userinfo close

  ,

باغچه تنهایی من


gardenclub

تاسیس: 27 خرداد 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: آسمان اندیشه - معاونان
لطفا درصورت پیشنهاد برای ایجاد هر تایپیكی اول در تایپیك پیشنهادات اون رو مطرح كنید. .امیدواریم با حض ادامه »
لطفا درصورت پیشنهاد برای ایجاد هر تایپیكی اول در تایپیك پیشنهادات اون رو مطرح كنید. .امیدواریم با حضور منظم و مقید شما باغچه‌ای سبز و پر طراوت داشته باشیم
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
554
3270
91/2/31 (15:43)
303
1930
91/3/11 (08:57)
122
703
91/3/2 (15:32)
147
818
91/2/31 (16:16)
13
100
91/2/31 (15:58)
240
1458
91/2/25 (14:31)
400
1658
91/2/20 (18:58)
312
1243
91/2/12 (04:25)
0
6
91/2/7 (16:55)
235
1125
91/2/3 (23:13)
579
920
91/1/5 (13:47)
102
471
90/12/16 (20:21)
78
394
90/11/26 (01:04)
21
191
90/10/12 (00:21)
151
1200
90/9/21 (10:12)
211
581
90/8/26 (01:12)
201
481
90/8/4 (02:18)
45
361
90/7/5 (22:54)
55
302
90/5/14 (16:18)
42
379
90/3/19 (01:04)

عنوان بحث

م آزاده , mazade
م آزاده - 16:29 1386/02/10

اشعار دوستان كلوپ

اگر اهل گفتن نظم هستید... حرفه‌ای یا تازه قلم مهم نیست... مهم اینه كه حرف دلتون رو به نظم بگید یعنی همون شهر ... خواه كلاسیك، خواه شعر نو... اینجا جای خوبیه... تمرینی برای اینكه ذهنمان فارغ از داوریها و نقصهای یك شعر، حرفهای خودش رو بگوید...
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
لوتوس    , lutusn
لوتوس - 23:22 1390/01/12
22

بر فرض که اینگونه
بیقراریت نکنم
در لحظه های تنهایی
نام تورا مدام ،نجوا نکنم
برفرض که
خالی شوم از هرچه دلتنگیست
با خیال موی تو
هوای بهشت نکنم
بر فرض که بگویم دوری و دوستی
اصل ماندگاری عشق است
با طواف نگاه تو پرواز نکنم،


آیا تو می آیی ؟


ل.

.


عارف نادری , hafez121
عارف نادری - 16:59 1390/01/12
21

دست های پرگل اند این شاخه ها

  آنچه را ویرانگر پاییز در هم ریخت ،                                     غارت کرد ، برد ،

آنچهرا سرمای دی ،          

                     یک سر به نابودی سپرد ،

و آنچه را کولاک بهمن ،   

                        زیر پای خود فشرد ؛

باز می سازد بهار .

روی آن ویرانه ها

پرچم رنگین گل را بر می افرازد بهار .

تار و پودش،تشنه ی سازندگی ست .

در نهادش نیروی جان آفرین زندگی ست .

در تکاپویی گران ، بی های و هوست .

چهره اش ، رنگین کمانی از بهشت آرزوست .  

با نسیمش ، هرچهخواهی ،
                               
سبز و سرخو 
                                                 
رنگ و بوست .

وین همهآبادی و شادی از اوست.

جاودان در گردش است این آسمان

فصل بعد از فصل می گردد زمان

نیک می دانی گذشت روز و شب ،

خود چه می آرد به روز مردمان ! 

این میان ، هر سال از لطف بهار ،

با طلوع ارغوان ،

بار دیگر می شود جان ها جوان .

جای غم شادی ست ، جاری در وجود

جای خون ، شوق است در رگ ها روان .

با پیام دلکش     

                  « نوروزتان پیروز باد » !

با سرود تازه 

                 « هر روزتان نوروز باد » !

شهر سرشار است از لبخند ،   

                                 از گل ، از امید

تا جهان باقی ست این آیین جهان افروز باد !

بوی جان می آید اینک از نفس های بهار .
 

دست های پرگلاند این شاخه ها ، 
                                         
  بهر نثار .

 چون بهار ، ای همسفر !

                           ای راهی این رهگذار  !

همتی سازنده از جان نفس هایت برآر .

م آزاده , mazade
م آزاده - 11:49 1388/11/14
20

با شمایم ای خفته در جامه ها

ای شما بر سر كشیده پارچه ها

هیچ دانید كودكی دیشب برهنه می دوید؟

یا كه طفلی چشمهایش پی یك لقمه می سرید؟

گفته اند از مادری بی شیر در سینه ها

یا از آن بابا كز شرم ناید سوی خانه دوش ها؟

با شمایم ای شما ” آقا” زاده ها

ای شما كه درد را ناشاید جهد سوی شما!

من نگویم لحظه های مرگ انسانیت است

نه عزیزان درد از این بدتر است

تو فراموش كن انسان كی است؟! انسان چی است؟!

تو فراموش كن درد چیست؟! درمان كجاست؟!

حرف از انسان و انسانیت گذشت

گو سخن از حیوان و حیوانیت است!

درد دیگر زخم بی درمان نیست

درد امروز درد یك لقمه نان نیست

باش! حیوان باش ولی لاشخور نباش!

باشد حیوان باش اما شغال دون نباش!

خوی درندگی در ذات توست؟!!

باشد اما شیر باش چون گرگ نباش

می شود درنده بود اما چو شیر

رحم كرد بر بچه آهوی یتیم

حرف من یك جمله است نه بیشتر

گرچه نیك دانم همان هم باشد نیشتر

مال تان پنهان و چشم تان را خواب كنید

باشد اما اشك تان را تقدیم انسانها كنید

كاش روزی در این سرای پر فریب

بوی انسانیت آید دوباره بر شمیم...

 

....

 امین  , hoveyat
امین - 06:03 1388/05/18
19

دلم دردی کش مینای عشق است

 

پریشان خاطر سودای عشق است

 

در این واپس گرای معنویت

 

هنوزم بهترین جا جای عشق است

 

علیرضا  , sunlovely
علیرضا - 12:26 1387/10/17
18
دور دور انجا كه كوی و بام نیست
فتنه و غوغای خاص و عام نیست
دور دور  انجا كه غم را كار نیست
جز متاع دل در ان بازار نیست
خار و گل با هم  دو یار یك دلند
زانكه بی بردگی بدانجا عار نیست
فاطمه ه , avayebiseda
فاطمه ه - 16:15 1387/09/29
17

گفتم چنان آهی کشم که گیرد دامنش را؛

آه !!

دل گفت: سوزاندی تمام بودنم را!!!!

فاطمه ه , avayebiseda
فاطمه ه - 16:10 1387/09/29
16

دیشب از غم خویش با آیینه گفتم:

اندوه را از نگاهم خواند و بیکباره شکست!

امشب اندوه را از نگاهت خواندم ؛

دلم آیینه وار گریست!!!!

علیرضا  , sunlovely
علیرضا - 21:17 1387/09/23
15
نمی دانم!

 

 

 

چه سنگینم از این باران که می بارد

چه دلگیرم از این رسمی که دل دارد

نمی دانم، نمی دانم چه گویم من؟

زمانی که زبانم بی تو می نالد

 

 

چه بی رنگم در این غوغای تنهایی

چه دل تنگم در این دنیای رویایی

نمی دانم، نمی دانم چه گویم من؟

زمانی که به سوی من نمی آیی

 

 

چه گریانم از این روحِ تن آزارم

چه بی زارم از این جسم گنهکارم

نمی دانم، نمی دانم چه گویم من؟

زمانی که از عشقت سرد و بیمارم

 

 

چه می خواهم از آن چیزی که می دانم؟

چه می دانم از آن چیزی که می خواهم؟

نمی دانم، نمی دانم چه گویم من؟

زمانی که نمی دانم چه می خواهم!

 

م آزاده , mazade
م آزاده - 12:26 1387/08/6
14
هیچ میدانی؟!

واژه ها 

بی معنا است
                      
                      - بی طنین، بی غوغا-  

و صداها

نت هایی رها
                 
                     -گم شده در بادها -

و نگاه ها

دو مشعل کم سو

                          - برقهایی بی نور-

آن زمان که

بروی از یادم

                    بروم از یادت...


م آزاده , mazade
م آزاده - 08:38 1387/06/6
13
نجوا

مهرو یا هرگز از یادم مبر این روزگارم
من پریوش بودم و تو در کنارم
یار دیرین شب تاریک محبس
هرگزم از یادم مبر لبخند دلبر
بارالها من بزرگ خواهم شد و مغرور و سرمست
من به نسیان شهره و تو عشق رحمت
مهربانا میشنوی آوازم امروز
نغمه ی یارب کریما مهربانم را تو امروز
من شنیدم من همیشه هرکجا باشم تو هستی
یار دیرین در دل شبهای ظلمت هم تو هستی
پس رحیما، مهربانا، عاشقا ای دلنوازا
من فراموشکار اما، تو بمان همواره هوشیار
یادم آر امشب و حرف و سکوتش
راز و نجواهای با تو و  عهد و رسومش
من همیشه بنده ام گرچه شوم گاهی ی یاغی
تو همیشه سَروری، گاهی شوی از دستم شاکی
من همیشه کودکم اما کنم گاهی فراموش
تو همیشه "رب" ِ من ، این را نکن هیچگاه فراموش...

م آزاده , mazade
م آزاده - 19:13 1387/05/10
12

خاطرم از چشم مستت شب گذشت.

یادت هست نازت به قلبم تیر گشت؟!

یك نگاه،  یك بوسه،  یك آه  ِ وداع

یك كلام، یك واژه، یك دنیا انتظار

شب گذشت؟! اما چرا پس من رهام

دستهایت كو؟! چرا چشمم به راه ست؟!

من به بیراهه زدم اینجا كجاست؟!

چشمهایت كو؟ چراغ راهنمام؟!

ساحلی پیدا نمی باشد خدا !

فانوست را كرده‌ای خاموش چرا؟!

من كجام؟! ته ِ بن بست ِ امید

تو كجا؟!  بزرگراه ِ نوید!

چی؟! چرا؟! ازچه باشم من باز خموش؟!

لب گزم از فریاد و از نای تو كوش؟!

جان به قربانت سكوتم می‌كُشُد

باشد ار تو میفرمائیم ما را چه غم...

یار می‌گوید سكوتت خواسته‌ام

پس تو هم بگذر نخوان این مویه‌ام...

 

 

م آزاده , mazade
م آزاده - 15:20 1387/01/20
11
گاهی سکوت باید کرد
و در پس دیوار ثانیه ها
سر بر شانه های زخمی عشق
آماده برای ذبحی عظیم
به فراسوی افق خیره باید شد...


گاهی سکوت باید کرد
و فراتر از هر حسی
به عمق حادثه سفر باید کرد
حادثه ای که از نگاه عشق
تر است...

گاهی سکوت باید کرد
و در آنسوی مرز جنون
دست در دست مجنون
کاسه گدایی در دست
به در خانه ی لیلی باید رفت...

گاهی سکوت باید کرد...
آنجا که سکوت
سرشار از ناگفته هاست...



علیرضا  , sunlovely
علیرضا - 03:37 1386/11/27
10
دستهایت تکیه گاهم بود و نیست/ عشق تو پشت و پناهم بود و نیست/ حیف! آن وقتی که عاشق شد دلم/ چیز سبزی در نگاهم بود و نیست/ عشق این سرمایه بازار دل/ آب این روی سیاهم بود و نیست/ یاد آن ایام مشتاقی بخیر/ عاشقی تنها گناهم بود و نیست
م آزاده , mazade
م آزاده - 14:21 1386/07/28
9

در پس هر ساعت

هر دقیقه

هر ثانیه

انتظار نهفته است

انتظار

انتظار

انتظار

در پس هر انتظار

امید ایستاده است

قد بلند

 با مشعلی به دست

- كه لحظات تاریكم را روشنی می‌بخشد-

 

می‌بینی،

روشنای جانم

- در پس هر ساعت

هر دقیقه

هر ثانیه-

در نفسهای توست

بازگرد پرستوی مهاجر آشیان پائیز زده‌ام...

ژیلا ا , jilaalt
ژیلا ا - 09:25 1386/05/28
8
یک شب ،از دست کسی
باده ای خواهم خورد
که مرا باخود، تا آنسوی اسرار جهان خواهد برد
.........
......
ای کدامین ساقی؟
.........
ای کدامین شب؟
.............
منتظر می مانم!
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.