userinfo close

  ,

فرانتس کافکا


frants_kafka

تاسیس: 7 مرداد 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: بن وف - معاونان
زندگی چنان بزرگ و عمیق است که مغاک آسمان تنها از روزنه ی باریک وجود خود به آن نگاه کرد . ولی از این ادامه »
زندگی چنان بزرگ و عمیق است که مغاک آسمان تنها از روزنه ی باریک وجود خود به آن نگاه کرد . ولی از این روزنه بیش از آنچه که میبینی . احساس میکنی ، این است که در وحله اول باید روزنرو پاک نگه داری .....
معاون کلوب : shahriyar ashkan ║▌█║│kafka
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
14
116
91/1/10 (21:07)
15
129
89/2/20 (14:38)
6
87
91/2/21 (23:42)
30
500
91/2/21 (14:17)
36
398
91/1/10 (20:32)
17
211
90/3/16 (02:15)
5
52
90/2/16 (12:12)
40
268
90/2/13 (17:39)
21
171
90/2/13 (17:29)
5
87
89/10/9 (17:09)
11
57
89/7/11 (14:11)
20
98
89/2/14 (00:20)
7
35
89/2/11 (21:02)
5
55
88/10/17 (11:39)
1
59
88/1/9 (10:07)
0
10
87/12/29 (21:24)
0
37
87/12/1 (13:37)
1
3
87/9/16 (21:45)
0
7
87/9/3 (08:59)
0
15
87/8/11 (16:25)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

بهزاد مهدی پور , ariyak
بهزاد مهدی پور - 21:57 1385/02/18

در مورد مسخ ؟

در مورد داستان "مسخ" صحبت کنید. برداشتتون از مسخ چی بود؟
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
یوزف کا , yellowman
یوزف کا - 20:32 1391/01/10
36
قدرت گیرایی و مسخ کنندگی مسخ در همان دو جمله اول داستان به شکل بی نظیر و یگانه بر خواننده تاثیر شگرف می گذارد . یک روز صبح وقتی گرگور زامزا از خوابی آشفته به خود آمد,دید در رختخواب خود به حشره ای بزرگ تبدیل شده است. کافکا در جمله اول جهانی معمولی و روزمره را ایجاد می کند. کیست که گهگاه خواب آشفته نداشته باشدو بعد از آن بستر بلند نشود وبه روزمرگی اش مشغول نشود اما  کافکا این خواب آشفته را به عنوان مرحله دگردیسی گرگورتصویر نموده است . بدینسان کافکا دنیایی معمول که در جمله اول در ذهن خواننده ایجاد کرده در جمله دوم تبدیل به جهانی  تاریک , وحشتناک و چندش آور تبدیل می کند(وقتی کلمه دگردیسی شنیده می شود ذهن را ناخودآگاه به یاد کرم,پیله و پروانه می اندازد روندی به سوی کمال . در این مورد دقیقا بر عکس آن مشاهده می شود انسان به حشره. حشره ای که نماد ترس,کثافت و چندش است) و آن جهان را مانند آوار بر سر خواننده  و حتی خود گرگورخراب می کند. قدرت سوریالیستی  سیاه و خشن کافکا بی نظیر و غریب است..
ایرمان  , irman23
ایرمان - 12:18 1390/02/16
35

اركان و اشخاص داستان به یك نوع نماد گرایی عجیبی بدل شده 

و چون از نقش حیوانات استفاده شده یه كار بی نظیریه

مسخ در نوع خودش دومی نداره و كافكا كارگردانیش تو این داستان به خوبی ایفا كرده 

نمی شه در مورد مسخ نظیری داد چون .............. بی نظیره 

و همه چیز به خوبی در داستان جا گرفته  و به قول اقای فراستی : تمام اشخاص و می فهمیم از درد و رنجشون تا بی اعتناییی هاشون و.......

علی صادقی , ali_richi
علی صادقی - 13:59 1390/01/3
34

از لحاظ ژانر داستانی مسخ جزو دسته سورئال نیست. بلکه در دسته داستانهای شگفت جا داره .

داستان به لحاظ فنی بسیار قوی هستش و ضمن پیاده سازی قوی عناصر داستان و ایجاد شخصیت های ملموس و تاثیر گذار , تونسته به عامل مهم دیگه ای هم دست پیدا کنه. و اون عامل چیزه که بهش میگن لحن , یا درواقع حسی که توی نثر هست و البته به لطف صادق هدایت ما میتونیم تو زبون فارسی هم این حس رو کامل داشته باشیم.

از لحاظ محتوی هم من ترجیح میدم صحبتی نشه . این داستان و هر داستان دیگه ای (مخصوصا اگه یه شاهکار باشه) , مقاله نیست که بخوایم در مورد محتوی و مفهومش صحبت کنیم. داستان های محتوی محور , نوشته میشن تا مفهوم رو در قالب احساس و حس زیبایی شناختی به ما منتقل کنن. پس بهتره ما هم به همین نوع انتقال مفهوم تن و بدیم و خرابش نکینم.

ساسان   , sasan_farda
ساسان - 03:11 1389/11/12
33

مسخ یک اثر سوریال فوق العاده و تکرار نشدنیه که ارزش چندین بار خوندنو داره.

 انسانی که از تکرار و انزجار و اجبار به موجود دیگری تبدیل میشه 

 انسان از نگاه کافکا یعنی آرزو داشتن در تکاپو بودن و تنوع طلبی...

 خط به خط این کتاب جای نگاه داره.

قلب زمستان  , winterheart
قلب زمستان - 12:05 1389/05/29
32
داستانیه که درباره ی زندگی روزمره یک مردی صحبت می کنه که هیچ علاقه ای به انجام وظیفه اش در شرکتی که توش کار می کنه نداره و انقدر از این مسئله رنج می بره که زمانی که برای رفتن به سر کار مثل همیشه بیدار می شه می بینه که تبدیل به عنکبوت شده.
در این داستان با یه نکته ی خیلی جالب دیگه رو به رو می شیم اونم این که بعد از یه مدت همه فراموشش می کن هم خواهر و هم مادر و پدرش و تنها خدمتکار خونس که هنوز بهش سر می زنه و به فکرشه.حتی بعد از مرگش هم کسی ناراحت نمیشه و درو اقع اصلا براشون مهم نیست و هم هبه این مسئله ک هتبدیل به عنکبوت شده عادت می کنن
داستانیه که در عین حال که بسیار کوتاهه اما پر از نکته و مفهوم توشه و هیچ گاه تکرار نمی شه.
حسین روشنایی زاده , nurack
31

     در مورد مسخ ؟

سیستم سرگیجه و کار و حقوق،

لذت جویدن و مزه ی کافکا را خنثی کرده!

منظورم غریزه و قانونه!

(حسین پناهی)

شهریار اشکان کافکا , shahriyargh
30
نقل قول از : beny vaf

salam dustan
man hududan az 4 5 sal pish to cloob ozv hastam,vali tazegia ziad ve inja nemiam,taghriban chan sal az zendegimu vaghfe adabiat va falsafe kardam,bekhusus dar zamineye dastanhaye hefayat va kafka va hamchn ketabhaye niche besyar tahghigh kardam va chizi ke has ine ke dastanhaye hedayat va kafka dastanhaei soreal hastan va dar yeki do khat nemishe naghdeshun kard.vali matlabi ru ke mikhatsam onvan konam ine bud ke ye zamany kheili to bahsa sherkat mikardam va nazarate mokhtalefy to cloobaye mokhtalef midadam,makhsusan ba commentaei ke movajeh mishudam in bud ke kheili afrad be ham bi ehterami mikonan va nazarate digaranu be tamaskhur migiran! khub age shuma fekr mikonid nazare shuma doroste behtare serfan nazare khudetunu begid va be nazarate digaran tohin nakonid!
mamnun az shuma
نقل قول از : beny vaf

salam dustan
man hududan az 4 5 sal pish to cloob ozv hastam,vali tazegia ziad ve inja nemiam,taghriban chan sal az zendegimu vaghfe adabiat va falsafe kardam,bekhusus dar zamineye dastanhaye hefayat va kafka va hamchn ketabhaye niche besyar tahghigh kardam va chizi ke has ine ke dastanhaye hedayat va kafka dastanhaei soreal hastan va dar yeki do khat nemishe naghdeshun kard.vali matlabi ru ke mikhatsam onvan konam ine bud ke ye zamany kheili to bahsa sherkat mikardam va nazarate mokhtalefy to cloobaye mokhtalef midadam,makhsusan ba commentaei ke movajeh mishudam in bud ke kheili afrad be ham bi ehterami mikonan va nazarate digaranu be tamaskhur migiran! khub age shuma fekr mikonid nazare shuma doroste behtare serfan nazare khudetunu begid va be nazarate digaran tohin nakonid!
mamnun az shuma


ممنونم از تصدیق صحبت هام


بن وف , behnami
بن وف - 23:20 1389/02/15
29
salam dustan
man hududan az 4 5 sal pish to cloob ozv hastam,vali tazegia ziad ve inja nemiam,taghriban chan sal az zendegimu vaghfe adabiat va falsafe kardam,bekhusus dar zamineye dastanhaye hefayat va kafka va hamchn ketabhaye niche besyar tahghigh kardam va chizi ke has ine ke dastanhaye hedayat va kafka dastanhaei soreal hastan va dar yeki do khat nemishe naghdeshun kard.vali matlabi ru ke mikhatsam onvan konam ine bud ke ye zamany kheili to bahsa sherkat mikardam va nazarate mokhtalefy to cloobaye mokhtalef midadam,makhsusan ba commentaei ke movajeh mishudam in bud ke kheili afrad be ham bi ehterami mikonan va nazarate digaranu be tamaskhur migiran! khub age shuma fekr mikonid nazare shuma doroste behtare serfan nazare khudetunu begid va be nazarate digaran tohin nakonid!
mamnun az shuma
شهریار اشکان کافکا , shahriyargh
28

چقدر خوشحالم که این مطالب رو نخونده بودم ... اما نوشته هاتون واقعا احمقانست .... بهتر نیست نوع بحث کردن رو یاد بگیریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به نظرم نمیشه از مسخ تعریف مشخصی کرد ...

خود کافکا نیز به یانوش میگه که نمیشه یک داستان رو از یک دید .. دید

اینو تو بحث کارگردانی فیلم و کمک خواستنم توضیح دادم

علی خ , thirdeye
علی خ - 00:27 1387/08/17
27
زود تر میگفتی مشکل شما نیچه ست نه من!!!
کلا از اون دسته ای که تریبون میخوان برای آبیاری این و اون...
تو پخته ای؟
من به خام بودنم در مقابل همچین پختگی ای افتخار میکنم...
اون جمله رو هم درست گفته نیچه... شما پی اش نرو که بدجور لگد کوبت میکنه دوست گرامی...
برو سیزیف بخون شاید پخته تر شدی...
یه کمم فحش بده به نیچه شاید بهتر شدی وگرنه باید بری امین آباد...
علی خ , thirdeye
علی خ - 08:50 1387/08/16
26
نظر بی پایه  و اساس مال شماست دوست عزیز!
نه اطلاعاتی نه حداقل سواد و مطالعه ای... من نمیدونم چطور به خودت جرات میدی در مورد نظر من صحبت کنی؟
همون برو در مورد سیزیف اسطوره (ترکیب مغلوب مسخره ) صحبت کن شما! برای نشون دادن با سوادی دست به هر شامورتی بازی و مسخره بازی ای میزنی...
در ضمن شما اینجا نه کسی هستی و نه کاره ای که به من گوشزد میکنی اینجا برای چی درست شده... دوستمون گفتن در مورد مسخ حرف بزنیم حرف زدیم دیگه نگفتن یه سری آدم عامی و بیسواد نظرات شما رو نقد میکنن!! وگرنه نمیذاشتیم...
فشار خونم کاملا پایینه و من بعد از این اگر نظر چرند و پرندی دادی باهات به صورت خودت برخورد میکنم...
یه عده بی سواد پیدا شدن فکر میکنن کافکا مال بابای اوناست و هر چی اونا در موردش بگن درسته!!! میشه بگی کی این حق رو به شما داده؟
در مورد تفسیر شما فقط حق داری نظر خودت رو بگی و چون هیچ تفسیری مطلق و حاکم بر متن نیست حق نداری تفسیر دیگه  ای رو زیر سوال ببری... حتی اگر هم سواد نداری و تا حالا در مورد نقد و تفسیر مطالعه نداشتی(که نداشتی) عقل حکم میکنه که تفسیر شما ممکنه درست نباشه پس حق نداری تکرار میکنم حق نداری تفسیر کس دیگه ای رو اشتباه بخونی!
گرچه میدونم اینا یاسین به گوش ... خوندنه...
در ضمن من معمولا در کامنت وبلاگ ها چیزی منتشر نمی کنم چون وبلاگ خودم اینقدر گسترده و معروف هست که احتیاجی به این لوس بازی های شما برای نشان دادن با سوادی و احیانا روشن فکری نداشته باشم...
علی خ , thirdeye
علی خ - 01:08 1387/08/10
25

نقل قول از : . .

با توجه به نگاه نقادانه کافکا به ماشینیسم  دیدگاه آقایان رضا و داور دقیقاً مفهوم کلی داستان مسخ هست که در دنیای مدرن، انسان تا وقتی از مقام و منزلت - چه در محیط کار و چه در خانه - برخوردار هست که بتونه یک فرد مفید (بخوانید ابزار) برای اطرافیان خود باشه و به محض اینکه به یک انگل(بخوانید سوسک) تبدیل شد برای جامعه و همینطور خانواده یک عنصر اضافی تلقی میشه که می بینیم در آخر داستان با مرگ این انگل پدر و دختر با آسودگی و خوشحالی به گردش می پردازند.

هیچ جای داستان به لفاظی های نیچه ربط نداره و همینطور سوال در مورد تشبیه سوسک و عکس العمل فرد مسخ شده واقعاً سوال بی ربطی هست که بدون توجه به محتوای داستان پرسیده شده.


واقعا هیچ علاقه ای ندارم که شخصی مثل شما مطلب و نظر من رو نقد کنه... اینکه این داستان به لفاظی!!!! های نیچه مربوط میشه یا نه اصلا در حیطه ی  دانش و تخصص شما نیست (به این دلیل که شما و هیچ کس دیگه از تفکر و قصد و منبع واقعی کافکا خبر نداشتی که اینقدر صریح در موردش نظر میدی) در حالی که من میتونم از دیدگاه خودم داستان مسخ رو با همون چند جمله ی نیچه تفسیر کنم ...شما فقط میتونی برداشت شخصی خودت رو از داستان  داشته باشی... و این به هیچ وجه  به این معنی نیست که برداشت شما درسته و باید مورد پذیرش همه قرار بگیره... به شما گفته شد در مورد داستان مسخ نظر بدید  نه در مورد نظرات دیگران... حداقل در مورد من تکرار نشه...
س س , sajad_ht
س س - 00:45 1387/08/10
24

دوستان داستان دوستم سلام

جلقه ادبی همراوی اصفهان به یاد حلقه ادبی جنگ اصفهان، چند روزیست کلوبی در این سایت افتتاح کرده است

لطفا به ما بپیوندید داستانهایتان را بفرستید و جایزه بگیرید

http://www.cloob.com/clubname/hamravi

عماد وشاحی , adiago
عماد وشاحی - 02:10 1387/08/9
23
به نظر من یه چیزی تو مایه‌های سگ ولگرد
یهنی خودشه
مریم م , irmaryam
مریم م - 23:18 1387/08/6
22

 

سلام

در مورد مسخ باید بگم که این حیوان فقط یک تصور بود و گره گوار تصور

 می کرد که تبدیل به یک حیوان شده است این رفتار گره گوار بود

که تغییر کرده و باعث شد دیگران حتی در آخر مادر و پدر و خواهرش

او را ترک کنند . این حیوان یک تمثیل از رفتار گره گوار بود

و این که چرا رفتارش به یک باره تغییر کرده است خود بحث جدایست . 

 

 

 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.