| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
554
|
3270
|
91/2/31 (15:43)
|
|
||
|
|
303
|
1930
|
91/3/11 (08:57)
|
|
||
|
|
122
|
703
|
91/3/2 (15:32)
|
|
||
|
|
147
|
818
|
91/2/31 (16:16)
|
|
||
|
|
13
|
100
|
91/2/31 (15:58)
|
|
||
|
|
240
|
1458
|
91/2/25 (14:31)
|
|
||
|
|
400
|
1658
|
91/2/20 (18:58)
|
|
||
|
|
312
|
1243
|
91/2/12 (04:25)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
91/2/7 (16:55)
|
|
||
|
|
235
|
1125
|
91/2/3 (23:13)
|
|
||
|
|
579
|
920
|
91/1/5 (13:47)
|
|
||
|
|
102
|
471
|
90/12/16 (20:21)
|
|
||
|
|
78
|
394
|
90/11/26 (01:04)
|
|
||
|
|
21
|
191
|
90/10/12 (00:21)
|
|
||
|
|
151
|
1200
|
90/9/21 (10:12)
|
|
||
|
|
211
|
581
|
90/8/26 (01:12)
|
|
||
|
|
201
|
481
|
90/8/4 (02:18)
|
|
||
|
|
45
|
361
|
90/7/5 (22:54)
|
|
||
|
|
55
|
302
|
90/5/14 (16:18)
|
|
||
|
|
42
|
379
|
90/3/19 (01:04)
|
|
دیگر نمیترسم
نه از بیماری
نه از تاریکی
نه از تنهایی
... تو را که بیش از یک بار نمی شد از دست داد
...
.........و تو بی آنکه بخواهم تمام شدی
همان طور که بی آنکه بخواهم
تمام من شده بودی..
.
از من فاصله بگیر...
هر بار که نزدیک میشوی،باور میکنم هنوز میشود زندگی را دوست داشت...
از من فاصله بگیر...
من خسته ام از امیدهای کوتاه......

گاهی آدم به یک جایی میرسه که دست به خودکشی میزنه
نه اینکه رگشُ بزنه ، نه...!
قید احساسشُ میزنه ...و این یعنی...
.
نیمهیِ پرِ لیوان بیكسی
و كسانی
كه با بودنشان
به ما ثابت میكنند
"تنهایی" چه نعمت بزرگیست.
.
تو مرا به بازی کشاندی
و من عاشقانه هم بازی ات شدم
تقلب کردی و من
چشمهایم را بستم
تا فکر کنی
...............تو برنده ی بازی بودی
اما غافل بودی که
از پشت پلکهای بستهام هم
عاشقانه
....دستت را خوانده بوده ام.... ...
.
بی هوا می آیی...
مرا هوایی می کنی و می روی...
چه رسم ناجوانمردی را خوب می دانی

از سرم که بیفتی
دست و پای غرورت خواهد شکست
آن روز
درد شکستن را خواهی فهمید
روزی که از چشمت افتادم را به یاد آر!!!
.
من برای سالها مینویسم...سالها بعد كه چشمانت عاشق میشوند...
افسوس كه قصه ی مادر بزرگ راست بود ...
همیشه یكی بود یكی نبود ...
.
آهای مردم دنیا آهای مردم دنیا گله دارم گله دارم من از عالم و ادم گله دارم گله دارم
آهای مردم دنیا اهای مردم دنیا گله دارم گله دارم من از دست خدا هم گله دارم گله دارم
شما که حرمت عشق و شکستید کمر به کشتن عاطفه بستید شما که روی دل قیمت گذاشتی که حرمت عشق رو نگه نداشتی
آهای مردم دنیا آهای مردم دنیا گله دارم گله دارم من از دست خدا هم گله دارم گله دارم.
فریاد من شکایت یه روح بی قرار روح که خسته از همه, زخمی روزگار
گلایه من از شما حکایت خودم نیست برای من که از شما سوختم و گم شدم نیست
اگه عشقی نباشه آدمی نیست گه آدم نباشه زندگی نیست
نپرس از من چه آمد بر سر عشق جواب من بجز شرمندگی نیست
آهای مردم دنیا آهای مردم دنیا گله دارم گله دارم من از عالم و آدم گله دارم گله دارم
آهای مردم دنیا آهای مردم دنیا گله دارم گله دارم من از دست خدا هم گله دارم گله دارم
دشت سرشار از بخار آبى گلهاى نیلوفر
مىدرخشد روى خاك آیینه اى بى طرح.
مرز مىلغزد ز روى دست.
من كجا لغزیده ام در خواب؟
مانده سرگردان نگاهم در شب آرام آیینه.
برگ تصویرى نمىافتد در این مرداب.
سپهرى در آوار آفتاب تصویرها و فضاهاى تازه اى دارد، مثل این:
دستم را به سراسر شب كشیدم،
زمزمه نیایش در بیدارى انگشتانم تراوید.
كه یادآور دست كشیدن فروغ فرخ زاد است بر پوست كشیده شب.
و یا این سخن از سپهرى:
و سرانجام
در آهنگ مه آلود نیایش ترا گم كردم.
.