| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
56
|
515
|
91/2/27 (23:05)
|
|
||
|
|
5
|
57
|
90/6/24 (09:30)
|
|
||
|
|
2
|
18
|
90/6/24 (09:29)
|
|
||
|
|
3
|
22
|
90/6/24 (09:28)
|
|
||
|
|
7
|
59
|
87/11/8 (21:37)
|
|
||
|
|
2
|
14
|
87/9/28 (09:12)
|
|
||
|
|
8
|
73
|
87/5/9 (18:50)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
85/7/30 (14:37)
|
|
||
|
|
4
|
35
|
85/7/28 (07:32)
|
|
||
|
|
7
|
38
|
85/6/15 (10:54)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
84/12/2 (16:16)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
84/2/31 (00:34)
|
|
سلام به همه دوستای عزیز
بدون هیچ مقدمه ای میرم سر اصل مطلب
احتمالا همه شما سریال
"how i meet your mother" یا اشنایی با مادر رو دیدین .این سریال یکی از محبوب
ترین مجموعه های طنز دنیاست که محصول شبکه ی بی اس امریکاست و از سال 2005 تا حالا
داره پخش میشه . پایه و اساس و ایده اولیه این مجموعه این بود که "بیا در مورد دوستان و کارهای احمقانهای
که در گذشته در نیویورک انجام میدادیم بنویسیم. "![]()
شخصیتهای در طول داستان ثابت و محدودند و تنها اتفاقات و کنش های به اصطلاح احمقانه و کمیک سریالو جلو میبره و در عین حال داستان کلی هم با یک روند عادی پیش میره ...
ما اینجا یه انرژی خیلی بزرگ داریم اونم یه جامعه مجازی با بیش از 100 هزار نفر عضو ...کاری که ما میتونیم انجام بدیم اینه که ایده اولیه مجموعه رو عوض کنیم "بیا در مورد دوستان و کارهای احمقانه ای که در گذشته انجام میدادیم بنویسیم "
پس ما هم مینویسیم ....
بر اساس شخصیتهای زیر شما فقط باید یه جایگزینی ساده انجام بدین اونم اینکه خاطره و یا اتفاق طنزی که تو ذهنتونه رو با این شخصیتها تطابق بدین و در حد یک پاراگراف بنویسین ...
شخصیتها :
احسان:21 ساله ...پول دار ... دانشجوی دانشگاه ازاد...هر چند بار به فکر شروع رشته تحصیلی جدیدی می افتد.پدر و مادر او فکر میکنند که احسان دانشجوی بسیار فعال و در کل پسر خوب و موفقی است.و...
مجتبی:22 ساله ...مخترعی که از دانشگاه اخراج شده.همیشه با تلفن با دختری که تا به حال اورا ندیده حرف میزند.معافیت محدود سربازی که هرشب کابوس میبیند.که یک ماشین جیپ سازمان نظام وضیفه او را به زور سوار میکنند و میبرند و...
پوریا :انسانی که به سرعت عصبی میشود .25 ساله .نامزد او ،مینا
مینا: ، مربی زبان مهد کودک است...به
سعید—پرستار تیمارستان.انسان موفقی است ..در محل کار او اتفاقات عجیبی می افتد.و...
شخصیتها رو خیلی ساده و در حد تیپ گذاشتم تا دستمون باز باشه و بتونیم اگه لازم شد بر اساس داستان و بقیه چیزا تا حدودی تغیر بدیم و به یه شخصیت برسیم ...
این مجموعه در مرحله پیش تولیده و بعد از تولید از شبکه ویدئو خانگی اکران خواهد شد.

دوست عزیز خودت فهمیدی چی می خوای؟در ضمن ایده از یک سریال اصلن ایده نمیشه...شما باید قواعد فیلمنامه نویسی رو خوب یاد بگیری....به این نمیگن ایده ...برات آرزوی موفقیت می کنم
دوست عزیز خودت فهمیدی چی می خوای؟در ضمن ایده از یک سریال اصلن ایده نمیشه...شما باید قواعد فیلمنامه نویسی رو خوب یاد بگیری....به این نمیگن ایده ...برات آرزوی موفقیت می کنم
خب اولین داستانو خودم میزارم
بچه ها همه جمع شدن و دارن به داستان اشنایی مینا و پوریا گوش میدن ...مینا داره یه داستان خیلی خیلی فوق العاده رو در مورد عشقشون تعریف میکنه ...و پوریا داره فلاش بک میزنه به گذشته که :
تو یه رابطه رودربایس و فامبلی رفتن خاستگاری مینا و با خودشون گفتم ما هر چیزی که گفتم دارین ما میکیم نداریم اونا هم جواب منفی میدن ..و بر میکردیم ...اما خونوداه مینا جواب مثبت میدن با توجه به شرایط پوریا