نام کلوب :تا حوالی خدا
نام انگلیسی : godkiss
تاسیس : 30 تیر 1385
86 عضو ، 16 بحث ،

تا حوالی خدا

تبلیغات

__
لیست بحث ها
  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
0
87/7/15 (02:22)
35
274
87/5/5 (11:17)
2
12
87/4/8 (10:27)
6
13
87/4/8 (10:22)
2
16
87/3/29 (21:32)
0
4
86/11/21 (17:37)
0
4
86/8/18 (02:42)
1
18
86/3/6 (20:21)
1
24
86/2/5 (21:22)
1
19
86/1/3 (01:25)
عنوان بحث
گم كرده راه
18 بهمن 86 - 01:02
اگر ادم معتقدی بودی ولی یه روزی برسه كه میبینی از اون اعتقادات جز نشانی نمونده چه كار می كنی؟اگر بدونی خدا هست ولی پیداش نكنی؟اگر بین دو راهی بمونی چی؟
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
6
8 تیر 1387 ساعت 10:22

خوب نمی دونستم جوابم رو دادین والا منتظزتون نمیذاشتم و زودتر سر میزدم.

چند تا نکته بگم:

اول اینکه همیشه توصیه هایی که بهم میشه برای اینکه چیزهای جدید یاد بگیرم رو میذارم رو چشمم به شرط اونکه بدونم غرضی توش نیست. ضمنا چیزی که من گفتم سنگ نبود و منم سنگ پرون خوبی نیستم. حالا اینکه من گفتم اینها استعاره است به کی برخورد؟ میتونه واضح تر بگه. اما با همه اینها من فکر میکنم اونی که بهش برخورده باید یه بازبینی تو بخش پنهان وجودش یا همونshadow داشته باشه. امیدوارم با این نظریه آشنایی داشته باشی. اگر هم ندارین حاضرم یه بار مفصل توضیح بدم.

و اما اینکه من گفتم این حرفها استعاره است و هنوز هم میگم به این خاطره که معتقدم - و معتقدند- تئوری و عمل با هم فاصله داره و کسی که از شما در مورد عمل میپرسه جوابش رو در همون رابطه بدید و اگر کسی از تئوری پرسید نظریه پردازی کنید. در جواب یک سئوال کلی یه جواب کلی دادن نمیدونم چه فایده ای داره.

مثلا من به شما میگم ایمانتو قوی کن ومسیر زندگی رو طی کن! شما از این جمله چی دستگیرت میشه؟ جدا چی؟ چی که یه جا که موندی چی کار کنی کمکت کنه؟ جز اینکه گوینده داره با پیش زمینه ای که تو ذهنش از ایمان و مسیر درست داره این حرفو میزنه.  و این کلمات استعاره از چیزهاییه که روزی درک کرده.(تازه خیلی وقتها هم اکتسابیه و درک درستی پشتش نیست، نمیگم شما! که باز هم بگی سنگ بود. من که نمیشناسم شما رو) اگر میخواین کسی باهاتون همراه شه باید بدونین چی شما رو به این دیدگاه رسونده و بعد زمینه و زاویه دید رو به کسی که میخواین کمکش کنید نشون بدین. من همیشه به این معتقدم که راه حل معما طرح معماهای بزرگتر نیست. خرد کردن سئوال یه چیزه و معمای حاشیه ای چیز دیگه.  

نمیدونم با برداشتی که از اون چند تا جمله داشتین از این یکی چی برداشت میکنین. ولی همیشه اونی که میگه آفرین و به به نیست که درست میگه. حالا میخواین حرفهاشو سنگ ببین میخواین گل! ولی هر حرفی ارزش یک بار فکر کردن رو داره!

5
8 تیر 1387 ساعت 01:17

همه حرف های شما دوستان درست ولی واقعا با این حرف ها می شه ؟شما باشین میشه نترسین؟میشه یه عالمه کارهایی که انجام می دادم رو ندید بگیرم.خیلی سخته.الان به درست بودن خیلی از اون کارها شک کردم و به خیلی از کازهایی که می خوام بکنم.ادم مگه چقدر می تونه تو این دوره زندگی تغییر کنه؟خیلی سخته؟ ریحانه

4
2 تیر 1387 ساعت 21:00
نقل قول از : نرگس انصاری

با احترام کافی و مکفی خدمت صدای پرواز و نظرشون! اما اینهمه استعاره واقعا میتونه راهگشا باشه؟ اونهم در مسیری که خودش معماست؟ معمای هستی و خلقت؟

و اما ریحانه خانوم!این چیزی که جز نشونی ازشون نمونده اعتقادات نیست! آموزشهای محیطیه که حالا با مرور زمان کمرنگ شده. اعتقادات، عقاید شما در لحظه اند که اعمال شما از اون ریشه میگیره.یا بهتر بگم همون جهان بینی.پس نمیتونه نابود بشه و نشونی از اونها باقی بمونه. درست یا غلط وجود داره و حضورش در ایدئولوژی آدم پررنگه. حتی اگر اسمش رو ندونیم.

معنقدی خدا هست؟ چطور به این اعتقاد رسیدی؟ راههایی که ازش به خدا رسیدی رو مرور کن میشه از بین دو راه یکی رو انتخاب کرد.

معتقدم برای نزدیک شدن به روح زندگی ابتدا باید ترس را کنار گذاشت. ترس از مجازات و ترس از اشتباه.

موفق و پیروز باشید.


نرگس

کجای مسلط شدن به شناخت و آگاهی

و یافتن و قوی کردن ایمان  و طی نمودن مسیر زندگی با آن استعاره است ؟؟

گاه یاد بگیر کلماتی که میگی همراه با لطافت باشه تا در روح دوستانت بنشینه

نه همچون پاره سنگی بی روح

 

3
29 خرداد 1387 ساعت 21:25

rahro toi   rah toi  manzel to!

2
29 خرداد 1387 ساعت 10:44

با احترام کافی و مکفی خدمت صدای پرواز و نظرشون! اما اینهمه استعاره واقعا میتونه راهگشا باشه؟ اونهم در مسیری که خودش معماست؟ معمای هستی و خلقت؟

و اما ریحانه خانوم!این چیزی که جز نشونی ازشون نمونده اعتقادات نیست! آموزشهای محیطیه که حالا با مرور زمان کمرنگ شده. اعتقادات، عقاید شما در لحظه اند که اعمال شما از اون ریشه میگیره.یا بهتر بگم همون جهان بینی.پس نمیتونه نابود بشه و نشونی از اونها باقی بمونه. درست یا غلط وجود داره و حضورش در ایدئولوژی آدم پررنگه. حتی اگر اسمش رو ندونیم.

معنقدی خدا هست؟ چطور به این اعتقاد رسیدی؟ راههایی که ازش به خدا رسیدی رو مرور کن میشه از بین دو راه یکی رو انتخاب کرد.

معتقدم برای نزدیک شدن به روح زندگی ابتدا باید ترس را کنار گذاشت. ترس از مجازات و ترس از اشتباه.

موفق و پیروز باشید.

1
29 خرداد 1387 ساعت 10:20

اونجاست که باید اعتقادت رو خونه تکونی کنی

حتما روش گرد و غبار غفلت نشسته

چراغ شناخت و اگاهی رو بردار

و با کفشهای  ایمان

یکبار دیگه جاده زندگی رو مرور کن

حتما راه را پیدا می کنی ...

__