| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
401
|
2705
|
91/2/11 (08:56)
|
|
||
|
|
280
|
1590
|
90/7/5 (11:15)
|
|
||
|
|
25
|
47
|
91/3/10 (12:33)
|
|
||
|
|
327
|
2767
|
91/2/7 (00:16)
|
|
||
|
|
175
|
1806
|
91/2/6 (00:58)
|
|
||
|
|
104
|
900
|
90/12/8 (08:30)
|
|
||
|
|
159
|
852
|
90/11/19 (09:37)
|
|
||
|
|
1127
|
8346
|
91/2/27 (02:12)
|
|
||
|
|
195
|
1829
|
91/3/10 (08:35)
|
|
||
|
|
2000
|
15496
|
91/3/9 (20:49)
|
|
||
|
|
92
|
841
|
91/3/9 (09:57)
|
|
||
|
|
6
|
82
|
91/3/8 (23:12)
|
|
||
|
|
962
|
9541
|
91/3/4 (16:08)
|
|
||
|
|
587
|
5829
|
91/2/28 (18:41)
|
|
||
|
|
148
|
1292
|
91/2/26 (18:37)
|
|
||
|
|
329
|
5347
|
91/2/26 (18:36)
|
|
||
|
|
1085
|
5533
|
91/2/13 (08:30)
|
|
||
|
|
161
|
1280
|
91/2/5 (14:16)
|
|
||
|
|
225
|
2288
|
91/1/28 (13:55)
|
|
||
|
|
100
|
611
|
91/1/7 (19:52)
|
|
اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست
او جانشین تمام نداشته های من است 
خدایا به هرکه دوست می داری بیاموز
که عشق از زندگی کردن بهتراست به هرکه دوست تر داری
بچشان که دوست داشتن از عشق برتراست
|
عظمت همواره در جستجوی چشمی است که او را ببینندو خوبی همواره در انتظار خردی است که او را بشناسدو زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق بورزد و جبروت نیازمند اراده ای که در برابرش به دلخواه رام گرددو غرور در آرزوی عصیان مغروری که بشکندش و سیراش کند و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پر جبروت و مغروراما کسی نداشت خدا آفریدگار بود و چگونه می توانست نیافریند ؟ و خدا مهربان بود . و چگونه می توانست مهر نورزد ؟8->
|
و جبروت نیازمند اراده ای که در برابرش به دلخواه رام گردد 
به دلخواه یک دنیا معنی داره 8->
|
هر لحظه حرفی در ما زاده میشود |
احسان!
از هواپیما باید اموخت،توده های ابر هر چه انبوهتر و عظیمتر ،اوج پرنده پولادین بال هوشیارتر-
که تجسم عینی طیران معنوی روح آدمی است-رفیعتر،هواپیما همواره برفراز ابرها میپرد،پرواز
در زیر تابش مستقیم افتاب،هرچه از جاذبه زمین و فشار هوا و تیرگی ابرهای کافر دورتر و
بالاتر،پرواز راحت تر،لذت بیشترو مطمئنترودربرابر بلتدترین کوهها ،شدیدترین طوفانها و آشفته
ترین جریانهای جوی آسیب ناپذیرتر!پرواز در روشنی خورشید،بادوبال!و جت بانیروی انفجارهای
پیاپی و مداوم در خویش ،قدرت معجزه آسای (دفع از خویش)که جاذبه خاکی و دنیا گرای
فروکشنده را می برد ،فشار مقاومت هوا و غلظت سنگین جو را می شکند و می گشاید و به
گونه پرتابی گلوله وار انعکاسی به پیش می راند.........
من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام.
عشق به آزادی سختی جان دادن را بر من هموار می سازد.
عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است.
آزادی معبود من است.
به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است.
هر دردی بی درد است.
هر زندانی رهایی است.
هر جهادی آسودگی است.
هر مرگی حیات است.
مرا این چنین پرورده اند من اینچنینم.
پس چرا از فردا می ترسم؟
.... من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم!
واقعا زیبا بود.....
الان که می خوانم (12) اشک در چشمانم حلقه بسته ......
|
کار بی چرا عشق تنها کار بی چرای عالم است چه آفرینش بدان پایان می گیرد .معشوق من چنان لطیف است که خود را به (( بودن )) نیالوده است که اگر جامه ی وجود بر تن می کرد نه معشوق من بود .8-> |
|
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم كه از خاك گلویم سوتكی سازد گلویم سوتكی باشد به دست كودكی گستاخ و بازیگوش و او یكریز و پی در پی دم گرم و خوشش را درگلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشكند در من سكوت مرگبارم را... |
سوسای عزیزم
...چه سخت وچه شکوهمند است که آدمی خود طباخ غذاهای خویش باشد.مردم همه
نشخوارکنندگانندوهمه خورندگان آنچه برایشان پخته اند.دعوای امروز برسراین است که لقمه کدام
طباخی را بخورند.هیچ کس به فکر ساختن لقمه نیست.آنچه می خورند غذاهائی است که دیگران
هضم کرده اندو چه مهوع!......
قسمتی از نامه شهید به دخترش(سارا)
|
=D>=D> همواره روحی مهاجر باش به سوی مبداء |
ای پرستو برگرد
ای پرستو که یاد آور فروردینی
بگریز از من ، از من بگریز
باغ پژمرده پامال زمستانها
چشم بر راه بهاری نیست
|
=D> تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصلهای که من از تو گرفتهام. تو که این قدر دلسوز منی!
| |
|
کسی «نمی خواست» کسی «نمی دید» ، کسی«عصیان نمی کرد» ، کسی عشق نمی ورزید ، کسی نیازمند نبود ، کسی درد نداشت .... و ....و خداوند خدا، برای حرفهایش باز هم مخاطبی نیافت ! هیچکس اورا نمی شناخت ، هیچکس با او انس نمیتوانست بست انسان را آفرید ! و این نخستین بهار خلقت بود. ![]() |