لیست بحث ها| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
8
|
86/9/3 (13:12)
|
|
||
|
|
3
|
32
|
86/6/23 (13:42)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
86/5/20 (21:39)
|
|
||
|
|
3
|
36
|
85/11/20 (03:11)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
85/8/16 (04:31)
|
|
عنوان بحثشعرهای زیبا 3 آذر 86 - 12:56 | |
شعرها و مطالب زیباااااا ![]() | |
پاسخ ها6 3 آذر 1386 ساعت 13:12 | |
خانهیِ عنكبوتخانهیِ باداست این دل/ بیدری كه بسته شود هرگز/ و پنجرههایِ شیشه شكستهاش/ گذرگاهِ باداست و مامن جغدهایی و شبكورهایی/ كه آن:/ به هُوهُوهُویی و/ این:/ با خِشوخِشِ خشكیدهیِ بالهایش آواز میخوانند/ سرخوش خوش میخوانند سرودِ كُند و بیوقفهیِ ویرانی را/ و خانه/ خانهیِ باداست،خانهیِباد شدهاست،خانهیِ باد/ و علفها و هرزهگیامیرقصند بر در و دیوارش..... |
5 3 آذر 1386 ساعت 13:12 | |
تعلیقجز نرمهگَردی//چه به كف میماند/ كه به انگشت بسایی و در مشت بسایی و ... |
4 3 آذر 1386 ساعت 13:11 | |
دیداری در فلق تو مثل لاله ی پیش از طلوع دامنه ها
|
3 3 آذر 1386 ساعت 13:06 | |
اسب سفید وحشی بر آخور ایستاده گرانسر اندیشنک سینه ی مفلوک دشت هاست اندوهنک قلعه ی خورشید سوخته است با سر غرورش ، اما دل با دریغ ، ریش عطر قصیل تازه نمی گیردش به خویش اسب سفید وحشی ، سیلاب دره ها بسیار از فراز که غلتیده در نشیب رم داده پر شکوه گوزنان بسایر در نشیب که بگسسته از فراز تا رانده پر غرور پلنگان اسب سفید وحشی با نعل نقره وار بس قصه ها نوشته به طومار جاده ها بس دختران ربوده ز درگاه غرفه ها خورشید بارها به گذرگاه گرم خویش از اوج قله بر کفل او غروب کرد مهتاب بارها به سراشیب جلگه ها بر گردن سطبرش پیچید شال زرد کهسار بارها به سحرگاه پر نسیم بیدار شد ز هلهله ی سم او ز خواب اسب سفید وحشی اینک گسسته یال بر آخور ایستاده غضبنک سم می زند به خک گنجشک ای گرسنه از پیش پای او پرواز می کنند یاد عنان گسیختگی هاش در قلعه های سوخته ره باز می کنند اسب سفید سرکش بر رکب نشسته گشوده است یال خشم جویای عزم گمشده ی اوست می پرسدش ز ولوله ی صحنه های گرم می سوزدش به طعنه ی خورشید های شرم با رکب شکسته دل اما نمانده هیچ نه ترکش و نه خفتان ، شمشیر ، مرده است خنجر شکسته در تن دیوار عزم سترگ مرد بیابان فسرده است اسب سفید وحشی ! مشکن مرا چنین بر من مگیر خنجر خونین چشم خویش آتش مزن به ریشه ی خشم سیاه من بگذار تا بخوابد در خواب سرخ خویش گرگ غرور گرسنه ی من اسب سفید وحشی دشمن کشیده خنجر مسموم نیشخند دشمن نهفته کینه به پیمان آشتی آلوده زهر با شکر بوسه های مهر دشمن کمان گرفته به پیکان سکه ها اسب سفید وحشی من با چگونه عزمی پرخاشگر شوم ما با کدام مرد درایم میان گرد من بر کدام تیغ ، سپر سایبان کنم من در کدام میدان جولان دهم تو را اسب سفید وحشی ! شمشیر مرده است خالی شده است سنگر زین های آهنین هر دوست کو فشارد دست مرا به مهر مار فریب دارد پنهان در آستین اسب سفید وحشی در قلعه ها شکفته گل جام های سرخ بر پنجه ها شکفته گل سکه های سیم فولاد قلب زده زنگار پیچید دور بازوی مردان طلسم بیم اسب سفید وحشی در بیشه زار چشمم جویای چیستی ؟ آنجا غبار نیست گلی رسته در سراب آنجا پلنگ نیست زنی خفته در سرشک آنجا حصارنیست غمی بسته راه خواب اسب سفید وحشی آن تیغ های میوه اشن قلب ای گرم دیگر نرست خواهد از آستین من آن دختران پیکرشان ماده آهوان دیگر ندید خواهی بر ترک زمین من اسب سفید وحشی خوش باش با قصیل تر خویش با یاد مادیانی بور و گسسته یال شییهه بکش ، مپیچ ز تشویش اسب سفید وحشی بگذار در طویله ی پندار سرد خویش سر با بخور گند هوس ها بیا کنم نیرو نمانده تا که فرو ریزمت به کوه سینه نمانده تا که خروشی به پا کنم اسب سفید وحشی خوش باش با قصیل تر خویش اسب سفید وحشی اما گسسته یال اندیشنک قلعه ی مهتاب سوخته است گنجشک های گرسنه از گرد آخورش پرواز کرده اند یاد عنان گسیختگی هاش در قلعه های سوخته ره باز کرده اند |
2 3 آذر 1386 ساعت 13:03 | ||||||||
| ||||||||
1 3 آذر 1386 ساعت 12:57 | ||||||||
| ||||||||









