| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
14
|
116
|
91/1/10 (21:07)
|
|
||
|
|
15
|
129
|
89/2/20 (14:38)
|
|
||
|
|
6
|
87
|
91/2/21 (23:42)
|
|
||
|
|
30
|
500
|
91/2/21 (14:17)
|
|
||
|
|
36
|
398
|
91/1/10 (20:32)
|
|
||
|
|
17
|
211
|
90/3/16 (02:15)
|
|
||
|
|
5
|
52
|
90/2/16 (12:12)
|
|
||
|
|
40
|
268
|
90/2/13 (17:39)
|
|
||
|
|
21
|
171
|
90/2/13 (17:29)
|
|
||
|
|
5
|
87
|
89/10/9 (17:09)
|
|
||
|
|
11
|
57
|
89/7/11 (14:11)
|
|
||
|
|
20
|
98
|
89/2/14 (00:20)
|
|
||
|
|
7
|
35
|
89/2/11 (21:02)
|
|
||
|
|
5
|
55
|
88/10/17 (11:39)
|
|
||
|
|
1
|
59
|
88/1/9 (10:07)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
87/12/29 (21:24)
|
|
||
|
|
0
|
37
|
87/12/1 (13:37)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
87/9/16 (21:45)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
87/9/3 (08:59)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
87/8/11 (16:25)
|
|
اركان و اشخاص داستان به یك نوع نماد گرایی عجیبی بدل شده
و چون از نقش حیوانات استفاده شده یه كار بی نظیریه
مسخ در نوع خودش دومی نداره و كافكا كارگردانیش تو این داستان به خوبی ایفا كرده
نمی شه در مورد مسخ نظیری داد چون .............. بی نظیره
و همه چیز به خوبی در داستان جا گرفته و به قول اقای فراستی : تمام اشخاص و می فهمیم از درد و رنجشون تا بی اعتناییی هاشون و.......
از لحاظ ژانر داستانی مسخ جزو دسته سورئال نیست. بلکه در دسته داستانهای شگفت جا داره .
داستان به لحاظ فنی بسیار قوی هستش و ضمن پیاده سازی قوی عناصر داستان و ایجاد شخصیت های ملموس و تاثیر گذار , تونسته به عامل مهم دیگه ای هم دست پیدا کنه. و اون عامل چیزه که بهش میگن لحن , یا درواقع حسی که توی نثر هست و البته به لطف صادق هدایت ما میتونیم تو زبون فارسی هم این حس رو کامل داشته باشیم.
از لحاظ محتوی هم من ترجیح میدم صحبتی نشه . این داستان و هر داستان دیگه ای (مخصوصا اگه یه شاهکار باشه) , مقاله نیست که بخوایم در مورد محتوی و مفهومش صحبت کنیم. داستان های محتوی محور , نوشته میشن تا مفهوم رو در قالب احساس و حس زیبایی شناختی به ما منتقل کنن. پس بهتره ما هم به همین نوع انتقال مفهوم تن و بدیم و خرابش نکینم.
مسخ یک اثر سوریال فوق العاده و تکرار نشدنیه که ارزش چندین بار خوندنو داره.
انسانی که از تکرار و انزجار و اجبار به موجود دیگری تبدیل میشه
انسان از نگاه کافکا یعنی آرزو داشتن در تکاپو بودن و تنوع طلبی...
خط به خط این کتاب جای نگاه داره.
در مورد مسخ ؟
سیستم سرگیجه و کار و حقوق،
لذت جویدن و مزه ی کافکا را خنثی کرده!
منظورم غریزه و قانونه!
(حسین پناهی)
ممنونم از تصدیق صحبت هام
چقدر خوشحالم که این مطالب رو نخونده بودم ... اما نوشته هاتون واقعا احمقانست .... بهتر نیست نوع بحث کردن رو یاد بگیریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به نظرم نمیشه از مسخ تعریف مشخصی کرد ...
خود کافکا نیز به یانوش میگه که نمیشه یک داستان رو از یک دید .. دید
اینو تو بحث کارگردانی فیلم و کمک خواستنم توضیح دادم
با توجه به نگاه نقادانه کافکا به ماشینیسم دیدگاه آقایان رضا و داور دقیقاً مفهوم کلی داستان مسخ هست که در دنیای مدرن، انسان تا وقتی از مقام و منزلت - چه در محیط کار و چه در خانه - برخوردار هست که بتونه یک فرد مفید (بخوانید ابزار) برای اطرافیان خود باشه و به محض اینکه به یک انگل(بخوانید سوسک) تبدیل شد برای جامعه و همینطور خانواده یک عنصر اضافی تلقی میشه که می بینیم در آخر داستان با مرگ این انگل پدر و دختر با آسودگی و خوشحالی به گردش می پردازند.
هیچ جای داستان به لفاظی های نیچه ربط نداره و همینطور سوال در مورد تشبیه سوسک و عکس العمل فرد مسخ شده واقعاً سوال بی ربطی هست که بدون توجه به محتوای داستان پرسیده شده.
دوستان داستان دوستم سلام
جلقه ادبی همراوی اصفهان به یاد حلقه ادبی جنگ اصفهان، چند روزیست کلوبی در این سایت افتتاح کرده است
لطفا به ما بپیوندید داستانهایتان را بفرستید و جایزه بگیرید
سلام
در مورد مسخ باید بگم که این حیوان فقط یک تصور بود و گره گوار تصور
می کرد که تبدیل به یک حیوان شده است این رفتار گره گوار بود
که تغییر کرده و باعث شد دیگران حتی در آخر مادر و پدر و خواهرش
او را ترک کنند . این حیوان یک تمثیل از رفتار گره گوار بود
و این که چرا رفتارش به یک باره تغییر کرده است خود بحث جدایست .