userinfo close

  ,

قیصر امین پور


gheysarclub

تاسیس: 14 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: ک ا م ر ا ن ک ا ش ا ن ی - معاونان
من سالهای سال مُردم تا اینکه یک دم زندگی کردم تو میتوانی یک ذره یک مثقال مثل من بمیری؟ تولدت مبارک مرد اردیبهشتی
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
74
318
91/3/10 (13:00)
12
87
91/3/10 (12:58)
83
1486
91/2/26 (10:45)
5
31
91/2/9 (19:39)
18
247
90/12/7 (15:10)
0
4
90/11/25 (20:12)
0
5
90/11/15 (22:57)
41
277
90/10/24 (13:06)
75
423
90/10/8 (20:51)
1
10
90/8/8 (21:56)
206
2885
90/8/5 (16:41)
68
776
90/6/10 (22:50)
12
52
90/2/26 (19:19)
3
190
89/10/15 (21:22)
32
344
89/8/24 (17:54)
140
2476
89/7/16 (20:30)
30
269
89/6/30 (01:39)
1
44
89/6/15 (14:22)
11
176
89/6/5 (01:32)
0
25
89/4/5 (00:11)

عنوان بحث

سعید بیابانکی , sangcheen
سعید بیابانکی - 15:19 1386/08/10

درد دل با قیصر ...

با قیصر درد دل کنید ....

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سلما مانی , sa_zam
سلما مانی - 17:54 1389/08/24
32
این متن رو از سایت بهانه به لینک زیر پیدا کردم
-----------------

راستی در میان این همه اگر تو چقدر بایدی...

باور نمی كنم
كه ناگهان به سادگی آب
از ساحل سلام
دل بر كنم
تا لحظه لحظه در دل دریای نور
امواج بی كران دقایق را پارو زنم


زمان, زمان وداع است


و حرف های ما هنوز ناتمام..
تا نگاه میكنی وقت رفتن است.
باز هم همان حكایت همیشگی..
پیش از آن كه باخبر شوی
لحظه ی عظیمت تو ناگذیر می شود
آی
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود دیر میشود..


چقدر زود باید ها و اگر ها به پایان میرسد


راستی
در میان این همه اگر
تو
چقدر بایدی...


وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونان كه بایدند
نه باید ها
هر روز بی تو
روز مباداست..


و امروز آن روز مباداست..


آیینه ها دچار فراموشی شده اند
و نام تو
ورد زبان كوچه ی خاموشی
امشب تكلیف پنجره
بی چشمهای باز تو روشن نیست


امشب در این سكوت كوچه های خاموشی


تمام حوصله ام را
در یك كلام كوچك
در تو
خلاصه كردم
ای كاش می شد
یك بار
تنها
همین یك بار
تكرار می شدی
تكرار..


روحت شاد..خاطرت ماندگار..یادت گرامی..
..shirin
شبنم ش , shabnamsetare
شبنم ش - 21:24 1389/07/30
31
در سكوت اشك میریزم....!
درد دلی نمیماند!
سحر آهنین , sahar_sa2006
سحر آهنین - 21:38 1389/07/9
30
چنان در دوزخ دنیا دلم سوخت...که دیگر بار سوزاندن ندارد
وفا اخلاقی , math_vafa
وفا اخلاقی - 22:00 1389/01/23
29

شنبه و پنج شنبه روزهای عاشقیت بود

سه شنبه روز مرگ

نمی دانم سه شنبه ادینه ی عشق است

یا مرگ میانه ی عاشقی؟

که هوای عجیب شدن کرده بودی

یا که اینه سنگ نگاه یخزده ی محو دود اسپندهای بر زغال

 پشت چراغ قرمز شلوغ راشکست؟

یا که زاغ فال خوان در قفس فال مرگ را سروده بود؟

 

شهریار شفق شاعر ترانه سرا و نویسنده , crons
28
شهریار شفق : ... در درون جمله های ناتمام گریه می کنم ...و
سلما مانی , sa_zam
سلما مانی - 16:08 1388/11/13
27
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به افتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم
ترنم باران , sa_arani
ترنم باران - 21:14 1388/11/11
26
سراپا اگر زرد پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی ، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است ، آورده ایم
اگر داغ شرط است ، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم !
اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !
گواهی بخواهید ، اینک گواه :
همین زخمهایی که نشمرده ایم !
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم
  
وفا اخلاقی , math_vafa
وفا اخلاقی - 15:15 1388/11/11
25

سلام

مراکه یادت هست؟

که هر دو تمام واّژه های سه حرفی را با دلهره هجی میکردیم

خدا,درد,عشق ,خون ,نان ,ایمان!

ونمره ی دستور زبان عشق توبیست بود

ومن ازبس به جای شعرنان سروده ام

گاهی وقت ها فکر می کنم

به جای عاشقی نانوابشوم.

محمّد     , dayi_sibil
محمّد - 21:41 1388/09/27
24
دلم می خواهد
امشب ،
بغضم را با غزلی از تو بشکنم ...
قیصرا !
مددی بده چشم های خسته ام را

مهدی جهانشاهی , mehdi1400
مهدی جهانشاهی - 02:57 1386/09/3
23
آن روز صبح مثل هر روز بود
با این تفاوت که در وعده گاه همیشگی ما خانه خراب شاعران
دیدن عکس لبخندهای تو ، (گریه ام ولی امان نمی دهد )
و آن خبر مثل دیگر خبرها داغ داغ بود 
آنقدر که روحم را آتش زد
( صفات بغض مرا فرصت بروز دهید     درون سینه من انفجار زندانی ست )
شهبانو الهی , mahtab2003
شهبانو الهی - 13:18 1386/08/23
22
پس کجاست؟
چند بار
خرت و پرت های کیف بادکرده را
                                   زیرو رو کنم:
پوشه مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسر کار
کارت های اعتبار

کارت های دعوت عروسی و عزا
قبض های آب و برق و غیره و کذا

برگه حقوق و بیمه و جریمه و مساعده
رونوشت بخشنامه های طبق قاعده

نامه های رسمی و تعارفی
نامه های مستقیم و محرمانه معرفی

برگه رسید قسط های وام
قسط های تا همیشه ناتمام...

پس کجاست؟
چند بار
جیب های پاره پوره را 
              پشت و رو کنم:
چند تا بلیت تا شده
       چند تا اسکناس کهنه و مچاله
              چند سکه سیاه
صورت خرید خواروبار
صورت خرید جنس های خانگی...

پس کجاست؟
یادداشت های درد جاودانگی؟

روحش شاد

ترانه ... , t_taraneh
ترانه ... - 22:20 1386/08/20
21

آی ای شاعر واژه های مهربانی

مرگ مرگ است اگر درباره تو نباشد.

حرف دل ما را چه زیبا به سخن کشیده ای

 

نازنین ادیب , msmshnz000
نازنین ادیب - 18:32 1386/08/19
20

شاعر!  تو را زین خیل بی دردان کسی نشناخت

تو مشکلی و هرگزت آسان کسی نشناخت ...

 

هر کس رسید، از عشق ورزیدن به انسان گفت

اما تو را، ای عاشق انسان! کسی نشناخت...

انسیه م , nncc
انسیه م - 00:53 1386/08/15
19

 وچه ناباورانه است آن هنگام كه كبوتری درمیان ما پر پر می شود ، وما

هرگزدیگر در این جهان فرودین تماشای اوج فا م هیچ كبوترِ بر آسمان

 تكیه داده ای را بر نمی تابیم وما هرگزدیگر0000

قیصر امین پور اینبار گمشده ماست0اودیگر در بین ما نیست ویا نه بهتر

 اینكه بگوییم ما دیگر در بین چشم های زمینی او نیستیم .او ما را اكنون

 از بلندی ها می نگرد 0از قله های دوری كه تصورمان بسیار كوتاه است

 برای به تماشا برنشستنش 0امین پور هنوز هم ما را می نگرد وهنوز هم نامهربانی ها- تنگ نظری ها –حسادت ها-بخل ها- مقام ها –

محافظه كاری ها- تظاهر ها و....اورا به تنگی وبه سختی می آزارد0

اودیگر دوستانش را در آن جهان به نیكی می شناسد...

 پرده ها برای او فرو افتاده است...پرده ها برای ما نیز یك روز0

سه شنبه شب دوستان او در آن جهان جشنی سترگ برپا كردند چرا كه

 بهترین یارشان را میزبان می شدند0باغ در باغ آذین شده بودبرای او

كه بی هیچ گناهی، پاك پاك قدم به رواق های ناشناخته حیرت انگیز

 می گذارد0كسی كه هشت سال روح وزینش را در كالبدی رنجور

 دوام آورد وتاب آورد وتاب آورد وتاب000

ودر این هشت سال شكنجه درد، چه مقام ها كه بر مقامات آن جهانی اش

 افزود وخدا چقدر او را دوست می داشت كه همگان ما را در نداشتنش

 تسلیت گفتند....كه همگان مارا....

امین پور عزیز اگر شگفتی های ان جهان تو را رها كرد كه روزی

 به ما سری بزنی به تو خواهیم گفت كه مُردگی های ما را در آن جهان

 فاتحه ای بخوان0به آن جهانی ها بگو هر روز بر مزار ما بیایند

وارواح مرده مان را به فاتحه ای شاد كنند0

تا جسم های متحرك مان را كمی به آن سوها تكان دهیم0

كمی به آن سوها....

امین پور عزیز ما را به فاتحه ای شادكن....

از وبلاگ كتیبه ی سلوك_فاطمه ی تفقدی

ترانه ... , t_taraneh
ترانه ... - 23:52 1386/08/14
18

کاش می گفتی که هجران را چه درمان می کنند!

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.