| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
401
|
2705
|
91/2/11 (08:56)
|
|
||
|
|
280
|
1590
|
90/7/5 (11:15)
|
|
||
|
|
25
|
47
|
91/3/10 (12:33)
|
|
||
|
|
327
|
2767
|
91/2/7 (00:16)
|
|
||
|
|
175
|
1806
|
91/2/6 (00:58)
|
|
||
|
|
104
|
900
|
90/12/8 (08:30)
|
|
||
|
|
159
|
852
|
90/11/19 (09:37)
|
|
||
|
|
1127
|
8346
|
91/2/27 (02:12)
|
|
||
|
|
195
|
1829
|
91/3/10 (08:35)
|
|
||
|
|
2000
|
15496
|
91/3/9 (20:49)
|
|
||
|
|
92
|
841
|
91/3/9 (09:57)
|
|
||
|
|
6
|
82
|
91/3/8 (23:12)
|
|
||
|
|
962
|
9541
|
91/3/4 (16:08)
|
|
||
|
|
587
|
5829
|
91/2/28 (18:41)
|
|
||
|
|
148
|
1292
|
91/2/26 (18:37)
|
|
||
|
|
329
|
5347
|
91/2/26 (18:36)
|
|
||
|
|
1085
|
5533
|
91/2/13 (08:30)
|
|
||
|
|
161
|
1280
|
91/2/5 (14:16)
|
|
||
|
|
225
|
2288
|
91/1/28 (13:55)
|
|
||
|
|
100
|
611
|
91/1/7 (19:52)
|
|
سلام
من شیعه هستم اما قبول ندارم که دین فقط شیعه هست و فقط ما بر حقیم چون در این صورت دین محمد دینی بسیار ضعیف بوده که تونسته از 5 میلیارد ادم فقط 100 میلیون نفرو به خودش جذب کنه.
به نظر من همه ی مسلمونا بر دین حق هستند بدون برتری یک فرقه و حتی قبول ندارم که اسلام تنها دین برتر است چون در اینصورت از این چند میلیارد فقط حدود یک چهارمشون راه درست رو میرند و بقیه راه اشتباه رو میرند که در این صورت فلفسفه ی افرینش زیر سوال میره
من معتقدم که همه ی ادمائی که راه دلشون رو میرند راه خدا رو میرند و معتقدم که خدا همه ی بندهاشو خودش هدایت میکنه چون در غیر این صورت عادل نخواهد بود منتها به هر کسی طوری وانمود میکنه که اون شخص فکر میکنه خدا راه خودشو فقط به او نشون داده
من اگر خارم اگر گل چمن ارائی هست که از ان دست که او میکشدم میرویم
jenabe hosseini
chon bar dalil va mantegh tekie kardid khahesh mikonam dalile khod ra ke ghaedatan bayad mostadal be yeki az ahkam adyane ebrahimi bashad befarmaied:
مهم ترین دلیل عدالت خداست که در صورتی که کسی خودش رو به خاطر باور یا دینی که داره نجات یافته از سوی خدا بدونه و بقیه رو بدبخت و فریب خوده, کفر بزرگی مرتکب شده و به نظر من این بزرگترین مکر شیطان است
سلام
ضمن تشکر از خانم ریحانه که مطالبشون رو جون دار و بر گرفته از عمق وجودشون بدون رنگ و ریا و تعارفات مرسوم
بیان کردند 
اقای شب چراغ مرسی که صحبتاتون رو با اشعار حافظ مزین کردید
با احترام به کلیه ی نظرات خواهشا دوستانی که مخالف نظر این بحث هستند چون باید همه رو قانع کنند استدلالهای منطقی بیارند به هر حال فرض این هست که شما میخواهید معتقدین به مذاهب دیگه رو قانع کنید نه هم کیشیهای خودتون رو بنابر این تنها ملاک میتونه منطق و انچه که انسان در باور و درون خودش هست قرار بگیره و اگه به دلیلهای حقیر نگاه کنید استدلالهای منطقیستکه متاسفانه هیچکدام جواب داده نشده.
مهم ترین دلیل عدالت خداست که در صورتی که کسی خودش رو به خاطر باور یا دینی که داره نجات یافته از سوی خدا بدونه و بقیه رو بدبخت و فریب خوده, کفر بزرگی مرتکب شده و به نظر من این بزرگترین مکر شیطان است
یا حق
درود فراوان
خوشبختانه یا متاسفانه من این مبحث رو اصلا دنبال نمی كنم اما همیشه سعی می كنم اكثر پست های ریحانه جان رو بخونم و در این بحث آمدم.
فرمایش ایشان:
نظر شخص من هست . برای خدای من معیار اعمال روزمره زندگی و باور خدا در تک تک اعمال روزانه هست که ارتباط مستقیم با پاکی و خلوص نیت داره .
زیبا بیان كردند آفرین...

اقای توحید عزیز
من هیچی از نوشته شما نفهمیدم !
اگر ممکنه دوباره بگید
If religion is supposed to be holy, why we are fighting over it
جناب اقای شب چراغ عزیز
من قبلا با شما در مورد عقایدم صحبت کردم . متاسفانه یا خوشبختانه اصلا معیار رو معیار های جامعه یا مذهبی که برای ما ترسیم کردند نمی دونم .
معیار واقعی از نظر من دست ما انسان ها نیست و باور دارم کسی که عمری سجاده پهن کرده می تونه به جایی که کسی 2 رکعت نماز با آگاهی بخونه نرسه . به عینه دیدم .
نظر شخص من هست . برای خدای من معیار اعمال روزمره زندگی و باور خدا در تک تک اعمال روزانه هست که ارتباط مستقیم با پاکی و خلوص نیت داره .
من عاشق نماز و قرآن هستم ولی اصلا برای من ملاک عمل نیست . این خط کشی ها برای شخص من هیچ مفهومی نداره .
از نظر من خدا یارهاش رو انتخاب می کنه نه اینکه کسی بخواد خدا رو شرمنده کنه ! اصلا باور ندارم انجام فاریض دینی می تونه راه محکمی باشه برای تزکیه نفس و بندگی .
کسی که برای باورهاش برای ایمانش برای زندگیش برای اهدافش بارها نجنگیده و خرد نشده زندگی نکرده و لایق لطف خدا نمی شه . چنین آدمی زندگیش یک معامله هست که تمام مدت منتظر گرفتن پاداش و پاسخ هست .
از نظر من مکتبی به نام عشق هست که همه انسان ها از لادین - کافر - مسملون و غیر مسلمون اگر در این وادی خرد نشن و ریز ریز نشن عبادتشون روحشون رو جلا نمی ده !
لحظاتی که خدا رو توی سجاده جستجو می کردم و بین ذکر های تازه کشف شده و اختراعات خانم های جلسه ای غافل بودم که اصلا خدایی ندارم و باید زندگی روزمره و عادی رو دنبال کنم و روی ماه خداوندم رو بارها در عرض روز توی زندگی عادی می بوسیدم .
این نظر شخص من هست .
به عقاید تک تک شما عزیزان هم احترام می زارم ولی متاسفانه قانع نمی شم !
ببخشید پیش بزرگترها حرف میزنم فقط یه چیز بگم : باید جملگی جان شوی تا لایق جانان شوی - دین و فرقه مهم نیست هرکدام از شما در هر دینی که باشید میتونید لایق جانان شوید فقط به یه شرط که حرف ریحانه خانم و گوش کنید
در جواب پست شما ره 46 مدیر محترم کلوب:
البته شما درست می فرمائید که هر انسانی خود آگاهتر به ذات خود است. « بل الانسان علی نفسه بصیرة» (سوره قیامة ایه 14)
اما منظور من چیز دیگری است. خداوند دین خود را به چه وسیله ای به انسان بیان فرموده است؟ خداوند می فرماید: « انا هدیناه السبیل اما شاکرا اما کفورا » (سوره دهر آیه 3)
این هدایت الهی به چه صورت انجام شده است؟ خداوند متعال دین خود را به چه وسیله ای به من و شما رسانده است؟ آیا صرفا ما را به وجدان خود حواله داده است؟ یا به روشنی راه خیر و شر را بیان فرموده است. و اگر بپذیریم که این راه بیان شده است، سوال اساسی اینجاست که من و شما چه طور باید این راه را بفهمیم؟
« و ما کان المومنون لینفروا کافة فلو لا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون» (سوره توبه آیه 122)
ایه شریف فوق به صراحت مومنین را به یادگیری و آموزش و روشن بینی در دین خدا فرا می خواند. لازمه این امر بیان روشن حقائق از جانب خداوند متعال است. پس ملاک و میزان از جانب خداوند متعال بیان شده است. بر من و شماست که تلاش کنیم این ملاک و میزان را بفهمیم و در دین خدا بصیرت و روشن بینی پیدا کنیم. اینگونه نیست که همه چیز به وجدان انسان و شناخت شخصی انسان حواله شده باشد. هر کس هر کار خواست بکند، و به صرف اینکه وجدان او از کارهایش راضی است، بگوید کار من درست است!
دین مجموعه ای خداوند معارف، اخلاق و احکام است. درست است که اهمیت معارف و اخلاق، بالاتر است، اما احکام حدود الهی هستند.
« ... و من یتعد حدود الله فاولئک هم الظالمون» (سوره بقره آیه 229)
« تلک حدود الله و من یطع الله و رسوله یدخله جنات تجری من تحتها الانهار ...» (سوره نساء آیه 13)
« ... و من یتعد حدود الله فقد ظلم نفسه ...» (سوره طلاق آیه 1)
برای کسی که داخل در اسلام است و خود را مسلمان می داند، اجرای این حدود الهی لازم و واجب است. و کسی که آنرا به جای نیاورد .. فاولئک هم االظالمون....
فرموده اند: وقتی که خداوند خیر و صلاح بنده اش را بخواهد چشم بصیرت او را در دین خدا باز می کند.
موفق و موید باشید.
شب چراغ
در جواب اشعاری که دوستان بیان فرمودند:
نه هرکه چهره بر افروخت دلبری داند! ................... نه هر که آینه سازد سکندری داند!
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست ............... کلاه داری و آئین سروری داند!
هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست .......................... نه هر که سر بتراشد قلندری داند!
موفق و موید باشید.
شب چراغ
سلام خدمت دوستان گرامی دنبال کننده این بحث
در پاسخ پست 48 جناب آقای طاها موسوی، قسمت آخر:
ضمن تشکر از اظهار لطف شما به نوشته اینجانب، در خصوص سوالی که مطرح فرمودید: به جهت خلاصه تر شدن پاسخ و گنجانده شدن در حوصله این مجال، پاسخ سوال شما را فقط با چند آیه از قرآن کریم با روش تفسیر قرآن به قرآن (روش علامه طباطبائی در تفسیر المیزان) عرض می کنم:
در قرآن کریم، 4 بار از اسلام به عنوان دین یاد شده است. در آیات ذیل:
- ان الدین عند الله الاسلام .... (سوره آل عمران آیه 19)
- و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه ... (سوره آل عمران آیه 85)
- ... الیوم اکملت لکم دینکم و رضیت لکم الاسلام دینا (سوره مائده آیه 3)
- و من اظلم ممن افتری علی الله الکذب و هو یدعی الی الاسلام .... (سوره صف آیه 7)
که در این بحث سه آیه اول مورد نظر ما هستند. در دو آیه اول به صراحت بیان شده است که که کسی اگر دینی غیر از اسلام را برگزیند، از او پذیرفته شده نیست. اما مقایسه کنید معنای این آیات را با آیات ذیل در خصوص حضرت ابراهیم علیه السلام و دین حنیف او:
در 10 آیه در قرآن کریم از دین حنیف حضرت ابراهیم یاد شده است. که برای خلاصه شدن بحث برخی از آنها اشاره می شود.
- ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا و لکن کان حنیفا مسلما ... (سوره آل عمران آیه 67)
- و من احسن دینا ممن احسن وجه لله و هو محسن و اتبع ملة ابراهیم حنیفا ... (سوره نساء آیه 125)
- قل اننی هدانی ربی الی صراط مستقیم دین قیما ملة ابراهیم حنیفا ... (سوره انعام آیه 161)
- ثم اوحینا الیک ان اتبع ملة ابراهیم حنیفا ... (سوره نحل آیه 123)
همانطور که ملاحظه می فرمائید در آیه اول به صراحت از حضرت ابراهیم به مسلمان یاد می شود. و در آیات دیگر به پیروی از دین حنیف حضرت ابراهیم سلام الله علیه امر شده است. پس این معنا چگونه با دسته قبلی آیات قابل جمع است؟
جواب روشن است. دین نزد خداوند متعال یک حقیقت واحد است. همه ادیان از یک سرچشمه سیراب شده اند. و آنرا خداوند متعال اسلام نامیده است. آنچه در اینجا از آن به عنوان تبعیت از دین حضرت ابراهیم سلام الله علیه یاد شده است منظور تصدیق آن و تائید این دین در عمل است. که نشان دهد اسلام برای تکمیل کردن کلام خداوند به سایر انبیاء علیهم السلام آمده است. پس اگر بپذیریم که معنای اسلام در آیات 19 و 85 سوره آل عمران، منظور همین دین اسلام نیست، از این رو نمی توان گفت که اگر کسی بر دین دیگری باشد، خداوند از او نخواهد پذیرفت. بلکه امر صحیح کاملا برعکس این معناست.
در آیات اول سوره بقره می فرماید: « والذین یومنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک ...»
« نزل علیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه و انزل التورة و الانجیل ...» (سوره آل عمران آیه 3)
« و مصدقا لما بین یدیه من التورة...» (سوره آل عمران آیه 50)
« و ققینا علی آثارهم بعیسی بن مریم مصدقا لما بین یدیه من التوراة... » (سوره مائده آیه 46)
« قالو یا قومنا انا سمعنا کتابا انزل من بعد موسی مصدقا لما بین یدیه ...» (سوره احقاف آیه 30)
« و اذ قال عیسی بن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم مصدقا لما بین یدی من التورة ...» (سوره صف ابه 6)
(برای خلاصه تر شدن بحث از بیان ترجمه آیات خود داری می شود. علاقمندان به قرآنهای دارای ترجمه مراجعه فرمایند.) آیاتی که بیان شد، به روشنی مشخص می نمایند که رویه تصدیق رسولان قبل، رویه ای بوده است میان تمامی پیامبران. تصدیق یعنی درست شمردن به طور مطلق. درست در همه زمانها و مکانها. و مصدق یعنی راستگو در همه زمانها. پس وقتی که دین جدیدی ارائه می شود، دین قبلی از میان نمی رود. بلکه چیزی به آن افزوده می شود. درست مثل مقایسه میان کتب درسی مدرسه. شما و قتی که کتاب پنجم دبستان را می خوانید، قطعا مطالب خیلی بیشتری نسبت به کتاب دوم دبستان دارد. اما این به معنای غلط انگاشتن کتاب دوم دبستان نیست. به این معناست که کتاب پنجم دبستان کاملتر و جامعتر از کتاب دوم دبستان است. حال اگر کسی از روی غرض و لجبازی، به کتاب دوم دبستان اکتفا کند، آنچه که آموخته است صحیح است. اما کم است و کفایت کتاب پنجم دبستان نخواهد کرد. اگر کسی به دین حضرت عیسی یا موسی باشد، آنچه که آموخته است و دینی که دارد درست است. اما در مقابل اسلام، ناقص تر است و مسلمان، در بیان معارف الهی دستی پر تر و مجالی وسیعتر دارد.
قرآن کریم به صراحت می فرماید: « لا اکراه فی الدین» هیچ اجباری در اختیار دین برای انسان نیست. البته توجه دارید که اینجا فرموده است « دین» یعنی آنچه که از جانبت خداوند متعال به عنوان دین بر انسانها نازل شده است.
سیره رسول خدا نیز بر همین منوال بوده است. اسلام را عرضه می کردند. معرفی می کردند. اما هیچگاه برای گسترش اسلام و اسلام آوردن مردمان، دست به شمشیر نبردند و به زور متوسل نشدند. اصولا حکم جزیه در اسلام برای همین منظور وضع شده است. که غیر مسلمانان، به طور رسمی در مجموعه سرزمینهای اسلامی پذیرفته شده باشند وصاحب حق باشند.
امیداورم توضیحات کافی بوده باشد.
موفق و موید باشید.
شب چراغ
من متاسفانه ارتباط بحث رو با شعر نفهمیدم؟=D> این تایپیك تا جاییكه من میدونم برای بحث علمی باز شده بود پیشنهاد میكنم اگر دوستان در این بحث حرفی برای گفتن ندارند مدیر محترم این بحث رو حذف كنه