| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
87
|
3432
|
91/1/29 (10:02)
|
|
||
|
|
126
|
5091
|
91/1/23 (19:20)
|
|
||
|
|
447
|
11792
|
91/2/29 (09:47)
|
|
||
|
|
41
|
899
|
90/9/23 (21:39)
|
|
||
|
|
83
|
3519
|
91/2/14 (10:09)
|
|
||
|
|
8
|
50
|
91/3/3 (21:53)
|
|
||
|
|
13
|
54
|
91/2/29 (09:50)
|
|
||
|
|
10
|
136
|
91/2/21 (10:56)
|
|
||
|
|
122
|
1513
|
91/2/21 (10:19)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/2/16 (08:31)
|
|
||
|
|
4
|
31
|
91/2/2 (21:49)
|
|
||
|
|
31
|
215
|
91/2/2 (00:42)
|
|
||
|
|
15
|
139
|
91/2/2 (00:33)
|
|
||
|
|
11
|
142
|
91/1/23 (07:16)
|
|
||
|
|
35
|
384
|
91/1/23 (07:15)
|
|
||
|
|
5
|
58
|
91/1/23 (07:12)
|
|
||
|
|
6
|
33
|
91/1/16 (10:20)
|
|
||
|
|
6
|
44
|
91/1/16 (10:19)
|
|
||
|
|
1
|
34
|
91/1/16 (10:19)
|
|
||
|
|
6
|
63
|
91/1/16 (10:13)
|
|
به جهنــــــــم كه مـــــــــــرا به جهنــــــــــــم میبرند!
به خاطــــــــر عشـــــــــقـــبازی با خیــــــــال تو
تو خـــــــود ........خــــــود ......بهشـــــــــتی....
باسلام خدمت همه بزرگان و عزیزان،
وبلاگ غیر رسمی استاد دکتر حسین الهی قمشه ای به آدرس ذیل راه اندازی شده است.لطفاً اطلاع رسانی نمائید:
توجه توجه
بابهره مندی از اخلاق ناب ایرانی آزاد می اندیشیم...
به اطلاع دوستان عزیز میرساند اولین جامعه مجازی درعرصه آزاداندیشی با حضور کارشناسان و صاحب نظران حوزه ودانشگاه درموضوعات مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، عقیدتی و... آغاز بکار کرد.
منتظرحضورگرم شمادربحث های ایجادشده توسط کارشناسان وپذیرای بحث های آزاد اندیشانه شما در جامعه ی مجازی هستیم.
جبهه سایبری جنبش عمّارها
salam pesar khale jon
chetori ?
agha daram bet mgam rezaro tu koncert komak kon
vade alakiam nade
تقدیم به دل گرفته ها:
تا توانی دف غم از چهره غمناک کن.....
در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن.
نه فقط از دل گرفته بلکه از تمام کسانی که مطلب گذاشتند تشکر میکنم
موفق باشید
پرنده آبی
روزی پرنده ای آبی رنگ ناگهان از پنجره وارد اتاق شما میشود و در آنجا به دام می افتد. چیزی در این پرنده شما را به خود جذب میکند و تصمیم میگیرید آن را نگه دارید. اما روز بعد در عین شگفتی متوجه میشید رنگ پرنده از آبی به زرد تغییر کرده است. این پرنده استثنایی دوباره تغییر رنگ می دهد و در صبح روز سوم به رنگ قرمز روشن در می اید و در روز چهارم سیاه رنگ است.
روز پنجم است. وقتی از خواب برمی خیزید این پرنده چه رنگی است؟
1. پرنده تغییر رنگ نمی دهد و سیاه باقی می ماند.
2. پرنده به رنگ آبی که در ابتدا داشت باز میگردد.
3. پرنده سفید می شود.
4. پرنده طلایی می شود.
جواب ها باید در همین 4 جواب بالا جستجو بشه و رنگ های دیگه مثل سبز ، بنفش ، زرد و بی رنگ مد نظر نیست.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پرنده ای که در اتاق شما بدام افتاد ، نماد خوشبختی است ، اما ناگهان تغییر رنگ داد و در شما دلهره و اضطرابی نسبت به ناپایداری خوشی و شادمانی بوجود آورد. عکس العمل شما در این وضعیت نشان دهنده ی پاسخ شما به شمکلات و بلاتکلیفی ها در زندگی واقعی است
1. کسانی که گفتند پرنده سیاه باقی میماند دیدگاهیی بدبینانه دارند.
آیا شما باور دارید اوضاع هیچ وقت بهبود نمی یابد؟ به یاد داشته باشید همیشه پایان شبه سیه سپید است.
2. کسانی که گفتند پرنده دوباره آبی میشود خوش بین و همل گرا هستند.
شما باور دارید زندگی ترکیبی از خوب و بد است و مقابله کردن و سرسختی نشان دادن در برابر این واقعیت سودمند نیست. مشقات و ناملایمات را با خونسدری می پذیرید و اجازه می دهید زندگی روال طبیعی خود را طی کند. این دیدگاه باعث میشود از تلاطم ناملایمات و سختیها با موفقیت بیرون آیید.
3. کسانی که گفتند پرنده سفید میشود در برابر فشارهای زندگی مصمم و خونسردند.
شما در زمان بحران وقت خود را در تردید و دودلی تلف نمی کنید اگر وضعیت بغرنج شود ترجیح میدهید جلوی ضرر را بگیرید و به دنبال را دیگری برای رسیدن به هدفتان می گردید و در غم و اندوه گرفتار نمی شوید. این روش محتاطانه بدین معنی است که اوضاع بطور طبیعی بر وفق مراد شما پیش خواهد رفت.
4. کسانی که گفتند پرنده طلایی میشود ، بی باک و نترس هستند.
شما معنی بحران را نمیدانید برای شما هر بحرانی ، یک فرصت است. این جمله ناپلئون کخ گفته است «غیر ممکن ... ، این واژه فرانسوی نیست » درمورد شما صدق میکند. اما مواظب باشید این اعتماد به نفس زیاد ، مرز بین شجاعت و حماقت را از بین نبرد.
خیال بافی هایم را دوست دارم
خیال بافی هایم را دوست دارم
این تنها دارایی لحظه های تنهایی من است
خیال بافی هایم را دوست دارم
چون این تنها چیزی ست که دنیا هم نمی تواند از من بگیرد
در خیالم تمام دل خواسته هایم را جرعه جرعه می نوشم
و عطش سالیان را فرو می نشانم
در خیالم تو را دارم با تمام خوبی هایت
حضورت را
نفست را
و
آغوشت را
در خیالم عاشقی میکنم با روحت
آنگونه که آدمیان در بیداری آرزویش را دارند
در خیالم می نشینم در کنارت بی پروا
سر می نهم بر زانوانت بی واهمه
و اشک میریزم ساعتها بی دلهره
بی پروای حضور دیگران
بی واهمه از قضاوت شان
و بی دلهره از دل زدگی تو
خیال بافی هایم را دوست دارم
زیرا در لحظه لحظه این لحظات
سرشارم از عشق جاودان تو
سرشارم از لذت حضور گرم تو
و لبریزم از گرمای وجودت
و ای کاش در آن لحظه که غرق رویای تو هستم
خدا هم خدایی می کرد
و می بخشید تو را همانگونه به من
خیال بافی هایم را دوست دارم
چون تو تنها در همین خیالهایم قدم بر دیده می گذاری
تنها در پس مردمکان خیسم تصویرت را می بینم
که بی تاب تپش های لرزان این دل لرزانی
خیال بافی هایم را در سکوت و تاریکی می نوشم
از بی رحمی نور و غوغای روز بی زارم
چون با حضورشان طعم شیرین رویاهایم را به تلخی حقیقت بدل می کنند
در تاریکی با چشمانی بسته
روی گردانده از همهمه این همه هیاهو
تنها به خیال تو دل خوش کرده ام
تویی که جایی در واقعیت زندگی ام نداری
پس نمی خواهم
حضورت
آغوشت
بوسه ات
و نفست را
ازرویاهایم باز پس گیری
پس لب فرو می بندم
و تمام خواستنم را فرو می نشانم
تا جلوی فاجعه ای را ازهمین امروز بگیرم
ساکت می مانم و می خورم حرف دلم را
مبادا حتی خیالت را هم از من بگیری
لیدا