| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
9
|
72
|
91/2/22 (10:27)
|
|
||
|
|
108
|
2041
|
91/1/16 (19:17)
|
|
||
|
|
73
|
1385
|
91/1/13 (20:51)
|
|
||
|
|
18
|
574
|
91/1/5 (17:53)
|
|
||
|
|
3
|
140
|
91/1/5 (17:23)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
91/1/5 (17:21)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
90/9/5 (01:04)
|
|
||
|
|
1
|
41
|
90/8/1 (07:10)
|
|
||
|
|
4
|
28
|
90/7/14 (00:31)
|
|
||
|
|
34
|
390
|
90/6/2 (18:06)
|
|
||
|
|
1
|
53
|
89/10/23 (18:00)
|
|
||
|
|
14
|
229
|
89/10/11 (11:27)
|
|
||
|
|
1
|
33
|
89/10/7 (23:32)
|
|
||
|
|
1
|
18
|
89/6/11 (14:52)
|
|
||
|
|
3
|
52
|
89/5/9 (13:11)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
88/8/10 (09:11)
|
|
||
|
|
36
|
415
|
88/7/17 (12:00)
|
|
||
|
|
0
|
131
|
88/5/8 (18:12)
|
|
||
|
|
0
|
102
|
88/4/4 (20:05)
|
|
||
|
|
1
|
55
|
88/2/14 (16:22)
|
|
با سلام :
در این پست سعی می کنم حد اقل هقته ای یک غزل از شعرای انجمن غزل یزد برای آشنایی شما گذاشته شود . نظرات دوستان می تواند راهگشای ما باشد . شما هم به معرفی یکی از انجمنهای غزل دیارتان اینجا پست بگذارید . از لطف دوستان کمال تشکر را دارد .
محمد رضا زینی دوست انجمن غزل است و شاعر نیست .
پیش قبله رویت
این قدر دعا کردم تا دوباره باز آیی /
هر سحر ثنا گفتم تا سر نیاز آیی /
از زبان دل هر شب ، شعر شور و شیدایی /
دمبدم سرودم تا ، خود به سیم و ساز آیی /
این همه خریدم من ، ناز نرگس چشمت /
تا ز چشمه خورشید با هزار ناز آیی /
دیدمت که خاموشی با کسی نمی جوشی /
این قدر غزل خواندم تا به اهتراز آیی /
پیش قبله رویت ، زیر تاق ابرویت /
بارها اذان گفتم ، تا تو در نماز آیی /
پیش مقدمت هر شب بوسه ها زدم بر خاک /
سر فرود آوردم ، تا تو سر فراز آیی /
از استاد لاری پور نقاش
پیش قبله رویت
این قدر دعا کردم تا دوباره باز آیی /
هر سحر ثنا گفتم تا سر نیاز آیی /
از زبان دل هر شب ، شعر شور و شیدایی /
دمبدم سرودم تا ، خود به سیم و ساز آیی /
این همه خریدم من ، ناز نرگس چشمت /
تا ز چشمه خورشید با هزار ناز آیی /
دیدمت که خاموشی با کسی نمی جوشی /
این قدر غزل خواندم تا به اهتراز آیی /
پیش قبله رویت ، زیر تاق ابرویت /
بارها اذان گفتم ، تا تو در نماز آیی /
پیش مقدمت هر شب بوسه ها زدم بر خاک /
سر فرود آوردم ، تا تو سر فراز آیی /
دخت رز
هر کس که می نخورد و به میخانه رو نکرد
جز خون دل زمانه اش اندر گلو نکرد .
ساقی خم آر پیش و ببر از سرم خمار
زیرا دوای درد من امشب سبو نکرد .
هر کس که تر نمود لب از خون دخت رز
پور زمان به شیشه دگر خون او نکرد
چشمی که دید طلعت ساقی میان جام
دیگر جمال حور بهشت آرزو نکرد .
پای خطا ز مستی بر زدیم و باز
دستم ز لطف ساقی میخانه رو نکرد .
شیخی که گفت می زدگان اهل دوزخند
فهمی مگر ز آیه "لا تقنطو" نکرد .
همچون چنار بر دل خود زد چه نارها
پرهیز هر که (آتش)، از آن فتنه جو نکرد .
حسین شاکر ، تلخص ( آتش )