userinfo close

  ,

زندگی سبز


greenlifeclub

تاسیس: 19 آبان 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: نازنین - معاونان
عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست عاشقی مقدور هر عیاش نیست غ ادامه »
عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست
تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
عاشقی مقدور هر عیاش نیست
غم کشیدن صنعت نقاش نیست
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
124
613
90/7/12 (14:13)
669
1139
90/7/7 (21:40)
1646
10199
89/7/20 (10:39)
76
234
89/7/20 (10:38)
30
153
90/8/3 (14:04)
449
1251
90/7/7 (21:38)
206
649
90/2/26 (00:45)
7
21
89/11/3 (02:37)
3
8
89/11/3 (02:35)
1
4
89/11/3 (02:27)
0
2
89/7/19 (12:37)
0
4
87/12/30 (21:52)
33
122
87/11/24 (10:13)
154
587
87/11/13 (07:10)
8
51
87/9/25 (01:51)
4
29
87/8/24 (21:15)
31
142
87/7/16 (20:51)
146
585
87/7/16 (20:45)
60
227
87/7/16 (20:34)
145
495
87/7/16 (20:27)

عنوان بحث

رسول خ , rasoulkh
رسول خ - 20:59 1386/05/6

جملات و حکایات زیبا و ماندگار......

بچه ها لطفا توپ ترین جمله یا حکایتی که شدیدا روتون تاثیر گذاشت و باعث تحولی در شما شد برای ما هم بگین شاید بتونه رو ما هم تاثیر بذاره...
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
آرمین ا , ammani
آرمین ا - 10:38 1389/07/20
76
به تو عادت کرده بودم ای به من نزدیک تر از من ای حضورم از تو تازه ای نگاهم از تو روشن به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگی به شبنم مثل عاشقی به غربت مثل مجروحی به مرهم لحظه در لحظه عذابه لحظه های من بی تو تجربه کردن مرگه زندگی کردن بی تو من که در گریزم از من به تو عادت کرده بودم از سکوت و گریه شب به تو حجرت کرده بودم با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم خلوت خاطره هامو با تو قسمت کرده بودم خونه لبریز سکوته خونه از خاطره خالی من پر از میل زوالم عشق من تو در چه حالی

 

نیمه شب آواره وبی حس وحال...درسرم سودای جامی بی زوال پرسه ای آغاز کردیم در خیال...دل به یاد آورد ایام وصال از جدایی یک دو سالی می گذشت...یک دو سال ازعمررفت وبرنگشت دل به یاد آورد اول بار را...خاطرات اولین دیدار را آن نظربازی و آن اسراررا...آن دو چشم مست آهووار را همچو رازی مبهم و سر بسته بود...چون من از تکرار او هم خسته بود آمد و هم آشیان شد با من او...هم نشین و هم زبان شد با من او دامنش شد خوابگاه خستگی...اینچنین آغاز شد دلبستگی وای از آن شب زنده داری تا سحر...وای از آن عمری که با او شد بسر مست او بودم زدنیا بی خبر...دم به دم این عشق می شد

  دم به دم این عشق می شد بیشتر آمد و در خلوتم دمساز شد...گفتگوها بین ما آغاز شد
  گفتی که چو خورشید زنم سوی تو پر چو ماه میکشم از پنجره سر افسوس که خورشید شدی وقت غروب اندوه که ماه شدی وقت سحر
  یكی در آرزوی دیدن توست،یكی در حسرت بوسیدن توست،ولی من ساده و بی ادعایم ، تمام هستی ام خندیدن توست
  میتونی نگاهم نكنی اما نمیتونی جلو چشامو بگیری . میتونی بگی دوستت ندارم اما نمیتونی بگی دوستم نداشته باش . میتونی از پیشم بری اما نمیتونی بگی دنبالم نیا . پس نگاهت میكنم ، دوستت دارم ،تا ابد به دنبالت میام  
  زندگی دفتری از خاطرهاست یك نفر در دل شب یك نفر در دل خاك یك نفر همدم خوشبختی هاست یك نفر همسفر سختی هاست چشم تا باز كنیم عمرمان می گذرد ما همه همسفریم پس بیایم باهم مهربونتر باشیم
به چه مانند کنم حالت چشمان ترا ؟ به غزلهای نوازشگر حافظ در شب ؟ یا به الماس سیاهی که بشویندش در جام شراب ؟ به چه مانند کنم؟؟؟
آرمین ا , ammani
آرمین ا - 12:20 1389/07/19
75
گفته بود پیش از این‌ها: دوستی ماند به گلدوستان را هر سخن، هركار، بذر افشاندن استدر ضمیر یكدگرباغ گل رویاندن استگفته بودم: آب و خورشید و نسیمش مهر هستباغبانش، رنج تا گل بردمدگفته بودم گر به بار آید درستزندگی را چون بهشتتازه، عطرافشان و گل‌باران كندگفته بودم، لیك، با من كس نگفتخاك را از یاد بردی خاك رالاجرم یك عمر سوزاندی دریغبذرهای آرزویی پاك راآب و خورشید و نسیم و مهر رازانچه می‌بایست افزون داشتمشوربختی بین كه با آن شوق و رنج« در زمین شوره سنبل» كاشتم- گل؟چه جای گل، گیاهی برنخاستدر پی صد بار بذرافشانی‌امباغ من، اینك بیابان است و بسوندر آن من مانده با حیرانی‌امپوزشم را می‌پذیری،بی‌گمانعشق با این اشك‌ها، بیگانه نیستدوستی بذری‌ست، اما هر دلیدرخور پروردن این دانه نیست

div.gif

نازنین  , farnushe
نازنین - 04:04 1389/07/17
74

خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏یی عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ی ایرانیان.
خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
گفت: «می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.» خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند....» نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!

سایه رضایی , saye_re2007
سایه رضایی - 17:26 1388/08/17
73
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست!
صدف ساحره , sadaf_sahereh
صدف ساحره - 10:05 1388/08/4
72
مرا با بركه ام بگذار دریا ارمغان تو
آرمین ا , ammani
آرمین ا - 07:42 1388/02/18
71

سلام ای كهنه عشق من كه یاد تو چه پا برجاست سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست تو یك رویای كوتاهی دعای هر سحر گاهی شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی من ان خاموش خاموشم كه با شادی نمی جوشم ندارم هیچ گناهی جز كه از تو چشم نمی پوشم دو غم در شكل اوازی شكوه اوج پروازی نداری هیچ گناهی جز كه بر من دل نمی بازی مرا دیوانه می خواهی ز خود بی گانه میخواهی مرا دل باخته چون مجنون ز من افسانه می خواهی شدم بیگانه با هستی ز خود بی خودتر از مستی نگاهم كن نگاهم كن شدم هر انچه میخواستی بكش ای دل شهامت كن مرا از غصه راحت كن شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت كن نكن حرف مرا باور نیابی از من عاشق تر نمیترسم من از اقرار گذشت اب از سرم دیگر سلام ای كهنه عشق من كه یاد تو چه پا بر جاست

دل بارونی بارونی , delebarooni
70

ساکنان دریا صدای امواج را نمی شنوند

                                                         چه تلخه قصه عادت!!!!!

سایه رضایی , saye_re2007
سایه رضایی - 22:27 1387/12/2
69
مدتهاست آموختم که با خوک نجنگم ، چون این کار باعث میشه که بی اندازه کثیف بشم و در ضمن خوک هم از این کار لذت میبره !
آرمین ا , ammani
آرمین ا - 10:02 1387/11/24
68

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ ها میکند پرهایش سفید میماند ولی قلبش سیاه میشود.دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است 

دكتر علی شریعتی

نازنین  , farnushe
نازنین - 01:03 1387/11/23
67
همیشه چنین بوده است که مهر به عمق خود پی نمیبرد تا آنکه

ساعت فراق فرا رسد...!!!

 
آرمین ا , ammani
آرمین ا - 07:46 1387/07/9
66

 

چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید
و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و
به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی‌ ، حس کنی هنوزم دوسش داری
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش
همه وجودت له شده....
چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی
اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی....
چه قدر سخته وقتی
پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی
تا نفهمه هنوزم دوسش داری.......
چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی
و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی : گل من باغچه نو مبارک

نازنین  , farnushe
نازنین - 01:09 1387/06/25
65

بیا امشب که بس تاریک و تنهایم.

بیا ای روشنی،اما بپوشان روی،

که می ترسم تو را خورشید پندارند.

و می ترسم همه از خواب برخیزند.

و می ترسم که چشم از خواب بردارند.

نمی خواهم ببیند هیچ کس ما را.

نمی خواهم بداند هیچ کس ما را.

صدف ساحره , sadaf_sahereh
صدف ساحره - 17:13 1387/05/20
64
كجا دنبال مفهومی برای عشق میگردی                          كه من این واژه را تا صبح معنا میكنم هر شب
آرمین ا , ammani
آرمین ا - 08:43 1387/05/19
63

در دفتر یادبود دوستان بر روی درختان كهنسال بر روی شنهای ساحلی نوشتم دوستت دارم ، اما دفتر یاد بود دوستان پاره شد، باد درختان كهنسال را شكست ، امواج شنهای ساحل را شست و برد اما ! هیچ چیز نتوانست یاد تو را از صحنه ی قلبم پاك كند .... در دفتر یادبود دوستان بر روی درختان كهنسال بر روی شنهای ساحلی نوشتم دوستت دارم ، اما دفتر یاد بود دوستان پاره شد، باد درختان كهنسال را شكست ، امواج شنهای ساحل را شست و برد اما ! هیچ چیز نتوانست یاد تو را از صحنه ی قلبم پاك كند ....

نازنین  , farnushe
نازنین - 19:59 1387/05/16
62

گفته های افلاطون :

 

اگر روزگاری ، شأن و مقام تو پایین آمد ، ناامید مشو . آفتاب هر روز هنگام غروب پایین می رود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید .

 

در جهان یگانه مایه نیکبختی انسان محبت است .

 

زینت انسان سه چیز است : علم – محبت – آزادی

 

عوام ثروتمند را محترم می دارند و خواص دانشمندان را .

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.