نام کلوب : کربلا رفته ها
نام انگلیسی : green_miles
تاسیس : 26 فروردین 1384
332 عضو ، 121 بحث ، 5 آلبوم ، 3 مقاله ، 1 لینک

کربلا رفته ها

__
عنوان بحث
قتلگاه
17 اردیبهشت 84 - 07:27
سلام . معذرت می خوام اینو می پرسم . شنیدم علمای بزرگ اکثرا طاقت دیدن قتلگاهو نداشته و ندارن . از بین بچه ها کسی هست که تا کربلا رفته باشه اما قتلگاهو طاقت نداشته ببینه ؟


خواستم بپرسم چه حالی شدن اونایی که دیدن . ولی فکر کنم سنگین تر از اونه که بگید . بگذریم
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
24
14 اسفند 1385 ساعت 19:52

به نام او

خانم زینب سلامی ....سلام

ان شا الله زیارت حرم آقا قسمتتان شود

رفتن به قتلگاه گناه ندارد ولی ماندن زیاد در انجا کراهت دارد و از ماندن در این قسمت از بهشت نهی کرده اند

هر وقت قسمتتان شد برای ما هم دعا کنید .

 

السلام على الجسم السلیب

السلام على الخد التریب

 السلام على الحسین

وعلى علی ابن الحسین

وعلى اولاد الحسین

وعلى اصحاب الحسین

والسلام على قطیع الكفین

 



پیام در تاریخ 85/12/14 ویرایش شده است.
23
10 بهمن 1385 ساعت 11:09

salam

man karbala naraftam

1soal daram

yani age berim ghatle gah gonah dare

?

mishe javab bedin

22
5 بهمن 1385 ساعت 09:03
ببخشید مجدد پیغامم رو میزنم:
.....
............

بسم رب الحسین

ببخشید آقای موسوی میشه خط اول نوشته تون رو یه بار دیگه بنویسید من نتونستم درست بخونمش!!!!!!!!!!!

ممنون میشم

یا حسین فاطمه

.............

.......


21
4 بهمن 1385 ساعت 03:20

با سه بار رفتن به کربلا فقط یه بار جرات کردم و رفتم البته اونم با چه حالی ایکاش همون یک بار هم نمی رفتم

ایکاش حسرت دیدن قتلگاه به دلم می موند تا زنده بودم ولی پامو اونجا نمی ذاشتم 

ولی قسم خوردم تا زنده ام اصلا طرفش نرم

خیلی ...... سخته  مولام حسین اقام حسین

یه سنگ قرمز .....چی دارم می گم 

امان از دل بی بی زینب

یا صاحب الزمان آجرک الله



پیام در تاریخ 85/11/3 ویرایش شده است.
20
3 بهمن 1385 ساعت 22:41

بسم رب الحسین

ببخشید آقای موسوی میشه خط اول نوشته تون رو یه بار دیگه بنویسید من نتونستم درست بخونمش!!!!!!!!!!!

ممنون میشم

یا حسین فاطمه

19
2 بهمن 1385 ساعت 23:12
بچه ها من تا حالا نرفتم کربلا ولی با خوندن نوشته هاتون حالم عوض شد من نوشته هاتونو می خونم و می سوزم  اقا منو نخواسته بود  همه رفیقام دو سه دفعه رفتند من توفیق نداشتم  تو رو خدا دعا کنید منم برم
18
14 دی 1385 ساعت 21:06
eshg asto atash o khone dad asto dard dori
17
13 آذر 1385 ساعت 14:43

یه دوستی داشتم از برو بچ مشتی دیونه های کاشون یه روز تو ایوون طلای خدا  او مد با خوشحال گفت 20 دلار دادم رفتم تو زیر زمین قتلگاه  ترکیدم یهو گفتم خیلی نامردی با پای خودت برگشتی

جمعا 95 روز عراق بودم دوجارو ندیدم حتی نگاهشون یعنی جرات نکردم هم نمی کردم یکی قتلگاه او ن یکی هم تل بی بی زینب

16
21 آبان 1385 ساعت 12:31

بسم رب الحسین

حسین جانم 

هر که مهر تو ای دوست عطایش نکنند

عاشق و شیفته کرب و بلایش نکنند

***

پای میزان قیامت چه تهی دست بود

آنکه را گوهر اشک تو عطایش نکنند

***

به حریم تو که شد کعبه مقصود قسم

دل بی عشق تو را قبله نمایش نکنند

***

به حرم خانه عشق تو کجا ره یابد

هر که را در ره تو آبله پایش نکنند

***

کی غنی می شود ای دوست دل مسکینم

بر در خانه تو گر که گدایش نکنند

***

هر که امروز نبندد کمر خدمت تو

در جزا با نظر لطف صدایش نکنند

***

دل اگر نیست گرفتار کمند غم تو

روز محشر زغم و غصه رهایش نکنند

***

 

------------------

--------------

---------

15
20 آبان 1385 ساعت 05:08
تو را به خدا دعا کنید قسمت منم کربلا بشه
14
17 آبان 1385 ساعت 11:35
نمی دونم اینجا جاش هست که اینو بگم....؟؟؟...اما همین قدر می گم  که من هر شب ساعت 10 شب چیزی میدیم اونجا که الان آرزوشو دارم یه بار فقط تو خوابم بیاد.............اونجا که بودم قدرت درک ازم گرفته شده بود فقط می دونستم بهم خیلی لطف شده .هر شب اون فضا برام تکرار می شد اما گیج تر از این حرفا بودم ....اگه کسی خواست بره . یه آدم پست و نمک نشناسو و گناهکارو که داره واسه قتلگاه یه گوشه ی این سرزمین زجه می زنه یادش نره .............التماس دعا
13
24 مهر 1385 ساعت 17:39
من اولین باری که رفتم کربلا، رفتم توی قتلگاه و ناحیه مقدسه خوندم. ولی دفعه بعدی اصلا توی گودال نرفتم...
12
13 تیر 1384 ساعت 10:35
سلام...من قتلگاه رو دیدم...اما از تل زینبیه...من كه قلب ظرف این عشق رو نداشت اما دوستی داشتم كه در كنار من بود خیلی اروم سرجاش خشك بود ه هر بار قطرهایی اشك از چماش میومد و ناگهان این عشق سرریز شد و او بر زمین اقتاد اون روز نفهمیدم اما امروز میفهمم كه عشق به حسین یعنی چه....قتلگاه دیدن ندارد چون طاقت دیدن نیست شما به این كلمه دقت كنید قتل + گاه...قتل یعنی به ناحق كشتن كسی...گاه یعنی محل....محل ناحق كشته شدن كی...در همین قتلگاه بود كه زینب رگهای بریده را بوسیده در همین قتلگاه بوده كه مادرمون زهرا حضور داشته و...و...و...در همین قتلگاه بوده كه از قفا..........آیا میتوان قتلگاه رو دید؟؟؟ اگر كسی به قتلگاه وارد شده و حسی پیدا نكرده نگه كه به خودم شك دارم و از این جور حرفها بدونه كه این لطف اقا بوده كه او در قتلگاه جون نداده....و كسی كه رفته و حالی پیدا كرده بازم بدونه كه آقا بش لطف كردند و اجازه دادن عشق در حضور خود ارباب سر ریز بشه........
11
7 تیر 1384 ساعت 21:48
بچه ها من تا حالا نرفتم کربلا ولی با خوندن نوشته هاتون حالم عوض شد ممنون از نوشته هاتون.
10
21 خرداد 1384 ساعت 09:14
من که نتونستم برم قتلگاه رو ببینم پاهام حرکت نمی کرد....مزار حبیب ابن مظاهر هم نرفتم
__