| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
397
|
2625
|
90/11/15 (11:28)
|
|
||
|
|
280
|
1579
|
90/7/5 (11:15)
|
|
||
|
|
323
|
2659
|
90/11/23 (17:23)
|
|
||
|
|
165
|
1644
|
90/11/21 (15:35)
|
|
||
|
|
159
|
826
|
90/11/19 (09:37)
|
|
||
|
|
103
|
880
|
90/7/9 (11:10)
|
|
||
|
|
1121
|
8251
|
90/11/18 (23:58)
|
|
||
|
|
1081
|
5455
|
90/11/23 (17:00)
|
|
||
|
|
960
|
9432
|
90/11/22 (14:04)
|
|
||
|
|
142
|
1019
|
90/11/19 (12:05)
|
|
||
|
|
109
|
1025
|
90/11/18 (15:13)
|
|
||
|
|
223
|
2213
|
90/11/18 (11:07)
|
|
||
|
|
83
|
725
|
90/11/18 (09:04)
|
|
||
|
|
818
|
3504
|
90/11/17 (19:43)
|
|
||
|
|
187
|
1698
|
90/11/17 (08:28)
|
|
||
|
|
2
|
8
|
90/11/8 (21:50)
|
|
||
|
|
1647
|
14710
|
90/11/8 (10:59)
|
|
||
|
|
260
|
2141
|
90/11/6 (13:08)
|
|
||
|
|
44
|
277
|
90/11/4 (21:44)
|
|
||
|
|
3
|
27
|
90/11/4 (21:39)
|
|
همه ما راحت حرف می زنیم ولی نوشتن برای بیشتر ما سخت است . اما تو بنویس تا یادت بماند که نوشته ها ، در پای عبور است . فردا که برگردی و نوشته هایت را بخوانی ، به یاد می آوری که از کجا رد شده و چطور قد کشیده ای !
این بحث هم فقط یک جور بهانه است ، بهانه رد شدن و قد کشیدن . این بحث نه قاعده ای دارد و نه نظمی . تنها قاعده اش نوشتن برای اوست .
این روزها ، آدم ها سرشان شلوغ است . بعضی ها حوصله خدا را ندارند . حال او را نمی پرسند برایش نامه نمی نویسند ، اما تو این کار را بکن . تو حالش را بپرس . تو چیزی برایش بنویس . ساعتهایت را با او قسمت کن ، ثانیه هایت را هم .
****
و اما آن کتاب آسمانی یادت هست ؟ اسمش قرآن بود . کلمه های خدا بود در دست های پیامبر . با اینکه این روزها این کلمه ها همه جا هست ولی کسی آنها را نفس نمی کشد
، کسی با آنها زندگی نمی کند . تو اما کلمه های خدا را نفس بکش و زندگی کن . و اما این تلنگر کوچکی است به قلب بزرگ تو !
دیگر چه بگویم که تویی و کلمه و خداوند 
پس برایش بنویس ... بنویس ... هر چه که باشد 
برگرفته از کتاب شاهکار نامه های خط خطی - نوشته سرکار خانم عرفان نظر آهاری 
هیچ آدابی و هیچ ترتیبی مجو
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
گویند خدا در بلندی هاست
اما اگر به فراز کاج ها نظر کنی
او را نخواهی دید
و اگر ژرفای کوه ها را بکاوی.
او را در زر و سیم نخواهی یافت
اگر چه نور او از هر چه شکوهمند
و زیباست می درخشد
چقدر او خوب و مهربان ست
که زمین را بر چهره افکنده
و خود را چون رازی که به خاطر
عشق پنهان می کنند
در پرده نگاه داشته ست
اما من همچنان احساس می کنم که
آغوش گرم او
از جمله آفریدگان
به هر جا و در هر چه به چشم و
گوش می آید
به سوی من گشاده ست
چنانکه گویی مادر مهربانم
نیمه شب لبهایش را بر پلک های
بسته ی چشم من می نهد
مرا نیمه بیدار می کند و می گوید
نازنین،
حدس بزن چه کسی تو را در تاریکی
بوسیده ست.
الیزابت برت برونینگ
خدایا ...
مهم نیست که مرا
از ملاقات ِ ماه و گفتگوی باران
باز داشته اند.
من برای رسیدن به آرامش
تنها به تکرار ِ اسم ِ تو
بسنده خواهم کرد.
همه چیز دُرُست خواهد شد.
علی صالحی/
خدایا!
امروز همه نیاز من این است که تو را به نام بخوانم
و مشتاق حرف حرف نام تو باشم
مثل کودکی که مشتاق تکه ای حلواست
هرجایِ
دنیایی دلم اونجاست
من کعبه مو دورِ
تو میسازم
من پشت کردم به
همه دنیا
تا رو به تو
سجاده بندازم
هرروز حِسِم تازه تر میشه
غرقِ تو میشم
بلکه دریا شم
بیزارم از اینکه
تمامِ عمر
از رویِ عادت ،
عاشقت باشم
گاهی پرستیدن ،
عبادت نیست
با اینکه سر رو
مهر میذاری
گاهی برای دیدن
عشقت
باید سر از رو
مهر برداری
یک عمر هر دردی
به من دادی
حس میکنم عینِ
نیازم بود
جایی که افتادم
به پای تو
زیباترین جایِ
نمازم بود



