| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
16
|
24
|
87/6/17 (18:31)
|
|
||
|
|
101
|
92
|
87/6/17 (18:25)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
87/3/31 (11:40)
|
|
||
|
|
16
|
107
|
87/3/31 (01:34)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
87/1/26 (20:41)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
86/12/22 (22:57)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
86/12/11 (20:48)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
86/11/10 (21:50)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
86/11/9 (22:25)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
86/8/23 (10:49)
|
|
عنوان بحثقشنگ ترین شعری که تو دنیا دوست دارید را بنویسید 27 مرداد 84 - 02:37 | |
سلام . امیدوارم حالتون خوب باشه . لطفا شعری ( یا شایدم چند تا ) که خیلی دوستش دارید را بنویسید تا بیشتر با قطعه شهر های زیبای شما آشنا بشیم ... راستی اگه کسی شعر از خودش است حتما بنویسه. از همه ممنون پیام در تاریخ 84/5/26 ساعت: 8:08 توسط سکوت شیشه ای ( مسافر شهری آشنا ) ویرایش شد. فدای همیشگی شما سکوت شیشه ای (glass_silent) پیام در تاریخ 84/5/26 ساعت: 8:08 توسط سکوت شیشه ای ( مسافر شهری آشنا ) ویرایش شد. | |
47 5 آبان 1386 ساعت 00:42 | |
به اعتبار شعرم قسم به اندوه چشمهایم که ترک خورد و قطره قطره شکست به تو ، به چشمهایت سوگند به افقهای دلتنگی و باران غم الود بی تو بودن به بزرگترین ایثارها ، به عشق سوگند سرسبزترین غزلهایم تقدیم توست |
46 6 خرداد 1386 ساعت 22:15 | |
کاش از اول اشنایی ها نبود یا به دنبالش جدایی ها نبود |
45 6 خرداد 1386 ساعت 22:14 | |
کاش از اول اشنایی ها نبود یا به دنبالش جدایی ها نبود |
44 24 بهمن 1385 ساعت 01:15 | |
نشستن و مثل سنگ بودن چیزی نیست جز خاک شدن. رفتن و مثل رود بودن چیزی نیست جز دریا شدن. |
43 16 دی 1385 ساعت 02:10 | |
ye top daram gelgeliye sorkho sefido abiye ..... |
42 22 مهر 1385 ساعت 20:04 | |
YEK BAR KHAB DIDANE TO BE TAMAME OOMR MIARZE PAS NAGHO ROYAYE DOOR AZ DAST RAS KHOSH NIST GHABOOL NADARAM GHARCHE BE ZAHER JESM KHASTAS VALI DEL DARYAEI AST TABO TAVANASH BISH AZ IN HAST DOOSTAT DARAM VA TAVANE AN HARCHE BASHAD BASHAD |
41 20 مهر 1385 ساعت 06:53 | |
دیگه نمیزارم کلوبم و بگیرید دفعه آخرتون باشه ها که این کارو میکنید |
40 19 مهر 1385 ساعت 23:58 | |
مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم
کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد |
39 18 مهر 1385 ساعت 09:04 | |
بی معرفت چرا منو از معاونت حذف کردی ؟ |
38 14 مهر 1385 ساعت 23:07 | |
خوبرویان جهان را چو سرشتند گلشان تکه ای سنگ در ان بود همان شد دلشان |
37 11 شهریور 1385 ساعت 03:16 | |
sheraye ghashange zeyadi hast ke adamo tahte tasear gharar mide,eteghad daram hanooz ghashang tarin kalame donya bade allah gofte nashode che berese be sher vali man az in beyt ke nemidonam male keye va poshte shisheye ye otobus khondam kheyli khosham meyad
|
36 29 مرداد 1385 ساعت 09:26 | |
mara ba sham nesbat nist dar sooz ke oo shab soozado man dar shabo rooz |
35 29 مرداد 1385 ساعت 09:25 | |
mara gofti ke del darya kon ey doost hame darya azane ma kon ey doost delam darya shod inak dar kenarat makesh darya be khoon parva kon ey doost |
34 27 مرداد 1385 ساعت 16:36 | |
man inja bas delam tang ast o har sazi keh mibinam bad ahang ast bia rah tosheh bardarim gadam dar raheh bi bargasht bogzarim bebinim aseman har ja hamin rang ast |
33 20 مرداد 1385 ساعت 10:31 | |
کجا بودی وقتی برات شکستم یخ زده بود شاخه گلم تو دستم کجا بودی وقتی غریبی و درد داشت من تنها رو دیوونه میکرد کجا بودی وقتی که از پنجره می پرسیدم این چندمین عابره کجا بودی وقتی تو رو می خواستم که دستات آروم بشینه تو دستم کجا بودی وقتی که گریه کردم از تو به آسمون گلایه کردم کجا بودی وقتی کنار عکسات شبا نشستم به هوای چشمات کجا بودی تو لحظه نیازم وقتی می خواستم دنیا رو بسازم کجا بودی ببینی من می سوزم عین چشات سیاهه رنگ روزم کجا بودی تشنه چشمات بودم نبودی من عاشق دنیات بودم کجا بودی وقتی دیوونت بودم وقتی که بی قرار شونت بودم کجا بودی وقتی چشام به در بود ترانه هام شکایت سفر بود نبودی پیش من بی ستاره ترک می خورد دلم با یه اشاره کجا بودی وقتی که می نوشتم ترانه هام همه مال فرشته م کجا بودی وقتی که پرپرشدم سوختم و از غمت خاکستر شدم کجا بودی ببینی فصل بهار همه می گفتن تو گذاشتیم کنار سرزنشهای مردمو شنیدم هرچی که باورت نمی شه دیدم کنایه هاشونو به جون خریدم نبود ستاره م شبا گریه چیدم کجا بودی وقتی بهم خندیدن ردشدن و همدیگه رو بوسیدن کجا بودی ببینی خستگیمو آب شدن شمعهای زندگیمو همه سراغ تو رو می گرفتن زیر لبی یه چیزایی می گفتن می خندیدم اما تنم می لرزید کجا بودی وقتی چشام می ترسید کجا بودی وقتی سحر نداشتم سیاهی بود از تو خبر نداشتم کجا بودی وقتی که اشکام می ریخت خون جای گریه از تو چشمام می ریخت کجا بودی وقتی باید می موندی غصه مو از لحن صدام می خوندی کجا بودی نگام به در سفید شد هرکی به جز من از تو ناامید شد کجا بودی وقتی دعای داغم میزد به سقف کوچیک اتاقم کجا بودی وقتی صدات می کردم به آسمون رسید صدای دردم کجا بودی من از خودم گذشتم هرجا بگی رو دنبال تو گشتم کجا بودی ببینی آبروم مرد اما به خاطر چشات قسم خورد خنده واسه همیشه از لبام رفت رسیدن از مرمر رویاهام رفت کوچه انتظار رسید به بن بست دلم می گفت اون سر وعده هاش هست کجا بودی که از نفس افتادم روزی یه بار زنده شدم جون دادم وقتی که این بازیارو می کردی من می دونستم داری برمیگردی پاهای خسته تو بذار رو چشمام بگو که دیگه نمی زاری تنهام بگو هنوز دوسم داری با منی بگو محاله قلبمو بشکنی کجا بودی ببینی بی ستاره م ببینی جز تو کسی رو ندارم غم نبودنت مثل آتیشه تو این دو خط ترانه جا نمی شه
(چرا تنهام گذاشتی؟ .... من که دنیا رو باهات عوض نمیکردم...) |
















bare safar che basteey marg khabar nemikonad anke nabaste bare khod dar in safar che mikonad
