
|
|
0
|
21
|
86/6/3 (09:29)
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و درود خداوند بر محمد رسول الله و اهل بیتشان و تمامی مومنین
چندی پیش در کتابی مطالعه میکردم چشمم به حدیث الدار (خانه) افتاد و هنگامی که به مصادرش نگاه کردم دیدم در کتاب معتبر الکامل لابن اثیر جلد 7 ص 63 (از کتب معتبر اهل سنت) و نیز تعداد دیگری از کتابها امده است.
مضمون حدیث این است که هنگامی که ایه شریفه وانذر عشیرنک القربین شعراء :214
بر نبی اکرم(ص)نازل گردید و به ایشان دستور دعوت خویشاوندانشان به دین مبین اسلام امد پیامبر(ص) غذایی فراهم کردند و در خطبه مشهوری که در کتاب الکامل و بقیه کتب نیز ذکر شده انها را دعوت به اسلام کردند و فرمودند:فایکم یوءازرنی علی هذا الامر علی ان یکون اخی و وصی و خلیفتی فیکم. چه کسی از شما مرا در این امر(ابلاغ و دعوت به اسلام)یاری میکند تا برادر و وصی وخلیفه من در بین شما باشد.
پساز قوم کسی جوابی نداد مگر علـــــــــــــــــی ابن ابی طالب(ع) که فرمود: انا یا نبی الله وزیرک علیه.من ای پیامبر خدا وزیر(همکار و مساعد)شما در این امر می باشم.
پس رسول خدا(صل الله علیه و اله) دست علی(ع) را گرفتند و فرمودند:
هذا اخی و وصی و خلیفتی فیکم فاسمعوا له و اطیعوا.
این برادر و وصی و خلیفه من بین شماست پس سخنانش را گوش فرا دهید و از او اطاعت کنید.
از این حدیث شریف این برداشت را میتوان کرد که:
الف:خلافت و خلیفه هر دو از ضروریات اسلام هستند که این امر موجب شد که با اغاز خلافت و قبل از تعیین بسیاری از واجبات رسول خدا(ص) خلیفه بعد از خود را تعیین کنند و میداینیم که رسول خدا(ص) بنا به نص صریح قرانی هیچ کاری را از روی هوا نمی کنند مگر وحی و دستور اللهی باشد(و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی) نجم:3و4
ب:این حدیث صراحتا اشاره به تعیین خلیفه و وصی از طرف رسول خدا(ص) دارد و در اینجا رسول خدا(ص) جانشین خود را در زمان حیات خود تعیین کردند که این خود در جواب کسانی است که به رسول خدا(ص)دروغ می بندند( یا از روی بی اطلاعی و یا از روی غرض و العیاذ بالله)که رسول خدا رحلت نموند در حالی که امت را بی رهبر و خلیفه گذاشته بودند.
امیدوارم همگی دوستان با دید باز و صریح و بدور از همه تعصبات این مطالب را بخوانیم و مصادر انرا ببینم و بعد از دقت و پی بردن به واقعیت ان بدور از همه عقده ها و تعصبات مذهبی بیاییم و در موردش فکر کنیم و با عقل و منطق به ان نگاه کنیم و از خداوند متعال عاجزانه بخواهیم که مار ابه راه راست هدایت فرماید
اهدنا الصراط المستیقم
با ارزوی توفیق و سلامتی و حسن عاقبت در دنیا و اخرت به برکت صلوات بر محمد و ال محمد. اللهم صل علی محمد و ال محمدوعجل فرجهم العن اعدائهم