| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
74
|
318
|
91/3/10 (13:00)
|
|
||
|
|
12
|
87
|
91/3/10 (12:58)
|
|
||
|
|
83
|
1486
|
91/2/26 (10:45)
|
|
||
|
|
5
|
31
|
91/2/9 (19:39)
|
|
||
|
|
18
|
247
|
90/12/7 (15:10)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
90/11/25 (20:12)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
90/11/15 (22:57)
|
|
||
|
|
41
|
277
|
90/10/24 (13:06)
|
|
||
|
|
75
|
423
|
90/10/8 (20:51)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
90/8/8 (21:56)
|
|
||
|
|
206
|
2885
|
90/8/5 (16:41)
|
|
||
|
|
68
|
776
|
90/6/10 (22:50)
|
|
||
|
|
12
|
52
|
90/2/26 (19:19)
|
|
||
|
|
3
|
190
|
89/10/15 (21:22)
|
|
||
|
|
32
|
344
|
89/8/24 (17:54)
|
|
||
|
|
140
|
2476
|
89/7/16 (20:30)
|
|
||
|
|
30
|
269
|
89/6/30 (01:39)
|
|
||
|
|
1
|
44
|
89/6/15 (14:22)
|
|
||
|
|
11
|
176
|
89/6/5 (01:32)
|
|
||
|
|
0
|
25
|
89/4/5 (00:11)
|
|
شنبه و پنج شنبه روزهای عاشقیت بود
سه شنبه روز مرگ
نمی دانم سه شنبه ادینه ی عشق است
یا مرگ میانه ی عاشقی؟
که هوای عجیب شدن کرده بودی
یا که اینه سنگ نگاه یخزده ی محو دود اسپندهای بر زغال
پشت چراغ قرمز شلوغ راشکست؟
یا که زاغ فال خوان در قفس فال مرگ را سروده بود؟

سلام
مراکه یادت هست؟
که هر دو تمام واّژه های سه حرفی را با دلهره هجی میکردیم
خدا,درد,عشق ,خون ,نان ,ایمان!
ونمره ی دستور زبان عشق توبیست بود
ومن ازبس به جای شعرنان سروده ام
گاهی وقت ها فکر می کنم
به جای عاشقی نانوابشوم.

کارت های دعوت عروسی و عزا
قبض های آب و برق و غیره و کذا
برگه حقوق و بیمه و جریمه و مساعده
رونوشت بخشنامه های طبق قاعده
نامه های رسمی و تعارفی
نامه های مستقیم و محرمانه معرفی
برگه رسید قسط های وام
قسط های تا همیشه ناتمام...
پس کجاست؟
چند بار
جیب های پاره پوره را
پشت و رو کنم:
چند تا بلیت تا شده
چند تا اسکناس کهنه و مچاله
چند سکه سیاه
صورت خرید خواروبار
صورت خرید جنس های خانگی...
پس کجاست؟
یادداشت های درد جاودانگی؟
روحش شاد 
آی ای شاعر واژه های مهربانی
مرگ مرگ است اگر درباره تو نباشد.
حرف دل ما را چه زیبا به سخن کشیده ای
شاعر! تو را زین خیل بی دردان کسی نشناخت
تو مشکلی و هرگزت آسان کسی نشناخت ...
هر کس رسید، از عشق ورزیدن به انسان گفت
اما تو را، ای عاشق انسان! کسی نشناخت...
وچه ناباورانه است آن هنگام كه كبوتری درمیان ما پر پر می شود ، وما
هرگزدیگر در این جهان فرودین تماشای اوج فا م هیچ كبوترِ بر آسمان
تكیه داده ای را بر نمی تابیم وما هرگزدیگر0000
قیصر امین پور اینبار گمشده ماست0اودیگر در بین ما نیست ویا نه بهتر
اینكه بگوییم ما دیگر در بین چشم های زمینی او نیستیم .او ما را اكنون
از بلندی ها می نگرد 0از قله های دوری كه تصورمان بسیار كوتاه است
برای به تماشا برنشستنش 0امین پور هنوز هم ما را می نگرد وهنوز هم نامهربانی ها- تنگ نظری ها –حسادت ها-بخل ها- مقام ها –
محافظه كاری ها- تظاهر ها و....اورا به تنگی وبه سختی می آزارد0
اودیگر دوستانش را در آن جهان به نیكی می شناسد...
پرده ها برای او فرو افتاده است...پرده ها برای ما نیز یك روز0
سه شنبه شب دوستان او در آن جهان جشنی سترگ برپا كردند چرا كه
بهترین یارشان را میزبان می شدند0باغ در باغ آذین شده بودبرای او
كه بی هیچ گناهی، پاك پاك قدم به رواق های ناشناخته حیرت انگیز
می گذارد0كسی كه هشت سال روح وزینش را در كالبدی رنجور
دوام آورد وتاب آورد وتاب آورد وتاب000
ودر این هشت سال شكنجه درد، چه مقام ها كه بر مقامات آن جهانی اش
افزود وخدا چقدر او را دوست می داشت كه همگان ما را در نداشتنش
تسلیت گفتند....كه همگان مارا....
امین پور عزیز اگر شگفتی های ان جهان تو را رها كرد كه روزی
به ما سری بزنی به تو خواهیم گفت كه مُردگی های ما را در آن جهان
فاتحه ای بخوان0به آن جهانی ها بگو هر روز بر مزار ما بیایند
وارواح مرده مان را به فاتحه ای شاد كنند0
تا جسم های متحرك مان را كمی به آن سوها تكان دهیم0
كمی به آن سوها....
امین پور عزیز ما را به فاتحه ای شادكن....
از وبلاگ كتیبه ی سلوك_فاطمه ی تفقدی