| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
401
|
2705
|
91/2/11 (08:56)
|
|
||
|
|
280
|
1590
|
90/7/5 (11:15)
|
|
||
|
|
25
|
47
|
91/3/10 (12:33)
|
|
||
|
|
327
|
2767
|
91/2/7 (00:16)
|
|
||
|
|
175
|
1806
|
91/2/6 (00:58)
|
|
||
|
|
104
|
900
|
90/12/8 (08:30)
|
|
||
|
|
159
|
852
|
90/11/19 (09:37)
|
|
||
|
|
1127
|
8346
|
91/2/27 (02:12)
|
|
||
|
|
195
|
1829
|
91/3/10 (08:35)
|
|
||
|
|
2000
|
15496
|
91/3/9 (20:49)
|
|
||
|
|
92
|
841
|
91/3/9 (09:57)
|
|
||
|
|
6
|
82
|
91/3/8 (23:12)
|
|
||
|
|
962
|
9541
|
91/3/4 (16:08)
|
|
||
|
|
587
|
5829
|
91/2/28 (18:41)
|
|
||
|
|
148
|
1292
|
91/2/26 (18:37)
|
|
||
|
|
329
|
5347
|
91/2/26 (18:36)
|
|
||
|
|
1085
|
5533
|
91/2/13 (08:30)
|
|
||
|
|
161
|
1280
|
91/2/5 (14:16)
|
|
||
|
|
225
|
2288
|
91/1/28 (13:55)
|
|
||
|
|
100
|
611
|
91/1/7 (19:52)
|
|
نقد بخش اول کتاب " 4 اثر از فلورانس اسکاولشین " ترجمه گیتی خوشدل
خیر خواهی انسان نیکخواه ، پیرامونش هاله ای عظیم از حمایت می آفریند . از این رو هر سلاحی که به سوی او نشانه رود ، کارگر نخواهد افتاد به عبارت بهتر ، محبت و رضامندی ، دشمنان درون را نابود می کنند . از این رو برون از خویش نیز دشمنی نخواهد داشت .
« برای کسی که رضامندی مردم را می طلبد بر زمین سلامتی هست .»
« در این وقت بر شما نخواهد بود که جنگ کنید بایستید و نجات خداوند را ببینید . » 
تو در این جنگ با جنگیدن به ظفر نمی رسی . آن را تماما به خدا بسپار تا برایت به انجام برساند . 
با تشکر از گیلدای عزیز 
نه هیچ انسانی دشمن توست و نه هیچ انسانی دوست تو . بلکه هر انسان معلم توست .
بایستید و نجات خداوند را ببینید . خداوند برای شما جنگ خواهد کرد و شما خاموش باشید .
اینک همه چیز را از نو می سازم . 
4 اثر از فلورانس اسکاولشین - ترجمه گیتی خوشدل

زنی که در حومه شهر زندگی می کرد می خواست خانه و اثاثیه اش را بفروشد. زمستان بود و چنان برف سنگینی باریده بود که تقریبا محال بود که هیچ ماشین یا کامیونی بتواند تا در خانه اش برسد. منتها چون از خدا خواسته بودکه اثاثیه اش را به کسی که خدا می خواست و به قیمتی که خدا صلاح می دانست برایش بفروشد ، از ظواهر امر دل نگران نبود. اثاثیه اش را برق انداخت و آماده فروش وسط اتاق گذاشت . وقتی مرا دید گفت : حتی از پنجره به بیرون نگاه نکردم تا انبوه برف را ببینم یا سوز سرما را احساس کنم. تنها به وعده های خدا توکل کردم و بس!
مردم نیز به گونه ای معجزه آسا اتومبیل خود را تا در خانه اش رساندند و نه تنها اثاثیه خانه ، حتی خود خانه نیز بی آنکه کارمزدی به هیچ بنگاه معاملات ملکی پرداخت شود به فروش رفت.
ایمان هرگز از پنجره به بیرون نمی نگرد تا انبوه برف را ببیند تا سوز سرما را احساس کند.
ایمان برای برکتی که طلبیده است تدارک می بیند و بس.
4 اثر از فلورانس اسکاولشین - ترجمه گیتی خوشدل

اجازه بدین یک نکته در مورد کتاب فلورانس بگم !!!
=D>
این کتاب معجزه است. دلیل میخواهید؟؟؟
داشتن این همه دوست، شادی، مهربونی و بهترین ها، همین جا، توی همین کلوب!!!!8->=D>

خداوند می گوید مرا این چنین آزمایش کنید که آیا روزن های آسمان را برای شما نگشوده ام و چنان برکتی بر شما نریخته ام که گنجایش آن نیست . 
از فورانس بگم یا نه
نوشته هاشو نقد کنم و بگم کدومش تو زندگیم به درد من خورد
من با خوندن فورانس هزاران فلورانس رو در وجودم بیدار کردم در اصل پیدا کردم
گاهی چیزهایی وجود داره که اصلا بهش فکر هم نمی کنی و نمی کردی .
من تو را شفاعت می کنم اینبار نه از زبان فلورانسی که همه میشناسند
نه!
از زبان فلورانس دیگری موجودی خواب آلوده حقیقتهایی که شنیده نخواهند شد جز برای او
بیان نخواهد شد جز برای خود
بگذریم که این من هستم
دیروز نومیدو سرشکسته و موجودکی مخمور از حقیقتهایی
و امروز شفاعت کننده ی بسیاری دیگر ......
من که ایمان دارم به خدا به وجود او به طلوع و غروب وبه پاهایم پاهای ذهنم را چه شده شفایشان را گرفته ام امروز آمده ام که بگویم برای رفتن آماده ام کمی ایمان به خویشتن شفایافته ام هدیه دادم
من به خویش ایمان یافتم
حقیقتهای تلخ زیادی هستند برای اندیشه و کمی دیر رفتن خیالی هست یا نه اما در راه هم میشود به آنها فکر کرد و قبل از رفتن به کسی سپرد
رفتم و او چیزهایی را که غم من بودند و باعث کندی راهم از من پذیرفت .
گفت: اگر ایمان یافته ای پس تردید مکن و راه بیفت .
همه ی حقیقتهای من پیرامونم جمع شدند وبرایم دعا کردند که مانعی برای رسیدنم در راهم نباشد .
او نیز فرشتگانی گماشته تا آمین گویند
چنین خواهد شد .
از آنها جدا شدم با ایمانی تازه و قلبی پر قوت
در راهم.............................................
ریحانه فکر می کنی کجای راهم الان
راستی جبران تموم بدقولیام شدن یا نه
هروقت بتونم باکمال میل میام 
قربون تو تارا
خدای ما خوش سلیقه هست .
این رو اسکاولشین به ما یاد آوری می کنه و باید مثل گوشواره به گوشمون آویزش کنیم و باورش کنیم .
خدا از من و تو خیلی خیلی خوش سلیقه تره !!!
پس نگران چی هستی ؟
باورش سخته ولی واجبه ;)8->
ایمان یعنی امید و انتظار
بی درنگ چنان رفتار کنید که انگار منتظر موفقیت و شادمانی و فراوانی هستید .
برای خیر و صلاح خود آماده شوید.
کاری کنید که نشان بدهد در انتظار آمدنش هستید چون تنها ایمان فعال بر ذهن نیمه هشیار اثر می گذارد .
اگر خانه ای طلبیده اید ، بی درنگ چنان دست به کار آماده کردن وسایل آن شوید که گویی ثانیه ای از وقت خود را نمی خواهید تلف کنید . شروع کنید به جمع آوری تزیینات کوچکی از قبیل رومیزی و ...
زنی را می شناختم که با خریدن یک صندلی راحتی بزرگ ، با جهشی عظیم به آغوش ایمان پرید . معنای این صندلی برای او کسب و کاری موفق بود چون اوضاع و شرایط را برای ظهور همسری مناسب اما به انتخاب الهی آماده می کرد . البته همسر نیز از راه رسید .
برخی می گویند : فرض کن پول نداری که صندلی بخری . در این صورت به ویترین مغازه ها نگاه کنید تا با آنچه دوست دارید رابطه ای صمیمانه برقرار کنید . یعتی در تموج یا طیف آنها قرار گیرید .
پس مدام به چیزهای زیبا و دلپذیر توجه کنید که با آنها تماسی نامریی و باطنی داشته باشید . چندی نمی گذرد که همه این چیزها وارد زندگیتانی می شوند .
خدا شکست نمی خورد و وا نمی ماند . زیرا کارهای خداوند عظیم و عجیب است . کار او جلال و کبریایی است .
اگر راه ها و چاره ها را به خدا بسپارید ، هر خیر و خوشی به ظاهر محالی را می توانید از او انتظار داشته باشید .
اما هرگز برای خدا تکلیف تعیین نکنید . یعنی نگویید از کدام راه می خواهید به خواسته خود برسید . یا از خود نپرسید : آیا واقعا ممکن است ؟
تدابیر خدا حیرت انگیز است .
----------
وقتی دعای ما مستجاب می شود ، شور و شوق الهی به ما دست می دهد و ما آن را تجلی می خوانیم که یعنی به نمایش درآوردن حقیقت و رهایی از هر نوع محدودیت . 
---------------------
شور و شوق ، آتش الهی است و در دیگران نیز شور و شوق برمی انگیزد . برای اینکه فروشنده خوبی باشید باید برای کالاهایی که می فروشید شور و شوق داشته باشید . اگر از کارتان خوشتان نیاید و یا از آن خسته شده باشید ، این آتش می افسرد و دیگران نیز مشتاق نخواهند بود . 
------------------
زمانی که آدمی خواسته خود را از ذات کل طلبید باید برای هر گونه شگفتی آماده باشد .
بارها باید صورت شفگت زده و چشمان ناباور خودمون رو در حال دیدن خواسته ببینیم و خودمون رو در اون وضعیت کامل تجسم کنیم ! 8->
---------------------
- و اما طالبان خداوند را به هچ چیز نیکو کمی نخواهد شد -
طلب خداوند یعنی آدمی باید نخستین گام را بردارد و حرکت را آغاز کند .
به خدا تقرب جویید تا به شما نزدیکی نماید .
راه های طلب خداوند عبارتند از : تکرار عبارت های تأکیدی ، امید و انتظار ، تدارک دیدن و آماده شدن برای خیر و خوشی خود .
امروز روز خوبی است . از آسمان بر من طلا می بارد . 
هدیه خدا به انسان قدرت است و تسلط به همه مخلوقات و ذهن و تن و امور خویشتن .
همه ناکامی ها از نبود قدرت است .
آدمی خود را ناتوان و قربانی شرایط می پندارد و می گوید اوضاعی که مهار کردن آنها از دستش خارج بوده موجب شکست او شده است .
به راستی که انسان تنها ، قربانی شرایط است . اما اگر به قدرت خدا بپیوندد ، هیچ چیز تکانش نمی دهد و همه چیز میسر می شود .
کلام خودتان رمز تماس و پیوستن به این قدرت است .
مراقب کلامت باش
مراقب افکارت باش
مراقب اندیشه های مدام روزانه خود باش.
امروز روز خوبی است . از آسمان بر من طلا می بارد . 
مثل كسانى كه غیر از خدا را اولیاى خود برگزیدند، مثل عنكبوت است كه خانهاى براى خود انتخاب كرده; در حالى كه سستترین خانههاى خانه عنكبوت است اگر مىدانستند!
هر که بر خدا تکیه کند، پس خدا برای {تمام امور} او کافیست.
تمام توجه باید به سمت خدا باشد 
هم اکنون به لطف الهی همه چیز و همه کس توانگرم می سازد =D>
در شرایط سخت : هیچ یک از اینها تکانم نمی دهد 
(بجز خدا) محتاج هیچ کس نخواهم بود . 8->
امروز روز خوبی است . به خواست خدا از آسمان بر من طلا می بارد . 
وای نمیدونید که امروز چقدر خوشحالم
دلم خواست این خوشحالیم رو اینجا بنویسم چون مدیون اسکاول شینم
قبل از هر چیز بگم خدایا ممنونتم! خدایا دوست دارم! خدایا واقعا کارت درسته! خدایا مرسیییییییییییییی
قضیه برمیگرده به پول ثبت نام کلاس ورزشم که این ماه از دستم در رفته بود و مبلغ لازم رو کنار نگذاشته بودم و تو فکر این بودم که این پول رو از کجا جور کنم و با این وضع شلوغی بانکها وقت بانک رفتن رو هم نداشتم از طرفی نمیخواستم از خانواده هم بگیرم یاد جملات اسکاول شین افتادم که میگفت خدا هرگز دیر نمیکند و فقط کافی از اون بخواهید هر روز از خدا خواستم که به نحوی این پول رو برام جور کنه که مجبور نشم از بانک یا خانواده بگیرم. شنبه که کلاس بودم گفتند باید بیعانه بدهم و برای دوشنبه ثبت نام کنم. 5000 تومان بیعانه دادم و وقتی اومدم بیرون گفتم هنوز تا دوشنبه یک روز مانده و مطمئن هستم که خدا دیر نمیکنه و سر موقع پول به دستم میرسه .
واییییییییییییی باورتون نمیشه امروز که یکشنبه باشه یکی از همکارام که ماه اردیبهشت مبلغی رو بهش قرض داده بودم و فکر نمیکردم حالا حالا ها پس بیاره پول رو کامل بهم برگردوند یعنی حتی بیشتر از مبلغی که برای ثبت نام به اون احتیاج داشتم. اصلا باورم نمیشد تو اون لحظه نزدیک بود گریم بگیره واسه لحظه هایی که خدا رو فراموش کردم و به جای کمک خواستن از اون به دیگران متوسل شدم شرمنده شدم و هزار بار شکر کردم که ایمانم رو قوی تر کرد. یک بار دیگه باعث شد بفهمم که خیلی بزرگه خیلی کریمه خیلی بخشنده است و همیشه هوای بنده اش رو داره و هیج وقت دیر نمیکنه
خدایا بازم ازت ممنونم

=D>=D>=D>=D>=D>=D>
شهرزاد جونم
تو خودت اسکاولشینی !!!!
شکلاتی شکلاتی !
عسلی یا که شیرینی که به دل اینجور می شینی 
دوست عزیزم امیدورام هر روزت رو با جملات اسکاولشین زندگی کنی !
8->زندگی باید کردش8->
مرسی شهرزاد جون و پدرام عزیز
شهرزاد جون وقتی از خدات می گی آروم می شم ! ولی گاهی بعضی ها از خداشون می گن دلم می خواد گیسامو بکنم 

یه جمله ای در کتاب اسکاولشین همیشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من رو دل گرم می کنه 8->
خدا می فرماید : من تمامی زمین های ملخ خورده رو به تو باز می گردانم . 
برای همین در هر شرایطی به جای فکر به چراش بهتره به چگونگی برخورد با ماجرا فکر کنیم و توانایی هامون رو بالا ببریم و به فردی با توانایی ها و مهارت های بهتر تبدیل بشیم تا بتونیم آیندمون رو بهتر بسازیم و زیبا تجزیه و تحلیل کنیم و از زندگی واقعا لذت ببریم .
از سختی ها نباید ترسید وقتی چشم و دلمون به خدا روشنه !
خدایا چشم و دلمون رو تو روشن کن که اگر تو روشن کنی هیچ کس قادر به خاموش کردنش نیست !
خدایا ! هر روز به ما یادآوری کن که یار و یاوری جز تو نداریم 
تناسخ می تونه پاسخ خیلی از سئوال ها رو بده و خیلی از مسائل رو توجیه كنه و به راحتی هم نمی شه نقضش كرد. من هم تعصبی در رد یا قبولش ندارم. اما در ارتباط با سئوال مطرح شده می شه بدون تناسخ هم پاسخی پیدا كرد :
1- ما یه مأموریت داریم و اون كسب معرفت های مورد نیاز برای زندگی در یه دنیای دیگه ست.
2- دست و پا و چشم و گوش و هوش و ثروت و پدر و مادر و موقعیت اجتماعی و امنیت و احترام و ... همه ابزارهای این دنیایی هستن كه بودن یا نبودن شون در اصل مأموریت ما تأثیری نداره هر چند كه در ظاهر زندگی رو سخت تر یا آسونتر جلوه می ده اما این طوری ها هم كه ما فكر می كنیم نیست. یعنی از اونی كه چشم داره با اونی كه از بینایی محرومه دو جور امتحان می گیرن كسی هم كه امتحان می گیره ببینه ما معرفت لازم رو كسب كردیم یا نه خوب كارش رو بلده و اشتباه و شك و شبهه ای توی كارش نیست.
3- یه مثال دیگه، ما مثل تاجرایی می مونیم كه با سرمایه های خیلی متفاوت توی یه بازار داریم تجارت می كنیم. به نظر شما اگه كسی سرمایه 2 ریالی اش شد 4 ریال تاجر موفق تریه یا كسی كه سرمایه 1000 ریالی اش شده 1002 ریال؟