لیست بحث ها| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
28
|
12
|
84/10/26 (10:20)
|
|
||
|
|
13
|
3
|
84/8/4 (19:27)
|
|
||
|
|
3
|
4
|
84/8/2 (22:17)
|
|
||
|
|
16
|
5
|
84/4/16 (10:46)
|
|
||
|
|
1
|
2
|
84/3/24 (06:06)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
84/3/23 (09:35)
|
|
||
|
|
4
|
4
|
84/3/22 (01:45)
|
|
عنوان بحثبودن یا نبودن........مسئله این است 22 خرداد 84 - 23:04 | |
کاری که کیارش و اقای رادور کردند تحسین برانگیز بود من اگر تا قبل از حذف کلوب به چیزهایی معتقد بودم بعد از رفتاره ناجوانمردانه شما و بر هم زدنه بحثهایی که برای رسیدن به حقیقت انجام میشد..........به کل در اعتقاداتم((که چون شماهایی موافق داشت)) تجدید نظر کردم و در اخر برای سیاوشه رادور ..... بر خلاف جریانه اب شنا کردن جسارتی میخواهد که تو داری والا هر ماهی مرده ای هم میتواند در مسیر جریانه اب حرکت کند با ارزوی موفقیت برای تمامی دوستانه آزاده ام | |
ترتیب پاسخ ها :
از اولین پاسخ
16 16 تیر 1384 ساعت 10:46 | |
مرسی فرحناز جون چند روز پیشا تو روزنامه خوندم یه عده از نماینده ها(( قیافه هایی که دیگه همه میشناسیم)) رفته بودن به یه جلسه در یکی از کشورهای غیر مسلمان اونجا سره سفره مشروب سرو کرده بودن(( خوب رسمشونه همونجور که تو رسمته نخوری)) اقایون محترم که نزدیک 5 یا 6 نفر بودن از خوردنه غذا امتناع کردنو میز غذا را ترک کردن خیلی جالبه و اونوقت با اینکار شده بودن تیتر صفحه اول روزنامه مسخره نیست؟؟؟؟؟ اونوقت این ادمان که برا ما تصمیم میگیرن این ادما و امثال اینا هستن که با هزار تا کاره نا متعارف سرنوشت کشورمونو رقم میزنن اقتصادمونو ..........اجتماعمونو ........همه و همه چیرو به عناوین مختلف..... و کیا فرهنگ سازی میکنن؟؟؟؟میخوام بدونم اگه فرهنگی ضد منافعشون به وجود بیاد جلوشو نمیگیرن؟ جواب این سوالو هنگام ورود به سایت با خطه قرمز رنگی شاهد هستیم از راه انداختن بحث های سیاسی بپرهیزید جواب اینسوال رو دوستانی که از ابتدای ساخت این کلوب همراهمون بودن میدونن حذف عقاید مخالف حذف افراد مخالف.خفقان و ..................... |
15 16 تیر 1384 ساعت 10:27 | |
بله .با هم فرق دارند.ولی بی ارتباط با هم نیستند. و ثانیا فرحناز خانم شما که در مورد فرهنگ غالب صحبت کردید.باید اضافه کنم .متاسفانه فرهنگ غالب ما همون چیزی هست که داره این بلا رو سرمون میاره.شما به این محیط کوچک اینجا نگاه نکن.هنوز هم در فرهنگ ملت ما مذهب حرف اول رو میزنه.هنوز خیلی از خرافات مذهبی برای ما یک فرهنگ حساب میشه.نمیشه کاری هم کرد.ما تنها میتونیم نظاره گر باشیم.اگر بخواهیم هم حرفی بزنیم .... و یک نمونه دیگه هم نتایج این دوره انتخابات ریاست جمهوری پیام در تاریخ 84/4/16 ساعت: 1:07 توسط احسان زندی ویرایش شد. |
14 16 تیر 1384 ساعت 00:13 | |
ناگفته نماند. بحث اعتقاد به وجود خدا با بحث دین و مذهب به نظر من فرق داره . |
13 16 تیر 1384 ساعت 00:01 | |
من معتقدم دین و مذهب یک چیز اعتقادیه .به همین دلیل باید فردی باشه.اگر هم یک دیندار دوست داره اعتقاد خودشو گسترش بده می تونه روی افرادی که بهش اعتماد دارند و می شناسندش کار کنه و حق نداره واسه عموم مردم تعیین تکلیف کنه. باید دید فرهنگ غالب چیه .فرهنگ یک چیزیه که خودش به مرور جاشو باز می کنه .خودتون ببینید در دنیا تحولات ،به کدوم سمت و در جهت کدوم فرهنگ داره پیش می ره.یک چیزهایی هست که خودش راه خودشو باز می کنه از جمله فرهنگ. مثل یک رودخونه که هر چی هم سنگ جلوش باشه راهشو باز می کنه و سنگ رو دور می زنه و به راهش ادامه می ده.پس زیاد خودتون رو خسته نکنید. هر چی هم زور بزنند فوقش ظاهر مردم رو بتونند مطابق میل خودشون عوض کنند روی باطن اونها نمی تونند با زور تغییر اساسی ایجاد کنند.هر فرهنگی قدرت نفوذش بیشتر باشه اون پیروز می شه.حالا چه دین رو با سیاست قاطی کنیم چه نکنیم . اصلا خدایی سیاست نمی تونه در این روزگار با رعایت کل قوانین دین اسلام اجرا بشه. حتما منافاتی خواهد داشت . ما با کل دنیا در تعامل هستیم.نمی تونیم با همه بجنگیم که؟تا کی فیلتر کردن سایت ها و تحریم سایر کشورها به خاطر بی دینی آنها. یک روزی باید هماهنگ بشیم با کل دنیا. تا کی تونیم بگیم ما از همه برتریم در حالیکه شواهد نشون می ده چقدر در اداره مملکت خودمون ضعف داریم. به زور نمی شه به کسی گفت به خدا اعتقاد داشه باش یا نه. نماز بخون یا نخون. اما می شه گفت بحث اداره مملکت و قوانین اون باید انسانی و بر اساس حقوق بشر باشه.حالا من کاری به حقوق بشر امریکایی ندارم. و نمی گم کامله یا ناقصه. اما مسلما می شه یک حقوقی رو تدوین کرد که هم به افراد آزادی بده وهم اجازه نده به حق هم تجاوز کنند . پیام در تاریخ 84/4/15 ساعت: 15:07 توسط فرحناز ف ویرایش شد. |
12 13 تیر 1384 ساعت 22:00 | |
سلام سیاوش جان منم با نظرت موافقم .باید دست خودمون رو جلو ببریم.باید یاد بگیریم که حق ما از زندگی چیه.باید یاد بگیریم که بتونیم حرف بزنیم.یاد بگیریم که بشنویم. |
11 11 تیر 1384 ساعت 09:17 | |
و حکومت نیز به کیفر خود خواهد رسید . به زودی پیامی خواهم داشت برای همه آزادیخواهان !! |
10 10 تیر 1384 ساعت 20:24 | |
ممنون الناز جون از توضیحاتت من هم با هاتون موافقم ولی خوب انگار بین خواستن تا رسیدن یه دیوار بلنده به اسم حكومت |
9 10 تیر 1384 ساعت 10:02 | |
مدت خیلی زیادی بود که به کلوپ نمی اومدم . در اولین فرصت گفتم نگاهی به این قسمت بیاندازم که دیدم دوستان یه چیزایی نوشتن !! من نه دین ستیزم و نه چیزی من یه چیزی رو با منطق خودم قبول کردم و ادامه هم داده ام و می دهم و شاید هم خواهم داد اما مسئله مهم قسمت شماره 5 خانم فرحناز بود . دوست عزیز من تصمیم گرفتم که بحثهای بی نتیجه مذهبی رو ادامه ندم . اما برای شما مطلب دارم !! در کشور ما ، یعنی ایران ، حکومت ما اسلامی است . کاری به کارش ندارم . هر چی هست واصه خودش !! اما آیا میشه که اسلام یک دین خصوصی بشه ؟ اصلا ممکنه که دین خصوصی بشه ؟ به هیچ وجه !!! این امکان زمانی صورت می پذیره که اسلام از بین بره ! چون با نگاهی به ریشه های مذهب به خصوص اسلام می بینیم که تنها دوام اینگونه ایدئولوژیها تنها اجباری و همگانی و دخالتی بودنشون است . اسلام اگر خصوصی بشه کاملا از بین رفته و این رو با کمی فکر و اندیشه می شه فهمید . و اما احسان عزیز . دموکراسی به چه چیزی می گن ؟ هیچ فردی نمی تونه دموکراسی رو معنی کنه یکیش هم من !! دموکراسی نسبت به سیاست فرد قابل تعریفه . دموکراسی کنونی ما معنای دیگه یی داره و اون اسلام برای مردم و مردم برای دولت و دولت برای همه !! دموکراسی واصه همه کس یه معنا نداره !! بگذریم . اما می خوام از همینجا از همه شما حالا به هر نوعی که شده تشکر کنم ( نمی دونم چرا !!! ) شاید روزی بشه که همه به حق مسلم خودش برسه و ما هم بتونیم نفس راحتی در کشور خودمون بکشیم . اون روز زیاد دور نیست . همین نزدیکیهاست تنها باید دستمون رو جلو ببریم . همین همگی موفق باشین |
8 9 تیر 1384 ساعت 15:35 | |
الان برات میگم عزیزم من اومدم کاره یه عده رو که جنبه شنیدنه حرفیرو بر خلافه مقاصد و عقایدشون نداشتن رو کوبیدم ..........(( شماره 1)) ((شماره 2 )) سیاوش اومدومنو تایید کرد بعلاوه در جوابه 3 خطه اخره من یه چیزایی ضمیمه کرد شماره 3 : یه دختر مامانی اومدو رو این قضیه که سیاوش داره برا اثباته نبودنه خدا تلاش میکنه کلید کردو ......یه چیزایی اضافه شد شماره 4: تصور من اینه که اقای زند هم به نوعی با صحبت هایی که در شماره 1 شد موافقتشونو اعلام کردن(( یعنی نتیجه گیری شخصیم این بود...) در شماره 5 هم فرحناز اومده و باز یه جورایی موافقتشو با این موضوع که آزادی بایستی حاکم باشه اعلام کرده شماره 6 : شیرین جان هم موافقت کردن شماره 7: احسان اینجا موضعشو مشخص کرده و میفهمیم تا اینجای کار همه با هم موافقیم شماره 8 که دیگه توضیح نمیخواد اما در آخر بحث برا این اغاز شد که شاهد بودیم یه عده نتونستن قبول کنن که اشتباه میکنن یا به چیزی اعتقاد دارن که دلیله عقلانی برا وجودش نیست یا ...... اعتقاداتشونو کور کورانه قبول کردنو به ذهنشونم نمیرسیده کسی بتونه بگه غلطا )) ...و به جای اینکه فکر کنن انگشت مبارکو رو دکمه دلیت فشردنو......کسایی که فضای شخصی کسه دیگرو غصب کردن...........کسایی که آزادی کلامو اندیشرو از ما گرفتن من ازادی میخوام کیارش سیاوش و همه شما هم تو این 7 تا صحبتی که شاهدش هستیم نشون دادین خواهانه ازادی هستین اما موضوع اینجاست با ادمهایی مثل اینا ازادی یه چیزه کمیابه اگه نگیم نایابه |
7 8 تیر 1384 ساعت 09:12 | |
بابا یكی به من بگه موضوع بحث اینجا چیه ؟ چرا این قدر هیچی به هیچی ربط نداره ؟ |
6 7 تیر 1384 ساعت 22:01 | |
سلام شیرین خانم منم با نظر فرحناز موافقم. ولی من میگم ما باید تحمل آرا دیگران رو هم داشته باشیم.عقیده هر کسی باید قابل احترام باشه.مهم نیست مذهبی باشی یا بی دین. مهم دموکراسیه. یعنی رای اکثریت.که متاسفانه اینجا بر عکسه |
5 7 تیر 1384 ساعت 06:34 | |
mowafegham ehsan joon...doroste...amma harfe farahnaz ham kamelan sahihe...age iraniha yad begiran ke injoor mishe zendegi kard...ya behtar begam hokoomat befahme...kheyli az moshkelat hal mishe پیام در تاریخ 84/4/6 ساعت: 22:06 توسط shirin کوچولو ویرایش شد. |
4 6 تیر 1384 ساعت 19:35 | |
چی کار با مذهب دارید.اول مملکت خودتون رو درست کنید.کافیه بدونیم دین از سیاست جداست.هر کس دلش می خواد مذهب داشته باشه و قابل احترامه اونی هم نمی خواد چوبشو خودش می خوره و به مذهبیون هم ربطی نداره. |
3 29 خرداد 1384 ساعت 09:47 | |
سلام به همگی راستش دیگه خسته شدم.نمیدونم چرا ما قصد داریم دایم همدیگه رو محکوم کنیم .دایم مبارزه کنیم .چرا نمیخواهیم یکبار هم که شده یکدیگر رو درک کنیم.یک بار به حرف هم گوش بدیم .فقط منتظریم که پارچه قرمز رو تکون بدن.برامون مهم نیست به چه چیزی حمله میکنیم. هیچ وقت نتونستیم همدیگه رو تحمل کنیم .دیگران یا باید نظر ما رو داشته باشن .و یا باید وجودنداشته باشن .ما هم رفتارمون شبیه همونهاست.منظورم همه ماست.اول از همه خودم بذاریم هر کسی عقاید خودش رو داشته باشه.چرا برای اینکه به خودمون ثابت بشه که عقایدمون درسته.عقاید دیگران رو زیر سوال میبریم؟بدی ما اینه که به همه چیز به صورت مطلق نگاه میکنیم.همه چیز یا سیاهه یا سفید |
2 27 خرداد 1384 ساعت 10:27 | |
من كه درست نفهمیدم شماها چی میخواین بگین تا اونجایی كه من میدونم این بودن و نبودن یه سئوال مهم فلسفی بود ( حالا شاید اون مال قبلا بوده حالا عوض شده دیگه نمیدونم ) ولی یه چیزی نفهمیدم شماها دقیقا دارین با چی مبارزه میكنین؟ نمیدونم چرا این قدر همه چیز رو جدی گرفتین ببین سیاوش تو داری با مذهب مبارزه میكنی كه چی ؟ بگی خدا نیست ؟ دین وجود نداره ؟من كاری ندارم حرفت درسته یا نه كه راستش رو بخوای منم یه جورایی باهات موافقم فقط میخوام بگم اگه باور داری كه نیست پس داری درباره چی بحث میكنی؟اگه یكی بیاد به تو بگه آدم فضایی هستی باهاش جر و بحث میكنی تا ثابت كنی این جوری نیست ؟یا بهش میخندی و رد میشی چون اصلا تعریفی برای آدم فضایی قائل نیستی كه در رد یا اثباتش حرفی بزنی نمیدونم درست تونستم منظورم رو بفهمونم یا نه ببخشید من خیلی بلد نیستم قشنگ حرف بزنم |
- 1
- 2








اشتباه میکنن یا به چیزی اعتقاد دارن که دلیله عقلانی برا وجودش نیست یا ...... اعتقاداتشونو کور کورانه قبول کردنو به ذهنشونم نمیرسیده کسی بتونه بگه غلطا )) ...و به جای اینکه فکر کنن انگشت مبارکو رو دکمه دلیت فشردنو......