نام کلوب :گرگ
نام انگلیسی : gorg
تاسیس : 6 خرداد 1384
252 عضو ، 22 بحث ، 7 آلبوم ، 1 مقاله

گرگ

تبلیغات

__
عنوان بحث
پیدایش افسانه آریا و آریایی نزاد
6 تیر 87 - 18:07

پیدایش افسانه آریا و آریایی نژاد
 
 
چگونگی پیدایش افسانه آریا برای اولین بار توسط نویسنده فرانسوی (ارتودو گوبینو) در سال (1816) كه هوادار سلطنت قانونی خانواده بوربون ضد آزاد منشی و ضد دموكراسی هست كه آزادی خواه معروف آلكسی دوتو كویل هنگامی كه وزیر امور خارجه در جمهوری دوم بود وی را در دفتر خود استخدام كرد. گوبینو سپس حرفه دیپلمات پیشه خود كرد.
عجیب ترین سوء استفاده ای كه از كلمه نژاد شده در مورد آریائی هاست این اسم بیش از هر اسم دیگر دارای معنی سیاسی است و مدتی اساس قوه مقننه آلمان به اصطلاح (آریایی) محسوب می شد.

پیدایش افسانه آریا و آریایی نژاد حسین حسنی چگونگی پیدایش افسانه آریا برای اولین بار توسط نویسنده فرانسوی (ارتودو گوبینو) در سال (1816) كه هوادار سلطنت قانونی خانواده بوربون ضد آزاد منشی و ضد دموكراسی هست كه آزادی خواه معروف آلكسی دوتو كویل هنگامی كه وزیر امور خارجه در جمهوری دوم بود وی را در دفتر خود استخدام كرد. گوبینو سپس حرفه دیپلمات پیشه خود كرد. كتاب اساسی وی زیر عنوان گفت و گویی در باب نابرابری نژادهای بشری افسانه آریایی ها برای توجیه نابرابری ، اجتماعی در درون هر یك از ملت ها بكار گرفت. میان اشراف و مردم عادی اختلاف نژادی هست. اشراف اروپائی همه از آریاها یعنی نژادی كه بر حسب طبیعت ، مسلط و تمدن را او خلق كرده است، منشعب می شوند. برخی از شاگردان گوبینو چون واشردولاپوژ و آمون كوشش كردند تا این نظریه ها را از دیدگاه علمی مورد بررسی قرار دهند و بدین منظور از علم آمار بر پایه اندازه گیری جمجمه های انسانی مدد گرفتند. از این جاست كه قانون ادعائی جامعه شناسی آمون پایه گرفت كه براساس آن درازسران (یعنی آریایی ها) در شهرها بیشتر از روستاها هستند.بعدها معلوم شد كه این قانون یكسره نادرست است. البته، از دیدگاه زیست شناختی، نژادهایی وجود دارد كه از رهگذر توفق آماری برخی از عوامل وراثتی مثل(رنگ پوست، پیچیدگی مو، گروههای خونی و نظایر آن) در میان افراد تشكیل دهنده این نژادها از حیث ژنهای موجود در سلولهای مولد مشخص می شوند.

 دومین پایه گذار آریائی گرائی هوستون استیوارات چمبرلن (1927ـ1855) پسر یك فرمانده نیروی دریائی، دوست و سپس داماد واگنر بیمار عصبی و ستایشگر شیدای ژرمنها ( كه در سال 1917، در بحبوحه جنگ به تابعیت آلمان درآمد) است. در سال 1899 در اثر عظیم یكهزار ودو یست صفحه ای خود زیر عنوان پایه های قرن بیستم با استفاده از افسانه مردم آریائی به مدح آلمانیها پرداخت. این نویسنده، بجای اینكه مانند گوبینو آریائیها را با یك طبقه یعنی اریستو كراسی یكی بداند، آنان را با یك ملت یعنی آلمان یكی دانست و چنین نوشت : � تتون روح تمدن است. اهمیت هر ملت به عنوان قدرت زنده امروزی متناسب با خون اصیل آلمانی جمعیت آن است.�

 و از سوی دیگر چمبرلن كوشید تا نشان دهد كه همه نوابغ عالم بشریت ژول سزار، اسكندر كبیر، جیوتو، لئوناردو داوینچی، گالیله، ولتر و از آلمانیان باستان بوده است به نظر وی شخص مسیح نیز از آلمانیان باستان بوده است یعنی آریائی . � هر كه ادعا كرده است كه مسیح یهودی بوده است یا بلاهت خود را نشان داده و یا اینكه دروغ گفته است مسیح یهودی نبوده است.�

 بعدها نهضت ناسیونال سوسیالیست نظرهای چمبرلن را پایه عقاید خود قرار داد و در جهت یك ضد یهود گرائی بی كم و كاست تغییر داد. هیتلر می خواست همه آلمانیها را آریائی به معنی نژادی كلمه یعنی درازسر، بلند اندام ، با موهای روشن و چشمان آبی هستند تعریف كند و این تعریف ناممكن بود، چون رؤسای نازی كه هیچكدامشان این كیفیات را از زاویه مبارزه میان این دو نژاد بینند. افسانه نژاد آریائی بدینسان بكار جوانسازی نظریات ضد یهودی آمد. و بعدها باعث كشته شدن شش میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم توسط آریائی ها شد(1)

 عجیب ترین سوء استفاده ای كه از كلمه نژاد شده در مورد آریائی هاست این اسم بیش از هر اسم دیگر دارای معنی سیاسی است و مدتی اساس قوه مقننه آلمان به اصطلاح (آریایی) محسوب می شد.

 كلمه آریا برای اولین بار از دیدگاه زبان شناسی توسط (سرویلیام جونز) فیلسوف انگلیسی به مغرب آورده شد وی مدتی در هند بسر برده و زبانهای آسیایی خاصه زبان سانسكریت را مطالعه كرده بود. او عنوان آریایی را به این زبانها داد. بعد از او مطالعه مسأله روابط میان زبانها را (شله گل) و (پونسن) در انگلستان زبان شناس جوانی كه اصلیت آلمانی داشت به نام (ماكس مولر) از سرگرفت. این تحقیقات نشان داد كه میان زبانها كه در اروپا به آنها تكلم می شود شباهتهای لغوی موجود است و برای نامگذاری این دو گروه زبان عنوان (آریایی) یا (هندوژرمنی) داد. ظاهراً (ماكس مولر)، نخستین كسی بود كه گروه خالق زبانهای (آریایی) را (نژاد آریایی) نام نهاد. وی این گروه را كه به وسیله زبانی چنین مؤثر و انعطاف پذیر را برای بیان كشف كرده بود قومی برتر شمرد. در سالهای بعد ، فرضیه های مربوط به سرزمین ابتدائی اروپائیان توجه بسیاری از مردم شناسان و تاریخ دانان را به خود جلب كرد ونظریه هایی پدید آمد و هر كس به دفاع یكی از آنها برخاست. سرزمین آریاها را ناحیه بالتیك و آلمان و روسیه و هند و افریقای شمالی و حتی ایران دانستند. بر این عدم اطمینان نسبت به سرزمین اصلی آرایییان عدم اطمینان نسبت به ظاهر جسمان آنان نیز افزوده شد. بنابراین دلایل، ماكس مولر سرانجام قبول كرد كه كلمه آریایی را نمی توان بكار برد و در انكار كامل عقیده سابق خود دیر كرده بود در این فاصله زمانی مفهوم آریایی را دانشمندان فراوانی دوباره مورد بحث و گفت و گو قرار دادند و نظریه ماكس مولر كه نژاد آریایی نژادی اصیل و برتری است مورد تأئید قرار نگرفت چرا كه خود ماكس مولر هم به این نتیجه رسیده بود (2) و با استناد به این گفته های بزرگان تا به حال هیچ آریایی را در خیابان ندیده ایم . و یا هیچ اسكلتی كشف نشده كه ثابت شود كه از نژاد اصیل آریایی باشد.

1. موریس دووروژه

 2. اتمر كالاین بر
پاسخ ها
تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
__