| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
201
|
1276
|
90/12/22 (18:56)
|
|
||
|
|
839
|
2847
|
90/12/2 (19:37)
|
|
||
|
|
8
|
24
|
91/1/15 (12:21)
|
|
||
|
|
177
|
1134
|
91/2/31 (21:14)
|
|
||
|
|
184
|
974
|
91/2/30 (17:37)
|
|
||
|
|
248
|
1070
|
91/2/30 (17:32)
|
|
||
|
|
112
|
486
|
91/2/30 (17:26)
|
|
||
|
|
144
|
554
|
91/2/30 (17:18)
|
|
||
|
|
221
|
1040
|
91/2/30 (17:13)
|
|
||
|
|
162
|
2344
|
91/2/14 (19:31)
|
|
||
|
|
122
|
608
|
91/2/14 (19:29)
|
|
||
|
|
19
|
115
|
91/2/10 (11:29)
|
|
||
|
|
44
|
293
|
91/2/10 (11:27)
|
|
||
|
|
59
|
318
|
91/2/4 (00:11)
|
|
||
|
|
44
|
273
|
91/2/4 (00:08)
|
|
||
|
|
562
|
2713
|
91/2/3 (23:59)
|
|
||
|
|
241
|
1093
|
91/1/31 (13:30)
|
|
||
|
|
258
|
2741
|
91/1/31 (13:29)
|
|
||
|
|
162
|
1127
|
91/1/16 (12:00)
|
|
||
|
|
66
|
460
|
90/11/26 (21:57)
|
|
سالهاست که از داستان شکست عشقی شنیدیم و خیلی هامون حرفهای ناگفته امون به عضق های زمینی مربوطه.
تعریف خیلی از ما عشق رو به احساس و علاقه میون دونفر و نهایتش میون خودمون و خدا میدونیم.
اما من در حال نوشتن کتابی هستم در مورد دلیل آفرینش ،که از نظر من همون عشقه.
حالا اینجا میخوام این بحث جدی رو با شما آغاز کنم که تعریف شما از عشق چیه و آیا به این اعتقاد دارید که خدا عشق رو میون انسانها به عدالت تقسیم کرده؟
آیا اینو قبول دارید که عشق ودیعه ای یکسان برای همه انسانهاست و دلیل آفرینشه؟
آیا قبول دارید که خدا با اعطای ذره ای ناچیز از عشق خودش ما رو برای عاشقی خودش به دنیا فرستاده و مصداق بازگشت به او بازگشت به سوی عشق اوست؟
اینو چی میگید؟
عشق زمینی وقتی عشق الهی میاد رنگی نداره و هیچ میشه.............
پی نوشت:
چقدر جواب های متفاوتی دادید و بسیار خوشحالم کردید .
اما دوستان من عشق فقط یه رابطه نیست....یه راهه یه برداشت از معشوقیه که حالا حالاها نمی تونیم ببینیمش......
میشه عشق رو جور دیگه ای هم دید!
تا حالا فکر کردید که برداشت از عشق رو عوض کنید تا نگاه جدیدی بدست بیارید؟
یه کم به سئوالاتی که طرح کردم فکر کنیدو جواب بدید ...مطمئنم بحث داغی میشه ...ممنون از همتون که میایید اینجا
"بهترین چیز رسیدن به نگاهی ست که از حادثه عشق تر است"
این جمله از سهراب سپهری رو تقدیم میکنم به کسایی که به نگاه نمناکی رسیدن
که عاشقانه وصادقانه پای عشقش می ایسته
خیلی چیزا میخواستم در مورد عشق بگم
اما تا صفحه باز شد و من نگاه کوتاهی به دوران گذشته انداختم ترجیح دادم سکوت کنم
کاش بعد 5 سال میتونستم توضیحی در مورد این کلمه نه این احساس داشته باشم
اما باز هم مثل همیشه بغض مجال نمیده
هراس مادر در گریه های شبانه نوزادش
اشک کودکی در لحظه ای که ناگهان مادر و پدرش را گم می کند
نفس پیر زنی در دل کویر که با آمدن ابری آه می کشد
پرتو آفتابی که در اولین تابش بعد از بارانی بر قطره ای نسار می کند
رقص یال اسبی که با تمام وجود با باد فریاد زندگی سر می دهد
نفسی که به شوق گفتنش می شکندو می گوید ای خدا
و غریبی که با غریبی برایش نفس میکشد
هست آنچنان هست که دیده نمی شود.
چون خمیر وجودمان از چیزی که گویند جان است
وجان را جانان
آنچنان کهن که از یاد رفته است
معنا دارد
عشق معنا نداره فقط می تونیم
باشیم و بشیم و ...
از لطافت وجودتون لذت ببرید
می دونی ایستادن زیر آبشاری در عمق جنگل های نیوزلند چه حسی داره؟
هیچ راهی جز این نیست که دقیقا بری و زیر همون آبشار باشی تا حسش رو درک کنی
آنکه زمان می برد با خودش
عاشق نیست
او اصلا لایق نیست
او احساس نداشته
تنها هوسی داشته
شاید هوسی پاک