| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
9
|
72
|
91/2/22 (10:27)
|
|
||
|
|
108
|
2041
|
91/1/16 (19:17)
|
|
||
|
|
73
|
1385
|
91/1/13 (20:51)
|
|
||
|
|
18
|
574
|
91/1/5 (17:53)
|
|
||
|
|
3
|
140
|
91/1/5 (17:23)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
91/1/5 (17:21)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
90/9/5 (01:04)
|
|
||
|
|
1
|
41
|
90/8/1 (07:10)
|
|
||
|
|
4
|
28
|
90/7/14 (00:31)
|
|
||
|
|
34
|
390
|
90/6/2 (18:06)
|
|
||
|
|
1
|
53
|
89/10/23 (18:00)
|
|
||
|
|
14
|
229
|
89/10/11 (11:27)
|
|
||
|
|
1
|
33
|
89/10/7 (23:32)
|
|
||
|
|
1
|
18
|
89/6/11 (14:52)
|
|
||
|
|
3
|
52
|
89/5/9 (13:11)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
88/8/10 (09:11)
|
|
||
|
|
36
|
415
|
88/7/17 (12:00)
|
|
||
|
|
0
|
131
|
88/5/8 (18:12)
|
|
||
|
|
0
|
102
|
88/4/4 (20:05)
|
|
||
|
|
1
|
55
|
88/2/14 (16:22)
|
|
سال 1386 در حال به پایان رسیدن است و برای اینكه بحث خوب و بسامانی در این خصوص به راه بیندازیم پیشنهاد می كنم 5 شاعر جوان و موفق سال گذشته را به انتخاب دوستان معرفی كنیم
برای این انتخاب شرایط زیر پیشنهاد می شود:
1- همه شاعران زیر 35 سال شاعر جوان محسوب می شوند
2- شاعران یاد شده برای انتخاب باید دلیل قابل توجهی داشته باشند( مثل چاپ كتاب- انتخاب در جشنوار ها یا جایزه ها- ارائه شعری تاثیرگذار - مطلب ارزشمند و خواندنی در حوزه ی شعر و...)
3- شاعرانی كه در سالهای گذشته كار قابل توجهی داشته اند در این نظرخواهی ملاك نیستند - حوزه زمانی مورد توجه اول فروردین 86 به این سوست
پس از جمع بندی جناب آرش خان شفاعی پسندیده تر این است که بنده و دوستان دیگر اظهارنظر نفرموده و نفرماییم!!
ولی با این حال رای بنده:
1-محمدسعید میرزایی
2-مهدی فرجی
3-سعید بیابانکی
4-غلامرضا طریقی
5-مسلم فدایی
توضیح: از مدیریت محترم کلوپ وزین غزل جوان معاصر درخواست می گردد که پس از استعلام تاریخ تولد افراد فوق مراتب را به نگارنده این سطور اطلاع دهند. با تشکر...

درود
1- گروس عبدالمکیان
2- علیرضا بدیع
3- بنیامین دیلم کتولی
4- رویا زرین
5- الیاس علوی
(آقای شفایی هم خودشون انصراف دادن)
حالا اختتامیه کی برگزار می شه؟
فقط زیر 35 سال قبوله هان؟
یعنی 35ساله جوونه؟ خب اگه جوونه پس چرا 36 ساله جوون نیست؟
بعدشم کاش می گفتی بالای چند سال جوون حساب میشه که ما حساب کار دستمون بیاد، یعنی میخوام بدونم از چند سال به پایین نوجوونه!
خب این یه کار علمیه دیگه! چی؟ یه کار علمی نیست؟ یه کار عملی که هست!
ای وای! یکی این بچه رو ساکت کنه!!!
سلام به جناب شفاعی گل. اینجا چه خبره؟ من تازه با اینجا آشنا شدم. موفق باشید.
رضا شالبافان
سلام آقای آرش خان شفاعی
پارتی بازی نکردم به خدا
نظرم بود
((شوهرمه دیگه چیکار کنم))دیالوگ فیلم؟
اسم فیلم یادم نمیاد اما معتمد آریا ومهدی هاشمی بودن
یا علی
محمد جواد آسمان
رضا نیكوكار
مرتضی حیدری آل كثیر
رضا عابدین زاده
تورج بخشایشی
واما از هر كدام یك شعر
عدم قافیه ی مصرع اول تعمدی است
اینجا بمان دلم می گیرد نرو سفر
اینجا بمان و قهر کن اما نرو سفر
این بار را بلیط نخر تاکسی نگیر
یا اینکه باز من را هم با خودت ببر
آخر تو که نمی دانی بعد رفتنت
شبها چقدر فاصله دارند تا سحر
آخر تو نیستی که ببینی به چشم من
این اصفهان لعنتی انگار بیشتر
گور است تا شبیه به گهوارهی زمین
گوری که جا نمی دهد الّا به یک نفر
...
او بین خواب و بیداری چال می شود
او زنده هست امَا با شاید واگر
امَا تو رفتهای بی تردید با امید
تو رفتهای و آن هم اینطور بی خبر
با سرعت تبی که در چشم می دود
با سرعت درختی که می خورد تبر
با سرعت شکستن بغضی که گفته است
اینبار را بلیط نگیر و نرو سفر
این آدرس دوتا شعر دیگه از ایشون هست
http://www.abokashi.blogfa.com/8602.aspx
رضا نیكوكار(همسرم)
مثل آهو دویده ام آرام
جنگل وحشی نگاهت را
با همه گرگ های دور و برت
گم نكردم هنوز راهت را
زیر و رو كرد تار و پودم را
عشق با یك نگاه كوچولو
سرنوشتم چقدر غمگین بود
مثل «ماهی سیاه كوچولو»
دست در دست های تو انگار
لحظه هایم قشنگ تر می شد
پشت این دست ها نمی دیدم
قفسی را كه تنگ تر می شد
من برای تو شعر می خواندم
تو برام از «فروغ» می گفتی
چشم هایت چه مهربان بودند
لحظه ای كه دروغ می گفتی
عطر موهای رنگ خورده ی تو
گونه ام را انارتر می كرد
این تو بودی ، فقط تو بودی ، تو
كه مرا بیقرارتر می كرد
مثل «صادق هدایت» افكارم
با تو نزدیك به جنون می شد
آنچه می آمد از دلم بیرون
بیشتر از «سه قطره خون» می شد
زندگی ، عشق ، طعم خوشبختی
دیگر از این حروف می ترسم
مثل سرباز تازه وارد از
قلعه های مخوف می ترسم
روبرویم چقدر تاریك است
پل پشت سرم شكسته شده
من همان جوجه اردك زشتم
كه از این حس و حال خسته شده
مثل سیگارلای انگشتت
پشت هم دود می شدم در خود
من به آینده فكر می كردم
گرچه نابود می شدم در خود
دفترم شعر خودكشی می كرد
و تو هر روز لحظه هایم را
زنگ می خوردی و نمی فهمید
گوش هایت تن صدایم را
نقطه چینی كه آخر خط را...
نهیلیسمی كه داشت می بردم
و تو هرگز مرا نفهمیدی
من همیشه برات می مردم
كاش هرگز تو را نمی دیدم
كاش هرگز تو را نمی دیدم
كاش هرگز تو را نمی دیدمثل آهو دو
كاش هرگز ...چه دیر فهمیدم
اینم آدرس وبلاگ ایشون
http://www.rezanikookar.blogfa.com/
مرتضی حیدری آل كثیر
مانکن به خود قیافه ی سنگین گرفته بودشاید دلش از این همه ماشین گرفته بود
رسمی تر از همیشه به یک مرد خیره شد
پیشا نی اش برای کمی چین، گرفته بود
مانکن، به جُم نخوردنِ خود عمق می دهد
اونیز،ژست یک بُت ِ سنگین گرفته بود
یک شاه ِ بی تکلف و یک قصر شیشه ای
با این خیال مسخره تسکین گرفته بود
او اخم کرده باز و به این فکر می کند
ای کاش از این قشنگتر آزین گرفته بود
هی بی هوا به سمت فروشنده تاخته!
هی مشتری به فحش، به توهین گرفته بود
خون ِغرور در شریانهای چوبی اش
از فرط خشم،حالت بنزین گرفته بود
یک شب که پشت شیشه ی ویترین دو دست را
سمت نگاه دختر کف بین گرفته بود-
عاشق شدو به کولی کوچک سلام کرد
کولی ولی دو چشم، به پایین گرفته بود
مانکن که خاطرات خوشی ازهوا نداشت
یک لحظه هم برای کمی بغض ،جا نداشت –
آهی کشید و گردو غبار از تنش وزید
دیگر به سنگ بودن خود اعتنا نداشت
هر چند،مملو از هیجان بود- گریه اش
مثل ِ تکان نخوردن ِ پلکش صدا نداشت
حسی عجیب در دل او قصد اوج کرد
در یک قفس که روزنه ای از هوا نداشت
عاشق شدو ،به نیت پرواز پلک بست
آدم شدو پرنده شدو شیشه را شکست
اینم آدرس وبلاگ ایشون
رضا عابدین زاده
یک- دو- جنون ثانیه ها عقربِ چهار
ساعت درست چند دقیقه به انفجار
آرام در جنون خودش پرسه می زند
یک مرد -من- پرس شده از شدت فشار
احساس درد در چمدان جا نمی شود
کوپه به کوپه فاجعه ها پشت هم قطار
اردیبهشت می رسد و من بزرگتر........
شاید اگر که....قافله جا ماند از بهار
دکتر!!.... چهار نعل سرم درد می کند
رم کرده باز توی سرم اسبِ بی مهار
پرونده ای سیاهتر از قصه ی کلاغ
تقدیم کن به حنجره ام..قار..قار..قار...
امشب هوای اسکله شرجی شده بیا
با گریه ام به آب بزن باز بی گدار
در قاب عکس کودکی ام تاب می خورد
در آلبوم بزرگ ترم زیر آبشار
روز تولدم!؟....همه ی روزهای پوچ
ممنون ولی محل تولد؟ همین مزار
در متن استوای سماوی هوا پس است
سیاره ای در آینه خارج شد از مدار
دکتر دوای این همه دردم چه می شود؟
آقا دوای درد شما قرص ِ ....انتحار
در انزوای کامل من روح می خوری
این روزها فراتری از حد انتظار
با اسب....چار نعل....خداحافظ همه
حالا کجا ؟چه با عجله؟ می روم شکار
شلیک می کنم به تویی که خود منی
شلیک می کنم به دوتا قلب بی قرار
این پیرهن به رنگ جنونم نمی خورد
پیراهن سفیدتری مرگ من! بیار
با مغز می خورم به خودم به زمین گرم
اصلا نمی شود که ازین مهلکه فرار..........
اینم آدرس وبلاگ ایشون
http://www.ghazalbegoo.persianblog.ir/
تورج بخشایشی
صدای خیس شکستن، دری به هم می خورد
و مرگ ساده و بی ادعا رقم می خورد
نگاه کن به درونم به گوشه ی قلبم
به زندگی که به دست زنی قلم می خورد
صدای گیج دو سایه ، دوسایه ی درهم
ستاره های روانی ، شباهت تو و غم
تفاهم سگ و آدم ، زوال باغچه ها
صدای ریزش شب از نوک کلاغچه ها
دستت را به من بده ، می خواهم دور انگشتت حلقه شوم
سقوط تلخ ، سقوطی سریع و یاس آور
افول فلسفه های جهان ، افول هنر
ورود ذهن به دالان حسرتی ابدی
خروج وسوسه از لایه های خاکستر
هوای غمزده در لایه های نامرئی
گلوی یخ زده از قرص های خواب آور
لطفا دهانت را کنار بکش ، این لبها سهم من است
جهان بی سر و ته ، یک جهان بی خوشبخت
که دست های تو را بسته / می کند بر تخت
گلوی خونی نیچه ، سر بریده ی من
صدای قهقهه ی ناگزیر اهریمن
و رقص روی زمین های بایر ابری
چقدر حادثه داری چقدر بی صبری
آغوش برنده ام را نفس بکش ... لطفا
http://www.hochi.persianblog.ir/
یا علی
دوستان لطف کنند توجه بیشتری به عنوان این بحت کنند. خانم راحیل و آقای پوریا و آقای دشتی باید غزلها را در قسمت یک غزل قرار می دادید. اگر حسارت به این دوستان نباشه از آرش خان می خواهم این سه پاسخ را همراه با همین پاسخ بنده پاک کنه. (پاسخ 23 و پاسخ 21 و پاسخ 17و پاسخ 25)
در ضمن خدمت آقای دشتی عرض می شود که شعری که سروده اند و در پست 17 قرار داده اند ایراد قاقیه دارد:
جداگانه، یتیمانه، رندانه، کریمانه، مردانه، غزیبانه
جدا، یتیم، رند، کریم، مرد، غریب