userinfo close

  ,

4 اثر از فلورانس اسکاولشین


four_effects_of_skavelshin

تاسیس: 26 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: ریحانه صادق محمد قلی بیک - معاونان
جمله زیبای این هفته : *****روز زیبایی برای خود خلق کنید***** معجزه هر لحظه زندگی است ، كه سرشار ادامه »
جمله زیبای این هفته :

*****روز زیبایی برای خود خلق کنید*****

معجزه هر لحظه زندگی است ، كه سرشار از عشق و هیجان زیسته شود و تجلی خداوند در آن درك شود.


* برای دیدن لینک های داغ شده صفحه اصلی کلوب و خواندن مقالات وقت بذارید چون ما وقت می گذاریم و با دقت انتخاب می کنیم...

* کپی کردن با ذکر منبع بلامانع هست.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
401
2705
91/2/11 (08:56)
280
1590
90/7/5 (11:15)
25
47
91/3/10 (12:33)
327
2767
91/2/7 (00:16)
175
1806
91/2/6 (00:58)
104
900
90/12/8 (08:30)
159
852
90/11/19 (09:37)
1127
8346
91/2/27 (02:12)
195
1829
91/3/10 (08:35)
2000
15496
91/3/9 (20:49)
92
841
91/3/9 (09:57)
6
82
91/3/8 (23:12)
962
9541
91/3/4 (16:08)
587
5829
91/2/28 (18:41)
148
1292
91/2/26 (18:37)
329
5347
91/2/26 (18:36)
1085
5533
91/2/13 (08:30)
161
1280
91/2/5 (14:16)
225
2288
91/1/28 (13:55)
100
611
91/1/7 (19:52)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr

گفته های دکتر علی شریعتی

 

اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست

او جانشین تمام نداشته های من است

 

 

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
1

 

خدایا به هرکه دوست می داری بیاموز

 که عشق از زندگی کردن بهتراست به هرکه دوست تر داری

 بچشان که دوست داشتن از عشق برتراست

فروغ ا , pureheart
فروغ ا - 05:37 1386/02/15
2

عظمت همواره در جستجوی چشمی است که او را ببینند

و خوبی همواره در انتظار خردی است که او را بشناسد

و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق بورزد

و  جبروت نیازمند اراده ای که در برابرش به دلخواه رام گردد

و غرور در آرزوی عصیان مغروری که بشکندش و سیراش کند

و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پر جبروت و مغرور

اما کسی نداشت

خدا آفریدگار بود

و چگونه می توانست نیافریند ؟

 و خدا مهربان بود .

و چگونه می توانست مهر نورزد ؟8->

 

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
3

 

و جبروت نیازمند اراده ای که در برابرش به دلخواه رام گردد 

به دلخواه یک دنیا معنی داره 8->

 

فروغ ا , pureheart
فروغ ا - 22:28 1386/02/15
4

هر لحظه حرفی در ما زاده می‏شود

هر لحظه دردی سر بر می‏دارد

و هر لحظه نیازی از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوشش می‏کند

این ها بر سینه می‏ ریزند و راه فراری نمی‏یابند

مگر این قفس کوچک استخوانی گنجایش‏اش چه اندازه است...؟!

ه ه , hadi1385
ه ه - 04:06 1386/02/16
5

احسان!

از هواپیما باید اموخت،توده های ابر هر چه انبوهتر و عظیمتر ،اوج پرنده پولادین بال هوشیارتر-

که تجسم عینی طیران معنوی روح آدمی است-رفیعتر،هواپیما همواره برفراز ابرها میپرد،پرواز

 در زیر تابش مستقیم افتاب،هرچه از جاذبه زمین و فشار هوا و تیرگی ابرهای کافر دورتر و

بالاتر،پرواز راحت تر،لذت بیشترو مطمئنترودربرابر بلتدترین کوهها ،شدیدترین طوفانها و آشفته

ترین جریانهای جوی آسیب ناپذیرتر!پرواز در روشنی خورشید،بادوبال!و جت بانیروی انفجارهای

پیاپی و مداوم در خویش ،قدرت معجزه آسای (دفع از خویش)که جاذبه خاکی و دنیا گرای

فروکشنده را می برد ،فشار مقاومت هوا و غلظت سنگین جو را می شکند و می گشاید و به

گونه پرتابی گلوله وار انعکاسی به پیش می راند.........

قسمتی از نامه شهید به فرزندش

پیام در تاریخ 86/2/15 ویرایش شده است.



پیام در تاریخ 86/2/15 ویرایش شده است.


پیام در تاریخ 86/2/15 ویرایش شده است.


پیام در تاریخ 86/2/15 ویرایش شده است.


پیام در تاریخ 86/2/15 ویرایش شده است.


پیام در تاریخ 86/2/15 ویرایش شده است.
رضا   , pakdel20
رضا - 01:42 1386/02/17
6

من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام.
عشق به آزادی سختی جان دادن را بر من هموار می سازد.
عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است.
آزادی معبود من است.
به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است.
هر دردی بی درد است.
هر زندانی رهایی است.
هر جهادی آسودگی است.
هر مرگی حیات است.
مرا این چنین پرورده اند من اینچنینم.
پس چرا از فردا می ترسم؟
.... من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم!

ه ه , hadi1385
ه ه - 06:45 1386/02/19
7

 

واقعا زیبا بود.....

الان که می خوانم (12) اشک در چشمانم حلقه بسته ......

 

 



پیام در تاریخ 86/2/18 ویرایش شده است.
فروغ ا , pureheart
فروغ ا - 00:31 1386/02/17
8

کار بی چرا

عشق تنها کار بی چرای عالم است

چه آفرینش بدان پایان می گیرد .

معشوق من چنان لطیف است

که خود را به (( بودن )) نیالوده است

که اگر جامه ی وجود بر تن می کرد

نه معشوق من بود .8->

فروغ ا , pureheart
فروغ ا - 02:52 1386/02/17
9

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم

چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم

كه از خاك گلویم سوتكی سازد

گلویم سوتكی باشد

به دست كودكی گستاخ و بازیگوش

و او

یكریز و پی در پی

دم گرم و خوشش را درگلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشكند در من

سكوت مرگبارم را...

ه ه , hadi1385
ه ه - 05:25 1386/02/17
10

سوسای عزیزم

...چه سخت وچه شکوهمند است که آدمی خود طباخ غذاهای خویش باشد.مردم همه

نشخوارکنندگانندوهمه خورندگان آنچه برایشان پخته اند.دعوای امروز برسراین است که لقمه کدام

طباخی را  بخورند.هیچ کس به فکر ساختن لقمه نیست.آنچه می خورند غذاهائی است که دیگران

هضم کرده اندو چه مهوع!......

قسمتی از نامه شهید به دخترش(سارا)

 



پیام در تاریخ 86/2/16 ویرایش شده است.
فروغ ا , pureheart
فروغ ا - 06:09 1386/02/17
11

=D>=D>

همواره روحی مهاجر باش به سوی مبداء
به سوی آنجا که بتوانی انسان تر باشی
و از آنچه که هستی و هستند فاصله بگیری
این رسالت دائمی توست...

شازده خانوم , vedad20
شازده خانوم - 18:36 1386/02/17
12

   ای پرستو برگرد

                          
ای پرستو که یاد آور فروردینی
                     
                                               
بگریز از من ، از من بگریز


                                                                   
باغ پژمرده پامال زمستانها

                                                                               
چشم بر راه بهاری نیست

                                                                                                                                  



پیام در تاریخ 86/2/17 ویرایش شده است.
فروغ ا , pureheart
فروغ ا - 21:58 1386/02/17
13

=D>

تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله‌ای که من از تو گرفته‌ام.

تو که این قدر دلسوز منی!
خدایا تو کی نبودی که بودنت دلیل بخواهد؟
تو کی غایب بوده‌ای که حضورت نشانه بخواهد؟
تو کی پنهان بوده‌ای كه ظهورت محتاج آیه باشد؟
کور باد چشمی که تو را ناظر خویش نبیند.
کور باد نگاهی که دیده‌بانی نگاه تو را درنیابد.
بسته باد پنجره‌ای که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.
و زیانکار باد سودای بنده‌ای که از عشق تو نصیب ندارد
...

 

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
14

 

=D>=D>=D>=D>=D>=D>=D>=D>=D>=D>=D>=D>=D>=D>

فروغ ا , pureheart
فروغ ا - 18:21 1386/02/19
15

کسی «نمی خواست» کسی «نمی دید» ، کسی«عصیان نمی کرد» ، کسی عشق نمی ورزید ، کسی نیازمند نبود ، کسی درد نداشت .... و ....
و خداوند خدا، برای حرفهایش باز هم مخاطبی نیافت !
هیچکس اورا نمی شناخت ، هیچکس با او انس نمیتوانست بست

انسان را آفرید !
و این نخستین بهار خلقت بود.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.