userinfo close

  ,

شعر و غزل


ghazalclub

تاسیس: 20 مرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: میثم میثم - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
65
1525
90/12/25 (19:19)
0
5
90/9/5 (01:10)
6
50
90/5/28 (15:15)
0
12
90/5/3 (01:09)
13
163
90/1/16 (21:12)
3
65
89/4/24 (00:49)
34
660
89/4/8 (00:06)
42
530
89/4/6 (17:10)
27
331
89/3/27 (14:54)
17
189
89/3/27 (14:53)
0
14
89/3/27 (14:47)
2
26
88/12/21 (22:43)
4
100
87/12/20 (01:53)
7
81
87/12/19 (05:52)
6
64
87/12/14 (09:56)
21
272
87/12/14 (09:42)
5
62
87/12/14 (07:54)
4
80
87/12/3 (06:51)
1
40
87/8/11 (00:17)
11
86
87/7/4 (03:21)

عنوان بحث :: این بحث را 3 نفر دنبال می کنند.

سارا مشفق , mehrdokht
سارا مشفق - 15:11 1385/07/13

قشنگترین شعر؟؟؟

...
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
هم نوا , portrait
هم نوا - 19:19 1390/12/25
65
بشنوید این دکلمه را

می توانی بروی قصه و رویا بشوی
راهی دورترین نقطه ی دنیا بشوی

ساده نگذشتم از این عشق ، خودت می دانی
من زمینگیر شدم تا تو ، مبادا بشوی

آی ! مثل خوره این فکر عذابم می داد ؛
چوب ما را بخوری ، ورد زبان ها بشوی

من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم
من که مرداب شدم ، کاش تو دریا بشوی

دانه ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط
باید از این طرف شیشه تماشا بشوی

گره ی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد
تو خودت خواسته بودی که معما بشوی

در جهانی که پر از  وامق و  مجنون شده است
می توانی عذرا باشی،  لیلا بشوی

می توانی فقط از زاویه ی یک لبخند
در دل سنگ ترین آدم ها جا بشوی

بعد از این، مرگ نفس های مرا می شمرد
فقط از این نگرانم که تو تنها بشوی
جواد م , 86123114
جواد م - 18:06 1390/12/24
64

میدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار

 

خیس می شوند

 

می گویند حساسیت فصلی است

 

آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم...

امیر صفا , hafez612
امیر صفا - 16:22 1389/11/8
63

من مثل یک قطره آب روی چشم تو می چکم،

می دانم روی زمین می افتم،

اما برای یک بار چشیدن لب هایت،

روی گونه ات سر می خورم ...







پروانه          , nasime_bahari1
پروانه - 20:19 1389/11/6
62

 

از همان ابتدا دروغ گفتند

مگر نگفتند که "من" و "تو" ، "ما" میشویم؟!

پس چرا حالا "من" اینقدر تنهاست!

از کی "تو" اینقدر سنگ دل شد؟!...

اصلا این "او" را که بازی داد؟!...

که آمد و "تو" را با خود برد و شدید "ما"!

می بینی

قصه ی عشقمان!

فاتحه ی دستور زبان را خوانده است!!!

 

محمد دانشی , daneshmand_gharn
محمد دانشی - 15:23 1389/10/7
61

ما نه آنیم که در بازی تکرار این چرخ                         هرکه از دیده ما رفت ز خاطر ببریم  

سعید ثابتی , zamzammazmaz
سعید ثابتی - 22:29 1389/06/13
60
روزی خدا برای تو ابرو کشید و بعد ... 

ابرو که نه؛ دو تیغه ی چاقو کشید و بعد...

دریاچه ای به جای دو چشم تو آفرید...

برروی موج هاش دو تا قو کشید و بعد...

ترکیب آب و آتش و طوفان و خاک را 

بر پیکرت به شیوه ی جادو کشید و بعد...

گفتند عرشیان به تو: " احلی من العسل "

پس جای لب دریچه ی کندو کشید و بعد...

حتی برای اینکه مرا هم بغل کنی

بر پیکرت دو دوست؛ دو بازو کشید و بعد...

"عزی": غرور... "لات": نگاهش... "هبل": شبش 

این چشم ها مرا که به زانو کشید و بعد...

مریم    , mariz
مریم - 15:06 1388/12/5
59

از ما که گذشت، ای فلک درد مده

آن ظلم که او به حق من کرد مده

هر چند که او شکست دل را و برفت

زیبای مرا به دست نامرد مده...

میثم میثم , measka
میثم میثم - 09:29 1388/12/1
58
 هرچه ای بانو دل من ساده است
زیرکی های تو فوق العاده است
زیر بازوهای تردم را بگیر
عشق امشب کار دستم داده است
عشق تا خواهی نخواهی های ما
مثل سیبی اتفاق افتاده است
 هرچه تا امروز دیدی پیچ بود
هرچه از فردا ببینی جاده است
هرچه از غم نابلد بودم رفیق
 منحنی های تو یادم داده است
منحنی ها راست می گفتند راست
عشق هذیان های یک آزاده است
 گاه یک بادا مبادای بزرگ
گاه داغی بر سر سجاده است
 سیب یک شوخی ست با آدم
بله یک گناه پیش پا افتاده است
این صدا سوت قطار قسمت است
یا که نه خط روی خط افتاده است
بیش از این پشت هم اندازی نکن
 دل برای باختن آماده است
-------
عبدالحمید رحمانیان:/ جهرم
امیر صفا , hafez612
امیر صفا - 23:25 1388/11/28
57
هیچ در خانه ندارم که قمار تو کنم ...

همه را باخته و ... باخته را باخته ام


از هوس نیست که میلم به قمار است و به تو  ...

من به آن مهره،

به این نرد،

دلی باخته ام

 

احسان حاتمی , eh2007
احسان حاتمی - 19:41 1388/11/14
56

دراغوش مهتاب

این منم تنها وحیران نیمه شب

کرده ام هم راز خود مهتاب را

گویم : امشب بینم ان گل را به خواب؟

من مگر در خواب بینم خواب را

 

پرتو نور خیال انگیز ماه

روح را تا اسمان ها می برد

هرکجا زیبایی و لطف و صفاست

روح عاشق را به انجا می برد

 

می گشایم دست : اغوشت کجاست؟

اه این اغوش گرم و نرم توست

این همان گیسوی پرچین و شکن

وین همان چشمان پرازرم توست

 

این تویی ؟میگیرمت چون جان به بر

با دل و جان می گریزم در برت

این همان دست نوازش بخش توست

وین تن از برگ گل نازک ترت

 

روز تا شب سوختم چشم انتظار

تا در اغوشت کشم شب تا سحر

درد هجرانت مرا دیوانه کرد

از دل دیوانه ام دیوانه تر

 

تا لبانت را لبم پیدا کند

یک دو جا بر گونه ات لب می نهم

ارزو نالد که گر دستم رسد

لب بران لب روز تا شب می زنم

 

زیر نور ماهتاب تابناک

بوسه باران می کنم روی تو را

از نسیم نیمه شب اهسته تر

می گشایم حلقه موی تورا

 

یادم امد در گریبان ریختی

صبحدم گلبرگ های یاس را

تا بیارایی به بوی جانفزا

سینه تابنده چون الماس را

 

می گذارم سر میان سینه ات

شهد جان می ریزی اندر ساغرم

خوب می بینم که دل می سوزدت

بر لبان خشک و چشمان ترم

 

دست سوی اسمان ها میبرم

میکنم زاری به درگاه خدا

تا ببخشاید به اشک واه من

تا نسازد دیگرت از من جدا

 

با محبت میکنی بر من نگاه

می بری از کف قرار و هوش من

می شوم مدهوش در اغوش تو

می روی از هوش در اغوش من

 

این منم تنها و حیران نیمه شب

دیدگان خسته ام در جستجوست

می دوم گریان دراغوش خیال

روح شیدا می رود انجا که اوست

 

بخت اگر یاری کند ای نازنین

یکشب اخر در برت خواهم کشید

تا نفس باقیست اب زندگی

از لب جان پرورت خواهم چشید

 

ارزو در سینه غوغا میکند

من نگویم در به رویم باز کن!

من خریدار تو و ناز وتوام

نازنینی هرچه میخواهی ناز کن!

میثم میثم , measka
میثم میثم - 10:46 1388/11/1
55

چمن با عطر شب بو چندنقطه...
کبوتر با پرستو چند نقطه...
نمی دانی، صفایی داشت آن شب
کنار هم من و او، چند نقطه....

           

         صادق رحمانی

میثم میثم , measka
میثم میثم - 10:42 1388/11/1
54

«وَالتّین»وُبرلبان توزیتون کشیده اند
چشم تورا که آبی وموزون کشیده اند
ابروت راکمانی ومشکین- غزال وار
برگونه هات لاله ی گلگون کشیده اند
افسـانـه ی ظهــورخـدایــان باستــان
وصف تورا زفلسفه بیرون کشیده اند
دنباله های گیس تورا موبدان فارس
برسنگ های دِیربه مضمون کشیده اند
-
ازدخمه های برده فروشان مصرتا-
درجام های باده ی فرعون کشیده اند
لیــلا به خواب رفتـه وابن سـلام هـا
فکری برای کشتن مجنون کشیده اند
ازمن دوپلک گمشده،یک صندلی،طناب
مردی خراب ونشئه ی افیون کشیده اند
***
«
وَالٌتّین»وُ آیه،آیه تورا دختران مصر
برشاخه های نازک زیتون کشیده اند.

                  

              بنیامیندیلم كتولی:/علی آباد کتول

میثم میثم , measka
میثم میثم - 10:40 1388/11/1
53

دلی شکسته تر از نای نی لبک دارم
یواش! دست نزن! شیشه ام ترک دام
چه قدر وسوسه در چشم انتخاب من است
که بر صداقت آیینه نیز شک دارم
رفیق! بار غریبی به دوش من ماند ست
که احتیاج به یک دوست یک کمک دارم
صدا زدم که: به من در قبال سکه ی زخم
چه می دهید؟ یکی گفت: من نمک دارم
من و تو هردو غریبیم و آشنای سکوت
خوشم به این که غمی با تو مشترک دارم

                            علی رضا دهرویه:/قائمشهر
                            
آثار:شب نیست من تاریکم

میثم میثم , measka
میثم میثم - 10:39 1388/11/1
52

تعبیر خورشید
حرفی بزن تا قصه هایم جان بگیرد
بغض گلویم بشکند ، باران بگیرد
بگذار از لبهای خوشبختی لبانم
حتی شده یک بوسه پنهان بگیرد
افتاده ام پای ضریحت تا که دردم
از دستهای گرم تودرمان بگیرد
مگذار سختی های این راه نفس گیر
پروانه امید را آسان بگیرد
روزی می آید تا که سقف زندگی را
باهم بسازیم و دلم سامان بگیرد
لبخند تو زیباترین تعبیر خورشید!
چیزی بگو تا عمر شب پایان بگیرد

                                                                شبنم ده شیری
دریا تلاطم , darya_talatom
دریا تلاطم - 11:53 1388/08/25
51

بانو سلام بی کسی ام را نگاه کن

برگرد چون گذشته مرا روبه راه کن

برگرد در مسیر دل من قدم بزن

ایندفعه را به خاطر من اشتباه کن

یک بار هم به حرف دلت گوش کن نترس

اصلا عواقبش همه با من گناه کن

حتما به خوش خیالی من خنده میکنی

آری بخند از ته دل قاه قاه کن

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.