| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
184
|
582
|
91/3/2 (15:09)
|
|
||
|
|
831
|
2622
|
91/2/21 (16:56)
|
|
||
|
|
26
|
158
|
90/1/30 (13:43)
|
|
||
|
|
66
|
279
|
91/2/21 (16:57)
|
|
||
|
|
79
|
437
|
91/2/20 (17:28)
|
|
||
|
|
841
|
2575
|
91/2/7 (02:15)
|
|
||
|
|
15
|
71
|
90/4/20 (12:06)
|
|
||
|
|
93
|
727
|
91/2/21 (16:57)
|
|
||
|
|
85
|
716
|
91/2/20 (13:42)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
91/2/20 (13:36)
|
|
||
|
|
277
|
1397
|
91/2/18 (11:28)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
91/2/8 (00:58)
|
|
||
|
|
2
|
4
|
91/2/1 (08:16)
|
|
||
|
|
46
|
209
|
91/1/30 (21:32)
|
|
||
|
|
38
|
137
|
90/12/14 (12:33)
|
|
||
|
|
200
|
798
|
90/12/2 (17:04)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/11/30 (06:12)
|
|
||
|
|
98
|
182
|
90/10/13 (13:36)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
90/10/7 (17:58)
|
|
||
|
|
3
|
13
|
90/9/23 (11:57)
|
|
به بهانه روز زن ،پیشاپیش ....
سیمین دانشور:
..من زنم و به همان اندازه از هوا سهم میبرم كه ریه های تو!!
دردآور است كه من آزاد نباشم تا تو به گناه نیوفتی،
قوس های بدنم بیشتر از افكارم به چشم هایت می آیند،
تاسف بار است كه باید لباسهایم را به میزان ایمان تو تنظیم كنم!!!!
" سیمین دانشور"
|
دستهایم را بگیر | |||
| |||
|
|
منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!
آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت.خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن. بدان آغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد
شعر از زنده یاد سهراب سپهری
پسر فال فروشی را گفتند: چه میکنی؟
گفت به آنان که در گذشته خود مانده اند,
آینده شان را میفروشم
آسمان گرفته بود,
باران میبارید,
زیر باران پسری گفت:
خدایا,گریه نکن درست میشه.
خدایا به من زیستی عطا كن كه در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ایی كه برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ومردنی عطا كن كه بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینكه هر كس آنچنان می میرد كه زندگی كرده است............(دكتر شریعتی)
خسته ام ازین کویر
این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل
این سقوط ناگذیر
آسمان بی هدف،
بادهای بی طرف
ابرهای سربه راه،
بیدهای سربه زیر
ای نظاره شگفت
ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر
ای هنوز بی نظیر
آیه آیه ات صریح
سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط
مثل سطری از کویر
مثل شعر ناگهان
مثل گریه بی امان
مثل لحظه های وحی،
اجتناب ناپذیر
ای مسافر غریب،
در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم
با تو در همین مسیر
از کویر سوت و کور
تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور
دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف
پشت میله ها رها
این منم در این طرف
پشت میله ها اسیر
دست خسته مرا
مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر،
خسته ام از این کویر


|
autumn is a second spring when every leafis a flower albert camus آنگاه که هر برگ بسان گلیست ،پاییز بهار دیگریست |