userinfo close

  ,

آزادی بیان


freedom_declaration

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: ملکه ء آبهای سرد یخی - معاونان
بی تو ای آزادی ای والا کلام گر نباشی در میان باید که از دنیا گریخت! درین کلوب هرگونه توهین..تم ادامه »
بی تو ای آزادی ای والا کلام گر نباشی در میان باید که از دنیا گریخت!


درین کلوب هرگونه توهین..تمسخر ..تحمیل عقاید...و عدم احترام به آزادی اندیشه و بیان و عمل دیگر اعضا با نام آزادی بیان فردی محکوم است!!

آزادی بیان با آزادی اغتشاش متفاوت است و آزادی بیانی که به آزادی بیان دیگری حمله ور شود خودش را نقض کرده وبه واقع آزادی بیان نیست...بیایید با احترام و بدور از توهین آزادی بیان را به واقع اجرا کنیم...

آزادی بیان اجتماعی ست نه فردی...

به امید آن روز...
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
153
499
90/12/29 (21:51)
57
307
89/11/21 (21:50)
15
253
89/7/27 (01:58)
11
134
88/4/19 (18:14)
8
43
91/1/12 (11:39)
23
118
90/12/9 (17:24)
1
1
90/9/9 (15:58)
1
16
90/4/21 (23:11)
0
3
90/4/1 (16:37)
0
4
90/1/19 (09:12)
0
12
89/10/12 (09:32)
8
44
89/10/8 (13:29)
0
9
89/7/21 (21:02)
0
9
89/6/31 (14:14)
0
14
89/6/3 (02:07)
0
15
89/3/16 (10:47)
0
78
89/3/16 (03:52)
5
33
89/3/13 (19:57)
0
11
89/3/7 (18:18)
0
11
89/3/2 (18:05)

عنوان بحث

امیر سیادت , zemestan52
امیر سیادت - 14:14 1389/06/31

یک عنوان ساده

یک عنوان ساده

عصر دلگیر جمعه است و دیوارهای خونه قلبم را فشار می دهد. می زنم تو خیابون و از سرازیری توی بلوار پیاده میرم سمت پله های پارک که  بوق می زند، به روی خودم نمیارم و به سرعت قدمهام اضافه می کنم. کمی جلوتر ترمز می زند. حالیمه چی کار داره می کنه. به روی خودم نمیارم و از کنارش بی تفاوت رد می شوم. سرعتش را هم قدم من می کند و شیشه ی سمت کمک را میدهد پایین و می گوید : خانوم محترم کجا تشریف می برید؟ جواب نمی دهم. نیشش را تا بناگوش باز می کند و باز می گوید: خانوم عزیز ، بنده همه جوره در خدمت شما هستم. با صدای سگی که اماده پاچه گرفتن است میگم که مزاحم نشه ، اما خوب حالیش نیست.لابد فکر می کند دارم "ناز" می کنم. نیش ترمزی می زند و همانطور در حال رانندگی کیف پولش را از جیب شلوارش می کشد بیرون.: خانوم محترم ، بیا بابا ،هر چی تو بگی،قربونت برم، ضد حال نزن دیگه .لای کیف پولش را باز کرده و اسکناس وچک پول تعارف می کند و همزمان چشمک می زند که سخت نگیرم.

یک آن هوس می کنم که بپرم و در ماشینش را باز کنم و بکشمش پایین و با قوت هر چه تمام ترپس کله اش را بگیرم و صورتش را توی  شیشه ی ماشینش خورد کنم اما چون با خشونت مخالفم منصرف می شوم.( دلیل اصلی اش اینه که زورم بهش نمی رسد) .دستهایم را می گذارم روی شیشه و تا سینه خم می شوم توی ماشین. .گل از گلش شکفته ، دور و برم را نگاه می کنم و فاصله ام را تا پارک می سنجم. توی خیابون هیچ کس نیست. لبخند پهنی می زنم و می پرسم: حالا چی چی داری؟ کیفش را بالا می آورد و نگاه هرزه اش از روی لبهایم تا سینه ها پایین می آید، کیف پول را توی هوا می قاپم و با تمام قدرتم پرت می کنم آن طرف بلوار و مثل فشنگ به سمت پارک می دوم.  پشت سرم صدای  کشیده شدن ترمز دستی و باز شدن در ماشین می آید و مردک  از ته جگرش فریاد می زند:

اووووووووووووووووووووووووووووووی، ج......ده !

و من همینطور که می دوم  با خودم فکر می کنم که چفدر جالب است که در ایران تا وقتی فکر می کنند ج....ده ای ، خانوم محترم صدایت می کنند و وقتی مشخص می شود این کاره نیستی تبدیل به یک ج......ده می شوی .

 

برگرفته از وبلاگ ابلهی که همه چیز میدانست !

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.