userinfo close

  ,

دكتر الهی قمشه ای


ghomshehei

تاسیس: 17 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: آریا حروفی - معاونان
-- حتمابه قسمت (( مشاهده کلیه مباحث )) برید تا از تمامی مطالب کلوب استفاده لازم را ببرید --
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
87
3432
91/1/29 (10:02)
126
5091
91/1/23 (19:20)
447
11792
91/2/29 (09:47)
41
899
90/9/23 (21:39)
83
3519
91/2/14 (10:09)
8
50
91/3/3 (21:53)
13
54
91/2/29 (09:50)
10
136
91/2/21 (10:56)
122
1513
91/2/21 (10:19)
0
3
91/2/16 (08:31)
4
31
91/2/2 (21:49)
31
215
91/2/2 (00:42)
15
139
91/2/2 (00:33)
11
142
91/1/23 (07:16)
35
384
91/1/23 (07:15)
5
58
91/1/23 (07:12)
6
33
91/1/16 (10:20)
6
44
91/1/16 (10:19)
1
34
91/1/16 (10:19)
6
63
91/1/16 (10:13)

عنوان بحث :: این بحث را 7 نفر دنبال می کنند.

دل گرفته م , delgerefteh
دل گرفته م - 16:27 1384/07/11

حكایت و لطیفه های شیرین


درود بر دوستان

در این قسمت حكایت ها و لطیفه های شیرین از كتاب های قدیمی رو براتون میزارم
امیدوارم لذت ببرید
راستی نظر خودتون رو حتما بنویسید .

حق یارتان
بدرود .
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
عسل ساجدی , peyvands
عسل ساجدی - 21:42 1384/07/11
1
خیلی جالبه متشكرم..
دل گرفته م , delgerefteh
دل گرفته م - 16:28 1384/07/11
2

نقل است که در بغداد دزدی را آویخته بودند . جنید برفت و پای او بوسه داد. از او سوال کردند؟
گفت: هزار رحمت بر وی باد که در کار خود مرد بوده است و چنان این کار را به کمال رسانیده است که سر در سر آن کار کرده است!

یاحق بدرود .
دل گرفته م , delgerefteh
دل گرفته م - 19:20 1385/01/7
3
یک روز مردی میرفت به شهر که هیزم بفروشد. بین راه نصرالدین به او رسید و پرسید: «این حطب مرتب بر حمار اسوداللون را هر رطل شرعی به چند درهم در معرض بیع و شرا در می آوری؟»

مرد نگاهی به او کرد و گفت: «داداش! اگر می خواهی هیزم بخری هر من سی درم، اما اگر می خواهی دعا بخوانی، برو مسجد.»

حق یارتان
بدرود .
پردیس احترامیان , pardisehteramian
4
aliyeh,vaghean mer300000000
دل گرفته م , delgerefteh
دل گرفته م - 02:23 1385/01/11
5

در تاریخ آورده‌اند كه: وقتی حاج میرزا آقاسی وزیر محمد شاه قاجار به حفر قناتی امر داده بود، روزی كه به بازدید چاه‌ها رفت، مقنی اظهار داشت كه كندن قنات در اینجا بی‌حاصل است، چه اینكه این زمین آب ندارد. حاج میرزا آقاسی در جوابش گفت:

«آب برای من ندارد، نان كه برای تو دارد!!»

حق یارتان
بدرود .
دل گرفته م , delgerefteh
دل گرفته م - 02:24 1385/01/11
6

قاضی از دزدی پرسید: اینهمه سرقتها را تنهایی می‌كردی یا شریك هم داشتی؟

گفت: تنها بودم. مگر در این زمانه، آدم درستكار هم پیدا می‌شود كه به شركت انتخاب كنم.

حق یارتان
بدرود .
دل گرفته م , delgerefteh
دل گرفته م - 02:25 1385/01/11
7

شخصی از دیگری پرسید: شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی در چه سالی وفات یافت؟

پاسخ داد: مرگ آن جناب در سالهای 690 تا 694 هجری قمری اتفاق افتاده است.

گفت: پس معلوم می‌شود آن بیچاره چهار سال تمام جان می‌كنده است!

حق یارتان
بدرود .
دل گرفته م , delgerefteh
دل گرفته م - 02:25 1385/01/11
8

مؤذنی بانگ می‌گفت و می‌دوید، پرسیدند كه چرا می‌دوی، گفت: میگویند كه آواز تو از دور خوش است. می‌دوم تا آواز خود را از دور بشنوم .

حق یارتان
بدرود .
دل گرفته م , delgerefteh
دل گرفته م - 02:26 1385/01/11
9
امیری اسبی لاغر و مردنی را به مردی بخشید. اسب به اندازه‌ای لاغر بود كه تا منزل رسید، مرد. آن مرد نامه‌ای به این شرح به امیر نوشته و فرستاد: «یا امیر اسبی كه به من اعطاء نمودی. سریعترین اسب جهان بود، چون فاصله دنیا و آخرت را در یك ساعت طی نمود.»

حق یارتان
بدرود .
دل گرفته م , delgerefteh
دل گرفته م - 02:27 1385/01/11
10
روزی حضرت رسول صلی الله علیه و آله با حضرت امیر علیه‌السلام نشسته بودند و با هم خرما می‌خوردند و هر خرما كه آنحضرت می‌خورد پنهان از حضرت امیر علیه‌السلام دانه آنرا پیش وی می‌نهاد، چون خرما تمام شد پیش حضرت امیر علیه‌السلام دانه بسیار جمع شده بود و پیش آنحضرت هیچ نبود، پس آنحضرت بر سبیل مزاح به حضرت امیر علیه‌السلام گفت: «من كثر نواه فهو اكول» یعنی هر كه هسته بسیار پیش او جمع شده باشد، پس او بسیار خورنده است، حضرت امیر علیه‌السلام در جواب فرمود: «من اكل نواه فهو اكل» یعنی هر كه هسته‌ها را تناول كرده او خورنده‌تر است.

حق یارتان
بدرود .
صدیقه  , arsaa26
صدیقه - 05:14 1385/01/11
11
آقای دل گرفته
سلام و سال نو مبارك. از این كه حكایات و لطیفه‌های زیبایی را در این كلوب ارائه دادید ممنون. امیدوارم سال جدید سال خوب و سرشار از موفقیتی برای شما باشه.
ساسان ا , sasanamiri
ساسان ا - 03:01 1385/01/20
12
دوست عزیز که انشالله هیچ وقت دلت گرفته نباشه ممنون از مطالب قشنگت خصوصا این آخری که محشر بود.

قربانت و موفق باشی.
دل گرفته م , delgerefteh
دل گرفته م - 21:59 1385/05/22
13

 

منصور خلیفه، عربی شامی را گفت چرا شكر حق سبحانه را بجای نمی‌آوری كه تا من بر شما حاكم شده‌ام طاعون از میان شما دفع شدست، عرب گفت: حق سبحانه از آن عادلتر است كه دو بلا بر ما گمارد.

دل گرفته م , delgerefteh
دل گرفته م - 21:59 1385/05/22
14

 

جمعی عوام نزد حاكم شكایت فرماندار ولایت خود را كردند. حاكم گفت: هر عضو از اعضای او به عدالت و انصاف موصوف و گواه است، چطور از او شكایت دارید؟! ظریفی گفت: حال كه چنین است، پس هر یك از اعضای او را به ولایتی فرست تا عدالت او همه گیر شود!

دل گرفته م , delgerefteh
دل گرفته م - 22:00 1385/05/22
15

 

معروفست كه علامه حلی(قدس سره) در حال طفولیت در خدمت دایی خود محقق درس می‌خواند و گاهی می‌گریخت، محقق از عقب او روان می‌شد كه او را بگیرد چون به نزدیك او می‌رسید، علامه آیه‌ای می‌خواند كه سجده واجب داشت و محقق در میانه راه به سجده می‌رفت و علامه فرصت را غنیمت شمرده، می‌گریخت.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.