لیست بحث ها| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
28
|
12
|
84/10/26 (10:20)
|
|
||
|
|
13
|
3
|
84/8/4 (19:27)
|
|
||
|
|
3
|
4
|
84/8/2 (22:17)
|
|
||
|
|
16
|
5
|
84/4/16 (10:46)
|
|
||
|
|
1
|
2
|
84/3/24 (06:06)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
84/3/23 (09:35)
|
|
||
|
|
4
|
4
|
84/3/22 (01:45)
|
|
عنوان بحثنگاهی دوباره به اعتقادات مذهبی 24 خرداد 84 - 06:45 | |
این بحث را تنها به خاطر یک دوست دگراندیش و متفکر به راه انداخته ام . و امیدم هست تا در این بحث همیشه طولانی افرادی تیزبین و متفکر بیشماری پیدا بشوند تا مطالب گنجانده شده در این تالار را مورد بررسی قرار بدهند . از آنجا که علم همیشه پیشه روی دیگر مسایل دنیا می باشد پس نمی توان دلایل و اثباتهای علمی را منکر شد و از آن سرباز زد . حال عده ای بر این باورند که تامل در یک اعتقاد چه الهی و چه غیر الهی موجب بروز مشکلاتی می شود . از آنجا که اکثر دینهای شناخته شده به صورت آسمانی و الهی است . اولین فکری که ممکن است به افکار هر مذهبی ای خطور کند اینست : که اگر من در مورد واقعیتها بیاندشم ممکن است گناهی مرتکب شوم ، پس بی خیالش !!! این فکر نه تنها یک فکر بی خردانه است بلکه نمایانگر اینست که وی یک فرد پوچی می باشد . بهتر است برای شروع به تفاوتهای بی خدایان و با خدایان نگاه کوتاهی بیاندازیم . امروزه باعث همه مشکلات فرهنگی و اجتماعی و جنسیتی و ... برآمد جهل و خرافه پرستی متمرکز شده یک ملت است! ( که در ادامه کاملا توضیح خواهم داد ) بنابر این این دیانت ضررش را به تمام جامعه و سایر انسانها در همین دنیا خواهد زد و خود دین داران را هم با همین اجتماع به سوی نابودی میبرد . استفاده از دین باید مثل استفاده از دخانیات تنها در جاهای مخصوصی آزاد باشد، صدا و سیمای دولتی و کتابهای درسی مدارس را باید از وجود تعالیم دین خالی کرد و اکنون در بسیاری از کشورهای جهان چنین اتفاقی افتاده است! از یکی از فلاسفه بیخدا که در حال مرگ بود پرسیدند، تو یک عمر با خدا به مخالفت پرداختی، حال اگر فرض کنیم خدایی وجود داشته باشد، فکر میکنی چه بلایی سر تو می آورد؟ آیا از گذشته خود پشیمان نیستی؟ بیا و در آخر عمر توبه کن، شاید آمرزیده شوی آن شخص پاسخ داد، اگر خدایی که شما میگویید اندکی شعور داشته باشد، نیک میداند که من عمری به تحقیق و جستجویش پرداخته ام و اورا نیافته ام! گناه من چیست وقتی که او دلیلی برای وجود خود باقی نگذاشته است؟ شایان ذکر است مذهبیون بطور خیلی جدی این داستان را در مورد تقریبا اکثر فلاسفه بیخدا، مثل نیچه و راسل و مارکس و... می آورند و میگویند اینها در آخر عمر خود توبه کرده اند، حتی در کتابهایشان اینگونه لطیفه هارا بطور خیلی جدی مطرح میکنند. حال فرضیات خود را شروع کنیم تا ببینیم چه می شود : -------------- فرض کنید شما خدا هستید و یا فرض کنید شما چند روبات ساخته اید که به آنها هوش مصنوعی داده اید. آنها را خلق کرده اید و خود پنهان شده اید، حال اگر این روبات ها با امکاناتی که شما در اختیارشان قرار داده اید، پی به درک وجود شما نبرند، آیا مجرمند؟ آیا اگر کتابی مثل قرآن را برای آنها فرستاده باشید، و با این کار خود و داستانهای خود را برای آنها معرفی کنید آیا آن مخلوقات بیچاره گناهکارند؟ خدا چه انتظاری از ما دارد؟ اینکه باور کنیم محمد پیامبر خدا بوده و خدایی در آسمانها و در ناکجاآباد کائنات پنهان شده است؟ این که با نگاه کردن به قصه هایی مثل قصه مسیح، سلیمان، یونس و نوح که همگی از اسطوره ها و افسانه های سایر ملل توسط یهودیان دزدی ادبی شده و اسناد تاریخی آن موجود است، قبول کنیم که این افراد واقعا وجود داشته اند؟ حال بگذریم از اینکه مخلوقات بیچاره نه تنها تمام براهین و برهان هایی که برای اثبات وجود شما مطرح شده را با نقد های حقیقتاً پولادین رد کرده اند، بلکه براهین محکمی را نیز در رد وجود شما آورده اند. آیا اینکه شما موجود غیر منطقی و غیر ممکنی هستید و میتوان ثابت کرد که وجود ندارید، گناه مخلوقاتتان است یا خودتان؟ بیایید فرض کنیم خدا وجود دارد، وضعیت بیخدایان نسبت به این خدا چگونه خواهد بود؟ به نظر شما با فرض اینکه خدایی وجود داشته باشد، این خداوند در آخرت به کسانی جایگاه واولاتری میدهد که از عقلشان استفاده کرده اند و برای ایجاد شرایط بهتر برای زندگی بشر تلاش کرده اند یا به انسانهایی که از روی جهالت و دلایل غلط به خدا اعتقاد دارند و با تقلید از رهبران مذهبیشان دنیا را به سوی نابودی و بشر را به سوی زندگی تاریکتر و جاهلانه تر برده اند؟ بیخدایان برای اعتقاداتشان از منطق و دلیل استفاده کرده اند، اگر خداوند از منطق و دلیل خوشش نمی آید و ترجیه میدهد انسانها از روی احساس و جهل و حماقت به او اعتقاد داشته باشند، چنین خدایی شایسته ستایش نیست. اگر خدا از اینکه انسانهای خیالپرداز و خرافی و کم مایه به او عشق میورزند خرسند است، این خدا حتی لیاقت خدایی را شاید نتواند داشته باشد . خداوند اگر وجود داشته باشد، ناظر تمام زشتی ها و پلیدی ها و جنایاتی که روی زمین انجام گرفته است بوده است و سکوت کرده است، خداوند کودکانی را که از بیماریهای سرطانی رنج میبردند مشاهده کرده است و برای سلامتی آنها اقدام نکرده است، خداوند جوامعی را که زیر فشار مستکبران و جباران تاریخ که اکثریت آنها به شدت دیندار بودند و یا دین داران آنها را پشتیبانی میکرده اند نگاه کرده است و به آنها کمکی نکرده است، اما خیلی از ما انسانها همانند خدا نبوده ایم، برای آزادی و رفاه بشر و زندگی بهتر تلاش کرده ایم، اگر کاری از دستمان بر می آمده برای یکدیگر انجام داده ایم، بنابر این ما موجودات بهتری از خداوند می توانیم باشیم . بهشتی که دین داران طمعش را دارند واقعا چگونه جاییست؟ کتاب آیت الله دستغیب، معاد از آیات قرآن و احادیث بسیاری برای توصیف بهشت استفاده کرده است، بهشت جایی است که مومنان 72 حوری بهشتی خواهند داشت و میتوانند با آنها تماس جنسی بی پایان برقرار کنند. بهشت اسلامی و مذهبی حوض کوثر، شراب پاک، جوی های آب، سایه درختان، حوری های بهشتی، غلامان بهشتی، و ... دارد . بسیاری از مسلمانان در کشورهایی زندگی میکنند که این کشورها بسیار از لحاظ منابع طبیعی غنی هستند، اما خود آنها این بهشت های زمینی را به گند کشیده اند و به لجنگاهی تبدیل کرده اند که همگان از آن فراری هستند، این افراد در بهشت نیز اگر به کار مشابهی بخواهند دست بزنند، بهشت واقعا در جوار این افراد بسیار جهنمی تر از جهنم خواهد بود. ( نگاهی کنید به افغانستان ، عراق ، پاکستان ، ایران و ... ) اگر در آخرت جهنمی وجود داشته باشد و آنچه قرآن توصیف میکند مانند ریختن مس داغ در حلق گناهکاران، و یا سوزاندن پوست آنها و تعویض پوستشان برای درد بیشتر واقعا وجود داشته باشد، اگر خداوند بخواهد هر کدام از این کارها را در جهنم بر روی هر شخصی حتی منفور ترین شخصیت های تاریخ انجام بدهد، بقیه انسانها باید بسیار جانور خو باشند که چنین منظره ای را تماشا کنند و باز هم خداوند را ستایش کنند. خداوندی که چنین عمل ضد انسانی ای را انجام بدهد آیا واقعا شایسته ستایش است؟ براستی که ما انساندوستان ( یا بی خدایان ) تحمل دیدن چنین صحنه های دلخراشی را حتی اگر بر روی کثیف ترین انسانها انجام شود نداریم، ما مسلمان نیستیم که سنگ باران شدن یک انسان دیگر را نظاره گر باشیم و یا حتی خود به این کار دست بزنیم. ما حزب اللهی نیستیم که در مقابل قتل عام هزاران نفر ویرانی حیات کودکان خیابانی سکوت کرده باشیم، خداوندی که باعث و بانی این کار شود یک موجود پلید است که باید به پای میز محاکمه جنایتکاران علیه بشریت کشیده شود و به دلیل رعایت نکردن قوانین جهان شمول محکوم گردد . آیا اینگونه نیست ؟ به اهل بهشت نگاه کنید، به کسانی که ادعا میکنند به بهشت خواهند رفت، به پاپ ژان پل دوم ، به کشیش های کاتولیکی که هزاران تنشان به بچه بازی و فساد اخلاقی محکوم شده اند به یهودیهای ارتودوکسی که جهان را مال خود میدانند، یهودیان را چوپان و بقیه را گوسفند میدانند، به مسیحیان تندرو، به حزب اللهی ها، به هیتلر که اعتقادات شدید مذهبی داشت، به اسکندر مقدونی که به خدایان یونان اعتقاد داشت، این انسانهای فرومایه اهل بهشت هستند، تحمل و دیدن مستمر این افراد بسیار دشوار ا ست، وجود این افراد بهشت را به یک محیط نامطلوب تبدیل خواهد کرد. اگر بهشت و جهنمی وجود داشته باشد، زندگی در جهنم دلپذیر تر از زندگی کردن در کنار هر کدام از این افراد خواهد بود. بیخدایان راه واقع گرایی و خردگرایی و منطق را پیش گرفته اند و در مقابل انتقادات انعطاف نشان داده اند نه اینکه مانند دین داران مخالفان را شب و روز لعنت کنند و آنها را بکشند، روزنامه هایشان را تعطیل کنند، سایتهایشان را سانسور کنند و... این راه درستی است که بیخدایان پیش گرفته اند، اگر هزینه درست فکر کردن و درست زیستن و دفاع از حریم عقلانیت و انسانیت به جهنم رفتن است، بیخدایان مردانه پای این جرم خود خواهند ایستاد و هزینه اش را خواهند داد، حتی اگر این هزینه رفتن به جهنم اسلامی باشد. ما جهنم را در حکومتهای متعدد زمینی دیدده ایم، ترسی از جهنم های دیگر نداریم. ---------------------------------------- در آخر از همه افراد چه مذهبی چه غیر مذهبی ، چه حقیقت جو چه خرافه پرست ، چه با خدا و چه بی خدا . خواهش می کنم تا به جمع ما بپیوندند ؛ شاید قدمی هر چند کوتاه در آشکار سازی واقعیتها برداریم . من حاضر به جوابگویی هر سوالی هستم . آقای مهدی فلاح من همچنان منتظر شما هستم تا شاید با که یک دانشجوی بزرگ و متفکری هستید همگام به سوی واقعیت برویم _ منظور از واقعیت بی خدایی یا مذهبی بودن نیست ) . | |
ترتیب پاسخ ها :
از اولین پاسخ
28 26 دی 1384 ساعت 10:20 | |
مردی برای اصلاح به آرایشگاه رفت. در بین كار گفتگوی جالبی بین آنها در مورد خدا صورت گرفت. آرایشگر گفت:من باور نمیكنم خدا وجود داشته با شد. مشتری پرسید چرا؟ آرایشگر گفت : كافیست به خیابان بروی و ببینی. مگر میشود با وجود خدای مهربان اینهمه مریضی و درد و رنج وجود داشته باشد؟ مشتری چیزی نگفت و از مغازه بیرون رفت. به محض اینكه از آرایشگاه بیرون آمد مردی را در خیابان دید با موهای ژولیده و كثیف. با سرعت به آرایشگاه برگشت و به آرایشگر گفت: می دانی به نظر من آرایشگر ها وجود ندارند. مرد با تعجب گفت :چرا این حرف را میزنی؟ من اینجاهستم و همین الان موهای تو را مرتب كردم. مشتری با اعتراض گفت: پس چرا كسانی مثل آن مرد بیرون از آریشگاه وجود دارند؟ "آرایشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نمیكنند مشتری گفت: دقیقا همین است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمیكنند! برای همین است كه اینهمه درد و رنج در دنیا وجود دارد . نظرتون چیه رفقا ؟؟؟ |
27 25 آذر 1384 ساعت 11:14 | |
منظور من حمایت نبود.منظورم دفاع از کارهایی بود که گمون کنم حتی روح خدا هم از اونها بیخبره و به اسم خدا انجام میشه.چون به نظر میاد .خط ارتباطی خدا با زمین یکطرفه شده و صدای خدا از 1300 سال پیش به این طرف به بندگانش نمیرسه. من خودم بالشخصه حاضرم با کمال میل وکیل مدافع شیطان باشم(البته با عرض معذرت از آقای کیانو ریوز) |
26 24 آذر 1384 ساعت 00:46 | |
خدا قادر مطلق نیازی به حمایت نداره.این ما انسان ها هستیم که به حمایت یکدیگر نیاز داریم. |
25 23 آذر 1384 ساعت 10:19 | |
احسان جون مدتی بود به این کلوب سرنزده بودم...اگه اجازه بدین چند روز دیگه که سرم کمی خلوت تر شد بحث کنیم.....موفق باشی. |
24 23 آذر 1384 ساعت 02:55 | |
آیا اینجا کسی پیدا نمیشه از خدا دفاع کنه؟ |
23 8 آبان 1384 ساعت 16:29 | |
هدف دین چیه؟اگه یکی بدون داشتن دین به اون هدف برسه حکمش چیه؟هر چند که فقط خدا می دونه .اما اون هایی که فکر می کنند خیلی به خدا نزدیکند و خودشون و خداشون رو خوب می شناسند جواب این سوال من رو بدند ممنون می شم. |
22 5 آبان 1384 ساعت 20:09 | |
و اگر به هیچ دینی اعتقاد نداشته باشم چی؟اگر فقط سعی کنم به چیزی که به نظر خودم و خیلی ها درسته عمل کنم چی؟اگر آدم خوبی باشم ولی دین نداشته باشم چی؟ و اگر بر عکس من یک مومن کامل باشم و به خاطر دینم یه انسان بیگناه رو بکشم چی؟باز به بهشت میرم؟اگر دین بگه یه کار غیر انسانی اجام بده چی؟اگر مجبور شدم به یکی شلاق بزنم .به یکی سنگ پرتاب کنم چی.بازم به بهشت میرم؟یعنی فقط داشتن دین این اختیار رو به آدم میده که هر کار غیر انسانی رو در لوای دین انجام بده؟ بهتره این کارها رو اگر قراره انجام بشه به اسم خدا انجام نشه |
21 5 آبان 1384 ساعت 09:21 | |
سلام......احسان جون نماز خوندن باعث جهنمی شدن نمیشه....یعنی تو بهشت حتما از ادیان دیگر چون مسیحیت و یهودی و .... هم خواهند بود!!!!!! اگر دین اسلام را قبول داری باید به آنچه كه دین برایت نشان میدهد و تو بدان پایبندی عمل كنی آن هم نه از اجبار كه از شوق با خوشحالی!! اگر به دین نسارائی باید به تعالیم آن عمل كنی! و..... |
20 5 آبان 1384 ساعت 00:25 | |
سلام سارا خانوم اگه نماز خوندن باعث نرفتن به جهنم میشه.اونم فقط به صورت شیعی.خوشحالم که منم جزو اون 6 میلیارد و خورده ای هستم که به جهنم واصل میشم.ترجیح میدم بین 6 میلیارد کافر بمونم تا 30 .40 میلیون آدم که فکر میکنن تافته جدا بافته هستند(این نوشته ام در تایید حرف شما بود) |
19 2 آبان 1384 ساعت 22:23 | |
چرا باید حتما دین داشت و چرا باید اسلام را انتخاب کرد؟چرا باید قوانین اسلام ر رعایت کرد ؟چرا باید نماز خواند؟چرا باید وضو و غسل داشت؟چرا هزار و یک کار طوطی وار باید انجام داد؟بدون اینها نمی توان انسان بود؟زندگی کرد؟صادق بود؟مفید بود؟به انسان های دیگر کمک کرد؟عفیف بود؟وفادار بود؟چرا این همه چارچوب و باید و نباید؟چرا اجازه نمی دهیم انسان ها خودشان باشند .درک کنند و انتخاب کنند ؟اصلا نمی فهمم.من که حسابی گیج شدم. از همه تبعیت و پیروی در کوچکترین کارهای زندگی سر در نمی اورم.من مدتیه نماز نمی خونم.الان حیوانم؟الان پستم؟الان جایگاه من اتش و دوزخ است؟من همان انسانم. زندگی من ،شرایطم و عملم و رفتارم و اخلاقم عوض نشده.تازه پخته تر هم هستم.حلا چون دیگه نیازی به نماز احساس نمی کنم یعنی منحرف شده ام؟اخه چرا این همه سخت میگیریم زندگی را؟ |
18 2 آبان 1384 ساعت 22:10 | |
دین یک مساله اعتقادیه نه قابل رده نه قابل اثبات .به هیچ وجه هم نمی توان گفت مایه ارامشه.می تونه باشه می تونه نباشه.بستگی به تمرین فرد و اموزه های فردی داره. |
17 27 مرداد 1384 ساعت 12:18 | |
اقای فلاح چرا فکر میکنید تنها راه رسیدن به اهداف انسان دین میتونه باشه؟(دستوراتی که نزدیکترین اونها به ما متعلق به 1400 سال پیش بوده و تازه همین ها هم معلوم نیست دچار تحریف نشده باشند. که احتمالا همینطور هم هست.نمیدونم کجای دین میتونه منظم و کارآمد باشه؟ادیان معمولا مجموعه ای از تناقضات هستند .که حتی از عهده خوشبخت کردن طرفداران خودشون برنمی آیند.کاری که ادیان به درستی انجام دادند .به راه انداختن جنگهای مذهبی بوده و هست.دینی که نتونه مخالف خود را تحمل کند فکر نکنم راهی برای رسیدن به اهداف انسان باشد. پیام در تاریخ 84/5/29 ساعت: 22:08 توسط احسان زندی ویرایش شد. |
16 17 مرداد 1384 ساعت 09:44 | |
آقا سیاوش من گفته ام اسلام را از کتب تاریخی یاد نگرفته ام ولی نگفته ام که از مکاتب دینی اسلام را نشناخته ام.....اگه یه بار دیگه متنو بخونین متوجه می شوین که گفته ام: "...اسلامی که من از آن سخن میگویم اسلامی است که خودم و با درک خویش از جهان پیرامون و حتی کتب و تفکرات سایر ادیان باور کرده ام..." در ضمن....مگه خدا قرآن را برای افراد عادی و معمولی نازل نکرده؟!!! مگه عربهای آن زمان نمیتونستن قرآن رو درک کنن؟! چرا ما نتونیم ؟ نمی توانید به همین سادگی بگین که دینی که هر کس انتخاب میکنه به صورت تحمیلی و بر حسب دین آن جامعه است.....در این صورت آمار و ارقامی که هر روز درباره افزایش تعداد مسلمانان در کشور های مسیحی سخن می گویند چه می شوند؟ سیاوش جون...گفته ای اسلامی که من از آن سخن می گویم یک ایدئولوژی ساختگی به دست خودم است! آیا به من اجازه می دهی همین حرف را درباره خود شما که تکرار کنم که بی دینی شما یک ایدئولوژی ساختگی به دست خود شماست با این تفاوت که دین بی دینی شما دارای هیچ کتاب و منبعی نیست تا مه بی دینان از آن استفاده کنند تا هر بی دینی دیدگاهی خاص و اکثراً متناقض با بی دین دیگر نداشته باشد! .......................................................................................... آقا احسان دوست عزیز؛ هرکس از زندگی هدفی داره... برای رسیدن به هدف هم باید برنامه منظم و قابل اعتماد داشته باشی.....چه برنامه ای منظم تر و کارآمد تر از دین......منظورم هم دین خاصی نیست! |
15 14 مرداد 1384 ساعت 05:25 | |
پس در نتیجه اسلامی ای که شما قبول کرده اید نه از تاریخ و نه از مکاتب نئشته شده و نه از گفته کسی است . اسلام شما اسلامی است که خود با درک و فهم خود قبول کرده اید . در نتیجه این اسلام یک اسلام ناب محمدی نیست بلکه یک ایدئولوژی ساختگی به دست خود شماست . دوست گرامی بهتر است کمی در مورد مسایل دور و برمان خوب فکر کنیم . در این دوره تاریخ ما نیازی به حرفهای دیگران نداریم چون بخوبی می توانیم واقعیات را درک و قبول کنیم . اسلام چیزیست که در ایران است . اسلامی که در هنگام تولد شما نیز بود . شما تحت سلطه جامعه ای قرار گرفته اید که بدون پرس و جو از مکاتب و افکار دیگر بدون توجه اسلام را برگزیده اید و خود را با آن خو داده اید . اگر جامعه ما یک جامعه بی خدایی و یا مسیحیت بود حتما شما نیز آنگونه بودید . پس ادیان مختلف بر حسب نه احتیاج بلکه به صورت تحمیلی برای ما رسیده است . |
14 14 مرداد 1384 ساعت 00:03 | |
سلام آقای فلاح چرا فکر میکنید به دین احتیاج دارید؟ |
- 1
- 2








