| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
20
|
85
|
90/7/22 (11:46)
|
|
||
|
|
12
|
63
|
88/12/18 (10:28)
|
|
||
|
|
1
|
35
|
87/8/3 (10:39)
|
|
||
|
|
1
|
16
|
89/4/13 (17:33)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
88/8/10 (01:18)
|
|
||
|
|
3
|
22
|
87/10/23 (10:20)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
87/9/4 (11:12)
|
|
||
|
|
2
|
28
|
87/9/3 (19:07)
|
|
||
|
|
7
|
31
|
87/9/3 (18:29)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
87/8/25 (19:37)
|
|
روانشاد سعدی ، در كتاب بوستان، داستانی درباره جنید بغدادی ، عارف بزرگ ایرانی می گوید كه در دنیای امروز كه آزار دادن جانوران بی گناه و سودمند را مایه مباهات می دانند ، مانند گوهری گرانبها است! بیندیشیم كه این بزرگواران چه اندازه زیبا به جهان پیرامونش می نگریستند و ما چه اندازه از اندیشه های نیاكانمان دور شده ایم :
شنیدم كه در دشت صنعا جنید -- سگی دید بر كنده دندان صید
چو بی یار و بی یاورش دید و ریش -- بدو داد یك نیمه از زاد ٍ خویش
شندیم كه می گفت و خوش می گریست -- كه داند كه بهتر ز ما هر دو كیست؟
ره اینست سعدی كه مردان راه -- به عزت نكردند در خود نگاه
از آن بر ملایك شرف داشتند -- كه خود را به از سگ نپنداشتند!
این اندیشه زیبا را با سخنی از مهاتما گاندی بهتر در می یابیم :
انسان تنها زمانی می تواند ادعای عرفان و انسانیت داشته باشد كه خود را با فروتنی تمام ، پایین تر از همه جانداران سودمند جهان بداند!
به نظر من این یک بیماری روانی سادیسم وار است که در اسپانیا شایع شده.
گویی از قرمزی خونی که توسط نخ های متصل به میخ ها کشیده می شود لذت می برند !!!
آزار دادن و کشتن گاوهای بی گناه به خاطر سرگرم شدن و بازی کردن در اسپانیا!!


.jpg)
بررسی تاریخ گیاهخواری در ایران باستان :
با بررسی كتابهای آیینی كهن مردمان (مانند گاثاهای اشو زرتشت سپیتمان، عهد عتیق، متون بودایی، وداها و ...) و همچنین تاریخ ایران (شاهنامه) به این برآیند می رسیم كه گوشتخواری و كشتار جانوران برای گوشت آنان در بین ایرانیان، در دوره استیلای بابلیان به آیین شد و پیش از آن خوراك مردمان را میوه درختان، روییدنی های زمین و شیر جانوران تشكیل می داده!
در گاثاهای اشو زرتشت، گوشتخواری نزدیك به پایان هنگام جمشید به یك جم گناهكار باز می گردد و چون پایان دوره جمشیدی و شروع استیلای بابلیان بر ایران (اژی دهاك بیوراسب = ضحاك = بابلیان ، بر طبق یك قاعده زبان شناسی این مورد قابل اثبات است كه بیوراسب همان بابل است!) تقریبا همزمان است پس این سخن هم به همان اشاره دارد!
{ اوستا - گاثاهای اشو زرتشت - هات 32 - بند 12 }
نفرین تو ای مزدا به كسانی باد كه از تعلیمات خود مردم را از كردار نیك منحرف می سازند، كسانی كه گاو را با فریاد شادمانی قربان می كنند، این است آن كسی كه كلام مقدس را ننگین ساخته و چراگاهان را ویران می سازد...
{بند 8 از هات 32 }
از همین گناهكاران است، جم پسر ویونگهان، كسی كه از برای خشنودی زودگذر مردمان، خوردن گوشت به آنان آموخت، ای مزدا! تو باید خود، در روز پسین میان من و او قضاوت كنی....
در شاهنامه، خوردن گوشت جانوران و خوالیگری با آن (آشپزی) یك كار اهریمنی به شما رفته كه حاصل تعالیم اندیشه زشت به بیوراسب(بابلیان) است و در داستان ضحاك و فریب اهریمن این گونه آمده كه در آن دوران خوراك مردمان گوشت نبوده است:
فراوان نبود آن زمان پرورش كه كمتر بد از كشتنیها خورش
جز از رستنیها نخوردند چیز ز هرچ از زمین سر بر آورد نیز
پس آخر شه بدكنش رای كرد به دل كشتن جانور جای كرد
ز هر گونه از مرغ و از چارپای خورش كرد و آورد یك یك به جای
و نخست نیز از زرده تخم مرغ (خاگ) بهره برده شده :
خورش زرده خاگ دادش نخست بدان داشتش چند گه تندرست
و سپس به ترییب :
خورشها ز كبك و تذرو سپید بسازید و آمد دلی پرامید
سوم روز خوان را به مرغ و بره بیاراستش گونه گون یكسره
به روز چهارم چو بنهاد خوان خورش ساخت از پشت گاو جوان
در عهد عتیق، ضمن كتاب دانیال نبی نیز، از گوشتخواری بابلیان به زشتی یاد شده و دانیال از پادشاه بابل می خواهد كه به آنها اجازه دهد از همان آب و بقولات خودشان بخورند و غذای بابل به آنها تحمیل نشود!
پس گوشتخواری در هر سه كتاب بزرگ باستانی یك امر اهریمنی به شمار می آید كه با شروع آن بلاهای فراوانی بر مردمان نازل شد! (مارهای روی دوش ضحاك، اشاره به فوران دو آتشفشان بزرگ در ایران، دماوند و سبلان دارد كه با آغاز گوشتخواری مردمان، آنها هم شروع به فوران كردند و بابلیان برای آرام كردن آنها، هر روز دو جوان ایرانی را قربانی می كردند تا شاید خشم خدایان فروكش كند و این است نادانی و ستم روزبانان بابلی به ایرانیان!)
اما شاهنامه پیش از دوره استیلای بابلیان را چگونه توصیف می كند؟ دوره طهمورث دیو بند (دوره تهم تنی نژاد آریا و مبارزه با سختیهای زندگانی مانند سرمای سخت سیبری و دیوهای اخلاقی!)
ز پویندگان هر كه بد نیك رو خورش كردشان سبزه و كاه و جو
ز مرغان هم آنگه بد و نیك ساز چو باز و چو شاهین گردنفراز
بیاورد و آموختنشان گرفت جهانی بدو مانده اندر شگفت!
بفرمودشان تا نوازند گرم نخوانندشان جز به آواز نرم
و چو اینها كرده شد، مردمان را پروای زندگی شاد و به دور از دیوهای اخلاقی پدید آمد و مردمان به ستایش آفریننده مشغول گشتند! چه زیباست ما نیز راه و آیین نیاكان نیك اندیش را پیش بگیریم و نسبت به همه جانداران گیتی مهر بورزیم.
شاید یك دلیلش این باشد كه بیشتر این افراد چیز زیادی از ایران باستان نمی دانند و بیشتر از آنكه فرمان نیاكانشان و بزرگان را بدانند ، بیشتر نامهای آنها برایشان جالب است!
اگر كسی فرهنگ غنی ایران را بشناسد هیچگاه راضی نمی شود مردمان ، جانوران و گیاهان را برای خوشی های زودگذر آزار دهد! باز اگر كسی شخصیت دینی داشته باشد ، راضی نمی شود كه جانداری را آزار دهد! منتها بیشتر ما تا زمانی كه یك چیزی با اندیشه مان تطبیق دارد از آن پیروی می كنیم! اگر چیزی مخالف طبع ما شد ، آن را عقب افتاده و نادرست فرض می كنیم و از آن می گذریم.....
سپاس از سروران گرامی كه نظرات ارزشمند خودشان را برای ما نوشتند 
به راستی عشق به جان ٍ جهان و عشق به سایر جانداران گیتی در جان و روان همه مردمان نهفته است اما برخی از اندیشه های ناراست موجب می شود كه در گوشه گوشه جهان شاهد آن باشیم كه آزورزانی كه تنها به منفعت خودشان می اندیشند و هیچ پروایی از جان ٍ جهان ندارند ، آزار دادن جانوران بی گناه را رواج دهند كه زشت ترین كار در میان اندیشه های گوناگون است!
بد نیست ما هم مانند نیاكانمان حال موری زیر پایمان را با حال خودمان زیر پای پیل مقایسه كنیم :
همچنان در فكر آن بیتم كه گفت پیلبانی بر لب دریای نیل
حال موری گر ندانی زیر پا همچو حال تست زیر پای پیل !
بسم الله الرحمان الرحیم
من هم بد نمی بینم به گوشه ای از حقوق جانداران دیگر به غیر از انسان كه در منابع اسلامی آمده اشاره كنم.
گذشته از تاریخ باستانی ایران، در دین مبین اسلام، در قرآن کریم و در احادیث مختلف توصیه به حفظ حقوق حیوانات شده است. در سوره کهف سگ اصحاب کهف همراه آنها شمارش می شود. حضرت علی(ع) در سگ ۱۰ خصیصه شمرده اند که اگر فردی آن ۱۰ خصلت را داشته باشد به بهشت راه می یابد. امام هشتم شیعیان ضامن آهو نام دارد و ...... همچنین در قوانین شرع حکم های زیادی در مورد حیوانات و سگ وجود دارد. کشتن سگ دیه دارد و حتی طعمه ای که سگ شکاری به دندان می کشد و می اورد قابل استفاده و خوردن است، حتی اگر سگ تکه ای از آن را خورده باشد .
در دیدگاه اسلام، فرد مسلمان حتی نباید نسبت به حقوق حیوانات بیاعتنا باشد. در آیات و روایات، توجه ویژهای به حقوق حیوانات شده است که پاره ای از آنها مربوط به چگونگی ذبح آنهاست، از جمله:
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود:«هر کس میخواهد حیوانی را ذبح کند، باید چاقوی برنده و تیزی انتخاب کند تا کندی تیغه چاقو، باعث آزار حیوان در حال ذبح نشود.»
رسول خدا مثلهکردن حیوانات را نهی میفرمود و اجازه نمیداد حیوانی را در جایی حبس کنند تا بمیرد. پیامبر اکرم کشتن حیوان باردار یا شیرده را نیز مکروه میدانست.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام در زمان حکومتش با ابلاغ رسمی از همهی قصابها خواست ذبح را درست و نیکو انجام دهند و هر کس اطاعت نمیکرد مؤاخذه میشد.
امام باقر علیه السلام میفرمود:«هر کس بیجهت گنجشکی را بکشد، در روز قیامت، گنجشک میگوید:«خدایا، از این شخص بپرس که چرا مرا کشت؟»
آنگاه میفرمود:«از مثله کردن حیوانات بپرهیزید. چاقو را تیز کنید و حیوان را در حین ذبح شکنجه و عذاب ندهید.»
و در حدیث از امام علی آمده كه شكم خود را آرامگاه گوشت حیوانات نكنید و برای خود دوزخ را واجب نكنید كه اشاره به جلوگیری از زیاده روی در خوردن گوشت حیوانات هستش.
سلام. بحث متفاوت و خوبیه . منم یه شعر قبلا از سعدی شنیده بودم كه همیشه برام جالب بود و كوچیك كه بودم پدربزرگم همیشه می خوندش :
سگی را لقمه ای هرگز فراموش
نگردد ور زنی صد نوبتش سنگ
وگر عمری نوازی سفله ای را
به كمتر تندی آید با تو در جنگ
داستانی دیگر از روانشاد سعدی در مورد شبلی ، عارف بزرگ و نامدار ایران زمین :
یكی سیرت نیك مردان شنو اگر نیكمردی و مردانه رو
كه شبلی ز دكان گندم فروش به ده برد انبان گندم به دوش
نگه كرد و موری در آن غله دید كه سرگشته هر گوشه ای می دوید
ز رحمت برو شب نیارست خفت به ماوای خود بازش آورد و گفت :
مروت نباشد كه این مور ریش پراكنده گردانم از جای خویش !
گرامیداشت جانوران در ایران باستان و بر شمردن حقوق آنان از جهان :
درود بر چهارپایان ، سخن خوش از برای چهار پایان ، خوراك از برای چهارپایان ، چراگاه از برای چهارپایان ، كشت و ورز برای چهارپایان
( یسنا 10 پاره 20 )
آنكس كه چهارپا را به راستی بپرورد و با رادی و دهش و مهربانی با او رفتار كند ، سرپرست و نگاهبان آذر اهورامزداست.
(یسنا 58 - پاره 3 )
منش های آفریده شده را می ستاییم ، دین سوشیانتها را می ستاییم ، روان چهارپایان را می ستاییم ، روانهای چهارپایان بیابانی را می ستاییم ، جانوران آبی ، خزندگان و پرندگان ، فروهر های جانوران را می ستاییم.
(فروردین یشت - كرده 22 - بند 74 )
در فرگرد 48 از ارداویراف نامه ، ویراف پس از دیدن شكنجه شدن روان مردی دروند در آن جهان ، آگاه می شود كه :
این روان آن مرد دروند (پیرو دروغ) است كه در گیتی خوراك از سگ شبانان و سگ پاسبان بازداشت و آنها را زد و كشت....
و در همان كتاب در فرگرد 15 به پاداش برای كسانی كه به جانوران نیكی كرده اند اشاره می رود :
و دیدم روان شبانان كه در گیتی ، چهارپای و گوسفند بپروردند و از گرگ و دزد و مردمان نگاه داشتند و به هنگام ، آب و گیاه و خورش دادند و از سرما و گرمای سخت نكاه داشتند و به هنگام بر آنان جانور نر هشتند!