userinfo close

  ,

دهکده جهانی


globalizationclub

تاسیس: 14 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: کورش بزرگ - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
2
10
87/6/24 (15:37)
5
35
86/12/27 (11:27)
3
27
86/11/15 (00:39)
26
110
86/11/11 (06:22)
24
105
86/10/29 (12:27)
1
17
86/10/28 (22:00)

عنوان بحث

کورش بزرگ , ramzorvan
کورش بزرگ - 22:07 1386/07/23

پیش بینی آینده جهان

آینده جهان چه خواهد شد. آیا راهی برای ایجاد و برقراری صلح پایدار در جهان وجود دارد؟ آیا روزی فرا خواهد رسید كه انسانهای سراسر این كره خاكی در صلح و آرامش در كنار هم زندگی كنند؟ چه مسیری باید برای این دستیابی به صلح جهانی پایدار طی شود؟ انسان و زندگی اجتماعی و فردی انسان چگونه باید تغییر كند تا نیازی به دروغ گفتن، كلاهبرداری،‌قتل و غارت.......... نداشته باشد.

وضعیت كنونی جهان

پس از جنگ دوم جهانی شاهد ظهور دو ابر قدرت "اتحاد جماهیر شوروی" و "ایالات متحده آمریكا" و شكل گیری جهانی تقریبا دو قطبی بودیم كه منجر به دوران جنگ سرد و نهایتا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اواخر قرن بیستم گردید. پس از این دوران "ایالات متحده آمریكا" همواره سعی در بدست گرفتن سكوی هدایت و برنامه ریزی برای جهان تحت عنوان "نظم نوین جهانی" داشته. از طرفی پیشرفتهای تكنولوژیك از جمله گسترش امكانات ارتباطی و تبلیغاتی مانند اینترنت بسیاری از مرزها و محدودیتها را از میان برداشته تا جایی كه صحبت از "دهكده جهانیبه میان آمده است. و اما سرانجام جهان چه خواهد شد؟

پیش بینی آینده جهان

در مورد مسیر آینده جهان در غرب دو نظریه عمده مطرح شده است.

نظریه "پایان تاریخ" كه نظریه ای خوشبینانه است و توسط فرانسیس فوكویاما مطرح گردیده است.

نظریه " برخورد تمدنها" كه نظریه ای هشدار دهنده برای غرب است و توسط ساموئل هانتینگتون مطرح گردیده است.

نظریه پایان تاریخ

این نظریه پایان تضادهای ایدئولوژیك و برقراری لیبرال دموكراسی غربی در سراسر جهان را نوید میدهد و معتقد است "لیبرال دموكراسی" شگل نهایی حكومت در جوامع بشری است.

نظریه برخورد تمدنها

این نظریه معتقد به رویارویی تمدن غرب با سایر تمدنها از جمله تمدن اسلامی و كنفسیوسی میباشد و در این رابطه هشدار میدهد.

 

شما آینده جهان رو چگونه پیش بینی میكنید؟

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
ویریا پایار , viria
ویریا پایار - 12:27 1386/10/29
24

تا حدودی با بحث های عنوان شده در زیر موافقم، ولی بخشی از اون هنوز برای من به صورت معما باقی مونده:

مرگ انسان و بازسازی ذهن اون، .... در این مورد فکر می کنم که تمام اختیار انسان از اون گرفته میشه، کسی که می میره و دوباره زنده میشه ذهنی حساس داره، می تونه هر چیزی رو ثبت کنه، ...... با وجود این پروسه گفتن این جمله به انسان که مسولیت بازسازی ذهنت رو بپذیر چندان درست به نظر نمی رسه.... مگه اینکه اطلاعات درستی رو در اختیارش قرار داد به همراه محیط مناسب برای پردازش اون اطلاعات.

 موضوع دیگه اینکه چه تضمینی وجود داره که در حین بازسازی ذهن افراد اطلاعاتی را که خودمان می خواهیم وارد ذهن او نکنیم ؟ ..... و دیگه چگونگی دستیابی به اون انرژی تیره است؟

در یک صورت پروسه فوق قابل قبول است: ..... انسان آگاهانه بمیرد .... یعنی خودخواسته ذهنش را بازسازی کند.

پس دو نوع اعتماد نیاز داریم: 1- اعتماد افراد به همدیگر                    2- اعتماد به درست بودن شیوه مذکور

با تشکر از شما کورش گرامی.

کورش بزرگ , ramzorvan
کورش بزرگ - 01:39 1386/10/11
23

دوستان گرامی متن زیر گفتگویی هست که حدود یکسال پیش با یکی از دوستان انجام دادم. شاید یکم براتون عجیب باشه و بیشتر جنبه تخیلی داشته باشه ولی برای من بحث بسیار جالبی بود. خوشحال میشم نظرتون رو در مورد این گفتگو بدونم. قبلا از پراکنده بودن نوشته ها و نحوه نگارش عذر خواهی میکنم.

 

 

1- yeki az mavaredi ke mano narahat mikone asle tanazoe bagha hast ke dar jay jaye tabiat dideh mishe. benazaram vagheeeyat ine ke in asl ba solh jahani moghayerat dare. ba in vazeeyat aya bayad asle tanazoe bagha ro be nahvi taghir dad va un ro ba hamzisti va ye rabeteye win win beyne mojudat jaygozin kard? aya anjoman shoma dar in rabete kari anjam dadeh? (vaghti be dandanhaye nish khodam dar ayne negah mikonam javabe khoshbinane be in soal baram sakht mishe).

 

AZ NAZARE MAN AZ BABATI HAGH BA SHOMAST VALI NA KAMELAN!

CHIZI KE IN TAFKOR KAM DARE BE NAZARAM IE TAFKIKE DOROSTE,

ENSAN TANHA MOJUDE HUSHMANDIE KE BE HASTIE KHODESH AGAHE VA GHODRATE KHALAGHE DARE, PAS BA DAR NAZAR GERFTANE HAMIN MOZU KHEILI CHIZA ROSHAN MISHE, CHON IN TAFAVOT BE IN MANIE KE ENSAN MITUNE BE VASETEIE ELM VA ALBATE AGAHI AZ IN CHARKHE BIRUN BIAD, CHON ELM MITUNE MA RO GHADER BE RAFE MAIAHTAJE KHODEMUN BOKONE TA UNHA RO BE JAIE GEREFTAN AZ TABIAT KHALGH KONIM VALI 1. TA UNZAMAN BE TABIAT BARAIE BAGHAIE KHODEMUN NIAZ DARIM 2. AGAR IN PISHRAFTE ELM BA AGAHI TOAM NABASHE NATIJE MISHE INKE DOBARE DAR RAHE HAMUN KHUIE VAHSHI VAM GEREFTE AZ TABIAT (KE IN ASL DARESH KAMELAN MANTEGHI VA BELATAGHIRE) KHAREJ MISHE, YANI BE TARZE JAHELANEI SARFE NABUDIE HAMNOAN VA DAR NATIJE KHODEMUN KHAHAD SHOD…

VALI AZ IE VAJHE DIGE GHABELE TAVAJOHE KE ASLE MAZKUR DAR SOALE SHOMA DAR VAGHE ASLIE KE DAR JARYANE BINAHAIAT HAM BE NOEE SEDGH MIKONE BE IN SHEKL KE BASHARIATE MA BARAIE PEIKAREIE AZIMI KE JOZ’E NACHIZI AZ UN HASTIM DAR HOKME VIRUSE VA BANABARIN IN PEIKARE DAR BARABARE TARVIJ O TAKSIRE BISH AZ HADE MA MOMANEAT BE AMAL MIARE HAMUNTOR KE BADANE MA DAR BARABARE TAKSIRE BISH AZ HADE MOJUDATE HUSHMANDE DARUNESH (VIRUS-HA) MOGHAVEMAT NESHUN MIDE… TO KHOD HADISE MOFASAL BEKHAN

 ترجیح میدم هنوز این تفكیك رو انجام ندم به این خاطر كه :

1- هوش و خلاقیت با توجه به علم و آگاهی كه ما انسانها تا امروز بدست آوردیم تعریف شده و این تعریف در آینده میتونه با افزایش و رشد علم و آگاهی ما تغییر كنه. به عنوان مثال تعیین میزان هوش زمانی محدود به شاخص IQ (هوش منطقی) بوده و در حال حاضر به غیر از IQ شاخص دیگری یعنی EQ ( هوش احساسی یا عاطفی یا به تعبیری همون عشق كه نیرویی است كه ما رو به پیروی از احساسمون تشویق میكنه) نیز مطرح شده و جالب اینكه هم اكنون نقش IQ در موفقیت افراد 20%  و نقش EQ 80% در نظر گرفته میشه.حتی به نوعی IQ تعبیر به عقل و EQ تعبییر به دل/ عشق میشه و امروز در این رابطه شاهد آثاری مثل انتشار كتاب در مورد مدیریت مثل " مدیریت بر قلبها" ( در اصل استفاده از EQ در مدیریت) هستیم. اجازه بدین نگاهی هم به تاریخ و به زبان شعر بندازیم تا ببینیم نظرات در این رابطه چقدر متغییر است (علم هم مانند ادبیات از این تغییرات مستثنی نبوده).

 

در خاتمه این بند میخواستم مطرح كنم كه تعریف هوش تاثیر به سزایی در تئوری ارائه شده برای حكومت نابغه ها خواهد داشت. آیا نابغه كسی است كه دارای سطح هوش بالا و خلاقیت باشه و آیا فقط این كافی است یا تنها یكی از شروط  است؟ (ما جنایتكاران نابغه زیادی رو در تاریخ شاهد بودیم)


1.از نظر من تعریف هوش یعنی استفاده بهینه از پتانسیل مغز که نیاز به توضیح نمی بینم و حتماً خودتون به خوبی تفاوتهای قسمت چپ و راست مغز رو می دونید... با این تعریف نمی تونه مساوی با فعالیت بیش از حد یک قسمت و عدم کارایی قسمت های دیگه باشه و در این راستا مهمترین بخش مرکز آگاهی و ادراکه اگر تست هایی که در این زمینه گرفته می شه شامل درک و آگاهی نباشه بی فایده است...
2. کیفیت احساسات به معنی هیجانی و احساسی برخورد کردن در مورد مسائل منطقی نیست، کما اینکه منطق و مسائل عقلانی که با ادراک  انسان مرتبط باشند با احساسات انسان نه تنها مغایر نیستند که بال دیگر این ادراکات رو تشکیل می دهند، حالا اگر در ادبیات عقل و عشق رو مقابل هم قرار داده اند به معنی عقل ادراکی نیست بلکه عقل معاش و حساب و کتابهای اینچنینی است که با این تعریف تمام کسانی که در راه تعالی و ارتقاء بشر چه در علم و آگاهی و ... قدم برداشتن به جای اینکه به فکر پولدار شدن و رسیدن  به قدرت و جاه طلبی های اینچنینی باشند از نظر خیلی ها بی عقل به حساب می آیند!

2- هنوز دلیل روشن و یا نحوه ارزیابی قانع كننده ای وجود نداره كه ثابت كنه انسان تنها موجود هوشمند این كره خاكی است و سایر جانداران هیچ بهره ای از هوش نبردند. فقط میتونیم بگیم به نظر میرسه انسان در سازگاری و نبرد با طبیعت و سایر جانداران موفق تر عمل كرده . انسانها تنها جاندارانی نیستند كه از ابزار استفاده میكنند. تنها جاندارانی نیستند كه توانایی یادگیری دارند. حتی یادم است در كتابی ( اگر اشتباه نكنم كتاب اشرف مخلوقات از موریس مترلینگ) نتایج تحقیقی ارائه شده بود كه نشون میداد مورچگان  در ساختن محل زندگی خودشون حدود هزار سال از انسانها جلوترند!!! البته براحتی میشه این جمله رو تكرار كرد كه سایر جانداران فقط دارای اعمال غریزی استند و نه هوش اما از بیان تا اثبات درستی این گفته راه طولانی است به علاوه اینكه این گفته را میشه در مورد خود انسان و تمام اعمالی كه میگیم بوسیله هوشش انجام میده هم بكار برد. ( یادمون نره ما انسانهای باهوش زمانی زمین رو مسطح و مركز جهان میدونستیم و انقدر این مطلب بدیهی بود كه اگر كسی خلاف این رو بیان میكرد محكوم به مرگ میشد). همینطور هم نمیشه موفقیت انسان رو در جدال با سایر موجودات بطور مطلق به هوشش منتسب كرد. در اكثر شرایط بخصوص شرایط بدوی یك گلادیاتور احمق به راحتی میتونه یه دانشمند رو از بین ببره.


دلیل برای هوش همین بس که شما نشستید، مسائل رو تجزیه تحلیل کردید، سؤال دارید و نظراتی که هیچکدوم از اون مورچه هایی نام بردید ندارند ولی اون جانداران و کاراییهای شگفت آورشون بیانگر حضور طراحانی هوشمند هست که اونها رو به این شگفتی خلق کرده اند ولی هیچکدوم ازونها در طول سالیان تغییری در روند اعمال و غرایز خودشون ندادند و به همان شکلی که طراحی شده اند رفتار می کنند و انسان در بین اونها دارای این تفاوت هست که تنها برتری اون بر ماشین (که شامل سایر مخلوقات هم می شه منتها به شکل بیولوژیک) خود برنامه ریز بودن اون هست؛ این موضوع به قدری واضحه دوست من که نیازی به اثبات نداره چیزی که باید ثابت بشه خلاف اون هست که آیا موجودات هوشمند دیگری غیر از انسانها در این سیاره هستند یا خیر که به عقیده شخص من اگر بودند حتماً شناخته می شدند و در هر حال اگر باشند در حال حاضر نیازهای مهتری از یافتن اونها – یعنی چیزی که نمی دانیم چیست –  برای ما انسانها که وجود و هوشمندیمون مسلمه هست و اون اینه که به چگونگی هستیمون و پتانسیلمون آگاه بشیم و در جهت دانش و آگاهی روزافزون قدم برداریم

 

3- یكی از فرضهای ما وجود جهانهای هوشمند بینهایت بزرگ و بینهایت كوچك است. همانطور كه خود شما هم در خط آخر پاسخ این سوال از ویروسهای درون بدن ما به عنوان موجودات هوشمند یاد كردید. بنا به فرض وجود جهانهای هوشمند بینهایت كوچك و بینهایت بزرگ تمام مواردی كه در محیط خود میبینیم به نوعی دارای شعور و هوش خواهند بود.


همینطوره، ولی این واژه مشابه نباید مارو از این مفهوم دور کنه که هوشمندی که ما درمورد انسان یاد می کنیم به معنی آگاهی از خود و توانایی تغییر و در نهایت خلقه

 

4- اگر حافظم درست یاری كنه طبق تحقیقات انجام شده ، اگر زمان شكل گیری زمین تا امروز رو به 24 ساعت تقسیم كنیم،‌انسانها بین 2 تا 3 دقیقه است كه روی این كره خاكی پدیدار شدند و خیلی دور از ذهن نیست تا دقایقی بعد موجودات دیگه ی این كره خاكی گوی سبقت رو از انسانها بربایند و نسل انسانهای قدرتمند مثل دایناسورها منقرض بشه!!! ( شاید حتی رباتهای بیجان كه امروز دارای هوش هستند و قادرند واكنشهای احساسی از خودشون نشون بدند روزی بر انسان چیره بشوند. اگه با خودمون رو راست باشیم این كاملا واضحه كه رباتها و كامپیوترها در بسیاری از موارد به انسان برتری دارند، ‍ژاپن امروز قانون رباتها رو تدوین كرده قوانینی كه در داستانهای علمی و تخیلی ایزاك آسیموف كه زمانی فقط تخیلات عجیب و غیر محتمل بنظر میرسید فقط محدود به 3 قانون ساده بود)


بله و به همین خاطره که ما تلاش می کنیم که از نابود شدن به دلیل جهالت اجتناب کنیم

5- همانطور كه گفتین قانون تنازع بقا میتونه شامل جهان های بینهایت كوچك و بینهایت بزرگ هم بشه كه اتفاقا به نظر من ضرورت تبدیل رابطه برنده-بازنده به رابطه برنده-برنده در این ابعاد بیشتر خودش رو نشون میده . طبیعتا موجودات دارای شعور بزرگی كه جهان ما برای اونها در حكم ویروس است زمانی برای نابودی ما اقدام میكنه كه مارو برای خودش مضر بدونند و چنانچه ما بتونیم نقش سودمندی برای این موجودات داشته باشیم، چه بسا به حیات ما و فراهم آوردن شرایط لازم برای ادامه اون كمك كنند. ( شاید رعایت مسائل زیست محیطی در جهان حتی در این رابطه مطرح باشه و اجازه نده زمین ما به شكل یك سلول آلوده و سرطانی در بیاد و نابودیش لازم بشه)

در این مورد لازمه چند نکته در نظر گرفته بشه:

1.وقتی ما تمدنها رو پشت سر می ذاریم برای موجودی که سیاره ما جزء بسیار خردی از اتمهای اونه یک پلک زدنه!

2.اینطور که در پیامها گفته شده هنوز حتی برای دانشمندانی که مارو خلق کردند ثابت نشده اون موجود انسان یا به قول شما موجود هوشمندی باشه ممکنه یک کرم خاکی و یا یک سگ باشه! پس وقتی از هوشمندی اون حرف می زنیم با در نظر گرفتن این موضوع که یک سلول با هوشمندی که درش طراحی شده در مورد خطرات احتمالی (که می تونه فقط تکثیر بیش از حد ویروسها که به طور طبیعی در بدن وجود دارند باشه) واکنش نشون می ده و این ربط مستقیم با آگاهی اون پیکره که بینهایت بزرگ برای ماست نداره

3.در نظر داشته باشید که وقتی میگیم جزئی از اون پیکره یعنی: کهکشان ما یکی از هزاران کهکشانیه که در مجموع جزء کوچکی از اجزاء زیراتمی یک اتم غول پیکرند!!!
بنابراین مسئله حفاظت از محیط زیست که مسئله مهمیه و دلیل این اهمیت رو هم پیشتر ذکر کردم رابطه ای با موضوع مذکور نداره و می بایست با مقیاسهایی که در بالا گفتم سنجیده بشه ولی تنها راه بشر برای تضمین بقاء آگاهی و دانشه

 

6- از پاسخ شما اینطور برداشت كردم كه شما با جایگزینی تنازع بقا با یك رابطه همزیستی كه بواسطه علم و آگاهی امكان تحقق داره موافقید . البته شما گفتید كه این امكان وجود داره و من اونرو یك ضرورت میدونم البته سوال من اینه كه بر اساس این خط مشی تا كنون چه اقدام عملی انجام گرفته/ در حال انجام است یا برنامه ریزی شده؟

 

نه من حرفی از همزیستی نزدم بلکه علم رو منتج به خلق کردم به عنوان مثال فرض کنید شما به جای اینکه زمان زیادی رو صرف کنید و کلی زحمت بکشید و کاری رو انجام بدید که دوست ندارید و در ازای اون مقدار ناچیزی پول به دست بیارید که برای حفظ اون ناچار باشید صرفه جویی و پس انداز کنید و ... دستگاه چاپ اسکناس تو خونتون داشته باشید ساخته باشید! (البته در مثال مناقشه نیست قصدم این بود که موضوع داشتن علم رو با یه مثال ساده بیان کنم مثال داشتن دستگاه چاپ اسکناس) در اون شرایط شما می تونید پولتون رو طوری که دلتون می خواد و بدون داشتن نگرانی خرج کنید حالا فرض کنید با آگاهی هم توأم باشه و شما بهترین استفاده رو از این منبع بی پایان که به واسطه دانش خودتون به دست آوردید بکنید.. نور علی نور!

 

 اگر من بخوام بحث شبیه سازی انسان رو و لزوم جایگزینی اصل همزیستی بجای اصل تنازع بقا رو با افسانه آفرینش و خروج انسان از بهشت پیوند بزنم و افسانه جدیدی رو مطرح كنم اینطور خواهم گفت:

انسان در بهشت به روش شبیه سازی خلق شد. در بهشت صلح مطلق بود و تنازع بقا مطرح نبود. همه مخلوقات بر اساس اصل همزیستی در كنارهم میزیستند.(در كتب مقدس هم تا اونجایی که میدونم هیچ كجا در بهشت شاهد درگیری بین مخلوقات نیستیم)  تا اینكه شیطان به وسیله ای (اشاره به خوردن سیب و گناه نخستین) در كد ‍ژنتیكی انسان دستكاری میكنه انسان به یك بیماری ‍ژنیتیكی مبتلا میشه چیزی كه رفتاری متناسب با تنازع بقا را باعث میشه و درنده خویی . طبیعتا انسان بیمار باید از بهشت خارج بشه تا آرامش و صلح در اونجا برقرار باقی بمونه. انسان به یك محل قرنطینه (زمین) در كنار سایر موجودات بیمار منتقل میشه تا زمانی كه درمان بشه.

کورش عزیز ما به عنوان کسانی که با فهم و ادراک و درایتمون برای کشف واقعیت نخستین به فرضیاتمون استناد نمی کنیم بلکه واقعیتی برای ما در پیامها نقل شده خالقینمون از این واقعیت پرده برداشتند از حکایتی که افسانه نیست و گویای واقعیتی معقول و منطقی است که در کتابها به وضوح بیان شده؛ اگر این واقعیت رو یک مسئله دور از دسترس نبینیم و اینگونه بسنجیم که حالا ما دست به خلقت موجوداتی و در نهایت انسانهایی شبیه به خودمون و بسا بهتر از خودمون می زنیم برای اینکه این مخلوقات تازه که شبیه به خودمون خلق شدند و قراره میراث دار علم و دانش و عنصر خلقت ما بشوند باید امتحانهای خودشون رو در مرور زمان پس بدهند و برای رسیدن به آگاهی و معرفت و مرتبه خلق عوالم دیگر استحقاق و شایستگیشون رو به مرور زمان اثبات کنند در این صورت معقول و منطقی این است که ما از اونها فاصله بگیریم و بدون پشتیبانی مستقیم و دایه وار و به اصطلاح گذاشتن لقمه در دهان اونها بهشون مجال بدیم که آروم آروم به پختگی لازم برسند و آماده برای میراث داری ما بشن پس با این دید خیلی مسائل در مورد گذشته خودمون روشن می شه مثلا همون موضوع محرومیت از درخت دانش (کتاب) و جاودانگی (راز علمی عمرهای طولانی)  و ...

 

حال كه ما به علم و آگاهی زیادی در رابطه با ژنتیك دست یافتیم شاید لازم باشه به این وسیله خودمون و سایر موجودات رو اصلاح یا شاید هم بشه گفت درمان كنیم. كاری كه اكنون به نوعی در مورد گیاهان انجام میدیم. اصلاح ‍ژنتیكی كه رفتار ما و سایر موجودات رو همساز با اصل همزیستی كنه!!!!!


دوست خوبم به من بگید در شرایطی که شرط بقا و تداوم موجوداتی تکثیر و تولید مثل اونهاست چه پیشنهاد بهتری دارید برای اینکه تعادل طبیعت به هم نخوره من مطمئنم که اگر شما پیشنهاد کاربردی مفیدی داشته باشید انسانها در خلق مخلوقاتشون حتماً اون رو لحاظ خواهند کرد
و در کل با این همه توجه و دلسوزی که شما نسبت به طبیعت دارید شاید وظیفه ای در این زمینه به عهده شماست که این احساس رو در راه محافظت از محیط زیست خرج کنید، فقط چیزیه که به نظرم می رسه

 

 

 tabiat kheyli chizha ro be ma ehda mikone bedone inke asibi bebine (mesle mive ya shir ya ....) aya ma ensanha bayad bedune azare mojodate dige taghziye mikardim va az masir monharef shodim ya in manteghi hast ke ma darande khu bashim va dar halate akhir aya sohbat kardan az solh va ham zisti faghat ye tarfand baraye shekar mahsub nemishe?

 

BAZ HAM MOSHKELE ADAME TAFKIK RO DAR IN SOALETUN MIBINAM, AGAR MANZURETU AZ DARANDE KHUI KOSHTANE HEYVANAT VA KHORDANE GUSHT HAST, BAYAD BEGAM KE IN MOZU DAR MAVAREDE DIGE MESLE GIAHKHARI HAM SEDGH MIKONE. MA BE DALILE INKE RANJ RO DAR GIAHAN HES NEMIKONIM FEKR MIKONIM BA GIAH KHARI MOSHKEL HAL MISHE, DAR HALI KE GIAHAN HAM MESLE SAIERE HAIATE MAKHLUGH MITUNAN RANJ RO EHSAS KONAN, VA AZ TARAFE DIGE MAN IN BARDASHT RO DAR MOREDE ENHERAF AZ MASIR DOROST NEMIDUNAM CHON AZ NAZARE ELMI HAM KE FARZ KONID MA BE KHORDANE GUSHT (ALBATE NA BE SHEKLE EFRATI KE ZIAN AVARE) BARAIE TA’MINE PROTEIN BADAN NIAZ DARIM, PAS HAMUNTOR KE DAR GHESMATE GHABL GOFTAM TA ZAMANI KE BE DANESHE KHALGH VA YA TECHNOLOGY TABDILE ANASOR VA… KE MITUNAN MARO AZ ESTEFADE AZ  TABIAT VA VABASTEGI BE UN BINIAZ KONAN DAST PEIDA KONIM, BE ESTEFADE AZ TABIAT BARAIE BAGHIE KHODEMUN NIAZ DARIM, VALI 2 NOKTE DAR MOREDE ESTEFADE AZ TABIAT ZEKR SHODE: IEKI INKE BA TABIAT BAYAD BA EHTIAT VA EHTERAM BARKHORD KARD VA AS ASIBAIE JAHELANE (KE BAHSE MOFASALIE VA KHODETUN BEHTAR MIDUNID) KHODDARI KARD VA DOVOM INKE CHIZI KE GHABELE BIZARI DAR HAR SHEKL HAST (CHE DAR MOREDE ENSAN IA SAIERE JANDARAN) RANJE, PAS DAR  ESTEFADE AZ TABIAT BAYAD BE IN NOKTE TAVAJOH DASHTE BASHIM KE IN RANJ RO BE HADEAGHAL BERESUNIM, FAGHAT IEK NOKTE INKE DAR MOREDE SHIR GOFTIN JALEBE BEDUNIN KE GOFTE SHODE SHIRE GAV BARAIE FARZANDE GAV (IANI GUSALE) TARAHI SHODE VA BEHTARE KE MAVADE MOREDE NIAZ BE SHEKLHAIE DIGE JAYGOZIN BESHE, DAR KOL BAZ HAM TEKRAR MIKONAM SOLHE JAHANI DAR SAIEIE (ELM + AGAHI + ESHGH) MITUNE MOHAGHAGH BESHE

 

منظور من گیاهان نبود بلكه چیزی است كه گیاهان به نوعی اون رو به ما هدیه میكنند بدون اینكه حیات خودشون رو به خطر بیاندازند یعنی به عنوان مثال میوه ها. همچنین در رابطه با ضرورت مصرف گوشت اختلاف نظر وجود داره و همونطور كه میدونید فرقه های زیادی استند كه با رعایت یك ر‍ژیم غذایی صحیح از خوردن گوشت صرف نظر كردند و عموما دارای سلامت جسمانی خوبی هم میباشند. پس زندگی بدون مصرف گوشت هم با رعایت یك دستور غذایی مناسب امكان پذیر است.


به نظر من مشکل از زمانی شروع می شه که از طبیعت به جای استفاده سوء استفاده می کنیم ولی شما می تونید کاری رو انجام بدید که درست می دونید

 

2- baraye jahani shodan bargharariye solh zaruri hast. va baraye mohaghagh shodane solh mekanizmi lazeme ke tey un eetemad sazi hamzaman dar sarasare jahan anjam beshe benahvi ke jahaniyan ghane shavand selahhaye khodeshun ro zamin begzarand. aya dar in rabete kari anjam gerefte?

 

IN DOROSTE VALI IN ETEMADSAZI TANHA ZAMANI MITUNE MOFID O MASER BASHE KE TEIE UN MIZAN HUSHYARI VA AGAHIE BASHAR SANJIDE BESHE, AGAR MASOULIATE KENAR UMADAN BA GHOFLHAIE ZEHNI KE HASELE ELGHA’ATE GHALATE JAME’E O KHANEVADE O … HAST RO BE OHDE BEGIRIM VA NOKTEIE DIGE IN KE KHEILIHA BE ZAHER MOSHKELE ADAME ETEMAD DARAN VALI DAR ASL MOZU RO MOGHAIER BA MANAFE’E KHODESHUN MIDUNAN, SARFE NAZAR AZ INHA TAMAME NOKATE LAZEM BARAIE JALBE ETEMADE IEK FARDE HUSHYAR DAR PAYAMHA MOJUD HAST.

 

صحبتهای شما رو كاملا قبول دارم،‌ چیزی كه شما بیان كردین در اصل ضرورت تبلیغ و ایجاد هوشیاری در جهانیان است. ذهنهای تشنه زیادی هستند كه سوالات بی پاسخ دارند. از طرفی همانطور كه مطرح كردین این حركت با منافع بسیاری سازگاری نداره و طبیعتا این عده در مقابل هر حركتی خواهند ایستاد و مانع از انتشاراین طرز تفكر خواهند شد. نكته بعد اینكه، دادن آگاهی و هشیاری در اصل میتونه اولین مرحله یعنی آماده سازی ذهنها باشه . سوال من بیشتر مربوط به مرحله بعد از این آماده سازی است یعنی اقدامات عملی لازم برای محقق شدن صلح جهانی.

 

1- نظر شما در رابطه با وجود روح برای انسان چیه ؟ آیا وجود داره یا نه ؟ شواهدی در رابطه با تایید یا رد وجود روح قابل ارائه است؟

شنیده شده آقای گوستاو فنخر
(GUSTAV FENCHER) فیلسوف آلمانی حدود 200 سال پیش در كتاب "مقدمه ای بر سایكو فیزیك" زنده ماندن روح پس از مرگ جسم و اجتماع این ارواح در وقت مقرر رو ثابت كرده!!!  متاسفانه من تا امروز نتونستم به این كتاب دسترسی پیدا كنم. آیا شما اطلاعاتی در این رابطه دارید؟

در رابطه با ماهیت 21 گرمی كه پس از مرگ هر انسان از وزنش كم میشه، اطلاعی میتونید دراختیارم بگزارید؟

من اطلاعی درباره کتاب مذکور ندارم،
وقتی روی یک ترازو ایستادید فشاری تعمدی به اون وارد کنید می بینید که عقربه حرکت می کنه؛ آیا وزن شما در اون لحظه تغییری کرد و چیزی به شما اضافه شده؟ پس می بینید که انرژی جنبشی که در بدن هست خودش تولید وزن می کنه و وقتی که فرد می میره اون انرژی آزاد می شه و وزنی که به واسطه اون ایجاد شده بود کم می شه.

 

2- ظاهرا در روز یكشنبه 4 مارس 2007 ساعت 9 شب به وقت گرینویچ فیلم مستندی به تهیه کنندگی جیمز کمرون و کارگردانی سیمیکا یاکوبوویچی از شبكه دیسكاوری پخش شده كه مربوط به كشف مقبره ای با 10 قبر در حفاریهای سال 1980 اورشلیم بوده. در این فیلم گفته شده قبرها مطعلق به عیسی پسر مریم،‌مریم مجدلیه ،‌ماتئوس،‌ یوسف، مریم مقدس و یهودا بوده و با تست DNA مشخص شده یهودا پسر عیسی و مریم مجدلیه بوده. اجساد چهار قبر دیگه هنوز شناسایی نشدن. جالب اینكه زمان اكتشاف تا زمان اعلام خبر 27 سال بوده!!! نظر شما در این رابطه چیه؟ آیا  وجود نسل عیسی در زمین یا مواردی كه مثلا در كتاب راز داوینچی نوشته آقای دن براون مطرح شده رو قبول دارید؟ آیا ممكنه ظهور مجدد عیسی مسیح با شبیه سازی محقق بشه ؟ نظرتون در مورد علت این تاخیر 27 ساله چی است؟ فكر میكنین ممكنه تا حالا برای شبیه سازی اجساد یافت شده اقدامی انجام پذیرفته باشه؟

ولی نظرم اینه که شاید بهتر باشه زیاد خودمون رو درگیر این مسئله نکنیم و فقط ببینیم و بگذریم چون فرصت کمی داریم و کارهای بسیار ( این نظر شخصی منه) چون ذهن انسان بازی های زیادی داره و اگر مهارش نکنیم جست و خیزهای بی ثمری رو به همراه می آره
تا اونجایی که من می دونم ما در شبیه سازی در سطحی هستیم که می تونیم یک فرد رو بدون خاطرات و حافظه و عواطف و عقاید و ... و به صورتی بکر شبیه سازی کنیم و این فرد تازه می تونه در اثر مرور سالیان فردی کاملاً دیگرو متفاوت باشه،

در مورد سؤال آخر این قسمت من اطلاعی ندارم.

آیا تا كنون شبیه سازی انسان انجام پذیرفته؟


نمی دونم

 

 

 

 

ba sepas va arezuye movafaghiyat baraye shoma.

 

MAN HAM BARAYE SHOMA AREZUIE MOVAFAGHIAT VA SHADMANI MIKONAM DUST AZIZ VA OMIDVARAM TUNESTE BASHAM GHESMATI AZ MAJHULATE ZEHNITUN RO BARTARAF KONAM, HAR MATLABE DIGEI BUD DARIGH NAKONID,

SHAD O PIRUZ BASHID,

 

 with all my love  

 El

 

 

ماریا  , ghazal_e
ماریا - 10:39 1386/10/9
22

باسلام به دوستان

آقای وریای عزیز مطلبی که عنوان کردید بسیار جالب بود این چرخه تکاملی از دوجهت قابل برسی 1-

1-انسان شناسی

2- جامعه شناسی تمدنها

در بحث انسان شناسی موردی که اشاره کردید  تا حدوی شبیه بحث تناسخ در ادیان دیگر هست .که خیلی ها جدیدا برای حل مسئله عدالت خداوند و غیره ... از ان استفاده می کنند.

ولی در مسئله جامعه شناسی تمدن ها  بحث نتاسخ جایگاهی ندارد چون هر کدام از تمدنهای قبل به اوج  و به نقطه پیک خود رسیده بودند.

مسئله اینجاست که انسان هر چه بیشتر پیشرفت میکنه علوم و فناوری گسترده تر و دارای شاخه های بیشتری میشه ؟

در مورد انسانها من شنیده بودم که دکتر هشترودی انسانی را در بعد تکاملی تصور می کرد در قرون آینده که دیگر احتیاجی به لوازم اولیه حتی آب ، غذا و وسایل نقلیه  نخواهند داشت . که البته این وضوع خود جای بحث زیادی دارد.

 

ویریا پایار , viria
ویریا پایار - 14:27 1386/10/6
21
چشمT پیدا کردم بهتون می گم، اما پیشنهاد می کنم که شما بحثتون رو شروع کنید.
کورش بزرگ , ramzorvan
کورش بزرگ - 22:54 1386/10/5
20

عالیه. داریم به یه جاهایی میرسیم. من در این مورد یه بحث مفصل دارم.

وریای عزیز ببین منبع این موردی که گفنی رو میتونی برامون پیدا کنی.

ویریا پایار , viria
ویریا پایار - 11:37 1386/10/5
19

به نظرم بد نیست كه از نگاه علوم زیست شناسی هم به تكامل بشر نگاه كنیم،..منبع این موضوع یادم نیست:  اما گونه ای انسان وجود داشته كه متكامل تر از گونه فعلی بوده و غرایضی مثل جنگ و خشونت در اونها وجود نداشته كه  در مواجهه با انسان پرخاشگر منقرض می شه. تا جایی كه یادمه پیش بینی شده كه انسان های امروزی هم در مسیر تكامل به سمت اونها برن.

 

اما در مورد تكرارها و یا لوپها، به نظرم شناخت چرایی وجود این تكراراها خیلی مهمه، آیا برای صلح پایدار باید تكرارها رو حذف كرد و یا تكرارها رو خیلی خیلی زیاد كرد. به بیانی اگر قوانین بنیادی وضع شود كه انعطاف پذیری لازم رو داشته باشه،‌آیا اون موقع به تكرار نیازی هست؟

ماریا  , ghazal_e
ماریا - 11:45 1386/10/2
18
در مورد برخورد تمدنها و  رویارویی تمدنهای قوی و  پایه ای دنیا بنظرم این روند درحال حاظر هم قابل مشاهده است تمدنهای مختلف در حال ادغام هستند بطوری که یک فرد  ایده های مختلفی را از تمدن های مختلف در زندگی باور و استفاده  می کنه بنابراین میشه ان نظریه را داد که در طولانی مدت با توجه به از بین رفتن حدو مرزهای فیزیکی و ارتباط قوی و آسان تمدنهای مختلف باهم احتمالا ما  دارای فرهنگی خواهیم شد که معجونی از تمدنهای مختلف را خواهد بوداما این به منزله رسیدن به مدینه فاضله و آرمانی نیست چراکه بشر کمال گرایی و انحصار طلبی خود را از دست نخواهد داد.بنابراین نظر شخصی من اینه که ممکن هست ما در آینده جهانی بهتر و مصلح تر از اکنون داشته باشیم اما  به بهشت آرمانی نخواهیم رسید
ماریا  , ghazal_e
ماریا - 11:37 1386/10/2
17

 

باسلام

سوال فوق العاده جالبیه پیشگویی آینده جهان!!!!!!!!!!1

من به تکرار تاریخ معتقدم  . در طول دوران  تمدنهای زیادی بوجود آمدن بعضی از این تمدنها پیشرفت فوق العاده زیادی داشتن و به اوج رسیدن  بطوری که آثار بجا مانده از این  تمدنها هنوز بصورت معما ست برای ما که در عصر تکنولوژی هستیم  . مثل اهرام مصر مثل ایران ، مثل رم ولی چیزی که مهمه اینه که تمام این تمدنها پس از به اوج رسیدن از بین رفتند. و بعد تمدنی دیگر در سرزمینی دیگر و دوباره اوج و دوباره فرود

1-با این اوصاف یک نظریه این میتونه باشه که آمریکا به منزله نقطه پیک تمدن و تکنو لوژی چه وقت به اوج خواهد رسید و آیا بعد از رسیدن به اوج از بین خواهد رفت مانند تمدنهای دیگر تاریخ؟

2-در صورت درست بودن این فرضیه  تمدن بعدی در کدام سرزمین رشد خواهد کرد؟و بکجا خواهد رسید ؟

3-در بحث کلی تر یک مورد دیگر می تواند مورد توجه قرار بگیرد لوپ تارخ در مورد به اوج رسیدن تمدن درسرزمین های گوناگون به آخر ین حلقه رسیده آیا بعد از به اوج نهایی رسیدن  آخرین حلقه از این لوپ(آمریکا) دنیا به پایان می رسد؟

 

 

 

 

ویریا پایار , viria
ویریا پایار - 09:20 1386/10/2
16
خوشحال میشم اگه درمورد نظراتتون بیشتر توضیح بدید.
کورش بزرگ , ramzorvan
کورش بزرگ - 22:24 1386/10/1
15

سوال خیلی خوبیه. شاید بشه گفت در طبیعت ما دو گزینه برای ادامه بقا در كنار سایر موجودات داریم.

راه اول : جنگ

راه دوم : هم زیستی

اینكه بفهمیم چرا ما امروز به این شكل هستیم و با این شكل و شمایل و غرایز، به نظرم باید برگردیم به ابتدای خلقت یعنی نقطه سفر تا آینده (با توجه به پیشرفتهای علمی و تكنولوژیك) و شاید لازم بشه هم از نگاه كتب مذهبی و هم از نگاه علم به این مسئله بپردازیم. پیش بینی میكنم در میانه بحث هم به مسئله وجود شر برخورد كنیم. من در این رابطه نظراتی دارم كه شاید یكم عجیب غریب بنظر بیاد.

مطلبی رو كه میخواستم تاكید كنم اینه كه شاید بشه قدرت رو ستایش كرد ولی این مسئله به جنگ ربطی نداره و به نظر من قطعا جنگ و نزاع چیزی هست كه بشر باید برای حذفش تلاش كنه.

  

ویریا پایار , viria
ویریا پایار - 09:00 1386/09/27
14
سوال رو این طوری می پرسم: .... چرا انسانها با هم می جنگند تا اینکه نیازی به صلح داشته باشند؟ ... ما غرایز مختلفی داریم، یکی از اونها مبارزه است، اگر جایگاه درست این غریضه شناسایی بشه و در همونجا بکار گرفته بشه آیا نیازی به صلح هست ؟
ویریا پایار , viria
ویریا پایار - 12:10 1386/09/26
13

چرا هر صلحی بعد از مدتی یه آشوب و جنگ دیگه ای به همراه داره ؟ 

 دلیل بی خیالی ما و رشد بی رویه سرمایه داری و .... چیه؟

به نظر شما صلحی که توسط یک گروه کوچک برای جامعه ای بزرگتر تدوین و برقرار بشه می تونه صلحی پایدار باشه؟

ما(جامعه انسانی) حتی نمی تونیم صلح رو تعریف کنیم، و چه بهتر که نمی تونیم تعریف کنیم، چون بعد از مدتی یهو شرایطی پیش میاد که داخل اون حوزه تعریف شده نیست، ... نتیجه اینکه دوباره دشمنی شروع می شه.

آیا به چیزی نیاز نداریم که بلافاصله بتونه مشکل رو شناسایی کنه و راه حل ارائه بده ؟ آیا اصلاً همچین چیزی می تونه وجود داشته باشه؟

ای ام زد , ashavahishta
ای ام زد - 18:49 1386/09/24
12

 

 به نظرمن گروه های صلح و حتا روشنفكری بعد از جنگ جهانی دوم  اكثرا دارای مشی سیاسی و حزبی و میهنی بوده اند  و اگر هم گروهی این مشخصه ها رو نداشته  به دلیل كمبود اعضا  و یاد به علت اینكه مواضعشون نتونسته نظر دیگر گروها و مردم رو به خودش جلب كنه  وحتا به گوششون هم برسه (و دلایل متعدد دیگه ) نتونستند بر روند صلح جهانی تاثیر قابل توحهی بگذارند.

ما به یاد داریم كه در هنگامه ی جنگ داخلی اسپانیا  بین (جنرال فرانكو و جمهوری خواهان ) مردم ، دانشجویان و حتا نویسنگان و روشنفكرانی مانند ارنست همینگوی ، آرتور میلر و .....  از  از كشورهای اروپایی و امریكا  به مخالفت با  حزب فاشیست اسپانیا پرداختند  و  در كنار مردم و جمهوری خواهان اسپانیا  در جبهه ی جنگ  حاضر شدند ولی در هنگامه ی  قتل عام های  مردم بیگناه  چچن توسط روس ها و نسل كشی مسلمان ها و كروات ها توسط سرب ها ما شاهد چنین مخالفت و حضوری از مردم ، دانشجویان، نوسندگان و روشنفكران نیستیم .

دلیل آن هم  بی خیالی مردم یا به اصطلاح سیاست ستیزی مردم و حتا نویسنده ها در سراسر جهان (البته با نوسان )ست كه ما این روند  و وضعیت رو میتونیم به راحتی در بین مردم و نویسنده های كشور خودمون مشاهده كنیم. ودلیل دوم هم  به قول آقای فرهاد پور رشد بی رویه ی سرمایه داری هار  است .

 

کورش بزرگ , ramzorvan
کورش بزرگ - 23:35 1386/09/13
11
قبول دارم اكثر این سازمانها با هدف سیاسی تشكیل میشند و صلح رو وسیله ای برای رسیدن به مقاصد سیاسی خودشون قرار میدند. اما باید سازمانهای خودجوشی هم وجود داشته باشند یا امیدوارم بوجود بیاند و  فرصت طلایی رو كه بشر امروز برای تبلیغ و برقراری صلح داره از دست نره. منظورم امكانات ارتباطی دنیای امروزه كه میتونه واقعا به این هدف كمك كنه و به نظر من اگر یه روزی قرار بشه در تمام دنیا صلح برقرار بشه ارتباطات مهترین زیرساختش خواهد بود.
ویولت ا , simorgh_kh
ویولت ا - 20:05 1386/09/13
10

اگر در مورد باید ها و نبایدها بخواهیم صحبت کنیم مسلماً باید در خط برقراری صلح قرار گرفت . اما اینکه گروههایی که برای صلح تلاش میکنند تا چه حد موفق بوده اند به نظر من هم تا کنون موفقیت چشمگیری نداشته اند از یک طرف داد صلح میزنیم و از طرف دیگر هر رور شاهد برافروخته شدن آتش جنگ در گوشه ای از جهان هستیم , هر روز بر تعداد گرسنگان , بی سر پناهان , آوارگان جنگی و  ..... افزوده میشود . گاهی هم که رسانه ها از انتشار اخبار جنگ ساکت میشوند گویی آرامشی قبل زا طوفان است . از طوفان بعدش هراسناک تر باید بود !

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.