| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
33
|
215
|
91/3/9 (01:48)
|
|
||
|
|
21
|
177
|
90/6/23 (11:38)
|
|
||
|
|
10
|
65
|
90/5/19 (15:27)
|
|
||
|
|
9
|
75
|
90/5/19 (15:20)
|
|
||
|
|
22
|
78
|
90/5/19 (15:18)
|
|
||
|
|
14
|
52
|
90/3/22 (13:47)
|
|
||
|
|
9
|
62
|
89/10/12 (22:53)
|
|
||
|
|
17
|
110
|
89/8/3 (10:56)
|
|
||
|
|
20
|
102
|
89/6/14 (14:02)
|
|
||
|
|
10
|
123
|
89/5/29 (14:06)
|
|
||
|
|
33
|
251
|
89/5/15 (01:59)
|
|
||
|
|
4
|
36
|
89/5/15 (01:50)
|
|
||
|
|
15
|
61
|
89/5/15 (01:43)
|
|
||
|
|
8
|
54
|
88/2/1 (12:24)
|
|
||
|
|
14
|
96
|
87/12/14 (13:01)
|
|
||
|
|
2
|
23
|
86/10/8 (02:29)
|
|
||
|
|
3
|
25
|
86/9/6 (16:23)
|
|
||
|
|
4
|
47
|
86/7/14 (09:12)
|
|
||
|
|
3
|
23
|
86/6/14 (13:07)
|
|
||
|
|
3
|
10
|
86/5/6 (22:11)
|
|
به مناسبت روز پدر

اگر از چمن گذشتم
اگر از صنوبر گفتم
اگر از گل های یاس و بنفشه گفتم
اگر از راز درونم اگر از راز برونم گفتم
همه در جستجوی عطر عشق تو بود
كویر

شاید قلم در دست گرفتن آسان باشد اما به حركت در آوردن قلم برصفحه كاغذمشكل است و از همه مشكل تر زمانی است كه شخص می خواهد در وصف پدر بنویسد.
وقتی به صفحات زندگی خیره می شوم در تمام صفحه هایش چه رنگی،چه سیاه و سفید،و از همه مهمتر خاكستری نقش كویر را می بینم كه عظمت كوه در مقابل اش ناچیز است هر كس درنگاه اول كویررا می بیند متوجه خشكی و سرسختی كویر می شود.كه هیچ گیاهی را در وجود خویش آراسته نمی كند،و به آن آب و غذا نمی دهد تا آن گیاه رشد كند.با باران مقابله و با خورشید همنشینی می كند.
اما هیچ كس از دل كویر خبر ندارد وقتی به انتهای كویر رسیدم متوجه انتهای را نشدم زیرا هنوز از شناخت كویر ناتوان بودم پس به ناچار به طرف اقیانوس رفتم زیرا اقیانوس همانند كویر با عظمت بود اما تنها تفاوتی كه در كویر و اقیانوس وجود داشت،این بود كه كویر ظاهری خشك دارد اما اقیانوس ظاهری آرام دارد.اما هیچ كس ازدل كویر و اقیانوس خبر ندارد.زیرا ما عادت كرده ایم كه چشمهای خویش را فقط برای ظواهرهدیه كنیم ،و حس شنوایی خویش را به فراموشی بسپاریم اما...
.لحظه ای سكوت سهمگینی حاكم شد سكوتی كه از یك عشق می گفت،عشقی كه هر كسی در ظاهر متوجه آن نمی شد،یك حس غریبی را در وجود من به وجود آورد.به طرف اقیانوس رفتم و نز دیك اش نشستم اما سكوت همچنان پابرجا بود صداهای زیادی را می شنیدم اما هیچكدام از راز اقیانوس سخنی به میان نمی آورد.نیاز به چشم حقیقت بین داشتم برای اینكه به دنیای درون اقیانوس وارد شوم همچنان جلو رفتم سایه های اطراف ام هراسان شده بودند از اینكه چرا خود را فدای یك اقیانوس می كنم آنها اقیانوس را قطره ای بیش نمی دانستند موج ها تمام وجودم را فرا گرفته بودندو تنها راه تنفس را برای من باقی گذاشته بودند صدا نزدیك تر می شد صدای غمی بود اما قطرات اشك نمایان نبود صدا از غم ،عشق و صداقت می گفت صداقتی كه بذر عشق را به وجود آورده بود و غمی كه برای رشد این بذر لحظه شماری می كرد تا مبادا طوفان زندگی با موجهای خروشان خویش در مقابل خورشید عشق غلبه كند و تمام وجود اقیانوس را همانند شكوفه های سفید پر پر كند و دیگرجوانه ایی به وجود نیایید صدا از عشقی می گفت كه برای خوشحالی جوانه زندگی بذری را كه با عشق بوجود آورده بود برای اینكه عاری از هر گونه خارهای زندگی باشد مشقت سفر را بر خود تحمیل كرد سفری كه باید می رفت تا جوانه زندگی اش دچار یاس و نا امیدی و تنهایی نشود و بتواند در این دنیای ناشناخته از دیگران سبقت بگیرد او باید می رفت اما هیچ كس جز او متوجه راز این سفر نمی شد كه چقدر درد می كشد از اینكه خاری بر قلب جوانه اش وارد شود هیچ كس به عشق او پی نمی برد و من اكنون متوجه فدا شدن شدم متوجه معنای عشق پدر شدم پدری كه عشق را با تمام وجودش هماهنگ می كند پدری كه برای فرزندش لحظه شماری می كند تا او مسیر زندگی را به درستی بدون مشقت سفر طی كند اما حقیقت این عشق و از خود گذشتگی را در زیر سایه وجود خویش مخفی نگه می دارد زیرا او از سایه هراس دارد از اینكه عشق اش فاش شود زیرا او معتقد است عشق حقیقی باید همیشه در زیر سایه باقی بماند تا همیشه جاویدان باشد زیرا عشقی كه در زیر سایه باشد همیشه و همه جا با ما خواهد بود
اگر از چمن گذشتم ،اگر از صنوبر گفتم
اگر از گل های یاس و بنفشه گفتم
اگر از راز درونم اگر از راز برونم گفتم
همه در جستجوی عطر عشق تو بود
. من روز پدر را به تمام پدران سرزمینمان تبریك می گویم
