userinfo close

  ,

آزادی بیان


freedom_declaration

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: ملکه ء آبهای سرد یخی - معاونان
بی تو ای آزادی ای والا کلام گر نباشی در میان باید که از دنیا گریخت! درین کلوب هرگونه توهین..تم ادامه »
بی تو ای آزادی ای والا کلام گر نباشی در میان باید که از دنیا گریخت!


درین کلوب هرگونه توهین..تمسخر ..تحمیل عقاید...و عدم احترام به آزادی اندیشه و بیان و عمل دیگر اعضا با نام آزادی بیان فردی محکوم است!!

آزادی بیان با آزادی اغتشاش متفاوت است و آزادی بیانی که به آزادی بیان دیگری حمله ور شود خودش را نقض کرده وبه واقع آزادی بیان نیست...بیایید با احترام و بدور از توهین آزادی بیان را به واقع اجرا کنیم...

آزادی بیان اجتماعی ست نه فردی...

به امید آن روز...
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
153
499
90/12/29 (21:51)
57
307
89/11/21 (21:50)
15
253
89/7/27 (01:58)
11
134
88/4/19 (18:14)
8
43
91/1/12 (11:39)
23
118
90/12/9 (17:24)
1
1
90/9/9 (15:58)
1
16
90/4/21 (23:11)
0
3
90/4/1 (16:37)
0
4
90/1/19 (09:12)
0
12
89/10/12 (09:32)
8
44
89/10/8 (13:29)
0
9
89/7/21 (21:02)
0
9
89/6/31 (14:14)
0
14
89/6/3 (02:07)
0
15
89/3/16 (10:47)
0
78
89/3/16 (03:52)
5
33
89/3/13 (19:57)
0
11
89/3/7 (18:18)
0
11
89/3/2 (18:05)

عنوان بحث :: این بحث را 3 نفر دنبال می کنند.

ملکه ء آبهای سرد یخی  , the_sea_princess

گفتمان آزاد....

درود بر یکایکتان

به امید بهروزی یکایک شما اعضای بزرگوار و معاونین گرامی

 

درین بحث سحنان عیر مرتیط با تاپیک ها را نگارش میکنیم..آنهم برای جلوگیری از فروپاشی مباحث و از هم گسیختگی کلام

پاینده ایران

تا درودی دوباره  بدرود

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
اشکان سروستانی , ashkan_sarvestani
اشکان سروستانی - 21:50 1389/11/21
57
راهپیمایی برزگ مردمی از ساعت سه تا پنج روز 25 بهمن برگزار خواهد شد. مسیر راهپیمایی در تهران ازمیدان امام حسین تا آزادی خواهد بود:
http://www.facebook.com/25bahman
stay green
spread the words plz
جنبش عمّارها , jonbesheammarha
جنبش عمّارها - 01:03 1389/10/17
56

توجه توجه

بابهره مندی از اخلاق ناب ایرانی آزاد می اندیشیم...

به اطلاع دوستان عزیز میرساند اولین جامعه مجازی درعرصه آزاداندیشی با حضور کارشناسان و صاحب نظران حوزه ودانشگاه درموضوعات مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، عقیدتی و... آغاز بکار کرد.

منتظرحضورگرم شمادربحث های ایجادشده توسط کارشناسان وپذیرای بحث های آزاد اندیشانه شما در جامعه ی مجازی هستیم.

جبهه سایبری جنبش عمّارها

www.ammarha.org

 

ساقی سهرابی , sharare98
ساقی سهرابی - 13:28 1389/10/8
55
درود دوستان گرامی به تازگی در این انجمن عضو شدم فقط به خاطر نامش كه به نظرم خیلی ارزشمند است امیدوارم بتونم در كنار سایر دوستان از فضای دوستانه ی این انجمن استفاده كنیم
نایس نایس , mina28
نایس نایس - 16:45 1389/04/4
54

این نامه تنها درددل من ,یک پرستار خسته از پرستاری ,خود بیماری خسته از بیمار,خسته از شغلم و مشکلاتی که از اولین روز شروع به کارم همان روزی که با همه شوق و عشق وارد این کار شدم با انها دست و پنجه نرم میکنم همان مشکلاتی که من پرستار را بیمار کرد.همان مشکلاتی که از من مهربان و صبور , شادان و پر شور ادمی افسرده و عصبانی ساخت.روی سخن من با همه کس و هیچ کس است.با تو رییس جمهور محترم که پیش خلقی داد می زنی و از مزایای افزوده شده به پرستاران و کاهش ساعت کار پرستاری حرف میزنید همان حرفهایی که دلیل غبطه خوردن دور و اشنا به شغل من شده اما هموطن عزیزم واقعیتی که من پرستار با ان جنگ میکنم خیلی تلخ است خیلی تلخ.هیچ نشانی از ان شعارهای رییس جمهور عزیز نیست. برعکس حقوق من هر ماه به بهانه ای کمتر وکمتر میشه واضافه کاری اجباری هر ماه بیشتر و بیشر.حتی مزایا هم از امسال قطع شده.می خواهم بگم واسه منی که عمر و بهتر بگم جوانیمو واسه خرید یک خانه 50متری پیش فروش کردم این خیلی دردناک خیلی.

وروی سخن من با تو دوست معلمم است تویی که در سال 120روز بیشتر کار نمیکنی میدانی که شغل من هیچ تعطیلاتی نمی شناسه نه عاشورا نه عید نه زلزله نه جنگ نه برف نه ....................نه تابستان. من باید همیشه باشم  .و انوقت تو به شغل من غبطه می خوری؟!بچه یک پرستار از شیفتهای صبح و عصر در مهد خسته میشود دلتنگ میشود وقتی مادرش را 18 ساعت در شیفتهای عصر وشب نمی بیند.من یک پرستار خسته ا م .شرمنده از بیماری که یک بیمار پرستار اوست .شرمنده از هموطن همراه بیمارم که از اخلاق بد من شاکی است اما به علی قسم من این نبودم این شدم وقتی که رییس بیمارستانم منی که دارم از تب و درد به خود می پیچم به جای امضای استعلاجی من می گوید برو کارتو بکن خوب میشی برو پیش بیمارت استراحت کن و منو مسخره میکنه من چی میشم ؟؟چه جور پرستاری میشم؟؟خوب؟و وقتی ........................................................................

نمی گویم کسی همدردی کنه با من فقط می خواهم پرستار و پرستاری را بشناسید.اینکه چرا من کم می خندم زیاد فریاد میزنم را بدانی.اینکه تو پرستار من شوی برای لحظه ای اندک برای من کا فیست تا وقتی که فقط این نوشته را می خوانی .و افسوس و هزار افسوس که کوتاهی مسئولین کشورم و شغلم  در مورد شغل پرستاری جنبه معنوی شغلم را به مرور زمان برای من کمرنگتر و کمرنگتر کرد و امروز وقتی کسی از اجر من پیش خدا حرف می زنه من در دل می خندم و می دانم که خدا هم با من می خندد خدایی که زیباترین است ........................

 

ملکه ء آبهای سرد یخی  , the_sea_princess
53

با درود كه نام اوست

آقای رضا حاتمی یكی از مدیران كلوب آزادی بیان  ازین لحظه  از سمت معاونت بركنار میشوند

علت بركناری ایشان حذف بسیاری جوابها..عدم تایید كردن بسیاری بحثها ..بستن بسیاری تاپیكها كه دیگران

معاونان نوشته بودند  و سوء استفاده از معاونت كلوب برای دفاع از عقاید  خود و تحمیل آن به دیگران بوده است

 

و نیز داغ كردن بسیاری لینكهای نادرست كه موسوی  و كروبی را تمسخ كرده بود

داغ كردن  لینكهای بیربط به كلوب  كه حاوی محتوای بیربط و بیهدفی بوده مانند: از دست و رو شستن تا خوابیدن رهبر !!!!

اینجا جایگاه دفاعیاتتان از رهبر و خفه كردن بقیه دوستان نبود آقای حاتمی

بسیار از آقای بهزاد مدیر دیگر كلوب بخاطر آزارهای این آقا عذر میخواهیم

 

هرگاه میخواهی كسی را بشناسی به او قدرت بده!

 

 

پاینده باشید ایرانیان

ملکه ء آبهای سرد یخی  , the_sea_princess
52

درود

پروفایل ها با نام لیلا  و خالد زیدی و نیاز كه مدتیست درین كلوب رفت و آمد داشتند و مدام به اعضا  پرخاش میكردند و جدال بی فایده راه می انداختند طی  پیگیری های آیپی  مشخص شد آیدی تكراری و جعلی فردی دیگرست

از امروز این پروفایل  ها تا مدت  معلوم مسدودند و حق شركت در مباحث را ندارند

همچنین با وجود  اخطار به ایشان مبنی بر عدم ایجاد  جدال هیچ رفتار  مناسبی اتخاذ نكردند

پروفایلهای مشابه بزودی شناخته  و مسدود  خواهند گشت

********************************

1.فردی كه نمیتواند با پروفایل خود بیاید و در لوای نام دیگری می آید  دچار ضعف است

2.توهین و هتاكی نشانه های دوران بردگی و اسارت است

3.آزادی بیان به معنای توهین و جنجال و فتنه انگیزی نیست

 

مدیران كلوب آزادی بیان

پاینده باشید

ملکه ء آبهای سرد یخی  , the_sea_princess
51

با درود

نگارشاتی از دوستان گرامی در بحث خبرها داشتیم كه  باعث از هم گسیختگی آ مبحث گشته بود ...لذا آنها را بدینجا منتقل گرداندم

خواهشمندم سخنان غیر مرتبط با تاپیكها را اینجا نگارش فرمایید

پاینده باشد

ملکه ء آبهای سرد یخی  , the_sea_princess
50
Javid ********* , sarbaze_mihan
کلوب آی دی : sarbaze_mihan
نام : Javid *********
تولد : 31 مرداد 1362
محل سکونت : گیلان رشت
مرد ، مجرد
152
20 فروردین 1389 ساعت 15:55


 
****دوستان لطفا در نظر سنجی این سایت هم بنا به وظیفه شرکت کنید 
 
http://8.8.247.13/ 
ملکه ء آبهای سرد یخی  , the_sea_princess
49
آرش امید , kidman2000
کلوب آی دی : kidman2000
نام : آرش امید
تولد : 1 شهریور 1319
محل سکونت : Iran
مرد ، مجرد
151
9 فروردین 1389 ساعت 19:29

ببخشید سلام به مدیر یا مدیران گروه و دوستان خوبم

من تازه واردم. با این سایت چندان آشنایی ندارم با زیر و بم ش و ساختارش. و نمیدونم چه جوری عکس مورد علاقه م رو کنار آی دیم بذارم چون وقتی گزینه تصویر رو انتخاب می کنم و عکسم رو از دستکتاپ رایانه ام  انتخاب و ارسال ، متاسفانه عکس مورد نظرم درج نمیشه لطفا راهنمایی م کنید. اما ادامه پالپ فیکشن و خاطرات واقعی زندگیم رو از فردا تقدیم می کنم. شاد باشین.

راستی یادم رفت بگم تا همین اواخر اسفند ماه عضو سایت مای پردیس بودم و دو سال و اندی تو اونجا با همه فراز و فرودهاش فعالیت داشتم و مدیر گروه اندیشه های آرش در اون سایت هم بودم که بدون ارائه منطق روشن و دلیل خاصی سایت مای پردیس حذف و بسته شد از سوی مدیران و مالکین سایت2.gif2.gif2.gif2.gif. یادم رفت بگم گروه اندیشه های آرش در سایت مای پردیس یکی از محبوبترین ، پر طرفدارترین و مفیدترین گروههای سایت بود و اغلب کاربراش رو خانم ها تشکیل می دادند شاید بیش از دو هزار نفر عضو داشت. خواستم باهاتون کمی درد دل کنم و این واژه های بی جان از زبونم جاری شد.

 

ضمنا میخواستم گروه تازه ای به نام اندیشه های آرش در این سایت بزنم اما مثه اینکه با مانع برخورد کردم پول میخوان و من بایستی پول مورد نظر رو تهیه و تقدیم مدیران سایت کنم ولی تا اون موقع که گروه اندیشه های آرش رو ایجاد می کنم خواستم باهاتون کمی حرف بزنم لذا در ابتدای شروع و حضورم در این سایت از پالپ فیکشن شروع کردم...

باز متشکرم.1.gif23.gif1.gif

ملکه ء آبهای سرد یخی  , the_sea_princess
48
کلوب آی دی : kidman2000
نام : آرش امید
تولد : 1 شهریور 1319
محل سکونت : Iran
مرد ، مجرد
150
9 فروردین 1389 ساعت 19:21

پالپ فیکشن یا قصه های عامیانه ـ رویای آیدا ـ قسمت سوم

 

روزها به تندی می گذشت و لحظات رویایی و مسحور کننده برام تمامی نداشت . گذر از آسمان آبی کودکی به دنیای نارنجی و سرخ نوجوانی ، سرشار از رازها و معماهای پیچیده و شگفتی های لذتبخش بود.

در این میان " عشق و دوست داشتن " لذتبخش ترین چشم اندازی بود که در برابر چشمان حیرت زده ام به تصویر کشیده می شد . انگار تا سن دوازده سالگی گنگ خوابدیده ای بودم که مرز بین " واقعیت " و " تخیل " در ذهنم  درهم آمیختگی جدائی ناپذیری داشت.

یا بهتره بگم تا ثانیه های ورود به دنیای پر راز و رمز نوجوانی ، مرز بین  " واقعیت عشق " و " تخیل کودکانه " را هنوز به درستی درک نکرده بودم . تا اینکه با دیدن آیدا و نفوذ نگاههای وسوسه انگیزش غوغایی در درونم بر پا شد.

جرقه ی اولین عشق در اولین رویارویی چشمانم با چشمان افسونگر آیدا در ذهن و دلم زده شد . آیدا بسیار زیبا بود . چشمان درشت سیاهی داشت . صورت و دستهاش سفیدی و نرمی و لطافت ابرهای بهاری را برام تداعی می کرد . مدل موهاش مصری بود که هارمونی خاصی با صورت گرد و سفیدش داشت .

اگه حافظه ام یاری کنه فکر کنم  " هربرت رید " در تعریف زیبایی در کتاب " فلسفه هنر معاصر " که در شانزده سالگی سه بار خوندمش تا عطش سیری ناپذیرمو برای فهمیدن ارضاء کنه  ، میگه :

" زیبایی ، تعریف ناپذیره چون شکلی و فرمی و محتوایی ثابت نداره و در رابطه با حالات روحی ، تجربه های بصری و زمینه های تربیتی و حتی ژنتیکی انسانها تعاریف متعددی پیدا میکنه اما همه ی هنرمندان و فیلسوفان هنر در یک مورد متفق القولند و آن اینکه  تناسب ذات زیبایی ست و جزء جدایی ناپذیر آن معناست . "

و تناسب اجزاء صورت و نیز همه ی اندام آیدا به شکلی تحسین برانگیز به چشم میزد . چشمان درشت سیاه ، صورت سفید ، شکل بینی و لب های وسوسه انگیز ، اندام شاعرانه و رمانتیک ، زیبایی خاصی به آیدا داده بود.1.gif

ادامه داره... 1.gif

ملکه ء آبهای سرد یخی  , the_sea_princess
47
149
9 فروردین 1389 ساعت 19:19

پالپ فیکشن یا قصه های عامیانه _ یک روز گرم و داغ تابستانی _ قسمت دوم
 
 

هوا  هچنان داغ بود . تیکه ابری هم که خودنمائی می کرد ردی ازش در آسمان آبی به چشم نمیخورد . حتی نسیم خنکی نیز در سایه ، صورتم را نوازش نمی کرد . در افکارم غوطه ور بودم که صدای پای رهگذری را شنیدم . چشمام بی اختیار به سوی صدا کشیده شد.

وای ماریا بود . ماریا رو دیدم با اون صورت ملس و نگاههای عشوه گرانش ، چشماش سبز پر رنگ بود و بسیار نافذ و گیرا . از اون چشمانی که در اولین برخورد ، منو به هم می ریخت و ناخود آگاه جرقه ی عشقی آتشین و سوزناک را در وجود گرم و داغم سرشار می کرد.

ماریا با همون نگاههای خیره و عشوه گرانه خویش به آرامی درخشش نرم و بی سر و صدای یک طلوع صبحگاهی و لبخند سپیده دم رویایی یک دشت سر سبز و وسیع ، رد شد .

در حالی که بهت زده شده بودم و بی تاب ، چون که انتظار دیدن  دختری مثله ماریای آتشین و زیبا را در اون ثانیه های خلوت تنهائی هام نداشتم ، حس کردم همه ی وجودم بی حس و کرخت شد . نای بلند شدن را نیز از دست دادم . ماریا همین که چند قدمی از من دور شد سرش را بر گرداند و دوباره چشمان مرا در چشمان خودش فرو برد . انگار از جذبه ی سحر آمیز نگاهش یارای فرار نداشتم . لبخندی مرموز بر لبانش نقش بسته بود ، لبخندش پر کشش و لذتبخش می نمود. اون نگاههای اغواگرانه  و چشمان سحر آمیزش به من فهماند دیوانه وار شیفته ی ماریا شدم در آن لحظه ی سحرآمیز حس کردم در دایره ی عشق آتشین ماریا اسیرم .

سالها به خودم گفتم ، اون لحظه ی استثنایی و خیال انگیز برای من زیباترین و خاطره انگیزترین  ، لحظه های زندگیم در اون دوران مسحور کننده شد.  هم اکنون که آن لحظه به یادم میاد ارتعاش نامحسوسی را بر تن و وجودم حس می کنم. ماریا ملس ترین و زیباترین دختری بود که تا آن لحظه ی رویایی دیده بودم.

ادامه داره... 1.gif

ملکه ء آبهای سرد یخی  , the_sea_princess
46
آرش امید , kidman2000
کلوب آی دی : kidman2000
نام : آرش امید
تولد : 1 شهریور 1319
محل سکونت : Iran
مرد ، مجرد
148
9 فروردین 1389 ساعت 19:17

پالپ فیکشن یا قصه های عامیانه _ یک روز گرم و داغ تابستانی _ قسمت اول

 

یادمه یک روز گرم و داغ تابستان بود . شاید اواسط شهریور ماه و یا چند روز بعد آن . دو، سه روزی می شد به دوازده سالگی پا گذاشته بودم و جشن تولدی به یاد ماندنی برام گرفته بودند  و سخنی و خاطره ای از پدر در آن ساعات سرنوشت ساز که هیچگاه از یادم نمیره. چرا که سرنوشتم را تغییر داد.  در آن روز داغ و گرم به دیوار خونه ی همسایه مون تکیه داده بودم و در حالی که بر روی توپ شطرنجی فوتبال که خیلی دوسش داشتم ، نشسته بودم ،پاهام درازکش بود و از فرط بی حالی ناشی از آفتاب داغ ظهر یک روز گرم ، در حال  تب و تاب و بیقراری آزار دهنده ای قرار داشت .  

در زیر پناه سایه ای که صورتم را نوازش می کرد ، با خودم کلنجار می رفتم و در انتظار آمدن بچه ها ی محل مان بودم . بچه های هم تیمی ،  تا با آنها طبق معمول همیشگی تا دل تاریکی شب غوغای فوتبال را آغاز کنیم و در تب داغ فوتبال و لذت بازی و خنده و فریاد و درد ناشی از به هم لگد زدن و خوردن روی زمین ، لحظات رویایی خودمان را سپری کنیم و بی خیال گردش کره زمین در دنیای کودکانه ی پر از شادی و لذت وصف ناپذیرمان غرق شویم.

من کاپیتان بچه ها بودم و نیز مربی تیم . از همان دوران کودکی دوست داشتم لیدر بشم ، کسی که بر موج سوار میشه و امواج رو هدایت میکنه. علاقه ی مفرطی به هدایت و راهبری بچه های هم سن و سالم داشتم . این روحیه ی برتری طلبی اما هیچگاه از من یک فرد خودخواه و خودمحور و بیرحم نساخت . چون که من تناقضات شگفت آوری رو با خودم حمل می کردم . احساسات بی نهایت پر تب و تابی داشتم ، احساسات طوفانی درونم نسبت به انسانها شاید روحیه ی برتری طلبی ام را خنثی می کرد و نمیگذاشت که  مبدل به یک خرده مستبد کوچولو شوم. احساسات انسانی سرشار و دنیای متلاطمم از همون دوران کودکی ریشه در اعماق وجودم داشت و هرگز از بین رفتنی نبود. انگار سرشتم تمامی با احساسات و عواطف سرشار عجین شده بود و رنگ آبی احساس انسانی و تخیل کودکانه بر ذهن و روانم خودنمائی می کرد و گریزی از آن برایم متصور نبود.

ادامه داره... 1.gif

ملکه ء آبهای سرد یخی  , the_sea_princess
45
آرش امید , kidman2000
کلوب آی دی : kidman2000
نام : آرش امید
تولد : 1 شهریور 1319
محل سکونت : Iran
مرد ، مجرد
147
9 فروردین 1389 ساعت 19:14

پالپ فیکشن یا قصه های عامیانه

این قصه شاید نوعی اتوبیوگرافی نویسنده باشه و یا در واقع قصه ای که میتونه برای هر کدام از ما اتفاق افتاده باشه ، به هر حال این یک رویا پردازی واقع نمایانه ست ، درک رویدادها ، احساسات و امیال کاراکتر های قصه  نیاز به همذات پنداری و در موقعیت قرار گرفتن آنها داره.

به هر حال این اتوبیوگرافی یا قصه ی عامیانه ای که هم اکنون به نوشتن آن شروع می کنم ، تمرین خط خطی کردن سطور و  کلمات نیست . بلکه برگرفته از یک میل درونی ناخود آگاه است .  حالتی که از همان دوران کودکی  همه ی وجودم را فرا گرفته بود اما بنا به دلایلی محسوس و نامحسوس تاکنون امکان به تصویر کشدن آن در قالب کلمات و واژه ها برایم میسر نشد.1.gif

 

ملکه ء آبهای سرد یخی  , the_sea_princess
44
آرش امید , kidman2000
کلوب آی دی : kidman2000
نام : آرش امید
تولد : 1 شهریور 1319
محل سکونت : Iran
مرد ، مجرد
146
9 فروردین 1389 ساعت 19:11
من عاشق زندگی هستم.شیفته سینما و دیدن فیلم. بر این باورم که عشق و دوست داشتن راز زیستن و زندگی ست. بدون موسیقی دنیا برایم وحشتناک خواهد بود. به ورزش علاقه زیادی دارم. کتاب و مطالعه جزئی از زندگی ام است. من سرشار از احساس انسانی نسبت به سایر انسانها صرفنظر از جنسیت ؛ ملیت ؛ عقیده و مرام سیاسی ؛ نژاد ؛ زبان و قومیت آنان هستم.

معتقدم انسانها همانند من از بدو تولد دارای حقوق ذاتی و برابر هستند و بایستی کرامت و شان انسانی آنها را پاس بدارم. چون من یک انسانم.
1.gif
ملکه ء آبهای سرد یخی  , the_sea_princess
43
کلوب آی دی : shiva_sabz
نام : شیوا منتظری
تولد : 20 تیر 1367
محل سکونت : Kuwait غیره... کویت
زن ، مجرد
145
19 بهمن 1388 ساعت 02:03

تعطیلات 22 بهمن بهترین فرصت برای دیدار قوم و خویش تهرانی است ،من خانواده های زیادی را میشناسم که این تصمیم را گرفتند و قصد شرکت در راهپیمایی را هم دارند. تهرونیا آماده باشن که مهمون داره میاد ...

در ضمن اونایی که با اتوبوس میخوان بیان در ترمینال شرق ، جنوب و غرب تجمع کنند و ساعت 5/9 با شعار و از طریق مترو یا خط واحد یا BRT  به سمت مرکز شهر حرکت کنند .

( لطفا اطلاع رسانی کنید خصوصاً کسانی که اکانت بالاترین دارن)

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.