userinfo close

  ,

فرانتس کافکا


frants_kafka

تاسیس: 7 مرداد 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: بن وف - معاونان
زندگی چنان بزرگ و عمیق است که مغاک آسمان تنها از روزنه ی باریک وجود خود به آن نگاه کرد . ولی از این ادامه »
زندگی چنان بزرگ و عمیق است که مغاک آسمان تنها از روزنه ی باریک وجود خود به آن نگاه کرد . ولی از این روزنه بیش از آنچه که میبینی . احساس میکنی ، این است که در وحله اول باید روزنرو پاک نگه داری .....
معاون کلوب : shahriyar ashkan ║▌█║│kafka
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
14
116
91/1/10 (21:07)
15
129
89/2/20 (14:38)
6
87
91/2/21 (23:42)
30
500
91/2/21 (14:17)
36
398
91/1/10 (20:32)
17
211
90/3/16 (02:15)
5
52
90/2/16 (12:12)
40
268
90/2/13 (17:39)
21
171
90/2/13 (17:29)
5
87
89/10/9 (17:09)
11
57
89/7/11 (14:11)
20
98
89/2/14 (00:20)
7
35
89/2/11 (21:02)
5
55
88/10/17 (11:39)
1
59
88/1/9 (10:07)
0
10
87/12/29 (21:24)
0
37
87/12/1 (13:37)
1
3
87/9/16 (21:45)
0
7
87/9/3 (08:59)
0
15
87/8/11 (16:25)

عنوان بحث

ارمان ض , arman_kafka
ارمان ض - 11:48 1389/01/13

جای امن ما کجاست؟

سلام
با توجه به تفسیر دو داستان کافکا از دیدگاه سیاوش جمادی به نظر شما جای امن برای ما انسان ها کجاست؟
کافکا در داستان «نقب» فرانتس کافکا، ماجرای جانوری شبیه موش کور را تعریف می‌کند که برای رهایی از جهان بیرون، تصمیم می‌گیرد جای امنی برای خود در دل زمین تعبیه کند. این جانور همه وسایل لازم، سدهایی دفاعی و انبار آدوغه در پناه‌گاهش فراهم می‌آورد، اما جهان بیرون دوباره به سراغ او می‌آید و یک صدای سوت مانند ناخوش‌آیند و ممتد که منشای آن مشخص نیست آزارش می‌دهد. زندگی امن این جانور به هم می‌ریزد و او به جستجوی این صدای ناخوش‌آیند راهی می‌شود.

به باور جمادی، این نویسنده در داستان «نقب» به نوعی داستان «قصر» خود را از نگاهی درونی دوباره نویسی کرده است. وی دراین باره یادآور شد: در «قصر» شخصیت داستان به دنبال قصری بیرونی است تا به آن راه پیدا کند ولی کاراکتر این داستان به دنبال آرامش درونی و پناه‌گاهی زیرزمینی است.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
شهریار اشکان کافکا , shahriyargh
15
نقل قول از : arman z

نقل قول از : shahriyar ashkan ║▌█║│kafka

نقل قول از : arman z

نقل قول از : shahriyar ashkan ║▌█║│kafka

هرچند آرمان بعضی موارد که با تمام وجود به سمت این میرم که به کسی ( هرچند کم ) کمک کنم ( هرچند من محتاج کمکم ) و وقتی از تمام زیبایی هایی که بهش نشون میدم ... تمام خط ها و تمام لحظه های زیبا کثافتی میشناسه سخت ناراحت میشم .... فریادی که در بارش توصفحه من صحبت کردیم ...... من تمام زیبایی های زندگیوحتی در اوج کثافت زدگی خودم به کسی نشون دادم و بعد ...... این آدم ........ چی باید بگم ؟؟؟؟ بزرگترین توهینه زندگیموبه من کرد .... _ درد کافکا امسال توست !!!!!!!  گفتم چرا ؟؟؟ چی از کافکا میدونی ؟؟؟ و من و محکوم کرد به لحظه ای شوخی .......... آیا واقعا کافکا زیبایی و خنده را منع کرده ؟؟؟ اگر چنین باشد من تا به حال کافکا را نشناخته ام و از این آدم متنفر هم خواهم بود .... هرچند کافکا زیبا تر از همه ما خندید و خنده را برای ما تا به جایی که میتوانست به ارمغان آورد و از انسانیت فرار کرد و باز هم میگویم ... قدیسی شد

سلام شهریار جان
درک کردن و دنبال کردن بعضی مسائل در این دنیا به صورت یک کار بیهوده انگاشته میشه و تنها دلیلشم از نظر من همون روز مرگی .
کسی از تو   به خاطر اینکه سعی در فهماندن بعضی مسایل به دیگران را  داری  استقبال نمی کنه و تنها دلیل این موضوع نداشتن جایی خالی در مورد این موضوعات در زندگی افراد , به خصوص جامعه ی گرسنه و فرهنگ گریز کنونی ایران.
از مردمی که کافکا را سمبل نهیلیسم میدونن بدون اینکه حتی ذره ای از روح بزرگ کافکا را درک کرده باشند بیش از این انتظاری نیست و همون بهتر که در بدبختی و حماقت خودشون غوطه ور باشن, چون کافکا نیاز به چنین طرفداران سطحی نگر و بی فکری نداره.
موفق باشی دوست خوبم

آرمان ... آرمان ... یعنی تو هم به این نتیجه رسیدی که بایستیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه من جنگیدن با کثافت زندگیو ترجیح میدم ......... واقعا آرامش من در این جنگ خلاصه شده ........... اما بیش از هر چیزی برای خود اون خانوم ناراحت شدم ....... چرا باید خودمان را به خواب بزنیم و هنگامی که کسی بیدارمان میکند با گفتن دروغ اینکه خواب زیبایی میدیدم به او حمله کنیم
سلام شهریار جان
منظور من ایستادن و مشاهده ی طرز تفکر غلط دیگران نیست ...ولی هر کسی نمی تونه سوالهایی را که در مورد حقیقت این دنیا هست را به عنوان دغدغه خودش قرار بده چون فکر کردن به این مسایل انسان را وارد مرحله ی دیگری  از تفکر می کنه , به طوری که فرد زندگی خود  را به ثانیه ها تقسیم می کنه و کوچکترین رفتار های موجود در این ثانیه ها را نیز مورد بازبینی  قرار میدهد و کاملا واضح است که چنین فردی دچار حساسیت خاصی نسبت به مسائل اطرافش می شود, شاید حقیقت زندگی تلخ باشد ولی درکش شیرینی خاصی را به دنبال دارد  .
ما تمام تلاش خودمونا واسه ی شناساندن این مرد بزرگ به همه می کنیم امیدوارم همه بتونن عمق وجود کافکا را درک کرده و احساسات او را نسبت به این دنیا درک کنند
مرسی از شرکتت در بحث ها موفق باشی

ممنون آرمان جان ... حتما میتوانیم ............ آره من گفتم که تمام آرامش من در این جنگ هست ......... امید وارم بتونیم و میتونیم
ارمان ض , arman_kafka
ارمان ض - 13:59 1389/02/20
14
نقل قول از : shahriyar ashkan ║▌█║│kafka

نقل قول از : arman z

نقل قول از : shahriyar ashkan ║▌█║│kafka

هرچند آرمان بعضی موارد که با تمام وجود به سمت این میرم که به کسی ( هرچند کم ) کمک کنم ( هرچند من محتاج کمکم ) و وقتی از تمام زیبایی هایی که بهش نشون میدم ... تمام خط ها و تمام لحظه های زیبا کثافتی میشناسه سخت ناراحت میشم .... فریادی که در بارش توصفحه من صحبت کردیم ...... من تمام زیبایی های زندگیوحتی در اوج کثافت زدگی خودم به کسی نشون دادم و بعد ...... این آدم ........ چی باید بگم ؟؟؟؟ بزرگترین توهینه زندگیموبه من کرد .... _ درد کافکا امسال توست !!!!!!!  گفتم چرا ؟؟؟ چی از کافکا میدونی ؟؟؟ و من و محکوم کرد به لحظه ای شوخی .......... آیا واقعا کافکا زیبایی و خنده را منع کرده ؟؟؟ اگر چنین باشد من تا به حال کافکا را نشناخته ام و از این آدم متنفر هم خواهم بود .... هرچند کافکا زیبا تر از همه ما خندید و خنده را برای ما تا به جایی که میتوانست به ارمغان آورد و از انسانیت فرار کرد و باز هم میگویم ... قدیسی شد

سلام شهریار جان
درک کردن و دنبال کردن بعضی مسائل در این دنیا به صورت یک کار بیهوده انگاشته میشه و تنها دلیلشم از نظر من همون روز مرگی .
کسی از تو   به خاطر اینکه سعی در فهماندن بعضی مسایل به دیگران را  داری  استقبال نمی کنه و تنها دلیل این موضوع نداشتن جایی خالی در مورد این موضوعات در زندگی افراد , به خصوص جامعه ی گرسنه و فرهنگ گریز کنونی ایران.
از مردمی که کافکا را سمبل نهیلیسم میدونن بدون اینکه حتی ذره ای از روح بزرگ کافکا را درک کرده باشند بیش از این انتظاری نیست و همون بهتر که در بدبختی و حماقت خودشون غوطه ور باشن, چون کافکا نیاز به چنین طرفداران سطحی نگر و بی فکری نداره.
موفق باشی دوست خوبم

آرمان ... آرمان ... یعنی تو هم به این نتیجه رسیدی که بایستیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه من جنگیدن با کثافت زندگیو ترجیح میدم ......... واقعا آرامش من در این جنگ خلاصه شده ........... اما بیش از هر چیزی برای خود اون خانوم ناراحت شدم ....... چرا باید خودمان را به خواب بزنیم و هنگامی که کسی بیدارمان میکند با گفتن دروغ اینکه خواب زیبایی میدیدم به او حمله کنیم
سلام شهریار جان
منظور من ایستادن و مشاهده ی طرز تفکر غلط دیگران نیست ...ولی هر کسی نمی تونه سوالهایی را که در مورد حقیقت این دنیا هست را به عنوان دغدغه خودش قرار بده چون فکر کردن به این مسایل انسان را وارد مرحله ی دیگری  از تفکر می کنه , به طوری که فرد زندگی خود  را به ثانیه ها تقسیم می کنه و کوچکترین رفتار های موجود در این ثانیه ها را نیز مورد بازبینی  قرار میدهد و کاملا واضح است که چنین فردی دچار حساسیت خاصی نسبت به مسائل اطرافش می شود, شاید حقیقت زندگی تلخ باشد ولی درکش شیرینی خاصی را به دنبال دارد  .
ما تمام تلاش خودمونا واسه ی شناساندن این مرد بزرگ به همه می کنیم امیدوارم همه بتونن عمق وجود کافکا را درک کرده و احساسات او را نسبت به این دنیا درک کنند
مرسی از شرکتت در بحث ها موفق باشی
شهریار اشکان کافکا , shahriyargh
13
نقل قول از : arman z

نقل قول از : shahriyar ashkan ║▌█║│kafka

هرچند آرمان بعضی موارد که با تمام وجود به سمت این میرم که به کسی ( هرچند کم ) کمک کنم ( هرچند من محتاج کمکم ) و وقتی از تمام زیبایی هایی که بهش نشون میدم ... تمام خط ها و تمام لحظه های زیبا کثافتی میشناسه سخت ناراحت میشم .... فریادی که در بارش توصفحه من صحبت کردیم ...... من تمام زیبایی های زندگیوحتی در اوج کثافت زدگی خودم به کسی نشون دادم و بعد ...... این آدم ........ چی باید بگم ؟؟؟؟ بزرگترین توهینه زندگیموبه من کرد .... _ درد کافکا امسال توست !!!!!!!  گفتم چرا ؟؟؟ چی از کافکا میدونی ؟؟؟ و من و محکوم کرد به لحظه ای شوخی .......... آیا واقعا کافکا زیبایی و خنده را منع کرده ؟؟؟ اگر چنین باشد من تا به حال کافکا را نشناخته ام و از این آدم متنفر هم خواهم بود .... هرچند کافکا زیبا تر از همه ما خندید و خنده را برای ما تا به جایی که میتوانست به ارمغان آورد و از انسانیت فرار کرد و باز هم میگویم ... قدیسی شد

سلام شهریار جان
درک کردن و دنبال کردن بعضی مسائل در این دنیا به صورت یک کار بیهوده انگاشته میشه و تنها دلیلشم از نظر من همون روز مرگی .
کسی از تو   به خاطر اینکه سعی در فهماندن بعضی مسایل به دیگران را  داری  استقبال نمی کنه و تنها دلیل این موضوع نداشتن جایی خالی در مورد این موضوعات در زندگی افراد , به خصوص جامعه ی گرسنه و فرهنگ گریز کنونی ایران.
از مردمی که کافکا را سمبل نهیلیسم میدونن بدون اینکه حتی ذره ای از روح بزرگ کافکا را درک کرده باشند بیش از این انتظاری نیست و همون بهتر که در بدبختی و حماقت خودشون غوطه ور باشن, چون کافکا نیاز به چنین طرفداران سطحی نگر و بی فکری نداره.
موفق باشی دوست خوبم

آرمان ... آرمان ... یعنی تو هم به این نتیجه رسیدی که بایستیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه من جنگیدن با کثافت زندگیو ترجیح میدم ......... واقعا آرامش من در این جنگ خلاصه شده ........... اما بیش از هر چیزی برای خود اون خانوم ناراحت شدم ....... چرا باید خودمان را به خواب بزنیم و هنگامی که کسی بیدارمان میکند با گفتن دروغ اینکه خواب زیبایی میدیدم به او حمله کنیم
شهریار اشکان کافکا , shahriyargh
12
نقل قول از : arman z

نقل قول از : وحید حیدری

سوال واقعا سختیه
این شخص واقعا حس خاصی به انسان تو استقبال از مرگ میده اما این رو با خودکشی اشتباه نگیریم
به نظر من مرگ شاید نوعی رستگاری باشه ولی خب بستگی داره چطور به استقبالش بریم، چطور درکش کنیم
آیا واقعا دست و پنجه نرم نکردن با مشکلات این دنیا و زودتر رسیدن به مرگ ما رو به رستگاری می رسونه یا به نوعی ریاضت ناخواسته این دنیا
به نظرم از دید کافکا همین تحمل این مشکلاته که انسان رو به رستگاری می رسونه و مرگ دریچه این رستگاری میشه
به نظر من کافکا با این داستانی که شما بیان کردین (هرچند بنده خودم متاسفانه نخوندمش) به نوعی داره نشون میده که تو این دنیا شاید هیچ جای امنی برای ما وجود نداشته باشه...
به هر حال اینا نظر بنده بود، و حتی هیچ تاکیدی ندارم که حرفام درسته فقط برداشت خودم رو گفتم
امیدوارم دوستان دیگه بتونن نظرات بهتری بدن یا دید بنده رو نقد کنن
دوست عزیز در داستان های کافکا نه تنها زندگی و مفهوم ان وجود دارد بلکه انسان گونه زیستن را نیز   میتوان اموخت.
در مورد صبحتی که در مورد تحمل مشکلات و رستگاری کردی مطلبی از کتاب گفتگو با کافکا را نقل می کنم:
کافکا بیماری را نوعی رحمت می داند وهمچنین اینطور بیان می کند که غلبه بر بیماری بیانگر اینست که می توان از بوته ی ازمایش زندگی موفق بدر ایی .
همچنین سخن کافکا راجع به خودکشی در همین کتاب:
انکه انتحار می کند تنها از ناتوانی است که خود را می کشد چون توانایی کار دیگری را ندارد و از این ناتوانی است که همه ی چیزها را از کف می دهد اکنون به تنها راهی که برایش مانده میرود.برای این کار نیرویی لازم نیست انچه لازم است یاس است ترک هر امید است واین هیچ خطری در برندارد.انچه جرات می خواهد دوام اوردن است خود را به زندگی سبردن است گذران به ظاهر بی خیال روزهاست
به نظر شما چنین فردی با این نوع طرز فکر شما را به فکر خودکشی می اندازه یا اینکه نمیتونسته لبخند بزنه و ... تو رو خدا یه کم فکر کنید!


آرمان عزیز دقیقا چیز هایی که در مد نظرم بود بگمو گفتی .... فردی گفت کافکا میگه << چگونه میشه از دنیا لذت برد مگر با گریختن از آن >> و آرمان عزیز این واقعا برای کسانی که تازه با قدیس ما و جهان آشنا شده اند مسئله میافرینه ...این گفته تنها در کتاب پند های سورائو ... کاری از روبرتو کالاسو چاپ شده ... این شخص حتی خط خطی های کافکا را نیز کشف و چاپ کرده ... همه ی ما اندیشه هایی داریم که میکشیمشان درسته ؟؟؟ به نظرم این کار اشتباست .... نباید تو مسائل شخصی یک شخص بیش از حد نفوذ کنیم .... و از جانب دیگه ما چنین چیزیو زیاد میبینیم ... << چه میشد اگر باز بخوابم و این دیوانگی را فراموش کنم ؟؟ >> اما آیا واقعا سامسا ( شخصیت محوری داستان مسخ ) چنین کاری میکند ؟؟؟ و حال فرار از زندگی .... این حرف بی ربط و دور از حقیقت کافکایی نیست ... در قسمت هایی در کتاب گفتگو با کافکا .. کافکا شرح میدهد که میخواهد از دنیا ( دنیای امروزی ...) فرار کند و درجایی به پرورش گل بپردازد ... پس آری من نیز این گریختن را قبول دارم
ارمان ض , arman_kafka
ارمان ض - 00:04 1389/02/20
11
نقل قول از : وحید حیدری

سوال واقعا سختیه
این شخص واقعا حس خاصی به انسان تو استقبال از مرگ میده اما این رو با خودکشی اشتباه نگیریم
به نظر من مرگ شاید نوعی رستگاری باشه ولی خب بستگی داره چطور به استقبالش بریم، چطور درکش کنیم
آیا واقعا دست و پنجه نرم نکردن با مشکلات این دنیا و زودتر رسیدن به مرگ ما رو به رستگاری می رسونه یا به نوعی ریاضت ناخواسته این دنیا
به نظرم از دید کافکا همین تحمل این مشکلاته که انسان رو به رستگاری می رسونه و مرگ دریچه این رستگاری میشه
به نظر من کافکا با این داستانی که شما بیان کردین (هرچند بنده خودم متاسفانه نخوندمش) به نوعی داره نشون میده که تو این دنیا شاید هیچ جای امنی برای ما وجود نداشته باشه...
به هر حال اینا نظر بنده بود، و حتی هیچ تاکیدی ندارم که حرفام درسته فقط برداشت خودم رو گفتم
امیدوارم دوستان دیگه بتونن نظرات بهتری بدن یا دید بنده رو نقد کنن
دوست عزیز در داستان های کافکا نه تنها زندگی و مفهوم ان وجود دارد بلکه انسان گونه زیستن را نیز   میتوان اموخت.
در مورد صبحتی که در مورد تحمل مشکلات و رستگاری کردی مطلبی از کتاب گفتگو با کافکا را نقل می کنم:
کافکا بیماری را نوعی رحمت می داند وهمچنین اینطور بیان می کند که غلبه بر بیماری بیانگر اینست که می توان از بوته ی ازمایش زندگی موفق بدر ایی .
همچنین سخن کافکا راجع به خودکشی در همین کتاب:
انکه انتحار می کند تنها از ناتوانی است که خود را می کشد چون توانایی کار دیگری را ندارد و از این ناتوانی است که همه ی چیزها را از کف می دهد اکنون به تنها راهی که برایش مانده میرود.برای این کار نیرویی لازم نیست انچه لازم است یاس است ترک هر امید است واین هیچ خطری در برندارد.انچه جرات می خواهد دوام اوردن است خود را به زندگی سبردن است گذران به ظاهر بی خیال روزهاست
به نظر شما چنین فردی با این نوع طرز فکر شما را به فکر خودکشی می اندازه یا اینکه نمیتونسته لبخند بزنه و ... تو رو خدا یه کم فکر کنید!

ارمان ض , arman_kafka
ارمان ض - 23:42 1389/02/19
10
نقل قول از : shahriyar ashkan ║▌█║│kafka

هرچند آرمان بعضی موارد که با تمام وجود به سمت این میرم که به کسی ( هرچند کم ) کمک کنم ( هرچند من محتاج کمکم ) و وقتی از تمام زیبایی هایی که بهش نشون میدم ... تمام خط ها و تمام لحظه های زیبا کثافتی میشناسه سخت ناراحت میشم .... فریادی که در بارش توصفحه من صحبت کردیم ...... من تمام زیبایی های زندگیوحتی در اوج کثافت زدگی خودم به کسی نشون دادم و بعد ...... این آدم ........ چی باید بگم ؟؟؟؟ بزرگترین توهینه زندگیموبه من کرد .... _ درد کافکا امسال توست !!!!!!!  گفتم چرا ؟؟؟ چی از کافکا میدونی ؟؟؟ و من و محکوم کرد به لحظه ای شوخی .......... آیا واقعا کافکا زیبایی و خنده را منع کرده ؟؟؟ اگر چنین باشد من تا به حال کافکا را نشناخته ام و از این آدم متنفر هم خواهم بود .... هرچند کافکا زیبا تر از همه ما خندید و خنده را برای ما تا به جایی که میتوانست به ارمغان آورد و از انسانیت فرار کرد و باز هم میگویم ... قدیسی شد

سلام شهریار جان
درک کردن و دنبال کردن بعضی مسائل در این دنیا به صورت یک کار بیهوده انگاشته میشه و تنها دلیلشم از نظر من همون روز مرگی .
کسی از تو   به خاطر اینکه سعی در فهماندن بعضی مسایل به دیگران را  داری  استقبال نمی کنه و تنها دلیل این موضوع نداشتن جایی خالی در مورد این موضوعات در زندگی افراد , به خصوص جامعه ی گرسنه و فرهنگ گریز کنونی ایران.
از مردمی که کافکا را سمبل نهیلیسم میدونن بدون اینکه حتی ذره ای از روح بزرگ کافکا را درک کرده باشند بیش از این انتظاری نیست و همون بهتر که در بدبختی و حماقت خودشون غوطه ور باشن, چون کافکا نیاز به چنین طرفداران سطحی نگر و بی فکری نداره.
موفق باشی دوست خوبم
شهریار اشکان کافکا , shahriyargh
9

هرچند آرمان بعضی موارد که با تمام وجود به سمت این میرم که به کسی ( هرچند کم ) کمک کنم ( هرچند من محتاج کمکم ) و وقتی از تمام زیبایی هایی که بهش نشون میدم ... تمام خط ها و تمام لحظه های زیبا کثافتی میشناسه سخت ناراحت میشم .... فریادی که در بارش توصفحه من صحبت کردیم ...... من تمام زیبایی های زندگیوحتی در اوج کثافت زدگی خودم به کسی نشون دادم و بعد ...... این آدم ........ چی باید بگم ؟؟؟؟ بزرگترین توهینه زندگیموبه من کرد .... _ درد کافکا امسال توست !!!!!!!  گفتم چرا ؟؟؟ چی از کافکا میدونی ؟؟؟ و من و محکوم کرد به لحظه ای شوخی .......... آیا واقعا کافکا زیبایی و خنده را منع کرده ؟؟؟ اگر چنین باشد من تا به حال کافکا را نشناخته ام و از این آدم متنفر هم خواهم بود .... هرچند کافکا زیبا تر از همه ما خندید و خنده را برای ما تا به جایی که میتوانست به ارمغان آورد و از انسانیت فرار کرد و باز هم میگویم ... قدیسی شد

ارمان ض , arman_kafka
ارمان ض - 15:14 1389/02/16
8
نقل قول از : shahriyar ashkan ║▌█║│kafka

عاطفه عزیزم کاملا مخالف هستم .......... انسان کاملا به دور از وحشی گریست ....

گوشت خواری وحشی کردتش .... محیط کثیفش کرده است ........ انسان پاک ترین است

و از همه مهمتر کنار گذاشتن فکر و
عادت کردن به روزمرگی ای که کافکا این گونه از او یاد کرده است:
نقاله ای است که ترا به طرف پرتگاه می برد.مرئی نیست ولی اگر چشمهایت را ببندی غرش ها و زوزه هایش را می شنوی
شهریار اشکان کافکا , shahriyargh
7

عاطفه عزیزم کاملا مخالف هستم .......... انسان کاملا به دور از وحشی گریست ....

گوشت خواری وحشی کردتش .... محیط کثیفش کرده است ........ انسان پاک ترین است

ارمان ض , arman_kafka
ارمان ض - 22:53 1389/01/16
6
سلام به همه
با توجه به تعداد بازدیدها و پاسخ های داده شده به این بحث  از دوستان تقاضا می کنم که در صورت مشکل بودن سوال یا گنگ بودن اون نظرات خودشونا به صورت  پیشنهاد   اعلام کنن .
با تشکر
شهریار اشکان کافکا , shahriyargh
5
نقل قول از : arman z

نقل قول از : shahriyar ashkan ║▌█║│kafka

آرمان جان سوال سختی کردی و کسی جوابی نمیده ........... اما به نظر تو جای امن از دیده کافکا یک زندگی بدوی نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  همیشه نابودی ها در کافکا از مدرنیته ی پر سرعت نشات میگیره ........... از یاد نبردی که به گوستاو میگه اسکیمو ها بهتر زندگی میکنند چون در عین هیچی همه چیز دارن ......... مرسی از سوال خوبت

سلام.
با زندگی بدوی موافق نیستم ولی با زندگی ساده و بی الایش و دور از تظاهر چرا کاملا موافقم.
نمونه ی این زندگی اسکیمو ها هستند همانطوری که خودت صحبت کافکا را در این زمینه اوردی.زندگی اسکیموها ناشی از تلاش و همزیستی انسان با طبیعت در صورتی که زندگی مدرن با نابودی ارام طبیعت وگستراندن قلمرو انسانی همراه است.

ارمان ض , arman_kafka
ارمان ض - 15:29 1389/01/14
4
نقل قول از : shahriyar ashkan ║▌█║│kafka

آرمان جان سوال سختی کردی و کسی جوابی نمیده ........... اما به نظر تو جای امن از دیده کافکا یک زندگی بدوی نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  همیشه نابودی ها در کافکا از مدرنیته ی پر سرعت نشات میگیره ........... از یاد نبردی که به گوستاو میگه اسکیمو ها بهتر زندگی میکنند چون در عین هیچی همه چیز دارن ......... مرسی از سوال خوبت

سلام.
با زندگی بدوی موافق نیستم ولی با زندگی ساده و بی الایش و دور از تظاهر چرا کاملا موافقم.
نمونه ی این زندگی اسکیمو ها هستند همانطوری که خودت صحبت کافکا را در این زمینه اوردی.زندگی اسکیموها ناشی از تلاش و همزیستی انسان با طبیعت در صورتی که زندگی مدرن با نابودی ارام طبیعت وگستراندن قلمرو انسانی همراه است.
شهریار اشکان کافکا , shahriyargh
3

آرمان جان سوال سختی کردی و کسی جوابی نمیده ........... اما به نظر تو جای امن از دیده کافکا یک زندگی بدوی نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  همیشه نابودی ها در کافکا از مدرنیته ی پر سرعت نشات میگیره ........... از یاد نبردی که به گوستاو میگه اسکیمو ها بهتر زندگی میکنند چون در عین هیچی همه چیز دارن ......... مرسی از سوال خوبت

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.