| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
74
|
318
|
91/3/10 (13:00)
|
|
||
|
|
12
|
87
|
91/3/10 (12:58)
|
|
||
|
|
83
|
1486
|
91/2/26 (10:45)
|
|
||
|
|
5
|
31
|
91/2/9 (19:39)
|
|
||
|
|
18
|
247
|
90/12/7 (15:10)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
90/11/25 (20:12)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
90/11/15 (22:57)
|
|
||
|
|
41
|
277
|
90/10/24 (13:06)
|
|
||
|
|
75
|
423
|
90/10/8 (20:51)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
90/8/8 (21:56)
|
|
||
|
|
206
|
2885
|
90/8/5 (16:41)
|
|
||
|
|
68
|
776
|
90/6/10 (22:50)
|
|
||
|
|
12
|
52
|
90/2/26 (19:19)
|
|
||
|
|
3
|
190
|
89/10/15 (21:22)
|
|
||
|
|
32
|
344
|
89/8/24 (17:54)
|
|
||
|
|
140
|
2476
|
89/7/16 (20:30)
|
|
||
|
|
30
|
269
|
89/6/30 (01:39)
|
|
||
|
|
1
|
44
|
89/6/15 (14:22)
|
|
||
|
|
11
|
176
|
89/6/5 (01:32)
|
|
||
|
|
0
|
25
|
89/4/5 (00:11)
|
|
سلام دوستان
تولد کلوب زنده یاد قیصر امین پور رو تبریک می گم
امیدوارم به شایستگی بتونیم یاد استاد رو زنده نگه داریم



شعری از آقای سعید بیابانکی که در سوگ استاد سروده شده :
مست از درم در آمد و دیدم غم است این .....( سایه )
برای قیصر شعر ایران
پنداشتم که باغ گلی پرپر است او
دیدم که نه ...برادر من قیصر است او
هرکوچه باغ را که سرک می کشم هنوز
می بینم از تمام درختان سر است او
دیروز اگر برای شما شعر تر سرود
امروز هم بهانه ی چشم تر است او
یک عمر آبروی چمن بوده این درخت
امروز اگر خزان زده و لاغر است او
در خاک می تپد دل گرمش به یاد ما
چون آتش نهفته به خاکستر است او
اورا به آسمان بسپارش به خاک .... نه
مثل کبوتران حرم پرپر است او
گاهی زلال و نرم ...گهی تند و گاه تیز
تلفیق آب و آینه و خنجر است او
آرام آرمیده دراین حجم ترمه پوش
شاید به فکر یک غزل دیگراست او ....
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما
قیصر همیشه زنده است.
از رفتنت دهان همه باز.....
انگار گفته بودند
پرواز
پرواز
(خیلی زود رفت)
سه سال گذشت و چه ارزوهایی داشتیم وچه ...
چند بار می خواستم به خود استاد بگم که من مدیر کلوب شما هستم و ما همچین کلوبی داریم و...یه مطلب اختصاصی/ شعر یا گفتگوی اختصاصی ...ولی هیچوقت روم نشد نمیدونم از کوچیکی کلوب ما بود یا از بزرگی استاد...ولی نتونستم بگم و همیشه با خودم میگفتم بعدا حتما کم رویی رو کنار میذارم و به استاد محبوبم میگم که ما کلوبی بدون اجازه و به اسم ایشون داریم و توش مطلب مینویسیم مشاعره میکنیم ...
ولی حیف هیچوقت قدر لحظه ها رو ندونستیم ...
به قول استاد
دلتنگ غنچه ایم بگو راه باغ کو
خاموش مانده ایم خدا را چراغ کو
...
چشم و چراغ خانه ما داغ عشق بود
چشمی که از چراغ بگیرد سراغ کو
...
حیف كه در این تولد استاد حضور ندارند...
گرداندن این كلوب دیگر كار مشكلی شده ، اگر استاد می بود اعضای این كلوب در تولد سه سالگی كلوبشان شاد بودند...