userinfo close

  ,

غرور


ghoroorclub

تاسیس: 28 اسفند 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: شاهین مرادی - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
54
225
88/5/23 (12:46)
48
216
90/4/1 (03:15)
104
112
89/8/23 (20:24)
0
7
89/8/23 (19:52)
10
37
89/7/26 (03:39)
165
785
89/6/3 (01:55)
69
188
89/6/2 (21:40)
54
156
89/6/2 (21:38)
23
60
89/6/2 (21:36)
12
48
89/6/2 (21:35)
14
28
89/6/2 (02:57)
83
215
89/5/26 (21:49)
58
158
89/2/15 (23:37)
8
23
88/7/25 (04:23)
22
102
88/7/7 (09:02)
3
18
88/6/19 (07:05)
4
13
88/6/11 (02:58)
15
62
88/6/10 (14:11)
12
42
88/6/10 (14:03)
9
25
88/6/5 (17:21)

عنوان بحث

شاهین مرادی , shahinam
شاهین مرادی - 15:33 1388/06/8

تاثیر گذارها

اشخاص ، کتابها ، وقایع  و هر چیزی که روتون تاثیر گذاشته
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
شاهین مرادی , shahinam
شاهین مرادی - 02:57 1389/06/2
14

(Godiva) همسر دوک کاونتری انگلیس  زنی  خیلی محبوب و محترم بود.  وقتی ظلم شوهر و مالیات سنگینی که  باعث بدبختی مردم شده بود،را مشاهده کرد . اصرار زیادی کرد به شوهرش که مالیات رو کم کنه ولی شوهرش از این کار سرباز می زد. بالاخره شوهرش یه شرط گذاشت، گفت اگر برهنه دور تا دور شهر بگردی من مالیات رو کم می کنم . گودیوا قبول می کنه، خبرش در شهر می پیچد، گودیوا سوار یک اسب در حالی که همه ی پوشش بدنش موهای  ریخته شده روی سینه اش بود در شهر چرخید، ولی مردم شهر به احترامش اون روز، هیچکدوم از خانه بیرون نیامدند و تمام درها و پنجره ها رو هم بستند.در تاریخ انگلیس و کاونتری بانو گودیوا به عنوان یک زن نجیب و شریف جایگاه بالایی داره و مجسمه اش در کاونتری ساخته شده است....

شاهین مرادی , shahinam
شاهین مرادی - 23:31 1389/02/15
13

ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه ی نقره را انتخاب می‌کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه ی نقره را انتخاب می‌کرد.

تا این که مرد مهربانی از راه رسید و از این که ملا نصرالدین را آن طور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد.

 در گوشه ی میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه ی طلا را بردار. این طوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند.

ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هایم.

 شما نمی‌دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده‌ام...

«اگر کاری که می کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.»


  • عنوان
    وضعیتدوستانکلوب غرور
    layer_close.gif
    شگرد اقتصادی ملا نصرالدین
     
شاهین مرادی , shahinam
شاهین مرادی - 04:22 1388/07/25
12
سلام
منکه مدتیه فرصت و حوصله اومدن بکلوب رو ندارم
دوستای دیگه کجا هستن؟
شاهین مرادی , shahinam
شاهین مرادی - 18:41 1388/06/31
11
کتاب روح ملتها نوشته احمد ارام معرکه است
mitra asadi , taraneh532
mitra asadi - 20:59 1388/06/21
10

وجود  اشخاص درهمان مقعطع زندگیم رو دگرگون میکنه و تاثیرش همان موقع است و هیچ تجربه ای برام با خودش نمیاره و دوباره آدمهای دیگه با تفاوتهاشون در همان مقطع تاثیرگذارن

شاهین مرادی , shahinam
شاهین مرادی - 20:51 1388/06/21
9

سلام خوش اومدید

انگیزه دارم حوصله ندارم .

البته با نوشتن در مورد انگیزه واقعا میشه انگیزه هم پیدا کرد؟

حالا شما بنویسید ما بخونیم

شاهین مرادی , shahinam
شاهین مرادی - 12:37 1388/06/21
8

خیلی دوست دارم مطلب بنویسم اما نمی دونم چرا دیگه نوشتنم نمیاد .

پیر شدیم دیگه

ارمغان ص  , aramkhanoom
ارمغان ص - 00:51 1388/06/19
7

تاثیر کتاب ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد روم زیاد بود کتاب یه مردم با تمام کسل کنندگیش عالی بود  کتابای جبران و پا؛لو کیلو  زیادن حتما بخونید

لحظه کنکورمم هیچ وقت فراموش نمیکنم با اینکه 4 سال گذشته

آدم ها هم زیاد بودن که تو زندگیم تاثیر گذاشتن با همه خوبی بدی دوستشون دارم

سعیده س , abin85
سعیده س - 11:27 1388/06/18
6
نقل قول از : شاهین مرادی

سلام

خوش اومدین سعیده خانم . مدتی نبودید فکر کردم فراموش کردید کلوبمونو .

شما بودید سه سال پیش که یه همچین بحثی تو کلوب سی ساله ها داشتیم و من اونجا می نوشتم ؟

عجب بحثی شده بود و عجب استقبال عجیبی از اون صفحه شد . اخرشم مدیر اونجا تحمل نکرد و اون بحثو بست .

عجب حوصله ای داشتم من که می نشستم و هر بار کلی مطلب می نوشتم .


سلام
نه اتفاقا این کلوب رو فراموش نکردم یادمه تو کلوب متولدین دهه 50 بود می نوشتین (ما کجای راهییم؟) من اون بحث رو خیلی دوست داشتم نوشته های شما رو هم خیلی دوست داشتم و دنبال می کردم ولی خب انقدر بی مزه بازی دراوردن که خرابش کردن!
شاهین مرادی , shahinam
شاهین مرادی - 03:48 1388/06/18
5
منظور اینه که هر چیزی که شما رو تحت تاثیر قرار داده و شما ازش تاثیر گرفتید رو بگید
مهران احمدیان , mehran_ahh
مهران احمدیان - 14:05 1388/06/10
4
یعنی  چی  منظور چیه ؟

شاهین مرادی , shahinam
شاهین مرادی - 16:51 1388/06/9
3

سلام

خوش اومدین سعیده خانم . مدتی نبودید فکر کردم فراموش کردید کلوبمونو .

شما بودید سه سال پیش که یه همچین بحثی تو کلوب سی ساله ها داشتیم و من اونجا می نوشتم ؟

عجب بحثی شده بود و عجب استقبال عجیبی از اون صفحه شد . اخرشم مدیر اونجا تحمل نکرد و اون بحثو بست .

عجب حوصله ای داشتم من که می نشستم و هر بار کلی مطلب می نوشتم .

سعیده س , abin85
سعیده س - 16:15 1388/06/8
2
من اوووووول

یه اتفاقی كه اول سال افتاد و كلی رو زندگیم تاثیر گذاشت هنوزم تاثیراتش ادامه داره

و اما اثرگذارترین كتابی كه تو زندگیم خوندم چهار اثر از فلورانس اسكاول شین بود كه آرامش رو برام به ارمغان اورد
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.